فهرست مطالب
آداب حدیث
چکیده
حدیث، یکی از دو منبع علوم الهی است که همهی مسلمانان آن را پذیرفتهاند، منتهی در اعتبار سنجی آن دچار اختلاف شدهاند. شیعه، حدیث را در صورت معتبر بودن، حجت میداند و بر اساس آن عمل میکند. آداب حدیث، چگونگی تعامل شخص را با حدیث بیان میدارد، تا بتواند، بهرهمندی مطلوب از آن را داشته باشد.
1– معنی و مفهوم حدیث
شیخ بهایی: حدیث، آن است که گوینده آن را به زبان میآورد، و بر این معنا تفسیر شده است کلام الهی « وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُ إِلى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِيثاً» که مراد، مطلق کلام است.
و نیز وی حدیث را در اصطلاح گوید: سخنی است که قول، فعل و تقریر معصوم (علیهم السلام) را گزارش می کند. (الوجیزة الدرایه ص 4)
۲- آخرت خواهی
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَرَادَ الْحَدِيثَ لِمَنْفَعَةِ الدُّنْيَا لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي الْآخِرَةِ نَصِيبٌ وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ خَيْرَ الْآخِرَةِ أَعْطَاهُ اللَّهُ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۸)
كسى كه حديث را براى منفعت و سود دنيا بخواهد، در آخرت و سراى ديگر براى او نصيب و بهرهاى نيست، و كسى كه آن را براى خير و نيكى آخرت بخواهد، خدا خير و نيكى دنيا و آخرت را به او عطاء کرده و میبخشد.
۳- امانتداری
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَوْ أَنَّا حَدَّثْنَا بِرَأْيِنَا ضَلَلْنَا كَمَا ضَلَّ مَنْ كَانَ قَبْلَنَا وَ لَكِنَّا حَدَّثْنَا بِبَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّنَا بَيَّنَهَا لِنَبِيِّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَبَيَّنَهُ لَنَا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۷۲)
اگر ما (آل محمد، صلوات اللَّه عليهم) از روى رأى و انديشه (از پيش خودمان) حديث و سخنى میگفتيم گمراه میشديم، چنان كه كسانى كه پيش از ما بودند گمراه شدند. و امّا ما حديث میگویيم از روى برهان و دليل آشكار از جانب پروردگارمان كه آن برهان و دليل را براى پيغمبرش (صلّى اللَّه عليه و آله) بيان كرده و آن حضرت براى ما بيان کرده است.
سَوْرَةُ بْنِ كُلَيْبٍ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بِأَيِّ شَيْءٍ يُفْتِي الْإِمَامُ قَالَ بِالْكِتَابِ قُلْتُ فَمَا لَمْ يَكُنْ فِي الْكِتَابِ قَالَ بِالسُّنَّةِ قُلْتُ فَمَا لَمْ يَكُنْ فِي الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ قَالَ لَيْسَ شَيْءٌ إِلَّا فِي الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ قَالَ فَكَرَّرْتُ مَرَّةً أَوِ اثْنَتَيْنِ قَالَ يُسَدَّدُ وَ يُوَفَّقُ فَأَمَّا مَا تَظُنُّ فَلَا. (بحار الانوار ج۲ ص۱۷۵)
سورة بن کلیب: به امام صادق (عليه السّلام) عرض کردم: امام و پيشوا به چه چيز فتوى و حكم میدهد؟ فرمود: به كتاب (قرآن عظيم) گفتم: آنچه در كتاب نيست چطور؟ فرمود: به سنّت. گفتم: پس آنچه در كتاب و سنّت نبوده (به چه چيز فتوى و حكم میدهد)؟ فرمود: چيزى نيست مگر آنكه در كتاب و سنّت است. من (اين سخن را) تكرار كرده يك بار يا دو بار گفتم. آن حضرت فرمود: (امام از جانب خداى تعالى) راهنمایى و توفيق داده و كمك مىشود (و از كتاب و سنّت حكم میدهد) و آنچه را تو گمان میكنى (كه از پيش خود و به رأى و انديشهاش حكم میدهد) چنين نمیباشد.
جَابِرٌ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِذَا حَدَّثْتَنِي بِحَدِيثٍ فَأَسْنِدْهُ لِي فَقَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ عَنْ جَبْرَئِيلَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كُلُّ مَا أُحَدِّثُكَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ. (بحار الانوار ج۲ ص ۱۷۸)
به امام محمّد باقر (عليه السّلام) عرض کردم: هر گاه حديث و سخنى را براى من بيان میكنى آن را برايم نسبت داده و ربط و پيوستگی آن را بيان فرما. (حديث را از چه کسی نقل میفرمایى.) حضرت فرمود: پدرم به من حديث و سخن فرمود از جانب جدم رسول خدا (صلوات اللَّه عليهم) از جبرئيل (عليه السّلام) از جانب خداى عزیز و بلندمرتبه. و هر چه به تو حديث میگويم به اين اسناد و نسبت دادن است.
۴- عمل به حدیث
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: (يذكر فيها آل محمد صَلواتُ اللهِ عَلَیهِم) … عَقَلُوا الدِّينَ عَقْلَ وِعَايَةٍ وَ رِعَايَةٍ، لَا عَقْلَ سَمَاعٍ وَ رِوَايَةٍ، فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ. (نهج البلاغه خطبه ۲۳۹)
(از خطبههاى آن حضرت است در رابطه با فضائل آل محمّد عليهم السّلام:) دين را همراه با فراگيرى و عمل درك كردند، نه فقط از راه شنيدن و روايت كردن؛ زيرا راويان دانش فراوانند، و عمل كنندگان به حق اندك!
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَدَّى إِلَى أُمَّتِي حَدِيثاً يُقَامُ بِهِ سُنَّةٌ أَوْ يُثْلَمُ بِهِ بِدْعَةٌ فَلَهُ اَلْجَنَّةُ . (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۲)
هر کس حدیثی را به امّت من برساند که به موجب آن، سنّت بر پا شود یا بدعتی خدشهدار شود، بهشت از آنِ او باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …فَاعْقِلُوا الْحَقَّ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ وَ لَا تَعْقِلُوهُ عَقْلَ رِوَايَةٍ فَإِنَّ رُوَاةَ الْكِتَابِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ.(کافی ج ۸ ص ۳۹۱)
پس هر گاه حقّى را شنيديد، آن را به گوش جان بشنويد و آن را مورد عمل و اعتقاد خويش قرار دهيد، نه آنكه تنها براى نقل و روايت به خاطر بسپريد، چه فراوانند ناقلان و راويان كتابها، در حالى كه مراعاتكنندگان و پردازندگان بدان نادرند، و يارى از خدا بايد جست.
۵- روایت حدیث
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اللَّهُمَّ ارْحَمْ خُلَفَائِي ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَنْ خُلَفَاؤُكَ؟ قَالَ الَّذِينَ يَأْتُونَ مِنْ بَعْدِي وَ يَرْوُونَ أَحَادِيثِي وَ سُنَّتِي فَيُسَلِّمُونَهَا النَّاسَ مِنْ بَعْدِي. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۴۴)
خدايا! جانشينان مرا رحمت كن! – سه بار- پرسيدند: اى پيامبر خدا! جانشينان تو كيانند؟ فرمود: آنان كه پس از من میآيند و احاديث و سنت مرا نقل میكنند و به دست مردمان پس از من میرسانند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَزَاوَرُوا وَ تَذَاكَرُوا الْحَدِيثَ إِنْ لَا تَفْعَلُوا يَدْرُسْ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۱)
به زيارت و ديدار يكديگر برويد و حديث و سخن (رسول خدا و ائمّه معصومين، صلوات اللَّه عليهم اجمعين) را مذاكره و گفتگو كنيد، اگر چنين نكنيد، حديث از دست میرود.
۶- کتابت حدیث
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قَيِّدُوا الْعِلْمَ قِيلَ وَ مَا تَقْيِيدُهُ قَالَ كِتَابَتُهُ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۱)
علم را در بند كشيد. عرض شد: در بند كشيدن آن چگونه است؟ فرمود: با نوشتن آن.
اَلحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ أَنَّهُ دَعَا بَنِيهِ وَ بَنِي أَخِيهِ فَقَالَ إِنَّكُمْ صِغَارُ قَوْمٍ وَ يُوشِكُ أَنْ تَكُونُوا كِبَارَ قَوْمٍ آخَرِينَ فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَمَنْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ أَنْ يَحْفَظَهُ فَلْيَكْتُبْهُ وَ لْيَضَعْهُ فِي بَيْتِهِ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۲)
از امام حسن مجتبی (علیه السلام) رسيده كه آن حضرت فرزندان خود و فرزندان برادرش را دعوت کرده و خوانده، آنگاه فرمود: شما خردسالان، گروهى هستيد كه نزديك است بزرگسالان گروه ديگر باشيد. پس علم و دانش را بياموزيد، و هر كه از شما استطاعت و توانایى داشته آن را حفظ و نگهدارى كند، بايد آن را بنويسد و در خانهاش بگذارد.(تا خود و ديگران از آن استفاده کرده و بهرهمند گردند).
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اُكْتُبْ وَ بُثَ عِلْمَكَ فِي إِخْوَانِكَ، فَإِنْ مِتَ فَوَرِّثْ كُتُبَكَ بَنِيكَ، فَإِنَّهُ يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ مَا يَأْنَسُونَ فِيهِ إِلَّا بِكُتُبِهِمْ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۰)
علم و دانش خویش را در ميان برادران (همكيشان) خود بنويس و پراكنده كن. پس اگر مُردى (هنگام مُردنت) كتابهايت را ميراث فرزندانت گردان، زيرا بر مردم، روزگار هرج و تباهكارى و آشوب خواهد آمد كه در آن جز به كتابهایشان اُنس نگرفته و آرامش دل بدست نياورند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِحْتَفِظُوا بِكُتُبِكُمْ فَإِنَّكُمْ سَوْفَ تَحْتَاجُونَ إِلَيْهَا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۲)
(احاديث و اخبار را) با نوشتن حفظ کنید؛ پس همانا به زودی نیاز به آنها پیدا میکنید.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْرِبُوا كَلَامَنَا فَإِنَّا قَوْمٌ فُصَحَاءُ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۱)
كلام و حدیث ما را اِعراب دهید. (صحیح تلفظ کنید و درست بنویسید.) زيرا ما (آل محمّد، صلوات اللَّه عليهم) گروه فُصَحاء و كسانى هستيم كه سخنانمان رسا است.
۷- نگهبانی حدیث
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَدِّثُوا عَنَّا وَ لَا حَرَجَ رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَحْيَا أَمْرَنَا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۱)
حدیث بگویید از ما و هیچ ضرری ندارد؛ خداوند رحمت کند، کسانی که امر (کار) ما را زنده میدارند.
سَأَلَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) رَجُلٌ أَنْ يُعَرِّفَهُ مَا الْإِيمَانُ؟ فَقَالَ: إِذَا كَانَ غَدٌ فَأْتِنِي حَتَّى أُخْبِرَكَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ فَإِنْ نَسِيتَ مَقَالَتِي حَفِظَهَا عَلَيْكَ غَيْرُكَ فَإِنَّ الْكَلَامَ كَالشَّارِدَةِ يَثْقَفُهَا هَذَا وَ يُخْطِئُهَا هَذَا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۶۰)
شخصی از امير المؤمنين (عليه السّلام) پرسيد كه ايمان را تعريف كن. فرمود: فردا نزد من بيا تا در جمع مردم پاسخ گويم، كه اگر تو گفتارم را فراموش كنى، ديگرى آن را در خاطرش سپارد، زيرا گفتار چونان شكار رمنده است؛ يكى آن را به دست آورد، و ديگرى آن را از دست میدهد.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَّهِ إِنَّ أَحَبَّ أَصْحَابِي إِلَيَّ أَوْرَعُهُمْ وَ أَفْقَهُهُمْ وَ أَكْتَمُهُمْ لِحَدِيثِنَا وَ إِنَ أَسْوَأَهُمْ عِنْدِي حَالًا وَ أَمْقَتَهُمْ لَلَّذِي إِذَا سَمِعَ الْحَدِيثَ يُنْسَبُ إِلَيْنَا وَ يُرْوَى عَنَّا فَلَمْ يَقْبَلْهُ اشْمَأَزَّ مِنْهُ وَ جَحَدَهُ وَ كَفَّرَ مَنْ دَانَ بِهِ وَ هُوَ لَا يَدْرِي لَعَلَّ الْحَدِيثَ مِنْ عِنْدِنَا خَرَجَ وَ إِلَيْنَا أُسْنِدَ فَيَكُونُ بِذَلِكَ خَارِجاً عَنْ وَلَايَتِنَا. (کافی ج۲ ص ۲۲۳)
به خدا سوگند! همانا محبوبترين اصحاب من، زاهد و با تقواترين ايشانند و نسبت به احاديث ما پنهاندارترين ايشانند؛ و بدترين و مبغوضترين اصحاب نزد من، كسى است كه هرگاه حديثى را بشنود كه به ما نسبت دهند و از ما روايت كنند، در بارهی (جوانب آن) نينديشد و آن را نپذيرد و از آن بدش آيد و انكارش كند. و هر كسى هم به آن معتقد باشد، تكفيرش مىكند، در صورتى كه او هيچ نمىداند كه چه بسا از ما صادر شده باشد و او به سبب انكارش از ولايت ما خارج گردد.
۸- آثار حدیث
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ حَدِيثَنَا يُحْيِي الْقُلُوبَ وَ قَالَ مَنْفَعَتُهُ فِي الدِّينِ أَشَدُّ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِدٍ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۱)
همانا حديث و سخن ما دلها را زنده (شاد) میگرداند. (چون احاديث و سخنان محمّد و آل محمّد، صلوات اللَّه عليهم وسيلهی بدست آوردن سعادت و نيكبختى دنيا و آخرت است) و (از اين رو) آن حضرت فرمود: منفعت و سود سخن ما سختتر است بر شيطان، از عبادت و بندگى هفتاد هزار عابد و پرستنده خدا.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ تَعَلَّمَ حَدِيثَيْنِ اثْنَيْنِ يَنْفَعُ بِهِمَا نَفْسَهُ أَوْ يُعَلِّمُهُمَا غَيْرَهُ فَيَنْتَفِعُ بِهِمَا كَانَ خَيْراً مِنْ عِبَادَةِ سِتِّينَ سَنَةً. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۲)
هر كس دو حديث بياموزد كه برايش سودمند باشد، يا آنها را به ديگرى آموزش دهد كه از آن دو حديث بهرهمند شود، بهتر از شصت سال عبادت است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: تَذَاكَرُوا وَ تَلَاقَوْا وَ تَحَدَّثُوا فَإِنَّ الْحَدِيثَ جِلَاءُ الْقُلُوبِ إِنَّ الْقُلُوبَ لَتَرِينُ كَمَا يَرِينُ السَّيْفُ وَ جِلَاؤُهُ الْحَدِيثُ. (بحارالانوار ج ۲ ص ۱۵۲)
با يكديگر مذاكره [علمى ]و ملاقات كنيد و حديث بگوييد؛ زيرا حديث صيقل دلهاست. همانا دلها همچون شمشير زنگار مىگيرد و صيقل آنها به حديث است.
۹- حفظ حدیث
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ حَفِظَ عَنِّي أَرْبَعِينَ حَدِيثاً مِنْ أَحَادِيثِنَا فِي الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَقِيهاً عَالِماً وَ لَمْ يُعَذِّبْهُ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۳)
هر كه از من چهل حديث از احاديث و سخنان ما (آل محمّد، صلّى اللَّه عليه و آله) را در باره (آنچه كه) حلال و (روا است) و حرام و (ناروا است)، حفظ و نگهدارى كند، خدا او را روز رستاخيز، داناى به احكام شرعی و دانشمند برانگيزد و او را عذاب نکند.
۱۰- راستگویی
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكُمْ وَ الْكَذِبَ الْمُفْتَرَعَ قِيلَ لَهُ وَ مَا الْكَذِبُ الْمُفْتَرَعُ قَالَ أَنْ يُحَدِّثَكَ الرَّجُلُ بِالْحَدِيثِ فَتَرْوِيَهُ عَنْ غَيْرِ الَّذِي حَدَّثَكَ بِهِ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۸)
از دروغ مُفترع بپرهيزيد. كسى به آن حضرت گفت: دروغ مفترع چيست؟ فرمود:این است كه شخصی برای تو حدیثی نقل کند، و تو در بازگو کردن آن حديث، نام گویندهی آن حدیث را نبری که برای تو گفته است، و آن را بی واسطه نقل کنی.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ رَوَى عَنِّي حَدِيثاً وَ هُوَ يَرَى أَنَّهُ كَذِبٌ فَهُوَ أَحَدُ الْكَاذِبِينَ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۸)
كسى (عالم و دانشمندى) كه حديث و سخنى را از من نقل كند در حالى كه مىبيند (از روى عقل و خرد و فكر و انديشه میداند) آن حديث دروغ است، او يكى از دروغگويان خواهد بود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِيثٍ فَأَسْنِدُوهُ إِلَى الَّذِي حَدَّثَكُمْ فَإِنْ كَانَ حَقّاً فَلَكُمْ وَ إِنْ كَانَ كَذِباً فَعَلَيْهِ. (کافی ج ۱ ص ۵۲)
چون حديثى به شما گويند، در مقام نقل، آن را به گويندهاش نسبت دهيد. اگر درست باشد، به نفع شماست و اگر دروغ باشد، به زيان گوينده است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ صَادِقُونَ لَا نَخْلُو مِنْ كَذَّابٍ يَكْذِبُ عَلَيْنَا وَ يُسْقِطُ صِدْقَنَا بِكَذِبِهِ عَلَيْنَا عِنْدَ النَّاسِ … (بحار الانوار ج ۲ ص ۲۱۷)
ما اهل بیت راست می گوییم، ولی همیشه فرد دروغ گویی بر ما دروغ بسته، حرفهای راست ما را نزد مردم از اثر میاندازد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَدِيثٌ يَأْخُذُهُ صَادِقٌ عَنْ صَادِقٍ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۰)
حدیثی که یک راستگو از یک راستگو بگیرد، از دنیا و هر چه در آن است، بهتر است.
۱۱- فهم حدیث
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اعْرِفُوا مَنَازِلَ شِيعَتِنَا عَلَى قَدْرِ رِوَايَتِهِمْ عَنَّا وَ فَهْمِهِمْ مِنَّا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۴۸)
منزلت و بزرگواریهاى پيروان ما را به اندازهی (نقل) روايتشان از ما و فهم و دريافتشان (معانى آن روايت) را از ما بشناسيد.
مُعَاوِيَةُ بْنِ وَهْبٍ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ رَجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا فَقِيهٌ رَاوِيَةٌ لِلْحَدِيثِ وَ الْآخَرُ لَيْسَ لَهُ مِثْلُ رِوَايَتِهِ فَقَالَ الرَّاوِيَةُ لِلْحَدِيثِ الْمُتَفَقِّهُ فِي الدِّينِ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ لَا فِقْهَ لَهُ وَ لَا رِوَايَةَ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۴۵)
معاویه ابن وهب: از امام صادق (عليه السّلام) پرسيدم: از دو شخصیت، يكى فقيه و عالم و داناى به احكام شرعيّه است و در بارهی دين و آیين بسيار روايت میکند و ديگرى که برايش مانند او روايت نقل نشده است. (كداميک برترند؟) حضرت فرمود: شخص بسيار روايتكنندهی حديث كه يادگيرندهی فقه و علم و دانش به احكام شرعيّه است، از هزار عابد و پارسا كه فقه و روايت براى او نيست افضل و برتر است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُورِثُوا دِرْهَماً وَ لَا دِينَاراً وَ إِنَّمَا أَوْرَثُوا أَحَادِيثَ مِنْ أَحَادِيثِهِمْ فَمَنْ أَخَذَ بِشَيْءٍ مِنْهَا فَقَدْ أَخَذَ حَظّاً وَافِراً فَانْظُرُوا عِلْمَكُمْ عَمَّنْ تَأْخُذُونَهُ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۵۱)
علما وارثان انبياء هستند و اين از آن روست كه پيامبران نه درهمى به ارث مىنهند نه دينارى، بلكه احاديثى از احاديث خود را به ارث مىنهند، پس هر كه قدرى از آن را فراگیرد، به بهرهاى فراوان دست يافته است. پس بنگريد دانش خود را از چه كسى فرا مىگیرید؟ زيرا در هر نسلى افراد عادلى از ما اهل بيت هست كه تحريف غالیان و وابستگی خرابکاران و تأويل جاهلان را از دين دور مىكنند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكُمْ بِالدِّرَايَاتِ لَا بِالرِّوَايَاتِ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۶۰)
در پى دريافت و درايت (سخنها) باشيد، نه در پى نقل و حكايت.
ابْنُ الْمُخْتَارِ أَوْ غَيْرِهِ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَسْمَعُ الْحَدِيثَ مِنْكَ فَلَعَلِّي لَا أَرْوِيهِ مَا سَمِعْتُهُ فَقَالَ إِنْ أَصَبْتَ فِيهِ فَلَا بَأْسَ إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ تَعَالَ وَ هَلُمَّ وَ اقْعُدْ وَ اجْلِسْ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۶۱)
(راوی گوید:) به امام صادق (عليه السّلام) عرض کردم: حديث و سخنى را از شما میشنوم و شايد من آن را آنچنان كه شنيدهام روايت نکرده و نقل نكنم (چگونه است)؟ فرمود: اگر آن را درك كرده و دريابى (همان معنى را كه ما در نظر داريم بيان كنى بر تو) ضرر و زيان نباشد. جز اين نيست آن (معنى را كه من خواستهام تو به لفظ ديگر بگویى) همچون: -تعال- بيا و -هلمّ -بيا و -أقعد-بنشين و -اِجلس- بنشين است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَدِيثٌ تَدْرِيهِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفٍ تَرْوِيهِ وَ لَا يَكُونُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ فَقِيهاً حَتَّى يَعْرِفَ مَعَارِيضَ كَلَامِنَا وَ إِنَّ الْكَلِمَةَ مِنْ كَلَامِنَا لَتَنْصَرِفُ عَلَى سَبْعِينَ وَجْهاً لَنَا مِنْ جَمِيعِهَا الْمَخْرَجُ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۸۴)
يك حديث و سخنى (از ما آل محمّد، صلوات اللَّه عليهم) را بدانى بهتر است از هزار (حديث) كه آن را (ندانسته و آگاه نشده) روايت کرده و نقل کنی؛ و شخصی از شما فقيه و داناى به احكام شرعيه نیست تا اينكه مفهوم سخن ما را بداند، و محقّقا يك سخن از سخن ما به هفتاد معنى باز میگردد (داراى معانى بسيار است.) و از همهی آنها براى ما جاى بيرون آمدن است (در بيان آن معانى باز نمیمانيم).
۱۲- انواع حدیث
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ رَدَّ مُتَشَابِهَ الْقُرْآنِ إِلَى مُحْكَمِهِ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ثُمَّ قَالَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِنَّ فِي أَخْبَارِنَا مُتَشَابِهاً كَمُتَشَابِهِ الْقُرْآنِ وَ مُحْكَماً كَمُحْكَمِ الْقُرْآنِ فَرُدُّوا مُتَشَابِهَهَا إِلَى مُحْكَمِهَا وَ لَا تَتَّبِعُوا مُتَشَابِهَهَا دُونَ مُحْكَمِهَا فَتَضِلُّوا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۸۵)
هر كه مُتشابه قرآن را به محكم آن باز گرداند (از محكم پيروى کند) به راه راست هدايت و راهنمایى شده است، سپس آن حضرت (عليه السّلام) فرمود: محقّقا در اخبار ما مُتشابه است، مانند متشابه قرآن، و محكم است، مانند محكم قرآن. پس متشابه آن اخبار را به محكم آنها بازگردانيد (از محكم آنها پيروى کنید) و از متشابه آنها بدون محكم آنها پيروى نكنيد كه گمراه میشويد.
۱۳- اختلاف حدیث
اَلْبَاقِرُ اَو اَلصَّادِقُ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ: لَا تُكَذِّبُوا بِحَدِيثٍ آتَاكُمْ أَحَدٌ فَإِنَّكُمْ لَا تَدْرُونَ لَعَلَّهُ مِنَ الْحَقِّ فَتُكَذِّبُوا اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۸۶)
حديث و سخنى را كه كسى براى شما آورده (بيان میكند آن را) تكذيب نكرده و دروغ ندانيد، زيرا شما نمیدانيد شايد آن حديث حقّ و درست باشد (و شما آن را دروغ دانستهايد) پس خدا را در بالاى عرش او (خدایى كه به هر چيز احاطه داشته و آن را فرا گرفته و از آن آگاه است) تكذيب میكنيد.
أَنَّهُ (اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ) كَتَبَ إِلَيْهِ فِي رِسَالَةٍ وَ لَا تَقُلْ لِمَا بَلَغَكَ عَنَّا أَوْ نُسِبَ إِلَيْنَا هَذَا بَاطِلٌ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْرِفُ خِلَافَهُ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِي لِمَ قُلْنَا وَ عَلَى أَيِّ وَجْهٍ وَ صِفَةٍ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۱۸۶)
آن حضرت در نامهاى به او – علىّ سائىّ – نوشتهاند: و براى هر آنچه (سخنى كه) از ما به تو رسيده يا نسبت داده شده به سوى ما، نگو: اين باطل و نادرست است و اگر چه تو خلاف و جز آن را بشناسى، زيرا تو نمیدانى براى چه ما (آن را) گفتهايم و بر كدام قصد و حال و چگونگى بوده است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ رَدَّ حَدِيثاً بَلَغَهُ عَنِّي فَأَنَا مُخَاصِمُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَإِذَا بَلَغَكُمْ عَنِّي حَدِيثٌ لَمْ تَعْرِفُوا فَقُولُوا اللَّهُ أَعْلَمُ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۲۱۲)
هر كه حديث و سخنى را كه از من به او برسد ردّ کرده و بازگرداند، من روز رستاخيز دشمن او هستم (از شفاعت من بهرهمند نمیشود) پس هر گاه حديث و سخنى از من به شما برسد كه (آن را) نمیشناسيد (معنى آن را در نمىيابيد، آن را رد نکنید، بلكه) شما دانايان بگویيد: خدا داناتر است.
هَارُونُ بْنِ خَارِجَةَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِنَّا نَأْتِي هَؤُلَاءِ الْمُخَالِفِينَ فَنَسْمَعُ مِنْهُمُ الْحَدِيثَ يَكُونُ حُجَّةً لَنَا عَلَيْهِمْ قَالَ لَا تَأْتِهِمْ وَ لَا تَسْمَعْ مِنْهُمْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ لَعَنَ مِلَلَهُمُ الْمُشْرِكَةَ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۲۱۶)
به امام صادق (عليه السّلام) عرض کردم: ما (شیعیان) نزد مخالفين (و دشمنانتان) میرويم و از آنان سخنی میشنویم كه با آن سخنان بر ما دلیل میآورند. (یعنی نمیتوانیم جواب آنها را بدهیم و بر آنها دلیل بیاوریم.) حضرت فرمود: نزد اينان نرو و (سخنان ) آنها نشنو. خدا ايشان را لعن كرده و از رحمت و مهربانيش دور گرداند و ملّتها و كيشهاى آنها را لعن کرده كه براى خدا شريك قرار میدهند.
۱۴- احادیث دشوار
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ حَدِيثَ آلِ مُحَمَّدٍ صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ لَا يُؤْمِنُ بِهِ إِلَّا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ أَوْ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ أَوْ عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ فَمَا وَرَدَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَدِيثِ آلِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَلَانَتْ لَهُ قُلُوبُكُمْ وَ عَرَفْتُمُوهُ فَاقْبَلُوهُ وَ مَا اشْمَأَزَّتْ مِنْهُ قُلُوبُكُمْ وَ أَنْكَرْتُمُوهُ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى الْعَالِمِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ إِنَّمَا الْهَالِكُ أَنْ يُحَدِّثَ أَحَدُكُمْ بِشَيْءٍ مِنْهُ لَا يَحْتَمِلُهُ فَيَقُولَ وَ اللَّهِ مَا كَانَ هَذَا وَ اللَّهِ مَا كَانَ هَذَا وَ الْإِنْكَارُ هُوَ الْكُفْرُ. (کافی ج ۱ ص ۴۰۱)
حديث آل محمد (صلّى اللَّه عليه و آله) دشوار و بسیار دشوار است، جز فرشتهی مقرّب يا پيغمبر مرسل يا بندهاى كه خدا دلش را به ايمان آزموده، به آن ايمان نياورد. پس هر حديثى كه از آل (محمد صلّى اللَّه عليه و آله) به شما رسيد و در برابر آن آرامش دل يافتيد و آن را آشنا ديديد، بپذيريد. و هر حديثى را كه دلتان از آن رميد و ناآشنايش ديديد، آن را به خدا و پيغمبر و عالم آل محمد (صلّى اللَّه عليه و آله) رد كنيد، همانا هلاك شده كسى است كه حديثى را كه تحمل ندارد، برايش بازگو كنند، و او بگويد به خدا اين چنين نيست! به خدا اين چنين نيست! و انكار مساوى كفر است.
حَفْصُ بْنِ نَسِيبٍ فُرْعَانَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَيَّامَ قَتْلِ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ مَوْلَاهُ فَقَالَ لِي: يَا حَفْصُ حَدَّثْتُ الْمُعَلَّى بِأَشْيَاءَ فَأَذَاعَهَا فَابْتُلِيَ بِالْحَدِيدِ إِنِّي قُلْتُ لَهُ إِنَّ لَنَا حَدِيثاً مَنْ حَفِظَهُ عَلَيْنَا حَفِظَهُ اللَّهُ وَ حَفِظَ عَلَيْهِ دِينَهُ وَ دُنْيَاهُ وَ مَنْ أَذَاعَهُ عَلَيْنَا سَلَبَهُ اللَّهُ دِينَهُ وَ دُنْيَاهُ يَا مُعَلَّى إِنَّهُ مَنْ كَتَمَ الصَّعْبَ مِنْ حَدِيثِنَا جَعَلَهُ اللَّهُ نُوراً بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ رَزَقَهُ الْعِزَّ فِي النَّاسِ وَ مَنْ أَذَاعَ الصَّعْبَ مِنْ حَدِيثِنَا لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَعَضَّهُ السِّلَاحُ أَوْ يَمُوتَ مُتَحَيِّرا. (غیبت نعمانی ص ۳۸)
در آن روزها كه غلام حضرت صادق (علیه السلام) معلّى بن خنيس كشته شده بود، به خدمتشان رسيدم، به من فرمود: اى حفص! من به معلّى چيزهايى گفتم ولى او آنها را پخش كرد و به شمشير گرفتار آمد. من به او گفته بودم كه ما را سخنى است كه هر كس آن را بر ما نگهدارى كند خداوندش نگهدارى مىكند و دين و دنياى او را نيز نگهدارى فرمايد و كسى كه آن سخن را بر ما پخش كند، خداوند دين و دنيايش را از او مىستاند. اى معلّى! كسى كه سخن مشكل ما را پنهان نگهدارد، خداوند آن را نورى در برابر ديدگان او قرار میدهد و در ميان مردم عزّت به او میدهد و كسى كه سخن مشكل ما را پخش كند، نمیميرد تا آنكه زهر اسلحه به او برسد و يا حيرت زده از دنيا برود.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَدِّثُوا النَّاسَ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ لَا تُحَمِّلُوهُمْ مَا لَا يُطِيقُونَ فَتَغُرُّونَهُمْ بِنَا. (بحار الانوار ج ۲ ص ۷۸)
از احاديث ما آنچه را مردمان مىتوانند فهميد به آنان بگوييد، و چيزى كه تحمّل آن را ندارند، بر دوششان بار نكنيد، كه در اين صورت آنان را به وسيلهی ما، مغرور خواهيد ساخت.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ كَانَتْ عَلَى أَفْوَاهِكُمْ أَوْكِيَةٌ لَحَدَّثْتُ كُلَّ امْرِئٍ مِنْكُمْ بِمَا لَهُ وَ اللَّهِ لَوْ وَجَدْتُ أَتْقِيَاءَ لَتَكَلَّمْتُ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ. (بحار الانوار ج ۲ ص ۲۱۳)
آگاه باشيد! به خدا سوگند! اگر بر دهانهاى شما بندهایى بود (كه آنها را مىبستند، يعنى توانایى داشتيد كه احاديث ما را هر جا كه شايسته نيست نگویيد تا فتنه و تباهكارى روى نياورد) هر آينه آنچه را براى هر مردمى (كسى) از شما است بيان میكردم، به خدا سوگند! اگر پرهيزكارانى میيافتم هر آينه سخن میگفتم، و خدا كسى است كه از او يارى خواهند.















ثبت دیدگاه