آداب آرامش
چکیده
روح آدمی در پرتو آرامش زندگی بخش است آداب آرامش روش یافتن آرامش را به او می آموزد. مهم ترین عامل آرامش یاد خداست.
واژه های مرتبط
آسودگی خاطر، ثبات و طمأنینه، اطمينان، تثبيت فؤاد، ثَبات، ربط قلب، سَكَن، سكينه، امن، سِلم و سلام، و رَوح
1- معنی و مفهوم آرامش
اسم مصدر از آرامیدن. سکون. طمأنینه. آسایش. استراحت. ایمنی. امنیت. آشتی. سلم. (لغت نامه دهخدا)
آرامش یعنی طمأنینه، تسکین و آسودگی خاطر و همچنین به معنای راحت فکر کردن در زندگی است.همه انسانها دوست دارند که به آرامش واقعی برسند.
[مصدر حال][فارسی]آراميدن [اسم]استراحت و آسايش و راحت و فراغت و آسودگى. (فرهنگ نفیسی ج ۱ ص ۱۹)
قرشی، أمن را به معنای ايمنى و آرامش قلب و خاطرجمع بودن می داند. آمِن، یعنی خاطر جمع یا كسي كه در او ايمنى است. امانت را از آن جهت امانت گويند كه امانت گذار، از خيانت آن كه امانت پيش اوست، مطمئن و ايمن است. مؤمن كه از اسمای حسناى الهی است، يعنى ايمنى دهنده و ايمان، تسليم توأم با اطمينان خاطر است. (قاموس قرآن ج 1 ص 128)
2- اهمیت آرامش
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّكِينَةُ عُنْوَانُ الْعَقْلِ. (تصنيف غرر الحكم ص 250)
آرامش، نشانهی عقل است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ أَفْضَلَ الْعِلْمِ السَّكِينَةُ وَ الْحِلْمُ. (تصنيف غرر الحكم ص 44)
به راستى كه برترين علم و دانش، آرامش و بردبارى است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالسَّكِينَةِ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ زِينَةٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 250)
بر تو باد به آرامش و وقار! كه آن برترين زيورهاست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نِعْمَ اَلشِّيمَةُ اَلسَّكِينَةُ. (تصنيف غرر الحكم ص 250)
آرامش و وقار شيوه و خصلت خوبى است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْأَنَاةُ حَسَنٌ. (تصنيف غرر الحكم ص 250)
وقار و تأنّى نيكو است.
3- عوامل آرامش
3-1- خداوند
اَللهُ تَعالی: قُلِ اللهُ ینَجِّیکمْ مِنْها وَ منْ کلِّ کرْبٍ ثُمَّ أنْتُمْ تُشْرِکونَ. (انعام/64)
بگو خداوند شما را از اینها، و از هر مشکل و اندوهی، نجات می دهد؛ باز هم شما برای او همتا قرار می دهید؟
اَللهُ تَعالی: وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ اَلْمَوْتىٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ، قٰالَ بَلىٰ وَ لٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي. (بقره /٢٦٠)
و [ياد كن] آنگاه كه ابراهيم گفت: پروردگارا! به من نشان ده، چگونه مردگان را زنده مىكنى؟ فرمود: مگر ايمان نياوردهاى؟ گفت: چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.
3-2- تسلیم بودن در برابر خداوند
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ وَثِقَ بِأنَ مَا قَدَّرَ اللَّهُ لَهُ لَنْ يَفُوتَهُ اسْتَرَاحَ قَلْبُهُ. (عيون الحكم ص 438)
هرکس اطمینان کند که آنچه خداوند برای او مقدر کرده، از او فوت نمی شود، قلبش راحت و آرام می گردد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ رَضِيَ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ لَمْ يَحْزَنْ عَلَى مَا فِي يَدِ غَيْرِهِ. (تصنیف غرر الحکم ص 367)
هرکس به آنچه خدا تقسیم کرده، راضی باشد، بر آنچه در دست دیگران است، غمگین نخواهد شد.
3-3- ايمان
اَللهُ تَعالی: ألَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ اُولئِک لَهُمُ الأمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ. (انعام /82)
(آری،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با هیچ ستم (و شرک) نیالودند، ایمنی تنها متعلق به آنهاست و آنها هدایت یافتگانند.
أَبِي عَبْدِاللّٰهِ عليه السلام فِي قَوْلِ اللّٰهِ عَزَّ وَجَلَّ: {هُوَ اَلَّذِي أَنْزَلَ اَلسَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ.} (فتح/ ٤) قَالَ: هُوَ الْإِيمَانُ.
امام صادق عليه السلام دربارۀ گفتۀ خداوندعزیز وبلندمرتبه: {او است كه سكينه و آرامش را در دلهاى مؤمنان نازل كرد.} فرمود: [سكينه] همان ايمان است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَحْسَنُ زِينَةِ الرَّجُلِ السَّكِينَةُ مَعَ إِيمَانٍ. (بحار الأنوار ج 68 ص 337)
بهترين زيور مرد، آرامش داشتن است، و ايمان.
3-4- آرامش يافتن مؤمن از مؤمن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ الْمُؤْمِنَ لَيَسْكُنُ إِلَى الْمُؤْمِنِ كَمَا يَسْكُنُ الظَّمْآنُ إِلَى الْمَاءِ الْبَارِدِ. (بحار الأنوار ج64 ص 165)
براستى كه مؤمن در كنار مؤمن آرامش پيدا مىكند، همانطور كه شخص تشنهكام با آب خنك و گوارا آرامش مىيابد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِكُلِ شَيْءٍ شَيْءٌ يَسْتَرِيحُ إِلَيْهِ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَسْتَرِيحُ إِلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ كَمَا يَسْتَرِيحُ الطَّيْرُ إِلَى شَكْلِهِ. (بحار الأنوار ج71 ص 234)
براى هرچيز، چيزى است كه به آن آرامش مىيابد. مؤمن در كنار برادر مؤمن خود آرامش پيدا مىكند، همانگونه كه آرامش پرنده به همتاى او است.
3-5- عدالت، آرامبخش دلها
قَالَتْ فَاطِمَةُ (عَلَيْها سَلَامُ) فِي خُطْبَتِهَا… وَ الْعَدْلَ تَسْكِيناً لِلْقُلُوب. (علل الشرائع ج1 ص 248)
حضرت فاطمه (سلام اللّه عليها) در خطبهی خويش فرمود: عدل را خداوند مایهی آرامش دلها ساخت.
3-6- ذکر
اَللهُ تَعالی: اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اَللّٰهِ أَلاٰ بِذِكْرِ اَللّٰهِ تَطْمَئِنُّ اَلْقُلُوبُ. (رعد/ ٢٨)
(رستگارند) آنان كه ايمان آوردند، و قلبهاشان به ياد خدا آرام مىگيرد؛ آگاه باش كه با ذكر خدا (اللّه)، دلها آرامش مىيابد و به اطمينان مىرسد!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ذِكْرُ اللَّهِ جَلَاءُ الصُّدُورِ وَ طُمَأْنِينَةُ الْقُلُوبِ. (عيون الحكم ص 256)
ياد خدا، جلا دهنده سينهها و آرام بخش دلها است.
3-7- شب، سبب آرامش
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَأْمُرُ غِلْمَانَهُ أَنْ لَا يَذْبَحُوا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ وَ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً لِكُلِّ شَيْءٍ… (ملاذ الأخيار في فهم تهذيب الأخبار ج14 ص 240)
على بن حسين (عليه السلام) به غلامانش دستور مىداد كه (قربانی را) ذبح نكنند تا فجر طلوع كند و مىفرمود: خداوند تعالى شب را براى هر چيزى مايهی آرامش قرار داده است.
3-8- خواب
اَللهُ تَعالی: وَجَعَلْنَا نَوْمَكُمْ سُبَاتًا. (نباء/9)
و خواب شما را مايهی آرامشتان قرار داديم.
اَللهُ تَعالی: ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا… (آل عمران/154)
سپس به دنبال اين غم و اندوه آرامشی بر شما فرستاد، اين آرامش به صورت خواب سبكي بود….
3-9- دست دادن هنگام تسلیت گفتن
وَ سُئِلَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) عَنِ التَّصَافُحِ فِي التَّعْزِيَةِ فَقَالَ هُوَ سَكَنٌ لِلْمُؤْمِنِ وَ مَنْ عَزَّى مُصَاباً فَلَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ. )مسكن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد ص 115)
از رسول خدا (صلّى اللّٰه عليه و آله) در مورد مصافحه (يعنى دست به هم دادن) به هنگام تسليت پرسيدند. حضرت فرمود: مصافحه خوب است و باعث سكون و آرامش مؤمن مىگردد. و هر كس مصيبت ديدهاى را تسليت و آرامش دهد براى او (پاداشی) است در نزد خدا مثل اجر مصيبت ديده.
3-10- وقار و متانت
اَللهُ تَعالی: وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا. (فرقان/ ۶۳)
بندگان خداى رحمان كسانى هستند كه در روى زمين به فروتنى راه مىروند. و چون جاهلان آنان را مخاطب سازند، به ملايمت سخن گويند.
اَللهُ تَعالی: وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ. (لقمان/19)
در موقع راه رفتنت مقتصد و ميانه رو باش.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَعاشِرَ الْمُسْلِمِينَ! إِسْتَشْعِرُوا الْخَشْيَةَ، وَ تَجَلْبَبُوا السَّكِينَةَ، وَ عَضُّوا عَلَى النَّواجِذِ. (نهج البلاغه خطبه ۶۶)
اى گروه مسلمانان! خشيّت [و بيم از عظمت خدا] را از درون و آرامش و وقار را از برون به تن كنيد و بر دندانها بفشاريد.
الْحَلَبِيِّ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَيُّ الْخِصَالِ بِالْمَرْءِ أَجْمَلُ قَالَ وَقَارٌ بِلَا مَهَابَةٍ وَ سَمَاحٌ بِلَا طَلَبِ مُكَافَاةٍ وَ تَشَاغُلٌ بِغَيْرِ مَتَاعِ الدُّنْيَا. (بحار الأنوار ج 68 ص 337)
حلبى: خدمت حضرت صادق (عليه السّلام) عرض كردم: كدام خصلتها براى انسان زيبنده است؟ فرمود: وقار بدون ايجاد ترس و وحشت و بخشش و جوانمردى بدون توقع، تلافى و مشغول شدن بغير زر و زيور دنيایى.
3-11- تقوا و پرهیزگاری
اَللهُ تَعالی: أَلا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلا هُمْ یَحْزَنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ لَهُمُ الْبُشْرَى فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَفِی الآخِرَةِ لا تَبْدِیلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ. (یونس/64-62 )
آگاه باشيد! كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مىشوند. همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيدهاند. در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است. وعدههاى خدا را دگرگونی نيست؛ اين همان كاميابى بزرگ است.
3-12- صدقات
اَللهُ تَعالی: خُذْ مِنْ أموالِهِمْ صدَقَةً تطَهِّرُهُمْ وَ تزَکیهِمْ بها وَ صلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَک سَکنٌ لَهُمْ وَ اللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ. (توبه/103)
از اموال آنان صدقهای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه شان سازی و برایشان دعا کن زیرا دعای تو برای آنان آرامشی است و خدا شنوای داناست.
3-13- دعا و درخواست آرامش
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ادْفَعُوا أمْوَاجَ الْبَلَاءِ عَنْكُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ الْبَلَاء. (نهج البلاغه حکمت 138)
گرفتاری های پی درپی را پیش از ورود، با دعا دفع کنید.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ أَبِي إِذَا حَزَنَهُ أَمْرٌ جَمَعَ النِّسَاءَ وَ الصِّبْيَانَ ثُمَ دَعَا وَ أَمَّنُوا. (عدة الداعي ص 158)
پیوسته این گونه بود که هرگاه چیزی پدرم را اندوهگین میساخت، امر میکرد زنان و کودکان جمع شوند. سپس دعا میکرد و آنها آمین میگفتند.
اَللهُ تَعالی: وَ إِذَا سَألَکَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ. (بقره/186)
و هرگاه بندگان من از تو دربارهی من بپرسند، [بگو] نزديكم و دعاى دعاكننده را هنگامى كه مرا بخواند، اجابت مى كنم. پس، [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند. باشد كه راه يابند.
3-14- نماز
اَللهُ تَعالی: إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عمِلُوا الصالِحاتِ وَأقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أجرُهُمْ عنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ. (بقره /277)
کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و نماز را برپا داشتند و زکات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است، نه ترسی بر آنهاست، و نه اندوهگین می شوند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) جَالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ إِذْ دَخَلَ رَجُلٌ فَقَامَ يُصَلِّي فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لَا سُجُودَهُ فَقَالَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرَابِ لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَكَذَا صَلَاتُهُ- لَيَمُوتَنَ عَلَى غَيْرِ دِينِي. (كافي ج3 ص 268)
روزى رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) در مسجد نشسته بود كه مردى وارد شد و مشغول نماز گشت در حالى كه ركوع و سجود آن را درست بهجاى نمىآورد.
آن حضرت فرمود: آن مرد همانند كلاغ منقار زد. اگر او بميرد و نمازش اينگونه باشد، بر غير دين من مرده است.
3-15- صله ارحام (روابط خویشاوندی)
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا يَسْتَغْنِي الرَّجُلُ وَ إِنْ كَانَ ذَا مَالٍ عَنْ [عَشِيرَتِهِ] عِتْرَتِهِ وَ دِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَلْسِنَتِهِمْ وَ هُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَيْطَةً مِنْ وَرَائِهِ وَ أَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ وَ أَعْطَفُهُمْ عَلَيْهِ عِنْدَ نَازِلَةٍ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ… (نهج البلاغه خطبه 23)
اى مردم، انسان هر مقدار كه ثروتمند باشد، باز از خويشاوندان خود بى نياز نيست كه از او با زبان و دست دفاع كنند.
خويشاوندان انسان، بزرگترين گروهى هستند كه از او حمايت مىكنند و اضطراب و ناراحتى او را مى زدايند، و در هنگام مصيبت ها نسبت به او، پر عاطفه ترين مردم مى باشند…
3-16- جستجوی سخنان حکمت آمیز
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ، فَابْتَغُوا لَهَا طَرَائِفَ [الْحِكْمَةِ] الْحِكَمِ. (نهج البلاغه حکمت 91)
همانا این دلها همانند تن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دلها سخنان حكمت آمیز بجویید.
3-17- اهل عمل بودن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَصَّرَ فِي الْعَمَلِ ابْتُلِيَ بِالْهَمِّ. (نهج البلاغه حکمت 127)
آن كس كه در عمل كوتاهی كند دچار اندوه میشود.
3-18- روزه و حج
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الصِّيَامُ وَ الْحَجُّ تَسْكِينُ الْقُلُوب… (بحار الأنوار ج 75 ص 182)
روزه و حج، مایهی آرامش دل است.
3-19- انفاق
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/247)
كسانى كه اموال خود را شب و روز، و نهان و آشكارا، انفاق مىكنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مىشوند.
3-20- انس با قرآن
اَللهُ تَعالی: إِنَّمَا المُؤمِنونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَت قُلوبُهُم وَإِذا تُلِيَت عَلَيهِم آياتُهُ زادَتهُم إيمانًا وَعَلىٰ رَبِّهِم يَتَوَكَّلونَ. (انفال / 2)
مؤمنان، تنها کسانی هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهاشان ترسان میگردد؛ و هنگامی که آیات او بر آنها خوانده میشود، ایمانشان فزونتر میگردد؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.
3-21- محبّت واحسان به دیگران
اَللهُ تَعالی: بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/112)
آرى، هر كس كه خود را با تمام وجود، به خدا تسليم كند و نيكوكار باشد، پس مزد وى پيش پروردگار اوست، و بيمى بر آنان نيست، و غمگين نخواهند شد.
3-22- زمين
اَللهُ تَعالی: الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّىٰ. (طه/53)
همان خداوندي كه زمين را براي شما محل آسايش قرار داد، و راههائي در آن ايجاد كرد و از آسمان آبي فرستاد كه به وسيله آن انواع گوناگون گياهان مختلف را (از خاك تيره) برآورديم.
3-23- تقوا و عمل صالح
اَللهُ تَعالی: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ. (یونس/63و62)
آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى شوند. همانان كه ايمان آورده و پرهيزگارى ورزيده اند.
اَللهُ تَعالی: مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/62)
هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد، پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بيمى بر آنان است، و نه اندوهناك خواهند شد.
اَللهُ تَعالی: يَا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي ۙ فَمَنِ اتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ. (اعراف35)
اى فرزندان آدم، چون پيامبرانى از خودتان براى شما بيايند و آيات مرا بر شما بخوانند، پس هر كس به پرهيزگارى و صلاح گرايد، نه بيمى بر آنان خواهد بود و نه اندوهگين مى شوند.
3-24- سرگذشت پیامبران
اَللهُ تَعالی: وَكُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ… (هود/120)
و هر سرگذشتی از سرگذشت های [پندآموز] پیامبران را که برایت می خوانیم، حقیقتی است که دل تو را به آن پابرجا و استوار کنیم…
3-25- مسكن
اَللهُ تَعالی: وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَنًا. (نحل/80)
و خدا براى شما خانههايتان را محل آرامش قرار داد…
3-26- وفای به عهد
اَللهُ تَعالی: لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا. (فتح/18)
به راستى خدا هنگامى كه مؤمنان، زير آن درخت با تو بيعت مىكردند از آنان خشنود شد، و آنچه در دلهايشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پيروزى نزديكى به آنها پاداش داد.
3-27- هدايتپذيرى
اَللهُ تَعالی:… فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ. (بقره/38)
… آنان كه هدايتم را پيروى كنند بر ايشان بيمى نيست و غمگين نخواهند شد.
4- آثار آرامش
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالسَّكِينَةِ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ زِينَةٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 250)
بر تو باد به آرامش! كه آن برترين زيورهاست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِي الْأَنَاةِ السَّلَامَةُ. (تصنيف غرر الحكم ص250)
سلامت در تأنّى و پر حوصله بودن است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ مُسْتَكِينُونَ. (نهج البلاغه خطبه 153)
و مؤمنان مردمى فروتن هستند.
5- اهمیت آرامش دادن به دیگران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا كُمَيْلُ! مُرْ أهْلَكَ أنْ يَرُوحُوا فِي كَسْبِ الْمَكَارِمِ وَ يُدْلِجُوا فِي حَاجَةِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ فَوَالَّذِي وَسِعَ سَمْعُهُ الْأصْوَاتَ مَا مِنْ أحَدٍ أوْدَعَ قَلْباً سُرُوراً إِلَّا وَ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ ذَلِكَ السُّرُورِ لُطْفاً فَإِذَا نَزَلَتْ بِهِ نَائِبَةٌ جَرَى إِلَيْهَا كَالْمَاءِ فِي انْحِدَارِهِ حَتَّى يَطْرُدَهَا عَنْهُ كَمَا تُطْرَدُ غَرِيبَةُ الْإِبِل. (نهج البلاغه حکمت 257)
ای کمیل! خانوادهات را دستور ده که روزها را در به دست آوردن بزرگواری، و شبها را در رفع نیاز خفتگان بکوشند. سوگند به خدایی که تمام صداها را می شنود، هرکس دلی را شاد کند، خداوند از آن شادی، لطفی بر او قرار دهد که هنگام مصیبت، چون آب زلالی بر او ببارد و تلخی مصیبت را بزداید؛ چنان که شتر غریبه را از چراگاه دور سازد.
6- عوامل سلب آرامش
6-1- دنیا طلبی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الرَّغْبَةُ فِي الدُّنْيَا تُكْثِرُ الْهَمَّ وَ الْحُزْنَ وَ الزُّهْدُ فِي الدُّنْيَا يُرِيحُ الْقَلْبَ وَ الْبَدَنَ. (بحار الأنوار ج70 ص 91)
تمایل به دنیا، اندوه و غصهی انسان را زیاد میکند، امّا زهد در دنیا، قلب و بدن را راحت و آرام میسازد.
6-2- گناهان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَمْ مِنْ صَبْرِ سَاعَةٍ قَدْ أوْرَثَتْ فَرَحاً طَوِيلًا وَ كَمْ مِنْ لَذَّةِ سَاعَةٍ قَدْ أوْرَثَتْ حُزْناً طَوِيلاً. (امالی مفید ص 42)
چه بسا ساعتی تحمل و صبر، شادی طولانی به دنبال دارد و چه بسیار لذت گذرا که اندوه طولانی به جای می گذارد.
رُوِيَ أَنَّ وَابِصَةَ بْنَ مَعْبَدٍ الْأَسَدِيَّ أَتَاهُ وَ قَالَ فِي نَفْسِهِ لَا أَدَعُ مِنَ الْبِرِّ وَ الْإِثْمِ شَيْئاً إِلَّا سَأَلْتُهُ…ثُمَّ قَالَ الْبِرُّ مَا اطْمَأَنَّتْ إِلَيْهِ النَّفْسُ وَ الْبِرُّ مَا اطْمَأَنَّ إِلَيْهِ الصَّدْرُ وَ الْإِثْمُ مَا تَرَدَّدَ فِي الصَّدْرِ وَ جَالَ فِي الْقَلْبِ وَ إِنْ أَفْتَاكَ النَّاسُ وَ إِنْ أَفْتَوْكَ.) بحار الأنوار ج18 ص 118(
روایت شده است وابصه اسدی به حضور پیامبر آمد و با خودش گفت از تمام نیکیها و بدیها از او می پرسم…. حضرت فرمود: آمده ای که از نیکی و گناه سؤال کنی. گفت: بلی، همین طور است. حضرت دستش را به سینه او زد و فرمود: نیکی چیزی است که جان به آن مطمئن شود و نیکی چیزی که است سینه در آن اطمینان حاصل کند، و گناه چیزی است که در قلب بچرخد – در آن شک کند – و در قلب دور بزند، دیگران هرچه میخواهند بگویند.
6-3- اخبار نادرست
اَللهُ تَعالی: وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا. (نساء/83)
و چون خبرى، چه ايمنى و چه ترس به آنها رسد، آن را در همه جا فاش مىكنند. و حال آنكه اگر در آن به پيامبر و اولوالامرشان رجوع مىكردند، حقيقت امر را از آنان درمىيافتند. و اگر فضل و رحمت خدا نبود، جز اندكى، همگان از شيطان پيروى مىكرديد.
6-4- بلا
اَللهُ تَعالی: أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ. (بقره/214)
مىپنداريد كه به بهشت خواهيد رفت؟ و هنوز آنچه بر سر پيشينيان شما آمده، بر سر شما نيامده؟ به ايشان سختى و رنج رسيد و متزلزل شدند، تا آنجا كه پيامبر و مؤمنانى كه با او بودند، گفتند: پس يارى خدا كى خواهد رسيد؟ بدان كه يارى خدا نزديك است.
اَللهُ تَعالی: وَ إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا. (احزاب/11و10)
و آنگاه كه چشمها خيره شد و جانها به گلوگاهها رسيد و به خدا گمانهايى [نابجا] مىبرديد. در آنجا مؤمنان در معرض امتحان درآمدند و سخت متزلزل شدند.
6-5- جدايى از فرزند
اَللهُ تَعالی: قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ. (یوسف/13)
(پدر) گفت: من از دوری او غمگين میشوم و از اين میترسم كه گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشيد!
اَللهُ تَعالی: وَ تَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَ قَالَ يَا أَسَفَىٰ عَلَىٰ يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ. (یوسف/84)
و از آنان کناره گرفت و گفت: دریغا بر یوسف! و در حالی که از غصّه لبریز بود، دو چشمش از اندوه، سپید شد.
اَللهُ تَعالی: قَالَ إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ. (یوسف/86)
گفت]یعقوب[: من شكايت غم و اندوه خود را پيش خدا مىبرم.
6-6- کفران نعمت
اَللهُ تَعالی: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ. (نحل/112)
خدا قريهاى را مثَل مىزند كه امن و آرام بود، روزى مردمش به فراوانى از هر جاى مىرسيد، اما كفران نعمت خدا كردند و خدا به كيفر اعمالشان به گرسنگى و وحشت مبتلايشان ساخت.
7- مکان های آرامش دهنده
إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: لَا يَدْخُلُ مَكَّةَ رَجُلٌ بِسَكِينَةٍ إِلَّا غُفِرَ لَهُ قُلْتُ مَا السَّكِينَةُ قَالَ يَتَوَاضَعُ. (كافی ج4 ص 401)
اسحاق بن عمّار: امام صادق (عليه السّلام) فرمود: مردى به آرامش وارد مكّه نمىشود، مگر اینكه گناهش آمرزيده مىشود. گفتم: آرامش چيست؟ فرمود: فروتنی کنید.
مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَخَلَهَا بِسَكِينَةٍ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ قُلْتُ كَيْفَ يَدْخُلُهَا بِسَكِينَةٍ قَالَ يَدْخُلُ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ وَ لَا مُتَجَبِّرٍ. (كافی ج4 ص 400)
معاوية بن عمّار: امام صادق (عليه السّلام) فرمود: هركه به آرامش وارد مكّه شود گناهش آمرزيده مىشود. گفتم: چگونه به آرامش وارد شود؟ فرمود: بدون تكبّر و زورگويى وارد شود.












ثبت دیدگاه