فهرست مطالب
آداب ایمان
چکیده
ارتباط انسان با خدا به واسطهی ایمان تحقق مییابد. ایمان دارای سه رکن: باورمندی، اقرار زبانی و بکار بستن فرمانهای الهی است. آداب ایمان ارتباط صحیح با خدا را به انسان میآموزد و پیامدهای آن را گوشزد میکند.
1- معنی و مفهوم ایمان
ایمان یعنی باور یقینی و قطعی که با اعتراف و پذیرش دل همراه است و عمل، انسان را به آن رهنمون میکند. (مفردات راغب اصفهانی)
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّكِينَةُ هِيَ الْإِيمَانُ. (بحار الانوار ج 66 ص 200)
آرامش، همان ایمان است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْإِيمَانُ مَعْرِفَةٌ بِالْقَلْبِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ. (بحار الأنوار ج 66 ص 18)
ایمان عبارت است از شناخت قلبی، اقرار به زبان و عمل با اعضای بدن.
2- تفاوت ایمان و اسلام
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِيمَانُ إِقْرَارٌ وَ عَمَلٌ وَ الْإِسْلَامُ إِقْرَارٌ بِلَا عَمَلٍ. (کافی ج 2 ص 24)
ایمان، اقرار است و عمل، ولی اسلام، اقرار است بدون عمل.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ الْإِيمَانَ عَلَي الْإِسْلَامِ بِدَرَجَةٍ كَمَا فَضَّلَ الْكَعْبَةَ عَلَي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ. (بحار الانوار ج 64 ص 239)
خداوند ایمان را یک درجه بر اسلام برتری داده، همچنان که کعبه را بر مسجد الحرام برتری داده است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… وَ الْإِيمَانُ هُوَ الْإِقْرَارُ بِاللِّسَانِ وَ عَقْدٌ فِي الْقَلْبِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَانِ وَ الْإِيمَانُ بَعْضُهُ مِنْ بَعْضٍ وَ هُوَ دَارٌ وَ كَذَلِكَ الْإِسْلَامُ دَارٌ وَ الْكُفْرُ دَارٌ فَقَدْ يَكُونُ الْعَبْدُ مُسْلِماً قَبْلَ أَنْ يَكُونَ مُؤْمِناً وَ لَا يَكُونُ مُؤْمِناً حَتَّی يَكُونَ مُسْلِماً فَالْإِسْلَامُ قَبْلَ الْإِيمَانِ وَ هُوَ يُشَارِكُ الْإِيمَانَ فَإِذَا أَتَی الْعَبْدُ كَبِيرَةً مِنْ كَبَائِرِ الْمَعَاصِي أَوْ صَغِيرَةً مِنْ صَغَائِرِ الْمَعَاصِي الَّتِي نَهَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهَا كَانَ خَارِجاً مِنَ الْإِيمَانِ سَاقِطاً عَنْهُ اسْمُ الْإِيمَانِ وَ ثَابِتاً عَلَيْهِ اسْمُ الْإِسْلَامِ… ( بحار الأنوار ج 65 ص 256)
و ایمان همان اقرار به زبان، بستگی دل و عمل به اندام و اعضای بدن است. اجزای ایمان به هم پیوستهاند و ایمان (چون) خانهی دربستهای است. همچنین اسلام و کفر نیز (مانند) خانه است. پس گاهی بندهی خدا مسلمان است، ولی مؤمن نیست؛ امّا مؤمن نمیشود، مگر بعد از مسلمان شدن. پس اسلام، قبل از ایمان و شرک اوست. و هر گاه بندهی خدا، گناه بزرگ یا کوچکی که خداوند از آن نهی فرموده انجام دهد، از ایمان بیرون و نام مؤمن نیز از او برداشته میشود و فقط نامش مسلمان است.
3- اهمیت ایمان
اَللهُ تَعالی: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلی رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً. (نساء/136)
ای كسانی كه ايمان آوردهايد! به خداوند و پيامبرش و كتابی كه بر پيامبرش نازل كرده و كتابی كه پيشتر فرستاده است، (به همهی آنها) ايمان (واقعی) بياوريد. و هر كس به خدا و فرشتگان و كتب آسمانی و پيامبرانش و روز قيامت كفر ورزد، پس همانا گمراه شده است، گمراهی دور و درازی.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ يُعْطِي الْمَالَ الْبَرَّ وَ الْفَاجِرَ وَ لَا يُعْطِي الْإِيمَانَ إِلَّا مَنْ أَحَبَ. (بحار الانوار ج 65 ص 204)
همانا خداوند مال را (دنیا را) به هر شخص خوب و بدی میدهد، ولی ایمان را جز به آن کس که دوست دارد، نمیدهد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ. (بحار الانوار ج 64 ص 72)
حرمت مؤمن، از کعبه نیز بیشتر است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الشَّيَاطِينَ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَكْثَرُ مِنَ الزَّنَابِيرِ عَلَي اللَّحْمِ ثُمَّ قَالَ: هَكَذَا بِيَدِهِ إِلَّا مَا دَفَعَ اللَّهُ. (بحار الانوار ج 64 ص 239)
به راستی، شیطانهایِ گرد مؤمن، بیش از زنبورهای اطراف گوشت هستند، – و آنگاه با دستش چنین اشاره کرد – جز آنچه خدا جلو گیرد.
4- مصادیق ایمان
4-1- ایمان به خداوند، آخرت، ملائکه، کتابهای آسمانی و انبیاء
اَللهُ تَعالی:… آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ… (بقره/177)
به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانی و پيامبران ايمان آورده و …
4-2- ایمان به پیامبر صلی الله علیه و آله
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ… فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (اعراف/157)
(رحمت الهی، شامل كسانی است كه علاوه بر ايمان، زكات و تقوا) از رسول و پيامبر درس نخواندهای پيروی میكنند كه (نام و نشانههای او را) نزد خويش در تورات و انجيل نوشته میيابند…. پس آنان كه به او ايمان آورده و او را گرامی داشته و ياری كنند و از (قرآن) نوری كه همراه او نازل شده است پيروی كنند، آنان همان رستگارانند.
4-3- ایمان به اهل بیت علیهم السلام
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:… أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الْإِيمَانِ… (بحار الأنوار ج 65 ص 138)
هر کس به دوستی آل محمّد (که درود خداوند بر او و خاندانش باد) بمیرد، ایمانش کامل است…
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَبْلُغُ أَحَدُكُمْ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّي يَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ. يَكُونُ الْمَوْتُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الْحَيَاةِ وَ الْفَقْرُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنَي وَ الْمَرَضُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الصِّحَّةِ قُلْنَا وَ مَنْ يَكُونُ كَذَلِكَ. قَالَ: كُلُّكُمْ ثُمَّ قَالَ أَيُّمَا أَحَبُّ إِلَي أَحَدِكُمْ يَمُوتُ فِي حُبِّنَا أَوْ يَعِيشُ فِي بُغْضِنَا فَقُلْتُ نَمُوتُ وَ اللَّهِ فِي حُبِّكُمْ أَحَبُّ إِلَيْنَا… (بحار الانوار ج 69 ص 40)
هیچ یک از شما حقیقت ایمان را در نمییابد، مگر اینکه سه ویژگی داشته باشد: مرگ را بیشتر از زندگی، فقر را بیش از ثروت، و بیماری را بیشتر از سلامتی دوست داشته باشد.عرض کردیم: چه کسی این گونه است؟ فرمود: همهی شما! آنگاه افزود: هر یک از شما کدام را ترجیح میدهد: اینکه در راه دوستی ما جان دهد و یا بر بغض و دشمنی ما زندگی کند؟ پاسخ دادم: جان میدهیم! به خدا سوگند! مرگ در راه دوستیِ شما برای ما دوست داشتنیتر است.
4-4- ایمان به قرآن
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ آمَنُوا بِما نُزِّلَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ هُوَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ… (محمد/2)
و كسانی كه (به خدا) ايمان آورده و كارهای نيكو انجام دادهاند و به آنچه بر محمّد نازل شده كه حق است و از جانب پروردگارشان است، ايمان آوردهاند.
4-5- ایمان به غیب
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ… (بقره/3)
(متّقين) كسانی هستند كه به غيب ايمان دارند و…
5- ارکان ایمان
امیرالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِيمَانُ عَلَی أَرْبَعَةِ أَرْكَانٍ التَّوَكُّلِ عَلَی اللَّهِ وَ التَّفْوِيضِ إِلَی اللَّهِ وَ التَّسْلِيمِ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ الرِّضَی بِقَضَاءِ اللَّهِ وَ أَرْكَانُ الْكُفْرِ أَرْبَعَةٌ الرَّغْبَةُ وَ الرَّهْبَةُ وَ الْغَضَبُ وَ الشَّهْوَةُ. (بحار الانوار ج 75 ص 63)
ايمان بر چهار ركن استوار است: توكّل به خدا، وا گذاشتن كارها به خدا، گردن نهادن به فرمان خدا، و راضی بودن به قضای خدا.
5-1- عزّت نفس
أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُسْنُ الْعَفَافِ وَ الرِّضَا بِالْكَفَافِ مِنْ دَعَائِمِ الْإِيمَانِ. (غرر الحکم 345)
عزّت نفس و خویشتنداری و خرسند بودن به قدر کفاف، از پایههای ایمان است.
6- آفت های ایمان
6-1- مال زیاد
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّا نُحِبُّ الْمَالَ وَ أَنْ لَا نُؤْتَي مِنْهُ خَيْرٌ لَنَا إِنَّ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) كَانَ يَقُولُ: أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ أَكْثَرَ الْمَالَ عَدُوٌّ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ يَعْسُوبُ الْمُنَافِقِينَ. (بحار الانوار ج 69 ص 51)
ما مال و ثروت را دوست داریم، ولی اگر به ما داده نشود، برای ما بهتر است. همانا امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود: من يَعْسُوبُ و امیر مؤمنان هستم. و همانا مال زیاد، دشمن مؤمنان و امیر منافقان است.
شایان ذکر است: يعسوب در لغت به معنی پادشاه زنبوران عسل (لغتنامه دهخدا)
ابن ابی الحدید درشرح کلام امیرالمومنین که فرمود: أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ و المال يَعْسُوبُ الفجار گويد: اين کلمه را رسول خدا (صلی الله عليه و آله) درباره آن حضرت فرموده يک بار به لفظ: اَنتَ يَعْسُوبُ الدّين و يک بار به لفظ اَنتَ يَعْسُوبُ المُؤمنين هر دو به يک معنی برمی گردد. گويا او را رئيس مؤمنين و سيد آنها قرار داده است.(شرح ابن ابی الحدید ج 19 ص 224 ذیل حکمت 322)
6-2- خشم
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْغَضَبُ يُفْسِدُ الْإِيمَانَ كَمَا يُفْسِدُ الْخَلُ الْعَسَلَ… (بحار الأنوار ج 70 ص 266)
خشم، ایمان را فاسد میکند، همچنان که سرکه، عسل را فاسد میکند…
6-3- دروغ
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْکذْبَ هُوَ خَرابُ الْایمانِ. (بحار الانوار ج 69 ص 247)
دروغ، نابود کنندهی ایمان است.
6-4- گناه
اَلْبَاقِرُ اَوِ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ: أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً. (بحار الانوار ج 64 ص 33)
گناه بسیار و کمبود حسنات، مؤمن گناهکار را از ایمان بازمیدارند و در پرتو ایمانشان کار خیری نمیکند.
7- مرز ایمان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَقُولُ: مَنْ زَنَی خَرَجَ مِنَ الْإِيمَانِ وَ مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ خَرَجَ مِنَ الْإِيمَانِ وَ مَنْ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً خَرَجَ مِنَ الْإِيمَانِ. (بحار الانوار ج 66 ص 197)
کسی که زنا کند و کسی که شراب بنوشد و کسی که در روز ماه رمضان، به عمد روزهی خود را افطار کند، اینها از حوزهی ایمان خارج شدهاند.
8- آثار ایمان
8-1- بهشت
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها أَبَداً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا. (نساء/122)
و كسانی كه ايمان آورده و كارهای شايسته كردهاند، به زودی آنان را در باغهايی كه از زير (درختان) آنها جویها روان است وارد میكنيم. هميشه در آن جاودانند. وعدهی الهی حقّ است. و چه كسی در سخن از خداوند، راستگوتر است؟
اَللهُ تَعالی: وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ… (بقره/25)
و به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، مژده بده که برای ایشان باغهایی خواهد بود…
اَللهُ تَعالی: إِنَّ اللَّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة… (توبه/111)
همانا خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را به بهای بهشت خريده است…
8-2- هدایت
اَللهُ تَعالی: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ. (بقره/257)
خداوند دوست و سرپرست مؤمنان است، آنها را از تاريكیها (ی گوناگون) بيرون و به سوی نور میبرد. لكن سرپرستان كفّار، طاغوتها هستند كه آنان را از نور به تاريكیها سوق میدهند، آنها اهل آتشند و همانان همواره در آتش خواهند بود.
8-3- سرنوشت نیک
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: عَجَباً لِلْمُؤْمِنِ لَا يَقْضِي اللَّهُ عَلَيْهِ قَضَاءً إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهُ سَرَّهُ أَوْ سَاءَهُ إِنِ ابْتَلَاهُ كَانَ كَفَّارَةً لِذَنْبِهِ وَ إِنْ أَعْطَاهُ وَ أَكْرَمَهُ كَانَ قَدْ حَبَاهُ. (بحار الانوار ج 68 ص 152)
وضع مؤمن شگفت انگیز است؛ خداوند هر گونه قضا و قدری که برای او مقرر سازد، خیر او در آن است، چه باعث سرور و خوشحالی او بشود و چه موجب ناراحتی او شود. اگر به مصیبتی گرفتار شود، کفّاره گناهانش خواهد بود و اگر کرامت و عزت به او بدهد، لطف و بخششی است که عطا فرموده است.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اغْتَمَّ كَانَ لِلْغَمِّ أَهْلًا فَيَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ بِاللَّهِ وَ بِمَا صَنَعَ رَاضِياً. (بحار الانوار ج 68 ص152)
هر کس که در برابر حوادث و پیشامدها غمزده و اندوهناک گردد، معلوم میشود که اهل غم و اندوه است. مؤمن باید در برابر قضا و خواست الهی راضی و خشنود باشد.
8-4- مغفرت
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ. (عنکبوت/7)
و كسانی كه ايمان آورده و كارهای شايسته انجام دادهاند، به طور قطع لغزشهای آنان را میپوشانيم، و بیشك بهتر از آنچه عمل میكردهاند، پاداششان میدهيم.
8-5- نیک بختی
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ لَیُفْلِحُ بِفَلَاحِ الرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ وُلْدَهُ وَ وُلْدَ وُلْدِهِ وَ یَحْفَظُهُ فِی دُوَیْرَتِهِ وَ دُوَیْرَاتٍ حَوْلَهُ فَلَا یَزَالُونَ فِی حِفْظِ اللَّهِ لِکَرَامَتِهِ عَلَی اللَّهِ. (بحار الانوار ج 68 ص 236)
خداوند متعال از اثر فلاح و رستگاری مؤمن، فرزندان و فرزندان فرزندانش را فلاح و سعادت عنایت میفرماید، و نیز به دلیل اکرام و احترامی که نزد خدا دارد، خانههای بستگان و همسایگان اطرافش را در حفظ و امان خود قرار میدهد.
8-6- پاداش
اَللهُ تَعالی:…فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌعَظِیمٌ. (آل عمران/179)
…پس، به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و اگر بگروید و پرهیزکاری کنید، برای شما پاداشی بزرگ خواهد بود.
8-7- مؤمنِ شفاعت کننده و شفاعت شونده
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّمَا سُمِّيَ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً لِأَنَّهُ يُؤْمِنُ عَلَي اللَّهِ فَيُجِيزُ أَمَانَهُ. (بحار الانوار ج 64 ص 60)
همانا مؤمن را مؤمن نامیدند، چون از طرف خدا امان میدهد، ولی امان او اجازه میشود، یعنی میتواند گناه کار را شفاعت کند.
8-8- داشتن تكيه گاه محكم
اَللهُ تَعالی: لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ. (بقره /256)
در قبول دين، اكراهی نيست. (زيرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنا بر اين، كسی كه به طاغوت (بت و شيطان و هر موجود طغيانگر) كافر شود و به خدا ايمان آورد، به دستگيرهی محكمی چنگ زده است، كه گسستن برای آن نيست. و خداوند، شنوا و داناست.
8-9- محبوبیت
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ يَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ مِنْ خَلْقِي خَلْقاً أَحَبَ إِلَيَ مِنْ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ وَ… (بحار الأنوار ج 68 ص 158)
خداوند فرمود: به عزّت و جلالم قسم! هیچ کس را خلق نکردم که نزد من از بندهی مؤمن محبوبتر باشد…
9- ویژگیهایی از اهل ایمان
9-1- حُسن خُلق
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنَ الْإِیمَانِ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ. (بحار الانوار ج 68 ص 392)
حسن خلق و غذا به دیگران خوراندن، از نشانههای ایمان است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْمُؤْمِنُ هَیِّنٌ لَیِّنٌ سَمِحٌ لَهُ خُلُقٌ حَسَنٌ وَ الْکَافِرُ فَظٌّ غَلِیظٌ لَهُ خُلُقٌ سَیِّئٌ وَ فِیهِ جَبَرِیَّةٌ. (بحار الانوار ج 68 ص 391)
مؤمن، سهل و آسانگیر و نرمخو و جوانمرد و دارای حسن خلق است؛ و کافر، سختگیر و درشتخو و دارای اخلاق زشت و تکبر است.
9-2- اُلْفَت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ مَأْلُوفٌ وَ لَا خَیْرَ فِیمَنْ لَا یَأْلَفُ وَ لَا یُؤْلَفُ. (بحار الانوار ج 68 ص 381)
مؤمن با مردم انس و الفت دارد و کسی که با مردم و مردم با او الفت و ارتباطی ندارد، در او خیر و سودی نیست.
9-3- توکّل
اَللهُ تَعالی: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ عَلَی اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. (تغابن/13)
خداوند، معبودی است كه جز او معبود ديگری نيست؛ و مؤمنان تنها بر او توكّل كنند.
9-4- محبت
اَللهُ تَعالی: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ. (بقره/165)
و برخی از مردم، در برابر خدا، همانندهايی [برای او] برمیگزينند، و آنها را چون دوستی خدا، دوست میدارند؛ ولی كسانی كه ايمان آوردهاند، به خدا محبت بيشتری دارند.
قَالَ أَبُو ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ قُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) الرَّجُلُ یَعْمَلُ لِنَفْسِهِ وَ یُحِبُّهُ النَّاسُ. قَالَ: تِلْکَ عَاجِلُ بُشْرَی الْمُؤْمِنِ. (بحار الانوار ج 68 ص 370)
ابوذر: از پیامبر اکرم (صلی اللَّه علیه و آله) سؤال کردم: چطور میشود که انسان کار نیک و عبادت را برای خودش انجام میدهد و مردم او را دوست میدارند؟
فرمود: این بشارت و مژده زودرسی است برای مؤمن (که خداوند این پاداش دنیوی را به او میدهد تا بعد پاداش اخروی را در آن جهان عنایت فرماید).
9-5- صبر
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الصَّبْرُ رَأْسُ الْإِيمَانِ. (بحار الانوار ج 68 ص67)
صبر، سر منشأ و رأس ایمان است.
9-6- حیا
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ. (بحار الانوار ج 68 ص 331)
کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد.
9-7- اعتدال
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ الَّذِی إِذَا رَضِیَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضَاهُ فِی إِثْمٍ وَ لَا بَاطِلٍ وَ إِذَا سَخِطَ لَمْ یُخْرِجْهُ سَخَطُهُ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ وَ الْمُؤْمِنُ الَّذِی إِذَا قَدَرَ لَمْ تُخْرِجْهُ قُدْرَتُهُ إِلَی التَّعَدِّی وَ إِلَی مَا لَیْسَ لَهُ بِحَقٍ. (بحار الانوار ج 68 ص 358)
همانا مؤمن آن کسی است که در موقع رضا و خوشحالی (موقع ثروت و یا پیروزی و یا صحت و یا قدرت، غرور او را نگیرد)، به طرف گناه و باطل نرود و هنگام خشم و ناراحتی از مرز حقّ تجاوز نکند.
شایان ذکر است: مؤمن کسی است که در موقع قدرت، ظلم نکرده و خود را از هر چیزی که حق او نیست حفظ کند.
9-8- دانشوری، بردباری، عقل، عمل، رفق و….
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْعِلْمُ خَلِيلُ الْمُؤْمِنِ وَ الْحِلْمُ وَزِيرُهُ وَ الْعَقْلُ دَلِيلُهُ وَ الْعَمَلُ قَائِدُهُ وَ الرِّفْقُ وَالِدُهُ وَ الْبِرُّ أَخُوهُ وَ الصَّبْرُ أَمِيرُ جُنُودِهِ. (بحار الانوار ج 66 ص 367)
علم، دوست مؤمن است و بردباری، وزیر اوست و عقل، راهنمای اوست و عمل، راهبر اوست و رفق و شفقت، پدر او، و نیکی، برادر او و صبر، فرماندهی لشکریان اوست.
9-9- نیکو کاری
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا أَحْسَنَ الْمُؤْمِنُ عَمَلَهُ ضَاعَفَ اللَّهُ عَمَلَهُ لِکُلِّ حَسَنَةٍ سَبْعَمَائَةٍ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: { وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ} (بقره/261) فَأَحْسِنُوا أَعْمَالَکُمُ الَّتِی تَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِ اللَّهِ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا الْإِحْسَانُ قَالَ فَقَالَ إِذَا صَلَّیْتَ فَأَحْسِنْ رُکُوعَکَ وَ سُجُودَکَ وَ إِذَا صُمْتَ فَتَوَقَّ کُلَّ مَا فِیهِ فَسَادُ صَوْمِکَ وَ إِذَا حَجَجْتَ فَتَوَقَّ مَا یَحْرُمُ عَلَیْکَ فِی حَجِّکَ وَ عُمْرَتِکَ قَالَ وَ کُلُّ عَمَلٍ تَعْمَلُهُ فَلْیَکُنْ نَقِیّاً مِنَ الدَّنَسِ. (بحار الانوار ج 68 ص 247)
هنگامی که مؤمن عمل نیکی انجام دهد و اعمالش را نیکو کند، خداوند عملش را چندین برابر کرده و برای هر عمل نیک، هفتصد برابر عنایت میفرماید که در قرآن فرموده است: {و خداوند آن را برای هر كس بخواهد (و شايستگی داشته باشد) دو يا چند برابر میكند.} بنابراین اعمال خود را برای رسیدن به ثوابهای الهی نیکو کنید. عرض کردم: احسان و نیکو کردن عمل چگونه است؟
فرمود: نماز که میخوانی، رکوع و سجودت را نیکو بجا آور، و روزه که میگیری، از آنچه که روزه را فاسد میکند، خودداری کن، و حجّی که انجام میدهی، از آنچه که در حجّ و عمره بر تو حرام است خودداری کن، و هر عملی که بجا میآوری، باید از آلودگی و فساد پاکیزه باشد.
9-10- استغفار
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ یُذْنِبُ ذَنْباً إِلَّا أَجَّلَهُ اللَّهُ فِیهِ سَبْعَ سَاعَاتٍ فَإِنْ هُوَ تَابَ مِنْهُ وَ اسْتَغْفَرَ لَمْ یُکْتَبْ عَلَیْهِ وَ إِنْ لَمْ یَتُبْ کُتِبَ عَلَیْهِ سَیِّئَةً وَاحِدَةً (بحار الانوار ج 68 ص 246)
هیچ بنده مؤمنی نیست که مرتکب گناهی شود، مگر اینکه خداوند او را هفت ساعت، مهلت میدهد. اگر دراین مدت توبه و استغفار کرد، چیزی بر او نوشته نمیشود، و اگر توبه نکرد، یک گناه در نامهی عملش ثبت میشود.
9-11- نگهداری زبان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نَجَاةُ الْمُؤْمِنِ فِی حِفْظِ لِسَانِهِ. (بحار الانوار ج 68 ص 283)
نجات مؤمن در حفظ زبانش است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا یَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ یُکْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاکِتاً فَإِذَا تَکَلَّمَ کُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِیئاً. (بحار الانوار ج 68 ص 307)
بندهی مؤمن تا وقتی که ساکت است، در ردیف محسنین و نیکان نوشته میشود، ولی هنگامی که مشغول سخن میشود، یا جزو نیکان یا جزو بدان نوشته میشود.
9-12- حق گویی
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَا أَنْفَقَ مُؤْمِنٌ نَفَقَةً هِیَ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَوْلِ الْحَقِّ فِی الرِّضَا وَ الْغَضَبِ. (بحار الانوار ج 68 ص 331)
در میان انفاقهای مؤمن، هیچ انفاقی در نظر خداوند عزیز و بلندمرتبه با ارزشتر و محبوبتر از این نیست که انسان مقید به گفتار حق باشد، خواه در حال خوشنودی و خواه در حال غضب.
9-13- شُکرگزاری
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: ضَغْطَةُ الْقَبْرِ لِلْمُؤْمِنِ كَفَّارَةٌ لِمَا كَانَ مِنْهُ مِنْ تَضْيِيعِ النِّعَمِ. (بحار الانوار ج 68 ص 50)
اگر مؤمنی حق نعمت و شکر و سپاس آن را بجا نیاورد، برای کفّاره و جبران این تقصیر، فشار قبر خواهد دید.
9-14- خشوع
اَللهُ تَعالی: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلی رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ. (انفال/8)
مؤمنان، تنها كسانی هستند كه هرگاه نام خدا برده شود، دلهايشان (از عظمت او) لرزان شود و هرگاه آيات خدا بر آنان تلاوت شود، ايمانشان را میافزايد و تنها بر پروردگارشان توكّل میكنند.
9-15- امر به معروف و نهی از منکر
اَللهُ تَعالی: وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ يُطِيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ… (توبه/71)
مردان و زنان با ايمان، يار و ياور و اوليای -دوست، سرپرست- يكديگرند، به معروف (خوبیها) فرمان میدهند و از بدیها (منكرات) نهی میكنند. نماز بر پای داشته، زكات میپردازند و از خداوند و پيامبرش پيروی میكنند…
9-16- وفای به عهد، راستگویی، صله رحم، و…
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَلَا مَنْ كَانَ فِيهِ سِتُ خِصَالٍ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ مَنْ صَدَقَ حَدِيثُهُ وَ أَنْجَزَ مَوْعُودَهُ وَ أَدَّی أَمَانَتَهُ وَ بَرَّ وَالِدَيْهِ وَ وَصَلَ رَحِمَهُ وَ اسْتَغْفَرَ مِنْ ذَنْبِهِ فَهُوَ مُؤْمِنٌ. (بحار الأنوار ج 64 ص 261)
هر کس در او شش خصلت باشد، از آنها است: راست بگوید، به وعده وفا کند، سپرده را بپردازد، به پدر و مادرش نیکی کند، صله رحم کند و از گناهش آمرزش خواهد، در این صورت، او مؤمن است.
أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام: الْمُؤْمِنُ مَنْ طَابَ مَكْسَبُهُ وَ حَسُنَتْ خَلِيقَتُهُ وَ صَحَّتْ سَرِيرَتُهُ وَ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ وَ أَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ كَلَامِهِ وَ كَفَي النَّاسَ مِنْ شَرِّهِ وَ أَنْصَفَ النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ. (بحار الانوار ج 64 ص 293)
مومن آن است که کسبش حلال است، خُلقش نیک، درونش درست، و فزونی مالش را در راه خدا انفاق میکند، و فزونی سخن خود را نگهداری میکند، مردم از شرش آسودهاند، و میان خود و مردم به انصاف رفتار میکند.
9-17- بر پا داشتن نماز، شرکت در نمازهای جماعت، پرداختن زکات
اَللهُ تَعالی: وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ… (41) وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ. (بقره/43)
و به آنچه (از قرآن) نازل كردم، ايمان بياوريد… و نماز را بپاداريد و زكات را بپردازيد و همراه با ركوع كنندگان، ركوع کنید.
9-18- روزه داری
اَللهُ تَعالی: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَی الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ. (بقره/183)
ای كسانی كه ايمان آوردهايد! روزه بر شما مقرّر گرديد، همانگونه كه بر كسانی كه پيش از شما بودند مقرّر شده بود، باشد كه پرهيزگار شويد.
9-19- پرهیز از دوستی با یهودی و نصرانی
اَللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصَارَی أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ. (مائده/51)
ای كسانی كه ايمان آوردهايد! يهوديان و مسيحيان را سرپرست و ياور نگيريد، (زيرا) بعضی از آنان يار و ياور بعضی ديگرند و هر كس از شما كه آنان را ولیّ خود قرار دهد، پس به طور قطع از آنان است. همانا خداوند، قوم ستمگر را هدايت نمیكند.
9-20- عدم دوستی با مسخره کنندگان از اهل کتاب و با کفار
اَللهُ تَعالی: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. (مائده/57)
ای كسانی كه ايمان آوردهايد! از كسانی كه دين شما را به مسخره و به بازی میگيرند، آنان كه پيش از شما كتاب (آسمانی) داده شدهاند و (نيز) كفّار را ولیّ خود نگيريد و از خدا بپرهيزيد، اگر ايمان داريد.
9-21- عدم تردید
اَللهُ تَعالی: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ. (حجرات/15)
مؤمنان، تنها كسانی هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده و دچار ترديد نشدند و با اموال و جانهای خود در راه خدا جهاد كردند. اينانند كه (در ادّعای ايمان) راستگويانند.
9-22- پیروی از حق و حقیقت
اَللهُ تَعالی: وَ أَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الْحَقَّ مِنْ رَبِّهِمْ… (محمد/3)
و كسانی كه ايمان آوردند، از همان حقّی كه از طرف پروردگارشان (نازل شده) است پيروی کردند…
9-23- پند پذیری
اَللهُ تَعالی: وَ… ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ. (بقره/232)
و… البتّه در صورتی كه ميان آنها به طرز پسنديدهای، توافق برقرار گردد. هر كس از شما كه ايمان به خدا و روز قيامت دارد، به اين دستورات پند داده میشود.
9-24- مؤمن و تقسیم وقت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ يَرُمُّ مَعَاشَهُ وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ بَيْنَ لَذَّتِهَا فِيمَا يَحِلُ وَ يَجْمُلُ. (بحار الأنوار ج 91 ص 94)
مؤمن باید سه ساعت داشته باشد: ساعتی برای مناجات با پروردگارش و ساعتی برای اصلاح معیشت خود و ساعتی را نیز برای خود خلوت کند و از لذتها و زیباییهای حلال بهرهمند شود.
9-25- دشمنی با دشمنان خدا
اَللهُ تَعالی: لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ… أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ… رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (مجادله /22)
هيچ قومی را نمیيابی كه به خدا و قيامت مؤمن باشند و (در همان حال) با كسی كه در برابر خدا و رسولش موضع گرفته است، مهرورزی كنند،… آنها كسانی هستند كه خداوند، ايمان را در دلهايشان ثابت فرموده و با روحی از جانب خويش آنان را تأييد کرده است و…، خداوند از آنان راضی است و آنان نيز از او راضی هستند. آنان حزب خدا هستند، آگاه باشيد كه تنها حزب خدا پيروز و رستگارند.
10- ایمان کامل
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَكْمُلُ إِيمَانُ الْعَبْدِ حَتَّي يَكُونَ فِيهِ أَرْبَعُ خِصَالٍ يُحْسِنُ خُلُقَهُ وَ يَسْتَخِفُّ نَفْسَهُ وَ يُمْسِكُ الْفَضْلَ مِنْ قَوْلِهِ وَ يُخْرِجُ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ. (بحار الانوار ج 69 ص 39)
ایمان انسان کامل نمیگردد، مگر وقتی که چهار صفت در او وجود داشته باشد: اخلاق نیکو، تواضع، سخنان نیک گفتن و انفاق مال.
فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِعَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَا عَلِيُ سَبْعَةٌ مَنْ كُنَ فِيهِ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ وَ أَبْوَابُ الْجَنَّةِ مُفَتَّحَةٌ لَهُ مَنْ أَسْبَغَ وُضُوءَهُ وَ أَحْسَنَ صَلَاتَهُ وَ أَدَّی زَكَاةَ مَالِهِ وَ كَفَّ غَضَبَهُ وَ سَجَنَ لِسَانَهُ وَ اسْتَغْفَرَ لِذَنْبِهِ وَ أَدَّی النَّصِيحَةَ لِأَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّه (بحار الأنوار ج 66 ص 170)
در وصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) آمده است: ای علی! هر کس هفت چیز را داشته باشد حقیقت ایمان را کامل کرده است و درهای بهشت برایش گشوده است: هر کس وضویش را نیکو سازد. و نمازش را نیکو به جا آورد. و زکات مالش را بپردازد. و خشم خود را فروخورد. و زبان خود را نگاه دارد. و از گناهان خویش طلب آمرزش کند. و برای اهل بیت پیامبر خدا خیرخواهی داشته باشد.
11- انواع ایمان
11-1- ایمان اهل کتاب
اَللهُ تَعالی: وَ إِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خاشِعِينَ لِلَّهِ لا يَشْتَرُونَ بِآياتِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ. (آل عمران/199)
و همانا بعضی از اهل كتاب، كسانی هستند كه به خداوند و آنچه به شما نازل شده و آنچه به خودشان نازل شده، خاشعانه ايمان میآورند. آيات الهی را به بهای اندك معامله نمیكنند. آنها هستند كه برايشان نزد پروردگارشان پاداش است. همانا خداوند سريع الحساب است.
-11-2 ایمان پایدار و ایمان ناپایدار
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ {فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ} (امعام/98) قَالَ الْمُسْتَقَرُّ الْإِيمَانُ الثَّابِتُ وَ الْمُسْتَوْدَعُ الْمُعَار (بحار الأنوار ج 66 ص 223)
از ایشان در بارهی کلام خداوند: {پس گروهی پایدار و برخی ناپایدار هستند.} سؤال کردم. فرمود: پایدار به معنای: ایمان استوار و ناپایدار یعنی ایمانی عاریهای.
12- مراتب ایمان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا عَبْدَ الْعَزِيزِ إِنَّ الْإِيمَانَ عَشْرُ دَرَجَاتٍ بِمَنْزِلَةِ السُّلَّمِ يُصْعَدُ مِنْهُ مِرْقَاةً بَعْدَ مِرْقَاةٍ فَلَا يَقُولَنَّ صَاحِبُ الِاثْنَيْنِ لِصَاحِبِ الْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَی شَيْءٍ حَتَّی يَنْتَهِيَ إِلَی الْعَاشِرَةِ فَلَا تُسْقِطْ مَنْ هُوَ دُونَكَ فَيُسْقِطَكَ مَنْ هُوَ فَوْقَكَ. (بحار الأنوار ج 66 ص 154)
ای عبدالعزیز! ایمان دارای ده مرتبه است که همچون نردبانی پله پله از آن بالا میروند. پس نباید آن کس که در مرتبهی دوم است به کسی که در مرتبهی اول است بگوید: تو هیچ نداری. و همینطور تا برسد به دهمین مرتبه. و کسی را که پایینتر از خودت است را ساقط نکن، زیرا آن کس که بالاتر از تو است، تو را ساقط می کند!
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ أَعْلَی مَنَازِلِ الْإِيمَانِ دَرَجَةٌ وَاحِدَةٌ مَنْ بَلَغَ إِلَيْهَا فَقَدْ فَازَ وَ ظَفِرَ وَ هُوَ أَنْ يَنْتَهِيَ بِسَرِيرَتِهِ فِي الصَّلَاحِ إِلَی أَنْ لَا يُبَالِيَ لَهَا إِذَا ظَهَرَتْ وَ لَا يَخَافَ عِقَابَهَا إِذَا اسْتَتَرَتْ. (بحار الأنوار ج 68 ص 369)
بالاترين مرتبهی ايمان درجهای است كه هر كس به آن دست يابد، رستگار و پيروز شده است و آن، اين است كه باطن آدمی به آن حدّ از پاكی برسد كه اگر آشكار شود پروايی نداشته باشد و اگر پوشيده ماند، از كيفر- خدا بر آن- نترسد.
13- آزمون ایمان
اَللهُ تَعالی: أَ حَسِبَ اَلنّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ. (عنکبوت/2)
آيا مردم پنداشتند كه چون گفتند: ايمان آورديم، رها میشوند و ديگر مورد آزمايش قرار نمیگيرند؟!
نکته:
ايمان، تنها با زبان و شعار نيست، بلكه همراه با آزمايش است.
14- هیبت مؤمن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ مَنْ يَخَافُهُ كُلُّ شَيْءٍ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ عَزِيزٌ فِي دِينِ اللَّهِ وَ لَا يَخَافُ مِنْ شَيْءٍ وَ هُوَ عَلَامَةُ كُلِّ مُؤْمِنٍ. (بحار الأنوار ج 64 ص 305)
همانا همهی موجودات از مؤمن میترسند، زيرا كه او به دين عزت يافته است ( يعنی محكوم هواهای نفسانی نيست) و از چيزی نمیهراسد و اين نشانهی هر مؤمنی است.















ثبت دیدگاه