فهرست مطالب
آداب دینداری
چکیده
آدمی کردارخود را بر پایه عقیدهی خود سامان میبخشد ودین آسمانی اسلام بهترین عقیده برای سعادت اوست. در آداب دینداری مطالبی مهم گرد آمده است که به انسان راه و روش آن را میآموزد و آثار نیک دینداری را هم بیان میدارد.
1- معنی ومفهوم دین
واژه دین در فرهنگ لغات، مترادف با کلماتی چون: حکم و قضا، رسم و عادت، شریعت و مذهب، همبستگی و غیر آن آمده است. ( لغت نامه دهخدا ص۵۷۲)
در کاربردهای قرآنی نیز به معانی زیادی از جمله: جزا، حساب، قانون، شریعت، طاعت و بندگی، تسلیم و انقیاد، اسلام، روش و رویه، توحید و خدا پرستی آمده است. (قاموس قرآن ج ۲ ص۳۸۰)
2- اهمیّت دین
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن دَخَلَ هَذا الدّینِ بِالرجّالِ اَخرَجهُ مِنهُ الرِجالُ کَما اُدخُلوهُ فیهِ وَ مَن دَخَلَ فیهِ بِالکِتابِ و السُنَه زالَتِ الجِبالَ قَبلَ اَن یَزُول. (بحار الانوار ج ۲۳ ص ۱۰۳)
کسی که با تقلید از شخصیتها وارد دین شود، با تقلید از شخصیتها نیز از آن خارج میشود. و کسی که با کتاب و سنت به دین گرایش یابد، کوهها از جای خود برکنده میشود، پیش از آنکه عقیدهی او از بین برود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَیْکُمْ بِالتّفَقّهِ فِی دِینِ اللّهِ وَ لَا تَکُونُوا أَعْرَاباً فَإِنّهُ مَنْ لَمْ یَتَفَقّهْ فِی دِینِ اللّهِ لَمْ یَنْظُرِ اللّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لَمْ یُزَکّ لَهُ عَمَلًا. (اصول کافی ج ۱ص ۳۶)
بر شما باد که در دین خدا دانشمند شوید و صحراگرد نباشید! زیرا آنکه در دین خدا دانشمند نشود خدا روز قیامت به او توجه نکند و کردارش را پاکیزه نشمارد.
3- کمال دین
اَللهُ تَعالی: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا. (مائده /۳)
امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما [به عنوان] آیینی برگزیدم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ الدِّينِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ وَ أَنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَال. (بحار الأنوار ج 1 ص 175)
ای مردم! بدانید که همانا کمال دین، در آموختن دانش و عمل کردن به آن است. آگاه باشید که دانش آموزی، بر شما واجب تر است از کسب مال.
4- حفظ دین
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: ما مِن شابٍ تَزَوَّجَ فی حَداثَةِ سِنِّهِ اِلاّ عَجَّ شَيطانُهُ : يا وَيلَهُ يا وَيلَهُ عَصَمَ مِنّی ثُلُـثَی دينِهِ فَليَتَّقِ اللّه العَبدُ فِی الثُّـلُثِ الباقی. (مستدرک الوسائل ج ۱۴ص ۱۴۹)
هر جوانی كه در سن كم ازدواج كند، شيطان فرياد بر میآورد : وای برمن! وای بر من! دو سوم دينش را از دستبرد من مصون نگهداشت! پس بنده بايد برای حفظ يك سومِ باقی مانده دينش، تقوای الهی پيشه سازد.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اتَّقوا اللّهَ و صُونوا دینَکُم بِالوَرَع. (کافی ج ۲ ص ۷۶)
تقوای خدا پیشه کنید و دینتان را با ورع و تقوا حفظ کنید.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: یأتی عَلی النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلی دینِهِ کالْقابِضِ عَلی الْجَمَرِ. (بحار الانوار ج ۲۸ ص۴۷)
زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر کردن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.
5- عدم سختی و حرج در دین
اَللهُ تَعالی: وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ اَبِیکُمْ اِبْراهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمِینَ. (حج / ۷۸)
و در دين اسلام كارِ سنگين و سختی بر شما قرار نداد. از آيين پدرتان ابراهيم پيروی كنيد. خداوند شما را در كتابهای پيشين و در اين كتاب آسمانی مسلمان نامید.
6- سلامت در دین
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُسْنُ الظَّنِّ راحَةُ الْقَلْبِ وَ سَلامَةُ الدّينِ. ( تصنیف غررالحکم ص ۲۵۳)
خوش گمانی، مايهی آسايش قلب و سلامت دين است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أفضَلُ الدِّينِ قَصرُالأمَلِ. ( شرح غرر الحکم ج ۲ ص ۴۶۶)
بهترين دينداری، كوتاه كردن آرزوست.
7- اخلاص در دین
اَللهُ تَعالی: إني اُمِرْتُ اَنْ اَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ. (زمر / ۱۱)
من مأمورم كه خدا را پرستش كنم، در حالی كه دينم را برای او خالص كرده باشم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِعلَم أنَّ أوَّلَ الدِّينِ التَّسليمُ، و آخِرَهُ الإخلاصُ. (شرح غرر الحکم ج ۲ ص۱۹۰)
بدان كه آغازِ دين، تسليم است و فرجامش، اخلاص.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إذا استَخلَصَ اللّه ُ عَبداً ألهَمَهُ الدِّيانَةَ. (غرر الحکم ج ۳ ص ۱۴۰)
هر گاه خداوند بنده ای را برگزيند دینداری را در دل او اندازد.
اَللهُ تَعالی: دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ. (عنکبوت / ۶۵)
خدا را با اخلاص میخوانند و غير او را فراموش میكنند.
8- عدم اکراه در دین
اَللهُ تَعالی: لا اِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ. (بقره / ۲۵۶)
اكراهی در قبول دين، نيست. زيرا راه درست از راه انحرافی، روشن شده است.
9- نظام دین
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُبُّنا أهلَ البيتِ نِظامُ الدِّينِ. (امالی طوسی ص ۲۹۶)
محبّت ما اهل بيت، نظام دين است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رأسُ الدِّينِ مُخالَفَةُ الهوی. (شرح غرر الحکم ج ۴ ص۵۳)
رأس دين، مخالفت كردن با هوی و هوس است.
10- محبوبترین دین
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أحَبُّ الأديانِ إلی اللّه ِ الحنيفيّةُ السَّمحَةُ. (خصال ج ۱ص ۲۱)
محبوبترين دينها نزد خدا، آيين اسلام است
11- مصادیق دینداری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الدِّينُ شَجَرةٌ أصلُها التَّسليمُ و الرِّضا. (شرح غرر الحکم ج ۱ص ۳۲۹)
دين، درختی است كه ريشهاش تسليم و رضاست.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اَصلُ الدِّينِ الوَرَعُ و رَأسُهُ الطاعةُ. (بحار الانوار ج ۷۴ ص ۸۶)
ريشهی دين، پارسايی است و رأس آن، طاعت.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثَمرَةُ الدِّينِ الأمانَةُ. (شرح غرر الحکم ج ۳ ص ۳۲۳)
ميوهی دين، امانتداری است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الدِّينِ أداءُ الأمانةِ و الوَفاءُ بالعُهودِ. (غرر الحکم ج ۲ ص ۴۲)
ريشهی دين، امانتداری و پايبندی به پیمانهاست.
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَیسَ مِنّا مَن تَرَکَ دُنیاهُ لِدِینِه وَ دینَهُ لِدُنیاه. (بحار الانوار ج ۷۵ ص۳۴۶)
از ما نیست آنکه دنیای خود را برای دینش و دین خود را برای دنیایش ترک گوید.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: حُسنُ الخُلُقِ نِصفُ الدِّينِ. (خصال ج ۱ص۳۰)
خوش خويی، نصف دين است
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْمُؤْمِنُ لايُخْلَقُ عَلَی الْكِذْبِ و َلا عَلَی الْخيانَةِ وَ خِصْلَتانِ لا يَجْتَمِعانِ فِی الْمُنافِقِ، سَمْتٌ حَسَنٌ وَ فِقْهٌ فِی السُّنَّةِ. (تحف العقول ص۳۶۷)
مؤمن در سرشتش دروغ و خيانت نيست و دو صفت است كه در منافق جمع نگردد: سيرت نيكو و دين شناسی.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إنَّ أفضَلَ الدِّينِ الحُبُّ في اللّه ِ و البُغضُ في اللّهِ. (شرح غرر الحکم ج ۲ ص ۵۴۱)
همانا برترين دينداری، دوستی و دشمنی در راه خداست.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لا دِينَ لِمَن لا عَهدَ لهُ. (بحار الانوار ج ۸۴ ص۲۵۲)
كسی كه پايبند عهد و پيمان نيست، دين ندارد.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لا دِينَ لِمَن لا مُرُوَّةَ لَهُ. (تحف العقول ص۳۸۹)
كسی كه مردانگی و انسانيّت ندارد، دين ندارد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اِنَّما يُدْرَكُ الْخَيْرُ كُلُّهُ بِالْعَقْلِ، وَ لا دينَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ. (تحف العقول ص۵۴)
همه خوبیها با عقل شناخته می شوند و كسی كه عقل ندارد، دين ندارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن رُزِقَ الدِّینَ فَقَد رُزِقَ خَیرَ الدُّنیا وَ الآخِرَة. (تصنيف غرر الحكم ص 85)
هر کس دین روزی او شود، براستی خیر دنیا و آخرت روزی او شده است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنیا وَ الدّینُ لَعقٌ عَلی ألسِنَتِهِم یَحوطونَهُ ما دَرَّت مَعایِشُهُم، فَإِذا مُحِّصوا بِالبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ. (تحف العقول ص ۲۴۵)
مردم، بندهی دنیایند و به ظاهر دَم از دین میزنند و تا زمانی که زندگیشان تأمین شود، از آن دفاع میکنند؛ امّا چون در بوتهی آزمایش قرار گیرند، دینداران اندک هستند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَانَ عَاقِلاً كَانَ لَهُ دِينٌ وَ مَنْ كَانَ لَهُ دِينٌ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ. (بحار الأنوار ج1 ص 91)
هر كه دارای عقل باشد، دارای دين است و هر كه دارای دين باشد، داخل بهشت میشود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـی أحـَدٍ ثَلاثة: إلـی ذِی دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب. (تحف العقول ص۲۷۴)
جز به یکی از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروّت، یا کسی که اصالت خانوادگی داشته باشد.
12- ستون دین
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِکُلِّ شَیءٍ وَجهٌ وَ وَجهُ دینِکم الصَّلاةُ. (کافی ج ۳ ص ۲۷۰)
هر چیز دارای سیماست، سیمای دین شما نماز است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لِكُلِّ شَيْءٍ عِمادٌ، و عِمادُ الدِّينِ الفِقهُ. (بحار الانوار ج ۱ ص۲۱۶)
هر چيزی ستونی دارد و ستون دين، فهم دين است.
13- آفت دین
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن أَتی غَنيّا فَتَواضَعَ لَهُ لِغِناهُ ذَهَبَ ثُلُثا دينِهِ. (نهج البلاغه حکمت ۲۲۸)
هر كس در مقابل ثروتمند به خاطر ثروتش تواضع كند، دو سوم دينش از بين برود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: آفَةُ الدِّينِ: الحَسَدُ و العُجبُ و الفَخرُ. (کافی ج ۲ ص ۳۰۷)
آفت دين، حسادت است و خودپسندی و فخر فروشی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِئسَ قَرينُ الدِّينِ الطَّمَعُ. (شرح غررالحکم ج ۳ ص ۲۵۵)
طمع، همنشين بدی برای دين است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اَلغيبَةُ اَسرَعُ فی دينِ الرَّجُلِ المُسلِمِ مِنَ الكِلَةِ فی جَوفِهِ. (کافی ج ۲ ص ۳۵۷)
غيبت كردن در (نابودی) دين مسلمان مؤثرتر از خوره در درون اوست.















ثبت دیدگاه