فهرست مطالب
آداب احسان و نیکوکاری
چکیده
انسان دارای اختیار در انجام کارهایی است که نیک و بد است، اما اگر کارهای پسندیده انجام دهد، به طور مسلّم آثار مفیدی به دنبال خواهد داشت. رعایت آداب احسان و نیکوکاری به انسانها فرصت تاثیر در دیگران میدهد و آنها در پرتو این کار تمایلی بیشتر به صاحبان احسان و نیکوکاری نشان میدهند که موجب انتقال آموزههای الهی میشود.
واژه های مرتبط
احسان، محسن، حسنه، خیر، بِرّ، نیکی ، برکت
1- توصیف احسان و نیکی
اَللهُ تَعالی: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ وَ إِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَىٰ وَيَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ. (نحل/ 90 )
در حقيقت، خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان میدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز میدارد. به شما اندرز میدهد، باشد كه پند گيريد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِحْسَانُ غَرِيزَةُ الْأَخْيَارِ وَ الْإِسَائَةُ غَرِيزَةُ الْأَشْرَارِ. (عيون الحكم ص 62)
احسان كردن، خصلت نيكوكاران است و بدى كردن به مردم، خوى مردم بد است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا أَحْسَنْتَ الْقَوْلَ فَأَحْسِنِ الْعَمَلَ لِتَجْمَعَ بِذَلِكَ بَيْنَ مَزِيَّةَ اللِّسَانِ وَ فَضِيلَةَ الْإِحْسَانِ. (عيون الحكم ص137)
هرگاه گفتارت را نیکو کردی، کردارت را هم نیکو کن؛ تا به این طریق، مزیّت زبان و فضیلت احسان را جمع کنی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: زَكَاةُ الظَّفَرِ الْإِحْسَانُ. (عيون الحكم ص275)
زکاتِ پیروزی، احسان و نیکی است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: زِينَةُ الْإِسْلَامِ عَمَلُ الْإِحْسَانِ.(عيون الحكم ص276)
زينت اسلام و مسلمانی، عمل به احسان است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: زِدْ فِي اصْطِنَاعِ الْمَعْرُوفِ وَ أَكْثِرْ مِنْ إِسْدَاءِ الْإِحْسَانِ فَإِنَّهُ أَبْقَى ذُخْراً وَ أَجْمَلُ ذِكْراً. (عيون الحكم ص277)
بر نیکوکاری بیفزای و در بسیار نیکی کردن به مردم استوار باش! زیرا آن پایدارترین ذخیره و پس انداز و زیباترین ذكر است.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام: أَمَّا الْوُجُوهُ الْأَرْبَعَةُ الَّتِي يَلْزَمُهُ فِيهَا النَّفَقَةُ مِنْ وُجُوهِ اصْطِنَاعِ الْمَعْرُوفِ فَقَضَاءُ الدَّيْنِ وَ الْعَارِيَّةُ وَ الْقَرْضُ وَ إِقْرَاءُ الضَّيْفِ وَاجِبَاتٌ فِي السُّنَّةِ.(بحار الأنوار ج 100 ص 140)
اما انواع چهارگانه احسان ونیکی عبارتند از: پرداخت بدهی، عاریه دادن، قرض دادن، و مهمانی دادن، که در سنت واجب است. (عاریه به کالا بر میگردد.)
2- اهمیت نیکوکاری
اللهُ تَعالی: وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِين. (بقره/۱۹۵)
(با خودداری از انفاق یا زیاده روی در آن، خود را) با دست خود به هلاکت نیفکنید و نیکی کنید، همانا که خداوند نیکوکاران را دوست دارد.
اللهُ تَعالی: ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيل. (توبه/۹۱)
بر نیکو کاران، هیچ راهی( برای خرده گیری) وجود ندارد.
الله تَعالی: وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللهَ اِنَّ اللهَ شَدیدُ العِقابِ. (مائده /2)
و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید، و در گناه و تعدّی دستیار هم نشوید، و از خدا پروا کنید که خدا سختکیفر است.
الجوادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أهلُ المَعروفِ إلَى اصطِناعِه أحوَجُ مِن أهلِ الحاجَةِ إلَيهِ ؛ لأِنَّ لَهُم أجرَهُ وفَخرَهُ وذِكرَهُ ، فمَهما اصطَنَعَ الرَّجُلُ مِن مَعروفٍ فإنَّما يَبدأ فيهِ بِنَفسِهِ ، فلا يَطلُبَنَّ شُكرَ ما صَنَعَ إلى نَفسِهِ مِن غَيرِهِ . (بحار الانوار ج ۷۵ ص۷۹)
نيكوكاران به نيكى كردن نيازمندترند تا كسانى كه به آن نيازمندند؛ زيرا پاداش و افتخار و نيكنامی آن برای آنهاست. بنابراين، آدمی هر خوبى كه كند، نخست به خود كرده است. پس، نبايد به خاطر احسانی كه به خود كرده از ديگران سپاسگزارى بخواهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى عِبَاداً يَخْتَصُّهُمْ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ.(نهج البلاغه حکمت 425)
همانا خدا را بندههایی است که آنها را برای سود دیگران برگزیده، و به آنها سپرده آنچه را که باید ببخشند، و اگر دریغ کنند، آن را به دیگران تحویل میدهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَيْرُ النَّاسِ مَنْ نَفَعَ النَّاسَ. (تصنيف غرر الحكم ص 450)
بهترين مردم، كسی است كه مردم را نفع رساند.
الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَّهِ … وَ لَأَنْ أَعُولَ أَهْلَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ أَسُدَّ جَوْعَتَهُمْ وَ أَكْسُوَ عَوْرَتَهُمْ وَ أَكُفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حِجَّةً وَ حِجَّةً وَ حِجَّةً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا… حَتَّى بَلَغَ عَشْراً وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى بَلَغَ السَّبْعِينَ . (بحار الأنوار ج71 ص329)
به خدا قسم! … و اگر یک خانوادهی مسلمان را در خوراک و پوشاک و آبرو سرپرستی و کفالت کنم، که دست پیش مردم دراز نکنند، محبوبتر است نزد من، از اینکه من حج، بجا بیاورم، حجّی، و حجّی، و حجّی… و تا ده بار آن را تکرار فرمود، و باز مانند آن، و مانند آن، تا به هفتاد رسید.
3- آداب نیکوکاری
۳-۱- نیکوکاری بطور ناشناس
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا صَنَعْتَ مَعْرُوفاً فَاسْتُرْهُ إِذَا صُنِعَ إِلَيْكَ مَعْرُوفٌ فَانْشُرْهُ. (غرر الحكم ص ۲۸۱)
هرگاه احسانى کردی، پس آن را بپوشان و هرگاه به سوى تو نیکیای شود، پس آن را نشر بده.
۳-۲- مداومت در بخشش
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ رَجُلٍ سَبَقَتْ مِنِّي إِلَيْهِ يَدٌ أُتْبِعُهَا أُخْتَهَا وَ أَحْسَنْتُ مُرَبَّهَا لِأَنِّي رَأَيْتُ مَنْعَ الْأَوَاخِرِ يَقْطَعُ لِسَانَ شُكْرِ الْأَوَائِلِ.(بحار الأنوار ج71 ص 408)
چیزی را دوستتر ندارم از اینکه به مردی که در سابق به او بخششی کردهام، بخشش دیگری کنم، و به خوبی آن را پرورش بدهم. زیرا دانستهام که دریغ کردن از پایان نعمتها، زبان تشکر از آنها را از میان میبرد.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: اسْتِتْمَامُ الْمَعْرُوفِ أَفْضَلُ مِنِ ابْتِدَائِهِ. (بحار الأنوار ج 66 ص 405 )
پايان دادن كارهاى خوب (به نتیجه رساندن) بهتر از شروع در آن میباشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَافِلُ دَوَامِ الْغِنَى وَ الْإِمْكَانِ اتِّبَاعُ اَلْإِحْسَانِ الْإِحْسَان. (عيون الحكم ص 395 )
ضامن دوام بینیازی و توانمندی، نیکی کردن پی در پی است.
۳-۳- پرهیز از پوشاندن کارهای نیک دیگران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَتَمَ الْإِحْسَانَ عُوقِبَ بِالْحِرْمَانِ. (عيون الحكم ص447)
هر كس، نیکی(دیگران) را پوشیده بدارد، با(کیفرِ) محرومیت مجازات شود.
۳-۴- تعجیل در کار خیر
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: إِذَا سَأَلَكَ أَخُوكَ حَاجَةً فَبَادِرْ بِقَضَائِهَا قَبْلَ اسْتِغْنَائِهِ عَنْهَا. (بحار الأنوار ج 71 ص 413)
چون برادرت از تو حاجتی خواست، زود برآوردهاش کن، پیش از آن که از آن بینیاز گردد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُؤَخِّرْ إِنَالَةَ الْمُحْتَاجِ إِلَى غَدٍ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِي مَا يَعْرِضُ لَكَ وَ لَهُ فِي غَدٍ.(تصنيف غرر الحكم ص 449)
عطا كردن به محتاج را به فردا ميانداز! همانا كه تو نمیدانى، فردا چه بر تو و او اتفاق میافتد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِلْكِرَامِ فَضِيلَةُ الْمُبَادَرَةِ إِلَى فِعْلِ الْمَعْرُوفِ وَ إِسْدَاءِ الصَّنَائِعِ. (تصنيف غرر الحكم ص 383 )
بالاترین مرتبه براى كريمان، پيشى گرفتن به معروف (احسان و نیکی) و انجام دادن خوبیها است.
3-5- جبران کار خیر
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَدَّى إِلَى أَحَدٍ مَعْرُوفاً فَلْيُكَافِئْ فَإِنْ عَجَزَ فَلْيُثْنِ بِهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَقَدْ كَفَرَ النِّعْمَةَ. (مستدرك الوسائل ج 12 ص 354)
كسى كه برايش كار نيكى انجام داده اند، بايد جبران كند، و اگر قادر به جبران نباشد، لازم است تشكر كند. اگر اين كار را هم نكند، كُفران نعمت كرده است.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: كَافِئْ بِالْحَسَنَةِ وَ لَا تُكَافِئْ بِالسَّيِّئَةِ.(مستدرك الوسائل ج 12 ص 355 )
به نیکی، پاداش دهید و به بدی، پاداش ندهید.
عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهُِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُولُ: آيَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ مُسَجَّلَةٌ، قُلْتُ: مَا هِيَ؟ قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي كِتَابِهِ: { هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ. } (الرحمن/ 60) جَرَتْ فِي الْكَافِرِ وَ الْمُؤْمِنِ، وَ الْبَرِّ وَ الْفَاجِرِ، مَنْ صُنِعَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ فَعَلَيْهِ أَنْ يُكَافِئَ بِهِ، وَ لَيْسَتِ الْمُكَافَأَةُ أَنْ يَصْنَعَ كَمَا صُنِعَ بِهِ، بَلْ حَتَّى يَرَى مَعَ فِعْلِهِ لِذَلِكَ أَنَّ لَهُ الْفَضْلَ الْمُبْتَدَأَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 43).
علىّ بن سالم: شنيدم كه امام صادق (عليه السلام) میفرمود: آيهاى در كتاب خداوند(قرآن) وجود دارد كه حتمی و قطعى است. گفتم: آن كدامين آيه است؟ فرمود: قول خداوندبزرگ و برتر در كتابش است كه فرمود: { آيا پاداش احسان چيزى غير از احسان است؟!} اين (قانون) براى كافر و مؤمن و نيكوكار و بدكار حكمفرما است، هر كه به او خوبى شد، بر اوست كه عوض بدهد و عوض دادن، اين نيست كه به مانند او به وى خوبى كند، بلكه اين را هم بداند كه تقدم برتری با اوست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَابَلَ الْإِحْسَانَ بِأَفْضَلَ مِنْهُ فَقَدْ جَازَاهُ. (عيون الحكم ص 459)
هرکس احسان را به بالاتر از آن احسان کند، همانا كه جزاى آن را داده است.
3-6- نیکی به کسی که قطع رابطه کرده
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: صِلُوا مَنْ قَطَعَكُمْ وَ عُودُوا بِالْفَضْلِ عَلَيْهِمْ. (بحار الأنوار ج 71 ص 412)
صله کنید با کسی که از شما بریده است، و به فضل و بخشش به آنها بازگردید.
3-7- بخشش، قبل از درخواست
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جَزَى اللَّهُ الْمَعْرُوفَ إِذَا لَمْ يَكُنْ يُبْدَأُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَأَمَّا إِذَا أَتَاكَ أَخُوكَ فِي حَاجَةٍ كَادَ يُرَى دَمُهُ فِي وَجْهِهِ مُخَاطِراً لَا يَدْرِي أَ تُعْطِيهِ أَمْ تَمْنَعُهُ فَوَ اللَّهِ ثُمَّ وَ اللَّهِ لَوْ خَرَجْتَ لَهُ مِنْ جَمِيعِ مَا تَمْلِكُهُ مَا كَافَيْتَهُ . (بحار الأنوار ج 71 ص 414)
خدا پاداش احسانی را میدهد که با خواهشِ نیازمند نباشد. ولی اگر برادرت نزد تو بیاید برای نیازی، در حالی که از خجالت سرخ شده، و دو دل است که آیا به او عطا میکنی یا از او دریغ میداری، به خدا قسم! و باز هم به خدا قسم! که اگر هر چه را داری برایش بیرون بیاوری، جبران این شرمندگی او را نکردهای!
3-8- احسان در حال تنگدستی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ كَمَالِ الْحِمَاقَةِ تَرَكُ الْإِحْسَانِ فِي الْفَاقَةِ. (عيون الحكم ص 467)
ترک احسان در فقر و تهیدستی، از کمال حماقت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِلْحَسَنِ(عَلَيْهِ السَّلَامُ): يَا بُنَيَّ مَا السَّمَاحَةُ قَالَ الْبَذْلُ فِي الْعُسْرِ وَ الْيُسْرِ . (بحار الأنوار ج 68 ص 353)
امیر المؤمنین (عليه السلام) به فرزنش حضرت مجتبی (عليه السلام) فرمود: ای پسرم! سماحت و جوانمردی چیست؟ عرض کرد: بذل و بخشش در هر حال؛ خواه در حال تنگدستی و خواه در حال آسایش و داشتن ثروت.
3-9- کم شمردن نیکوکاری خود
الجوادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أهلُ المَعروفِ إلَى اصطِناعِه أحوَجُ مِن أهلِ الحاجَةِ إلَيهِ لأِنَّ لَهُم أجرَهُ و فَخرَهُ وذِكرَهُ فمَهما اصطَنَعَ الرَّجُلُ مِن مَعروفٍ فإنَّما يَبدأ فيهِ بِنَفسِهِ، فلا يَطلُبَنَّ شُكرَ ما صَنَعَ إلى نَفسِهِ مِن غَيرِهِ . (بحار الانوار ج ۷۵ ص ۷۹)
نيكوكاران به نيكى كردن نيازمندترند تا كسانى كه به آن نيازمندند. زيرا پاداش و افتخار و نيكنامیاش از آنِ آنهاست. بنابراين، آدمى هر خوبى كه كند، نخست به خود كرده است. پس، نبايد به خاطر آن خوبی كه به خود كرده از ديگران سپاسگزارى بخواهد.
اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ عَدَّدَ نِعَمَهُ مَحَقَ كَرَمَهُ. (بحار الأنوار ج 71 ص 417)
هر کس بخشش نعمت خود را بشمارد، آن کرم و بخشش را نابود کرده است.
4- آثار نیکوکاری
۴-۱- رحمت الهی
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَغَاثَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ اللَّهْفَانَ عِنْدَ جَهْدِهِ فَنَفَّسَ كُرْبَتَهُ وَ أَعَانَهُ عَلَى نَجَاحِ حَاجَتِهِ كَانَتْ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ يُعَجِّلُ لَهُ مِنْهَا وَاحِدَةً يُصْلِحُ بِهَا مَعِيشَتَهُ وَ يَدَّخِرُ لَهُ إِحْدَى وَ سَبْعِينَ رَحْمَةً لِأَفْزَاعِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ أَهْوَالِهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 21 )
هر کس به دادِ برادر مومن بیچاره خود برسد، در حالی که بیتاب شده، و گره از کار او بگشاید و در انجام حاجتش کمکش کند، در برابر این کار، نزد خدا هفتاد و دو رحمت دارد که یکی را زود به او میرساند تا زندگیش را بهتر سازد، و هفتاد و یکی را برای هراسهای روز قیامت و دلهرههای آن برای او ذخیره میکند.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَكْرَمَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ بِهَا وَ فَرَّجَ كُرْبَتَهُ لَمْ يَزَلْ فِي ظِلِّ اللَّهِ الْمَمْدُودِ بِالرَّحْمَةِ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 22 )
هر کس برادر مسلمانش را با یک کلمهای گرامی دارد و به او مِهر ورزد و گره از کارش بگشاید، پیوسته در سایهی رحمت خدا است، تا به آن کار مشغول است.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَرَّ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ بِقَبْرٍ يُعَذَّبُ صَاحِبُهُ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَيْسَ يُعَذَّبُ فَقَالَ يَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ فَكَانَ صَاحِبُهُ يُعَذَّبُ ثُمَّ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ فَإِذَا هُوَ لَيْسَ يُعَذَّبُ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ يَا رُوحَ اللَّهِ إِنَّهُ أَدْرَكَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِيقاً وَ آوَى يَتِيماً فَغَفَرْتُ لَهُ بِمَا عَمِلَ ابْنُهُ . (بحار الأنوار ج 72 ص 49)
عیسی بن مریم به قبری گذر کرد که صاحبش در عذاب بود. سال آینده از آنجا گذر کرد و او عذابی نداشت! گفت: پروردگارا! من سال گذشته به این قبر گذر کردم و صاحبش در عذاب بود، و امسال به آن گذر کردم و عذابی نداشت؟ خدا به او وحی کرد: ای روح الله! همانا او فرزند خوبی داشت که به بلوغ رسید و راهی را اصلاح و درست کرد و یتیمی را در پناه گرفت، و من او را آمرزیدم در برابر کاری که پسرش کرد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَعَ الْبِرِّ تَدِرُّ الرَّحْمَةُ . (تصنيف غرر الحكم ص 449)
با نيكویى رحمت جاری میگردد.
4-2- دور شدن بلا و سختی
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ تَقِي مَصَارِعَ السَّوْءِ وَ الصَّدَقَةُ خَفِيّاً تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ زِيَادَةٌ فِي الْعُمُرِ وَ كُلُُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ وَ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ وَ أَهْلُ الْمُنْكَرِ فِي الدُّنْيَا أَهْلُ الْمُنْكَرِ فِي الْآخِرَةِ وَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ . (بحار الأنوار ج 93 ص 183 )
کارهای نیک از سقوطهای بد و یا (مرگهای ناگوار) جلوگیری میکند، و صدقهی پنهانی خشم خداوند را خاموش میکند، و برقراری پیوند خویشاوندی بر عمر میافزاید. و هر کار نیکی صدقه است و نیکوکاران در دنیا، نیکوکاران در آخرتند و بدکاران در دنیا، بدکاران آخرتند، و اولین کسانی که وارد بهشت می شوند، نیکوکاران هستند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَعْرُوفُ عِصْمَةُ الْبَوَارِ وَ الرِّفْقُ نَعْشَةٌ مِنَ الْعِثَارِ. (بحار الأنوار ج 74 ص 421)
احسان از هلاکت جلوگیری می کند و ملاطفت با خلق، آدمی را از لغزش نگه می دارد.
4-3- پاداش در دنیا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْجَلُ الْخَيْرِ ثَوَاباً الْبِرُّ. (تصنيف غرر الحكم ص 449)
شتابان ترین خير به حسب پاداش، احسان و نیکی است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكُمْ بِصَنَائِعِ الْإِحْسَانِ وَ حُسْنِ الْبِرِّ بِذَوِي الرَّحِمِ وَ الْجِيرَانِ فَإِنَّهُمَا يَزِيدَانِ فِي الْأَعْمَارِ وَ يَعْمُرَانِ الدِّيَارَ. (عيون الحكم ص 342)
بر شما باد به انجام کارهای نیک و احسان و نیکی به خویشاوندان و همسايگان! همانا كه اينها، عمرها را زياد میكنند ، و شهرها را آباد میگردانند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَبَبُ الْمَحَبَّةِ الْإِحْسَانُ.(عيون الحكم ص181)
احسان، سبب دوستى است.
4-4- پاداش در آخرت
اللهُ تَعالی: فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ. (مائده/۸۵)
خداوند(نیز) به پاس گفتارشان، به آنان بهشتهایی را که از زیر(درختان) آن، رودها جاری است، پاداش میدهد، درحالی که همیشه در آن خواهند ماند. این است پاداش نیکو کاران.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً يُقَالُ لَهُ بَابُ الْمَعْرُوفِ لَا يَدْخُلُهُ إِلَّا أَهْلُ الْمَعْرُوفِ. (بحار الأنوار ج 71 ص 408 )
بهشت را دری است که به آن باب المعروف میگویند. و از آن داخل نمیشود، مگر اهل کار خیر.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ يُقَالُ لَهُمْ إِنَّ ذُنُوبَكُمْ قَدْ غُفِرَتْ لَكُمْ فَهَبُوا حَسَنَاتِكُمْ لِمَنْ شِئْتُمْ وَ اصْطِنَاعُ الْمَعْرُوفِ وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ فَمَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى اصْطِنَاعِ الْمَعْرُوفِ بِيَدِهِ فَبِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَمَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ بِلِسَانِهِ فَلْيَنْوِهِ بِقَلْبِهِ. (بحار الأنوار ج 71 ص 418)
اهل احسان در دنیا، اهل احسان در آخرت هستند. به آنها میگویند: گناهانتان آمرزیده است؛ حسنات خود را به هر کس می خواهید ببخشید. کار خیر بر هر کسی، با دل و زبان و دست، واجب است؛ هر کس با دست نتواند، با دل و زبان کند؛ و اگر با زبان هم نتوانست، در دل نیت کند.
4-5- رستگاری و بزرگی
اللُه تَعالی: وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (تغابن/۱۶)
و مالی برای خودتان [در راه خدا] انفاق کنید، و کسانی که از خسّت نفس خویش مصون بمانند، آنان رستگارانند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَادَةُ النَّاسِ فِي الدُّنْيَا الْأَسْخِيَاءُ وَ فِي الْآخِرَةِ الْأَتْقِيَاءُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 350)
سَروَر مردم در دنيا، بخشندگان و سَرور مردم در آخرت، پرهيزگاران هستند.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخِيُّ الْكَرِيمُ الَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ فِي حَقٍّ. (بحار الأنوار ج 68 ص 353)
سخاوتمندِ بزرگوار کسی است که مالش را در مورد حق صرف کند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ بَذَلَ مَعْرُوفَهُ مَالَتْ إِلَيْهِ الْقُلُوبُ . (تصنيف غرر الحكم ص 449)
هر كه نیکویی کند، دلها به او مایل شود.
5- سپاسگزاری از نیکوکار و پاداش به او
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: كَفَاكَ بِثَنَائِكَ عَلَى أَخِيكَ إِذَا أَسْدَى إِلَيْكَ مَعْرُوفاً أَنْ تَقُولَ لَهُ: «جَزَاكَ اللَّهُ خَيْراً»، وَ إِذَا ذُكِرَ وَ لَيْسَ هُوَ فِي الْمَجْلِسِ أَنْ تَقُولَ: «جَزَاهُ اللَّهُ خَيْراً»، فَإِذاً أَنْتَ قَدْ كَافَيْتَهُ.(بحار الأنوار ج 74 ص 419)
تو را كفايت میكند كه براى تشكّر از برادرى كه به تو محبّت و خوبى كرده، بگويى:خداوند پاداش خوبى عطايت کند. و چنانچه در مجلسى كه حضور ندارد و يادى از او شود، بگويى: خدا جزاى خيرش دهد. و با چنين كارى، او را پاداش كافى دادهاى.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام: مَا أَقَلَّ مَنْ شَكَرَ الْمَعْرُوفَ. (كافی ج 4 ص 33)
سپاسگزاران معروف چقدر اندک هستند!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَعْرُوفُ فُرُوضٌ الشُّكْرُ مَفْرُوضٌ. (غررالحكم ج 1 ص 7)
نیکی کردن واجب است، و شكر نعمت نیز واجب است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا صُنِعَ إِلَيْكَ مَعْرُوفٌ فَاذْكُرْهُ إِذَا صَنَعْتَ مَعْرُوفاً فَانْسَهُ.(مستدرك الوسائل ج 12 ص 361 )
هرگاه به سوى تو نیکی شود، پس آن را ياد كن. هرگاه نیکی کردی، پس آن را فراموش كن!
6- گیرندگان احسان
۶-۱- نیکوکاری به مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَأْسُ الْإِيمَانِ الْإِحْسَانُ إِلَى النَّاسِ. (عيون الحكم ص 264)
اصل ايمان، احسان كردن به مردم است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِجَمِيعِ النَّاسِ وَ الْإِحْسَانَ إِلَيْهِمْ وَ لَا تُنِلْهُمْ حَيْفاً وَ لَا تَكُنْ عَلَيْهِمْ سَيْفاً. (عيون الحكم ص 82)
قلبت را برای همهی مردم و احسان کردن به سوى ايشان مهربان بگردان. و به ايشان ستمى مرسان و بر ايشان شمشير مباش. (يعنى ضررى از طرف تو به آنها نرسد.)
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:عُنْوَانُ النَّبْلِ الْإِحْسَانُ إِلَى النَّاسِ. (عيون الحكم ص 341)
عنوان نجابت، احسان كردن به مردم است.
۶-۲- نیکوکاری به خانواده
أَبِي وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- { وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً.} (بقره/83) مَا هَذَا الْإِحْسَانُ فَقَالَ الْإِحْسَانُ أَنْ تُحْسِنَ صُحْبَتَهُمَا وَ أَنْ لَا تُكَلِّفَهُمَا أَنْ يَسْأَلَاكَ شَيْئاً مِمَّا يَحْتَاجَانِ إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَا مُسْتَغْنِيَيْنِ أَ لَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: { لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون.} ( آل عمران/ 92). (بحار الأنوار ج 71 ص39)
ابی ولاد الحناط : پرسیدم از امام صادق (علیه السلام) درباره قول خدای عزیز و بلندمرتبه: {به پدر و مادر احسان کنید.} و اینکه این احسان چیست؟ پاسخ فرمود: حق صحبتشان را نیکو ادا کنی (خوشرفتاری با آنها کنی)، و اینکه آنان را به سختی نیاندازی تا از تو آنچه را به آن نیاز دارند بخواهند، اگرچه ثروتمند باشند. آیا چنین نیست که خدای عزیز و بلندمرتبه میفرماید: { هرگز به نیکوکاری نرسید تا انفاق کنید از آنچه که دوست دارید.}
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لِسُرَاقَةَ بْنِ مَالِكِ بْنِ جُعْشُمٍ: أَ لَا أَدُلُّكَ عَلَى أَفْضَلِ الصَّدَقَةِ قَالَ بَلَى بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ عَلَى أُخْتِكَ أَوِ ابْنَتِكَ وَ هِيَ مَرْدُودَةٌ عَلَيْكَ لَيْسَ لَهَا كَاسِبٌ غَيْرَكَ. (بحار الأنوار ج71 ص 103)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به سراقة بن مالک بن جعشم فرمود: آیا تو را به بهترین صدقه راهنمایی نکنم؟ عرض کرد: آری، پدر و مادرم به قربانت یا رسول الله (صلی الله علیه و آله). آن حضرت فرمود: بهترین صدقه، بر خواهرت یا دختر تو است، و آن به تو بر میگردد و جز تو کسی سودش را نمیبرد.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ وَ أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ صَدَقَةٌ عَنْ ظَهْرِ غِنًى وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ. (بحار الأنوار ج 75 ص 266)
هر کار نیک و خوب، نوعی صدقه است. و بهترین صدقه آن است که از روی توانگری باشد (بدون کاستن از حقوق خانواده) و از افراد خانواده ات آغاز کن.
۶-۳- احسان به شیعیان و مؤمنین
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ خَلْقاً مِنْ عِبَادِهِ فَانْتَجَبَهُمْ ِلِفُقَرَاءِ شِيعَتِنَا، لِيُثِيبَهُمْ بِذَلِكَ. (بحار الأنوار ج 74 ص 419)
همانا خداوند عدّه اى از بندگان خود را آفريد و ايشان را براى (كمك به) تهيدستان شيعيان ما برگزيد تا بر ايشان كمك و دلجويى كنند.
الکاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَصِلَنَا فَلْيَصِلْ فَقِيرَ شِيعَتِنَا وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَزُورَ قُبُورَنَا فَلْيَزُرْ قُبُورَ صُلَحَاءِ إِخْوَانِنَا. (مكارم الأخلاق ص 135)
هر كه قدرت ندارد به ما صله و احسان كند، شيعيانِ فقيرِ ما را صله و احسان كند، و هر كس نمیتواند قبور ما را زيارت کند، قبور برادرانِ صالحِ ما را زيارت كند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَأْسُ الْإِحْسَانِ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُؤْمِنِينَ. (عيون الحكم ص 263)
اصل احسان، احسان کردن به مؤمنین است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:شَيْئَانِ لَا يُوَازِنُهُمَا عَمَلٌ حُسْنُ الْوَرَعِ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُؤْمِنِينَ. (عيون الحكم ص297)
دو چيز است كه هیچ کرداری هم وزن با آنها نمیشود، خوبیِ پرهيزگارى، و احسان به مؤمنین.
۶-۴- نیکوکاری به دوستان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خُصُّوا بِأَلْطَافِكُمْ خَوَاصَّكُمْ وَ إِخْوَانَكُمْ. (مستدرك الوسائل ج 12 ص 349 )
مهربانی و لطفتان را به خواصتان و برادرانتان اختصاص دهید.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ الْإِحْسَانِ مُؤَاخَاةُ الْإِخْوَانِ. (عيون الحكم ص 119)
بهترین احسان، برادری دو برادر میباشد. (یعنی نیکی برادران ایمانی، به یکدیگر میباشد.)
6-5- احسان به تنگدستان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَيْرُ الْبِرِّ مَا وَصَلَ إِلَى الْمُحْتَاجِ. (عيون الحكم ص 238)
بهترين احسان آنست كه برسد به كسى كه محتاج به آن باشد.
6-6- نیکوکاری به بدکاران
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَ لَاأُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلَائِقِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ: الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكُمْ، وَ تَصِلُونَ مَنْ قَطَعَكُمْ، وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكُمْ، وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَكُمْ. (كافی ج ۲ ص ۱۰۷)
آيا شما را نسبت به برترين اخلاق دنيا و آخرت آگاه نسازم؟ بخشيدن به كسى را كه نسبت به تو ستم كرده، صله و ديدار با كسى كه با تو قهر كرده و بریده، احسان و نيكى به شخصى كه به تو بدى كرده، عطا و بخشش به کسی كه تو را محروم ساخته است.
الرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الدِّينِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ وَ اصْطِنَاعُ الْخَيْرِ إِلَى كُلِّ أَحَدٍ بَرٍّ وَ فَاجِرٍ . (بحار الأنوار ج 71 ص 409)
اصل عقل _ پس از دینداری _ دوستی کردن با مردم است؛ و نیکی کردن به هر کسی، خوب باشد یا بد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيءِ يُصْلِحُ الْعَدُوَّ. (عيون الحكم ص 48)
نیکی به کسی که به تو بد کرده است، موجب اصلاح او میشود (و از دشمنی دست برمی دارد.).
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اجْعَلْ جَزَاءَ النِّعْمَةِ عَلَيْكَ الْإِحْسَانَ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ. (عيون الحكم ص 80)
قرار بده پاداش نعمتی را که خداوندبه تو داده، با احسان کردن به کسی که به تو بدی کرده است.
7- آثار ترک احسان
أَنَّهُ (الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ ) قَالَ لِرِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى: يَا رِفَاعَةُ مَا آمَنَ بِاللَّهِ وَ لَا بِمُحَمَّدٍ وَ لَا بِعَلِيٍّ مَنْ إِذَا أَتَاهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فِي حَاجَةٍ لَمْ يَضْحَكْ فِي وَجْهِهِ فَإِنْ كَانَتْ حَاجَتُهُ عِنْدَهُ سَارَعَ إِلَى قَضَائِهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ تَكَلَّفَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِهِ حَتَّى يَقْضِيَهَا لَهُ فَإِذَا كَانَ بِخِلَافِ مَا وَصَفْتُهُ فَلَا وَلَايَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُ. (بحار الأنوار ج 72 ص 176)
از آن حضرت (امام صادق علیه السلام) است که به رفاعة بن موسی فرمود: ای رفاعه! ایمان به خدا و محمد (صلی الله علیه وآله) و علی (علیه السلام) ندارد کسی که برادر مؤمنش برای نیازی نزد او آید و بر روی او نخندد، و اگر آن حاجت نزد او باشد، باید به زودی برآورد، و اگر نه، از دیگری آن را بخواهد تا آن را برآورده سازد، و اگر برخلاف این باشد، ميان ما و آن شخص، دوستى و ولايتى وجود ندارد.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَانَتْ لَهُ دَارٌ فَاحْتَاجَ مُؤْمِنٌ إِلَى سُكْنَاهَا فَمَنَعَهُ إِيَّاهَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَلَائِكَتِي أَ بَخِلَ عَبْدِي بِسُكْنَى الدُّنْيَا وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا يَسْكُنُ جِنَانِي أَبَداً . (بحار الأنوار ج 72 ص 179)
هر کس خانهای دارد و مؤمنی به نشستن در آن نیاز دارد و از او دریغ میدارد، خدای عزیز و بلندمرتبه میفرماید: ای فرشتههایم! بندهی من از مسکن دنیای خود دریغ کرد، به عزت و جلالم سوگند که هرگز در بهشتم ساکن نگردد!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ حَرَمَ السَّائِلَ مَعَ الْقُدْرَةِ عُوقِبَ بِالْحِرْمَانِ. (تصنيف غرر الحكم ص 449)
هر كه با داشتن توانایی، نیازمند را محروم کند، به محرومیت کیفر داده شود.
8- احسان بیجا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَعْرُوفُ كَنْزٌ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تَضَعُهُ. (غرر الحكم ج 1 ص 58)
احسان گنج است. پس نگاه كن كه آن را نزد چه كسى میگذارى.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَضْيِيعُ الْمَعْرُوفِ وَضْعُهُ فِي غَيْرِ عَرُوفٍ. (غرر الحكم ج 1 ص 58)
ضايع كردن احسان، قرار دادن آنست نزد كسى كه حق احسان را نشناسد.
9- ناسپاسی برابر احسان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَشَدُّ النَّاسِ عُقُوبَةً رَجُلٌ كَافَأَ الْإِحْسَانَ بِالْإِسَاءَةِ. (عيون الحكم ص 116)
سختترين مردم به حسب عقوبت، کسی است كه احسان را به بدى جزا دهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَرُّ النَّاسِ مَنْ سَعَى بِالْإِخْوَانِ وَ نَسِيَ الْإِحْسَانَ. (عيون الحكم ص 294)
بدترين مردم كسی است كه از برادران شکایت كند و احسانى را كه به او شده است را فراموش كند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَادَةُ الْأَغْمَارِ قَطْعُ مَوَادِّ الْإِحْسَانِ. (عيون الحكم ص 341)
عادت جاهلان كه تجربهای ندارند، بريدن مواد احسانست. (يعنى باعث بى رغبتى مردم به احسان میشوند.)
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَافَأَ الْإِحْسَانَ بِالْإِسَاءَةِ فَقَدْ بَرِئَ مِنَ الْمُرُوَّةِ. (عيون الحكم ص 441)
هر كه احسان را به بدى جزا دهد، همانا كه از مروّت و آدميّت تهی باشد .
10- آفات احسان و نیکوکاری
اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَعْرُوفُ مَا لَمْ يَتَقَدَّمْهُ مَطْلٌ وَ لَمْ يَتَعَقَّبْهُ مَنٌّ وَ الْبُخْلُ أَنْ يَرَى الرَّجُلُ مَا أَنْفَقَهُ تَلَفاً وَ مَا أَمْسَكَهُ شَرَفاً. (بحار الأنوار ج71 ص 417)
احسان شایسته، این است که قبل از آن معطلی نباشد و به دنبالش منّت نباشد. و بخل این است که کسی به حساب بیاورد آنچه را که انفاق کرده، از میان رفته است، و آنچه را نگهداشته، شرف او گشته است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْجُودُ مِنْ كَرَمِ الطَّبِيعَةِ وَ الْمَنُّ مَفْسَدَةٌ لِلصَّنِيعَةِ. (بحار الأنوار ج 74 ص 421)
بخشش از شرافت طبع و خصلت است و منّت گذاشتن بر كسى كه احسانى به او كنند، فاسد كنندهی آن احسان است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَمَامُ الْإِحْسَانِ تَرْكُ الْمَنِّ بِهِ. (عيون الحكم ص 199)
تمامی احسان، ترك منّت گذاشتن به آن است.











ثبت دیدگاه