فهرست مطالب
- آداب سخاوتمندی
- چکیده
- واژه های مرتبط
- 1- معنی و مفهوم سخاوت
- 2- تعریف سخاوت در روایات
- 3- اهلبیت علیهم السلام نمونه سخاوتمندی
- 4- اهمیت سخاوتمندی
- 5- جایگاه و پاداش سخاوتمند
- 6- ویژگیهای سخاوت و سخاوتمند
- 7- بخشش قبل از درخواست
- 8- سخاوتمندی در حال سختی
- 9- سخاوت، هدیه الهی
- 10- آثار سخاوتمندی
- 11- شرایط سخاوت
- 12- حدود سخاوتمندی
- 13- سخاوتمندی برای دشمن
- 14- دوری از بُخل
- 15- ویژگیهای بخیل
- 16- شدیدتر از بخل
- 17- آثار بخل
آداب سخاوتمندی
چکیده
سخاوت از صفات پسندیده الهی است و مجموعهی دستورات اسلام با عنوان آداب سخاوتمندی به دست ما رسیده است. سخاوتمندی دارای آثار متعددی از جمله محبوبیت نزد خداوند و برکت در مال و … است. در قرآن مجید واژه سخاوت نیامده است، اما تعبیر ترکِ بُخل و تشویق و امر به انفاق در آن آمده است.
همچنین سخاوت موجب رفاه عمومی در جامعه نیز میگردد، به گونهای که مسلمانان در پرتو آن همزیستی مسالمت آمیز خواهند داشت.
واژه های مرتبط
جود، انفاق، سماحت، تصدّق، عطا، کرم، بذل، سخا، سخی، عطاء، بخشندگی
1- معنی و مفهوم سخاوت
خلیل فراهیدی، لغت شناس، سخاوت را در لغت به معنای بخشندگی و جود معنا میکند و مینویسد: هنگامی که گفته میشود: «… سخیت نَفسی وَ بِنَفسی عَنِ الشّیء» که آن شیء را ترک کنی و نسبت به آن، کشش نداشته باشی. ابن فارس نیز ریشه «س خ ی» را به معنای اتّساع (گشادهدستی) در چیز، و انفراج (گشایش خاطر) معنا کرده است. طُرِیحی، بخششِ پیش از درخواست را سخاوت میداند.
2- تعریف سخاوت در روایات
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِلْحَسَنِ يَا بُنَيَّ مَا السَّمَاحَةُ قَالَ الْبَذْلُ فِي الْعُسْرِ وَ الْيُسْرِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 353)
امير المؤمنين (علیه السلام) به حسن (علیه السلام) فرمود: فرزندم! سماحت (بزرگواری و بخشش) چیست؟ عرض کرد: اینکه شخص چه در حال رفاه و چه در حال سختی، بخشنده باشد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخِيُّ الْكَرِيمُ الَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ فِي حَقٍ. (بحار الأنوار ج 68 ص 353)
سخاوتمندِ بزرگوار، کسی است که مالـَش را در مورد حق صرف کند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ أَنْ تَسْخُوَ نَفْسُ الْعَبْدِ عَنِ الْحَرَامِ أَنْ تَطْلُبَهُ فَإِذَا ظَفِرَ بِالْحَلَالِ طَابَتْ نَفْسُهُ أَنْ يُنْفِقَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 353)
سخاوت آن است که بنده، سخاوتمندانه از تحصیل مال حرام چشم بپوشد و هنگامی که از راه حلال مالی را به دست آورد، با رضایت خاطر آن را در راه خدا انفاق کند.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَدَّی مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَهُوَ أَسْخَی النَّاسِ. (بحار الأنوار ج 70 ص 307)
هر کس آنچه را که خداوند بر او واجب کرده است، ادا کند، همانا او بخشندهترین مردم است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَيْسَ السَّخِيُّ الْمُبَذِّرَ الَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ لَكِنَّهُ الَّذِي يُؤَدِّي إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا فَرَضَ عَلَيْهِ فِي مَالِهِ مِنَ الزَّكَاةِ وَ غَيْرِهَا وَ الْبَخِيلُ الَّذِي لَا يُؤَدِّي حَقَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَالِهِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 352)
سخاوتمند آن نیست که مال خود را با اسراف و تبذیر در غیر حق و بیجا صرف کند، بلکه سخاوتمند کسی است که آنچه خداوند عزیز و بلندمرتبه در مال او، از زکات و غیر زکات واجب کرده ادا کند، و بخیل کسی است که حقّ الهی را که در مالش هست نپردازد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ حُبُّ السَّائِلِ وَ بَذْلُ النَّائِلِ. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
سخاوت، دوست داشتن سائل است و بذل عطا.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ أَنْ تَكُونَ بِمَالِكَ مُتَبَرِّعاً وَ عَنْ مَالِ غَيْرِكَ مُتَوَرِّعاً. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
بخشندگی آن است که از مال خود ببخششی و از ثروت دیگران بپرهیزی.
3- اهلبیت علیهم السلام نمونه سخاوتمندی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَجْوَدَ النَّاسِ كَفّاً وَ أَكْرَمَهُمْ عِشْرَةً مَنْ خَالَطَهُ فَعَرَفَهُ أَحَبَّهُ. (بحار الأنوار ج 16 ص 231)
پيغمبر (صلی الله علیه و آله)، بخشندهترينِ مردم و خوشمجلسترينِ مردم و خوشمصاحبتترینِ مردم بود و اگر کسی ایشان را میشناخت به ایشان محبت میورزيد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: {وَ مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ.} ( بقره/265) قَالَ عَلِيٌّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَفْضَلُهُمْ وَ هُوَ مِمَّنْ يُنْفِقُ مَالَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 41 ص 35)
[در آیه] {و مَثَل کسانی که اموال خویش را برای طلب خشنودی خدا انفاق میکنند}، علی امیرالمؤمنین (علیه السلام)، برترین آنهاست، و او از کسانی است که مالش را برای خشنودی خدا انفاق میکرد.
أَبِي إِسْحَاقَ: كَانَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَرْبَعَةُ دَرَاهِمَ لَمْ يَمْلِكْ غَيْرَهَا فَتَصَدَّقَ بِدِرْهَمٍ لَيْلًا وَ بِدِرْهَمٍ نَهَاراً وَ بِدِرْهَمٍ سِرّاً وَ بِدِرْهَمٍ عَلَانِيَةً فَبَلَغَ ذَلِكَ النَّبِيَّ ص فَقَالَ يَا عَلِيُّ مَا حَمَلَكَ عَلَی مَا صَنَعْتَ قَالَ إِنْجَازُ مَوْعُودِ اللَّهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ {الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً } -إِلَی الْآيَاتِ- (بقره/274). (بحار الأنوار ج 41 ص 35)
ابو اسحاق: علی (علیه السلام) چهار درهم داشت و غیر از آن نداشت؛ درهمی را شبانه و درهمی در روز، درهمی پنهانی و درهمی آشکارا صدقه داد. این خبر به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید. فرمود: ای علی! چه چیز باعث شد چنین کنی؟ عرض کرد: محقق کردن وعدهی خداوند. پس خدا نازل کرد: {کسانی که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکار انفاق میکنند.} – تا آخر آیات – .
الْحَارِثِ الْهَمْدَانِيِّ : سَامَرْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَرَضَتْ لِي حَاجَةٌ قَالَ فَرَأَيْتَنِي لَهَا أَهْلًا قُلْتُ نَعَمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قَالَ جَزَاكَ اللَّهُ عَنِّي خَيْراً ثُمَّ قَامَ إِلَی السِّرَاجِ فَأَغْشَاهَا وَ جَلَسَ ثُمَّ قَالَ إِنَّمَا أَغْشَيْتُ السِّرَاجَ لِئَلَّا أَرَی ذُلَّ حَاجَتِكَ فِي وَجْهِكَ فَتَكَلَّمْ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَقُولُ الْحَوَائِجُ أَمَانَةٌ مِنَ اللَّهِ فِي صُدُورِ الْعِبَادِ فَمَنْ كَتَمَهَا كُتِبَ لَهُ عِبَادَةٌ وَ مَنْ أَفْشَاهَا كَانَ حَقّاً عَلَی مَنْ سَمِعَهَا أَنْ يُعِينَهُ.(بحار الأنوار ج41 ص 36)
حارث همدانی: شبانه با امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفتگو کردم و گفتم: ای امیرالمؤمنین! مرا نیازی پیش آمده است. فرمود: اکنون مرا بر آن سزاوار دیدی؟ گفتم: بله ای امیر المؤمنین! فرمود: خداوند به وسیلهی من به تو جزای خیر دهد. سپس به سوی چراغ برخاست و آن را پوشاند و نشست. سپس گفت: چراغ را برای این پوشاندم تا خواری نیازت را در چهرهات نبینم. سخن بگو؛ همانا که من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که میفرمود: نیازها امانتی از طرف خدا در دلهای بندگان است؛ هر کس پنهانش کند، برای او عبادت نوشته شود و هر کس فاش کند، بر هر که میشنود واجب است که کمکش کند.
وَ مِنْ سَخَائِهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَا رُوِيَ أَنَّهُ سَأَلَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍ(عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) رَجُلٌ فَأَعْطَاهُ خَمْسِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ خَمْسَمِائَةِ دِينَارٍ وَ قَالَ ائْتِ بِحَمَّالٍ يَحْمِلُ لَكَ فَأَتَی بِحَمَّالٍ فَأَعْطَی طَيْلَسَانَهُ فَقَالَ هَذَا كِرَی الْحَمَّالِ. (بحار الأنوار ج 43 ص 341)
از جمله بخششهای حضرت امام حسن (علیه السّلام) این است که روایت شده شخصی از ایشان چیزی خواست و آن حضرت مبلغ پنجاه هزار درهم و پانصد اشرفی به وی عطا کرد. آنگاه به او فرمود: یک باربر بیاور تا این پولها را برای تو ببرد. وقتی آن شخص باربر را آورد، امام حسن پوستین خود را به وی داد و فرمود: این هم برای کرایه باربریِ تو!
عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ: دَخَلَ الْحُسَيْنُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَلَی أُسَامَةَ بْنِ زَيْدٍ وَ هُوَ مَرِيضٌ وَ هُوَ يَقُولُ وَا غَمَّاهْ فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ مَا غَمُّكَ يَا أَخِي قَالَ دَيْنِي وَ هُوَ سِتُّونَ أَلْفَ دِرْهَمٍ فَقَالَ الْحُسَيْنُ هُوَ عَلَيَّ قَالَ إِنِّي أَخْشَی أَنْ أَمُوتَ فَقَالَ الْحُسَيْنُ لَنْ تَمُوتَ حَتَّی أَقْضِيَهَا عَنْكَ قَالَ فَقَضَاهَا قَبْلَ مَوْتِهِ. (بحار الأنوار ج 44 ص 189)
عمرو بن دینار: امام حسین (علیه السّلام) نزد اسامه پسر زید که مریض بود، رفت. شنید که اسامه میگفت:ای وای از غم! امام حسین فرمود: ای پسرِ برادرم! غم و اندوه تو چیست؟ گفت: قرض من، که به شصت هزار درهم رسیده است. امام حسین علیه السّلام فرمود: قرض تو را من ادا میکنم! اسامه گفت: میترسم بمیرم! فرمود: تو نخواهی مُرد تا من قرض تو را پرداخت کنم. راوی میگوید: امام حسین قبل از فوت اسامه قرض وی را پرداخت کرد.
أَبُو جَعْفَرٍ الْخَثْعَمِيُّ: أَعْطَانِي الصَّادِقُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) صُرَّةً فَقَالَ لِي ادْفَعْهَا إِلَی رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ لَا تُعْلِمْهُ أَنِّي أَعْطَيْتُكَ شَيْئاً قَالَ فَأَتَيْتُهُ قَالَ جَزَاهُ اللَّهُ خَيْراً مَا يَزَالُ كُلَّ حِينٍ يَبْعَثُ بِهَا فَنَعِيشُ بِهِ إِلَی قَابِلٍ وَ لَكِنِّي لَا يَصِلُنِي جَعْفَرٌ بِدِرْهَمٍ فِي كَثْرَةِ مَالِهِ. (بحار الأنوار ج 47 ص 23)
ابو جعفر خثعمی: حضرت صادق (علیه السّلام) یک کیسه زر به من داد و فرمود: این کیسه را به فلانی از بنی هاشم بده و به او نگو من به او دادهام. من بردم و به او دادم. او گفت: خدا به آن کسی که داده خیر بدهد. او هر سال آن قدر به من میدهد که تا سال بعد برای ما کافی است؛ ولی جعفر بن محمّد با آن ثروتی که دارد، یک دِرهم نیز به ما نمیدهد!
4- اهمیت سخاوتمندی
اَللهُ تَعالی: لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ. (آل عمران/92)
هرگز به نيكوكاری نخواهيد رسيد، تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد؛ و از هر چه انفاق كنيد، همانا خدا به آن داناست.
اَللهُ تَعالی: وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا.(دهر/8 و 9)
و طعام را در حالی كه خود دوستش دارند به مسكين و يتيم و اسير میخورانند. جز اين نيست كه شما را برای خدا اطعام میكنيم و از شما نه پاداشی میخواهيم نه سپاسی.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَنَا أَدِيبُ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَدِيبِي أَمَرَنِي رَبِّي بِالسَّخَاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهَانِي عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفَاءِ وَ مَا شَيْءٌ أَبْغَضَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سُوءِ الْخُلُقِ وَ إِنَّهُ لَيُفْسِدُ الْعَمَلَ كَمَا يُفْسِدُ الطِّينُ الْعَسَلَ. (بحار الأنوار ج 16 ص 231)
من تربيتشده خداوندم و علی(علیه السلام) ادبشدهی من است. پروردگارم مرا به سخاوت و نيكی امر كرده، و از بخل و جفاكاری نهی کرده است. و هيچ چيز نزد خداوند متعال از بخل و بد اخلاقی مبغوضتر نمیباشد. اين دو؛ كارهای نيك آدمی را تباه میسازد، آن چنان كه سركه عسل را فاسد میکند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی رَضِيَ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِيناً فَأَحْسِنُوا صُحْبَتَهُ بِالسَّخَاءِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ.(بحار الأنوار ج 68 ص 350)
خداوند متعال از اینکه اسلام دین شما باشد راضی شد، پس ملازمت با این دین را با سخاوت و اخلاق خوش به نیکویی حفظ کنید.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَجَاهِلٌ سَخِيٌّ أَفْضَلُ مِنْ سَائِحٍ بَخِيلٍ.(بحار الأنوار ج 68 ص 356)
شخص نادانی که با سخاوتمند باشد، از شخص روزه دارِ بخیل بهتر است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَشَابٌّ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ سَخِيٌّ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ. (بحار الأنوار ج 68 ص 356)
جوان سخاوتمندی که در گناه فرو رفته باشد، در نظر خدا محبوبتر است از پیرمرد عابدی که بخیل باشد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: جَبَلَ اللَّهُ أَوْلِيَاءَهُ عَلَی السَّخَاءِ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ فَقَالَ السَّخَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ فَالْزَمُوهُمَا تَفُوزُوا. (إرشاد القلوب 1 ص 137)
خدا سخاوت را فطری برای دوستانش قرار داده است. عرض كردند: ای رسول خدا! كداميك از اعمال نيك از همه برتر است. فرمود: سخاوت و خوشخویی. آن دو را دارا باشيد تا بهرهمند گرديد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُنْ بِمَالِكَ مُتَبَرِّعاً وَ عَنْ مَالِ غَيْرِكَ مُتَوَرِّعاً. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
مال خود را در راه رضای خداوند بده، و نسبت به مال دیگران پرهیزکار باش.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ صَدَّقَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 357)
کسی که عوضدادن خدا را باور داشته باشد، در بخشش سخاوتمند است.
5- جایگاه و پاداش سخاوتمند
5-1- در دنیا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَادَةُ النَّاسِ فِي الدُّنْيَا الْأَسْخِيَاءُ وَ فِي الْآخِرَةِ الْأَتْقِيَاءُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 350)
بزرگان مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، پرهیزگاران هستند.
5-2- در آخرت
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْجَنَّةُ دَارُ الْأَسْخِيَاءِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 356)
بهشت، منزلگاه سخاوتمندان است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ الْجَنَّةَ قَالَتْ يَا رَبِّ لِمَنْ خَلَقْتَنِي قَالَ لِكُلِّ سَخِيٍّ تَقِيٍّ قَالَتْ رَضِيتُ يَا رَبِّ. (إرشاد القلوب ج1 ص 138)
چون خداوند بهشت را آفريد، بهشت عرض كرد: خدايا! مرا برای چه كسانی خلق فرمودی؟ خطاب رسيد: برای هر سخاوتمند و هر پرهيزكاری. گفت: پروردگارا! راضی و خوشنود هستم.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَالَ لِعَدِيِّ بْنِ حَاتِمِ طَيِّئٍ دُفِعَ عَنْ أَبِيكَ الْعَذَابُ الشَّدِيدُ لِسَخَاءِ نَفْسِهِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 354)
رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) به عدی پسر حاتم طایی فرمود: عذابِ شدید، از پدرت به جهت سخاوتش دفع شد.
6- ویژگیهای سخاوت و سخاوتمند
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَجْوَدَ النَّاسِ مَنْ يُعْطِي مَنْ لَا يَرْجُوهُ. (إرشاد القلوب ج1 ص 138)
و سخاوتمندترين مردم كسی است كه به كسانی عطا كند كه به او اميد ندارند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ سَجِيَّةٌ الشَّرَفُ مَزِيَّةٌ. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
سخاوت، خلق و خوی است و شرافت، برتری و مزيت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ خُلُقُ الْأَنْبِيَاءِ. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
بخشندگی از اخلاق پيامبران است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: انْسَ رِفْدَكَ اذْكُرْ وَعْدَكَ. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
عطای خود را فراموش كن و وعدهی خود را در ياد خود نگهدار.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: زَكَاةُ الْجَاهِ بَذْلُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
زكات بزرگی و آبرومندی هزينه كردن آن (در گره گشایی) است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالسَّخَاءِ فَإِنَّهُ ثَمَرَةُ الْعَقْلِ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
سخاوتمند باش که این خصلت، ميوهی عقل است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ جَادَ اصْطَنَعَ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
هر كه صاحب جود باشد، احسان كند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ أَفْضَلِ الْمَكَارِمِ تَحَمُّلُ الْمَغَارِمِ وَ إِقْرَاءُ الضُّيُوفِ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
از بهترین شایستگیها، به عهده گرفتن بدهیهای مردم و پذیرایی از مهمانان است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَأْسُ السَّخَاءِ تَعْجِيلُ الْعَطَاءِ. (تصنيف غرر الحكم ص 377)
قُلّه سخاوت، زود دادن عطاست.
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخِيُّ يَأْكُلُ مِنْ طَعَامِ النَّاسِ لِيَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ وَ الْبَخِيلُ لَا يَأْكُلُ مِنْ طَعَامِ النَّاسِ لِئَلَّا يَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ.(بحار الأنوار ج 68 ص 352)
شخص سخاوتمند از طعام ديگران استفاده میكند كه آنان نيز از سفره او استفاده كنند؛ اما شخص بخيل از خوان ديگران نمیخورد، مبادا كه ديگران از طعام او بخورند.
7- بخشش قبل از درخواست
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ مَا كَانَ ابْتِدَاءً فَإِنْ كَانَ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَحَيَاءٌ وَ تَذَمُّمٌ. (تصنيف غرر الحكم ص 377)
سخاوت آن است كه تو آغاز كنی؛ زيرا آنچه با درخواست داده می شود يا از روی شرم و يا از بيم شنيدنِ سخن، ناپسند است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْلَی النَّوَالِ بَذْلٌ بِغَيْرِ السُّؤَالِ. (تصنيف غرر الحكم ص 377)
برترین بخشش آن است که پیش از خواری درخواست کردن باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ بَذَلَ النَّوَالَ قَبْلَ السُّؤَالِ فَهُوَ الْكَرِيمُ الْمَحْبُوبُ. (تصنيف غرر الحكم ص 377)
هر كه عطا را پيش از درخواست ببخشد، پس او كريمِ دوست داشتنی است.
8- سخاوتمندی در حال سختی
اَللهُ تَعالی: وَيُؤْثِرُونَ عَلَی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. (حشر/9)
و ديگران را بر خويش ترجيح میدهند، هر چند خود نيازمند باشند. و آنان كه از بخل خويش در امان مانده باشند، رستگارانند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا بَلَا اللَّهُ الْعِبَادَ بِشَيْءٍ أَشَدَّ عَلَيْهِمْ مِنْ إِخْرَاجِ الدِّرْهَمِ. (وسائل الشيعة ج 9 ص 19)
خداوند بندگان را به چیزی سختتر از بخشش مال آزمایش نکرده است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جُودُ الْفَقِيرِ أَفْضَلُ الْجُودِ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
بخششِ فقیر، برترین بخشش است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا أَحْسَنَ الْجُودَ مَعَ الْإِعْسَارِ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
چه چيز بخشندگی را در شرایط سخت نيكو كرده است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْكَرِيمُ مَنْ جَاءَ [جَادَ] بِالْمَوْجُودِ. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
كريم كسی است كه ببخشد به آن چه باشد و برای او ميسّر باشد.
9- سخاوت، هدیه الهی
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی الْمَعْرُوفُ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَی عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ فَإِنْ قَبِلَهَا مِنِّي فَبِرَحْمَةٍ مِنِّي فَإِنْ رَدَّهَا فَبِذَنْبِهِ حُرِمَهَا وَ مِنْهُ لَا مِنِّي وَ أَيُّمَا عَبْدٍ خَلَقْتُهُ فَهَدَيْتُهُ إِلَی الْإِيمَانِ وَ حَسَّنْتُ خُلُقَهُ وَ لَمْ أَبْتَلِهِ بِالْبُخْلِ فَإِنِّي أُرِيدُ بِهِ خَيْراً.(بحار الأنوار ج 68 ص 351)
خداوند متعال میفرماید: صفت پسندیده ی نیکی به دیگران، هدیه ای است که به بنده مؤمن خود میدهم. اگر این هدیه را پذیرفت، از اثر رحمت من است و اگر نپذیرفت، از جهت گناهی است که موجب محرومیتش شده و از ناحیه خود اوست نه از طرف من. و هر بنده ای که او را آفریده و او را به طرف ایمان هدایت کرده باشم و اخلاق نیکو به او عنایت کرده و او را به صفت بخل آزمایش نکرده باشم، برای او خوبی اراده کردهام.
10- آثار سخاوتمندی
10-1- مورد علاقه خداوند
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: خُلُقَانِ يُحِبُّهُمَا اللَّهُ السَّخَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ خُلُقَانِ يُبْغِضُهُمَا اللَّهُ الْبُخْلُ وَ سُوءُ الْخُلُقِ. (إرشاد القلوب ج1 ص 137)
دو صفت است كه خداوند آنها را دوست میدارد و آنها سخاوت و خوش اخلاقی است؛ و دو صفت است كه پروردگار آنها را دشمن میدارد و آن بخل و بد اخلاقی است.
10-2- ارزش نزد خداوند
اَللهُ تَعالی: مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. (بقره/261)
مثَل آنان كه مال خود را در راه خدا انفاق میكنند، مثَل دانهای است كه هفت خوشه برآورد و در هر خوشهای صد دانه باشد. خدا پاداش هر كه را بخواهد، چند برابر میكند. خدا گشايش دهنده و داناست.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَابٌ سَخِيٌ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَيْخٍ عَابِدٍ بَخِيلٍ. (بحار الأنوار ج 70 ص 307)
جوان سخاوتمندِ غوطهور در گناهان، نزد خدای عزّ و جلّ از پير عابدِ بخيل محبوبتر است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُحِبُّ كُلَّ سَمْحِ الْيَدَيْنِ حَرِيزِ الدِّينِ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
بدرستی كه خدا- كه پاك است او- دستهای بخشنده و محكم در دين را دوست میدارد.
10-3- تقّرب به خدا
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخِيُ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ بَعِيدٌ مِنَ النَّارِ وَ الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَ الْجَنَّةِ بَعِيدٌ مِنَ النَّاسِ قَرِيبٌ مِنَ النَّارِ. (بحار الأنوارج 68 ص 356)
شخص با سخاوت به خدا نزديك است، به بهشت نزديك است، به مردم نزديك است، و از آتش دور، و بخيل از بهشت دور است و از مردم نيز دور و به آتش نزديك است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْجُودُ فِي اللَّهِ عِبَادَةُ الْمُقَرَّبِينَ. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
بخشش كردن در راه خدا، عبادت نزديكانِ درگاه اوست.
10-4- حمایت الهی
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخِيُ الْحَسَنُ الْخُلُقِ فِي كَنَفِ اللَّهِ لَا يَتَخَلَّی اللَّهُ عَنْهُ حَتَّی يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلَّا سَخِيّاً وَ مَا زَالَ أَبِي يُوصِينِي بِالسَّخَاءِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ حَتَّی مَضَی. (بحار الأنوار ج75 ص 324)
فرد بخشنده و خوش رفتار، در حمایت خدا به سر برد و تا وقتی که او را داخل به بهشت نکند رهایش نسازد. و خداوند هیچکس را به پیامبری مبعوث نداشته جز آنکه او فردی بخشنده بوده، و پدرم پیوسته مرا به بخشندگی و خوش رفتاری سفارش میفرمود تا درگذشت.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكَ وَ السَّخِيَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْخُذُ بِيَدِهِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 355)
بترس از مقابله با شخص سخاوتمند! زیرا که خداوند متعال از او دست گیری می کند.
10-5- پاداش الهی در آداب سخاوتمندی
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.(بقره/247)
كسانی كه اموال خود را شب و روز، و نهان و آشكارا، انفاق میكنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و نه بيمی بر آنان است و نه اندوهگين میشوند.
10-6- برتری بر دیگران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ النَّاسِ عَيْشاً مَنْ عَاشَ النَّاسُ فِي فَضْلِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
بهترين زندگی را كسی دارد، كه مردم در زندگی او خوب زندگی كنند.
10-7- زینت انسان
قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِلْمُعَلَّی بْنِ خُنَيْسٍ يَا مُعَلَّی عَلَيْكَ بِالسَّخَاءِ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ فَإِنَّهُمَا يُزَيِّنَانِ الرَّجُلَ كَمَا تُزَيِّنُ الْوَاسِطَةَ الْقِلَادَةُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 391)
حضرت صادق (علیه السّلام) به معلّی بن خنیس فرمود: ای معلّی! بر تو باد به سخاوت و حسن خلق! که این دو صفت موجب زینت انسان است، همانند جواهر گرانبهایی که در وسط گردنبند قرار گرفته و موجب زینت آن گردنبند است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ زَيْنُ الْإِنْسَانِ. (تصنيف غرر الحكم ص 375)
سخاوت زينت آدمی است.
10-8- داروی سخاوتمندی
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: طَعَامُ السَّخِيِّ دَوَاءٌ وَ طَعَامُ الشَّحِيحِ دَاءٌ. (بحار الأنوار ج 68 ص 357)
غذا و سفره سخاوتمند، دوا و درمان است و غذای بخیل، درد است.
10-9- محبوبیت
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: السَّخِيُّ مُحَبَّبٌ فِي السَّمَاوَاتِ مُحَبَّبٌ فِي الْأَرْضِ .(كافی ج 4 ص 39)
سخاوتمند، محبوب آسمانها و زمين است.
11- شرایط سخاوت
اَللهُ تَعالی: وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَی عُنُقِكَ وَ لَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا. (اسرا/29)
و دستت را بخیلانه بسته مدار [که از انفاق در راه خدا باز مانی] و به طور کامل هم [در انفاق] دست و دلباز مباش [که چیزی برای معاش خودت باقی نماند] که در نهایت [نزد شایستگان] نکوهیده [و در زندگی خود] درمانده گردی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ إِنْفَاقَ هَذَا الْمَالِ فِي طَاعَةِ اللَّهِ أَعْظَمُ نِعْمَةٍ وَ إِنَّ إِنْفَاقَهُ فِي مَعَاصِيهِ أَعْظَمُ مِحْنَةٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 376)
به راستی كه هزينه كردن اين مال در راه طاعت خدا بزرگترين نعمت است، و خرج كردن آن در راه معاصیِ او، بزرگترين محنت (رنج).
12- حدود سخاوتمندی
عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا حَدُّ السَّخَاءِ قَالَ تُخْرِجُ مِنْ مَالِكَ الْحَقَّ الَّذِي أَوْجَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ فَتَضَعُهُ فِي مَوْضِعِهِ.(بحار الأنوار ج 68 ص 353)
شخصی نقل میکند: از حضرت صادق (علیه السّلام) سؤال کردم: حدود سخاوت چیست؟ فرمود: حدود بخشندگی اينست كه حقّی را كه خداوند عزیز و بلندمرتبه بر تو واجب كرده است از مال خود خارج كنی، و آن را در جای خود قرار دهی.
13- سخاوتمندی برای دشمن
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنِّي لَأُبَادِرُ إِلَی قَضَاءِ حَاجَةِ عَدُوِّي خَوْفاً أَنْ يَقْضِيَهَا لَهُ غَيْرِي أَوْ أَنْ يَسْتَغْنِيَ. (إرشاد القلوب ج1 ص 136)
من در رفع نياز دشمنم شتاب میكنم، زيرا ممكن است پيش از من ديگری حاجت او را برآورد و يا خود بینياز گردد.
14- دوری از بُخل
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَمَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ. (حدید/24)
آنان كه بخل میورزند و مردم را به بخل وا میدارند. و هر كه رويگردان میشود، بداند كه خدا بینياز و ستودنی است.
اَللهُ تَعالی: وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا يُؤْتِكُمْ أُجُورَكُمْ وَ لا يَسْئَلْكُمْ أَمْوالَكُمْ إِنْ يَسْئَلْكُمُوها فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَ يُخْرِجْ أَضْغانَكُمْ ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمِنْكُمْ مَنْ يَبْخَلُ وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِيُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ. (محمد/36- 38)
و اگر ايمان بياوريد و پروا بداريد [خدا] پاداش شما را میدهد و اموالتان را [در عوض] نمیخواهد. اگر [اموال] شما را بخواهد و به اصرار از شما طلب كند بخل میورزيد، و كينههای شما را برملا میكند. شما همان [مردمی] هستيد كه برای انفاق در راه خدا فرا خوانده شدهايد. پس برخی از شما بخل میورزند، و هر كس بخل ورزد تنها به زيان خود بخل ورزيده، و [گرنه] خدا بینياز است و شما نيازمنديد؛ و اگر روی برتابيد [خدا] جای شما را به مردمی غير از شما خواهد داد كه مانند شما نخواهند بود.
اَللهُ تَعالی: مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ. (قلم /12)
به شدّت بازدارنده [مردم] از کار خیر و متجاوز و گنهکار است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنْ كَانَ الْخَلَفُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَقّاً فَالْبُخْلُ لِمَا ذَا. (بحار الأنوار ج 70 ص 300)
اگر عوض دادن از جانب خداوند عزیز و بلندمرتبه است، بخل برای چیست؟
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَقَلُ النَّاسِ رَاحَةً الْبَخِيلُ وَ أَبْخَلُ النَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ.(بحار الأنوار ج 70 ص 300)
کمترین راحتی در میان مردم، از آنِ بخیل است؛ و بخیلترینِ مردم کسی است که نسبت به آنچه خداوند بر او واجب کرده، بخل بورزد.
15- ویژگیهای بخیل
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَجِبْتُ لِمَنْ يَبْخَلُ بِالدُّنْيَا وَ هِيَ مُقْبِلَةٌ عَلَيْهِ أَوْ يَبْخَلُ بِهَا وَ هِيَ مُدْبِرَةٌ عَنْهُ فَلَا الْإِنْفَاقُ مَعَ الْإِقْبَالِ يَضُرُّهُ وَ لَا الْإِمْسَاكُ مَعَ الْإِدْبَارِ يَنْفَعُهُ.(بحار الأنوار ج 70 ص 299)
در شگفتم از کسی که به دنیا بخل می ورزد! درحالی که دنیا به او روی آورده است. یا به آن بخل می ورزد، در حالی که دنیا به وی پشت کرده است! پس نه انفاق درحال اقبال ضرری به آن می زند، و نه امساک در حال پشت کردن دنیا به آن سودی می رساند.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ.(بحار الأنوار ج 70 ص 305)
بخیل کسی است که نسبت به آنچه خداوند بر او واجب کرده بخل ورزد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْبَخِيلُ حَقّاً مَنْ ذُكِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَ.(بحار الأنوار ج 70 ص 306)
بخیل حقیقی کسی است که نزد او یاد شوم، پس بر من صلوات نفرستد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَسْبُ الْبَخِيلِ مِنْ بُخْلِهِ سُوءُ الظَّنِّ بِرَبِّهِ مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ.(بحار الأنوار ج 70 ص 307)
کافی است برای بخیل از بخلش که به پروردگارش بدگمان است. هر کس به آینده یقین داشته باشد، در بخشش تلاش میکند.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ … وَ لَا تُشَاوِرِ الْبَخِيلَ فَإِنَّهُ يَقْصُرُ بِكَ عَنْ غَايَتِكَ بحار الأنوار ج 70 ص 304)
ای علی! … و با بخیل مشورت نکن، چرا که او تو را از هدفت باز میدارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ. (نهج البلاغه حکمت 3)
بخل ننگ و ترس نقص است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلَامِ. (بحار الأنوار ج 70 ص 305)
بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.
16- شدیدتر از بخل
الْفُضَيْلِ بْنِ عِيَاضٍ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَ تَدْرِي مَنِ الشَّحِيحُ فَقُلْتُ هُوَ الْبَخِيلُ فَقَالَ الشَّحِيحُ أَشَدُّ مِنَ الْبَخِيلِ إِنَّ الْبَخِيلَ يَبْخَلُ بِمَا فِي يَدَيْهِ وَ إِنَّ الشَّحِيحَ يَشُحُّ بِمَا فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ عَلَی مَا فِي يَدَيْهِ حَتَّی لَا يَرَی فِي أَيْدِي النَّاسِ شَيْئاً إِلَّا تَمَنَّی أَنْ يَكُونَ لَهُ بِالْحِلِّ وَ الْحَرَامِ وَ لَا يَشْبَعُ وَ لَا يَقْنَعُ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ تَعَالَی. (بحار الأنوار ج 70 ص 306)
فضیل بن عیاض: امام صادق (علیه السلام) فرمود: آیا میدانی شَحیح چه کسی است؟ عرض کردم: او همان بخیل است. فرمود: شحیح از بخیل شدیدتر است. بخیل، نسبت به آنچه در اختیار دارد بخل میورزد، ولی شحیح، نسبت به آنچه در دست مردم و در دست خود است نیز بخل میورزد تا جایی که در دست مردم چیزی را نمیبیند، مگر اینکه آرزو میکند که آن برای وی بود، چه از راه حلال و چه از راه حرام؛ و سیر نمیشود و قانع نمیشود به آنچه خداوند متعال به او روزی کرده است.
الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ: فِيمَا سَأَلَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) ابْنَهُ الْحَسَنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنْ قَالَ لَهُ مَا الشُّحُّ قَالَ أَنْ تَرَی مَا فِي يَدَيْكَ شَرَفاً وَ مَا أَنْفَقْتَ تَلَفاً.(بحار الأنوار ج 70 ص 305)
در پرسشهای امیرالمومنین (علیه السلام) از امام حسن (علیه السلام) آمده است که به ایشان فرمود؟ شُح چیست؟ امام حسن (علیه السلام) پاسخ دادند: آن است که آنچه در اختیار داری را با ارزش و آنچه انفاق کردی را هدر رفته بدانی.
17- آثار بخل
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَا مَحَقَ الْإِيمَانَ مَحْقَ الشُّحِّ شَيْءٌ ثُمَّ قَالَ إِنَّ لِهَذَا الشُّحِّ دَبِيباً كَدَبِيبِ النَّمْلِ وَ شُعَباً كَشُعَبِ الشِّرْكِ. (بحار الأنوار ج70 ص 301)
هیچ چیز همچون بخل ایمان را از بین نمیبرد. سپس فرمود: برای این بخل حرکت آرامی است، همچون حرکت مورچه؛ و برای آن شعبههایی هست، همچون شعبههای شرک.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَقَلُّ النَّاسِ رَاحَةً الْبَخِيلُ وَ أَبْخَلُ النَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ. (بحار الأنوار ج 70 ص 300)
کمترین راحتی در میان مردم از آنِ بخیل است؛ و بخیلترین مردم کسی است که نسبت به آنچه خداوند بر او واجب کرده بخل بورزد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِي الْعُيُوبِ وَ هُوَ زِمَامٌ يُقَادُ بِهِإِلَی كُلِّ سُوءٍ. (نهج البلاغه حکمت 378)
بخل، جمع کنندهی بدترین عیبها است، و نیز زمامی است که به وسیلهی آن به هر بدی کشیده میشود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَجِبْتُ لِمَنْ يَبْخَلُ بِالدُّنْيَا وَ هِيَ مُقْبِلَةٌ عَلَيْهِ أَوْ يَبْخَلُ بِهَا وَ هِيَ مُدْبِرَةٌ عَنْهُ فَلَا الْإِنْفَاقُ مَعَ الْإِقْبَالِ يَضُرُّهُ وَ لَا الْإِمْسَاكُ مَعَ الْإِدْبَارِ يَنْفَعُهُ.(بحار الأنوار ج 70 ص 300)
در شگفتم از کسی که به دنیا بخل میورزد! درحالی که آن به او روی آورده یا به آن بخل میورزد، در حالی که دنیا به وی پشت کرده است. پس نه انفاق درحال اقبال ضرری به آن میزند و نه امساک در حال پشت کردن دنیا به آن سودی میرساند.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: السَّخَاءُ شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ أَغْصَانُهَا فِي الدُّنْيَا فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْهَا أَدَّتْهُ إِلَی الْجَنَّةِ وَ الْبُخْلُ شَجَرَةٌ فِي النَّارِ أَغْصَانُهَا فِي الدُّنْيَا فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا أَدَّتْهُ إِلَی النَّارِ أَعَاذَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنَ النَّارِ.(بحار الأنوار ج 68 ص 354)
سخاوت درختی است در بهشت که شاخههای آن در دنیا آویخته است. هر کس که به شاخهای از آن متمسّک شود، او را به بهشت میبرد. و بخل هم درختی است در دوزخ که شاخههای آن در دنیا است. هر کس که به شاخههای از آن متمسک شود، او را به آتش میکشاند، که خداوند مهربان ما را و شما را از آتش در پناه لطف خود قرار دهد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: السَّخِيُّ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ وَ الْبَخِيلُ بَعِيدٌ مِنَ اللَّهِ بَعِيدٌ مِنَ النَّاسِ قَرِيبٌ مِنَ النَّارِ. (بحار الأنوار ج 70 ص 308)
بخشنده، نزدیک به خدا، نزدیک به مردم و نزدیک به بهشت است؛ و بخیل، دور از خدا، دور از مردم و دور از آتش است.












ثبت دیدگاه