آداب دوری از شرک
  • 1405-03-01
  • بازدید 126
    پ
    پ

    آداب دوری از شرک

     

    چکیده

    شرک در برابر توحید است و عمل به آداب دوری از شرک، آدمی را به یکتاپرستی نزدیک می‌کند. شرک بزرگ‌ترین ظلم است که بخشودنی نیست و آثار خطرناک نیز دارد.

     

    واژه های مرتبط

    شرک، شریک، مُشرک، مشرکین

     

    ۱- معنی و مفهوم

    شرک در لغت به معنای مشارکت و در اصطلاح شبیه قرار دادن برای خدا است.

     

    ۲- اهمیّت دوری از شرک

    اللهُ تَعالی: وَ إِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ. (لقمان/۱۳)

    و [یاد کن] هنگامی که لقمان به پسرش در حالی که او را موعظه می‌کرد، گفت: پسرکم! به خدا شرک نورز، بی‌تردید شرک ستمی بزرگ است.

     

    اللهُ تَعالی: بَرَاءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ. (توبه/۱)

    این اعلام بیزاری، از سوی خدا و رسول او به کسانی از مشرکان است که با آنها عهد بسته‌اید.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … أَعْظَمُ الظُّلْمِ الشِّرْكُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ: {‏إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ‏…}. (لقمان/۱۳)  (بحار الانوار ج ۲۵ ص ۲۰۰)

    بزرگترين ظلم‏، شرك به خدای عزیز و بلندمرتبه است.چنانچه اين آيه می‌‏فرمايد: {بی تردید شرک ستمی بزرگ است.}

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْإِشْرَاكُ كُفْر. (تصنیف غرر الحکم ص۹۱)

    شريك گردانيدن كسی با خدا، كفر است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ رَجُلًا مِنْ خَثْعَمَ جَاءَ إِلَی النَّبِيِّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ أَيُّ الْأَعْمَالِ أَبْغَضُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلّ؟َ فَقَالَ: الشِّرْكُ‏ بِاللَّه‏… (کافی ج ۲ ص ۲۸۹)

    مردی از قبيله خثعم خدمت پيغمبر (صلی اللَّه عليه و آله) آمد و عرض كرد: چه اعمالی را خدا عزیز و بلندمرتبه بيشتر دشمن دارد؟ فرمود: شرك به خداوند .

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: … إِيَّاك‏ أَنْ تُشْرِكَ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ إِنْ نُشِرْتَ بِالْمِنْشَارِ أَوْ قُطِعْتَ أَوْ صُلِبْتَ أَوْ أُحْرِقْتَ بِالنَّارِ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی { وَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِم‏.} (حدید/۱۸) … (مکارم الاخلاق ص ۴۵۶)

    بپرهيز كه يك لحظه برای خدا شريك قائل شوی! اگر چه تو را با مقراض ريز ريز كنند، يا بدار بياويزند يا به آتش بسوزانند كه خداوند فرمايد: {كسانی كه به خدا و انبياء او ايمان آرند صديق و شهيد می‌باشند و نزد پروردگار خواهند بود.‌}

     

    ۳- آثار دوری از شرک

    اللهُ تَعالی: وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ. (حج/۳۱)

    و هر کس برای خدا شریک قرار دهد (مثال او همانند آن است که) از آسمان سقوط کرده و پرندگان [شکاری] در وسط هوا او را می‌ربایند، یا تند باد او را به مکان دوری پرتاب می‌کند.

     

    اللهُ تَعالی: لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ. (زمر/۶۵)

    اگر مشرک شوی، به یقین تمام اعمالت تباه و پوچ می‌شود و از زیانکاران خواهی بود.

     

    اللهُ تَعالی: إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ و َيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَیٰ إِثْمًا عَظِيمًا. (نساء/۴۸)

    هرآينه خدا گناه كسانی را كه به او شرك آورند نمی‌آمرزد؛ و گناهان ديگر را برای هر كه بخواهد می‌آمرزد. و هر كه به خدا شرك آورد، دروغی ساخته و گناهی بزرگ مرتكب شده است.

     

    اللهُ تَعالی: لَا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُومًا مَخْذُولًا. (اسراء/۲۲)

    با خدا معبودی دیگر قرار مده که [نزد شایستگان] نکوهیده و [در دنیا و آخرت] بی یار و یاور شوی.

     

    اللهُ تَعالی: سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا. (آل عمران/۱۵۱)

    به زودی در دل‌های کافران ترس می‌اندازیم؛ زیرا چیزی را که خدا بر [حقّانیّت] آن دلیلی نازل نکرده، شریک خدا قرار داده‌اند.

     

    اللهُ تَعالی: وَمَا نَرَیٰ مَعَكُمْ شُفَعَاءَكُمُ الَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنْكُمْ مَا كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ. (انعام/۹۴)

    و شفیعان شما را که [در ربوبیّت و عبادت ما] شریک می‌پنداشتید، همراه شما نمی‌بینیم، یقیناً پیوندهای شما [با همه چیز] بریده، و آنچه را شریکان خدا گمان می‌کردید از دستتان رفته و گم شده است.

     

    اللهُ تَعالی: فَلَوْلَا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْبَانًا آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ و َذَٰلِكَ إِفْكُهُمْ وَ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ. (احقاف/۲۸)

    پس چرا معبودانی که به جای خدا انتخاب کردند به گمان اینکه آنان را به خدا نزدیک کند، آنان را [هنگام نزول عذاب] یاری نکردند، بلکه [گم شده] از دستشان رفتند، و این بود [سرانجام و نتیجه] دروغشان و آنچه را همواره افترا می‌زدند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَةٌ فَظُلْمٌ لَا يُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا يُتْرَكُ و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا يُطْلَبُ‏ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی‏ {إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه‏.}(نساء/48) وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَات‏ … (نهج البلاغه خطبه ۱۷۶)

    بدانيد ستم سه گونه است: ستمی كه بخشيده نشود، ستمی كه بازخواست شود، و ستمی كه بخشيده شود و بازخواست نشود. اما ستمی كه آمرزيده نشود، شرك به خداوند است. خداوند متعال فرموده است: {خداوند اين گناه را كه به او شرك آورند، نمی‏آمرزد.} امّا ستمی كه آمرزيده شود، ستم عبد بر خود است در ارتكاب بعضی از گناهان كوچك.

     

    اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ‏ أَنَ‏ أَهْلَ‏ الشِّرْكِ‏ لَا تُنْصَبُ‏ لَهُمُ‏ الْمَوَازِينُ‏ وَ لَا تُنْشَرُ لَهُمُ الدَّوَاوِينُ وَ إِنَّمَا يُحْشَرُونَ‏ إِلی‏ جَهَنَّمَ زُمَراً وَ إِنَّمَا تُنْصَبُ الْمَوَازِينُ وَ تُنْشَرُ الدَّوَاوِينُ لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ … (تحف العقول ص۲۵۱)

    ای بندگان خدا! بدانيد كه برای مشركان ترازويی نمی‌‏نهند و نامه ی اعمالی نمی‏گشايند، بلكه بی‏‌حساب و به صورت گروهی راهی دوزخ شوند و ترازو نهادن‌ها و نامه ‏های اعمال برای مسلمانان است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَبَبُ‏ الْهَلَاكِ‏ الشِّرْكُ‏. (غرر الحکم ص۸۲۰)

    شرک، موجب هلاکت است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَضَرُّ شَيْ‏ءٍ الشِّرْك‏. (تصنیف غرر الحکم ص ۹۱)

    زيانبارترين چيز، شرك به خداست.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيُحَاسِبُ كُلَّ خَلْقٍ إِلَّا مَنْ أَشْرَكَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّهُ لَا يُحَاسَبُ وَ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَی النَّارِ. (صحيفة الإمام الرضا عليه السلام ص ۵۰)

    به درستی كه خدای عزیز و بلندمرتبه از همه مردم حساب می‏‌كشد، مگر آن كس كه به خدا شرك آورده، و فرمان داده می‏‌شود كه در آتش وارد شود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: آفَةُ الْإِيمَانِ‏ الشِّرْكُ‏. (غرر الحکم ص ۲۷۸)

    آفت ايمان، شرك است‏.

     

    ۴- عوامل دوری از شرک 

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَرَأَ إِذَا أَوَی إِلَی فِرَاشِهِ- قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ‏ وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ الشِّرْكِ. (کافی ج ۲ ص ۶۲۶)

    هر كس چون به بستر خوابش رود، سوره‏‌ی “قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ‏” و سوره‏‌ی “قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ” را بخواند، خدا عزیز و بلندمرتبه برايش، بركناری از شرك را ثبت كند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَرَضَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً مِنَ الشِّرْك‏. (تصنیف غرر الحکم ص ۸۹)

    خداوند سبحان، ایمان را به عنوان تطهیر از شرک واجب کرده است.

     

    ۵- مصادیق شرک

    ْ أَبِي عَبْدِ اللَّه عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ  {وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ‏ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ‏ }(یوسف/۱۰۶) قَالَ: يُطِيعُ الشَّيْطَانَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ‏ فَيُشْرِك‏. (کافی ج ۲ ص ۳۹۷)

    در فرمایش خدای عزیز و بلندمرتبه: {و بيشترشان به خدا ايمان نمی‌آورند، جز اينكه [با او چيزی را] شريك می‌گيرند.} فرمود: ندانسته از شيطان پيروی می‌کند و بدين سان مشرک می‌شود.

     

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … وَ مَنْ نَصَبَ دِيناً غَيْرَ دِينِ الْمُؤْمِنِينَ فَهُوَ مُشْرِكٌ. (کافی ۲ ص ۳۸۳)

    و هر كه دين و كيشی غير از دين مؤمنين بر پا دارد مشرك است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ ارْتَابَ بِالْإِيمَانِ أَشْرَك.‏ (تصنیف غرر الحکم ص ۸۷)

    هر كه در ايمان شكّ كند، مشرک شود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… وَ اعْلَمُوا أَنَّ يَسِيرَ الرِّيَاءِ شِرْك‏ … (نهج البلاغه خطبه ۸۶)

    آگاه باشيد! رياكاری و تظاهر، و هر چند اندك باشد شرك است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَشْرَكَ مَعَ إِمَامٍ إِمَامَتُهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَنْ لَيْسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ كَانَ مُشْرِكاً بِاللَّهِ‏. (کافی ج ۱ ص ۳۷۳)

    كسی كه با امامی كه امامتش از جانب خدا است، دیگری را شريك كند كه امامتش از جانب خدا نيست، به خدا مشرك گشته است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُرَاءِ بِعَمَلِكَ مَنْ لَا يُحْيِي وَ لَا يُمِيتُ وَ لَا يُغْنِي عَنْكَ شَيْئاً وَ الرِّيَاءُ شَجَرَةٌ لَا تُثْمِرُ إِلَّا الشِّرْكَ‏ الْخَفِيَّ وَ أَصْلُهَا النِّفَاقُ يُقَالُ لِلْمُرَائِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عِنْدَ الْمِيزَانِ خُذْ ثَوَابَ عَمَلِكَ مِمَّنْ أَشْرَكْتَهُ مَعِي فَانْظُرْ مَنْ تَعْبُدُ وَ تَدْعُو وَ مَنْ تَرْجُو وَ مَنْ تَخَافُ وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَا تَقْدِرُ عَلَی إِخْفَاءِ شَيْ‏ءٍ مِنْ بَاطِنِكَ عَلَيْهِ تَعَالَی وَ تَصِيرُ مَخْدُوعاً بِنَفْسِكَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی‏: { يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُون‏.} (بقره/۹) (بحار الانوار ج ۶۹ ص ۳۰۰)

    رياء مكن به عمل خود در مقابل مخلوقی كه قدرت ندارد. كسی را زنده كند و يا بميراند، و هيچ گونه توانايی ندارد كه تو را از چيزی بی‏‌نياز كند. و رياء درختی است كه ميوه و نتيجه‌ی آن شرك پنهانی است، و ريشه و منشأ آن نفاق است، و روز قيامت به شخص منافق كه ريا كار است، گفته می‏‌شود: اجر و مزد خود را از كسی بگير كه برای او عمل كردی. پس هنگام‏ عبادت و طاعت متوجه خود باش كه برای كی، عبادت می‏‌كنی و چه کسی را می‏‌خوانی و به چه کسی اميدوار هستی و از چه کسی می‏‌ترسی. و بدان كه، تو نمی‌‏توانی چيزی را از ضمير و فكر خود از پروردگار متعال پنهان بداری، و از آنچه در دل بگيری، خداوند آگاه است، و تو خودت، خود را فريب می‏‌دهی و خداوند، هرگز غفلت نكرده و گول نمی‏‌خورد. خداوند متعال می‌‏فرمايد: {منافقين خدعه می‏‌كنند با خدا و مؤمنين، و نمی‏‌دانند كه آنان خود را خدعه كرده و خود را فريب می‏‌دهند.}

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ‏ كُلُّ رِيَاءٍ شِرْكٌ إِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِلنَّاسِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَی النَّاسِ وَ مَنْ‏ عَمِلَ‏ لِلَّهِ‏ كَانَ‏ ثَوَابُهُ‏ عَلَی‏ اللَّهِ‏. (کافی ج ۲ ص ۲۹۳)

    هر نوع ريايی شرك (به خداوند سبحان) است. كسی كه برای مردم كار كند، ثوابش بر عهده‌ی مردم است و كسی كه برای خدا كار كند، ثوابش بر عهده‌ی خداوند می‏‌باشد.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا جَاءَ بِهِ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) آخُذُ بِهِ‏ وَ مَا نَهَی عَنْهُ أَنْتَهِي عَنْه‏ … وَ الرَّادُّ عَلَيْهِ فِي صَغِيرَةٍ أَوْ كَبِيرَةٍ عَلَی حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّه‏ … (کافی ج ۱ ص ۱۹۶)

    آنچه علی (علیه السلام) آورده انجام می‌دهم و از آنچه نهی فرموده باز می‌ايستم‏ … كسی كه در موضوعی كوچك يا بزرگ، علیّ را رد كند، در مرز شرك به خداست‏.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: … وَ مَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ فَقَدِ اتَّخَذَ مَعَ اللَّهِ شَرِيكاً. (بحار الانوار ج ۴ ص ۵۴)

    و هر که او را به آفریده‌اش تشبیه کند، همانا با او شریکی گرفته است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَوْلُ الرَّجُلِ لَوْ لَا فُلَانٌ لَهَلَكْتُ وَ لَوْ لَا فُلَانٌ لَضَاعَ عِيَالِي جَعْلٌ لِلَّهِ شَرِيكاً فِي مُلْكِهِ يَرْزُقُهُ وَ يَدْفَعُ عَنْهُ فَقِيلَ لَهُ لَوْ قَالَ لَوْ لَا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيَّ بِفُلَانٍ لَهَلَكْتُ قَالَ لَا بَأْسَ بِهَذَا. (بحار الانوار ج ۹ ص ۱۰۶)

    اين سخن شخصی است كه می‏‌گويد: اگر فلان كس نبود، من از بين رفته بودم يا اگر فلانی نبود، خانواده من نابود شده بودند؛ سخنی شرك آميز است و برای خدا شريك در ملك و رزق و دفاع از ناراحتی‌ها قرار داده است. عرض كردند: اگر بگويد اگر خداوند بر من منت ننهاده بود، به واسطه فلان كس هلاك شده بودم؛ چطور است؟ فرمود: اشكالی ندارد.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ‏أُمِرَ النَّاسُ بِمَعْرِفَتِنَا وَ الرَّدِّ إِلَيْنَا وَ التَّسْلِيمِ لَنَا ثُمَّ قَالَ وَ إِنْ صَامُوا وَ صَلَّوْا وَ شَهِدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ جَعَلُوا فِي أَنْفُسِهِمْ أَنْ لَا يَرُدُّوا إِلَيْنَا كَانُوا بِذَلِكَ مُشْرِكِينَ. (کافی ج ۲ ص ۳۹۸)

    مردم به شناسایی ما و مراجعه به ما و تسليم‏ شدن برای ما مأمورند. سپس فرمود: و اگر چه روزه بگيرند و نماز گزارند و گواهی دهند كه معبودی جز خدای يگانه نيست؛ ولی پيش خود بنا گذارند كه به ما مراجعه نكنند، به همان سبب مشرك گردند!

     

    ۶- انواع شرک

    ۶-۱ شرک عبادی

    اللهُ تَعالی: وَ الَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ. (فرقان/۶۸)

    و آنان کسانی هستند که معبود دیگری را با خدا نمی‌خوانند.

     

    عَبَّاسِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: قُلْتُ إِنَّ هَؤُلَاءِ الْعَوَامَّ يَزْعُمُونَ أَنَّ الشِّرْكَ أَخْفَی مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ فِي اللَّيْلَةِ الظَّلْمَاءِ عَلَی الْمِسْحِ الْأَسْوَدِ فَقَالَ لَا يَكُونُ الْعَبْد مُشْرِكاً حَتَّی يُصَلِّيَ لِغَيْرِ اللَّهِ أَوْ يَذْبَحَ لِغَيْرِ اللَّهِ أَوْ يَدْعُوَ لِغَيْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. (خصال ج ‏۱ ص ۱۳۶)

    به امام صادق (علیه السلام) عرض كردم: اين مردم عوام چنين گمان دارند كه شرك به خدا از جنبش مورچه در شب تار بر سنگ سياه ناپيداتر است. فرمود: بنده‌ی خدا مشرك نمی‌شود، تا آنكه نماز برای غير خدا بگذارد يا ذبح گوسفند (عمل حج) را برای غير خدا انجام بدهد يا دعايش برای غير خدا باشد.

     

    ۶-۲ شرک طاعت

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شِرْكُ‏ طَاعَةٍ وَ لَيْسَ بِشِرْكِ عِبَادَةٍ وَ الْمَعَاصِي الَّتِي يَرْكَبُونَ مِمَّا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَيْهَا النَّارَ شِرْكُ‏ طَاعَةٍ أَطَاعُوا الشَّيْطَانَ وَ أَشْرَكُوا بِاللَّهِ فِي طَاعَتِهِ وَ لَمْ يَكُنْ بِشِرْكِ عِبَادَةٍ فَيَعْبُدُونَ مَعَ اللَّهِ غَيْرَهُ. (بحار الانوار ج ۶۹ ص ۹۹)

    شرك طاعت غير از شرك عبادت است. گناهانی كه موجب می‏‌شوند آدمی به جهنم سقوط كند، شرك طاعت به حساب می‌‏آيند، آنها از شيطان اطاعت كردند و در طاعت مشرك شدند، ولی آن طور نبود كه غير خداوند را عبادت کرده و او را پرستش کنند.

     

    أَبِي جَعْفَر (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی: {وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ.} (یوسف/۱۰۶) قَالَ شِرْكُ طَاعَةٍ لَيْسَ شِرْكَ عِبَادَةٍ وَ الْمَعَاصِي الَّتِي يَرْتَكِبُونَ فَهِيَ شِرْكُ طَاعَةٍ أَطَاعُوا فِيهَا الشَّيْطَانَ فَأَشْرَكُوا بِاللَّهِ فِي الطَّاعَةِ لِغَيْرِهِ وَ لَيْسَ بِإِشْرَاكِ عِبَادَةٍ أَنْ يَعْبُدُوا غَيْرَ اللَّهِ‏. (بحار الانوار ج ۶۹ ص ۹۴)

    در تفسير آيه شريفه:‏ {و بیشترشان به خدا ایمان نمی‌آورند، مگر آنکه [برای او] شریک قرار می‌دهند.}‏ فرمود: شرك در اطاعت مانند شرك در عبادت نمی‏‌باشد. گناهانی كه مردم مرتكب می‏‌گردند از باب شرك طاعت می‏‌باشد كه در آن از شيطان اطاعت كردند، و اين شرك عبادت بشمار نمی‏‌آيد.

     

    ۷- دعای ترس از شرک

    ذَكَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) الشِّرْكَ فَقَالَ: هُوَ أَخْفَی فِيكُمْ مِنْ دَبِيبِ النَّمْلِ وَ سَأَدُلُّكَ عَلَی شَيْ‏ءٍ إِذَا فَعَلْتَهُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْكَ صِغَارَ الشِّرْكِ وَ كِبَارَهُ تَقُولُ« اللَّهُمَ‏ إِنِّي‏ أَعُوذُ بِكَ‏ أَنْ‏ أُشْرِكَ‏ بِكَ‏ شَيْئاً وَ أَنَا أَعْلَمُ وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِمَا لَا أَعْلَمُ »، تَقُولُهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. (بحار الانوار ج ۶۱ ص ۲۴۴)

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نام شرك برد و فرمود: نهان‌تر است در ميان شما از آواز پای مورچه، و تو را به چيزی راهنمایی کنم كه چون بجا آوری خداوند، کوچک و بزرگِ شرك را از تو دور کند، سه بار بگو:« بار خدايا! من به تو پناه می‌آورم از اينكه چيزی را با تو شريك سازم و من می‌دانم و از تو آمرزش می‌خواهم در آنچه نمی‌دانم. »

     

    ۸-کمترین حدّ شرک

    أَبِي الْعَبَّاسِ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ أَدْنَی مَا يَكُونُ بِهِ الْإِنْسَانُ مُشْرِكاً قَالَ فَقَالَ مَنِ ابْتَدَعَ رَأْياً فَأَحَبَّ عَلَيْهِ‏ أَوْ أَبْغَضَ عَلَيْهِ‏. (کافی ج ۲ ص ۳۹۷)

    ابو العباس: از حضرت صادق (عليه السّلام) پرسيدم: از كمترين چيزی كه انسان بدان مشرك شود؟ گويد: فرمود: هر كه رأيی را بدعت گذارد، چه به واسطه‌ی آن محبوب گردد. و چه بدان واسطه مبغوض شود.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.