فهرست مطالب
آداب خوش گمانی به خدا
چکیده
نظر به اینکه همهی نعمتها از جانب آفریدگار جهان است و او همواره بقای همهی انسانها را میخواهد، لازم است نسبت به او همواره خوش گمان باشیم. مجموعهی توصیههای پیشوایان دین در آداب خوش گمانی به خدا گرد آمده است که با رعایت آنها میتوانیم از آثار خوش گمانی به خدا بهرهمند شویم.
واژه های مرتبط
حُسن ظَن به خدا، امید به خدا، اطمینان به خدا، خوش گمانی به خدا
1- مفهوم حُسن ظَن و گمان نیک به خدا
منظور از حُسن ظن و گمان نیک به خدا آن است که انسان به خداوند و رحمت بیکران او خوش بین و به وعدههای الهی او و وعده رزق و روزی، ياری کردن يارانش، آمرزش گناهانش و همانند اينها اميدوار باشد.
در مقابل معنای سوءظن به خدا نيز آن است که هنگام بروز مشکلات، اعتقاد بنده به وعدههای الهی متزلزل شود و گمان بد در مورد خدا داشته باشد و فراموش کند که اگر بدی هست از ما است و جز خوبی از خدا صادر نمیشود. و بدتر آنکه هنگام پيش آمدن امتحانات دشوار در مشکلات، وعدههای خداوند را فراموش کند و رو به گناه آورد.
2- تعریف حُسن ظَن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُسْنُ الظَّنِّ بِاللَّهِ أَنْ لَا تَرْجُوَ إِلَّا اللَّهَ وَ لَا تَخَافَ إِلَّا ذَنْبَکَ. (کافی ج 2 ص 72)
حسن ظن به خدا اين است که به غير خدا اميدوار نباشی و جز از گناه خود نترسی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُسْنُ الظَّنِ أَنْ تُخْلِصَ الْعَمَلَ وَ تَرْجُوَ مِنَ اللَّهِ أَنْ يَعْفُوَ عَنِ الزَّلَلِ. (تصنيف غرر الحکم ص 83)
خوش گمانی (به خدا) اینست که عمل را خالص گردانی و به خدا امیدوار باشی که از لغزشها درگذرد.
3- اهمیّت خوش گمانی به خداوند
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَيْسَ مِنْ عَبْدٍ ظَنَّ بِهِ خَيْراً إِلَّا کَانَ عِنْدَ ظَنِّهِ بِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَ {ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِينَ} (فصّلت/ 23 ). (بحار الأنوار ج 67 ص 394)
هیچ بندهای گمان خوب یا بد نسبت به خدا نمیدارد، مگر اینکه خدا و رفتار خدا را مطابق گمان خود میبیند. و همین است معنای آیه شریفه {و این گمانتان بود که به پروردگارتان بُردید [و همان] شما را هلاک کرد، در نتیجه از زیانکاران شُدید.}
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: حُسْنُ الظَّنِ بِاللَّهِ مِنْ عِبَادَةِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 67 ص 400)
گمان نيک داشتن به خداوند، گونهای عبادت خداوند است.
اَلْکَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَی مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ يَا مُوسَی قُلْ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَا عِنْدَ ظَنِ عَبْدِي بِي فَلْيَظُنَّ بِي مَا شَاءَ يَجِدْنِي عِنْدَهُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 146)
خداوند متعال به موسی ابن عمران وحی فرمود که: ای موسی! به بنی اسرائیل بگو که من در کنار گمان بندهی خود هستم. اکنون خودِ بنده هر طور گمانی که میخواهد، در حق من داشته باشد، که من طبق گمان و بینش بنده خود با او رفتار خواهم کرد.
وَ رُوِيَ أَنَّهُ اسْتَغَاثَ بِمُوسَی (عَلَيْهِ السَّلَامُ) حِينَ أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ وَ لَمْ يَسْتَغِثْ بِاللَّهِ فَأُوحِيَ إِلَيْهِ يَا مُوسَی لَمْ تُغِثْ فِرْعَوْنَ لِأَنَّکَ لَمْ تَخْلُقْهُ وَ لَوِ اسْتَغَاثَ بِي لَأَغَثْتُهُ. (عدة الداعی ص 144)
(از امام رضا علیه السلام) روايت شده است که فرعون به هنگام غرق شدن از حضرت موسی (علیه السلام) کمک خواست و از خدای تعالی کمک نخواست. خدای تعالی به موسی وحی کرد: ای موسی! تو به کمک فرعون نشتافتی! زيرا او را خلق نکردی و اگر از من ياری میخواست من او را کمک میکردم!
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِکَ وَ ظُنَّ حَاجَتَکَ بِالْبَابِ. (کافی ج 2 ص 473)
هر گاه دعا کردی، با قلبت به او روی کن و گمانت اين باشد که حاجتت پشت در آماده است.
اَلْکَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَلَا لَا يَتَّکِلُ الْعَامِلُونَ عَلَی أَعْمَالِهِمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا لِثَوَابِي فَإِنَّهُمْ لَوِ اجْتَهَدُوا وَ أَتْعَبُوا أَنْفُسَهُمْ أَعْمَارَهُمْ فِي عِبَادَتِي کَانُوا مُقَصِّرِينَ غَيْرَ بَالِغِينَ فِي عِبَادَاتِهِمْ کُنْهَ عِبَادَتِي فِيمَا يَظُنُّونَهُ عِنْدِي مِنْ کَرَامَتِي وَ لَکِنْ بِرَحْمَتِي فَلْيَثِقُوا وَ مِنْ فَضْلِي فَلْيَرْجُوا وَ إِلَی حُسْنِ الظَّنِّ بِي فَلْيَطْمَئِنُّوا. (بحار الأنوار ج 68 ص 146)
خداوند عزیز و بلندمرتبه میفرماید: هان! مبادا که اهل عمل تنها اتّکا و اعتمادشان بر اعمال خود باشد که آنها هر چه کوشش کنند و در طول عمر خود متحمّل رنج عبادت شوند، با این عبادات زیاد نمیتوانند حق عبادت مرا انجام دهند و با این زحمات به آن کرامت و مقامی که نزد من میخواهند داشته باشند، نمیرسند. و لکن باید وثوق و اعتماد به رحمت من داشته و امیدوار به فضل و لطف من باشند و به من خوش گمان بوده و به حسن ظنّی که به من دارند، اطمینان و آرامش دل داشته باشند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الظَّنُّ الصَّوَابُ مِنْ شِيَمِ أُولِي الْأَلْبَابِ. (تصنيف غرر الحکم ص 253)
گمان درست، از ويژگیهای خردمندان است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَفْضَلُ الْوَرَعِ حُسْنُ الظَّنِّ. (تصنيف غرر الحکم ص 253)
برترين پارسايی، خوش گمانی است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ يُحِبُّ أَنْ تَکُونَ نِيَّةُ [زِينَةُ] الْإِنْسَانِ لِلنَّاسِ جَمِيلَةً کَمَا يُحِبُّ أَنْ تَکُونَ نِيَّتُهُ [نِيَّتُهُمْ] فِي طَاعَتِهِ قَوِيَّةً غَيْرَ مَدْخُولَةٍ. (تصنيف غرر الحکم ص 253)
خداوند سبحان دوست دارد که نيّت انسان نسبت به مردم زيبا باشد، همچنان که دوست دارد نيّت او در اطاعت از وی نيز نيرومند و بیريا باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الثِّقَةُ بِاللَّهِ وَ حُسْنُ الظَّنِّ بِهِ حِصْنٌ لَا يَتَحَصَّنُ بِهِ إِلَّا کُلُّ مُؤْمِنٍ. (إرشاد القلوب ج1 ص 109)
اطمينان و حسن ظن به خدا، حصاری است که در آن داخل نمیشود، مگر مؤمن.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا دَعَوْتَ فَظُنَّ حَاجَتَکَ بِالْبَابِ. (عدة الداعی ص 144)
وقتی (خدای را) خواندی، حاجت خود را بر در خانه بدان.
4- آثار خوش گمانی به خداوند
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللَّهِ فَازَ بِالْجَنَّةِ. (تصنيف غرر الحکم ص 253)
هر که به خداوند گمان نیک برد، به بهشت دست یافت.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَجَدْنَا فِي کِتَابِ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَالَ وَ هُوَ عَلَی مِنْبَرِهِ وَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا أُعْطِيَ مُؤْمِنٌ قَطُّ خَيْرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِلَّا بِحُسْنِ ظَنِّهِ بِاللَّهِ وَ رَجَائِهِ لَهُ… وَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَا يَحْسُنُ ظَنُّ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ بِاللَّهِ إِلَّا کَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ لِأَنَّ اللَّهَ کَرِيمٌ بِيَدِهِ الْخَيْرَاتُ يَسْتَحْيِي أَنْ يَکُونَ عَبْدُهُ الْمُؤْمِنُ قَدْ أَحْسَنَ بِهِ الظَّنَّ ثُمَّ يُخْلِفَ ظَنَّهُ وَ رَجَاهُ فَأَحْسِنُوا بِاللَّهِ الظَّنَّ وَ ارْغَبُوا إِلَيْهِ. (بحار الأنوار ج67 ص 366)
در کتاب علی (علیه السّلام) یافتیم که رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) بر فراز منبر در سخنرانی خود فرمود: به آن خدایی که جز او خدایی نیست سوگند! که مؤمن به هر خیر و خوبی دنیوی و اخروی که برسد، فقط در اثر حسن ظن و امیدش به خدا بوده است… و به همان خدا سوگند! بندهی مؤمن حسن ظن به خدا ندارد، مگر اینکه خدا در کنار حسن ظن بندهی مؤمن است. همانا خداوند کریم که تمام خیرات در دست اوست، شرم دارد از اینکه بندهی مؤمنی حسن ظن و امید لطف از او داشته باشد، بر خلاف ظن و امید آن بنده، با او رفتار کند. بنابراین شما باید ظن خود را نسبت به خدا نیکو کنید و رغبت و میل خود را به لطفش متوجه سازید.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يُوقَفُ عَبْدٌ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيَأْمُرُ بِهِ إِلَی النَّارِ فَيَقُولُ لَا وَ عِزَّتِکَ مَا کَانَ هَذَا ظَنِّي بِکَ فَيَقُولُ مَا کَانَ ظَنُّکَ بِي فَيَقُولُ کَانَ ظَنِّي بِکَ أَنْ تَغْفِرَ لِي فَيَقُولُ قَدْ غَفَرْتُ لَکَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَمَا وَ اللَّهِ مَا ظَنَّ بِهِ فِي الدُّنْيَا طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَوْ کَانَ ظَنَّ بِهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ مَا أَوْقَفَهُ ذَلِکَ الْمَوْقِفَ لِمَا رَأَی مِنَ الْعَفْوِ. (بحار الأنوار ج 67 ص387)
روز قیامت، بنده در برابر پروردگار احضار میشود و فرمان بردن به دوزخ در حق او صادر میگردد. در همین حال آن بنده میگوید: نه! به عزتت سوگند که گمان من این چنین نبود! خداوند به او میفرماید: گمان تو نسبت به من چه بود؟ عرضه میدارد: گمانم این بود که تو مرا میبخشی. خداوند میفرماید: تو را بخشیدم.
حضرت باقر (علیه السّلام) فرمود: این بندهی گنهکار یک لحظه هم به خدا حسن ظن نداشت و اگر در دنیا دارای حسن ظن و امید صحیح بود، در چنین موقع ناراحت کنندهای نمیایستاد و قبل از این مشمول عفو الهی میشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يُحْسِنُ عَبْدٌ الظَّنَ بِاللَّهِ سُبْحَانَهُ إِلَّا کَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عِنْدَ حُسْنِ ظَنِّهِ بِهِ. (تصنيف غرر الحکم ص 199)
هیچ بندهای به خداوند گمان نیک نَبرَد، جز اینکه خداوند سبحان نزد آن گمان نیکی است که او به وی دارد.
أَوْحَی اللَّهُ إِلَی مُوسَی: يَا مُوسَی مَا دَعَوْتَنِي وَ رَجَوْتَنِي فَإِنِّي سَأَغْفِرُ لَکَ. (عدة الداعی ص 144)
خدای تعالی به حضرت موسی وحی کرد: ای موسی! مادامی که مرا بخوانی و اميدوار به من باشی من تو را میبخشم.
اَلْکَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَی مُوسَی بْنِ عِمْرَانَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنِ اجْعَلْ فِي الْحَبْسِ رَجُلَيْنِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَحَبَسَهُمَا ثُمَّ أَمَرَهُ بِإِطْلَاقِهِمَا قَالَ فَنَظَرَ إِلَی أَحَدِهِمَا فَإِذَا هُوَ مِثْلُ الْهُدْبَةِ فَقَالَ لَهُ مَا الَّذِي بَلَغَ بِکَ مَا أَرَی مِنْکَ قَالَ الْخَوْفُ مِنَ اللَّهِ وَ نَظَرَ إِلَی الْآخَرِ لَمْ يَتَشَعَّبْ مِنْهُ شَيْءٌ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ وَ صَاحِبُکَ کُنْتُمَا فِي أَمْرٍ وَاحِدٍ وَ قَدْ رَأَيْتُ بَلَغَ الْأَمْرُ بِصَاحِبِکَ وَ أَنْتَ لَمْ يتغير [تَتَغَيَّرْ] فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ إِنَّهُ کَانَ ظَنِّي بِاللَّهِ جَمِيلًا حَسَناً فَقَالَ يَا رَبِّ قَدْ سَمِعْتَ مَقَالَةَ عَبْدَيْکَ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ صَاحِبُ الظَّنِّ الْحَسَنِ أَفْضَلُ. (بحار الأنوار ج 67 ص 389)
موسی بن عمران (علیه السّلام) به فرمان الهی دو نفر از بنی اسرائیل را زندانی کرد و پس از مدتی به دستور خداوند آنها را آزاد ساخت و دید یکی از آنها وضع و حالش پریشان و به کلی دگرگون و آشفته حال شده است. سؤال کرد: چرا چنین شدهای و چه عاملی در وضع تو اثر گذاشته است؟ گفت: خوف و ترس از خدا. دیگری را دید که کوچکترین تغییری در او راه نیافته بود و آشفتگی خاطر و پریشانی حالتی به او دست نداده بود. پرسید: تو و رفیقت در یک وضع برابر و از هر جهت متساوی بودید. وضع و حال او دگرگون و آشفته است، ولی در وضع تو تغییری رخ نداده است؟ آن مرد گفت: من حسن ظن و گمان خوبی نسبت به خدا داشتم و لذا هیچ گونه حالتی برای من اثر سوء ندارد. موسی بن عمران (علیه السّلام) عرضه داشت: پروردگارا! حالت و گفتار این دو بنده خود را دیدی و شنیدی. کدام یک از اینها بهتر و برتر است؟ خطاب رسید: آنکه دارای حسن ظن است.
5- خاستگاه خوش گمانی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُسْنُ ظَنِ الْعَبْدِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی قَدْرِ رَجَاءِهِ لَهُ. (عيون الحکم ص 228)
نيکویی گمان بنده به خدای عزیز و بلندمرتبه، به اندازهی اميد او به خداست.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: ادْعُوا اللَّهَ وَ أَنْتُمْ مُوقِنُونَ بِالْإِجَابَةِ. (عدة الداعی ص 144)
خدای را بخوانيد، در حالی که يقين به اجابت داريد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ يَحْسُنَ ظَنُّکُمْ بِاللَّهِ وَ يَشْتَدَّ خَوْفُکُمْ مِنْهُ فَاجْمَعُوا بَيْنَهُمَا فَإِنَّمَا يَکُونُ حُسْنُ ظَنِّ الْعَبْدِ بِرَبِّهِ عَلَی قَدْرِ خَوْفِهِ مِنْهُ وَ إِنَّ أَحْسَنَ النَّاسِ بِاللَّهِ ظَنّاً لَأَشَدَّهُمْ مِنْهُ خَوْفاً. (بحار الأنوار ج 67 ص 399)
اگر میتوانید حسن ظن به خدا داشته و در عین حال دارای خوف شدید و ترس از او باشید؛ البته میان این دو صفت را جمع کنید، چون حسن ظن به خدا، به مقدار و میزان ترس انسان از خداست. آن کس که حسن ظن و امیدش به خدا از همه بیشتر باشد، به طور قطع خوف و ترسش از خدا بیشتر از همه است.
6- حُسن ظن به خداوند هنگام مرگ
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا يَمُوتَنَّ أَحَدُکُمْ حَتَّی يُحْسِنَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنِّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ ثَمَنُ الْجَنَّةِ. (بحار الأنوار ج 67 ص 385)
از دنيا نرويد و نميريد، مگر اينکه حسن ظن به خدا پيدا کنيد؛ زيرا گمان نيکو به خداوند عزیز و بلندمرتبه، بهای بهشت است.
أَنَسٍ: مَرِضَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَأَتَاهُ النَّبِيُّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَعُودُهُ فَوَافَقَهُ وَ هُوَ فِي الْمَوْتِ فَقَالَ کَيْفَ تَجِدُکَ قَالَ أَجِدُنِي أَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّي وَ أَتَخَوَّفُ مِنْ ذُنُوبِي فَقَالَ النَّبِيُّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَا اجْتَمَعَتَا فِي قَلْبِ عَبْدٍ فِي مِثْلِ هَذَا الْمَوْطِنِ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ رَجَاءَهُ وَ آمَنَهُ مِمَّا يَخَافُهُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 239)
انس: مردی از انصار بیمار گشت. پیامبر (صلّی الله علیه وآله) به عیادت او آمد و آمدن ایشان با حالت احتضار آن مرد همراه گشت. پس فرمود: احوال خود را چگونه مییابی؟ گفت: خود را در حالی میبینم که به رحمت پروردگار امیدوارم و برگناهانم بیمناک. پیامبر (صلّی الله علیه و آله) فرمود: این دو حالت در چنین موقعیتی در قلب هیچ بندهای جمع نمیگردند، مگر اینکه خداوند امیدواریش را به او میبخشد و از آنچه بیمناک است در امانش نگه میدارد.
7- اجتناب از بدگمانی به خداوند
اَللهُ تَعالی: يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجاهِلِيَّةِ. (آل عمران/ 154)
و در بارهی خدا، گمانهای ناروا، همچون گمانهای [دوران] جاهليت میبردند.
اَللهُ تَعالی: إِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا. (احزاب / 10)
هنگامی که از بالای [سر] شما و از زير [پای] شما آمدند، و آنگاه که چشمها خيره شد و جانها به گلوگاهها رسيد و به خدا گمانهايی [نابجا] میبرديد.
اَللهُ تَعالی: الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً. (فتح/ 6)
بدگمانان به خدا حوادث بد بر ايشان بوده است و خشم خدای بر ايشان میباشد. و جهنم را که بسیار بد منزلگاهی است بر ایشان مهیّا ساخت.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: آفَةُ الدِّينِ سُوءُ الظَّنِّ. (تصنيف غرر الحکم ص 263)
آفتِ دين، بدگمانی است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَّهِ لَا يُعَذِّبُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُؤْمِناً بَعْدَ الْإِيمَانِ إِلَّا بِسُوءِ ظَنِّهِ وَ سُوءِ خُلُقِهِ. (تصنيف غرر الحکم ص 264)
به خدا قسم! خداوند مؤمنی را بعد از ایمان عذاب نمیکند، مگر به جهت بد گمانی و بد خلقی.
8- آثار گمان بد به خداوند
وَصِيَّةِ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِمُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ: وَ لَا يَغْلِبَنَّ عَلَيْکَ سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ فَإِنَّهُ لَنْ يَدَعَ بَيْنَکَ وَ بَيْنَ خَلِيلِکَ صُلْحاً. (وسائل الشيعه ج15 ص 230)
وصيّت علی (عليه السّلام) به فرزندش محمد بن حنفيه: مبادا بدگمانی به خداوند عزیز و بلندمرتبه بر تو غالب شود! زيرا اين بدگمانی بين تو و دوستت که خداوند است صلح و آشتی باقی نمیگذارد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: دَاوُدُ يَا رَبِّ مَا آمَنَ بِکَ مَنْ عَرَفَکَ فَلَمْ يُحْسِنِ الظَّنَّ بِکَ. (مشکاة الأنوار ص 36)
داود پيامبر (عليه السّلام) عرض کرد: پروردگارا! کسی که گمان نيکو به تو ندارد، ايمان به تو نياورد، گرچه تو را شناخت.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا دِينَ لِمُسِيءِ الظَّنِّ. (تصنيف غرر الحکم ص 264)
بدگمان، دين ندارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا إِيمَانَ مَعَ سُوءِ ظَنٍّ. (تصنيف غرر الحکم ص 264)
ايمان، با بد گمانی سازگار نيست.















ثبت دیدگاه