فهرست مطالب
آداب مقابله با مشکلات
چکیده
انسان در طول زندگی خود با سختیهای زیادی روبرو میشود که باید با آنها مقابله کند. در آداب مقابله با مشکلات، راههایی آمده است که انسان میتواند با بهرهگیری از آنها زندگی آسانی را برای خود شکل دهد، از جمله آن راهها: صبر ، توکل و … است. البته گاهی مشکلات موجب رشد و تعالی و پاداش الهی میگردد.
چنانچه حافظ میفرماید :
صبر کن حافظ به سختی روز و شب عاقبت روزی بیابی کام را
واژگان مرتبط
بلاء ، مصیبت .
1- مفهوم بلاء
بلاء: آزمايش. مصيبت. اصل بِلی (به كسر باء) به معنی كهنه شدن است. امتحان را از آن جهت ابتلاء گويند كه گويی مُمتحِن، امتحان شده را از كثرت فشار، كهنه و فرسوده میكند. و به غم و اندوه از آن جهت بلاء گويند كه بدن را فرسوده میكند. (مفردات)
این واژه (بلاء) و مشتقاتش ۳۷ بار در قرآن استفاده شده که اکثراً به معنای آزمایش و امتحان است. “بلاء” یا مشتقات آن همچون “ابتلاء”، به معنای به رنج افکندن و آزمودن است.به همین جهت، غم را نیز «بلاء» دانستهاند، چون آدمی را به رنج میاندازد .همچنین تکالیف الهی را از این جهت که آدمی را به رنج میافکند و آزمایشی برای او است «بلاء» دانستهاند.
از آن جایی که خداوند بر همه چیز آگاه است، هر گاه این واژه برایش به کار رود، باید آن را صرفاً به معنای آزمایش بندگان به منظور آشکار کردن خوبی و بدی آنها دانست.
در قرآن تصریح شده که بلاء و امتحان، هم از طریق حسنات و خیر و خوبی رخ میدهد و هم از طریق سیئات و شرّ و بدی. [ویکی شیعه]
اَللهُ تَعالی: وَ فِي ذَلِكُمْ بَلَاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ. (بقره/49)
و در این (سختیها و مشکلات) آزمایشی بزرگ از سوی پروردگارتان بود.
اَللهُ تَعالی: وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً.( انبیاء/35)
و شما را از راه آزمايش به بد و نيك خواهيم آزمود.
اَللهُ تَعالی: إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَی الْأَرْضِ زِينَةً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ. (کهف/7)
در حقيقت ما آنچه را كه بر زمين است، زيوری برای آن قرار داديم تا آنان را بيازماييم…
2- اهمیّت بلاء
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا حَاجَةَ لِلَّهِ فِيمَنْ لَيْسَ لَهُ فِي مَالِهِ وَ بَدَنِهِ نَصِيب. (بحار الأنوار ج 64 ص 215)
خداوند به كسی كه در مال و بدنش آسيب نبيند، نيازی ندارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِيَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِيَاءِ كَرَامَةٌ. (بحار الأنوار ج78 ص 198)
بلا برای ظالم، ادب و تنبیه کردن است. برای مؤمن، امتحان است. برای انبیاء، درجه است و برای اولیاء، کرامت.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنِّي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ يُعَافَی فِي الدُّنْيَا، فَلَا يُصِيبَهُ شَيْءٌ مِنَ الْمَصَائِبِ. (كافی ج 2 ص256)
من برای مرد نمیپسندم كه در دنيا عافيت داشته باشد و هيچ مصيبتی به او نرسد.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَسْتَكْمِلُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّی يَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ ثَلَاثٌ: التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ، وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ ، وَ الصَّبْرُ عَلَی الرَّزَايَا. (بحار الأنوار ج 1 ص 213)
هيچ بندهای تا سه خصلت در او نباشد، حقيقت ايمان را به طور كامل در نيابد: بينش و تفكّر در دين، و تقدير صحيح در امر معاش، و پايداری بر مصيبت و بلايا.
3- انواع بلاها
اَللهُ تَعالی: وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ. (بقره/ 155)
و به طور قطع شما را به چيزی از [قبيل] ترس و گرسنگی و كاهش در اموال و جانها و محصولات میآزماييم و به شکیبایان بشارت بده.
3-1- زلزله
اَللهُ تَعالی: فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا في دارِهِمْ جاثِمينَ. (اعراف/ 78)
سرانجام زمين لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، در خانههايشان به رو افتاده و مرده بودند.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أَوَّلَ مَنْ عَمِلَ الْمِكْيَالَ وَ الْمِيزَانَ، شُعَيْبٌ النَّبِيُّ (عَلَيْهِ السَّلَام) عَمِلَهُ بِيَدِهِ ، فَكَانُوا يَكِيلُونَ وَ يُوفُونَ، ثُمَّ إِنَّهُمْ بَعْدُ طَفَّفُوا فِي الْمِكْيَالِ وَ بَخِسُوا فِي الْمِيزَانِ {فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَعُذِّبُوا بِهَا فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِين.}. (اعراف/91). (بحار الأنوار ج 12 ص 382)
همانا نخستين كسی كه پيمانه و ترازو نهاد، شعيبِ پيامبر (عليه السلام) بود كه به دست خود آن را ساخت. آنان وقتی پيمانه مینهادند، اندازه را نگاه میداشتند. سپس ايشان در پيمانه كم نهادند و ترازو را كم گرفتند. {پس زلزلهای شديد آنان را فرا گرفت و به آن، عذاب گشتند و صبحگاهان در سرزمينهای خود بيهوش بر زمين افتادند.}
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَة. (كافی ج 2 ص 448)
…هر گاه زنا شايع شود، زلزله رخ میدهد.
3-2- سیل
اَللهُ تَعالی: فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْنَاهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَوَاتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ. (سبأ/ 16)
با وجود این باز (از شکر خدا و طاعت حق) اعراض کردند، ما هم سیلی سخت بر هلاک ایشان فرستادیم و به جای آن دو نوع باغ پر نعمت، دو باغ دیگرشان دادیم که بار درختانش تلخ و ترش و بد طعم و شوره گز و اندکی درخت سدر بود.
3-3- خشکسالی
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعَی فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَی. (اعلی/ 4 و 5)
و آن كس كه چراگاه را به وجود آورد. سپس آن را تيره و خشكيده ساخت.
اَللهُ تَعالی: وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلَی ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ. (مؤمنون/ 18)
و از آسمان آبی به اندازهی معيّن نازل كرديم و آن را در زمين (در مخازن مخصوصی) ساكن کردیم و ما بر از بين بردن آن كاملا قادريم.
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا كَذَبَ الْوُلَاةُ حُبِسَ الْمَطَرُ. (بحار الأنوار ج 70 ص 373)
هر گاه حكمرانان دروغ بگويند، باران نمیبارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ اللَّهَ يَبْتَلِي عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّيِّئَةِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَكَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَيْرَاتِ لِيَتُوبَ تَائِبٌ وَ يُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ يَتَذَكَّرَ مُتَذَكِّرٌ وَ يَزْدَجِرَ مُزْدَجِر. (بحار الأنوار ج 88 ص 312)
خداوند بندگان خود را هنگام ارتکاب گناه، با کمبود میوهها و جلوگیری از نزول برکات و بستن درِ گنجهای خیرات مبتلا میسازد؛ برای آنکه، توبه کُنندهای باز گردد و دل کَنندهای از گناه دل بکَند، و پند گیرندهای، پند گیرد، و باز دارندهای (بندگان خدا را از نافرمانی) باز دارد.
3-4- قحطی
اَللهُ تَعالی: وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ. (نحل/ 112)
و خدا شهری را مَثَل زده است كه امن و امان بود [و] روزیاش از هر سو فراوان میرسيد. پس [ساكنانش] نعمتهای خدا را ناسپاسی كردند و خدا هم به سزای آنچه انجام میدادند، طعم گرسنگی و هراس را به [مردم] آن چشانيد .
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَمْ يَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَ الْمِيزَانَ، إِلَّا أُخِذُوا بِالسِّنِينَ وَ شِدَّةِ الْمَئُونَةِ وَ جَوْرِ السُّلْطَان. (كافی ج 2 ص 373)
از پيمانه و ترازو نكاستند، جز آنكه به قحطی و كمیِ درآمد و ستمِ حكمران دچار گشتند .
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تَزَالُ أُمَّتِي بِخَيْرٍ مَا تَحَابُّوا وَ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَ آتَوُا الزَّكَاةَ وَ قَرَوُا الضَّيْفَ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلُوا ابْتُلُوا بِالسِّنِينَ وَ الْجَدْبِ. (بحار الأنوار ج 66 ص405)
همواره امّتم در خير و خوبی هستند، تا آنگاه كه با يكديگر دوست باشند و نماز را بر پا دارند و مهمان را گرامی دارند. پس اگر چنين نكنند، به قحطی و خشكسالی گرفتار میشوند.
3-5- طوفان
اَللهُ تَعالی: فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَ الْجَرَادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفَادِعَ وَ الدَّمَ آيَاتٍ مُفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ. (اعراف/ 133)
ما نيز بر آنها نشانههايی آشكار و گوناگون چون طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون فرستاديم. باز هم تکبّر و سرکشی کردند و گروهی مجرم و گناهکار بودند.
اَللهُ تَعالی: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَ هُمْ ظَالِمُونَ. (عنکبوت/ 14)
و به راستی، نوح را به سوی قومش فرستاديم، پس در ميان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ كرد، تا طوفان آنها را در حالی كه ستمكار بودند، فرا گرفت.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَحَبَسَ فِرْعَوْنُ مَنْ آمَنَ بِمُوسَی فِي السِّجْنِ حَتَّی أَنْزَلَ اللَّهُ { عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ } (اعراف/133) فَأَطْلَقَ عَنْهُمْ. (بحار الأنوار ج 13 ص 122)
فرعون هرکسی را که به موسی ایمان آورد زندانی کرد، تا اینکه خداوند {بر آنها طوفان، ملخ، شپشک، وزغ، و خون } را نازل کرد، تا اینکه قوم بنیاسرائیل را آزاد کرد.
3-6- گرانی و تنگیِ معیشت
اَللهُ تَعالی: وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ. (فجر/16)
و امّا چون وی را میآزمايد و روزیاش را بر او تنگ میگرداند، میگويد: پروردگارم مرا خوار كرده است.
اَللهُ تَعالی: وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَی أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ. (انعام/42)
و به يقين ما به سوی امّتهايی كه پيش از تو بودند [پيامبرانی] فرستاديم و آنان را به تنگی معيشت و بيماری دچار ساختيم، باشد که [در پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: غَلَاءُ السِّعْرِ يُسِيءُ الْخُلُقَ وَ يُذْهِبُ الْأَمَانَةَ وَ يُضْجِرُ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ. (كافی ج 5 ص 164)
گرانی قيمت، باعث بداخلاقی و از بین رفتن امانتداری میشود، و انسان مسلمان را دلتنگ و بیقرار میسازد.
3-7- بیماری
اَللهُ تَعالی: وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ. (اعراف/ 92)
هیچ پیامبری را در شهری نفرستادیم، مگر آنکه اهلش را [پس از تکذیب آن پیامبر] به تهیدستی و سختی و رنج و بیماری دچار کردیم. باشد که [به پیشگاه ما] فروتنی و زاری کنند.
اَللهُ تَعالی: وَ أَيُّوبَ إِذْ نَادَی رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ. ( انبیا/83)
و ایوب را [یاد کن] هنگامی که پروردگارش را ندا داد که مرا آسیب و سختی رسیده و تو مهربانترین مهربانانی.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَثَلُ الْمُؤْمِنِ،كَمَثَلِ خَامَةِ الزَّرْعِ تُكْفِئُهَا الرِّيَاحُ كَذَا وَ كَذَا وَ كَذَلِكَ الْمُؤْمِنُ تُكْفِئُهُ الْأَوْجَاعُ وَ الْأَمْرَاضُ ،وَ مَثَلُ الْمُنَافِقِ كَمَثَلِ الْإِرْزَبَّةِ الْمُسْتَقِيمَةِ الَّتِي لَا يُصِيبُهَا شَيْءٌ ، حَتَّی يَأْتِيَهُ الْمَوْتُ فَيَقْصِفَهُ قَصْفا. (بحار الأنوار ج 64 ص 217)
مثل مؤمن، مانند ساقهی گياه میباشد و بادها آن را به اين طرف و آن طرف میبرند؛ و مؤمن نيز گرفتار بيماریها و دردهاست، و مثل منافق مانند پارهای از آهن است كه چيزی آن را از بين نمیبرد، تا آنگاه كه مرگ بيايد و او را درهم شكند.
سَأَلْتُ الصَّادِقُ (عَلَيْهِ السَّلَام): أَيُبْتَلَی الْمُؤْمِنُ بِالْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ أَشْبَاهِ؟ … فَقَالَ: وَ هَلْ كُتِبَ الْبَلَاءُ إِلَّا عَلَی الْمُؤْمِن. (بحار الأنوار ج 64 ص 221)
از امام صادق (عليه السلام) پرسيده شد: آيا مؤمن به جذام و پيسی و امثال آن مبتلا میشود؟… فرمود : مگر بلا جز برای مؤمن نوشته شده است.
3-8- زیان به اموال و مرگ عزیزان
اَللهُ تَعالی: فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَ لَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كَافِرُونَ. (توبه/ 55)
اموال و فرزندانشان تو را به شگفت نياورَد، جز اين نيست كه خدا میخواهد آنان را در این زندگی دنیا به وسیلهی آنها عذاب کند، و جانشان در حالی که کافرند بیرون رود.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَأَی الصَّادِقُ (عَلَيْهِ السَّلَام) رَجُلًا قَدِ اشْتَدَّ جَزَعُهُ عَلَی وَلَدِهِ، فَقَالَ: يَا هَذَا جَزِعْتَ لِلْمُصِيبَةِ الصُّغْرَی وَ غَفَلْتَ عَنِ الْمُصِيبَةِ الْكُبْرَی، لَوْ كُنْتَ لِمَا صَارَ إِلَيْهِ وَلَدُكَ مُسْتَعِدّاً، لَمَا اشْتَدَّ عَلَيْهِ جَزَعُكَ فَمُصَابُكَ بِتَرْكِكَ الِاسْتِعْدَادَ لَهُ أَعْظَمُ، مِنْ مُصَابِكَ بِوَلَدِك. (بحار الأنوار ج 79ص 74)
امام صادق (عليه السلام)، مردی را دیدندكه در مرگ فرزندش سخت بیتابی میكرد. آنگاه فرمود: ای مرد! تو برای مصیبت کوچک بیتابی میکنی و از مصیبت بزرگ، غافلی! اگر تو برای راهی که فرزندت رفته آماده بودی، این قدر بر او بیتابی نمیکردی. مصیبت آماده نبودنت، بزرگتر از داغ فرزندت است!
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا حُبِسَتِ الزَّكَاةُ، مَاتَتِ الْمَوَاشِي. (بحار الأنوار ج 70 ص 373)
هر گاه زكات داده نشود، چارپايان بميرند .
3-9- ستم حاکم
اَللهُ تَعالی: وَ إِذا تَوَلَّی سَعی فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ أللهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ. (بقره/ 205)
و هنگامی که [چنین دشمن سرسختی] قدرت و حکومتی یابد، میکوشد که در زمین فساد و تباهی به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود کند؛ و خدا فساد و تباهی را دوست ندارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ … { يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ } (بقره/205) بِظُلْمِهِ لِسُوءِ سِيرَتِه. (بحار الأنوار ج 72 ص 315)
و… با ظلم و سرشت بدی که دارد، { زراعت و نسل را نابود کند. }
اَلْعَسْكَرِيُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: { وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ } بِأَنْ يُحْرِقَهُ، أَوْ يُفْسِدَهُ ،{ وَ النَّسْلَ } بِأَنْ يَقْتُلَ الْحَيَوَانَاتِ، فَيَقْطَعَ نَسْلَهَا. (بحار الأنوار ج 9 ص 189)
با به آتش کشیدن یا {خراب کردن زراعت}، باعث نابودی و از بینرفتن آنها میشود، { و نسل } یعنی حیوانات را میکشد و نسل آنها را از بین میبرد.
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِذَا جَارَ السُّلْطَانُ هَانَتِ الدَّوْلَةُ. (بحار الأنوار ج 70 ص 373)
و هر گاه سلطان ستم كند، دولت سست و بی اعتبار شود.
4- بلاء برای پیامبران و اولیاء الهی
اَللهُ تَعالی: وَ اذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَی رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ. (ص/ 41)
و بندهی ما ايوب را به ياد آور! آنگاه كه پروردگارش را ندا داد كه شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد.
اَللهُ تَعالی: فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَی يَوْمِ يُبْعَثُونَ. (صافات/143و 144)
و اگر او از زمره تسبيح كنندگان نبود، بیتردید تا روزی كه برانگيخته میشوند در شكم آن [ماهی] میماند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَقَالَ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) مَنْ أَشَدُّ النَّاسِ بَلَاءً فِي الدُّنْيَا؟ فَقَالَ: النَّبِيُّونَ، ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ وَ يُبْتَلَی الْمُؤْمِنُ بَعْدُ عَلَی قَدْرِ إِيمَانِهِ وَ حُسْنِ أَعْمَالِهِ، فَمَنْ صَحَّ إِيمَانُهُ، وَ حَسُنَ عَمَلُهُ اشْتَدَّ بَلَاؤُهُ ، وَ مَنْ سَخُفَ إِيمَانُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ. (بحار الأنوار ج 64 ص 207)
از پيامبر (صلی الله عليه و آله) پرسيدند: كدام مردم در دنيا، در معرض امتحان و گرفتاری سختتر قرار دارند؟ پيامبر در پاسخ فرمود: پيامبران؛ سپس كسانی كه به آنان نزديكتر و شبيهترند. مؤمن نيز به اندازهی ايمان خويش و خوشكرداری خود بلا میكشد. هر كه ايمانش درست و كردارش نيكو باشد، بلا و گرفتاريش سختتر است و هر كه ايمانش سست و كردارش ضعيف باشد، بلا و امتحان الهی برای او اندك است.
5- بلاء برای مؤمن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْبَلَاءُ زَيْنُ الْمُؤْمِن. (بحار الأنوار ج 64 ص 231)
بلاء، زینت مؤمن است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ هُوَ يُذَكَّرُ فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ يَوْماً بِبَلَاءٍ، إِمَّا فِي مَالِهِ، أَوْ فِي وَلَدِهِ، أَوْ فِي نَفْسِهِ فَيُؤْجَرُ عَلَيْهِ، أَوْ هَمٍّ لَا يَدْرِي مِنْ أَيْنَ هُو. (بحار الأنوار ج64 ص237)
مؤمنی نباشد جز آنكه در هر چهل روز، در مال يا جان يا فرزندش با بلاء يادآوری شود؛ تا اجر برد، يا اندوهی ببيند كه نداند از كجاست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْبَلَاءَ أَسْرَعُ إِلَی شِيعَتِنَا مِنَ السَّيْلِ إِلَی قَرَارِ الْوَادِي. (بحار الأنوار ج 64 ص 239)
همانا ورود بلاء به سمت شیعیان ما، از سرازیر شدن سیل به سمت درّه، سریعتر خواهد بود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُ بِمَنْزِلَةِ كِفَّةِ الْمِيزَانِ ،كُلَّمَا زِيدَ فِي إِيمَانِهِ، زِيدَ فِي بَلَائِه. (بحار الأنوار ج 64 ص 210)
مؤمن همانند كفه ترازو میباشد؛ هر چه ايمانش زياد گردد، گرفتاریهايش هم زياد میشود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنْ لَمْ يُؤْمِنِ الْمُؤْمِنَ مِنَ الْبَلَايَا فِي الدُّنْيَا، وَ لَكِنْ آمَنَهُ مِنَ الْعَمَی فِي الْآخِرَةِ وَ مِنَ الشَّقَاءِ يَعْنِي عَمَی الْبَصَر. (بحار الأنوار ج 64 ص 200)
همانا خداوند، مؤمن را از بلاهای دنيا ايمنی نبخشيده، ولی او را از كوری و شقاوت، كه همان كوردلی در آخرت است، ايمنی بخشيده است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَاداً فِي الْأَرْضِ مِنْ خَالِصِ عِبَادِهِ، مَا يُنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ تُحْفَةً إِلَی الْأَرْضِ، إِلَّا صَرَفَهَا عَنْهُمْ إِلَی غَيْرِهِمْ وَ لَا بَلِيَّةً إِلَّا صَرَفَهَا إِلَيْهِم. (بحار الأنوار ج 64 ص207)
بیگمان برای خداوند بلندمرتبه و ولامقام، بندگانی در زمین از میان بندگان خالص او هستند که هیچ موهبت آسمانی بر زمین فرود نمیآید، مگر اینکه آن را از این بندگان خالص خود باز گردانده به سوی دیگران میبرد. و هیچ مصیبتی نیست، مگر اینکه آن را به سوی این بندگان خالص جلب می کند.
أَنَّهُ (اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ وَ عِنْدَهُ سَدِيرٌ: إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً. وَ إِنَّا وَ إِيَّاكُمْ يَا سَدِيرُ! لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِي. (بحار الأنوار ج 64 ص 208)
امام صادق (عليه السّلام) كه سَدير نزدش بود، فرمود: همانا چون خدا بندهای را دوست دارد او را در بلا، يكباره فرو میبرد. و ما و شماها ای سدير! بامداد و شامگاه در آنيم.
6- عدم بلاء برای کافر
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ، لَوْ لَا أَنْ يَجِدَ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنُ فِي قَلْبِهِ لَعَصَّبْتُ، رَأْسَ الْكَافِرِ بِعِصَابَةِ حَدِيدٍ، لَا يُصَدَّعُ رَأْسُهُ أَبَدا.(بحار الأنوار ج 64 ص 216)
خدای عزیز و بلند مرتبه میفرمايد: اگر بندهی مؤمن در دلش ناراحتی پيدا نمیشد، سرِ كافر را با سربند آهنی میبستم تا هیچوقت مبتلا به سردرد نشود.
7- علت پیدایش بلاء
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا فَشَا أَرْبَعَةٌ ظَهَرَتْ أَرْبَعَةٌ إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَةُ، وَ إِذَا فَشَا الْجَوْرُ فِي الْحُكْمِ احْتَبَسَ الْقَطْرُ، وَ إِذَا خُفِرَتِ الذِّمَّةُ، أُدِيلَ لِأَهْلِ الشِّرْكِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ، وَ إِذَا مُنِعَتِ الزَّكَاةُ ظَهَرَتِ الْحَاجَةُ. (كافی ج 2 ص 448)
هر گاه چهار چيز شايع شود، چهار چيز بروز میكند: هر گاه زنا شايع شود، زلزله رخ دهد. و هر گاه ستم در داوری شايع شود، باران بند میآيد. هر گاه اهل ذمّه (غیر مسلمانانی که مورد حمایت اسلام هستند.) مورد ستم قرار گيرند، مشركان بر مسلمانان چيره میگردند و هر گاه از پرداخت زكات خودداری گردد، فقر و احتیاج پدیدار میشوند.
7-1- خیر و نعمت آخرت
اَللهُ تَعالی: وَ مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ. (شوری/30)
و هر [گونه] مصيبتی به شما برسد، به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسياری درمیگذرد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَيْراً، ابْتَلَاهُمْ. (بحار الأنوار ج 64 ص 236)
چون خداوند، خير مردمی را بخواهد، به آنها بلا دهد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تَكُونُ مُؤْمِناً حَتَّی تَعُدَّ الْبَلَاءَ نِعْمَةً وَ الرَّخَاءَ مِحْنَةً، لِأَنَّ بَلَاءَ الدُّنْيَا نِعْمَةٌ فِي الْآخِرَةِ، وَ رَخَاءَ الدُّنْيَا مِحْنَةٌ فِي الْآخِرَةِ. (بحار الأنوار ج 64 ص 237)
مؤمن نيستی، مگر آنگاه كه بلا و گرفتاری را نعمت، و آسايش را محنت بشماری؛ زيرا بلای دنيا، نعمت آخرت است و خوشی دنيا، رنج آخرت.
7-2- امتحان
اَللهُ تَعالی: …وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ. (آل عمران/ 154)
…[اينها ] برای اين است كه خداوند آنچه را در دلهای شماست [در عمل] بيازمايد و آنچه را در قلبهای شماست پاك گرداند و خدا به راز سينهها آگاه است.
اَللهُ تَعالی: لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ… (آل عمران/ 186)
بیتردید در مالها و جانهايتان آزموده خواهيد شد…
اَللهُ تَعالی: هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِيدًا. (احزاب/11)
آنجا [بود كه] مؤمنان در آزمايش قرار گرفتند و سخت تكان خوردند .
7-3- گناه
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا كَثُرَتْ ذُنُوبُ الْمُؤْمِنِ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنَ الْعَمَلِ مَا يُكَفِّرُهَا، ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِالْحُزْنِ لِيُكَفِّرَهَا بِهِ عَنْهُ. (بحار الأنوار ج 70 ص 157)
هر گاه گناهان مؤمن زیاد گردند، و عمل (نیکی) نداشته باشد که کَفّاره آنها باشد، خداوند او را گرفتار پریشانی و اندوه میکند تا کفّاره گناهان او باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اللَّهُمَّ… اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاَءَ . (دعای کمیل)
خدایا! بیامرز برایم گناهانی که بلا را بر ما نازل میکند.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الذُّنُوبُ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ: عِصْيَانُ الْعَارِفِ بِالْبَغْيِ وَ التَّطَاوُلُ عَلَی النَّاسِ وَ الِاسْتِهْزَاءُ بِهِمْ وَ السُّخْرِيَّةُ مِنْهُم. (بحار الأنوار ج 70 ص 375)
گناهانی كه باعث نزول عذاب میشوند، عبارتاند از: ستم كردن شخص از روی آگاهی، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره كردن آنان.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الذُّنُوبُ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلَاءَ: تَرْكُ إِغَاثَةِ الْمَلْهُوفِ، وَ تَرْكُ مُعَاوَنَةِ الْمَظْلُومِ، وَ تَضْيِيعُ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَر. (بحار الأنوار ج 70 ص 375)
گناهانی که موجب نزول بلا میشود: ترک فریادرسی مظلوم و یاری ندادن او، و رها ساختن و ضایع کردن امر به معروف و نهی از منکر است.
7-4- کُفران نعمت
اَللهُ تَعالی: وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ. (ابراهیم/7)
و [نیز یاد کنید] هنگامی را که پروردگارتان اعلام کرد که اگر سپاسگزاری کنید، بیتردید [نعمتِ] خود را بر شما میافزایم، و اگر ناسپاسی کنید، بیتردید عذابم سخت است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَسْرَعُ الذُّنُوبِ عُقُوبَةً كُفْرَانُ النِّعْمَةِ. (بحار الأنوار ج 110ص 28)
کُفران نعمت، زودتر از سایر گناهان، آدمی را به کیفر میرساند.
7-5- تنبیه و کیفر
اَللهُ تَعالی: ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ. (روم/41)
در خشکی و دریا به سبب اعمال زشتی که مردم به دست خود مرتکب شدند، فساد و تباهی آشکار شده است تا [خدا کیفر] برخی از آنچه را انجام دادهاند به آنان بچشاند، باشد که [از گناه و طغیان] برگردند.
اَللهُ تَعالی: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَی. (طه/124)
و هر كس از ياد من، دل بگرداند در حقيقت زندگی تنگ [و سختی] خواهد داشت و روز رستاخيز او را نابينا محشور میكنيم.
اَللهُ تَعالی: مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ مَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ. (نساء/79)
هر خيری كه به تو برسد، از سوی خداوند است، و هر شرّی كه به تو برسد از خود توست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنَ الشِّيعَةِ عَبْدٌ يُقَارِفُ أَمْراً نَهَيْنَاهُ عَنْهُ فَيَمُوتُ حَتَّی يُبْتَلَی بِبَلِيَّةٍ تُمَحَّصُ بِهَا ذُنُوبُهُ، إِمَّا فِي مَالٍ وَ إِمَّا فِي وَلَدٍ وَ إِمَّا فِي نَفْسِهِ.حَتَّی يَلْقَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا لَهُ ذَنْبٌ، وَ إِنَّهُ لَيَبْقَی عَلَيْهِ الشَّيْءُ مِنْ ذُنُوبِهِ فَيُشَدَّدُ بِهِ عَلَيْهِ عِنْدَ مَوْتِهِ. (بحار الأنوار ج 6 ص 157)
اگر بندهای از شیعیان، گناهی که ما او را از آن نهی کردهایم مرتکب شود، قبل از اینکه از دنیا برود به یک گرفتاری مبتلا میشود که گناهانش به وسیلهی آن گرفتاری پاک گردد. (این گرفتاریها) یا در مال و یا در فرزند و یا در خودش (ظاهر) میگردد. تا هنگامی که خدای عزیز و بلند مرتبه را ملاقات کند، برایش گناهی نباشد و اگر گناهی از وی باقی مانده باشد، هنگام فوت بر وی سخت گرفته میشود.(تا گناهانش آمرزیده گردد.)
7-6- عذاب
اَللهُ تَعالی: وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ. (انفال/25)
و بترسيد از فتنهای كه تنها ستمكارانتان را در بر نخواهد گرفت و بدانيد كه خدا به سختی عقوبت میكند!
اَللهُ تَعالی: ذَلِكَ جَزَيْنَاهُمْ بِمَا كَفَرُوا وَ هَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ (سبأ/17)
آنها را كه ناسپاس بودند، اينچنين جزا داديم. آيا ما جز ناسپاسان را مجازات میكنيم؟
اَللهُ تَعالی: … وَ لَكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ. (اعراف/ 96)
… ولی [آیات الهی و پیامبران را] تکذیب کردند، ما نيز به كيفرِ كردارشان مؤاخذهشان كرديم.
8- راه های مقابله با بلاء
8-1- شکرگزاری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَمْدُ لِلَّهِ الْوَاصِلِ الْحَمْدَ بِالنِّعَمِ وَ النِّعَمَ بِالشُّكْرِ، نَحْمَدُهُ عَلَی آلَائِهِ كَمَا نَحْمَدُهُ عَلَی بَلَائِهِ . (نهج البلاغه خطبه 114)
ستايش خداوندی را سزاست كه ستايش را به نعمتها، و نعمتها را به شكرگزاری پيوند داد. خدای را بر نعمتهايش آنگونه ستايش میكنيم كه بر بلاهايش.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نَحْمَدُهُ عَلَی مَا أَخَذَ وَ أَعْطَی وَ عَلَی مَا أَبْلَی وَ ابْتَلَی. (نهج البلاغه خطبه 132)
خدا را ستايش میكنيم بر آنچه گرفته، و آنچه بخشيده، و بر نعمتهايی كه عطا كرده و آزمايشهايی كه انجام داد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنْفُسُهُمْ مِنْهُمْ فِي الْبَلَاءِ كَالَّتِي نُزِّلَتْ فِي الرَّخَاءِ. (نهج البلاغه خطبه 193)
(پرهيزگاران) آن چنان به بلا خو گرفتهاند كه گويی در آسودگی هستند!
8-2- صبر
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الصَّبْرُ مِنَ الْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، وَ رَأْسُ الصَّبْرِ الْبَلَاءُ وَ مَا يَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُون. (بحار الأنوار ج 64 ص 232)
شكيبایی در پيكر ايمان چون سَر است از تن، و سَرِ شكيبایی بلا است، كه جز خردمندان آن را نمیفهمند.
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ: شَكَوْتُ إِلَی أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَام) مَا أَلْقَی مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ كَانَ مِسْقَاماً فَقَالَ لِي: يَا عَبْدَ اللَّهِ لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ مِنَ الْجَزَاءِ فِي الْمَصَائِبِ، لَتَمَنَّی أَنَّهُ قُرِّضَ بِالْمَقَارِيض. (بحار الأنوار ج 64 ص 212)
عبد اللَّه بن ابی يعفور: از درد و رنج خود به حضرت صادق (عليه السّلام) شكايت كردم. حضرت فرمود: ای بنده خدا! اگر مؤمن بداند پاداش صبر بر مصیبتها چيست، آرزو میكرد بدنش با مقراضی از هم جدا میشد!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَصَبْراً عَلَی دُنْيَا تَمُرُّ بِلَأْوَائِهَا، كَلَيْلَةٍ بِأَحْلَامِهَا تَنْسَلِخُ . (بحار الأنوار ج 40 ص 348)
در برابر دنيايی كه گرفتاری آن، مانند خوابهای پريشانِ شب میگذرد، شكيبا باش!
9- آثار بلاء
اَللهُ تَعالی: وَ لَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَی دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ. (سجده/21)
و بی تردید آنان را غیر از عذاب بزرگتر [در قیامت] از عذاب نزدیکتر [در دنیا] میچشانیم، باشد که [از فسق و فجور] برگردند.
9-1- ارتقاء مقام
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّهُ لَيَكُونُ لِلْعَبْدِ مَنْزِلَةٌ عِنْدَ اللَّهِ فَمَا يَنَالُهَا؛ إِلَّا بِإِحْدَی خَصْلَتَيْنِ: إِمَّا بِذَهَابِ مَالِهِ، أَوْ بَلِيَّةٍ فِي جَسَدِه. (بحار الأنوار ج 78 ص 199)
بنده را نزد خداوند منزلتی است كه بدان نمیرسد؛ مگر با يكی از اين دو: يا با از بين رفتن دارايیاش، يا با رسيدن بلايی به جسمش.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ؛ إِلَّا بِالابْتِلَاءِ فِي جَسَدِه. (بحار الأنوار ج 64 ص 212)
در بهشت مقامی هست كه بنده به آن نمیرسد؛ مگر اينكه گرفتار بيماری در بدن خود شود.
9-2- پاداش
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ عَظِيمَ الْأَجْرِ لَمَعَ عَظِيمِ الْبَلَاءِ وَ مَا أَحَبَّ اللَّهُ قَوْماً إِلَّا ابْتَلَاهُم. (بحار الأنوار ج 64 ص 207)
پاداش بزرگ، همراه بلای بزرگ است، و خداوند مردمی را دوست نمیدارد، مگر آنكه مبتلايشان میكند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أَهْلَ الْحَقِّ لَمْ يَزَالُوا مُنْذُ كَانُوا فِي شِدَّةٍ، أَمَا إِنَّ ذَلِكَ إِلَی مُدَّةٍ قَلِيلَةٍ وَ عَافِيَةٍ طَوِيلَة. (بحار الأنوار ج 64 ص 213)
همانا پیروان حق همیشه در سختی بودهاند. اما بدان! این سختی و ناراحتی مدت کوتاهی است و خوشی و عافیت آن مدت طولانی خواهد بود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی، لَيَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِي جَسَدِهِ ،أَوْ بِمُصِيبَةٍ فِي أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِيبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْيَا لِيَأْجُرَهُ عَلَيْهَا. (بحار الأنوار ج 64 ص 236)
خداوند بزرگ و برتر همواره مؤمن را گرفتار بلا میسازد، یا آنكه او را گرفتار بيماريی در بدنش يا مصيبتی در خانوادهاش، يا مالش يا مصيبتی از مصيبتهای دنيا میكند، تا او را بر اينها پاداش دهد.
10- دفع بلاء
اَللهُ تَعالی: لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ (رعد/11)
برای او فرشتگانی است كه پی در پی او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت سرش پاسداری میكنند. در حقيقت خداوند [نعمت و حال خوب] قومی را تغيير نمیدهد، تا آنكه ايشان خودشان [طاعت را به معصيت] تغيير دهند، و چون خداوند ارادهی عذاب قومی را كند، آن را بازگردانندهای نيست، و ايشان را غير خداوند حمایتگری نخواهد بود.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِأَمْرِ اللَّهِ مِنْ أَنْ يَقَعَ فِي رَكِيٍ، أَوْ يَقَعَ عَلَيْهِ حَائِطٌ، أَوْ يُصِيبُهُ شَيْءٌ حَتَّی إِذَا جَاءَ الْقَدَرُ خَلَّوْا بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ يَدْفَعُونَهُ إِلَی الْمَقَادِيرِ. وَ هُمَا مَلَكَانِ يَحْفَظَانِهِ بِاللَّيْلِ وَ مَلَكَانِ يَحْفَظَانِهِ بِالنَّهَارِ يَتَعَاقَبَان. (بحار الأنوار ج 56 ص 179)
به فرمان خدا، او را از اينكه در چاهی بيفتد يا ديواری بر سرش خراب شود يا آسيبی به او برسد، حفظ میكنند و همين كه اجلش رسيد، او را با آن تنها میگذارند و به سوی مقدّراتش میرانند. و آنان دو فرشتهای هستند كه در شب از او مراقبت میكنند و دو فرشته كه در روز محافظتش میکنند و اين كار را به نوبت انجام میدهند.
10-1- قرائت قرآن و دعا
اَللهُ تَعالی: فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ. (انبیاء/88)
پس [دعای] او را برآورده كرديم و او را از اندوه رهانيديم و مؤمنان را [نيز] چنين نجات میدهيم.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ النَّحْلِ فِي كُلِّ شَهْرٍ كُفِيَ الْمَغْرَمَ فِي الدُّنْيَا وَ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَايَا أَهْوَنُهُ الْجُنُونُ وَ الْجُذَامُ وَ الْبَرَصُ. (بحار الأنوار ج 89 ص 281)
هر كس سورهی نحل را در هر ماه بخواند، از زيان مالی در دنيا و از هفتاد نوع بلا كه سبكترين آنها ديوانگی و خوره و پيسی است در امان خواهد بود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَرَأَ سُورَةَ إِبْرَاهِيمَ وَ الْحِجْرَ فِي رَكْعَتَيْنِ جَمِيعاً فِي كُلِ جُمُعَةٍ لَمْ يُصِبْهُ فَقْرٌ أَبَداً وَ لَا جُنُونٌ وَ لَا بَلْوَی. (بحار الأنوار ج 89 ص 280)
هر كس سورهی ابراهيم و حِجر را در دو ركعت نماز هر جمعهای بخواند، هرگز تنگدستی و ديوانگی و بلايی به او نخواهد رسيد.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَ الدُّعَاءَ لِلَّهِ وَ الطَّلَبَ إِلَی اللَّهِ يَرُدُّ الْبَلَاءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِيَ وَ لَمْ يَبْقَ إِلَّا إِمْضَاؤُهُ، فَإِذَا دُعِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُئِلَ صَرَفَ الْبَلَاءَ صَرْفَةً. (كافی ج 2 ص 470)
تا میتوانيد دعا كنيد! زيرا كه خواندن خدا و درخواست از خداوند، بلايی را كه قلم تقدير و قضا بر آن رفته، امّا هنوز امضا نشده است، برمیگرداند. در اين صورت، هر گاه به درگاه خداوند عزیز و بلندمرتبه دعا شود و برگرداندن آن بلا درخواست گردد، آن را برمیگرداند.
10-2- توبه
اَللهُ تَعالی: …. وَ أَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ. (زخرف / 48)
….و به عذاب گرفتارشان كرديم، تا مگر به راه آيند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِينَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ ،فَزِعُوا إِلَی رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِيَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَيْهِمْ كُلَّ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ كُلَّ فَاسِدٍ. (بحار الأنوار ج 6 ص 57)
اگر مردم هنگامی كه محنت و بلايی بر آنها فرود میآيد و نعمتهايشان زوال میيابد، از روی راستی و صفای نيّت و شيفتگیِ دل به درگاه خداوندی زاری كنند، خداوند نعمت رميده را به آنان بازمیگرداند و كارهای تباهشان را به صلاح میآورد.
10-3- صدقه
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بَاكِرُوا بِالصَّدَقَةِ فَإِنَّ الْبَلَايَا لَا تَتَخَطَّاهَا وَ مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ أَوَّلَ النَّهَارِ، دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ شَرَّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ ، فَإِنْ تَصَدَّقَ أَوَّلَ اللَّيْلِ دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ شَرَّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ. (من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 67)
بامدادِ خود را با صدقه آغاز کنید، زیرا بلا از صدقه نمیگذرد. و كسی كه در اوّل روز صدقهای بدهد، خدا هر شرّی را كه در آن روز از آسمان نازل میشود از او دفع میكند، پس اگر در اوّل شب صدقه بدهد، خدا هر شرّی را كه در آن شب از آسمان نازل میشود از او دفع میکند.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ اللَّهَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ، لَيَدْفَعُ بِالصَّدَقَةِ الدَّاءَ ،وَ الدُّبَيْلَةَ ، وَ الْحَرَقَ، وَ الْغَرَقَ وَ الْهَدْمَ، وَ الْجُنُونَ. فَعَدَّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) سَبْعِينَ بَاباً مِنَ الشَّرِّ. (بحار الأنوار ج 59 ص 269)
خدا، كه معبود حقّی جز او نيست، هر آينه درد را و طاعون و زخمهای كشنده را و آتشسوزی و غرق شدن را و ويرانی و جنون را به وسيلهی صدقه دفع میكند. سپس رسول خدا (صلّی اللَّه عليه و آله) هفتاد عنوان از شرّ را همچنان برشمرد.















ثبت دیدگاه