فهرست مطالب
آداب خوف و ترس از خدا
چکیده
خوف و ترس یا احساس عدم ایمنی در بندگی خدا، از جایگاه ویژهای برخوردار است. خوف از خدا، با ترس از دشمن متفاوت است. موضوع آداب خوف و ترس از خدا تفاوت این دو را مشخص کرده است. رعایت خوف از خدا پیامدهای مثبت برای انسان خواهد داشت.
1- خوف در لغت و مفهوم
خوف از “خ و ف” به معنای ترس و وحشت است. (ازهری ذیل “خوف”)
واژه «خوف» در مقابل امنیت و امید است. به این بیان که فردِ دارای این ویژگی، از روی نشانههای معلوم، احتمال وقوع امری ناپسند را میدهد… (مفردات ص۳۰۳)
“رجاء” در مقابل “خوف” استعمال میگردد، چون “خوف” به معنای اضطراب از عدم وقوع آن چیز میباشد، در حالی که در “رجاء” توقع حصول خیر وجود دارد. (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ج ۴ ص ۷۹)
2- خوف از خداوند
اَللهُ تَعالی: وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ. (بقره/ 40)
و تنها از من بترسيد.
اَللهُ تَعالی: وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ. (آل عمران/ 28 و 29)
و خداوند، شما را از [كيفر] خود میترساند، و [در عين حال] خدا به بندگان [خود] مهربان است.
اَللهُ تَعالی: إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. (آل عمران/ 175)
در واقع، اين شيطان است كه دوستانش را میترساند؛ پس اگر مؤمنيد از آنان مترسيد و از من بترسيد.
إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): يَا إِسْحَاقُ خَفِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ وَ إِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ وَ إِنْ كُنْتَ تَرَی أَنَّهُ لَا يَرَاكَ فَقَدْ كَفَرْتَ وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّهُ يَرَاكَ ثُمَّ بَرَزْتَ لَهُ بِالْمَعْصِيَةِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَهْوَنِ النَّاظِرِينَ عَلَيْكَ.(بحار الأنوار ج 67 ص 355)
حضرت صادق (علیه السّلام) فرمود: ای اسحاق! از خدا بترس! طوری که گویی داری خدا را میبینی. که اگر تو او را نمیبینی، به طور قطع او تو را میبیند. اگر خیال کنی که او تو را نمیبیند، همانا کافر شدهای و اگر میدانی و معتقدی که او تو را میبیند و با این حال معصیت او را میکنی، پس تو خداوند را بیارزش ترین بینندگان میدانی.
سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَيُّ النَّاسِ خَيْرٌ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ أَخْوَفُهُمْ لِلَّهِ وَ أَعْمَلُهُمْ بِالتَّقْوَی وَ أَزْهَدُهُمْ فِي الدُّنْيَا.(بحار الأنوار ج 67 ص 378)
از امیر مؤمنان (علیه السّلام) سؤال شد: بهترین مردم نزد خدا کیست؟ فرمود: آن کس که ترسش از خدا بیشتر، پرهیزکاریاش بهتر و در دنیا از همه زاهدتر باشد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَفَی بِخَشْيَةِ اللَّهِ عِلْماً وَ كَفَی بِالاغْتِرَارِ بِاللَّهِ جَهْلًا. (بحار الأنوار ج 67 ص 379)
بهترین علم، خوف و خشیت از خدا، و بدترین جهل و نادانی، مغرور بودن به بخشش خدا است.
3- عدم ترس از مردم
اَللهُ تَعالی: فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. (آل عمران/175)
پس اگر مؤمن هستید، از آنان نترسید و از من بترسید.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ خَافَ النَّاسَ أَخَافَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 191)
هر كه از مردم ترسد، خداوند سبحان او را از همه چيز هراسان كند.
4- همراهی ترس با امید
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَوْ وُزِنَ رَجَاءُ الْمُؤْمِنِ وَ خَوْفُهُ لَاعْتَدَلَا. (جامع الأخبار ص 97)
اگر وزن كنند خوف و رجاء مؤمن را، هر دو برابر شوند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّی يَكُونَ خَائِفاً رَاجِياً وَ لَا يَكُونُ خَائِفاً رَاجِياً حَتَّی يَكُونَ عَامِلًا لِمَا يَخَافُ وَ يَرْجُو. (جامع الأخبار ص 97)
بنده، مؤمن نباشد، مگر آنگاه كه بيمناك و اميدوار باشد و بيمناك و اميدوار نباشد، مگر آنگاه كه بيم و اميد او را به عمل كشاند.
قَالَ لُقْمَانُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِابْنِهِ يَا بُنَيَّ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَوْ أَتَيْتَهُ بِعَمَلِ الثَّقَلَيْنِ خِفْتَ أَنْ يُعَذِّبَكَ وَ ارْجُهُ رَجَاءً لَوْ أَتَيْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ رَجَوْتَ أَنْ يَغْفِرَ لَكَ. (إرشاد القلوب ج 1 ص 105)
لقمان به پسرش فرمود: پسرك من! بترس از خدا! به طوری كه اگر ثواب تمام جن و انس را داری باز هم از عذابش ايمن نباشی، و اميدوار باش به خدا! به طوری كه اگر گناه تمام جن و انس را داشته باشی، اميدوار باشی كه تو را بيامرزد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَی هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَی هَذَا. (بحار الأنوار ج 75 ص 259)
هيچ بندهی مؤمنی نيست، جز آنكه در دلش دو نور است: نور ترس و نور اميد. اگر اين وزن شود، از آن افزون نباشد؛ و اگر آن وزن شود، از اين افزون نباشد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اُرْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا يُجَرِّئُكَ عَلَی مَعْصِيَتِهِ وَ خَفْهُ خَوْفاً لَا يُؤْيِسُكَ مِنْ رَحْمَتِه… (بحار الأنوار ج 75 ص 283)
به خداوند امید داشته باش! امیدی که تو را بر معصیت و گناه، گستاخ نسازد. و از او بترس! ترسی که تو را از رحمتش ناامید نکند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَفْ رَبَّكَ خَوْفاً يَشْغَلُكَ عَنْ رَجَائِهِ وَ ارْجُهْ رَجَاءَ مَنْ لَا يَأْمَنُ خَوْفَهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 191)
بترس از پروردگار خود! ترسيدنی كه مشغول سازد تو را از اميد به او، و اميد دار او را! اميد كسی كه ايمن نباشد از ترس او.
5- اهمیت خوف و ترس
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْخَشْيَةُ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ شِيمَةُ الْمُتَّقِينَ. (تصنيف غرر الحكم ص 190)
هراس از عذاب خدا، شيوهی مردمان با تقوا است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً رَاقَبَ ذَنْبَهُ وَ خَافَ رَبَّهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 191)
رحمت خدا بر آن بنده كه گناه خويش را بپايد و از پروردگارش بهراسد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَجِبْتُ لِمَنْ عَرَفَ اللَّهَ كَيْفَ لَا يَشْتَدُّ خَوْفُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 190)
تعجب دارم از كسی كه خدا را بشناسد، [اما] چگونه ترس او سخت نمی شود.
6- الگوهای خوف
اَللهُ تَعالی: قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ. (انعام/15)
بگو (ای پیامبر): اگر به پروردگارم عصيان ورزم، از عذاب روزی بزرگ میترسم.
وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِذَا أَخَذَ فِي الْوُضُوءِ يَتَغَيَّرُ وَجْهُهُ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَی وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ (عَلَيْها سَلَامُ) تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَی وَ كَانَ الْحَسَنُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِذَا فَرَغَ مِنْ وُضُوئِهِ يَتَغَيَّرُ لَوْنُهُ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ حَقٌّ عَلَی مَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ عَلَی ذِي الْعَرْشِ أَنْ يَتَغَيَّرَ لَوْنُهُ. (بحار الأنوار ج 67 ص 400)
امیر مؤمنان (علیه السّلام) وقتی مشغول به وضو گرفتن میشد، رنگ چهرهاش از خوف خدا دگرگون میشد. حضرت زهرا (علیها سلام) از خشیت الهی به هنگام نماز نفس نفس زده و حالش تغییر میکرد. حضرت مجتبی (علیه السّلام) وقتی از وضو فارغ میگردید، رنگ چهرهاش تغییر میکرد و چون از حضرت علت این دگرگونی را سؤال میکردند، میفرمود: البته سزاوار است آن کسی که میخواهد به حضور خدای بزرگ بار یابد، چنین دگرگونی به او دست دهد.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً وَ رَمَی مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَی حَافِياً وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَی وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَی وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَی الصِّرَاطِ بَكَی وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَی عَلَيْهِ مِنْهَا وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ. (بحار الأنوار ج 67 ص 400)
حضرت مجتبی (علیه السّلام) عابدترین و زاهدترین و برترین مردم معاصر خود بوده است. آن حضرت هنگامی که به حج میرفت، پیاده به حج میرفت. پیاده رمی جمرات میکرد و چه بسا با پای برهنه میرفت. آن حضرت هنگامی که به یاد مرگ میافتاد، میگریست. چون به یاد بعث و برانگیختن از قبر میافتاد، میگریست. چون به یاد گذشتن بر صراط میافتاد، میگریست. چون به یاد عرضه شدن بر خدای متعال و احضار برای حساب و بررسی اعمال میشد، فریاد و نالهای میکرد و از خود بیخود میگردید. چون به نماز مى ايستاد، عضلاتش در برابر پروردگار عزیز و بلند مرتبه مىلرزيد و چون به یاد بهشت و دوزخ میافتاد، مانند مار گزیده به خود میپیچید و از خدا درخواست بهشت کرده و از آتش دوزخ به خدا پناه میبرد.
الحسین (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنَّهُ قِيلَ لَهُ مَا أَعْظَمَ خَوْفَكَ مِنْ رَبِّكَ قَالَ لَا يَأْمَنُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا مَنْ خَافَ اللَّهَ فِي الدُّنْيَا. (بحار الأنوار ج 44 ص 192)
به امام حسین (علیه السّلام) عرض شد: ترس تو از پروردگارت چقدر بزرگ است؟ فرمود: فردای قیامت کسی در امان نیست، مگر آن کس که در دنیا از خدا ترس داشته باشد.
رُوِيَ أَنَّ إِبْرَاهِيمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) كَانَ يُسْمَعُ تَأَوُّهُهُ عَلَی حَدِّ مِيلٍ حَتَّی مَدَحَهُ اللَّهُ تَعَالَی بِقَوْلِهِ {إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ.} (هود/ 75) (بحار الأنوار ج 67 ص 399)
در روایتی رسیده که حضرت ابراهیم (علیه السّلام) در حال مناجات به گونهای منقلب میشد که آه و ناله او تا یک میل شنیده میشد. و خداوند آن حضرت را به این صفت در قرآن توصیف کرده که فرمود: {ابراهیم دارای حلم و بردباری و همیشه در حالت انابه و دعا و آه و نالهی شدید بود.}
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا اصْطَفَی اللَّهُ عَبْداً جَلْبَبَهُ خَشْيَتَهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 190)
هر گاه خداوند بندهای را دوست بدارد، ترس خود را چون پيراهنی بر تن او بپوشاند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ خَائِفُونَ. (تصنيف غرر الحكم ص 190)
همانا ایمان آورندگان، ترسان هستند.
7- آثار خوف و ترس از خدا
7-1- رویآوری به سوی خداوند
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا خِفْتَ الْخَالِقَ فَرَرْتَ إِلَيْهِ. (تصنيف غرر الحكم ص 190)
هر گاه از آفريدگار بترسی، به سوی او بگريزی.
7-2- پیروزی در کارها
اَللهُ تَعالی: قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَی اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. (مائده/ 23)
دو مرد از [زمره] كسانی كه [از خدا] میترسيدند و خدا به آنان نعمت داده بود، گفتند: از آن دروازه بر ايشان [بتازيد و] وارد شويد؛ كه اگر از آن، درآمديد، بیتردید پيروز خواهيد شد، و اگر مؤمنيد، به خدا توكّل كنيد.
7-3- خوف از حسابرسی
اَللهُ تَعالی: وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ. (رعد/ 21)
و از پروردگارشان میترسند و از سختی حساب بيم دارند.
7-4- ترس از عذاب قیامت
اَللهُ تَعالی: وَ يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً. (دهر/ 7)
و از روزی كه گزند آن فراگيرنده است، میترسيدند…
7-5- پاداش در بهشت
اَللهُ تَعالی: وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ. (رحمن/ 31- 36)
و برای هر كس كه از مقام پروردگارش بترسد، دو بهشت است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ عُرِضَتْ لَهُ فَاحِشَةٌ أَوْ شَهْوَةٌ فَاجْتَنَبَهَا مِنْ مَخَافَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ النَّارَ وَ آمَنَهُ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ وَ أَنْجَزَ لَهُ مَا وَعَدَهُ فِي كِتَابِهِ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ }وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ{) رحمن/ 46(. (بحار الأنوار ج 67 ص 365)
هر آن کس که عمل زشت یا فرصت شهوترانی در اختیارش گذارده شود، ولی این شخص به جهت خوف از خدای عزیز و بلندمرتبه از آن دوری کند، خداوند به پاداش این کار، آتش را بر او حرام کرده و او را از وحشت و اضطراب قیامت ایمن میکند و به آن وعدهای که در قرآنش به چنین شخصی داده، وفا خواهد کرد و آن وعده این است در قرآن، از قول خدای عزیز و بلندمرتبه که فرمود: {هر كس را كه از ايستادن به پيشگاه پروردگارش ترسيده باشد، دو بهشت است.}
7-6- عزت
قَالَ الصَّادِقُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِلْمُعَلَّی بْنِ خُنَيْسٍ يَا مُعَلَّی اعْتَزِزْ بِاللَّهِ يُعْزِزْكَ اللَّهُ قَالَ بِمَا ذَا يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ يَا مُعَلَّی خَفِ اللَّهَ يُخِفْ مِنْكَ كُلَّ شَيْءٍ… (بحار الأنوار ج67 ص382)
حضرت صادق (علیه السّلام) به معلّی بن خنیس فرمود: ای معلّی! عزت و ارجمندی را از خدا بخواه، تا تو را عزیز سازد. عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! چگونه و چه کنم؟ فرمود: از خدا بترس تا همه چیز از تو بترسد…
7-7- پند و عبرت
اَللهُ تَعالی: وَ تَرَكْنا فِيها آيَةً لِلَّذِينَ يَخافُونَ الْعَذابَ الْأَلِيمَ. (ذاريات/ 37)
و در آنجا برای آنها كه از عذاب پُردرد میترسند، عبرتی به جای گذاشتيم.
7-8- عدم انتقام و ظلم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ خَافَ اللَّهَ لَمْ يَشْفِ غَيْظَهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 190)
كسی كه از خدا بترسد، هنگام خشم انتقام نمیگيرد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ خَافَ رَبَّهُ كَفَّ عَنْ ظُلْمِه. (تصنيف غرر الحكم ص 190)
كسی كه از پروردگار خويش بترسد، از ستمكاری خودداری كند.
7-9- نگهداری زبان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْخَائِفُ مَنْ لَمْ يَدَعْ لَهُ الرَّهْبَةُ لِسَاناً يَنْطِقُ بِهِ. (بحار الأنوار ج67 ص384)
کسی که دارای خوف باشد، همین ترس، زبان او را از گفتار باز میدارد.
7-10- کم شدن ترس
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ خَافَ اللَّهَ قَلَّتْ مَخَافَتُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 191)
هر كه از خدا بترسد، ترس او كم شود.
8- ترس از گناه
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ بَيْنَ مَخَافَتَيْنِ ذَنْبٍ قَدْ مَضَی لَا يَدْرِي مَا صَنَعَ اللَّهُ فِيهِ وَ عُمُرٍ قَدْ بَقِيَ لَا يَدْرِي مَا يَكْتَسِبُ فِيهِ مِنَ الْمَهَالِكِ فَهُوَ لَا يُصْبِحُ إِلَّا خَائِفاً وَ لَا يُصْلِحُهُ إِلَّا الْخَوْفُ. (بحار الأنوار ج 67 ص 365)
مؤمن همیشه بین دو خوف است و همیشه از دو جهت ترس دارد: یکی از جهت گناهان گذشتهاش که نمیداند خداوند از آنها عفو و صرف نظر کرده است یا خیر؟ دوم از جهت آینده عمر خود، که نمیداند آیا موفق میشود خود را از موجبات هلاکت و شقاوت حفظ کند یا خیر؟ پس مؤمن هر روزی که سر از خواب برمیدارد، حالت خوف در خود احساس میکند و یگانه چیزی که او را به اصلاح نفْس خود وادار میسازد، همین احساس ترس است.
تفسير القمي: {وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوی.} (نازعات/ 40) قَالَ هُوَ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ عَلَی مَعْصِيَةِ اللَّهِ وَ قَدَرَ عَلَيْهَا ثُمَّ يَتْرُكُهَا مَخَافَةَ اللَّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنْهَا فَمُكَافَاتُهُ الْجَنَّةُ. (بحار الأنوار ج 67 ص 379)
تفسیر علی بن ابراهیم قمی: امام (علیه السلام) درباره آیهی: {و اما كسی كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد، و نفْس خود را از هوس باز داشت، پس جايگاه او همان بهشت است.} فرمود: (مورد این آیه آنجایی است که) بنده در برابر گناه و معصیتی قرار گیرد و قدرت بر انجام آن هم داشته باشد، ولی از خوف الهی آن را ترک کند و خود را از ارتکاب آن گناه باز دارد که پاداشش بهشت است.
9- خائف از القاب حضرت مهدی (علیه السلام)
اَلسَّلامُ عَلَیکَ أَیُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائِفُ. (زیارت روز جمعه)
سلام بر تو ای پاکسرشتِ ترسان!
(توضیح: خائف به معنی ترسان است و دلیل این لقب برای امام زمان (علیه السلام) این است که ایشان خوف و احساس عدم ایمنی از دشمنان دارند که وعده الهی محقق نشود.)
يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ: دَخَلْتُ عَلَی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَقُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنْتَ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ فَقَالَ أَنَا الْقَائِمُ بِالْحَقِّ وَ لَكِنَّ الْقَائِمَ الَّذِي يُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَمْلَؤُهَا عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً هُوَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِي لَهُ غَيْبَةٌ يَطُولُ أَمَدُهَا خَوْفاً عَلَی نَفْسِهِ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا آخَرُونَ.) كمال الدين ج 2 ص 361)
يونس بن عبد الرّحمن: بر موسی بن جعفر (علیه السلام) وارد شدم و گفتم: ای فرزند رسول خدا! آيا شما قائم به حقّ هستيد؟ فرمود: من قائم به حقّ هستم، ولی قائمی كه زمين را از دشمنان خدای عزیز و بلندمرتبه پاك سازد و آن را از عدل و داد آكنده سازد، همچنان كه پر از ظلم و جور شده باشد؛ او پنجمين نفر از فرزندان من است و او را غيبتی طولانی است، زيرا بر نفس خود میهراسد و اقوامی در آن غيبت، مرتدّ شده و اقوامی ديگر در آن ثابت قدم خواهند بود.
زُرَارَةَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُولُ إِنَّ لِلْقَائِمِ غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ وَ هُوَ الْمَطْلُوبُ تُرَاثُهُ قُلْتُ وَ لِمَ ذَلِكَ قَالَ يَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَی بَطْنِهِ يَعْنِي الْقَتْلَ. (بحار الأنوار ج 52 ص 98)
زُراره: شنیدم که امام باقر (علیه السلام) میفرمود: قائم ما را پیش از قیامش، غیبتی خواهد بود، و اوست که ارثش را طلب میکنند. عرض کردم: برای چه غیبت میکند؟ فرمود: میترسد. بعد به شکم خود اشاره کرد؛ یعنی میترسد او را بکشند.















ثبت دیدگاه