آداب تفكر و انديشه
  • 1403-10-25
  • بازدید 159
    پ
    پ

    آداب تفكر و انديشه

     

    چکیده

    تفکّر، از کارهای درونی آدمی است که ارزش فراوانی در قرآن و روایات دارد. انسان با رعایت آداب تفکر و اندیشه می‌تواند زندگانی مفیدتری داشته باشد، زیرا پیامدهای زندگی خود را بر اساس آن تشخیص می‌دهد.

     

    1- مفهوم تفکّر

    راغب  در معنی ” تفکّر” می‌گوید: تفکّر فقط می‌تواند در مورد چیزی باشد که جوهری دارد که می‌تواند به عنوان تصویری در قلب درک شود و به همین دلیل ممکن است صورت گیرد.پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: تَفَكَّرُوا في آلاء اللّه و لا تفكّروا في اللّه. یعنی در نعمت‌هاى خدا بينديشيد، اما در باره‌ی ذات خدا نينديشيد. و خدای متعال فرموده است: { يُبَيّنُ اللّهُ لَكُمْ الآياتِ لَعَلكُمْ تَتَفَكَّرُونَ في الدُنيا و الآخِرَةِ.} (بقره/۲۱۹)  { این چنین، خداوند، آیات و نشانه‌هایش را برایتان روشن می‌کند. باشد که درباره‌ی دنیا و آخرت بیندیشید.} (رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ج ‏4 ص 396)

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ تَفَكَّرُوا فِي خَلْقِ اَللَّهِ، وَ لاَ تَفَكَّرُوا فِي اَللَّهِ، فَإِنَّكُمْ لَمْ تَقْدِرُوا قَدْرَهُ. (البرهان فی تفسیر القرآن  ج ۱  ص ۷۲۵)

    در خلق خدا تفکّر کنید و در خدا تفکّر نکنید.پس همانا شما نمی توانید تقدیرات خدا را اندازه کنید.

     

    2- اهمیت و فضيلت تفکّر

    قال الله تعالى: قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى‏ وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ‏. (انعام/ 50)

    بگو: آيا نابينا و بينا يكسان است؟ آيا تفكّر نمى‌كنيد؟

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نَبِّهْ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ وَ جَافِ عَنِ اللَّيْلِ جَنْبَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّكَ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 318 )

    با انديشيدن، دلت را بیدار (هوشيار) كن و  در شب هنگام، پهلوی خود را از بستر  تهى گردان (برخيز) و از خداوند، پروردگارت پروا داشته باش!

     

    اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ مِرْآتُكَ تُرِيكَ سَيِّئَاتِكَ وَ حَسَنَاتِكَ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 325)

    تفکّر آیینه‌ای است که بدی‌ها و خوبی‌های تو را به تو نشان می‌دهد.

     

    اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:…يَا هِشَامُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ دَلِيلٌ وَ دَلِيلُ الْعَاقِلِ التَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ.(بحار الأنوار ج ‏75 ص 300)

    ای هشام! هر چیزی علامتی دارد و علامت خردمند، اندیشیدن است، و علامت اندیشیدن، خاموشی است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ كَمْ مِنْ عَاقِلٍ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْرَهُ وَ هُوَ حَقِيرٌ عِنْدَ النَّاسِ دَمِيمُ الْمَنْظَرِ يَنْجُو غَداً وَ كَمْ مِنْ طَرِيفِ اللِّسَانِ جَمِيلِ الْمَنْظَرِ عِنْدَ النَّاسِ يَهْلِكُ غَداً فِي الْقِيَامَةِ. (بحار الأنوار ج ‏67  ص 290 )

    چه‏ بسا  خردمندى كه به  لطف خدای عزیز و بلندمرتبه، تفكّر در امور را از خدا دريافت کرده كه ممكن است در نظر مردم بى‌‏ارزش باشد و چهر‌ه‌ی زيبایى نداشته باشد؛ و چه بسا زيان‏ آورى كه چهره‌ی زيبایی نزد مردم دارد، ولى فرداى قيامت از زيان‏كاران است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا. .. : التَّفَكُّرُ وَ ضِدَّهُ السَّهْو. (بحار الأنوار  ج ‏1  ص  110)

    عقل و لشکرش را بشناسید و جهل و لشکرش را بشناسید تا هدایت شوید… تفکّر که ضدش سهو است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ… مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ‏. (نهج البلاغه حکمت ۳۳۳)

    مؤمن،… همواره در اندیشه است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا عِلْمَ‏ كَالتَّفَكُّرِ… (نهج البلاغه حکمت ۱۱۳)

    هیچ دانشی چون اندیشیدن نیست…

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ ‏‏وَ لَا عَمَلَ أَفْضَلُ مِنَ التَّفَكُّرِ. (جامع الأخبار ص 186)

    و عملى برتر از تفكّر نيست.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُوبَى لِمَنْ شَغَلَ قَلْبَهُ بِالْفِكْرِ وَ لِسَانَهُ بِالذِّكْرِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 56)

    خوشا به حال كسى كه دل خود را به فكر، و زبان خود را به ذكر، مشغول سازد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَمْيِيزُ الْبَاقِي‏ مِنَ‏ الْفَانِي‏ مِنْ‏ أَشْرَفِ‏ النَّظَرِ. (عيون الحكم ص 201)

    تميز دادن جهان پايدار، از دنياى فانى، از شريف‌ترين انديشه است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا بَصِيرَةَ لِمَنْ لَا فِكْرَ لَهُ. (تصنيف غرر الحكم  ص 57)

    كسى كه فكر ندارد، بصيرت و بينشى ندارد.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏. .. الْفِكْرَةُ مِرْآةُ الْحَسَنَاتِ وَ كَفَّارَةُ السَّيِّئَاتِ وَ ضِيَاءُ الْقُلُوبِ وَ فُسْحَةُ الْخَلْقِ وَ إِصَابَةٌ فِي صَلَاحِ الْمَعَادِ وَ اطِّلَاعٌ عَلَى الْعَوَاقِبِ وَ اسْتِزَادَةٌ فِي الْعِلْمِ وَ هِيَ خَصْلَةٌ لَا يُعْبَدُ اللَّهُ بِمِثْلِه… (بحار الأنوار  ج ‏۶۸ ص ۳۲۶)

    تفكّر، آيينه‌ی نيكی‌ها و كفاره‌ی گناهان، و روشنایى دل‌ها، و وسعت خلق و اصلاح امور قيامت و اطلاع بر سرانجام کارها و افزايش علم مى‌‏باشد. تفكّر خصلتى است كه خداوند به مانند آن عبادت نشده است.

     

    1-2- جایگاه خردمندان

    اَللهُ تَعالی: وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ‏ (بقره/ 269)

    و جز خردمندان، كسى پند نمى‌گيرد.

     

    حَمَّادٍ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ‏ لُقْمَانَ‏ وَ حِكْمَتِهِ‏ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ أَ مَا وَ اللَّهِ مَا أُوتِيَ لُقْمَانُ الْحِكْمَةَ بِحَسَبٍ وَ لَا مَالٍ وَ لَا أَهْلٍ وَ لَا بَسْطٍ فِي جِسْمٍ وَ لَا جَمَالٍ وَ لَكِنَّهُ كَانَ رَجُلًا قَوِيّاً فِي أَمْرِ اللَّهِ مُتَوَرِّعاً فِي اللَّهِ سَاكِتاً سَكِيناً عَمِيقَ النَّظَرِ طَوِيلَ الْفِكْرِ حَدِيدَ النَّظَرِ مُسْتَغْنٍ بِالْعِبَر… (بحار الأنوار  ج ‏13 ص 409)

    حماد : از امام صادق (علیه السلام) در مورد لقمان و حکمتش که در قرآن، خدای عزیز و بلندمرتبه از آنها فرموده است، پرسیدم. فرمود: به خدا قسم! حکمتی که خداوند به لقمان داد، در مورد نسب و مال و خانواده و قوی بودن بدن و زیبایی نبود، بلکه لقمان مردی بود که بر امر الهی قوی بود و به خاطر خدا مردی با تقوا، ساکت و آرام، دوراندیش و متفکّر و تیزبین بود که از پند و اندرز بی‌نیاز بود.

     

    ۲-۲- ابتدا تفکّر و بعد تصمیم و عمل

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَفَكَّرْ قَبْلَ أَنْ تَعْزِمَ وَ شَاوِرْ قَبْلَ أَنْ تُقْدِمَ وَ تَدَبَّرْ قَبْلَ أَنْ تَهْجُمَ. (عيون الحكم ص202)

    پيش از تصميم گيرى بيانديش و پيش از اقدام، مشورت كن و پيش از داخل شدن [در كار] تدبّر كن.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَصْلُ السَّلَامَةِ مِنَ الزَّلَلِ الْفِكْرُ قَبْلَ الْفِعْلِ وَ الرَّوِيَّةُ قَبْلَ الْكَلَامِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 58)

    ريشه‌ی سالم ماندن از لغزش‌ها، انديشيدن پيش از عمل كردن است و سنجيدن پيش از سخن گفتن.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ فَكَّرَ قَبْلَ‏ الْعَمَلِ‏ كَثُرَ صَوَابُهُ‏. (تصنيف غرر الحكم ص61)

    كسی که پيش از هر كار بيانديشد، كارهای درست او بسیار باشد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَوِّ قَبْلَ الْفِعْلِ كَيْ لَا تُعَابَ بِمَا تَفْعَلُ. (تصنيف غرر الحكم  ص 56)

    پيش از كار بينديش ، تا بدانچه انجام مى‌دهی، سرزنش نشوى.

     

    2-3- اصلاح روش‌ها با تفکّر

    اَللهُ تَعالی: وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ‏. (عنكبوت/ 43)

    و این مثل‌ها را برای مردم می‌زنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمی‌کنند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إنّما البَصيرُ مَن سَمِعَ فَتَفَكَّرَ، و نَظَرَ فأبصَرَ، و انتَفَعَ بالعِبَرِ، ثُمّ سَلَكَ جَدَدا واضِحا يَتَجنَّبُ فيهِ الصَّرعَةَ في المَهاوي. (نهج البلاغه خطبه ۱۵۳)

    بصير كسى است كه بشنود و بينديشد، ببيند و بينا شود و از عبرت‌ها بهره گيرد. سپس راه آشكار و روشن را در پيش گيرد و از افتادن در پرتگاه‌هاى آن، بپرهيزد.

     

    اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا هِشَامُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ دَلِيلٌ وَ دَلِيلُ‏ الْعَاقِلِ‏ التَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ. (بحار الأنوار  ج ‏75 ص 300)

    ای هشام! هر چيز را راهنمايى است. راهنماى خردمند انديشيدن است، و راهنماى انديشيدن، خاموشى گزيدن.

     

    2-4- عبادت بودن تفکّر

    قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَام) فِيمَا أَوْصَى بِهِ الْحَسَنَ (عَلَيْهِ السَّلَام):‏ لَا عِبَادَةَ كَالتَّفَكُّرِ فِي صَنْعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏. (بحار الأنوار  ج ‏68 ص 324)

    حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) در وصیتشان به حضرت مجتبی (علیه السلام) فرمود: هیچ عبادتی همانند فکر و اندیشه در آفرینش خدای عزیز و بلندمرتبه نیست.

     

    مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ لَيْسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَكُّرُ فِي أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏. (بحار الأنوار  ج ‏68 ص 322)

    عبادت این نیست که بسیار نماز بخواند و زیاد روزه بگیرد. همانا عبادت، تفکّر و اندیشیدن در امر و دستور خداوند عزیز بلندمرتبه است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا عِبَادَةَ كَالتَّفَكُّرِ … (بحار الأنوار ج ‏1 ص 94)

    هيچ عبادتى همسنگ انديشيدن نيست.

     

    فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِأَبِي ذَرٍّ قَالَ: يَا أَبَا ذَرٍّ رَكْعَتَانِ مُقْتَصَدَتَانِ فِي تَفَكُّرٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ وَ الْقَلْبُ لَاهٍ‏. (بحار الأنوار  ج‏ 81 ص 249)

    پیامبر (صلّی الله علیه و آله) در وصیت به ابوذر فرمود: ای ابوذر! دو رکعتِ کوتاه (نماز) به همراه تفکّر، برتر از قیام شبانه، بدون حضورِ قلب است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ فِكْرَةُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ وَ لَا يَنَالُ مَنْزِلَةَ التَّفَكُّرِ إِلَّا مَنْ قَدْ خَصَّهُ اللَّهُ بِنُورِ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّوْحِيد.(بحار الأنوار ج ‏۶۸ ص ۳۲۶)

    يك ساعت تفكّر، بهتر از يك سال عبادت است. كسى به مقام تفكّر نمى‌‏رسد، مگر اينكه خداوند نور معرفت و توحيد را در دل او روشن كرده باشد و او را به اين مقام اختصاص دهد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عِبَادَةُ الْمُخْلَصِينَ. (عيون الحكم ص53)

    فكر كردن در ملکوت آسمان‌ها و زمين، عبادت مخلصین است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:…فاتَّقُوا اللّه َ عِبادَ اللّه ِ تَقيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفكُّرُ قَلبَهُ  و أنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ.(نهج البلاغه خطبه 83)

    پس اى بندگان خدا! از خدا بترسيد، مانند ترسيدن خردمندى كه فكر و انديشه (روز رستاخيز) دل او را مشغول ساخته و خوف و ترس (از عذاب الهى) بدنش را رنجور کرده است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِكْرُكَ فِي اَلطَّاعَةِ يَحْدُوكَ إِلَى اَلْعَمَلِ بِهَا.  (غرر الحکم  ج ۱ ص۴۸۳)

    اندیشه در طاعت (خدا)، تو را به عمل دعوت می‌کند.

     

    3- موارد تفکر

    3-1- قرآن

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ أَعْطُوا أَعْيُنَكُمْ حَظَّهَا مِنَ الْعِبَادَةِ فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): وَ مَا حَظُّهَا مِنَ الْعِبَادَةِ؟ قَالَ: النَّظَرُ فِي الْمُصْحَفِ وَ التَّفَكُّرُ فِيهِ وَ الِاعْتِبَارُ عِنْدَ عَجَائِبِهِ‏. (مجموعه ورام ج ‏1 ص 250)

    چشمانتان را از عبادات بهره‌مند سازيد. پرسيدند: يا رسول الله! (صلی الله علیه وآله) بهره‌ی چشم از عبادت چيست؟ فرمود: نگاه به قرآن و انديشه در آن و پند گرفتن از شگفتی‌هاى آن.

     

    اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ فِيهِ مَصَابِيحُ النُّورِ وَ شِفَاءُ الصُّدُورِ فَلْيَجْلُ جَالٍ بَصَرَهُ وَ لْيُلْحِمِ الصِّفَةَ فِكْرَهُ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِي الْمُسْتَنِيرُ فِي الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ.(بحار الأنوار ج‏ 89 ص32 )

    در قرآن چراغ‌های نور و مایه‌ی شفای دل‌ها است. پس، جلا دهنده، باید که به نور آن [دیده‌ی دل خویش را] جلا دهد و اوصاف قرآن را [به دل خویش ] پیوند زند؛ زیرا که اندیشیدن [در قرآن] مایه‌ی حیات دل شخص با بصیرت است، همچنان که آدمی در تاریکی‌ها، با کمک نور، راه خود را می‌پیماید.

     

    3-2-  سنّت پیامبر صلى الله عليه و آله 

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَأَفِقْ‏ أَيُّهَا السَّامِعُ‏ مِنْ‏ سَكْرَتِكَ‏ وَ اسْتَيْقِظْ مِنْ غَفْلَتِكَ وَ اخْتَصِرْ مِنْ عَجَلَتِكَ وَ أَنْعِمِ الْفِكْرَ فِيمَا جَاءَكَ عَلَى لِسَانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مِمَّا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِيصَ عَنْه. ..‏(نهج البلاغه خطبه 153)

    پس، اى شنونده! از مستىِ خويش به هوش آى و از خواب غفلتت بيدار شو و از شتابت بكاه و در آنچه از زبان پيامبر امّى (صلى الله عليه و آله) ، براى تو آورده شده و از آن گزير و گريزى نيست، نيك بينديش.

     

    ۳-۳- خلقت و نعمت‌های خدا

    اَللهُ تَعالی: كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ (بقره/ 219 و 220)

    خدا آيات را اين چنين براى شما بيان مى‌كند؛ باشد كه در كار دنيا و آخرت بينديشيد.

     

    اَللهُ تَعالی: إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ‏ (روم/ 21)

    همانا در اين [کار] براى مردمى كه مى‌انديشند، نشانه‌هايى است.

     

    اَللهُ تَعالی: وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا. ( آل عمران/ 191)

    و در آفرينش آسمان‌ها و زمين مى‌انديشند [كه:] پروردگارا، اينها را بيهوده نيافريده‌اى.

     

    اَللهُ تَعالی: أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ. (روم/ 8)

    آيا با خود نمى‌انديشند كه خداوند، آسمان‌ها و زمين را و هر چه را ميان آنهاست، جز به حق و تا مدتى محدود، نيافريده است؟ و بسيارى از مردم به ديدار پروردگارشان ايمان ندارند.

     

    اَلْعَسْكَرِيُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصِّيَامِ وَ الصَّلَاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فِي أَمْرِ اللَّهِ‏. (بحار الأنوار ج‏68 ص 325)

    عبادت به زیادی نماز و روزه نیست. همانا عبادت کثرت تفکر در امر الهی است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عِبَادَةُ الْمُخْلَصِينَ. (عيون الحكم ص ۵۳)

    فكر كردن در ملکوت آسمان‌ها و زمين، پرستش مخلصان است‏.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ تَفَكَّرَ فِي آلَاءِ اللَّهِ وُفِّقَ. (عيون الحكم ص ۴۴۹)

    هر كه در نعمت‌هاى خدا تفكّر كند، توفيق (هدایت و رستگاری به او) داده شود.

     

    3-4- آموختن

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ. (نهج البلاغه حکمت 113)

    هيچ دانشى، چون انديشيدن نيست.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَكْثَرَ الْفِكْرَ فِيمَا تَعَلَّمَ [يَعْلَمُ‏] أَتْقَنَ عِلْمَهُ وَ فَهِمَ مَا لَمْ يَكُنْ يَفْهَمُ. (تصنيف غرر الحكم  ص57)

    هر كس در آنچه آموخته است بسيار انديشه كند، دانش خود را استوار گرداند و آنچه را نمى‌توانسته بفهمد، آن را می‌فهمد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَضْلُ‏ فِكْرٍ وَ تَفَهُّمٍ‏ أَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تَكْرَارٍ وَ دِرَاسَةٍ. (تصنيف غرر الحكم  ص57)

    زياد انديشيدن و فهميدن، سودمندتر از زياد تكرار كردن و خواندن است.

     

    3-5- مرگ  و آخرت

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ وَ أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْتِ فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ. (جامع الأخبار ص 165)

    و برترين انديشيدن، ياد مرگ است. پس، هر كه ياد مرگ وجودش را پر كند، قبر خود را باغى از باغ‌هاى بهشت بيابد.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ يَكْفِيكُمْ مِنَ الْعِظَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْآخِرَةِ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ تَرْكُ الذُّنُوبِ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ الدُّعَاءِ النَّصِيحَةُ مَنْ كَانَ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ وَاحِدَةٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ مَعَ أَوَّلِ زُمْرَةٍ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ. (جامع الأخبار ص 130)

    كافيست شما را از موعظه، یاد کردن مرگ و كافيست شما را از فكر، یاد آخرت و كافيست شما را از عبادت، پرهيزكارى و كافيست شما را از استغفار، ترک گناهان و كافيست شما را از دعا، نصیحت. پس هر کس در او یکی از این خصلت‌ها باشد ، با اول گروه پیغمبران داخل بهشت شود.

     

    الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَمَّا يَرْوِي النَّاسُ: إِنَّ تَفَكُّرَ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ قُلْتُ: كَيْفَ يَتَفَكَّرُ؟ قَالَ: يَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ فَيَقُولُ أَيْنَ سَاكِنُوكِ وَ أَيْنَ بَانُوكِ مَا لَكِ لَا تَتَكَلَّمِينَ؟‏ (بحار الأنوار ج‏68 ص 320)

    حسن صيقل: از امام صادق (عليه السّلام) در باره آنچه مردم روايت می‌كنند كه: يك ساعت انديشيدن بهتر از عبادت يك شب است؛ پرسيدم: چگونه بينديشد؟ فرمود: از خرابه يا خانه‌اى كه می‌گذرد، بگويد: ساكنين شما كجايند؟ سازندگان شما كجايند؟ چرا سخن نمی گویید‌؟!

     

    3-6- درخواست تفکر از خدا

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَرَأَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فِي السَّفَرِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ سَلِمَ وَ سَلِمَ مَا مَعَهُ وَ يَقُولُ: اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَسِيرِي عَبَراً وَ صَمْتِي تَفَكُّراً وَ كَلَامِي ذِكْراً. (مكارم الأخلاق ص 254)

    هر كه در سفر، آية الكرسى را در هر شب بخواند، خود و همراهانش سالم بمانند، و نیز بگويد: خداوندا! سفر مرا وسيله‌ی عبرت، و سكوت مرا  وسيله‌ی تفكّر، و سخن مرا ذكر قرار بده.

     

    3-7- شنیده ها

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… فَلْيَنْتَفِعِ امْرُؤٌ بِنَفْسِهِ‏ فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً يَتَجَنَّبُ فِيهِ الصَّرْعَةَ فِي الْمَهَاوِي… (نهج البلاغه خطبه 153)‏

    هر كس بايد از كار خويش بهره گيرد، و انسان بينا كسى است كه به درستى بشنود و بعد انديشه كند، و به درستى بنگرد و بعد آگاه شود، و از عبرت‌ها پند گیرد، سپس راه روشنى را بپيماید، و از افتادن در پرتگاه‌ها، و گمشدن در كوره راه‌ها، دورى كند.

     

    3-8- سخن گفتن

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ لِأَنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ وَرَاءَ قَلْبِهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ يَتَدَبَّرُ الْكَلَامَ فَإِذَا كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ. (إرشاد القلوب ج‏1 ص 103)

    ايمان بنده‌‏اى استوار نمى‏‌گردد، مگر دلش آرام باشد، و دلش آرام نمى‏‌گردد، مگر زبانش را حفظ کند و زبان مؤمن در پشت دل اوست، و هر گاه بخواهد سخن گويد، در سخن تفكّر كند. پس اگر سخن خيرى باشد، آن را آشكار مى‏‌كند و اگر زشت باشد، آن را نگاه مى‏‌دارد.

     

    4- آثار تفکر

    4-1- نورانیت

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) في وَصيّةِ لِلحُسينِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): أَيْ‏ بُنَيَّ‏ الْفِكْرَةُ تُورِثُ‏ نُوراً وَ الْغَفْلَةُ ظُلْمَة. (بحار الأنوار ج ‏74 ص 236 )

    پسرم! تفکّر، نورانیّت مى‌بخشد و غفلت، ظلمت و تاریکى.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ يُنِيرُ اللُّبَّ. (تصنيف غرر الحكم  ص 56)

    فكر و تأمّل، عقل را روشن و نورانی گرداند.

     

    4-2- محبت و دوستی خدا و سخنان حکمت آمیز

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ عَمِلُوا بِالْفِكْرَةِ حَتَّى وَرِثُوا مِنْهُ حُبَّ اللَّهِ فَإِنَّ حُبَّ اللَّهِ إِذَا وَرِثَهُ الْقَلْبُ وَ اسْتَضَاءَ بِهِ أَسْرَعَ إِلَيْهِ اللُّطْفُ فَإِذَا نَزَلَ اللُّطْفُ صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ فَإِذَا صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ وَ إِذَا تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ صَارَ صَاحِبَ فِطْنَةٍ… (بحار الأنوار  ج ‏67 ص 25)

    صاحبان عقل آنانى هستند كه كردار آنها بر پايه‌ی انديشه است (هميشه در تفكرند) تا در نتيجه تفكر، به دوستى خدا می‌رسند و وقتى دل از محبت الهى بهره‏‌مند شد و با نور محبت روشن گشت، صفا و لطفى به زودى در او يافت مى‏‌شود، و وقتى دل آمادگى پيدا كرد، بهره‌‏هایى نصيبش خواهد شد، و هنگامى كه از بهره‏‌مندان شد، سخنان حكيمانه بر زبانش جارى مى‌‏شود، و وقتى سخنان حكمت آميز گفت، داراى فراست خواهد شد…

     

    اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أَهْلَ الْعَقْلِ لَمْ يَزَالُوا يَعُودُونَ بِالذِّكْرِ عَلَى الْفِكْرِ وَ بِالْفِكْرِ عَلَى الذِّكْرِ حَتَّى اسْتَنْطَقُوا قُلُوبَهُمْ فَنَطَقَتْ بِالْحِكْمَةِ. (مجموعه ورام  ج ‏1 ص 251)

    خردمندان همواره از ذكر به فكر بازمى‏‌گردند و از فكر به ذكر تا اين كه از دل‌هاشان سخن مى‏‌طلبند و دل از حكمت سخن مى‌‏گويد.

     

    4-3- جلا دهنده عقل و حیات قلب

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ جَلَاءُ الْعُقُولِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 56)

    تفكّر جلا دهنده‌ی عقل‌ها است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ. ( كافى ج 1 ص 28 )

    تفكّر، مايه‌ی حيات قلب شخص بصير است.

     

    ۴-۴- تصمیم درست و کردار نیک

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِكْرُ الْمَرْءِ مِرْآةٌ تُرِيهِ‏ حُسْنَ عَمَلِهِ مِنْ قُبْحِهِ. (تصنيف غرر الحكم  ص57)

    انديشه‌ی آدمى، آينه‌‏اى است كه کردار نيك و بدش را به او نشان می‌دهد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ فِي الْخَيْرِ يَدْعُو إِلَى الْعَمَلِ بِهِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 56)

    انديشيدن به خوبى‌ها، آدمى را به انجام دادن آنها بر مى‌انگيزد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّدْبِيرُ بِالرَّأْيِ وَ الرَّأْيُ بِالْفِكْرِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 56)

    اداره كردن كارها به رأى و تصمیم است، و تصمیم به انديشه است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِالْفِكْرِ تَصْلُحُ الرَّوِيَّةُ. (غرر الحکم  ج ۱ ص ۲۹۸)

    روش زندگى انسان با انديشه اصلاح می‌پذيرد.

     

    4-5- حسن مداومت بر تفکر

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِتَكْرَارِ الْفِكْرِ تَسْلَمُ الْعَوَاقِبُ. (تصنيف غرر الحكم  ص 57)

    با فكر كردن پى در پى، كارها به سلامت پایان می‌یابد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُولُ الْفِكْرِ يَحْمَدُ الْعَوَاقِبَ وَ يَسْتَدْرِكُ فَسَادَ الْأُمُورِ. (تصنیف غرر الحكم  ص 57)

    انديشيدن بسيار (به هنگام اقدام به كارها) پايان هر كار را پسنديده مى‏‌سازد، و از تباهى امور جلوگيرى مى‌‏كند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُولُ التَّفْكِيرِ يَعْدِلُ رَأْيَ الْمُشِيرِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 57)

    انديشيدن طولانى، برابرى كند با رأى طرف مشورت (همچون رأى درست او است).

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَتْ فِكْرَتُهُ حَسُنَتْ عَاقِبَتُهُ. (تصنيف غرر الحكم  ص 57)

    هرکس که اندیشه‌اش بسیار باشد، عاقبت او نیکو شود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ طَالَتْ فِكْرَتُهُ حَسُنَتْ بَصِيرَتُهُ‏. (تصنيف غرر الحكم ص 57)

    كسى كه انديشه‌اش طولانى باشد، بينایی اش نيكو شود.

     

    اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى‏ اللَّهِ‏ وَ إِدَامَةِ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَيْرٍ وَ أُمُّه‏. (مجموعه ورام ج‏1 ص 52)

    شما را به تقواى الهى و انديشيدنِ هميشگى سفارش مى‌كنم؛ زيرا كه انديشيدن، پدر و مادر همه خوبی هاست.

     

    4-6- رسیدن به حقیقت

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: صَوَابُ الرَّأْيِ بِإِجَالَةِ الْأَفْكَارِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 57)

    درستى رأى، به جولان افکار است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالْفِكْرِ فَإِنَّهُ رُشْدٌ مِنَ الضَّلَالِ وَ مُصْلِحُ الْأَعْمَالِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 57)

    بر تو باد به انديشه! به راستى انديشه، راه يابى است از گمراهى، و اصلاح كننده كارها است.

     

    اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكُمْ‏ بِالْفِكْرِ فَإِنَّهُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ وَ مَفَاتِيحُ أَبْوَابِ الحِكْمَةِ. (بحار الأنوار ج ‏75 ص 115)

    بر شما باد به تفکّر! زیرا آن، زنده کننده‌ی دل انسان بصیر است و کلیدهای درهای حکمت است.

     

    4-7- عبرت اندوزی

    اَللهُ تَعالی: لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ‏ (يوسف/ 111)

    به راستی در سرگذشت آنان، عبرتی برای خردمندان است.

     

    اَللهُ تَعالی: فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ‏. (نحل/ 36)

    پس در زمین بگردید و (با تأمل) بنگرید که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟

     

    اَللهُ تَعالی: وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ. (قمر/ 17-15)

    و هر آينه آن كشتى را نشانه‌اى ساختيم. آيا هيچ پندگيرنده‌اى هست؟ پس عذاب و بيم‌ دادن‌هاى من چگونه بود؟ و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند. آيا پندگيرنده‌اى هست؟

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ فِيمَا وَعَظَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِيسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ): …يَا عِيسَى اعْقِلْ وَ تَفَكَّرْ وَ انْظُرْ فِي نَوَاحِي الْأَرْضِ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ… (بحار الأنوار ج ‏۱۴ ص ۲۹۸)

    در آنچه خدای عزیز و بلندمرتبه به عیسی (علیه السلام) پند داد آمده است: ای عیسی! عقل و اندیشه­‌ات را بکار گیر و به نواحی مختلف زمین نگاه بیانداز که عاقبت ستمکاران چگونه بوده است؟…

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ‏. (نهج البلاغه حکمت 208)

    کسی که عبرت گیرد، بینا می‌شود. و کسی که بینا گردد، می‌فهمد. و آن کس که فهم دارد، دانا می‌شود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُلُ‏ يَوْمٍ‏ يُفِيدُكَ‏ عِبَراً إِنْ‏ أَصْحَبْتَهُ‏ فِكْراً. (تصنيف غرر الحكم  ص 472)

    اگر هر روزِ خود را با انديشه همراه كنى، عبرت‌ها برای تو همراه دارد.

     

    4-8- رشد و هدایت

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ رُشْدٌ الْغَفْلَةُ فَقْدٌ. (تصنيف غرر الحكم  ص57)

    فكر كردن در كارها موجب رشد است، و غفلت، موجب نيافتن حق است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ يَهْدِي إِلَى الرَّشَادِ. (تصنيف غرر الحكم ص57)

    انديشه به سوی راه درست راهنمايی كند.

     

    4-9- ایمنی از لغزش و حوادث ناگوار

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَوَامُ الْفِكْرِ وَ الْحَذَرِ يُؤْمِنُ الزَّلَلَ وَ يُنْجِي مِنَ الْغِيَرِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 58)

    انديشه و هوشيارىِ مداوم، از لغزش‌ها مصون مى‌دارد و از دگرگونی‌ها[ى نعمتها] رهايى مى‌بخشد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَعِ الْحِدَّةَ وَ تَفَكَّرْ فِي الْحُجَّةِ وَ تَحَفَّظْ مِنَ الْخَطَلِ تَأْمَنِ الزَّلَلَ. (تصنيف غرر الحكم  ص 58)

    تندى را كنار بگذار و در دليل بينديش و خويشتن را از ياوه گويى نگهدار تا از لغزش در امان مانى.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَكِّرْ ثُمَّ تَكَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَلِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 58)

    فکر کن، آنگاه سخن بگو، تا از لغزش در امان باشی!

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَصْلُ اَلْعَقْلِ اَلْفِكْرُ وَ ثَمَرَتُهُ اَلسَّلاَمَةُ. (غرر الحکم  ج ۱  ص۱۹۸)

    ريشه‌ی عقل، فكر كردن است و ميوه‌ی آن سلامت است. (از خطا و عذاب)

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ فِي الْعَوَاقِبِ يُؤْمِنُ مَكْرُوهَ النَّوَائِبِ. (غرر الحکم  ج ۱  ص۸۴)

    انديشه كردن در عواقب كارها از حوادث ناگوار ايمن مى‌دارد.

     

    4-10- عاقبت بخیری

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا قَدَّمْتَ الْفِكْرَ فِي جَمِيعِ أَفْعَالِكَ حَسُنَتْ عَوَاقِبُكَ فِي كُلِّ أَمْرٍ. (غرر الحکم  ج 1  ص 74)

    آنگاه که در تمامى کارها فکر کردن را مقدّم بدارى، فرجام تو در هر کارى نیکو گردد.

     

    4-11- رسیدن به آرزوها

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ أَسْهَرَ عَيْنَ‏ فِكْرَتِهِ‏ بَلَغَ كُنْهَ هِمَّتِهِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 57)

    کسی که چشم انديشه‌ی خود را بيدار نگاه دارد، به انتهاى خواسته‌ی خويش برسد.

     

    4-12- نشانه تفکر

    اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَلِيلُ‏ الْعَقْلِ‏ التَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ‏ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ‏. (بحار الأنوار  ج‏68  ص 306)

    نشانه‌ی عقل، اندیشیدن است و نشانه‌ی تفکّر، سکوت است.

     

    5- تفکرِ ممنوع و آفات آن

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن تَفَكَّرَ في ذاتِ اللهِ أَلحَدَ. (عيون الحكم ص۴۴۹)

    هر كه در ذات خدا بينديشد، گمراه مى‌شود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ فِي غَيْرِ الْحِكْمَةِ هَوَسٌ. (عيون الحكم ص47)

    انديشيدن در غير حكمت، هوس (بيهودگی) است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَ فِكْرُهُ فِي اَللَّذَّاتِ غَلَبَتْ عَلَيْهِ. (غرر الحکم  ص ۶۲۳)

    هر كه بسيار به فكر لذّت‌های دنيا باشد، لذّت‌ها بر وى غلبه كنند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن كَثُرَ فِكرُهُ في المَعاصي دَعَتهُ إلَيها. (غرر الحکم ص ۶۲۳)

    كسى كه زياد درباره گناهان بينديشد، گناهان او را به سوى خود بكشانند.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.