فهرست مطالب
آداب تفكر و انديشه
چکیده
تفکّر، از کارهای درونی آدمی است که ارزش فراوانی در قرآن و روایات دارد. انسان با رعایت آداب تفکر و اندیشه میتواند زندگانی مفیدتری داشته باشد، زیرا پیامدهای زندگی خود را بر اساس آن تشخیص میدهد.
1- مفهوم تفکّر
راغب در معنی ” تفکّر” میگوید: تفکّر فقط میتواند در مورد چیزی باشد که جوهری دارد که میتواند به عنوان تصویری در قلب درک شود و به همین دلیل ممکن است صورت گیرد.پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: تَفَكَّرُوا في آلاء اللّه و لا تفكّروا في اللّه. یعنی در نعمتهاى خدا بينديشيد، اما در بارهی ذات خدا نينديشيد. و خدای متعال فرموده است: { يُبَيّنُ اللّهُ لَكُمْ الآياتِ لَعَلكُمْ تَتَفَكَّرُونَ في الدُنيا و الآخِرَةِ.} (بقره/۲۱۹) { این چنین، خداوند، آیات و نشانههایش را برایتان روشن میکند. باشد که دربارهی دنیا و آخرت بیندیشید.} (رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ج 4 ص 396)
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: تَفَكَّرُوا فِي خَلْقِ اَللَّهِ، وَ لاَ تَفَكَّرُوا فِي اَللَّهِ، فَإِنَّكُمْ لَمْ تَقْدِرُوا قَدْرَهُ. (البرهان فی تفسیر القرآن ج ۱ ص ۷۲۵)
در خلق خدا تفکّر کنید و در خدا تفکّر نکنید.پس همانا شما نمی توانید تقدیرات خدا را اندازه کنید.
2- اهمیت و فضيلت تفکّر
قال الله تعالى: قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ. (انعام/ 50)
بگو: آيا نابينا و بينا يكسان است؟ آيا تفكّر نمىكنيد؟
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نَبِّهْ بِالتَّفَكُّرِ قَلْبَكَ وَ جَافِ عَنِ اللَّيْلِ جَنْبَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ رَبَّكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 318 )
با انديشيدن، دلت را بیدار (هوشيار) كن و در شب هنگام، پهلوی خود را از بستر تهى گردان (برخيز) و از خداوند، پروردگارت پروا داشته باش!
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ مِرْآتُكَ تُرِيكَ سَيِّئَاتِكَ وَ حَسَنَاتِكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 325)
تفکّر آیینهای است که بدیها و خوبیهای تو را به تو نشان میدهد.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:…يَا هِشَامُ لِكُلِّ شَيْءٍ دَلِيلٌ وَ دَلِيلُ الْعَاقِلِ التَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ.(بحار الأنوار ج 75 ص 300)
ای هشام! هر چیزی علامتی دارد و علامت خردمند، اندیشیدن است، و علامت اندیشیدن، خاموشی است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: كَمْ مِنْ عَاقِلٍ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَمْرَهُ وَ هُوَ حَقِيرٌ عِنْدَ النَّاسِ دَمِيمُ الْمَنْظَرِ يَنْجُو غَداً وَ كَمْ مِنْ طَرِيفِ اللِّسَانِ جَمِيلِ الْمَنْظَرِ عِنْدَ النَّاسِ يَهْلِكُ غَداً فِي الْقِيَامَةِ. (بحار الأنوار ج 67 ص 290 )
چه بسا خردمندى كه به لطف خدای عزیز و بلندمرتبه، تفكّر در امور را از خدا دريافت کرده كه ممكن است در نظر مردم بىارزش باشد و چهرهی زيبایى نداشته باشد؛ و چه بسا زيان آورى كه چهرهی زيبایی نزد مردم دارد، ولى فرداى قيامت از زيانكاران است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اعْرِفُوا الْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ الْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا. .. : التَّفَكُّرُ وَ ضِدَّهُ السَّهْو. (بحار الأنوار ج 1 ص 110)
عقل و لشکرش را بشناسید و جهل و لشکرش را بشناسید تا هدایت شوید… تفکّر که ضدش سهو است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ… مَغْمُورٌ بِفِكْرَتِهِ. (نهج البلاغه حکمت ۳۳۳)
مؤمن،… همواره در اندیشه است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ… (نهج البلاغه حکمت ۱۱۳)
هیچ دانشی چون اندیشیدن نیست…
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ لَا عَمَلَ أَفْضَلُ مِنَ التَّفَكُّرِ. (جامع الأخبار ص 186)
و عملى برتر از تفكّر نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُوبَى لِمَنْ شَغَلَ قَلْبَهُ بِالْفِكْرِ وَ لِسَانَهُ بِالذِّكْرِ. (تصنيف غرر الحكم ص 56)
خوشا به حال كسى كه دل خود را به فكر، و زبان خود را به ذكر، مشغول سازد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَمْيِيزُ الْبَاقِي مِنَ الْفَانِي مِنْ أَشْرَفِ النَّظَرِ. (عيون الحكم ص 201)
تميز دادن جهان پايدار، از دنياى فانى، از شريفترين انديشه است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا بَصِيرَةَ لِمَنْ لَا فِكْرَ لَهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
كسى كه فكر ندارد، بصيرت و بينشى ندارد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:. .. الْفِكْرَةُ مِرْآةُ الْحَسَنَاتِ وَ كَفَّارَةُ السَّيِّئَاتِ وَ ضِيَاءُ الْقُلُوبِ وَ فُسْحَةُ الْخَلْقِ وَ إِصَابَةٌ فِي صَلَاحِ الْمَعَادِ وَ اطِّلَاعٌ عَلَى الْعَوَاقِبِ وَ اسْتِزَادَةٌ فِي الْعِلْمِ وَ هِيَ خَصْلَةٌ لَا يُعْبَدُ اللَّهُ بِمِثْلِه… (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۳۲۶)
تفكّر، آيينهی نيكیها و كفارهی گناهان، و روشنایى دلها، و وسعت خلق و اصلاح امور قيامت و اطلاع بر سرانجام کارها و افزايش علم مىباشد. تفكّر خصلتى است كه خداوند به مانند آن عبادت نشده است.
1-2- جایگاه خردمندان
اَللهُ تَعالی: وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ (بقره/ 269)
و جز خردمندان، كسى پند نمىگيرد.
حَمَّادٍ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ لُقْمَانَ وَ حِكْمَتِهِ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ أَ مَا وَ اللَّهِ مَا أُوتِيَ لُقْمَانُ الْحِكْمَةَ بِحَسَبٍ وَ لَا مَالٍ وَ لَا أَهْلٍ وَ لَا بَسْطٍ فِي جِسْمٍ وَ لَا جَمَالٍ وَ لَكِنَّهُ كَانَ رَجُلًا قَوِيّاً فِي أَمْرِ اللَّهِ مُتَوَرِّعاً فِي اللَّهِ سَاكِتاً سَكِيناً عَمِيقَ النَّظَرِ طَوِيلَ الْفِكْرِ حَدِيدَ النَّظَرِ مُسْتَغْنٍ بِالْعِبَر… (بحار الأنوار ج 13 ص 409)
حماد : از امام صادق (علیه السلام) در مورد لقمان و حکمتش که در قرآن، خدای عزیز و بلندمرتبه از آنها فرموده است، پرسیدم. فرمود: به خدا قسم! حکمتی که خداوند به لقمان داد، در مورد نسب و مال و خانواده و قوی بودن بدن و زیبایی نبود، بلکه لقمان مردی بود که بر امر الهی قوی بود و به خاطر خدا مردی با تقوا، ساکت و آرام، دوراندیش و متفکّر و تیزبین بود که از پند و اندرز بینیاز بود.
۲-۲- ابتدا تفکّر و بعد تصمیم و عمل
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَفَكَّرْ قَبْلَ أَنْ تَعْزِمَ وَ شَاوِرْ قَبْلَ أَنْ تُقْدِمَ وَ تَدَبَّرْ قَبْلَ أَنْ تَهْجُمَ. (عيون الحكم ص202)
پيش از تصميم گيرى بيانديش و پيش از اقدام، مشورت كن و پيش از داخل شدن [در كار] تدبّر كن.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَصْلُ السَّلَامَةِ مِنَ الزَّلَلِ الْفِكْرُ قَبْلَ الْفِعْلِ وَ الرَّوِيَّةُ قَبْلَ الْكَلَامِ. (تصنيف غرر الحكم ص 58)
ريشهی سالم ماندن از لغزشها، انديشيدن پيش از عمل كردن است و سنجيدن پيش از سخن گفتن.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ فَكَّرَ قَبْلَ الْعَمَلِ كَثُرَ صَوَابُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص61)
كسی که پيش از هر كار بيانديشد، كارهای درست او بسیار باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَوِّ قَبْلَ الْفِعْلِ كَيْ لَا تُعَابَ بِمَا تَفْعَلُ. (تصنيف غرر الحكم ص 56)
پيش از كار بينديش ، تا بدانچه انجام مىدهی، سرزنش نشوى.
2-3- اصلاح روشها با تفکّر
اَللهُ تَعالی: وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ. (عنكبوت/ 43)
و این مثلها را برای مردم میزنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمیکنند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إنّما البَصيرُ مَن سَمِعَ فَتَفَكَّرَ، و نَظَرَ فأبصَرَ، و انتَفَعَ بالعِبَرِ، ثُمّ سَلَكَ جَدَدا واضِحا يَتَجنَّبُ فيهِ الصَّرعَةَ في المَهاوي. (نهج البلاغه خطبه ۱۵۳)
بصير كسى است كه بشنود و بينديشد، ببيند و بينا شود و از عبرتها بهره گيرد. سپس راه آشكار و روشن را در پيش گيرد و از افتادن در پرتگاههاى آن، بپرهيزد.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا هِشَامُ لِكُلِّ شَيْءٍ دَلِيلٌ وَ دَلِيلُ الْعَاقِلِ التَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ. (بحار الأنوار ج 75 ص 300)
ای هشام! هر چيز را راهنمايى است. راهنماى خردمند انديشيدن است، و راهنماى انديشيدن، خاموشى گزيدن.
2-4- عبادت بودن تفکّر
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَام) فِيمَا أَوْصَى بِهِ الْحَسَنَ (عَلَيْهِ السَّلَام): لَا عِبَادَةَ كَالتَّفَكُّرِ فِي صَنْعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 324)
حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) در وصیتشان به حضرت مجتبی (علیه السلام) فرمود: هیچ عبادتی همانند فکر و اندیشه در آفرینش خدای عزیز و بلندمرتبه نیست.
مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ لَيْسَ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ التَّفَكُّرُ فِي أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 322)
عبادت این نیست که بسیار نماز بخواند و زیاد روزه بگیرد. همانا عبادت، تفکّر و اندیشیدن در امر و دستور خداوند عزیز بلندمرتبه است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا عِبَادَةَ كَالتَّفَكُّرِ … (بحار الأنوار ج 1 ص 94)
هيچ عبادتى همسنگ انديشيدن نيست.
فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِأَبِي ذَرٍّ قَالَ: يَا أَبَا ذَرٍّ رَكْعَتَانِ مُقْتَصَدَتَانِ فِي تَفَكُّرٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ وَ الْقَلْبُ لَاهٍ. (بحار الأنوار ج 81 ص 249)
پیامبر (صلّی الله علیه و آله) در وصیت به ابوذر فرمود: ای ابوذر! دو رکعتِ کوتاه (نماز) به همراه تفکّر، برتر از قیام شبانه، بدون حضورِ قلب است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: فِكْرَةُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ وَ لَا يَنَالُ مَنْزِلَةَ التَّفَكُّرِ إِلَّا مَنْ قَدْ خَصَّهُ اللَّهُ بِنُورِ الْمَعْرِفَةِ وَ التَّوْحِيد.(بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۳۲۶)
يك ساعت تفكّر، بهتر از يك سال عبادت است. كسى به مقام تفكّر نمىرسد، مگر اينكه خداوند نور معرفت و توحيد را در دل او روشن كرده باشد و او را به اين مقام اختصاص دهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عِبَادَةُ الْمُخْلَصِينَ. (عيون الحكم ص53)
فكر كردن در ملکوت آسمانها و زمين، عبادت مخلصین است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:…فاتَّقُوا اللّه َ عِبادَ اللّه ِ تَقيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفكُّرُ قَلبَهُ و أنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ.(نهج البلاغه خطبه 83)
پس اى بندگان خدا! از خدا بترسيد، مانند ترسيدن خردمندى كه فكر و انديشه (روز رستاخيز) دل او را مشغول ساخته و خوف و ترس (از عذاب الهى) بدنش را رنجور کرده است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِكْرُكَ فِي اَلطَّاعَةِ يَحْدُوكَ إِلَى اَلْعَمَلِ بِهَا. (غرر الحکم ج ۱ ص۴۸۳)
اندیشه در طاعت (خدا)، تو را به عمل دعوت میکند.
3- موارد تفکر
3-1- قرآن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَعْطُوا أَعْيُنَكُمْ حَظَّهَا مِنَ الْعِبَادَةِ فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): وَ مَا حَظُّهَا مِنَ الْعِبَادَةِ؟ قَالَ: النَّظَرُ فِي الْمُصْحَفِ وَ التَّفَكُّرُ فِيهِ وَ الِاعْتِبَارُ عِنْدَ عَجَائِبِهِ. (مجموعه ورام ج 1 ص 250)
چشمانتان را از عبادات بهرهمند سازيد. پرسيدند: يا رسول الله! (صلی الله علیه وآله) بهرهی چشم از عبادت چيست؟ فرمود: نگاه به قرآن و انديشه در آن و پند گرفتن از شگفتیهاى آن.
اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ فِيهِ مَصَابِيحُ النُّورِ وَ شِفَاءُ الصُّدُورِ فَلْيَجْلُ جَالٍ بَصَرَهُ وَ لْيُلْحِمِ الصِّفَةَ فِكْرَهُ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِي الْمُسْتَنِيرُ فِي الظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ.(بحار الأنوار ج 89 ص32 )
در قرآن چراغهای نور و مایهی شفای دلها است. پس، جلا دهنده، باید که به نور آن [دیدهی دل خویش را] جلا دهد و اوصاف قرآن را [به دل خویش ] پیوند زند؛ زیرا که اندیشیدن [در قرآن] مایهی حیات دل شخص با بصیرت است، همچنان که آدمی در تاریکیها، با کمک نور، راه خود را میپیماید.
3-2- سنّت پیامبر صلى الله عليه و آله
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَأَفِقْ أَيُّهَا السَّامِعُ مِنْ سَكْرَتِكَ وَ اسْتَيْقِظْ مِنْ غَفْلَتِكَ وَ اخْتَصِرْ مِنْ عَجَلَتِكَ وَ أَنْعِمِ الْفِكْرَ فِيمَا جَاءَكَ عَلَى لِسَانِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مِمَّا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِيصَ عَنْه. ..(نهج البلاغه خطبه 153)
پس، اى شنونده! از مستىِ خويش به هوش آى و از خواب غفلتت بيدار شو و از شتابت بكاه و در آنچه از زبان پيامبر امّى (صلى الله عليه و آله) ، براى تو آورده شده و از آن گزير و گريزى نيست، نيك بينديش.
۳-۳- خلقت و نعمتهای خدا
اَللهُ تَعالی: كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ (بقره/ 219 و 220)
خدا آيات را اين چنين براى شما بيان مىكند؛ باشد كه در كار دنيا و آخرت بينديشيد.
اَللهُ تَعالی: إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم/ 21)
همانا در اين [کار] براى مردمى كه مىانديشند، نشانههايى است.
اَللهُ تَعالی: وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا. ( آل عمران/ 191)
و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند [كه:] پروردگارا، اينها را بيهوده نيافريدهاى.
اَللهُ تَعالی: أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ. (روم/ 8)
آيا با خود نمىانديشند كه خداوند، آسمانها و زمين را و هر چه را ميان آنهاست، جز به حق و تا مدتى محدود، نيافريده است؟ و بسيارى از مردم به ديدار پروردگارشان ايمان ندارند.
اَلْعَسْكَرِيُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَيْسَتِ الْعِبَادَةُ كَثْرَةَ الصِّيَامِ وَ الصَّلَاةِ وَ إِنَّمَا الْعِبَادَةُ كَثْرَةُ التَّفَكُّرِ فِي أَمْرِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج68 ص 325)
عبادت به زیادی نماز و روزه نیست. همانا عبادت کثرت تفکر در امر الهی است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ عِبَادَةُ الْمُخْلَصِينَ. (عيون الحكم ص ۵۳)
فكر كردن در ملکوت آسمانها و زمين، پرستش مخلصان است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ تَفَكَّرَ فِي آلَاءِ اللَّهِ وُفِّقَ. (عيون الحكم ص ۴۴۹)
هر كه در نعمتهاى خدا تفكّر كند، توفيق (هدایت و رستگاری به او) داده شود.
3-4- آموختن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَا عِلْمَ كَالتَّفَكُّرِ. (نهج البلاغه حکمت 113)
هيچ دانشى، چون انديشيدن نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَكْثَرَ الْفِكْرَ فِيمَا تَعَلَّمَ [يَعْلَمُ] أَتْقَنَ عِلْمَهُ وَ فَهِمَ مَا لَمْ يَكُنْ يَفْهَمُ. (تصنيف غرر الحكم ص57)
هر كس در آنچه آموخته است بسيار انديشه كند، دانش خود را استوار گرداند و آنچه را نمىتوانسته بفهمد، آن را میفهمد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَضْلُ فِكْرٍ وَ تَفَهُّمٍ أَنْجَعُ مِنْ فَضْلِ تَكْرَارٍ وَ دِرَاسَةٍ. (تصنيف غرر الحكم ص57)
زياد انديشيدن و فهميدن، سودمندتر از زياد تكرار كردن و خواندن است.
3-5- مرگ و آخرت
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْتِ فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ. (جامع الأخبار ص 165)
و برترين انديشيدن، ياد مرگ است. پس، هر كه ياد مرگ وجودش را پر كند، قبر خود را باغى از باغهاى بهشت بيابد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَكْفِيكُمْ مِنَ الْعِظَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْآخِرَةِ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ تَرْكُ الذُّنُوبِ وَ يَكْفِيكُمْ مِنَ الدُّعَاءِ النَّصِيحَةُ مَنْ كَانَ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ وَاحِدَةٌ دَخَلَ الْجَنَّةَ مَعَ أَوَّلِ زُمْرَةٍ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ. (جامع الأخبار ص 130)
كافيست شما را از موعظه، یاد کردن مرگ و كافيست شما را از فكر، یاد آخرت و كافيست شما را از عبادت، پرهيزكارى و كافيست شما را از استغفار، ترک گناهان و كافيست شما را از دعا، نصیحت. پس هر کس در او یکی از این خصلتها باشد ، با اول گروه پیغمبران داخل بهشت شود.
الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَمَّا يَرْوِي النَّاسُ: إِنَّ تَفَكُّرَ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ قِيَامِ لَيْلَةٍ قُلْتُ: كَيْفَ يَتَفَكَّرُ؟ قَالَ: يَمُرُّ بِالْخَرِبَةِ أَوْ بِالدَّارِ فَيَقُولُ أَيْنَ سَاكِنُوكِ وَ أَيْنَ بَانُوكِ مَا لَكِ لَا تَتَكَلَّمِينَ؟ (بحار الأنوار ج68 ص 320)
حسن صيقل: از امام صادق (عليه السّلام) در باره آنچه مردم روايت میكنند كه: يك ساعت انديشيدن بهتر از عبادت يك شب است؛ پرسيدم: چگونه بينديشد؟ فرمود: از خرابه يا خانهاى كه میگذرد، بگويد: ساكنين شما كجايند؟ سازندگان شما كجايند؟ چرا سخن نمی گویید؟!
3-6- درخواست تفکر از خدا
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَرَأَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فِي السَّفَرِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ سَلِمَ وَ سَلِمَ مَا مَعَهُ وَ يَقُولُ: اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَسِيرِي عَبَراً وَ صَمْتِي تَفَكُّراً وَ كَلَامِي ذِكْراً. (مكارم الأخلاق ص 254)
هر كه در سفر، آية الكرسى را در هر شب بخواند، خود و همراهانش سالم بمانند، و نیز بگويد: خداوندا! سفر مرا وسيلهی عبرت، و سكوت مرا وسيلهی تفكّر، و سخن مرا ذكر قرار بده.
3-7- شنیده ها
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… فَلْيَنْتَفِعِ امْرُؤٌ بِنَفْسِهِ فَإِنَّمَا الْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَكَّرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَكَ جَدَداً وَاضِحاً يَتَجَنَّبُ فِيهِ الصَّرْعَةَ فِي الْمَهَاوِي… (نهج البلاغه خطبه 153)
هر كس بايد از كار خويش بهره گيرد، و انسان بينا كسى است كه به درستى بشنود و بعد انديشه كند، و به درستى بنگرد و بعد آگاه شود، و از عبرتها پند گیرد، سپس راه روشنى را بپيماید، و از افتادن در پرتگاهها، و گمشدن در كوره راهها، دورى كند.
3-8- سخن گفتن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ لِأَنَّ لِسَانَ الْمُؤْمِنِ وَرَاءَ قَلْبِهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَكَلَّمَ يَتَدَبَّرُ الْكَلَامَ فَإِذَا كَانَ خَيْراً أَبْدَاهُ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً وَارَاهُ. (إرشاد القلوب ج1 ص 103)
ايمان بندهاى استوار نمىگردد، مگر دلش آرام باشد، و دلش آرام نمىگردد، مگر زبانش را حفظ کند و زبان مؤمن در پشت دل اوست، و هر گاه بخواهد سخن گويد، در سخن تفكّر كند. پس اگر سخن خيرى باشد، آن را آشكار مىكند و اگر زشت باشد، آن را نگاه مىدارد.
4- آثار تفکر
4-1- نورانیت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) في وَصيّةِ لِلحُسينِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): أَيْ بُنَيَّ الْفِكْرَةُ تُورِثُ نُوراً وَ الْغَفْلَةُ ظُلْمَة. (بحار الأنوار ج 74 ص 236 )
پسرم! تفکّر، نورانیّت مىبخشد و غفلت، ظلمت و تاریکى.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ يُنِيرُ اللُّبَّ. (تصنيف غرر الحكم ص 56)
فكر و تأمّل، عقل را روشن و نورانی گرداند.
4-2- محبت و دوستی خدا و سخنان حکمت آمیز
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ عَمِلُوا بِالْفِكْرَةِ حَتَّى وَرِثُوا مِنْهُ حُبَّ اللَّهِ فَإِنَّ حُبَّ اللَّهِ إِذَا وَرِثَهُ الْقَلْبُ وَ اسْتَضَاءَ بِهِ أَسْرَعَ إِلَيْهِ اللُّطْفُ فَإِذَا نَزَلَ اللُّطْفُ صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ فَإِذَا صَارَ مِنْ أَهْلِ الْفَوَائِدِ تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ وَ إِذَا تَكَلَّمَ بِالْحِكْمَةِ صَارَ صَاحِبَ فِطْنَةٍ… (بحار الأنوار ج 67 ص 25)
صاحبان عقل آنانى هستند كه كردار آنها بر پايهی انديشه است (هميشه در تفكرند) تا در نتيجه تفكر، به دوستى خدا میرسند و وقتى دل از محبت الهى بهرهمند شد و با نور محبت روشن گشت، صفا و لطفى به زودى در او يافت مىشود، و وقتى دل آمادگى پيدا كرد، بهرههایى نصيبش خواهد شد، و هنگامى كه از بهرهمندان شد، سخنان حكيمانه بر زبانش جارى مىشود، و وقتى سخنان حكمت آميز گفت، داراى فراست خواهد شد…
اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أَهْلَ الْعَقْلِ لَمْ يَزَالُوا يَعُودُونَ بِالذِّكْرِ عَلَى الْفِكْرِ وَ بِالْفِكْرِ عَلَى الذِّكْرِ حَتَّى اسْتَنْطَقُوا قُلُوبَهُمْ فَنَطَقَتْ بِالْحِكْمَةِ. (مجموعه ورام ج 1 ص 251)
خردمندان همواره از ذكر به فكر بازمىگردند و از فكر به ذكر تا اين كه از دلهاشان سخن مىطلبند و دل از حكمت سخن مىگويد.
4-3- جلا دهنده عقل و حیات قلب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ جَلَاءُ الْعُقُولِ. (تصنيف غرر الحكم ص 56)
تفكّر جلا دهندهی عقلها است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرَ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ. ( كافى ج 1 ص 28 )
تفكّر، مايهی حيات قلب شخص بصير است.
۴-۴- تصمیم درست و کردار نیک
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِكْرُ الْمَرْءِ مِرْآةٌ تُرِيهِ حُسْنَ عَمَلِهِ مِنْ قُبْحِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص57)
انديشهی آدمى، آينهاى است كه کردار نيك و بدش را به او نشان میدهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ فِي الْخَيْرِ يَدْعُو إِلَى الْعَمَلِ بِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص 56)
انديشيدن به خوبىها، آدمى را به انجام دادن آنها بر مىانگيزد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّدْبِيرُ بِالرَّأْيِ وَ الرَّأْيُ بِالْفِكْرِ. (تصنيف غرر الحكم ص 56)
اداره كردن كارها به رأى و تصمیم است، و تصمیم به انديشه است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِالْفِكْرِ تَصْلُحُ الرَّوِيَّةُ. (غرر الحکم ج ۱ ص ۲۹۸)
روش زندگى انسان با انديشه اصلاح میپذيرد.
4-5- حسن مداومت بر تفکر
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِتَكْرَارِ الْفِكْرِ تَسْلَمُ الْعَوَاقِبُ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
با فكر كردن پى در پى، كارها به سلامت پایان مییابد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُولُ الْفِكْرِ يَحْمَدُ الْعَوَاقِبَ وَ يَسْتَدْرِكُ فَسَادَ الْأُمُورِ. (تصنیف غرر الحكم ص 57)
انديشيدن بسيار (به هنگام اقدام به كارها) پايان هر كار را پسنديده مىسازد، و از تباهى امور جلوگيرى مىكند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُولُ التَّفْكِيرِ يَعْدِلُ رَأْيَ الْمُشِيرِ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
انديشيدن طولانى، برابرى كند با رأى طرف مشورت (همچون رأى درست او است).
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَتْ فِكْرَتُهُ حَسُنَتْ عَاقِبَتُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
هرکس که اندیشهاش بسیار باشد، عاقبت او نیکو شود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ طَالَتْ فِكْرَتُهُ حَسُنَتْ بَصِيرَتُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
كسى كه انديشهاش طولانى باشد، بينایی اش نيكو شود.
اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ وَ إِدَامَةِ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَيْرٍ وَ أُمُّه. (مجموعه ورام ج1 ص 52)
شما را به تقواى الهى و انديشيدنِ هميشگى سفارش مىكنم؛ زيرا كه انديشيدن، پدر و مادر همه خوبی هاست.
4-6- رسیدن به حقیقت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: صَوَابُ الرَّأْيِ بِإِجَالَةِ الْأَفْكَارِ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
درستى رأى، به جولان افکار است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالْفِكْرِ فَإِنَّهُ رُشْدٌ مِنَ الضَّلَالِ وَ مُصْلِحُ الْأَعْمَالِ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
بر تو باد به انديشه! به راستى انديشه، راه يابى است از گمراهى، و اصلاح كننده كارها است.
اَلمجتَبی عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكُمْ بِالْفِكْرِ فَإِنَّهُ حَيَاةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ وَ مَفَاتِيحُ أَبْوَابِ الحِكْمَةِ. (بحار الأنوار ج 75 ص 115)
بر شما باد به تفکّر! زیرا آن، زنده کنندهی دل انسان بصیر است و کلیدهای درهای حکمت است.
4-7- عبرت اندوزی
اَللهُ تَعالی: لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ (يوسف/ 111)
به راستی در سرگذشت آنان، عبرتی برای خردمندان است.
اَللهُ تَعالی: فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ. (نحل/ 36)
پس در زمین بگردید و (با تأمل) بنگرید که سرانجام تکذیب کنندگان چگونه بوده است؟
اَللهُ تَعالی: وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ. (قمر/ 17-15)
و هر آينه آن كشتى را نشانهاى ساختيم. آيا هيچ پندگيرندهاى هست؟ پس عذاب و بيم دادنهاى من چگونه بود؟ و اين قرآن را آسان ادا كرديم تا از آن پند گيرند. آيا پندگيرندهاى هست؟
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: فِيمَا وَعَظَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِيسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ): …يَا عِيسَى اعْقِلْ وَ تَفَكَّرْ وَ انْظُرْ فِي نَوَاحِي الْأَرْضِ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ… (بحار الأنوار ج ۱۴ ص ۲۹۸)
در آنچه خدای عزیز و بلندمرتبه به عیسی (علیه السلام) پند داد آمده است: ای عیسی! عقل و اندیشهات را بکار گیر و به نواحی مختلف زمین نگاه بیانداز که عاقبت ستمکاران چگونه بوده است؟…
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اعْتَبَرَ أَبْصَرَ وَ مَنْ أَبْصَرَ فَهِمَ وَ مَنْ فَهِمَ عَلِمَ. (نهج البلاغه حکمت 208)
کسی که عبرت گیرد، بینا میشود. و کسی که بینا گردد، میفهمد. و آن کس که فهم دارد، دانا میشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُلُ يَوْمٍ يُفِيدُكَ عِبَراً إِنْ أَصْحَبْتَهُ فِكْراً. (تصنيف غرر الحكم ص 472)
اگر هر روزِ خود را با انديشه همراه كنى، عبرتها برای تو همراه دارد.
4-8- رشد و هدایت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ رُشْدٌ الْغَفْلَةُ فَقْدٌ. (تصنيف غرر الحكم ص57)
فكر كردن در كارها موجب رشد است، و غفلت، موجب نيافتن حق است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ يَهْدِي إِلَى الرَّشَادِ. (تصنيف غرر الحكم ص57)
انديشه به سوی راه درست راهنمايی كند.
4-9- ایمنی از لغزش و حوادث ناگوار
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَوَامُ الْفِكْرِ وَ الْحَذَرِ يُؤْمِنُ الزَّلَلَ وَ يُنْجِي مِنَ الْغِيَرِ. (تصنيف غرر الحكم ص 58)
انديشه و هوشيارىِ مداوم، از لغزشها مصون مىدارد و از دگرگونیها[ى نعمتها] رهايى مىبخشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَعِ الْحِدَّةَ وَ تَفَكَّرْ فِي الْحُجَّةِ وَ تَحَفَّظْ مِنَ الْخَطَلِ تَأْمَنِ الزَّلَلَ. (تصنيف غرر الحكم ص 58)
تندى را كنار بگذار و در دليل بينديش و خويشتن را از ياوه گويى نگهدار تا از لغزش در امان مانى.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَكِّرْ ثُمَّ تَكَلَّمْ تَسْلَمْ مِنَ الزَّلَلِ. (تصنيف غرر الحكم ص 58)
فکر کن، آنگاه سخن بگو، تا از لغزش در امان باشی!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَصْلُ اَلْعَقْلِ اَلْفِكْرُ وَ ثَمَرَتُهُ اَلسَّلاَمَةُ. (غرر الحکم ج ۱ ص۱۹۸)
ريشهی عقل، فكر كردن است و ميوهی آن سلامت است. (از خطا و عذاب)
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ فِي الْعَوَاقِبِ يُؤْمِنُ مَكْرُوهَ النَّوَائِبِ. (غرر الحکم ج ۱ ص۸۴)
انديشه كردن در عواقب كارها از حوادث ناگوار ايمن مىدارد.
4-10- عاقبت بخیری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا قَدَّمْتَ الْفِكْرَ فِي جَمِيعِ أَفْعَالِكَ حَسُنَتْ عَوَاقِبُكَ فِي كُلِّ أَمْرٍ. (غرر الحکم ج 1 ص 74)
آنگاه که در تمامى کارها فکر کردن را مقدّم بدارى، فرجام تو در هر کارى نیکو گردد.
4-11- رسیدن به آرزوها
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَسْهَرَ عَيْنَ فِكْرَتِهِ بَلَغَ كُنْهَ هِمَّتِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص 57)
کسی که چشم انديشهی خود را بيدار نگاه دارد، به انتهاى خواستهی خويش برسد.
4-12- نشانه تفکر
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَلِيلُ الْعَقْلِ التَّفَكُّرُ وَ دَلِيلُ التَّفَكُّرِ الصَّمْتُ. (بحار الأنوار ج68 ص 306)
نشانهی عقل، اندیشیدن است و نشانهی تفکّر، سکوت است.
5- تفکرِ ممنوع و آفات آن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن تَفَكَّرَ في ذاتِ اللهِ أَلحَدَ. (عيون الحكم ص۴۴۹)
هر كه در ذات خدا بينديشد، گمراه مىشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفَكُّرُ فِي غَيْرِ الْحِكْمَةِ هَوَسٌ. (عيون الحكم ص47)
انديشيدن در غير حكمت، هوس (بيهودگی) است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَ فِكْرُهُ فِي اَللَّذَّاتِ غَلَبَتْ عَلَيْهِ. (غرر الحکم ص ۶۲۳)
هر كه بسيار به فكر لذّتهای دنيا باشد، لذّتها بر وى غلبه كنند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن كَثُرَ فِكرُهُ في المَعاصي دَعَتهُ إلَيها. (غرر الحکم ص ۶۲۳)
كسى كه زياد درباره گناهان بينديشد، گناهان او را به سوى خود بكشانند.















ثبت دیدگاه