فهرست مطالب
آداب پرهیز از تنبلی و کسالت
چکیده
از صفات زشت آدمی سستی و تنبلی است. در آداب پرهیز از سستی و تنبلی پیامدهای بد آن آمده است. ازجملهی آن تضییع و از بین بردن حقّ است.
واژه های مرتبط
کسل، تنبل، کسالت، کسلی، بی حالی، سستی، ضعف، کوتاهی
1- معنی و مفهوم کسالت
كسل [كَ سَ]، سستی و كاهلی كردن. سستی و كاهلی. (فرهنگ متوسط دهخدا ج ۲ ص ۲۲۷۸)
كِسِل [اسم][عربی]سستی و كاهلی در كار.و فتور در چيزی. (فرهنگ نفیسی ج ۴ ص ۲۷۹۹)
كَسِلَ : تنبل و سست شد. (فرهنگ ابجدی ص ۷۲۸)
2- اهمیت دوری از تنبلی و کسالت
اَللهُ تَعالی: وَ لا يَأْتُونَ الصَّلاةَ إِلَّا وَ هُمْ كُسالی. (توبه/ 54)
و جز با [حال] كسالت نماز به جا نمیآورند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : إِنْ كَانَ اَلثَّوَابُ مِنَ اَللَّهِ فَالْكَسَلُ لِمَا ذَا. (بحار الأنوار ج ۷۰ ص ۱۵۹)
اگر پاداش دادن [در برابر كار] از خداست، ديگر تنبلی چرا؟!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الصِّحَّةُ بِضَاعَةٌ وَ التَّوَانِي إِضَاعَةٌ. (بحار الأنوار ج 78 ص 173)
تندرستی سرمایه است و ضعف و سستی ضرر و زیان.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اسْتَطَاعَ أَنْ يَمْنَعَ نَفْسَهُ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ فَهُوَ خَلِيقٌ بِأَنْ لَا يَنْزِلَ بِهِ مَكْرُوهٌ أَبَداً قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ الْعَجَلَةُ وَ اللَّجَاجَةُ وَ الْعُجْبُ وَ التَّوَانِي. (بحار الأنوار ج 75 ص 43)
هر كس بتواند چهار چيز را از خويشتن دور نگاه دارد، شايسته آن است كه هرگز به او بدی نرسد. پرسيدند: ای امير مؤمنان! آن چهار چيز چيست ؟ فرمود: عجله، لجبازی، خودخواهی و سستی در كار.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لاَ عَاجِزَ أَعْجَزُ مِمَّنْ أَهْمَلَ نَفْسَهُ فَأَهْلَكَهَا. (عیون الحکم ج ۱ ص ۵۳۴)
ناتوانترين مردم كسی است كه نفْس خود را واگذارد. پس نفْس، او را هلاك كند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَكْسَلُوا فِي طَلَبِ مَعَايِشِكُمْ فَإِنَّ آبَاءَنَا كَانُوا يَرْكُضُونَ فِيهَا وَ يَطْلُبُونَهَا. (وسائل الشيعه ج 17 ص 60)
در طلب روزی و معاش خودتان تنبلی نكنيد؛ و بدانيد كه پدران ما برای طلب معاش میدويدند و میكوشيدند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلرُّكُونُ إِلَی اَلدُّنْيَا مَعَ مَا تُعَايِنُ مِنْهَا جَهْلٌ وَ اَلتَّقْصِيرُ فِي حُسْنِ اَلْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَيْهِ غَبْنٌ وَ اَلطُّمَأْنِينَةُ إِلَی كُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ اَلاِخْتِبَارِ عَجْزٌ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۱۹۰)
به دنيا آرامش يافتن در حالی كه ناپايداری آن مشاهده میگردد، از نادانی است؛ و كوتاهی در اعمال نيكو با وجود يقين به پاداش آن، زيانكاری است و قبل از آزمودن اشخاص، اطمينان پيدا كردن از عجز و ناتوانی است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَجْزُ آفَةٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَةٌ. (نهج البلاغه حکمت 3)
ناتوانی آفت و صبر شجاعت است.
وَ مِنْ جُمْلَةِ وَصِيَّتِهِ لِلْإِمَامِ اَلشَّهِيدِ سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ): يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِتَقْوَی اَللَّهِ فِي اَلْغِنَی وَ اَلْفَقْرِ وَ كَلِمَةِ اَلْحَقِّ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ بِالْعَدْلِ عَلَی اَلصَّدِيقِ وَ اَلْعَدُوِّ وَ بِالْعَمَلِ فِي اَلنَّشَاطِ وَ اَلْكَسَلِ وَ اَلرِّضَا عَنِ اَللَّهِ فِي اَلشِّدَّةِ وَ اَلرَّخَاءِ. (نزهة الناظر و تنبیه الخاطر ج ۱ ص ۶۱)
از وصيّت امیر المؤمنین (عليه السلام) به امام شهيد سرور جوانان بهشت، ابو عبد اللّٰه، حسين بن علی (عليه السلام): پسر عزيزم! تو را به پروای خدا در توانگری و ناداری و حقّگويی در خوشنودی و خشم و دادورزی بر دوست و دشمن و كردار در نشاط و سستی و خشنودی از خدا در سختی و آسايش سفارش میكنم.
3- آثار کسالت و تنبلی
3-1- دوری از انجام حقوق الهی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكُمْ وَ الْكَسَلَ فَإِنَّهُ مَنْ كَسِلَ لَمْ يُؤَدِّ حَقَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ. (بحار الأنوار ج 70 ص 159)
از تنبلی بپرهیزید. به درستی که هر کس تنبلی کند، حقّ خدای عزیز و بلندمرتبه را ادا نمیکند.
3-2- نا امیدی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ دَامَ كَسَلُهُ خَابَ أَمَلُهُ وَ سَاءَ عَمَلُهُ. (غرر الحکم ج ۱ ص ۵۸۶)
كسی كه كسالت و بیحاليش ادامه پيدا كند، آرزويش به نوميدی گرايد.
3-3- پشیمانی و شکست
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَطَاعَ اَلتَّوَانِيَ أَحَاطَتْ بِهِ اَلنَّدَامَةُ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۴۶۵)
هر كه از سستی پيروی كند، پشيمانی او را فرا گيرد.
وَصِيَّتُهُ (اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِجَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِ:… وَ إِيَّاكَ وَ التَّوَانِيَ فِيمَا لَا عُذْرَ لَكَ فِيهِ فَإِلَيْهِ يَلْجَأُ النَّادِمُون. (بحار الأنوار ج 75 ص 162)
سفارش امام باقر (علیه السّلام) به جابر بن یزید جعفی: ای جابر!… مبادا جایی که عذری نداری تنبلی کنی، زیرا که جماعت پشیمان به آن سنگر (تنبلی) پناه می برند…
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَدُوُّ الْعَمَلِ الْكَسَلُ. (کافی ج 5 ص 85)
تنبلی، دشمن كار كردن است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: آفَةُ النُّجْحِ الْكَسَلُ. (عيون الحكم ص 181)
آفت پيروزی، كاهلی است.
3-4- از بین رفتن حقوق
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكَ وَ اَلْكَسَلَ وَ اَلضَّجَرَ فَإِنَّكَ إِنْ كَسِلْتَ لَمْ تَعْمَلْ وَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تُعْطِ اَلْحَقَّ. (كافی ج 5 ص 85)
از تنبلی و بیحوصلگی بپرهيز! همانا اگر تنبل باشی به كار برنمیخيزی، و اگر بیحوصله باشی به حقّ خود نمیرسی.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكَ وَ اَلضَّجَرَ وَ اَلْكَسَلَ إِنَّهُمَا مِفْتَاحُ كُلِّ سُوءٍ إِنَّهُ مَنْ كَسِلَ لَمْ يُؤَدِّ حَقّاً وَ مَنْ ضَجِرَ لَمْ يَصْبِرْ عَلَی حَقٍّ. (وسائل الشیعه ج ۱۷ ص ۶۱)
بپرهيز از تنبلی و دلتنگی! زيرا اين دو كليد هر بدی است. هر كه تنبل باشد، حقّی را ادا نمیكند. هر كه دلتنگ باشد بر حقّ شكيبا نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَطَاعَ اَلتَّوَانِيَ ضَيَّعَ اَلْحُقُوق. (عیون الحکم ج ۱ ص ۴۵۶)
هر كه از سستی پيروی كند، حقوق را تباه كند.
3-5- هلاکت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ فِي التَّوَانِي وَ الْعَجْزِ أُنْتِجَتِ الْهَلَكَةُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 342)
و نتیجهی سستی و بی کفایتی، هلاکت و از بین رفتن است.
3-6- ضرر به دین و دنیا و آخرت
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْكَسَلُ يُضِرُّ بِالدِّينِ وَ الدُّنْيَا. (بحار الأنوار ج 75 ص 180)
تنبلی به دین و دنیا ضرر می زند.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ أَبِي لِبَعْضِ وُلْدِهِ إِيَّاكَ وَ الْكَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا يَمْنَعَانِكَ مِنْ حَظِّكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. (وسائل الشيعه ج 17 ص 59)
امام كاظم (علیه السلام): پدرم به يكی از پسرانش گفت: از تنبلی و بیحوصلگی بپرهيز، زيرا كه اين دو، تو را از رسيدن به بهرهی دنيا و آخرتت باز میدارند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَسِلَ عَنْ طَهُورِهِ وَ صَلَاتِهِ فَلَيْسَ فِيهِ خَيْرٌ لِأَمْرِ آخِرَتِهِ وَ مَنْ كَسِلَ عَمَّا يُصْلِحُ بِهِ أَمْرَ مَعِيشَتِهِ فَلَيْسَ فِيهِ خَيْرٌ لِأَمْرِ دُنْيَاهُ. (كافی ج 5 ص 85)
هر كس در بارهی پاكی و نماز خود تنبل باشد، در او خيری (و اميدی) برای كار آخرتش وجود ندارد. و هر كس در كار معيشت خود تنبل باشد، در او خيری برای كار دنيايش وجود ندارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْكَسَلُ يُفْسِدُ اَلْآخِرَةَ. (مستدرك الوسائل ج ۱۳ ص ۴۵)
کسالت و تنبلی، آخرت را از بین میبرد.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ كَسْلَاناً [كَسْلَانَ] عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَلُ. (كافی ج 5 ص 85)
همانا من از مردی نفرت دارم كه در كار دنيای خود تنبل باشد. آن كس كه در كار دنيای خويش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبلتر خواهد بود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلتَّوَانِي فِي اَلدُّنْيَا إِضَاعَةٌ وَ فِي اَلْآخِرَةِ حَسْرَةٌ. (مستدرك الوسائل ج ۱۲ ص ۶۷)
سستی و كاهلی كردن در كارها، در دنيا موجب از دست دادن فرصتها و در آخرت موجب افسوس و حسرت است.
3-7- بی عملی
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَدُوُّ الْعَمَلِ الْكَسَلُ. (كافی ج 5 ص 85)
دشمنِ كار، تنبلی و كسالت است.
3-8- بی حوصلگی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْأَشْيَاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْكَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَيْنَهُمَا الْفَقْرَ. (كافی ج 5 ص 86)
هنگامی كه هرچيزی با چيز ديگر ازدواج كرد (همراه شد) كسالت و تنبلی با بیحوصلگی در هم آميخته و فرزندی به نام فقر و تنگدستی برای صاحب خود به بار آوردند.
3-9- دوری از عجز و ناتوانی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَجْزُ مَهَانَةٌ. (بحار الأنوار ج 70 ص 159)
ناتوانی، زبونی است.
3-10- عدم بکارگیری تنبلان در امور مهم
فاطِمَةُ الزَّهراءُ عَلیها سَلام:…وَ إِنْ تَعْجَبْ بَعْدَ الْحَادِثِ فَمَا بَالُهُمْ بِأَيِّ سَنَدٍ اسْتَنَدُوا أَمْ بِأَيَّةِ عُرْوَةٍ تَمَسَّكُوا {لَبِئْسَ الْمَوْلی وَ لَبِئْسَ الْعَشِيرُ وَ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا.} (حج / 13) اسْتَبْدَلُوا الذُّنَابَی بِالْقَوَادِمِ وَ الْحَرُونَ بِالْقَاحِمِ وَ الْعَجُزَ بِالْكَاهِلِ فَتَعْساً لِقَوْمٍ…(بحار الأنوار ج 43 ص 161)
شگفتا! به کدامین تکیه گاه پیوستند و به چه دستاویزی چنگ زده اند! {بد سرپرستی و بد گروهِ همراهی است و بد جایگزینی است برای ستمگران.} بر جای پیشتازان، سفلهگان را نشاندند و چموشِ عصیانگر را با شجاعِ آماده، عوض کردند و وازده گان را جایگزین برجستهگان کردند. نابود باد گروهی که می پندارند کار نیکی به انجام رسانده اند!…
3-11- مشورت نگرفتن از تنبل و کسل
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لاَ تَسْتَعِنْ بِكَسْلاَنَ وَ لاَ تَسْتَشِيرَنَّ عَاجِزاً. (کافی ج ۵ ص ۸۵)
از فرد تنبل و کسل یاری مخواه و از فرد عاجز و ناتوان مشورت نخواه.
3-12- تضییع عقل
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: عَلَامَةُ الصَّابِرِ فِي ثَلَاثٍ أَوَّلُهَا أَنْ لَا يَكْسَلَ وَ الثَّانِيَةُ أَنْ لَا يَضْجَرَ وَ الثَّالِثَةُ أَنْ لَا يَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَنَّهُ إِذَا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ وَ إِذَا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ وَ إِذَا شَكَا مِنْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ عَصَاهُ. (حار الأنوار ج 68 ص 86)
نشانهی صابر و شکیبا در سه چیز است: هیچ وقت کسل و بیحال و حوصله نمیشود. هیچ وقت خستگی نمیکند. هیچ گاه از خدای عزیز و بلندمرتبه شکوه و شکایت ندارد. زیرا اگر کسالت و تنبلی کند، حق از دست میرود و اگر احساس خستگی کند، شکر نعمت را نکرده و اگر از خداوند متعال شکوه و شکایت داشته باشد، به طور حتم نافرمانی او را خواهد کرد.
4- زمینه های تنبلی و کسالت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنَ اَلتَّوَانِي يَتَوَلَّدُ اَلْكَسَلُ. (عیون الحکم ج ۱ ص 472)
بیحالی و كسالت، از تنبلی و سستی زاييده میشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّوَانِي سَجِيَّةُ النَّوْكَی. (عيون الحكم ص 39)
سستی و كاهلی، طبيعت كم عقلان است.
5- راه های مقابله با تنبلی و کسالت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ضَادُّوا اَلتَّوَانِيَ بِالْعَزْمِ. (غرر الحکم ج ۱ ص ۴۲۷)
با پايداری به مخالفت با سستی بپردازيد.
6- آثار کنار گذاشتن تنبلی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ تَرَكَ اَلْعُجْبَ وَ اَلتَّوَانِيَ لَمْ يَنْزِلْ بِهِ مَكْرُوهٌ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۴۳۷)
هر كس خودپسندی و سستی را ترك كند، ناخوشايندی بر او فرود نمیآيد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِالْعَمَلِ يَحْصُلُ اَلثَّوَابُ لاَ بِالْكَسَلِ. (غرر الحکم ج ۱ ص ۳۰۲)
با انجام كار است كه پاداش به دست میآيد، نه با تنبلی.
7- نشانههای تنبل و کسل
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْكَسْلَانِ فَأَرْبَعَةٌ يَتَوَانَی حَتَّی يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّی يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّی يَأْثَمَ وَ يَضْجَر. (بحار الأنوار ج 1 ص 117)
و امّا نشانهی تنبل چهار است: سستی تا به کوتاهی کردن؛ کوتاهی تا وانهادن؛ وانهادن تا گناه کردن و دلتنگ شدن از انجام وظیفه.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ لِلْكَسْلَانِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَتَوَانَی حَتَّی يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّی يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّی يَأْثَمَ. (بحار الأنوار ج 70 ص 159)
لقمان به پسرش گفت:… آدم تنبل سه نشانه دارد: سستی میكند تا به حدّ افراط برسد، و افراط میكند تا به ضايع شدن (مال و كار) بينجامد و ضايع میكند تا جايی كه گناهكار شود.
8- عوامل تنبلی
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَعْرُ الْجَسَدِ إِذَا طَالَ قَطَعَ مَاءَ الصُّلْبِ وَ أَرْخَی الْمَفَاصِلَ وَ أَوْرَثَ الضَّعْفَ وَ الْكَسَلَ وَ إِنَّ النُّورَةَ تَزِيدُ مَاءَ الصُّلْبِ وَ تُقَوِّي الْبَدَنَ وَ تَزِيدُ فِي شَحْمِ الْكُلْيَتَيْنِ وَ سَمْنِ الْبَدَنِ. (بحار الأنوار ج 73 ص 91)
چون موی تن دراز بماند، منی را ببرد، مفاصل را سست کند و ناتوانی و تنبلی آورد. و نوره، منی را میافزاید، تن را نیرو دهد، پیه قلوهها را افزون میکند و تن را فربه میسازد.















ثبت دیدگاه