فهرست مطالب
آداب امیدواری به خداوند
چکیده
خداوند کمالات بیشماری دارد و بر همه چیز توانا است. از این جهت، امید به او واجب است. و این وجوب، بالاترین آداب امیدواری به خداوند است. انسان همواره با امید زنده است و ناامیدی آثار ویرانگر برای انسان و جامعه دارد و از گناهان بزرگ به شمار میرود.
واژه های مرتبط
قنوط، رجاء، یاس، امید، نامیدی
1- رجاء (امید) در لغت و مفهوم
رجاء از ریشه «ر ج و» به معنای امید است. (ازهری ذیل ”رجو”)
رجاء در اصطلاح، توقّع و انتظارِ امری پسندیده با توجه به نشانههای محتمل یا به عبارت دیگر، گمان به وقوع امری است که مایهی شادمانی است. (راغب اصفهانی، ذیل “خوف” و “رجو”)
رجاء در مقابل خوف استعمال میگردد، چون “خوف” به معنای اضطراب از عدم وقوع آن چیز است، در حالی که در “رجاء” توقع حصول خیر وجود دارد. (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم ج۴ ص۷۹)
بنابراین رجاء و امید، سُرور و نشاط قلبی است که در حالت انتظار مطلوب و محبوب خود به سر میبرد. بندهی خداوند همیشه باید بین خوف و رجاء باشد؛ به طوری که هیچ یک از طرف خوف و رجاء قویتر و بیشتر از دیگر طرف نباشد. چون اگر رجاء و امید انسان بیش از خوف باشد، لازمهی آن، احساس امن و امان است.
2- اهمیت امید به خدا
اَللهُ تَعالی: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ. (بقره/ 218)
آنان كه ايمان آورده، و كسانى كه هجرت كرده و راه خدا جهاد کردهاند، آنان به رحمت خدا اميدوارند.
اَللهُ تَعالی: إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ. (شعراء/ 51)
اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد، [چرا] كه نخستين ايمانآورندگان بوديم.
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ. (شعراء/ 82)
و آن كس كه اميد دارم روز پاداش، گناهم را بر من ببخشايد.
اَللهُ تَعالی: لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً. (أحزاب/ 21)
همانا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست. براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مىكند.
اَللهُ تَعالی: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ. (زمر/ 9)
[آيا چنين كسى بهتر است] يا آن كسى كه او در طول شب در سجده و قيام اطاعت [خدا] مىكند [و] از آخرت مىترسد و رحمت پروردگارش را اميد دارد؟
اَللهُ تَعالی: فَلَمَّا أَنْ جَاءَ الْبَشِي رُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ.(یوسف/ 96)
پس چون مژدهرسان آمد، آن [پيراهن] را بر چهرهی او انداخت، پس بينا گرديد. گفت: آيا به شما نگفتم كه بىشك من از [عنايت] خدا چيزهايى مىدانم كه شما نمىدانيد؟
وَ قَالَ رَجُلٌ [لِلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَام] يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أُلِمُّ بِالْمَعَاصِي وَ أَرْجُو الْعَفْوَ مَعَ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ يَا هَذَا اتَّقِ اللَّهَ وَ اعْمَلْ بِطَاعَتِهِ وَ ارْجُ مَعَ ذَلِكَ الْقَبُولَ فَإِنَّ أَحْسَنَ النَّاسِ بِاللَّهِ ظَنّاً وَ أَعْظَمَهُمْ رَجَاءً أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ. (إرشاد القلوب ج1 ص 108)
مردى (به امام صادق علیه السلام) عرض كرد: اى پسر رسول خدا! من گناه میكنم و بعد ناراحت میشوم؛ با اين حال اميد بخشش دارم. حضرت فرمود: اى مرد! بترس از خدا و انجام وظيفه كن، با اين حال اميدوار به بخشش باش؛ زيرا كه نيكوترينِ مردم كسى است كه به خدا گمان خوب داشته باشد و اميدواريش بزرگ و رامترين مردم به خدا باشد.
مُنَاجَاةُ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ …فِي شَهْرِ شَعْبَان: إِلَهِي لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّي قُنُوطَ الْإِيَاسِ وَ لَا انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِك. (بحار الأنوار ج91 ص 96)
امیر المؤمنین (عليه السلام) _در مناجات شعبانيه_ گفت: الهى! نوميدى و يأس را بر گمان نيكم [به تو] چيره نمىگردانم و اميدم را از بزرگوارى و بخشش زيباى تو، قطع نمیکنم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اللَّهُمَّ فَاسْقِنَا غَيْثَكَ وَ لَا تَجْعَلْنَا مِنَ الْقَانِطِينَ… (نهج البلاغه خطبه 143)
بار خدايا! ما را از بارانت سيراب گردان و از نوميدان، قرارمان مده!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ خَرَجَ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّةَ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 134)
به آنچه اميدش را ندارى، اميدوارتر باش از آنچه بدان اميد دارى! زيرا كه موسى بن عمران (عليه السلام) رفت كه براى خانوادهاش آتش برگيرد، امّا [در آنجا] خداوند عزیز و بلندمرتبه با او به سخن درآمد و او پيامبر برگشت. ملكهی سبا نيز از كشور خود بيرون آمد، امّا به دست سليمان (عليه السلام) مسلمان شد. و جادوگران فرعون براى تقويت قدرت فرعون بيرون آمدند، امّا [به خدا] ايمان آوردند و برگشتند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اُرْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا يُجَرِّئُكَ عَلَى مَعَاصِيهِ وَ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَا يُؤْيِسُكَ مِنْ رَحْمَتِهِ. (بحار الأنوار ج 67 ص 384)
به خداوند چنان اميدوارباش كه تو را بر انجام گناهان بى پروا نكند و از خدا چنان بترس كه تو را از رحمت او نوميد نسازد!
حَرْبِ بْنِ شُرَيْحٍ الْبَصْرِيِّ: قُلْتُ لِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَيُّ آيَةٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ أَرْجَى قَالَ مَا يَقُولُ فِيهَا قَوْمُكَ قَالَ قُلْتُ يَقُولُونَ }يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ{. (زمر/ ۵۳) قَالَ لَكِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ [بيت] لَا نَقُولُ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ فَأَيْشٍ [فَأَيَّ شَيْءٍ] تَقُولُونَ فِيهَا قَالَ نَقُولُ }وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى.} (ضحى / ۵) الشَّفَاعَةَ وَ اللَّهِ الشَّفَاعَةَ وَ اللَّهِ الشَّفَاعَةَ. (تفسير فرات كوفی ص 571)
حرب بن شریح بصری: به امام باقر (عليه السلام) عرض كردم: كدام آيه در كتاب خدا اميدوار كنندهتر است؟ فرمود: [علماى] گروه تو در اين باره چه مىگويند؟ عرض كردم: مىگويند آيه {اى بندگان من كه بر خويش ستم كرديد! از رحمت خدا نوميد مشويد.} حضرت فرمود: اما نظر ما اهل بيت اين نيست! عرض كردم: پس نظر شما چيست؟ فرمود: به نظر ما اين آيه است: {و به زودی پروردگارت بخششی به تو خواهد کرد تا خشنود شوی.} آن چيز شفاعت است. به خدا قسم شفاعت است! به خدا قسم شفاعت است!
3- آثار امید به خداوند و آثار امید به غیر خدا
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ مَا اعْتَصَمَ بِي عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي دُونَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِي عَرَفْتُ ذَلِكَ مِنْ نِيَّتِهِ ثُمَّ تَكِيدُهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ الْمَخْرَجَ مِنْ بَيْنِهِنَّ وَ مَا اعْتَصَمَ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي عَرَفْتُ ذَلِكَ مِنْ نِيَّتِهِ إِلَّا قَطَعْتُ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ مِنْ يَدَيْهِ وَ أَسَخْتُ الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِهِ وَ لَمْ أُبَالِ بِأَيِّ وَادٍ هَلَكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 125)
خداوند عزیز و بلند مرتبه به حضرت داود وحی کرد که هر بندهای از بندگان من که با راستی با نیت خالص مستمسک به من گردد و هیچ نظری به مخلوق نداشته باشد، اگر آسمان و زمین و آنچه در آنها است، برای او مکر و حیله کنند، من برای او راه نجات قرار میدهم. و هر بندهای از بندگان من که در دلش توجه و امید به غیر من باشد و توسل به یکی از مخلوقات بکند، من اسباب و وسایل آسمانها را از دستش میگیرم و زمین هم در زیر پای او قرار نخواهد گرفت و هیچ باکی ندارم که در کدام بیابانی به هلاکت برسد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قَالَ جَبْرَائِيلُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى عَبْدِي إِذَا عَرَفْتَنِي وَ عَبَدْتَنِي وَ رَجَوْتَنِي وَ لَمْ تُشْرِكْ بِي شَيْئاً غَفَرْتُ لَكَ عَلَى مَا كَانَ مِنْكَ وَ لَوِ اسْتَقْبَلْتَنِي بِمِلْءِ الْأَرْضِ خَطَايَا وَ ذُنُوباً أَسْتَقْبِلُكَ بِمِلْئِهَا مَغْفِرَةً وَ عَفْواً وَ أَغْفِرُ لَكَ وَ لَا أُبَالِي. (إرشاد القلوب ج1 ص 107)
جبرئيل گفت: خداى تعالى فرمود: بندهى من! هر گاه که مرا شناختى و عبادت مرا كردى و اميدوار به من بودى و كسى را با من شريك نساختى، تو را مىآمرزم؛ اگر چه گناهانت دنيا را پُر كرده باشد! من هم دنيا را براى تو پر از آمرزش میكنم و باكى هم ندارم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِجْعَلُوا كُلُّ رَجَائِكُمْ لِلَّهِ وَ لَا تَرْجُوهُ أَحَداً سِوَاهُ فَإِنَّهُ مَا رَجَا أَحَدٌ غَيْرَ اللَّهِ إِلَّا خَابَ. (عيون الحكم ص 89)
هر چه اميد داريد، به خداى سبحان داشته باشيد و به كسى جز او اميد مبنديد! زيرا هيچ كس، به غير خداوند متعال اميد نبست، مگر آنكه نوميد بازگشت.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنْ عَقَدْتَ إِيمَانَكَ فَارْضَ بِالْمَقْضِيِ عَلَيْكَ وَ لَكَ وَ لَا تَرْجُ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ وَ انْتَظِرْ مَا أَتَاكَ بِهِ الْقَدَرُ. (عيون الحكم ص 162)
اگر ايمانت را محكم كردهاى، به خواست خدا خشنود باش، چه به زيان تو باشد و چه به سود تو، و به هيچ كس جز خدا اميد نداشته باش و در انتظار چيزى باش كه خداوند برايت پيش مىآورد.
4- امید به رحمت الهی هنگام مرگ
أَنَسٍ: مَرِضَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَأَتَاهُ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَعُودُهُ فَوَافَقَهُ وَ هُوَ فِي الْمَوْتِ فَقَالَ كَيْفَ تَجِدُكَ قَالَ أَجِدُنِي أَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّي وَ أَتَخَوَّفُ مِنْ ذُنُوبِي فَقَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَا اجْتَمَعَتَا فِي قَلْبِ عَبْدٍ فِي مِثْلِ هَذَا الْمَوْطِنِ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ رَجَاءَهُ وَ آمَنَهُ مِمَّا يَخَافُهُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 239)
انس: مردی از انصار بیمار گشت؛ پیامبر (صلّی الله علیه وآله) به عیادت او آمد و حضور ایشان با حالت احتضار آن مرد همراه گشت. حضرت فرمود: احوال خود را چگونه مییابی؟ گفت: خود را در حالی میبینم که به رحمت پروردگار امیدوارم و برگناهانم بیمناک! پیامبر (صلّی الله علیه و آله) فرمود: این دو حالت در چنین موقعیتی در قلب هیچ بندهای جمع نمیگردند، مگر اینکه خداوند امیدواریش را به او میبخشد و از آنچه بیمناک است او را در امان نگه میدارد.
5- توازن خوف با امید
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَوْ وُزِنَ رَجَاءُ الْمُؤْمِنِ وَ خَوْفُهُ لَاعْتَدَلَا. (جامع الأخبار ص 97)
اگر وزن كنند خوف و رجاء مؤمن را، هر دو برابر شوند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَكُونَ خَائِفاً رَاجِياً وَ لَا يَكُونُ خَائِفاً رَاجِياً حَتَّى يَكُونَ عَامِلًا لِمَا يَخَافُ وَ يَرْجُو. (جامع الأخبار ص 97)
بنده، مؤمن نباشد، مگر آنگاه كه بيمناك و اميدوار باشد و بيمناك و اميدوار نباشد، مگر آنگاه كه بيم و اميد او را به عمل كشاند.
قَالَ لُقْمَانُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِابْنِهِ يَا بُنَيَّ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَوْ أَتَيْتَهُ بِعَمَلِ الثَّقَلَيْنِ خِفْتَ أَنْ يُعَذِّبَكَ وَ ارْجُهُ رَجَاءً لَوْ أَتَيْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَيْنِ رَجَوْتَ أَنْ يَغْفِرَ لَكَ. (إرشاد القلوب ج1 ص 105)
لقمان به پسرش فرمود: پسرك من! بترس از خدا! به طورى كه اگر ثواب تمام جنّ و انس را دارى باز هم از عذابش ايمن نباشى، و اميدوار باش به خدا! به طورى كه اگر گناه تمام جنّ و انس را داشته باشى، اميدوار باشى كه تو را بيامرزد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِي قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِيفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ يَزِدْ عَلَى هَذَا.(بحار الأنوار ج 75 ص 259)
هيچ بندهی مؤمنى نيست، جز آنكه در دلش دو نور است: نور ترس و نور اميد. اگر اين وزن شود، از آن افزون نباشد؛ و اگر آن وزن شود، از اين افزون نباشد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اُرْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا يُجَرِّئُكَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ وَ خَفْهُ خَوْفاً لَا يُؤْيِسُكَ مِنْ رَحْمَتِه… (بحار الأنوار ج 75 ص 283)
به خداوند امید داشته باش! امیدی که تو را بر معصیت و گناه، گستاخ نسازد. و از او بترس! ترسی که تو را از رحمتش ناامید نکند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَفْ رَبَّكَ خَوْفاً يَشْغَلُكَ عَنْ رَجَائِهِ وَ ارْجُهْ رَجَاءَ مَنْ لَا يَأْمَنُ خَوْفَهُ. (تصنيف غرر الحكم ص191)
بترس از پروردگار خود! ترسيدنى كه تو را از اميد به او مشغول سازد. وبه او امیدوار باش! اميدی كسى كه از ترس او ايمن نباشد.
6- همراهی امید با عمل
وَ قَالَ (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِرَجُلٍ سَأَلَهُ أَنْ يَعِظَهُ: لَا تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو الْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ، وَ [يَرْجُو] يُرَجِّي التَّوْبَةَ بِطُولِ الْأَمَلِ؛ يَقُولُ فِي الدُّنْيَا بِقَوْلِ الزَّاهِدِينَ، وَ يَعْمَلُ فِيهَا بِعَمَلِ الرَّاغِبِينَ إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ، وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ يَقْنَعْ. (نهج البلاغه خطبه 150)
حضرت در پاسخ مردى كه از او خواسته بود اندرزش دهد، چنين فرمود: همانندِ آن كس مباش كه بىآنكه كارى كرده باشد، به آخرت اميد مىبندد و به آرزوى دراز خود توبه را به تأخير مى افكند! گفتارش به گفتار زاهدان ماند و كردارش به كردار دنياپرستان. هر چه از دنيا بهرهاش دهند، سير نگردد و اگر بىبهرهاش دارند، قناعت نكند.
7- امیدِ ممنوع
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ لَا يَسْأَلَ رَبَّهُ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ فَلْيَيْأَسْ مِنَ النَّاسِ كُلِّهِمْ وَ لَا يَكُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلَّا عِنْدَ اللَّهِ فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ، وَ إِنْ مُنِعَ مِنْهَا لَمْ يَقْنَعْ. (بحار الأنوار ج 72 ص 109)
هر گاه یکی از شما بخواهد هر حاجتش پیش خدا برآورده شود، باید امیدش را از همهی مردم بِبُرد و جز به خدا امید نبندد، و چون خدا از دلش چنین داند، هر خواهش او را برآورده میسازد.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِيَّاكَ وَ الرَّجَاءَ الْكَاذِبَ فَإِنَّهُ يُوقِعُكَ فِي الْخَوْفِ الصَّادِقِ. (بحار الأنوار ج 75 ص 162)
از اميد دروغين بپرهيز، كه تو را گرفتار ترس حقيقى مىكند.
ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَال: قُلْتُ لَهُ قَوْمٌ يَعْمَلُونَ بِالْمَعَاصِي وَ يَقُولُونَ نَرْجُو فَلَا يَزَالُونَ كَذَلِكَ حَتَّى يَأْتِيَهُمُ الْمَوْتُ فَقَالَ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ يَتَرَجَّحُونَ فِي الْأَمَانِيِّ كَذَبُوا لَيْسُوا بِرَاجِينَ إِنَّ مَنْ رَجَا شَيْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَيْءٍ هَرَبَ مِنْهُ. (بحار الأنوار ج 67 ص 357)
راوی گوید: خدمت حضرت صادق (علیه السّلام) عرض کردم: عدّهاى هستند كه گناه مىكنند و مىگويند ما [به رحمت خدا] اميدواريم و پيوسته در همين حالند تا مرگشان در رسد. حضرت فرمود: اينها مردمانى هستند كه در آرزوها و خيالات خود غرقند! دروغ مىگويند. آنها اميدوار نيستند؛ زيرا هر كه به چيزى اميد داشته باشد، در طلب آن مىكوشد و هركه از چيزى بترسد، از آن مىگريزد.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ دُعَاءٍ مَحْجُوبٍ وَ رَجَاءٍ مَكْذُوبٍ وَ حَيَاءٍ مَسْلُوبٍ وَ احْتِجَاجٍ مَغْلُوبٍ وَ رَأْىٍ غَيْرِ مُصِيبٍ… (بحار الأنوار ج91 ص 153)
امام زين العابدين عليه السلام _در مناجاتش_ گفت: و به تو پناه مىبرم! از دعاى پوشیده [از درگاه تو]، و اميد دروغين، و دريدگىِ پردهی حيا و شرم، و شكست خوردن در استدلال و رأى نادرست.
8- نکوهش ناامیدی
اَللهُ تَعالی: قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ. (زمر/53)
بگو: اى بندگان من كه بر زيان خويش اسراف كردهايد! از رحمت خدا مأيوس مشويد. زيرا خدا همهی گناهان را مىآمرزد. اوست آمرزنده و مهربان.
في کِتابِ اللهِ: يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَ أَخِيهِ وَ لَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ. (یوسف/87)
پسران من! برويد تا از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نوميد مباشيد! زيرا جز گروه كافران كسى از رحمت خدا نوميد نمىشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ، وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ. (نهج البلاغه حکمت 87)
در شگفتم از كسى كه مأيوس است، در حالى كه استغفار با اوست!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ جَعَلَ فِي يَدَيْكَ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِيهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ، فَمَتَى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ وَ اسْتَمْطَرْتَ شَآبِيبَ رَحْمَتِهِ؛ فَلَا [يُقْنِطَنَّكَ] يُقَنِّطَنَّكَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ، فَإِنَّ الْعَطِيَّةَ عَلَى قَدْرِ النِّيَّةِ. (نهج البلاغه نامه 31)
سپس خداوند كليدهاى گنجينههاى خود را در دست تو قرار داده كه به تو اجازهی دعا كردن داد، پس هر گاه اراده كردى، مىتوانى با دعا، درهاى نعمت خدا را بگشايى، تا باران رحمت الهى بر تو ببارد. هرگز از تأخير اجابت دعا نااميد مباش، زيرا بخشش الهى به اندازهی نيّت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَأْمَنَنَّ عَلَى خَيْرِ هَذِهِ الْأُمَّةِ عَذَابَ اللَّهِ، لِقَوْلِهِ تَعَالَى {فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ} (أعراف/ 99) وَ لَا تَيْأَسَنَّ لِشَرِّ هَذِهِ الْأُمَّةِ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، لِقَوْلِهِ تَعَالَى {إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ.} (يوسف/ 87). (نهج البلاغه خطبه 377)
هیچ کس نباید از عذاب خدا ایمن باشد، حتی بهترین افراد این امّت، که خداوند میفرماید: {جز مردم زیانکار، از کیفر الهی ایمن نیستند.} و هیچ کس نباید از لطف و رحمت حقّ مأیوس و ناامید باشد، حتی بدترین افراد این امّت، که خداوند فرمود: {به جز کفّار، هیچ کس از رحمت حق ناامید نیست.}
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَيْأَسْ لِذَنْبِكَ وَ بَابُ التَّوْبَةِ مَفْتُوحٌ. (تحف العقول ص 214)
تا زمانى كه دَرِ توبه باز است، از گناه خود نوميد مشو.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْيَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَشَدُّ بَرْداً مِنَ الزَّمْهَرِيرِ. (بحار الأنوار ج 75 ص 190)
ناامیدی از رحمت خدای عزیز و بلندمرتبه از سرماى سخت سردتر است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيَعْجَبُ مِنْ يَأْسِ الْعَبْدِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ قُنُوطِهِ مِنْ عَفْوِهِ مَعَ عَظِيمِ سَعَةِ رَحْمَتِهِ. ( إرشاد القلوب ج1 ص 109)
همانا خداى تعالى در شگفت است از بندهاى كه از رحمت و بخشش او نااميد است با بزرگى گسترش رحمت خدا.
9- آثار ناامیدی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْظَمُ الْبَلَاءِ انْقِطَاعُ الرَّجَاءِ. (عيون الحكم ص 117)
بزرگترين گرفتارى، نااميدى است.
10- نکوهش ناامید کردن دیگران
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَا ابْنَ آدَمَ…وَ لَا تُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ وَ أَنْتَ تَرْجُوهَا لِنَفْسِكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 45)
خداوند بزرگ و برتر میفرماید: ای فرزند آدم!…و مردم را از رحمت الهی ناامید نکن، در حالی که تو خود که به رحمت پروردگار امیدوار هستی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيْ بُنَيَ لَا تُؤْيِسْ مُذْنِباً فَكَمْ مِنْ عَاكِفٍ عَلَى ذَنْبِهِ خُتِمَ لَهُ بِخَيْرٍ وَ كَمْ مِنْ مُقْبِلٍ عَلَى عَمَلِهِ مُفْسِدٌ فِي آخِرِ عُمُرِهِ صَائِرٌ إِلَى النَّارِ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا-. (بحار الأنوار ج 74 ص 236)
اى فرزندم! هيچ گنهكارى را نوميد مكن؛ زيرا اى بسا كسى كه عمرى گناه مىكند، امّا فرجامش به نيكى ختم مىشود و اى بسا كسى كه عمرى عمل [خير] مىكند، ليكن در پايان عمرش گرفتار فساد مىشود و رهسپار دوزخ مىگردد. پناه به خدا از آتش دوزخ!
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تُخَيِّبْ رَاجِيَكَ فَيَمْقُتَكَ اللَّهُ وَ يُعَادِيَكَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 173)
کسی را که به تو امید دارد، نومید مکن، تا خدا دشمن و بدخواه تو نگردد.















ثبت دیدگاه