آداب مُحتَضَر
چکیده
آن هنگام که عمر انسان بسر میرسد، دچار مرگ میشود. و فرایند آن با احتضار آغاز میشود. در آداب مُحتضر دستورات پیشوایان دین و نیز عوامل گذر آسان از این مرحله سخت آمده است.
واژه های مرتبط
حضور، احتضار، جان کندن، جان دادن، نزع، مرگ
1- معنی و مفهوم
محتضر: مشرف بمرگ و كسى كه در حال احتضار باشد. (فرهنگ نفیسی جلد ۵، صفحه ۳۱۶۱)
نزديك به مرگ. بيمار كه در حال جان كندن است. آنكه در حال نزع است. (فرهنگ متوسط دهخدا ج ۲ ص ۲۶۱۸)
در علت نامیدن شخص در حال مرگ به محتضر مواردی ذکر شده است؛ همچون: حضور و حاضر شدن ملائکه نزد مریض یا حضور ائمه علیهم السلام خصوصاً امیرالمؤمنین یا حضور مؤمنین برای تشییع و…
واژه «احتضار»، در اصطلاح به معناى جان کندن و واپسین دم زندگی و حضور مرگ (انتقال از دنیا به آخرت) است. به شخص در حال احتضار، مُحتضَر گفته مىشود.
2- وضعیت محتضر
اَللهُ تَعالی: وَ لَوْ تَرى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُوا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ. (انفال/50)
و اگر ببينى آنگاه كه فرشتگان جان كافران را مىستانند، بر چهره و پشت آنان مىزنند و [گويند:] عذاب سوزان را بچشيد.
اَللهُ تَعالی: تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا كَرِيمًا. (احزاب/11-10)
درودشان – روزى كه ديدارش كنند- سلام خواهد بود، و براى آنان پاداشى نيكو آماده كرده است.
اَللهُ تَعالی: وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ. (ق/19)
و سكرات مرگ، به راستى در رسيد؛ اين همان است كه از آن مىگريختى.
اَللهُ تَعالی: كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ وَ قِيلَ مَنْ راقٍ وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِراقُ وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ. (قیامت/30- 26)
چنين نيست (كه انسان مىپندارد! او ايمان نمىآورد) تا موقعى كه جان به گلوگاهش رسد، و گفته شود: آيا كسى هست كه (اين بيمار را از مرگ) نجات دهد؟! و به جدایى از دنيا يقين پيدا كند، و ساق پاها (از سختى جان دادن) به هم بپيچد! (آرى) در آن روز مسير همه به سوى (دادگاه) پروردگارت خواهد بود!
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْمَيِّتَ إِذَا حَضَرَهُ الْمَوْتُ أَوْثَقَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ مَا اسْتَقَرَّ. (بحار الأنوار ج 6 ص 166)
هنگامی که زمان مرگ شخصی فرا می رسد، ملک الموت او را می بندد، در غیر این صورت آرام نمیگیرد.
3- وضعیت شیعیان در لحظه مرگ
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَوْ أَنَّ مُؤْمِناً أَقْسَمَ عَلَى رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يُمِيتَهُ مَا أَمَاتَهُ أَبَداً وَ لَكِنْ إِذَا حَضَرَ أَجَلُهُ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ رِيحَيْنِ رِيحاً يُقَالُ لَهُ الْمُنْسِيَةُ وَ رِيحاً يُقَالُ لَهُ الْمُسْخِيَةُ فَأَمَّا الْمُنْسِيَةُ فَإِنَّهَا تُنْسِيهِ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ فَأَمَّا الْمُسْخِيَةُ فَإِنَّهَا تُسْخِي نَفْسَهُ عَنِ الدُّنْيَا حَتَّى يَخْتَارَ مَا عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى. (بحار الأنوار ج 6 ص 153)
اگر مؤمنی بر پرودگار عزیز و بلندمرتبه خود قسم یاد کند که خدا او را نمیراند، خدای عزیز و بلندمرتبه هرگز او را نمیمیراند، ولی وقتی اجل او فرا میرسد، خداوند عزیز و بلندمرتبه بر او دو باد می فرستد: بادی که آن را منسیّه خوانند و بادی که آن را مسخیّه خوانند.اما منسیّه آن است که موجب فراموشی اهل و مالش میشود و امّا مسخیّه چیزی است که سبب میشود نفس او دنیا را ترک کند تا آن چه نزد خدای تباک و تعالی است را برگزیند.
عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: قُلْتُ لِأَيِّ عِلَّةٍ إِذَا خَرَجَ الرُّوحُ مِنَ الْجَسَدِ وَجَدَ لَهُ مَسّاً وَ حَيْثُ رُكِّبَتْ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ قَالَ لِأَنَّهُ نَمَا عَلَيْهَا الْبَدَنُ. (بحار الأنوار ج 6 ص 157)
عبدالرحمن: محضر امام صادق (علیه السّلام) عرض کردم: به چه علّت وقتی روح از کالبد انسان خارج می شود، درد حسّ می شود؟ ولی وقتی روح وارد بدن می شود، انسان چنین حسّی نمیکند؟
حضرت فرمود: به خاطر آنکه بدن با روح الفت پیدا کرده، و هنگام جدا شدن روح از بدن، درد جدایی را درک میکند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ وَلِيَّ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) يَرَاهُ فِي ثَلاَثَةِ مَوَاطِنَ حَيْثُ يَسُرُّهُ عِنْدَ اَلْمَوْتِ وَ عِنْدَ اَلصِّرَاطِ وَ عِنْدَ اَلْحَوْضِ وَ مَلَكُ اَلْمَوْتِ يَدْفَعُ اَلشَّيْطَانَ عَنِ اَلْمُحَافِظِ عَلَى اَلصَّلاَةِ وَ يُلَقِّنُهُ شَهَادَةَ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي تِلْكَ اَلْحَالَةِ اَلْعَظِيمَةِ. (من لايحضره الفقيه ج ۱ ص ۱۳۷)
دوستدار و شيعه على )عليه السلام( او را در سه محل مىبيند و به خاطر آن شادمان مىشود: هنگام مرگ و در كنار صراط و در كنار حوض و فرشتهی مرگ شيطان را از نزد مراقبتكننده بر نماز مىراند و شهادت به «لا اله الا اللّٰه» و «محمد رسول اللّٰه صلى الله عليه و آله» را در آن حالت سخت به او تلقين مىكند.
تفسير القمي: }يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً.{ )فجر/ 28 – 30 ( قَالَ إِذَا حَضَرَ الْمُؤْمِنَ الْوَفَاةُ نَادَى مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي راضِيَةً بِوَلَاءِ عَلِيٍ مَرْضِيَّةً بِالثَّوَابِ فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي فَلَا يَكُونُ لَهُ هِمَّةٌ إِلَّا اللُّحُوقُ بِالنِّدَاءِ. (بحار الأنوار ج 6 ص 182)
علی بن ابراهیم در تفسیر آیه شریفه} اى روح آرامش يافته، خشنود و پسنديده به سوى پروردگارت باز گرد. { فرمود: هنگام مرگ مومن، منادی از سوی خدا ندا میدهد: ای نفس مطمئنه! برگرد به سوی پروردگارت در حالی که راضی به ولایت علی (علیه السلام) و خشنود به ثواب الهی هستی، پس داخل بین بندگان من شو و داخل بهشت من شو! پس هم و غمی جز پیوستن به ندای الهی ندارد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَّهِ لَا يَصِفُ عَبْدٌ هَذَا الْأَمْرَ فَتَطْعَمَهُ النَّارُ قُلْتُ إِنَّ فِيهِمْ مَنْ يَفْعَلُ وَ يَفْعَلُ فَقَالَ إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ ابْتَلَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَدَهُمْ فِي جَسَدِهِ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا ضَيَّقَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِي رِزْقِهِ فَإِنْ كَانَ ذَلِكَ كَفَّارَةً لِذُنُوبِهِ وَ إِلَّا شَدَّدَ اللَّهُ عَلَيْهِ عِنْدَ مَوْتِهِ حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهَ وَ لَا ذَنْبَ لَهُ ثُمَّ يُدْخِلُهُ الْجَنَّةَ. (بحار الأنوار ج 6 ص 160)
به خدا قسم! هیچ بنده ای نیست که این امر امامت را وصف کند و بدان معتقد باشد و آتش در او طمع کند. گفتم: در بین معتقدان امر امامت هستند کسانی که اهل انجام گناه هستند. حضرت فرمود: وقتی گناه کنند، خدای تبارک و تعالی او را در جسمش مبتلا به مرض می کند و آن مرض، کفّارهی گناهان اوست و اگر او را مریض نکند، در روزیاش بر او تنگ میگیرد و آن تنگی رزق، کفّارهی گناهان اوست و اگر او را تنگ روزی نکند، هنگام مرگ را بر او سخت میگیرد تا با حالی به نزد خدا بیاید که گناهی بر او نباشد، سپس خدا او را داخل بهشت میکند.
4- نزدیکی خدا و فرشتگان
اَللهُ تَعالی: فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَلَٰكِنْ لَا تُبْصِرُونَ. (واقعه/85-83)
پس چرا آنگاه كه [جان شما] به گلو مىرسد، و در آن هنگام خود نظاره گريد و ما به آن [محتضر] از شما نزديكتريم ولى نمىبينيد.
5- حضور معصومین علیهم السلام هنگام مرگ
يَحْيَى بْنِ سَابُورَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) يَقُولُ فِي الْمَيِّتِ تَدْمَعُ عَيْنُهُ عِنْدَ الْمَوْتِ فَقَالَ ذَلِكَ عِنْدَ مُعَايَنَةِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَرَى مَا يَسُرُّهُ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَ مَا تَرَى الرَّجُلَ إِذَا يَرَى مَا يَسُرُّهُ فَتَدْمَعُ عَيْنُهُ وَ يَضْحَكُ. (بحار الأنوار ج 6 ص 182)
یحیی بن سابور: از حضرت ابی عبد اللَّه (علیه السّلام) شنیدم که درباره میّت می فرمودند: چشم او هنگام مرگ گریان است! این در وقتی است که رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) را می بیند که آن چه او را مسرور میسازد را می بیند. سپس امام (علیه السّلام) فرمود: آیا ندیدهای انسانی وقتی چیزی میبیند که مسرورش میکند، در نتیجه اشک از چشمهایش جاری میگردد و میخندد؟
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُ أَحَدِكُمْ هَذِهِ قِيلَ لَهُ أَمَّا مَا كُنْتَ تَحْزَنُ مِنْ هَمِّ الدُّنْيَا وَ حُزْنِهَا فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ وَ يُقَالُ لَهُ أَمَامَكَ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ )عَلَيْهِمُ السَّلَامُ(. (بحار الأنوار ج 6 ص184)
هرگاه جان یکی از شما به این جا ( گلو) برسد، به او گویند: هر غم و غصهای که در دنیا داشتی، از آن در امان هستی. و گویند: اکنون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) مقابل تو هستند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَمَا إِنَّ أَحْوَجَ مَا تَكُونُونَ فِيهِ إِلَى حُبِّنَا حِينَ تَبْلُغُ نَفْسُ أَحَدِكُمْ هَذِهِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى نَحْرِهِ ثُمَّ قَالَ لَا بَلْ إِلَى هَاهُنَا وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى حَنْجَرَتِهِ فَيَأْتِيهِ الْبَشِيرُ فَيَقُولُ أَمَّا مَا كُنْتَ تَخَافُهُ فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ. (بحار الأنوار ج 6 ص 187)
بیشترین زمانی که شما به محبت ما نیازمندید، زمانی است که جان شما به این جا برسد- و با دست به بالای سینه مبارکش اشاره فرمود و بعد فرمود: نه! بلکه زمانی که به این جا برسد و با دست به حنجره شریفش اشاره فرمود و فرمود: پس بشارت دهنده نزد او آمده و می گوید: از آن چه بر آن خائف بودی ایمنی یافتی!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَحَبَّنِي وَجَدَنِي عِنْدَ مَمَاتِهِ بِحَيْثُ يُحِبُّ وَ مَنْ أَبْغَضَنِي وَجَدَنِي عِنْدَ مَمَاتِهِ بِحَيْثُ يَكْرَهُ. (بحار الأنوار ج 6 ص 188)
کسی که مرا دوست بدارد، موقع مردنش آنگونه که دوست دارد مرا مییابد و کسی که مرا دشمن بدارد، موقع مردنش آنگونه که ناپسند دارد مرا مییابد.
6- وضعیت قبض روح مؤمن و کافر
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رُبَّمَا أَمَرَ مَلَكَ الْمَوْتِ فَرَدَّدَ نَفْسَ الْمُؤْمِنِ لِيُخْرِجَهَا مِنْ أَهْوَنِ الْمَوَاضِعِ عَلَيْهِ وَ يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ قَدْ شُدِّدَ عَلَيْهِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رُبَّمَا أَمَرَ مَلَكَ الْمَوْتِ بِالتَّشْدِيدِ عَلَى الْكَافِرِ فَيَجْذِبُ نَفْسَهُ جَذْبَةً وَاحِدَةً كَمَا يَجْذِبُ السَّفُّودُ مِنَ الصُّوفِ الْمَبْلُولَ وَ يَرَى النَّاسُ أَنَّهُ هُوِّنَ عَلَيْهِ. (دعائم الإسلام ج 1 ص 220)
چه بسا خداى بزرگ و برتر ملك الموت را فرمان مىدهد كه جان مؤمن را به راحت ترين وضع از بدنش خارج كند؛ امّا مردم چنين مىبينند كه مرگ بر او سخت و سنگين شده است. و چه بسا خداوند ملك الموت را فرمان مىدهد كه مرگ را بر كافر سخت گيرد و او به يكباره جانش را برمىكند بدانگونه كه ميلۀ آهنى را از پشم تر درمىآوردند؛ امّا مردم چنين مىپندارند كه راحت جان داده است.
7- جان دادن آسان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) حَضَرَ شَابّاً عِنْدَ وَفَاتِهِ فَقَالَ لَهُ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ فَاعْتُقِلَ لِسَانُهُ مِرَاراً فَقَالَ لِامْرَأَةٍ عِنْدَ رَأْسِهِ هَلْ لِهَذَا أُمٌّ قَالَتْ نَعَمْ أَنَا أُمُّهُ قَالَ أَ فَسَاخِطَةٌ أَنْتِ عَلَيْهِ قَالَتْ نَعَمْ مَا كَلَّمْتُهُ مُنْذُ سِتِّ حِجَجٍ قَالَ لَهَا ارْضَيْ عَنْهُ قَالَتْ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بِرِضَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ قُلْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ فَقَالَهَا فَقَالَ النَّبِيُّ ص مَا تَرَى فَقَالَ أَرَى رَجُلًا أَسْوَدَ قَبِيحَ الْمَنْظَرِ وَسِخَ الثِّيَابِ مُنْتِنَ الرِّيحِ قَدْ وَلِيَنِي السَّاعَةَ فَأَخَذَ بِكَظَمِي فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قُلْ يَا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسِيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ وَ اعْفُ عَنِّي الْكَثِيرَ إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ فَقَالَهَا الشَّابُّ فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) انْظُرْ مَا تَرَى قَالَ أَرَى رَجُلًا أَبْيَضَ اللَّوْنِ حَسَنَ الْوَجْهِ طَيِّبَ الرِّيحِ حَسَنَ الثِّيَابِ قَدْ وَلِيَنِي وَ أَرَى الْأَسْوَدَ قَدْ تَوَلَّى عَنِّي قَالَ أَعِدْ فَأَعَادَ قَالَ مَا تَرَى قَالَ لَسْتُ أَرَى الْأَسْوَدَ وَ أَرَى الْأَبْيَضَ قَدْ وَلِيَنِي ثُمَّ طَفَاعَلَى تِلْكَ الْحَالِ. (بحار الأنوار ج 71 ص 75)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر بستر مرگ جوانی حاضر شد و به او فرمود: «بگو لا إله إلا الله.» چند بار زبان آن جوان بند آمد و آن حضرت به زنی که کنار بالین او بود، فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ عرض کرد: آری، من مادرش هستم. فرمود: تو بر او خشمگین هستی؟ عرض کرد: آری، شش سال است با او سخن نگفتهام. فرمود: از او راضی باش. آن زن عرض کرد: خدا از او راضی باشد، به رضای تو یا رسول الله! پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن جوان فرمود: بگو: لا إله إلا الله. و جوان آن را گفت. پس پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: چه میبینی؟ پاسخ گفت: مردی سیاه و زشت و چرکینجامه و بدبو را، که اکنون پهلویم آمد و گلویم را فشرد. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: بگو: ای آنکه اندک را میپذیری و از بسیار درمی گذری، اندک مرا بپذیر و از بسیارم درگذر که تو بسیارآمرزنده و مهربانی! جوان آن را گفت. پس پیغمبر به او فرمود: بنگر تا چه میبینی؟ پاسخ داد: مردی را میبینم سفیدرنگ، خوشرو و خوشبو و خوشلباس، که به کنارم آمد و آن سیاه از من دور شد. فرمود: باز بگو. و باز گفت. حضرت فرمود: اکنون چه میبینی؟ گفت: آن سیاه را نمیبینم و مردی سفید را میبینم، پهلوی خودم. و سپس در همان حال مُرد.
8- آگاهی به حقانیت اسلام توسط معتقدین به غیر از اسلام هنگام احتضار
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) فِي قَوْلِهِ {وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً.} (نساء/159) قَالَ لَيْسَ مِنْ أَحَدٍ مِنْ جَمِيعِ الْأَدْيَانِ يَمُوتُ إِلَّا رَأَى رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ. (بحار الأنوار ج 6 ص 188)
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه {و از اهلِ کتاب، کسی نیست مگر آنکه پیش از مرگ خود قطعی به او ایمان میآورد، و روز قیامت [عیسی نیز] بر آنان شاهد خواهد بود.} فرمود: پیروان هیچ دینی از اولین و آخرین نمیماند جز اینکه قبل از مرگ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیرالمومنین علی (علیه السلام) را در جایگاه حقانیت میبینند.
9- درخواست تأخیر مرگ و بازگشت به دنیا توسط محتضر
أَبِي بَصِيرٍ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) مَا مَعْنَى قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى {فَلَوْ لا إِذا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَ أَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ.} (واقعه/83 و )82 الْآيَاتِ قَالَ إِنَّ نَفْسَ الْمُحْتَضَرِ إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَ كَانَ مُؤْمِناً رَأَى مَنْزِلَهُ مِنَ الْجَنَّةِ فَيَقُولُ رُدُّونِي إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى أُخْبِرَ أَهْلَهَا بِمَا أَرَى فَيُقَالُ لَهُ لَيْسَ إِلَى ذَلِكَ سَبِيلٌ. (بحار الأنوار ج 6 ص 200)
ابا بصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره تفسیر آیهی شریفه {پس چرا آنگاه كه جان به گلوگاه رسد، و در آن هنگام خود نظاره گريد… } پرسیدم. فرمود: هنگامی که جان محتضر به گلویش برسد، اگر مومن باشد، جایگاه خود را در بهشت میبیند و میگوید: مرا به دنیا بازگردانید تا اهل آن را از آنچه دیدهام باخبر سازم، به او میگویند: دیگر راه بازگشتی نیست.
10- وظایف اطرافيان محتضر
10-1- تلقين
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِنَّ مَنْ كَانَ آخِرُ كَلَامِهِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ دَخَلَ الْجَنَّةَ. (بحار الأنوار ج 78 ص 232)
لا إله إلا الله، را به مردگان خود تلقین کنید، به راستی هر کسی که آخرین کلامش لا إله إلا الله باشد وارد بهشت میشود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا حَضَرْتَ الْمَيِّتَ قَبْلَ أَنْ يَمُوتَ فَلَقِّنْهُ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ. (كافی ج 3 ص 121)
وقتى بر بالين ميّت مسلمان، پيش از مرگش حاضر شدى، به او تلقين كن كه شهادت دهد به اينكه خدايى نيست جز خداى يگانهی بىشريك و اينكه محمّد بنده و فرستاده اوست. [يعنى بگويد: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، و اشهد ان محمدا عبده و رسوله.]
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا دَخَلْتَ عَلَى مَرِيضٍ وَ هُوَ فِي النَّزْعِ الشَّدِيدِ فَقُلْ لَهُ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ يُخَفِّفِ اللَّهُ عَنْكَ- وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ رَبِّ الْعَرْشِ الْكَرِيمِ مِنْ كُلِّ عِرْقٍ نَعَّارٍ وَ مِنْ شَرِّ حَرِّ النَّارِ سَبْعَ مَرَّاتٍ… (بحار الأنوار ج 78 ص 237)
آنگاه که بر بالین بیماری حاضر گشتی که سخت در حال جان کندن است، به او بگو: این دعا را هفت بار بر زبان جاری ساز که خداوند به واسطهی آن بارِ تو را سبک میگرداند: از هر رگ یا زخمی که از آن خون جاری میشود و همچنین از شرّ گرمای آتش جهنّم به خداوند بزرگ که پروردگار عرش کریم است پناه میبرم…
10-2- رو به قبله کردن محتضر
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) دَخَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنْ بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ هُوَ فِي السِّيَاقِ وَ قَدْ وُجِّهَ لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ فَقَالَ وَجِّهُوهُ إِلَى الْقِبْلَةِ فَإِنَّكُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ أَقْبَلَتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ وَ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِوَجْهِهِ فَلَمْ يَزَلْ كَذَلِكَ حَتَّى يُقْبَضَ. (دعائم الإسلام ج 1 ص 219)
پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) بر مردى از بنى عبد المطلب كه در حال احتضار بود وارد شد. او را به سویى غير از قبله خوابانده بودند. حضرت فرمود: رو به قبلهاش كنيد؛ چرا كه وقتى چنان كنيد، فرشتگان به سوى او مىآيند و خداوند نيز به او رو مىكند و همينگونه هست تا آنكه جان دهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنَ الْفِطْرَةِ أَنْ يُسْتَقْبَلَ بِالْعَلِيلِ الْقِبْلَةَ إِذَا احْتُضِرَ. (بحار الأنوار ج 78 ص 243)
از جمله فطریات انسانی این است که هرگاه شخص بیمار در حال احتضار قرار گرفت، رو به قبله قرارداده شود.
10-3- قرار دادن محتضر هنگام شدت جان کندن در جایگاه نماز او
ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) قَالَ: ذُكِرَ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ فَقَالَ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ كَانَ مُسْتَقِيماً قَالَ فَنَزَعَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَغَسَّلَهُ أَهْلُهُ ثُمَّ حَمَلُوهُ إِلَى مُصَلَّاهُ فَمَاتَ فِيهِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 236)
نام ابوسعید خدریّ به میان آمد و امام صادق (علیه السلام) فرمود: ابوسعید از اصحاب رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) بود که در راه راست بود. وی سه روز در حال جان کندن بود، آنگاه خانوادهاش او را غسل دادند و به سوی جایگاه نمازش او را حمل کردند و در آنجا جان سپرد.
10-4- یادآوری حُسن ظن به خدا به محتضر
الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْعَسْكَرِيِّ عَنْ آبَائِهِ )عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ( قَالَ: سَأَلَ الصَّادِقُ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) عَنْ بَعْضِ أَهْلِ مَجْلِسِهِ فَقِيلَ عَلِيلٌ فَقَصَدَهُ عَائِداً وَ جَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهِ فَوَجَدَهُ دَنِفاً فَقَالَ أَحْسِنْ ظَنَّكَ بِاللَّهِ فَقَالَ أَمَّا ظَنِّي بِاللَّهِ فَحَسَنٌ الْحَدِيثَ. (بحار الأنوار ج 78 ص 235)
امام صادق (علیه السلام) احوال یکی از کسانی که قبلاً در مجلسش حاضر میشد را جویا شد، در پاسخ گفته شد: بیمار است، پس امام به عیادت او رفت و کنار سرش نشست و حال او را وخیم و رو به مرگ یافت و فرمود: نسبت به خداوند حسن ظنّ داشته باش! مرد گفت: من نسبت به خداوند حسن ظنّ دارم، …
10-5- خواندن قرآن و دعا و صلوات بر بالین محتضر
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْوَفَاةُ فَاحْضُرُوا عِنْدَهُ بِالْقُرْآنِ وَ ذِكْرِ اللَّهِ وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ). (بحار الأنوار ج 78 ص 234)
آنگاه که یکی از شما در حال احتضار قرار گرفت، با خواندن قرآن، ذکر خداوند و درود فرستادن بر رسول خدا (صلّی الله عیه و آله) نزد او حاضر شوید.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ عَابِدَ وَثَنٍ وَصَفَ مَا تَصِفُونَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِهِ مَا طَعِمَتِ النَّارُ مِنْ جَسَدِهِ شَيْئاً أَبَداً. (كافی ج 3 ص 124)
به خدا سوگند! اگر بتپرستى به هنگام جانكندن آنچه را كه شما مىگوييد، بگويد، هرگز آتش بدن او را نمىسوزاند.
10-6- خواندن سوره یس
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ اقْرَأْ يس فَإِنَّ فِي قِرَاءَةِ يس عَشْرَ بَرَكَاتٍ مَا قَرَأَهَا … وَ لَا قُرِئَتْ عِنْدَ مَيِّتٍ إِلَّا خُفِّفَ عَنْهُ تِلْكَ السَّاعَةَ. (بحار الأنوار ج 78 ص240)
ای علی! سوره (یس) را قرائت کن که در آن ده برکت وجود دارد: … و نزد هیچ میّتی خوانده نشده، مگر اینکه در آن هنگام شدّت و سختی تحمیل شده بر او سبک گشته است.
10-7- خواندن سوره کافرون
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: نَابِذُوا عِنْدَ الْمَوْتِ فَقِيلَ كَيْفَ نُنَابِذُ قَالَ قُولُوا {قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ} (کافرون/2و3) إِلَى آخِرِ السُّورَةِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 241)
هنگام مرگ به مخالفت و دشمنی (باشیطان و کافران) بپردازید. گفتند: چگونه به مخالفت و دشمنی بپردازیم؟ پیامبر فرمود: بگویید: {بگو: ای کافران! آنچه را شما می پرستید، من نمی پرستم.} تا پایان سوره.
10-8- خواندن آیة الکرسی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يُسْتَحَبُّ لِمَنْ حَضَرَ النَّازِعَ أَنْ يَقْرَأَ عِنْدَ رَأْسِهِ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ آيَتَيْنِ بَعْدَهَا وَ يَقْرَأَ {إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ } (اعراف / 54 ) إِلَى آخِرِ الْآيَةِ ثُمَّ ثَلَاثَ آيَاتٍ مِنْ آخِرِ الْبَقَرَةِ ثُمَّ يَقُولُ اللَّهُمَّ أَخْرِجْهَا مِنْهُ إِلَى رِضًى مِنْكَ وَ رِضْوَانٍ اللَّهُمَّ لَقِّهِ الْبُشْرَى اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 243)
مستحبّ است آیه الکرسی و دو آیه پس از آن بر بالین کسی که در حال احتضار و جان کندن است خوانده شود. همچنین آیه: {در حقیقت پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید.} تا پایان و سه آیهی پایانی سورهی بقره بر او خوانده شده و سپس گفته شود: خداوندا! روح او را به سوی رضایت و رضوان (بهشت) خویش خارج ساز، خداوندا! او را با مژده و بشارت رویاروی گردان، خداوندا! گناهان او را ببخش و مورد مرحمتش قرار ده.
10-9- سوره واقعه و فتح
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ )عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ( لَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ أُغْمِيَ عَلَيْهِ ثُمَّ فَتَحَ عَيْنَيْهِ وَ قَرَأَ إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ وَ إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ ثُمَّ قُبِضَ مِنْ سَاعَتِهِ وَ لَمْ يَقُلْ شَيْئاً. (بحار الأنوار ج 46 ص 152)
وقتی وفات علی بن الحسین (علیهما السلام) فرا رسید، بیهوش شد؛ سپس چشم گشود و اذا وقعت الواقعه و انا فتحنا لک خواند و فرمود: سپاس خدایی را که وعدهاش را بر ما راست گردانید و سرزمین [بهشت] را به ما میراث داد. در هر جای آن باغ [پهناور] که بخواهیم جای می گزینیم. چه نیک است پاداش عمل کنندگان. سپس همان ساعت از دنیا رفت و دیگر چیزی نفرمود.
11- دعای احتضار
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَضَرَ رَجُلًا الْمَوْتُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ فُلَاناً قَدْ حَضَرَهُ الْمَوْتُ فَنَهَضَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ مَعَهُ نَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ حَتَّى أَتَاهُ وَ هُوَ مُغْمًى عَلَيْهِ قَالَ فَقَالَ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ كُفَّ عَنِ الرَّجُلِ حَتَّى أُسَائِلَهُ فَأَفَاقَ الرَّجُلُ فَقَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَا رَأَيْتَ قَالَ رَأَيْتُ بَيَاضاً كَثِيراً وَ سَوَاداً كَثِيراً فَقَالَ فَأَيُّهُمَا كَانَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْكَ فَقَالَ السَّوَادُ فَقَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قُلِ اللَّهُمَ اغْفِرْ لِيَ الْكَثِيرَ مِنْ مَعَاصِيكَ وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ مِنْ طَاعَتِكَ فَقَالَ ثُمَّ أُغْمِيَ عَلَيْهِ فَقَالَ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ خَفِّفْ عَنْهُ سَاعَةً حَتَّى أُسَائِلَهُ فَأَفَاقَ الرَّجُلُ فَقَالَ مَا رَأَيْتَ قَالَ رَأَيْتُ بَيَاضاً كَثِيراً وَ سَوَاداً كَثِيراً قَالَ فَأَيُّهُمَا كَانَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ فَقَالَ الْبَيَاضُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) غَفَرَ اللَّهُ لِصَاحِبِكُمْ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ )عَلَيْهِ السَّلاَمُ) إِذَا حَضَرْتُمْ مَيِّتاً فَقُولُوا لَهُ هَذَا الْكَلَامَ لِيَقُولَهُ. (بحار الأنوار ج 22 ص 124)
در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) لحظهی مرگ کسی فرارسید. پس به حضرت عرض کردند که زمان مرگ فلانی رسیده است. حضرت با تعدادی از اصحاب خود برخاستند و بر بالین او حاضر شدند در حالی که او بیهوش بود. حضرت خطاب فرمود: ای عزرائیل! دست از او بردار تا من از او سؤالی بپرسم. پس آن مرد به هوش آمد. حضرت از او پرسید: چه میبینی؟ گفت: سفیدی بسیار و سیاهی بسیار میبینم. حضرت پرسید: کدام یک از اینها به تو نزدیکتراست؟ گفت: سیاهی به من از سفیدی نزدیکتر است. حضرت فرمود: این دعا را بخوان: پروردگارا گناهان بسیار مرا ببخش و طاعت اندک مرا قبول کن. باز بیهوش شد و حضرت دوباره عزرائیل را خطاب فرمود: لحظهای دست از او بردار تا از او سؤال کنم. پس به هوش آمد و حضرت از او پرسید: چه میبینی؟ گفت: سفیدی و سیاهی بسیار میبینم. حضرت پرسید: کدام یک به تو نزدیکتر هستند؟ گفت: سفیدی. حضرت فرمود: خداوند بیمار شما را آمرزید.
امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه بر بالین کسی که در شُرف مرگ است، حاضر شدید، این دعا را به او بگویید تا بخواند.
12- وسوسه شیطان همگام احتضار
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ أَحَدٍ يَحْضُرُهُ الْمَوْتُ إِلَّا وَكَّلَ بِهِ إِبْلِيسُ مِنْ شَيَاطِينِهِ مَنْ يَأْمُرُهُ بِالْكُفْرِ وَ يُشَكِّكُهُ فِي دِينِهِ حَتَّى تَخْرُجَ نَفْسُهُ فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَإِذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاكُمْ فَلَقِّنُوهُمْ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) حَتَّى يَمُوتَ. (بحار الأنوار ج 6 ص 195)
هیچ انسانی نیست، مگر اینکه در هنگام مرگ، شیطان یکی از مأمورین خود را نزد او حاضر میکند تا وی را وسوسه کند و در دینش به شک اندازد و او را به کفر بکشاند. این وسوسه ادامه دارد تا این که روح از بدن او خارج شود. اگر ایمان محتضر، سست و عاریهای باشد، شیطان به آسانی آن را از او میگیرد و کافر از دنیا می رود. و اگر محتضر از مؤمنان حقیقی باشد، شیطان نمیتواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد.
سپس فرمود: هرگاه یکی از شما بر بالین شخصی از کسان خود رفتید که مرگش فرا رسیده است ، شهادت به لا اله الا الله و محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) را به او تلقین کنید تا شیطان به او دست نیابد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَأْتِي الرَّجُلَ مِنْ أَوْلِيَائِنَا عِنْدَ مَوْتِهِ يَأْتِيهِ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ يَسَارِهِ لِيَصُدَّهُ عَمَّا هُوَ عَلَيْهِ فَيَأْبَى اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ وَ كَذَلِكَ قَالَ اللَّهُ {يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ.} (ابراهیم / 27) (بحار الأنوار ج 6 ص 188)
زمان مرگ یکی از طرفداران و شیعیان ما، شیطان از راست و چپ به بالین او میآید تا او را از آنچه بدان اعتقاد دارد گمراه سازد، ولی خداوند عزیز و بلندمرتبه از آن جلوگیری میکند و نمیگذارد و این همان فرمایش خداوند تعالی است که: {خداوند سبحان آنان را که ایمان آوردهاند در زندگانی دنیا و به سرای آخرت بر قول ثابت (که همان اعتقادات صحیح و واقعی است) استوار و پا بر جای نگهمی دارد.}
13- عدم حضور جنب و حائض نزد محتضر
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَحْضُرِ الْحَائِضُ وَ الْجُنُبُ عِنْدَ التَّلْقِينِ إِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَتَأَذَّى بِهِمَا. (بحار الأنوار ج 78 ص230)
حائض و جنب هنگام خواندن تلقین، بر بالین کسی که در حال احتضار است حاضر نمیشوند، چرا که فرشتگان از حضور آنها آزرده میگردند.












ثبت دیدگاه