آداب پروردگار
چکیده
پروردگار جهانیان، انسانها را آفرید، ولی آنان نسبت به او، وظایفی دارند که برخی از آنها در آداب پروردگار گرد آمدهاند. از مهمترین این وظایف سپاسگزاری از اوست که دارای جلوههای گونه گون است، مانند: بهرهوری از نعمتها و تقویٰ.
معنی و مفهوم
پروردگار، ترجمه فارسی ربّ است به معنای مالک، خالق، صاحب و مصلح است. (تهذیب اللغة)
1- تقوای الهی
اَللهُ تَعالی: … وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ كَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا. (نساء/۱۳۱)
و البته ما کسانی را که پیش از شما کتاب آسمانی به آنان داده شده است، و نیز شما را سفارش کردیم که [در همهی امورتان] از نافرمانی خدا بپرهیزید. و [هشدار دادیم] اگر کفر ورزید [زیانی به او نمیرسانید]؛ زیرا آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و خدا همواره (از طاعت و تقوای شما) بینیاز است و در کار خود ستوده است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَلِيِّ النِّعْمَةِ وَ الرَّحْمَةِ خَالِقِ الْأَنَامِ وَ مُدَبِّرِ الْأُمُورِ فِيهَا بِالْقُوَّةِ عَلَيْهَا وَ الْإِتْقَانِ لَهَا… (کافی ج ۵ ص ۳۷۱)
ای بندگان خدا! شما را به تقوا نسبت به خداوند، بخشندهی نعمتها و رحمتها، آفریننده انسانها و تدبیرکننده همهی امور درون آنها، با قدرت و کمال، توصیه میکنم.
2- شکر الهی
اَللهُ تَعالی: وَ اشْكُرُوا لِي وَ لَا تَكْفُرُونِ. (بقره/۱۵۲)
و شکر نعمت من به جای آورید و کفران نعمت من نکنید.
اَللهُ تَعالی: … أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ (لقمان/۱۴)
[و سفارش کردیم] که برای من و پدر و مادرت سپاس گزاری کن؛ بازگشت [همه] فقط به سوی من است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ الْوَرَعُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْكَ. (بحارالانوار ج ۶۷ ص ۳۱۰)
سپاس هر نعمتى، پرهيز کردن از آنچه خدا حرام کرده بر تو است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَسْأَلُكَ اللَّهُمَّ! أَكْثَرَ الْحَمْدِ عِنْدَ الرَّخَاءِ، وَ أَجْمَلَ الصَّبْرِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ، وَ أَفْضَلَ الشُّكْرِ عِنْدَ مَوْضِعِ الشُّكْرِ، وَ التَّسْلِيمَ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ. (اصول کافی / ترجمه انصاریان ج ۵ ص ۴۴۸)
خداوندا! و توفيق حمد و ستايش بسيار را در هنگام راحتى و آسودگى؛ و بهترين شكيبايى را در هنگام بلا و مصيبت؛ و برترين شكر را در جايگاه شكر؛ و تسليمبودن نزد شبهات را از تو درخواست مىكنم!
3- پناه بردن به خدا
اَللهُ تَعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِكِ النَّاسِ – إِلَٰهِ النَّاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ (ناس/۱-۶)
بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم، [به] پادشاه مردم، [به] معبود مردم، از زیان وسوسهگرِ کمین گرفته و پنهان، آنکه همواره در سینههای مردم وسوسه میکند، از جنّیان و آدمیان.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … اللَّهُمَّ إِنيِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَيَجَانِ الْحِرْصِ، وَ سَوْرَةِ الْغَضَبِ، وَ غَلَبَةِ الْحَسَدِ، وَ ضَعْفِ الصَّبْرِ، وَ قِلَّةِ الْقَنَاعَةِ، وَ شَكَاسَةِ الْخُلُقِ، وَ إِلْحَاحِ الشَّهْوَةِ، وَ مَلَكَةِ الْحَمِيَّةِ وَ مُتَابَعَةِ الْهَوَى، وَ مُخَالَفَةِ الْهُدَى، وَ سِنَةِ الْغَفْلَةِ، وَ تَعَاطِي الْكُلْفَةِ، وَ إِيثَارِ الْبَاطِلِ عَلَى الْحَقِّ، وَ الْإِصْرَارِ عَلَى الْمَأْثَمِ، وَ اسْتِصْغَارِ الْمَعْصِيَةِ، وَ اسْتِكْبَارِ الطَّاعَةِ … (صحیفه سجادیه دعای هشتم)
بار خدایا! به تو پناه میآورم از طغیان آز و تندی خشم و چیرگی حسد و سستی صبر و کمی قناعت و بدی اخلاق و زیادهروی در شهوت و پافشاری در عَصَبیت. و پیروی هوا و هوس و مخالفت با هدایت و خواب غفلت و کوشش بیش از اندازه و انتخاب باطل بر حق و پافشاری بر گناه و کوچکشمردن معصیت و بزرگشمردن طاعت…
4- متذکّر شدن به آیات آفاقی و انفسی
اَللهُ تَعالی: سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ … (فصلت/۵۳)
به زودی نشانههای خود را در کرانهها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است.
اَللهُ تَعالی:… وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِيهَا مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ. (لقمان/۱۰)
و از آسمان آبی نازل کردیم پس [به وسیلهی آن] از هر نوع گیاه نیکو و با ارزش در آن رویاندیم.
اَللهُ تَعالی: وَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِنْهُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. (جاثیه/۱۳)
و همهی آنچه را در آسمان هاست و آنچه را در زمین است از سوی خود برای شما مسخّر و رام کرد؛ بیتردید در این امور برای مردمی که میاندیشند، نشانههایی [بر ربوبیت، حکمت و قدرت خدا] ست.
5- پرهیز از تکذیب آیات الهی
اَللهُ تَعالی: فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْمُجْرِمُونَ. (یونس/۱۷)
پس ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بندد یا آیاتش را تکذیب کند، کیست؟ به طور قطع گنهکاران، رستگار نخواهند شد.
6- یاد خدا
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. (آل عمران/191)
آنان که همواره خدا را ایستاده و نشسته و به پهلو آرمیده یاد می کنند، و پیوسته در آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند، [و از عمق قلب همراه با زبان می گویند:] پروردگارا! این [جهان با عظمت] را بیهوده نیافریدی، تو از هر عیب و نقصی منزّه و پاکی؛ پس ما را از عذاب آتش نگاهدار.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ لَمَّا نَاجَى رَبَّهُ قَالَ يَا رَبِّ أَ بَعِيدٌ أَنْتَ مِنِّي فَأُنَادِيَكَ أَمْ قَرِيبٌ فَأُنَاجِيَكَ فَأَوْحَى اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِلَيْهِ أَنَا جَلِيسُ مَنْ ذَكَرَنِي فَقَالَ مُوسَى يَا رَبِّ إِنِّي أَكُونُ فِي حَالٍ أُجِلُّكَ أَنْ أَذْكُرَكَ فِيهَا فَقَالَ يَا مُوسَى اذْكُرْنِي عَلَى كُلِّ حَالٍ. (بحار الانوار ج۹۰ ص ۳۰۸)
موسى بن عمران چون با پروردگارش مناجات كرد، گفت: اى پروردگار من! آيا تو از من دورى تا من تو را نداء كنم يا در نزديك كه با تو راز گويم؟ خداوندی که بزرگ است جلال او به او وحى فرمود: من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند. موسى (عليه السّلام) عرض كرد: اى پروردگار من! من در حالى باشم كه تو را از اين بزرگتر ميشمارم (یا شأن تو را برتر از آن مىدانم.)كه در آن حال تو را ياد كنم. خداوند فرمود: اى موسى! مرا در هر حالى ياد كن.
7- خوف از خدا
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْلَمُ النَّاسِ بِاللَّهِ سُبْحَانَهُ أَخْوَفُهُمْ مِنْهُ. (تصنیف غرر الحکم ص۱۹۰)
داناترين مردم به خداى سبحان، کسی است که از خدا بیشتر بترسد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَخْوَفُكُمْ أَعْرَفُكُم. (تصنیف غرر الحکم ص۱۹۰)
عارفترین شما به خدا،کسی است که از خدا بیشتر بترسد.
8- ستایش الهی
اَللهُ تَعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ – الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. (فاتحه/۱-۲)
به نام خداى بخشاينده مهربان. حمد و ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است.
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ … (غافر/۷)
فرشتگانی که عرش را حمل میکنند و آنان که پیرامون آن هستند، همراه تسبیحشان، پروردگارشان را حمد وستایش میگویند.
مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَيُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، فَقَالَ: أَنْ تَحْمَدَهُ. (کافی ج ۲ ص ۵۰۳)
محمد بن مروان: به حضرت صادق (عليه السلام) عرض كردم: چه عملى به درگاه خداى عزیز و بلندمرتبه محبوبترين اعمال است؟ فرمود: اينكه او را حمد کنی.
9- اطاعت از خدا
اَللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا. (نساء/۵۹)
ای اهل ایمان! از خدا اطاعت کنید و [نیز] از پیامبر و صاحبان امر خودتان [که امامان از اهل بیتاند و چون پیامبر دارای مقام عصمت می باشند] اطاعت کنید. و اگر درباره چیزی [از احکام و امور مادی و معنوی و حکومت و جانشینی پس از پیامبر] نزاع داشتید، آن را [برای فیصله یافتنش] اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید، به خدا و پیامبر ارجاع دهید؛ این [ارجاع دادن] برای شما بهتر واز نظر عاقبت، نیکوتر است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَطِيعُوا اللَّهَ حَسْبَ مَا أَمَرَكُمْ بِهِ رُسُلُه. (تصنیف غرر الحکم ص۱۸۳)
خدا را فرمان بريد! چنانكه پيغمبران او، شما را به آن امر كرده اند.
10- تسلیم
اَللهُ تَعالی: … وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعًا وَ كَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ. (آل عمران/۸۳)
در حالی که هر که در آسمانها وزمین است از روی رغبت یا کراهت در برابر او [و اراده و فرمانش] تسلیم است، وهمه به سوی او بازگردانده میشوند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْإِسْلَامَ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمَ هُوَ الْإِسْلَامُ فَمَنْ سَلَّمَ فَقَدْ أَسْلَمَ وَ مَنْ لَمْ يُسَلِّمْ فَلَا إِسْلَامَ لَهُ … (کافی ج ۸ ص ۱۱)
و بدانيد كه اسلام همان تسليم است و تسليم همان اسلام پس هر كه تسليم گشت، به تحقیق مسلمان شده و هر كه تسليم نشد، مسلمان نيست.
11- گواهی به یگانگی خدا
اَللهُ تَعالی: شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلَائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (آل عمران/۱۸)
خدا در حالی که برپا دارنده عدل است [با منطق وحی، با نظام مُتقن آفرینش و با زبان همه موجودات] گواهی میدهد که هیچ معبودی جز او نیست؛ و فرشتگان و صاحبان دانش نیز گواهی میدهند که هیچ معبودی جز او نیست؛ معبودی که توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا مُحَمَّدُ إِنَّ النَّاسَ لَا يَزَالُ بِهِمُ الْمَنْطِقُ حَتَّى يَتَكَلَّمُوا فِي اللَّهِ فَإِذَا سَمِعْتُمْ ذَلِكَ فَقُولُوا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ. (کافی ج ۱ ص ۹۲)
اى محمد! مردم هميشه و از هر درى سخن گويند، تا آنجا كه در بارهی خدا هم سخن گويند. چون شما آن را شنيديد، بگویيد: خدایى نيست جز الله، خداى يكتا و بیهمتا، که شبیه او چیزی نیست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … قَالَ اللَّهُ [جَلَّ ذِكْرُهُ] تَعَالَى { إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ.} (فصلت/۳۰) وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا اللَّهُ فَاسْتَقِيمُوا عَلَى كِتَابِهِ وَ عَلَى مِنْهَاجِ أَمْرِهِ وَ عَلَى الطَّرِيقَةِ الصَّالِحَةِ مِنْ عِبَادَتِهِ ثُمَّ لَا تَمْرُقُوا مِنْهَا وَ لَا تَبْتَدِعُوا فِيهَا وَ لَا تُخَالِفُوا عَنْهَا … (نهج البلاغه خطبه ۱۷۶)
خداى متعال[که یاد او بزرگ است] فرموده است: {همانا آنان كه گفتند پروردگار ما اللّه است، سپس پايدار ماندند، فرشتگان بر آنان فرود مى آيند كه مترسيد و اندوهگين مباشيد، و مژده باد شما را به بهشتى كه به شما وعده داده اند.} و شما گفتيد پروردگار ما «اللّه» است، پس بر -حكم- كتاب او مستقیم مانيد، و بر راه روشن او استوار، و به روش درست پرستش پايدار، و از آن به ديگر سو مرويد و بدعت در آن مگذاريد، و با آن مخالفت نورزيد…
12- پرهیز از تفکر در ذات الهی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ تَفَكَّرَ فِي ذَاتِ اللَّهِ تَزَنْدَقَ. (تصنیف غرر الحکم ص۸۲)
هر كه تفكّر كند در ذات خدا، کافر گردد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: … لَا تَفَكَّرُوا فِي الْخَالِقِ … (بحار الانوار ج ۵۴ ص ۳۴۸)
در خالق نينديشيد.
13- تفکر در خلق الهی
اَللهُ تَعالی: وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. (روم/۲۱)
و از نشانههای [قدرت و ربوبیت] او این است که برای شما از جنس خودتان همسرانی آفرید تا در کنارشان آرامش یابید و در میان شما دوستی و مهربانی قرار داد؛ به یقین در این [کار شگفت انگیز] نشانههایی است برای مردمی که میاندیشند.
ابْنِ عَبَّاسٍ: دَخَلَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ نَحْنُ فِي الْمَسْجِدِ حَلَقٌ حَلَقٌ فَقَالَ لَنَا فِيمَ أَنْتُمْ قُلْنَا نَتَفَكَّرُ فِي الشَّمْسِ كَيْفَ طَلَعَتْ وَ كَيْفَ غَرَبَتْ قَالَ أَحْسَنْتُمْ كُونُوا هَكَذَا تَفَكَّرُوا فِي الْمَخْلُوقِ وَ لَا تَفَكَّرُوا فِي الْخَالِقِ … (بحار الانوار ج ۵۴ ص ۳۴۸)
ابن عباس: در مسجد حلقه وار نشسته بودیم که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله وارد شد و به ما فرمود: شما چه می کردید؟ گفتیم: در اندیشه خورشید بودیم که چگونه طلوع می کند و چگونه غروب. فرمود: خوب کردید، چنین باشید! در باره مخلوقات اندیشه کنید و در ذات خالق نیندیشید.
14- توکل بر خداوند
اَللهُ تَعالی: … وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (مائده/۱۱)
و از خدا بترسید و مؤمنان باید تنها بر خداوند توکل کنند.
15- پرهیز از تمسخر آیات الهی
اَللهُ تَعالی: … إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَ يُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ … (نساء/۱۴۰)
چون بشنوید که گروهی آیات خدا را مورد انکار و استهزا قرار می دهند، با آنان ننشینید تا در سخنی دیگر درآیند.
16- حیاء از خدا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَفْضَلُ الْحَيَاءِ اسْتِحْيَاؤُكَ مِنَ اللَّهِ (تصنیف غرر الحکم ص۲۵۷)
بالاترین حیاء، حیاء داشتن تو از خدا است.
17- توقیفی بودن اسماء الهی
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: … ثُمَّ وَصَفَ نَفْسَهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِأَسْمَاءٍ دَعَا الْخَلْقَ إِذْ خَلَقَهُمْ وَ تَعَبَّدَهُمْ وَ ابْتَلَاهُمْ إِلَى أَنْ يَدْعُوهُ بِهَا فَسَمَّى نَفْسَهُ سَمِيعاً بَصِيراً قَادِراً قَائِماً نَاطِقاً ظَاهِراً بَاطِناً لَطِيفاً خَبِيراً قَوِيّاً عَزِيزاً حَكِيماً عَلِيماً وَ مَا أَشْبَهَ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ … (کافی ج ۱ ص ۱۲۰)
سپس خداوند خود را با نامهایی وصف کرده است و آن زمان که خلق را آفرید از آنها خواست و آنها را بر این عبادت واداشت که خدا را با این نامها بخوانند، او خود را با این نامها نامیده است: شنوا، بینا، قادر، قاهر، زنده، قیّوم و پا برجا، ظاهر و آشکار، باطن و پنهان، لطیف و دقیق، خبیر و آگاه، قویّ، با عزّت، حکیم، علیم و امثال این اسامی…
18- حرمت نافرمانی خدا
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تَنْظُرُوا إِلَى صَغِيرِ الذَّنْبِ وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى مَا اجْتَرَأْتُمْ. (وسائل الشیعه ج۱۵ ص۳۱۳)
به كوچكى گناه نگاه نكنيد بلكه به چيزى (یا نافرمانی خدا) كه بر آن جرأت يافته ايد بنگريد.
19- امیدواری به پروردگار
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا يُجَرِّيكَ عَلَى مَعْصِيَتِهِ وَ خَفْهُ خَوْفاً لَا يُؤْيِسُكَ مِنْ رَحْمَتِهِ … (تحف العقول ص۳۰۴)
به خداوند امیدوار باش! امیدی که تو را بر انجام معصیتش جرأت نبخشد و از خداوند بیم داشته باش، بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند.












ثبت دیدگاه