آداب محضر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
چکیده
برترین رسولان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است و در قرآن و روایات برای تعامل با ایشان توصیههایی وجود دارد که مجموعهی آنها در آداب محضر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده است. مهمترین آن آداب رعایت حرمت آن حضرت است که دارای پاداشهای فراوان است.
واژه های مرتبط
رسول، پیامبر، نبی، محمد، احمد، یاسین، بشیر، مُنْذر، امین، اسوه، وحی،معراج،
۱- معنی و مفهوم
پیامبر یا رسول به معنای فرستاده خداوند است. در روایات، رسول کسی است که در خواب و بیداری به او وحی میشود و فرشتهی وحی را در هر دو حال میبیند، برخلاف نبی که تنها در حال خواب به او وحی میشود. و در اینجا منظور پیامبر اکرم است.
۲- نامهای پیامبر اکرم
اَللهُ تَعالی:…وَ مُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ…(صف/۶)
…و به فرستادهای كه پس از من میآید و نام او احمد است بشارتگر هستم…
البَاقِرُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) عَشَرَهَ أَسْمَاءٍ خَمْسَهٌ مِنْهَا فِی الْقُرْآنِ وَ خَمْسَهٌ لَیْسَتْ فِی الْقُرْآنِ فَأَمَّا الَّتِی فِی الْقُرْآنِ فَ مُحَمَّدٌ وَ أَحْمَدُ وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ یس وَ ن وَ أَمَّا الَّتِی لَیْسَتْ فِی الْقُرْآنِ فَالْفَاتِحُ وَ الْخَاتَمُ وَ الْکَافُّ وَ الْمُقَفِّی وَ الْحَاشِرُ. (بحار الأنوار ج ۱۶ص۹۶)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ده نام دارد که پنج نام در قرآن هست و پنج نام در قرآن نیست، آن پنجی که در قرآن آمده محمد و احمد و عبدالله و یاسین و نون است و آن پنج نام که در قرآن نیامده فاتح و خاتَم و کافّ و مُقَفّی و حاشِر است.
أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: وَ مِنْ أَسْمَائِهِ نَبِیُّ الرَّحْمَهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ: {وَ ماأَرْسَلْناکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعالَمِینَ.}. (انبیاء/107). (بحار الأنوار ج ۱۶ ص ۱۱۵)
و از دیگر نامهای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نبیّ الرحمه (پیامبر رحمت) است؛ خداوند عزیز و بلندمرتبه میفرماید: {ما تو را جز برای رحمت جهانیان نفرستادیم.}
۳- نخستین آفریده الهی
أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: كَانَ اللَّهُ وَ لَا شَیْءَ مَعَهُ فَأَوَّلُ مَا خَلَقَ نُورُ حَبِیبِهِ مُحَمَّدٍ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ). (بحار الأنوار ج ۵۴ ص ۱۹۸)
خدا بود و چیزی با او نبود و نخست چیزی که آفرید نور حبیبش محمّد (صلّی اللَّه علیه و آله) بود.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْوَاحُنَا فَأَنْطَقَهَا بِتَوْحِیدِهِ وَ تَحْمِیدِهِ ثُمَّ خَلَقَ الْمَلَائِكَةَ الْخَبَرَ.(بحار الأنوار ج ۵۴ ص ۵۸)
نخست چیزی که خدای عزیز و بلندمرتبه آفرید، ارواح ما بود که ما را به سخن آورد به ستایش یگانگی و سپاس خود، سپس فرشتهها را آفرید.
جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ: قُلْتُ لِرَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) أَوَّلُ شَیْءٍ خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی مَا هُوَ فَقَالَ نُورُ نَبِیِّكَ یَا جَابِرُ خَلَقَهُ اللَّهُ ثُمَّ خَلَقَ مِنْهُ كُلَّ خَیْرٍ… (بحار الأنوار ج ۵۴ ص ۱۷۰)
جابر بن عبد اللَّه: به رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) عرض کردم: نخستین چیزی که خدای متعال آفرید چه بود؟ فرمود: نور پیغمبر تو ای جابر! او را آفرید، سپس از او هر خیری را آفرید….
۴- بهانه خلقت
أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: الْحَقُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی یَنْظُرُ إِلَیْهِ وَ یَقُولُ: یَا عَبْدِی أَنْتَ الْمُرَادُ وَ الْمُرِیدُ وَ أَنْتَ خِیَرَتِی مِنْ خَلْقِی وَ عِزَّتِی وَ جَلالِی لَوْلَاكَ مَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ. (بحار الأنوار ج۵۴ ص ۱۹۸)
خدای بزرگ و برتر به او -رسول الله- نظر میانداخت و میفرمود: ای بندهی من! تویی مراد و مرید، و تویی بهترین مخلوق من. به عزت و جلالم قسم! اگر تو نبودی، افلاک را نمیآفریدم.
۵- نزدیکترین بنده به خداوند متعال
اَللهُ تَعالی: وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَی ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی فَكَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی. (نجم/10-7)
در حالی كه او در افق اعلی بود، سپس نزدیك آمد و نزدیكتر شد، تا [فاصلهاش] به قدر [طول] دو [انتهای] كمان یا نزدیكتر شد. آنگاه به بندهاش آنچه را باید وحی كند، وحی فرمود.
۶- مقام عبودیت پیامبر اعظم
اَللهُ تَعالی: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَی عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَ لَمْ یَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا. (کهف/۱)
ستایش خدایی را كه این كتاب [آسمانی] را بر بنده خود فرو فرستاد و هیچ گونه كژی در آن ننهاد.
۷- داشتن علم غیب
اَللهُ تَعالی: تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْكَ مَا كُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَ لَا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ… (هود/۴۹)
اینها از خبرهای غیبی است که آن را به تو وحی میکنیم، نه تو آنها را پیش از این میدانستی و نه قوم تو…
۸- امّی بودن پیامبر خدا
اَللهُ تَعالی: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ…(اعراف/۱۵۷)
آنان كه از این رسول، این پیامبر درس ناخوانده، پیروی میكنند…
اَللهُ تَعالی: وَ مَا كُنْتَ تَتْلُو مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتَابٍ وَ لَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِكَ إِذًا لَارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ. (عنکبوت/۴۸)
تو هرگز قبل از این كتابی نمیخواندی و با دست خود چیزی نمینوشتی. مبادا كسانی كه در صدد ابطال سخنان تو هستند شك و تردید كنند!
اَلجَوادُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَّ لِأَنَّهُ كَانَ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ وَ مَكَّةُ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَی وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: {وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها.}. (انعام/۹۲) (بحار الأنوار ج ۱۶ ص۱۳۲)
و جز این نیست که سبب نامیدهشدن ایشان به اُمّی، این است که از اهل مکّه بود که نامهای متعدّدی دارد و یک نام آن اُمّ القُری است. چنانکه خدای عزیز و بلندمرتبه میفرماید: و برای اینكه [مردم] امّ القری [مكّه] و كسانی را كه پیرامون آنند، هشدار دهی.
۹- امین بودن پیامبر اکرم
الرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِنِّی لَأَمِینُ اللَّهِ فِی سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ. (بحار الأنوار ج ۹ ص ۲۱۹)
من امین خدا، در آسمان و زمین او هستم.
۱۰- صداقت و راستگویی پیامبر خدا
اَللهُ تَعالی: وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِیرًا. (اسراء/۸۰)
و بگو: پروردگارا! مرا (در هر كار) صادقانه وارد، و صادقانه خارج کن، و از سوی خود سلطان و یاوری برای من قرار ده.
اَللهُ تَعالی: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیل لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ. (حاقه/46-44)
و اگر [او] پارهای گفته ها بر ما بسته بود، دست راستش را سخت میگرفتیم، سپس رگ قلبش را پاره میکردیم.
۱۱- بصیرت پیامبر خدا
اَللهُ تَعالی: قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَی اللَّهِ عَلَی بَصِیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِی وَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِینَ. (یوسف/۱۰۸)
بگو: این راه من است كه من و پیروانم با بصیرت كامل، همهی مردم را به سوی خدا دعوت میكنیم، منزّه است خدا! و من از مشركان نیستم.
۱۲- اخلاص پیامبر اکرم
اَللهُ تَعالی: قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّینَ. (زمر/۱۱)
بگو: من مأمورم كه خدا را پرستش كنم، در حالی كه دینم را برای او خالص کنم.
۱۳- عصمت پیامبر
اَللهُ تَعالی:…إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا. (احزاب/۳۳)
… خدا فقط میخواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.
اَللهُ تَعالی: سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَی. (اعلی/۶)
ما بزودی [آیات خود را به وسیلهی سروش غیبی] بر تو خواهیم خواند تا فراموش نكنی.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه: أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ. (بحار الأنوار ج ۳۶ ص ۲۴۳)
من و علی و حسن و حسین و نُه تن از فرزندان حسین، پاك و معصوم هستیم.
۱۴- وحیانی بودن سخن پیامبر
اَللهُ تَعالی : مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَ مَا غَوَی وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَی إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَی. (نجم/4-2)
[كه] يار شما نه گمراه شده و نه به راه كج رفته است. و از سر هوس سخن نمىگويد. گفتار او چیزی جز وحی که به او نازل می شود، نیست.
۱۵- اخلاق پیامبر
اَللهُ تَعالی: وَ إِنَّكَ لَعَلَی خُلُقٍ عَظِیمٍ. (قلم/۴)
و همانا تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه: بُعِثْتُ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ وَ مَحَاسِنِهَا. (بحار الأنوار ج 16ص287)
من با ویژگیهای والای اخلاقی و نیکیهای اخلاقی برانگیخته شدم.
۱۶- الگو بودن پیامبر
اَللهُ تَعالی: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِیرًا. (احزاب/21)
برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیكویی بود؛ برای آنها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند، و خدا را بسیار یاد میكنند.
۱۷- معراج پیامبر
اَللهُ تَعالی: سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ. (اسراء/۱)
منزّه است آن [خدایی] كه بندهاش را شبانگاهی از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی كه پیرامون آن را بركت دادهایم سِیر داد تا از نشانههای خود به او بنمایانیم كه او همان شنوای بیناست.
۱۸- نخستین مسلمان
اَللهُ تُعالی: وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِینَ. (زمر/۱۲)
و مأمورم كه نخستین مسلمانان باشم.
اَللهُ تَعالی: لَا شَرِیكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ. (انعام/۱۶۳)
شریكی برای او نیست، و به همین دستور یافتهام، و من نخستین مسلمانم!
۱۹- پدر امّت اسلامی
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: یَا عَلِیُّ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّهِ. (بحار الأنوار ج ۲۳ ص ۱۲۸)
یا علی! من و تو، دو پدر این امّتیم.
۲۰- بعثت پیامبر
اَلمَهدیُّ عَلَیْهِ السَّلَامُ : بَعَثَ مُحَمَّداً (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ وَ تَمَّمَ بِهِ نِعْمَتَهُ. (بحار الأنوار ج ۵۳ ص ۱۹۴)
آنگاه (خداوند متعال) محمّد (صلّی اللَّه علیه و آله) را به عنوان رحمتی برای جهانیان برانگیخت و نعمت خود را به وسیلهی طلوع او، بر مردم تمام کرد.
أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمَّا بَعَثَ مُحَمَّداً (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) أَمَرَهُ فِی بَدْوِ أَمْرِهِ أَنْ یَدْعُوَ بِالدَّعْوَهِ فَقَطْ. (بحار الأنوار ج۹۰ ص ۷)
خداوند تبارک و تعالی هنگامی که محمد را به پیامبری برگزید در آغاز نبوّتش به آن حضرت امر فرموده که فقط به دعوت بپردازد.
۲۱- نبوت و رسالت پیامبر اکرم
اَللهُ تَعالی: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ… (فتح/۲۹)
محمّد فرستادهی خداست…
اَللهُ تَعالی: وَ ما مُحَمَّدٌ اِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ. (آل عمران/ ۱۴۴)
محمّد فقط فرستاده خدا است و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند.
اَللهُ تَعالی: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِیرًا. (احزاب/۴۵)
ای پیامبر! ما تو را به عنوان گواه فرستادیم و بشارت دهنده و انذار كننده.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ اللَّهَ بَعَثَنِی نَبِیّاً وَ رَسُولًا. (بحار الأنوار ج ۵۷ ص ۲۴۲)
براستی خدا مرا پیغمبر و رسول هر دو مبعوث کرده است.
۲۲- اولو العزم بودن پیامبر اکرم
اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: سَادَهُ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ خَمْسَهٌ وَ هُمْ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ عَلَیْهِمْ دَارَتِ الرَّحَی: نُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَی وَ عِیسَی وَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ. (بحار الأنوار ج ۱۶ ص۳۵۷)
سرور پیامبران و فرستادگان پنج نفرند، و آنان رسولان اولو العزم هستند و سنگ آسیای نبوّت بر محور آنها میچرخد: نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمّد، درود و صلوات خدا بر او و خاندان او و بر همهی پیامبران باد.
۲۳- برتری بر انسانها و پیامبران
اَللهُ تَعالی: قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ یُوحَی إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ… (کهف/۱۱۰)
بگو: همانا من فقط بشری هستم همچون شما (امتیازم این است كه) به من وحی میشود، همانا كه معبود شما تنها یكی است…
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَنَا سَیِّدُ النَّبِیِّینَ. (بحار الأنوار ج 36 ص 228)
من سَرور پیامبرانم.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَی مَلَائِكَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَنِی عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ. (بحار الأنوار ج ۱۸ ص ۳۴۵)
خدای تعالی پیغمبران مرسل خود را بر فرشتگان مقرّبش برتری داده، و مرا بر تمام پیامبران و مرسلین برتری داد.
۲۴- خاتمیّت پیامبر اکرم
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: وَ أَنَا خَاتَمُ النَّبِیِّینَ. (بحار الأنوار ج۵۷ ص۲۴۲)
و من خاتم پیغمبرانم.
اَلبَاقرُ عَلَیْهِ السَّلَامُ : کُونُ أَنْ لَا یَبْقَی أَحَدٌ إِلَّا أَقَرَّ بِمُحَمَّدٍ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه). (بحار الأنوار ج ۵۲ ص۳۴۶)
هیچکس نمیمانَد، جز اینکه اقرار به خاتمیت محمد (صلی الله علیه و آله) میکند.
۲۵- پاداش رسالت
اَللهُ تَعالی:…قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا…(شوری/23)
…بگو به ازای آن [رسالت] پاداشی از شما خواستار نیستم، مگر دوستی در بارهی خویشاوندان و هر كس برای او نیكی به جای آورد [و طاعتی اندوزد]، در ثواب آن خواهیم افزود…
۲۶- حجّت خدا
أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: یَا أَیُّهَا النَّاسُ! إِنَّهُ لَمْ یَكُنْ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ حُجَّةٌ فِی أَرْضِهِ أَوْكَدَ مِنْ نَبِیِّنَا مُحَمَّدٍ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) وَ لَا حِكْمَةٌ أَبْلَغَ مِنْ كِتَابِهِ الْعَظِیمِ وَ لَا مَدَحَ اللَّهُ تَعَالَی مِنْكُمْ إِلَّا مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِهِ وَ اقْتَدَی بِنَبِیِّهِ. (عیون الحكم ص557)
ای مردم! به درستیکه برای خدای سبحان در زمین حجّتی محکمتر از پیغمبر ما محمّد (صلی الله علیه و آله) و حکمتی رساتر از کتاب او قرآن عظیم نبوده است. و خدای بلند مرتبه از میان شما جز کسی را که به ریسمان او چنگ زده و به پیامبر او اقتدا کرده باشد، مدح نکرده است.
۲۷- تفویض امور به پیامبر
الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی نَبِیِّهِ أَمْرَ خَلْقِهِ لِیَنْظُرَ کَیْفَ طَاعَتُهُمْ. (بحار الأنوار ج۲۵ص۳۳۲)
خداوند امور مردم را به پیامبرش واگذاشت تا ببیند اطاعتشان چگونه است.
الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ رَسُولَهُ حَتَّی قَوَّمَهُ عَلَی مَا أَرَادَ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ… فَمَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَی رَسُولِهِ فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَیْنَا. (بحار الأنوار ج ۲۵ ص۳۳۲)
خداوند پیامبرش را تربیت کرد تا به اندازهای که میخواست قوی شود، سپس امور را به او واگذار کرد… و هر چه خداوند به پیامبرش واگذار کرده بود، به ما نیز واگذار کرده است.
۲۸- ولایت پیامبر
اَللهُ تَعالی : إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ… (مائده/55)
سرپرست و دوست شما فقط خدا و رسول اوست…
۲۹- تعلیم و تزکیه پیامبر
اَللهُ تَعالی: هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَ یُزَكِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ… (جمعه/۲)
او كسی است كه در میان جمعیّت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت تا آیاتش را بر آنها بخواند، و آنها را پاكیزه كند، و كتاب و حكمت بیاموزد..
۳۰- عرض عمل به پیامبر
اَللهُ تَعالی: وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلَی عَالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ فَیُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ. (توبه/۱۰۵)
و بگو: عمل کنید، همانا خدا و پیامبرش و مؤمنان اعمال شما را میبینند، و به زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده میشوید، پس شما را به آنچه همواره انجام میدادید، آگاه میکند.
اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أَعْمَالَ الْعِبَادِ تُعْرَضُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) کُلَّ صَبَاحٍ أَبْرَارِهَا وَ فُجَّارِهَا فَاحْذَرُوا فَلْیَسْتَحْیِ أَحَدُکُمْ أَنْ یَعْرِضَ عَلَی نَبِیِّهِ الْعَمَلَ الْقَبِیحَ. (بحار الأنوار ج ۲۳ ص۳۴۰)
اعمال بندگان نیکوکاران آنها و پلیدکاران آنها، هر صبح بر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) عرضه میشود. بنابراین بپرهیزید و باید کسی از شما خجالت بکشد از اینکه بر پیامبرش عمل زشت عرضه شود!
۳۱- استغفارخواهی از پیامبر اکرم
اَللهُ تَعالی:…وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحیماً. (نساء/۶۴)
و اگر این مخالفان، هنگامیكه به خود ستم میكردند [و فرمانهای خدا را زیرپا میگذاردند]، به نزد تو میآمدند، و از خدا طلب آمرزش میكردند، و پیامبر هم برای آنها استغفار میكرد، خدا را توبهپذیر و مهربان مییافتند.
۳۲- ایمان به پیامبر اکرم
اَللهُ تَعالی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ… (حدید/28)
ای كسانی كه ایمان آورده اید! از خدا بپرهیزید، و به رسولش ایمان، بیاورید..
أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُصْطَفَی وَ رَسُولُهُ الْمُجْتَبَی وَ أَمِینُهُ الْمُرْتَضَی أَرْسَلَهُ بِالْحَقِ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ دَاعِیاً إِلَیْهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِیراً فَبَلَّغَ الرِّسَالَةَ وَ أَدَّی الْأَمَانَةَ وَ نَصَحَ الْأُمَّة. (بحار الأنوار ج 86 ص 235)
شهادت میدهم که حضرت محمّد بندهی برگزیده و رسول انتخابشدهی خدا و امین پسندیدهی الهی است که پروردگار او را به حق به عنوان بشارتدهنده و بیمدهنده و دعوتکننده بهسوی خدا به فرمان او، و چراغی روشنی بخش قرار داد و آن حضرت رسالت خویش را ابلاغ کرد و امانت خویش را ادا کرد و خیرخواه امّت بود.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّی یُؤْمِنَ بِأَرْبَعَهٍ حَتَّی: …وَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ بَعَثَنِی بِالْحَقِّ… (بحار الأنوار ج 5 ص87)
هیچ بندهای ایمان نیاورده است، مگر اینکه به چهار چیز ایمان بیاورد: …و همانا شهادت دهد که من رسول خدا هستم و خداوند مرا به حق فرستاده است،…
۳۳- دوستی پیامبر اسلام و عترت او
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: وَلِیُّنَا وَلِیُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّنَا عَدُوُّ اللَّهِ وَ طَاعَتُنَا طَاعَةُ اللَّهِ وَ مَعْصِیَتُنَا مَعْصِیَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل. (بحار الأنوار ج 36 ص 228)
دوستدار ما دوستدار خداست و دشمن ما دشمن خدا؛ اطاعت از ما اطاعت از خداست و نافرمانی ما نافرمانی خدای عزیز است.
اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَلْقَی اللَّهَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ حَقّاً [حَقّاً] فَلْیَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لْیَبْرَأْ إِلَی اللَّهِ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ یُسَلِّمُ لِمَا انْتَهَی إِلَیْهِ مِنْ فَضْلِهِمْ لِأَنَّ فَضْلَهُمْ لَا یَبْلُغُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مَنْ دُونَ ذَلِکَ. (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۲۱۹)
هرکس مایل است خدا را با ایمان واقعی ملاقات کند، خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنین را دوست بدارد و از دشمنانشان بیزار باشد. و بر فضیلتی که از آنها میشنود، گردن نهد. زیرا هیچ مَلَک مُقرّب و پیامبر مرسل و کسی پایینتر از ایشان به فضیلت آنها نمیرسد.
۳۴- صلوات بر پیامبر
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: مَنْ صَلَّی صَلَاةً وَ لَمْ یُصَلِّ فِیهَا عَلَیَّ وَ عَلَی آلِی لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ تِلْكَ الصَّلَاةُ. (عوالی اللئالی ج ۲ ص ۴۰)
هر كه نمازی بخواند و در آن بر من و اهل بیتم صلوات نفرستد، نمازش پذیرفته نمیشود.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: أَجْفَی النَّاسِ رَجُلٌ ذُكِرْتُ بَیْنَ یَدَیْهِ فَلَمْ یُصَلِّ عَلَیَّ. (بحار الأنوار ج ۹۱ ص ۷۱)
جفاکارترینِ افراد کسی است که نام من را بشنود و بر من صلوات نفرستد.
۳۵- زیارت پیامبر
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: مَنْ رَأَی [زَارَ] قَبْرِی حَلَّتْ لَهُ شَفَاعَتِی وَ مَنْ زَارَنِی مَیِّتاً فَكَأَنَّمَا زَارَنِی حَیّاً. (بحار الأنوار ج ۹۶ ص ۳۳۴)
هر کس قبر مرا زیارت کند شفاعت من برای او روا گردد. و هر کس پس از مرگ به زیارت من بیاید گویا در زندگی مرا دیدار کرده است.
۳۶- اولویت پیامبر و عترت ایشان
اَللهُ تَعالی: النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ… (احزاب/۶)
پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است…
اَللهُ تَعالی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ…(حجرات/1)
ای كسانی كه ایمان آورده اید! در برابر خدا و پیامبرش [درهیچ كاری] پیشی مجویید…
اَللهُ تَعالی: قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشیرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْكُمْ مِنَ اللهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّی یَأْتِیَ اللهُ بِأَمْرِهِ… (توبه/24)
بگو: اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و طایفهی شما و اموالی كه به دست آوردهاید و تجارتی كه از كساد شدنش میترسید، و خانههایی كه به آن علاقه دارید، در نظرتان از خداوند و پیامبرش و جهاد در راه او محبوبتر است، در انتظار این باشید كه خداوند عذابش را بر شما نازل كند!…
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: لَا یُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّی أَكُونَ أَحَبَ إِلَیْهِ مِنْ نَفْسِهِ وَ یَكُونَ عِتْرَتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ عِتْرَتِهِ وَ یَكُونَ أَهْلِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ أَهْلِهِ وَ یَكُونَ ذَاتِی أَحَبَّ إِلَیْهِ مِنْ ذَاتِه. (بحار الأنوار ج 17 ص 13)
هیچ بندهای ایمان ندارد، مگر اینکه من نزد او، از خودش محبوبتر باشم و ذُریّهی من پیش او، از ذریّهی خودش محبوبتر باشد و اهل من پیش او، از اهل خودش محبوبتر باشند و ذات من نزد او، از ذات خودش محبوبتر باشد.
۳۷- احترام به پیامبر
اَللهُ تَعالی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ. (حجرات/2)
ای كسانی كه ایمان آوردهاید! صدایتان را بلندتر از صدای پیامبر مكنید و همچنان كه بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن میگویید، با او به صدای بلند سخن مگویید، مبادا بیآنكه بدانید كردههایتان تباه شود.
اَللهُ تَعالی: إِنَّ الَّذِینَ یَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِكَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَی لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ. (حجرات/3)
كسانی كه پیش پیامبر خدا صدایشان را فرو میكشند، همان كسانند كه خدا دلهایشان را برای پرهیزگاری امتحان كرده است. برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.
اَللهُ تَعالی: إِنَّ الَّذِینَ یُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ. (حجرات/4)
كسانی كه تو را از پشت اتاقها[ی مسكونی تو] به فریاد میخوانند، بیشترشان نمیفهمند.
اَللهُ تَعالی: لَا تَجْعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَیْنَكُمْ كَدُعَاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضًا… (نور/63)
خطاب كردن پیامبر را در میان خود، مانند خطاب كردن بعضی از خودتان به بعضی [دیگر] قرار مدهید…
اَلْبَاقِرُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لَا تَقُولُوا: یَا مُحَمَّدُ وَ لَا یَا أَبَا الْقَاسِمِ وَ لَكِنْ قُولُوا: یَا نَبِیَّ اللَّهِ وَ یَا رَسُولَ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج17ص 26)
نگویید: ای محمّد! و یا ای ابا القاسم! بلکه بگویید: ای نبی خدا! و یا ای رسول خدا!
۳۸- نشر سخنان پیامبر خدا
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: نَضَّرَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا ثُمَّ بَلَّغَهَا إِلَی مَنْ لَمْ یَسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیْرُ فَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ. (خصال ج ۲ ص ۱۴۹)
خداوند دلشاد كند بندهای را كه سخن مرا بشنود و خوب بفهمد و سپس به كسی كه نشنیده برساند. چه بسا كسی كه مطلبی علمی را به دیگری میرساند، ولی خود از فهمش عاجز است و چه بسا كسی مطلبی علمی را به دیگری كه از خود بهتر میفهمد میرساند.
۳۹- عمل به سنّت رسول خدا
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی. (کافی ج ۵ ص ۴۹۶)
هر که از سنّت من روی برتابد، از من نیست.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: عَمَلٌ قَلِیلٌ فِی سُنَّةٍ خَیْرٌ مِنْ عَمَلٍ كَثِیرٍ فِی بِدْعَةٍ. (بحار الأنوار ج ۲ ص ۲۶۱)
عمل اندك مطابق با سنّت، بهتر است از عمل بسیار كه با بدعت همراه است.
۴۰- داوری پیامبر
اَللهُ تَعالی:… فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلًا. (نساء/59)
…و هر گاه در چیزی نزاع كردید،آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید، اگر ایمان به خدا و روز رستاخیز دارید، این برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیكوتر است.
أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: وَ رَدُّهُ إِلَی الرَّسُولِ أَنْ نَأْخُذَ بِسُنَّتِهِ. (نهج البلاغه خطبه ۱۲۵)
و ارجاع دادن اختلاف به پیامبرش این است که سنّتش را اخذ کنیم.
۴۱- تسلیم در برابر پیامبر
اَللهُ تَعالی: فَلَا وَ رَبِّكَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَكِّمُوكَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا. (نساء/65)
به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینكه تو را در اختلافات خود به داوری طلبند؛ و سپس در دل خود از داوری تو احساس ناراحتی نكنند، و كاملا تسلیم باشند.
۴۲- نهی از مخالفت و نافرمانی از پیامبر
اَللهُ تَعالی:…قَدْ یَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِینَ یَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِوَاذًا فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ. (نور/63)
…خدا میداند [چه] كسانی از شما دزدانه [از نزد او] میگریزند. پس كسانی كه از فرمان او تمرّد میكنند، بترسند كه مبادا بلایی بدیشان رسد یا به عذابی دردناك گرفتار شوند.
اَللهُ تَعالی:…وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُبِینًا. (احزاب/36)
…و هر كس نافرمانی خدا و رسولش را كند، به گمراهی آشكاری گرفتار شده است.
اَلصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ: لَوْ أَنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَقَامُوا الصَّلَاهَ وَ آتَوُا الزَّکَاهَ وَ حَجُّوا الْبَیْتَ وَ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ قَالُوا لِشَیْ ءٍ صَنَعَهُ اللَّهُ أَوْ صَنَعَهُ النَّبِیُّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) أَلَّا صَنَعَ خِلَافَ الَّذِی صَنَعَ أَوْ وَجَدُوا ذَلِکَ فِی قُلُوبِهِمْ لَکَانُوا بِذَلِکَ مُشْرِکِینَ. (بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۲۰)
اگر گروهی خدا را بدون شرک عبادت کنند، نماز به پا دارند، زکات دهند، حجّ خانه خدا انجام دهند و روزهی ماه رمضان را گیرند، ولی دربارهی کاری که خدا و پیامبر انجام داده است بگویند، برای چه خلاف این را انجام نداد؟ یا به دلش چنین خطور کند ولو به زبان نیاورد، به سبب آن مشرک میشوند.
۴۳- نکوهش حسادت به پیامبر
أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: فَکَانَ نَبِیُّنَا (صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ) فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ. (بحار الأنوار ج ۳۳ ص ۱۳۳)
وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) ما به سوی مردم ارسال شد، به خاطر حسدی که در درونشان حس میکردند، به او کافر شدند [که چرا او نبی شد و از طائفهی آنان نبود].
۴۴- عدم دروغ بستن به پیامبر
الرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: اتَّقُوا الْحَدِیثَ عَنِّی إِلَّا مَا عَلِمْتُمْ فَمَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ. (بحار الأنوار ج ۲ ص ۱۶۱)
فقط زمانی از من حدیث نقل کنید که بدانید از من است، در غیر این صورت بپرهیزید؛ چه اینکه هر کس بر من دروغ بندد، جایگاه او حتماً در آتش است.
۴۵- اطاعت و پیروی از رسول خدا
اَللهُ تَعالی :… وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا… (حشر/۷)
…آنچه را پیامبر برای شما آورده بگیرید [و اطاعت كنید]، و از آنچه شما را نهیكرده خودداری کنید…
اَللهُ تَعالی : وَ أَطیعُوا اللهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. (آل عمران/۱۳۲)
و خدا و پیامبر را اطاعت كنید، تا مشمول رحمت شوید.
اَللهُ تَعالی: مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ…(نساء/۸۰)
هر که از پیامبر اطاعت کند، در حقیقت از خدا اطاعت کرده است…
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَیْكُمْ طَاعَتِی. (بحار الأنوار ج 26 ص 264)
خداوند فرمانبرداری از مرا بر شما واجب کرده است.












ثبت دیدگاه