فهرست مطالب
- آداب حکمرانی
- چکیده
- 1- معنی و مفهوم
- 2- اهمیّت
- 3- آرمان حاکمیت
- 4- پیوند با پرهیزکاران
- 5- پنهان سازی عیوب مردم
- 6- عدالت ورزی
- 7- عدم مشورت با بخیل، ترسو و حریص
- 8- گفتگو با دانشمندان و حکیمان
- 9- مسئولیت دولت
- 10- حفظ رسوم نیکو
- 11- توجه به مردم
- 12- حفظ پیوستگی صنوف مختلف جامعه
- 13- مراقبت ها
- 14- در دسترس بودن
- 15- روش برخورد با دشمن
- 16- دوری از خواست شیطان
- 17- عمل به دستورات الهی
آداب حکمرانی
چکیده
در هر جامعه ای از نظر عقلی و عملی نیاز به حاکم است، که حکمرانی کند. در آداب حکمرانی شیوههایی الهی وجود دارد که بیشتر آنها از زبان امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر بیان شده است. (بیشتر متن زیر بر اساس این توصیه ها تدوین شده است.)
واژه های مرتبط
حکمرانی، حکومت، عدالت، عدالت ورزی، مسئولیت، مشورت، اخلاق، رسیدگی، مردم
1- معنی و مفهوم
حکمرانی بمعنی فرماندهی، حکومت (لغت نامه دهخدا)
2- اهمیّت
الله تعالی: وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ. (نحل/36)
و همانا ما در ميان هر امّتی پيامبری را برانگيختيم (تا به مردم بگويند) كه خدا را بپرستيد و از طاغوت (و هر معبودی جز خدا) دوری کنید.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اعْلَمْ يا مالِكُ، اَنّی قَدْ وَجَّهْتُكَ اِلی بِلاد قَدْ جَرَتْ عَلَيْها دُوَلٌ قَبْلَكَ مِنْ عَدْل وَ جَوْر، وَ اَنَّ النّاسَ يَنْظُرُونَ مِنْ اُمُورِكَ فی مِثْلِ ما كُنْتَ تَنْظُرُ فيهِ مِنْ اُمُورِ الْوُلاةِ قَبْلَكَ، وَ يَقُولُونَ فيكَ ما كُنْتَ تَقُولُ فيهِمْ; وَ اِنَّما يُسْتَدَلُّ عَلَی الصَّالحِينَ بِما يُجْرِی اللّهُ لَهُمْ عَلی اَلْسُنِ عِبادِهِ. (نهج البلاغه نامه 53)
ای مالك! بدان من تو را به سوی شهرهايی فرستادم، كه پيش از تو دولتهای عادل يا ستمگری، بر آن حكم راندند. و مردم در كارهای تو چنان مینگرند، كه تو در كارهای حاكمان پيش از خود مینگری، و در بارهی تو آن میگويند، كه تو نسبت به زمامداران گذشته میگويی. و همانا نيكوكاران را به نام نيكی توان شناخت، كه خدا از آنان بر زبان بندگانش، جاری ساخت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا إِمْرَةَ وَ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الْأَجَلَ وَ يُجْمَعُ بِهِ الْفَيْءُ وَ يُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِيفِ مِنَ الْقَوِيِّ حَتَّی يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ. (بحار الأنوار ج33 ص 358)
در حالی که مردم به زمامداری نیک یا بد، نیازمندند، تا مؤمنان در سایهی حکومت، به کار خود مشغول و کافران هم بهرهمند شوند، و مردم در استقرار حکومت، زندگی کنند. به وسیلهی حکومت بیت المال جمع آوری میگردد. و به کمک آن با دشمنان میتوان مبارزه کرد. جادّهها أمن و امان، و حقّ ضعیفان از نیرومندان گرفته میشود، نیکوکاران در رفاه و از دست بدکاران، در امان میباشند.
3- آرمان حاکمیت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَلْيَكُنْ اَحَبُّ الذَّخائِرِ اِلَيْكَ ذَخيرَةَ الْعَمَلِ الصّالِحِ. فَامْلِكْ هَواكَ، وَ شُحَّ بِنَفْسِكَ عَمّا لايَحِلُّ لَكَ، فَاِنَّ الشُّحَّ بِالنَّفْسِ الاِْنْصافُ مِنْها فيما اَحَبَّتْ اَوْ كَرِهَتْ. (نهج البلاغه نامه 53)
پس نيكوترين اندوختهی تو (حکمران)، بايد اعمال صالح و درست باشد. هوای نفس را در اختيار گير، و از آنچه حلال نيست، خويشتنداری كن. زيرا بخل ورزيدنِ به نفس خويش، آن است كه در آنچه دوست دارد، يا برای او ناخوشايند است.
4- پیوند با پرهیزکاران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ. ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَی أَلاَّ يُطْرُوکَ وَ لاَ يَبْجَحُوکَ بِبَاطِل لَمْ تَفْعَلْهُ، فَإِنَّ کَثْرَةَ الاِْطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ، وَ تُدْنِي مِنَ الْعِزَّةِ. (نهج البلاغه نامه 53)
تا میتوانی با پرهيزكاران و راستگويان بپيوند. و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستايند. و تو را برای اعمال زشتی كه انجام ندادهای تشويق نكنند. كه ستايش بیاندازه، خود پسندی میآورد، و انسان را به سركشی وا میدارد.
5- پنهان سازی عیوب مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لْيَکُنْ أَبْعَدَ رَعِيَّتِکَ مِنْکَ، وَأَشْنَأَهُمْ عِنْدَکَ، أَطْلَبُهُمْ لِمَعَائِبِ النَّاسِ فَإِنَّ فِي النَّاسِ عُيُوباً، الْوَالِي أَحَقُّ مَنْ سَتَرَهَا، فَلاَ تَکْشِفَنَّ عَمَّا غَابَ عَنْکَ مِنْهَا، فَإِنَّمَا عَلَيْکَ تَطْهِيرُ مَا ظَهَرَ لَکَ، وَاللهُ يَحْکُمُ عَلَی مَا غَابَ عَنْکَ، فَاسْتُرِ الْعَوْرَةَ مَا اسْتَطَعْتَ يَسْتُرِ اللهُ مِنْکَ مَا تُحِبُّ سَتْرَهُ مِنْ رَعِيَّتِکَ. (نهج البلاغه نامه53)
از رعيّت، آنان را كه عيبجوترند از خود دور كن، زيرا مردم عيوبی دارند كه رهبر امّت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است. پس مبادا؛ آنچه بر تو پنهان است آشكار گردانی، و آنچه كه هويداست بپوشانی، كه داوری در آنچه از تو پنهان است با خدای جهان میباشد. پس چندان كه میتوانی زشتیها را بپوشان، تا آن را كه دوست داری بر رعيّت پوشيده ماند خدا بر تو بپوشاند.
6- عدالت ورزی
6-1- عدالت برای همگان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لْيَکُنْ أَحَبَّ الاُْمُورِ إِلَيْکَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ، وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ، وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَی الرَّعِيَّةِ، فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَی الْخَاصَّةِ، وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَی الْعَامَّةِ. (نهج البلاغه نامه 53)
دوست داشتنیترين چيزها در نزد تو؛ در حق، ميانهترين، و در عدل، فراگيرترين، و در جلب خشنودی مردم، گستردهترين باشد. كه همانا خشم عمومی مردم، خشنودی خواص (نزديكان) را از بين میبرد. امّا خشم خواص را خشنودی همگان بیأثر میكند.
6-2- بر قراری عدالت در شهرها
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَيْنِ الْوُلاَةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِي الْبِلاَدِ، وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِيَّةِ و إِنَّهُ لاَ تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلاَّ بِسَلاَمَةِ صُدُورِهِمْ، وَ لاَ تَصِحُّ نَصِيحَتُهُمْ إِلاَّ بِحِيطَتِهِمْ عَلَی وُلاَةِ الاُْمُورِ، وَ قِلَّةِ اسْتِثْقَالِ دُوَلِهِمْ، وَ تَرْک اسْتِبْطَاءِ انْقِطَاعِ مُدَّتِهِمْ. (نهج البلاغه نامه 53)
و همانا برترين روشنی چشم زمامداران، برقراری عدل در شهرها و آشكار شدن محبّت مردم نسبت به رهبر است. كه محبّت دلهای رعيّت جز با پاكی قلبها پديد نمیآيد. و خيرخواهی آنان زمانی است كه با رغبت و شوق، پيرامون رهبر را گرفته، و حكومت بار سنگينی را بر دوش رعيّت نگذاشته باشد. و طولانی شدن مدت زمامداری بر ملّت ناگوار نباشد.
6-3- گسترش عدالت در بین مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِمَا ذَخَرْتَ عِنْدَهُمْ مِنْ إِجْمَامِکَ لَهُمْ، وَالثِّقَةَ مِنْهُمْ بِمَا عَوَّدْتَهُمْ مِنْ عَدْلِکَ عَلَيْهِمْ وَ رِفْقِکَ بِهِمْ، فَرُبَّمَا حَدَثَ مِنَ الاُْمُورِ مَا إِذَا عَوَّلْتَ فِيهِ عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدُ احْتَمَلُوهُ طَيِّبَةً أَنْفُسُهُمْ بِهِ فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ، وَ إِنَّمَا يُؤْتَی خَرَابُ الاَْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا. (نهج البلاغه نامه 53)
بدانچه در نزدشان اندوختی (تخفیف در مالیات) و به آنان بخشيدی. و با گسترش عدالت در بين مردم، و مهربانی با رعيّت، به آنان اطمينان خواهی داشت. آنگاه اگر در آينده كاری پيش آيد و به عهدهشان بگذاری، با شادمانی خواهند پذيرفت. زيرا عمران و آبادی، قدرت تحمّل مردم را زياد می كند و ویرانی زمین جز از نبود اهلِ آن ( و ناتوانی آن) سر نمی زند.
7- عدم مشورت با بخیل، ترسو و حریص
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِکَ بَخِيلاً يَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ، وَ يَعِدُکَ الْفَقْرَ، وَ لاَ جَبَاناً يُضْعِفُکَ عَنِ الاُْمُورِ، وَ لاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ، فَإِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزُ شَتَّی يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ. (نهج البلاغه نامه 53)
بخيل را در مشورت كردن دخالت نده، كه تو را از نيكوكاری باز میدارد. و از تنگدستی میترساند. ترسو را در مشورت كردن دخالت نده، كه در انجام كارها روحيّهی تو را سست میكند. حريص را در مشورت كردن دخالت نده، كه حرص را با ستمكاری در نظرت زينت میدهد. همانا بخل و ترس و حرص؛ غرایز گوناگونی هستند كه ريشهی آنها بدگمانی به خدای بزرگ است.
8- گفتگو با دانشمندان و حکیمان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَکْثِرْ مُدَارَسَةَ الْعُلَمَاءِ، وَ مُنَاقَشَةَ الْحُکَمَاءِ، فِي تَثْبِيتِ مَا صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ بِلاَدِکَ، وَ إِقَامَةِ مَا اسْتَقَامَ بِهِ النَّاسُ قَبْلَکَ. (نهج البلاغه نامه 53)
با دانشمندان، فراوان گفتگو كن، و با حكيمان فراوان بحث كن، كه مايهی آبادانی و اصلاح شهرها، و برقراری نظم و قانونی است كه در گذشته نيز وجود داشت.
9- مسئولیت دولت
9-1- انصاف با خدا و مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنْصِفِ اللهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ، وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِکَ، وَ مَنْ لَکَ فِيهِ هَوًی مِنْ رَعِيَّتِکَ، فَإِنَّکَ إِلاَّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ. وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللهِ کَانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ، وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ، وَ کَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّی يَنْزِعَ أَوْ يَتُوبَ. (نهج البلاغه نامه 53)
با خدا و با مردم، و با خويشاوندان نزديك، و با افرادی از رعيّت خود، كه آنان را دوست داری، انصاف را رعايت كن. كه اگر چنين نكنی ستم روا داشتی، و كسی كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جای بندگانش، دشمن او خواهد بود. و آن را كه خدا دشمن شود، دليل او را نپذيرد، كه با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه كه، باز گردد، يا توبه كند.
9-2- فرجام خصومت با خدا و خلق
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَی إِلَی تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَة عَلَی ظُلْم، فَإِنَّ اللهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ. (نهج البلاغه نامه 53)
و چيزی چون ستمكاری نعمت خدا را دگرگون نمیكند، و كيفر او را نزديك نمیسازد. كه خدا دعای ستمديدگان را میشنود و در كمين ستمكاران است.
9-3- مراعات اخلاق
9-3-1- فروتنی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِيَرِ وَ إِذَا أَحْدَثَ لَكَ مَا أَنْتَ فِيهِ مِنْ سُلْطَانِكَ أُبَّهَةً أَوْ مَخِيلَةً فَانْظُرْ إِلَی عِظَمِ مُلْكِ اللَّهِ فَوْقَكَ وَ قُدْرَتِهِ مِنْكَ عَلَی مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنْ نَفْسِكَ فَإِنَّ ذَلِكَ يُطَامِنُ إِلَيْكَ مِنْ طِمَاحِكَ وَ يَكُفُّ عَنْكَ مِنْ غَرْبِكَ وَ يَفِيءُ إِلَيْكَ بِمَا عَزَبَ عَنْكَ مِنْ عَقْلِكَ. (نهج البلاغه نامه 53)
به مردم نگو: به من فرمان دادند و من نيز فرمان میدهم، پس بايد اطاعت شود! كه اينگونه خود بزرگبينی دل را فاسد، و دين را پژمرده، و موجب زوال نعمتهاست. و اگر با مقام و قدرتی كه داری، دچار تكبّر يا خود بزرگبينی شدی، به بزرگی حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر، كه تو را از آن سركشی نجات میدهد، و تندروی تو را فرو مینشاند، و عقل و انديشهات را به جايگاه اصلی باز میگرداند.
9-3-2- تشویق نیکوکاران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لاَ يَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِيءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَة سَوَاء، فَإِنَّ فِي ذَلِکَ تَزْهِيداً لاَِهْلِ الاِْحْسَانِ فِي الاِْحْسَانِ، وَ تَدْرِيباً لاَِهْلِ الاِْسَاءَةِ عَلَی الاِْسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ کُلاًّ مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ. (نهج البلاغه نامه 53)
و نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو برابر باشند، زيرا اين كار سبب شود كه نيكوكاران را به نيكوكارى رغبتى نماند، ولى بدكاران را به بدكارى رغبت بيفزايد. با هر يك چنان رفتار كن كه او خود را بدان ملزم ساخته است.
9-3-3- نیکی با مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ بِأَدْعَی إِلَی حُسْنِ ظَنِّ رَاع بِرَعِيَّتِهِ مِنْ إِحْسَانِهِ إِلَيْهِمْ، وَ تَخْفِيفِهِ الْمَئُونَاتِ عَلَيْهِمْ، وَ تَرْکِ اسْتِکْرَاهِهِ إِيَّاهُمْ عَلَی مَا لَيْسَ لَهُ قِبَلَهُمْ. فَلْيَکُنْ مِنْکَ فِي ذَلِکَ أَمْرٌ يَجْتَمِعُ لَکَ بِهِ حُسْنُ الظَّنِّ بِرَعِيَّتِکَ فَإِنَّ حُسْنَ الظَّنِّ يَقْطَعُ عَنْکَ نَصَباً طَوِيلاً. وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ حَسُنَ بَلاَؤُکَ عِنْدَهُ، وَ إِنَّ أَحَقَّ مَنْ سَاءَ ظَنُّکَ بِهِ لَمَنْ سَاءَ بَلاَؤُکَ عِنْدَهُ. (نهج البلاغه نامه 53)
بدان ای مالك! هيچ وسيلهای برای جلب اعتماد والی به رعيّت بهتر از نيكوكاری به مردم، و تخفيف ماليات، و عدم اجبار مردم به كاری كه دوست ندارند، نمیباشد. پس در اين راه آنقدر بكوش تا به وفاداری رعيّت، خوشبين شوی، كه اين خوشبينی رنج طولانی مشكلات را از تو بر میدارد. پس به آنان كه بيشتر احسان كردی بيشتر خوشبين باش. و به آنان كه بد رفتاری كردی بد گمانتر باش.
9-3-4- عطوفت با مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ، وَ اللُّطْفَ بِهِمْ، وَ لاتَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضارِياً تَغْتَنِمُ اَكْلَهُمْ. (نهج البلاغه نامه 53)
مهربانی با مردم را پوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شكاری باشی كه خوردن آنان را غنيمت دانی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَاِنَّهُمْ صِنْفانِ: اِمَّا اَخٌ لَكَ فِی الدِّينِ، وَ اِمّا نَظيرٌ لَكَ فِی الْخَلْقِ، يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ، وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ، وَ يُؤْتی عَلی اَيْديْهِمْ فِی الْعَمْدِ وَ الْخَطَأِ، فَاَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِکَ. (نهج البلاغه نامه53)
با این وصف؛ مردم دو دسته اند، دستهای برادر دينی تو، و دستهی ديگر همانند تو در آفرينش میباشند. اگر گناهی از آنان سر میزند يا علّتهايی بر آنان عارض میشود، يا خواسته و ناخواسته، مرتكب اشتباهی میگردند، آنان را ببخشای.
9-3-5- تعامل با گروه های مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اعْلَمْ أَنَّ الرَّعِيَّةَ طَبَقَاتٌ لاَ يَصْلُحُ بَعْضُهَا إِلاَّ بِبَعْض، وَ لاَ غِنَی بِبَعْضِهَا عَنْ بَعْض. (نهج البلاغه نامه 53)
ای مالك! بدان مردم از گروههای گوناگونی میباشند. كه اصلاح هر يك جز با ديگری امكان ندارد، و هيچ يك از گروهها از گروه ديگر بینياز نيست.
9-3-6- آسان گیری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ صَفْحِكَ مِثْلَ الَّذی تُحِبُّ اَنْ يُعْطِيَكَ اللّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ، فَاِنَّكَ فَوْقَهُمْ، وَ والِی الاَْمْرِ عَلَيْكَ فَوْقَكَ، وَ اللّهُ فَوْقَ مَنْ وَلاّكَ، وَ قَدِ اسْتَكْفاكَ اَمْرَهُمْ، وَ ابْتَلاكَ بِهِمْ. (نهج البلاغه نامه53)
و بر آنان آسان گير! آنگونه كه دوست داری خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد. همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن كس كه تو را فرمانداری مصر داد، والاتر است، كه انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده، و آنان را وسيلهی آزمودن تو، قرار داده است.
9-3-7- پوزش خواهی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِيَّةُ بِکَ حَيْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ، وَ اعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ، فَإِنَّ فِي ذَلِکَ رِيَاضَةً مِنْکَ لِنَفْسِکَ، وَ رِفْقاً بِرَعِيَّتِکَ، وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِيمِهِمْ عَلَی الْحَقِّ. (نهج البلاغه نامه 53)
و هر گاه رعيّت بر تو بد گمان گردد، عذر خويش را آشكارا با آنان در ميان بگذار، و با اين كار از بدگمانی نجاتشان ده، كه اين كار رياضتی برای خود سازی تو، و مهربانی كردن نسبت به رعيّت است، و اين پوزش خواهی تو آنان را به حق وادار میکند.
9-3-8- عدم منتگذاری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِيَّاکَ وَ الْمَنَّ عَلَی رَعِيَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ، أَوِ التَّزَيُّدَ فِيمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ، أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ، فَإِنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الاِْحْسَانَ، وَ التَّزَيُّدَ يَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ، وَ الْخُلْفَ يُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللهِ وَ النَّاسِ. قَالَ اللهُ تَعَالَی: {کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا ما لاَ تَفْعَلُونَ.} (صف/3). (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا هرگز با خدمتهايی كه انجام دادی بر مردم منّت گذاری. يا آنچه را انجام دادهای بزرگ بشماری. يا مردم را وعدهای داده، سپس خُلف وعده کنی. منّت نهادن، پاداش نيكوكاری را از بين میبرد، و كاری را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل كردن، خشم خدا و مردم را بر میانگيزاند. كه خدای بزرگ فرمود: {دشمنی بزرگ نزد خدا: آنكه بگوييد و عمل نكنيد.}
9-3-9- امتیاز نخواستن، مراقب خود بودن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِيَّاکَ وَ الاِسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ، وَ التَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَی بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ، فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَيْرِکَ وَ عَمَّا قَلِيل تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِيَةُ الاُْمُورِ، وَ يُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا هرگز در آنچه كه با مردم مساوی هستی، امتيازی بخواهی. و از اموری كه بر همه روشن است، غفلت كنی! زيرا به هر حال نسبت به آن، در برابر مردم مسئولی، و به زودی پرده از كارها يك سو رود، و انتقام ستمديده را از تو باز می گيرند.
10- حفظ رسوم نیکو
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لاَ تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الاُْمَّةِ، وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الاُْلْفَةُ، وَ صَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةُ. وَ لاَ تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَيْء مِنْ مَاضِي تِلْکَ السُّنَنِ، فَيَکُونَ الاَْجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا، وَ الْوِزْرُ عَلَيْکَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا. (نهج البلاغه نامه 53)
و آداب پسنديدهای را كه بزرگان اين امّت به آن عمل كردند، و ملّت اسلام با آن پيوند خورده، و رعيّت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن. و آدابی كه به سنّتهای خوب گذشته زيان وارد میكند، پديد نياور، كه پاداش برای آورنده سنّت، و كيفر آن برای تو باشد كه آنها را در هم شكستی.
11- توجه به مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّينِ، وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِينَ، وَ الْعُدَّةُ لِلاَْعْدَاءِ، الْعَامَّةُ مِنَ الاُْمَّةِ، فَلْيَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ، وَ مَيْلُکَ مَعَهُمْ. (نهج البلاغه نامه 53)
در صورتیكه ستونهای استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهای ذخيره دفاعی، عموم مردم میباشند. پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.
12- حفظ پیوستگی صنوف مختلف جامعه
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ لاَ قِوَامَ لِهَذَيْنِ الصِّنْفَيْنِ إِلاَّ بِالصِّنْفِ الثَّالِثِ مِنَ الْقُضَاةِ وَ الْعُمَّالِ وَ الْکُتَّابِ، لِمَا يُحْکِمُونَ مِنَ الْمَعَاقِدِ، وَ يَجْمَعُونَ مِنَ الْمَنَافِعِ، وَ يُؤْتَمَنُونَ عَلَيْهِ مِنْ خَوَاصِّ الاُْمُورِ وَ عَوَامِّهَا. وَ لاَ قِوَامَ لَهُمْ جَمِيعاً إِلاَّ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِي الصِّنَاعَاتِ، فِيمَا يَجْتَمِعُونَ عَلَيْهِ مِنْ مَرَافِقِهِمْ، وَ يُقِيمُونَهُ مِنْ أَسْوَاقِهِمْ وَ يَکْفُونَهُمْ مِنَ التَّرَفُّقِ بِأَيْدِيهِمْ مَا لاَ يَبْلُغُهُ رِفْقُ غَيْرِهِمْ. (نهج البلاغه نامه53)
سپس سپاهيان و مردم، جز با گروه سوم نمیتوانند پايدار باشند، و آن قضات، و كارگزاران دولت، و نويسندگان حكومتند، كه قراردادها و معاملات را استوار میكنند، و آنچه به سود مسلمانان است فراهم میآورند، و در كارهای عمومی و خصوصی مورد اعتمادنند. و گروههای ياد شده بدون بازرگانان، و صاحبان صنايع نمیتوانند دوام بياورند، زيرا آنان وسائل زندگی را فراهم میآورند، و در بازارها عرضه میكنند، و بسياری از وسايل زندگی را با دست میسازند كه از توان ديگران خارج است.
13- مراقبت ها
13-1- باز خواست و کیفر کارگزاران و نزدیکان خائن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ تَحَفَّظْ مِنَ الاَْعْوَانِ فَإِنْ أَحَدٌ مِنْهُمْ بَسَطَ يَدَهُ إِلَی خِيَانَة اجْتَمَعَتْ بِهَا عَلَيْهِ عِنْدَکَ أَخْبَارُ عُيُونِکَ، اکْتَفَيْتَ بِذَلِکَ شَاهِداً، فَبَسَطْتَ عَلَيْهِ الْعُقُوبَةَ فِي بَدَنِهِ، وَ أَخَذْتَهُ بِمَا أَصَابَ مِنْ عَمَلِهِ، ثُمَّ نَصَبْتَهُ بِمَقَامِ الْمَذَلَّةِ، وَ وَسَمْتَهُ بِالْخِيَانَةِ، وَ قَلَّدْتَهُ عَارَ التُّهَمَةِ. (نهج البلاغه نامه 53)
و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن. و اگر يكی از آنان دست به خيانت زد، و گزارش ناظران تو هم آن خيانت را تأييد كرد، به همين مقدار گواهی قناعت كرده او را با تازيانهی كيفر كن. و آنچه از اموال كه در اختيار دارد از او باز پس گير. سپس او را خوار دار، و خيانتكار بشمار. و طوق بد نامی به گردنش بيفكن.
13-2- وارسی مالیات و بیت المال
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ تَفَقَّدْ أَمْرَ الْخَرَاجِ بِمَا يُصْلِحُ أَهْلَهُ، فَإِنَّ فِي صَلاَحِهِ وَ صَلاَحِهِمْ صَلاَحاً لِمَنْ سِوَاهُمْ، وَ لاَ صَلاَحَ لِمَنْ سِوَاهُمْ إِلاَّ بِهِمْ، لاَِنَّ النَّاسَ کُلَّهُمْ عِيَالٌ عَلَی الْخَرَاجِ وَ أَهْلِهِ. (نهج البلاغه نامه53)
ماليات و بيت المال را به گونهای وارسی كن كه صلاح ماليات دهندگان باشد. زيرا بهبودی ماليات و ماليات دهندگان، عامل اصلاح امور ديگر اقشار جامعه میباشد. و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود، كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت. زيرا همهی مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند.
13-3- رسیدگی به شکایات
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَإِنْ شَکَوْا ثِقَلاً أَوْ عِلَّةً، أَوِ انْقِطَاعَ شِرْب أَوْ بَالَّة، أَوْ إِحَالَةَ أَرْض اغْتَمَرَهَا غَرَقٌ، أَوْ أَجْحَفَ بِهَا عَطَشٌ، خَفَّفْتَ عَنْهُمْ بِمَا تَرْجُو أَنْ يَصْلُحَ بِهِ أَمْرُهُمْ وَ لاَ يَثْقُلَنَّ عَلَيْکَ شَيْءٌ خَفَّفْتَ بِهِ الْمَؤُونَةَ عَنْهُمْ، فَإِنَّهُ ذُخْرٌ يَعُودُونَ بِهِ عَلَيْکَ فِي عِمَارَةِ بِلاَدِکَ، وَ تَزْيِينِ وِلاَيَتِکَ، مَعَ اسْتِجْلاَبِکَ حُسْنَ ثَنَائِهِمْ، وَ تَبَجُّحِکَ بِاسْتِفَاضَةِ الْعَدْلِ فِيهِمْ، مُعْتَمِداً فَضْلَ قُوَّتِهِمْ. (نهج البلاغه نامه 53)
پس اگر مردم شكايت كردند، از سنگينی ماليات، يا آفت زدگی، يا خشك شدن آب چشمهها، يا كمی باران، يا خراب شدن زمين در سيلابها، يا خشكسالی، در گرفتن ماليات به ميزانی تخفيف ده، تا امورشان سامان گيرد. و هرگز تخفيف دادن در خراج، تو را نگران نسازد. زيرا آن (تخفیف خراج)، اندوختهای است، كه در آبادانی شهرهای تو، و در آراستن ولايتهای تو نقش دارد، و رعيّت تو را میستايند. و تو از گسترش عدالت ميان مردم خشنود خواهی شد و به افزايش قوّت آنان تكيّه خواهی كرد.
13-4- مبارزه با گران فروشی و احتکار
اَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لْيَکُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْل وَ أَسْعَار لاَ تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ. فَمَنْ قَارَفَ حُکْرَةً بَعْدَ نَهْيِکَ إِيَّاهُ فَنَکِّلْ بِهِ، وَ عَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَاف. (نهج البلاغه نامه 53)
بايد خريد و فروش در جامعه اسلامی، به سادگی و با موازين عدالت انجام گيرد، با نرخهايی كه بر فروشنده و خريدار زيانی نرساند. كسی كه پس از منع تو احتكار كند، او را كيفر ده تا عبرت ديگران شود، امّا در كيفر او اسراف نكن.
13-5- پرداخت حقوق فرودستان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ اللهَ اللهَ فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَی مِنَ الَّذِينَ لاَ حِيلَةَ لَهُمْ، مِنَ الْمَسَاکِينِ وَ الْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَی وَ الزَّمْنَی، فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً، وَ احْفَظِ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَکَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ، وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِکِ، وَ قِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِي الاِْسْلاَمِ فِي کُلِّ بَلَد، فَإِنَّ لِلاَْقْصَی مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِي لِلاَْدْنَی، وَ کُلٌّ قَدِ اسْتُرْعِيتَ حَقَّهُ. (نهج البلاغه نامه 53)
سپس خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه، كه هيچ چاره ای ندارند، [و عبارتند] از: زمينگيران، نيازمندان، گرفتاران، دردمندان. همانا در اين طبقهی محروم گروهی خويشتنداری كرده، و گروهی به گدايی دست نياز بر میدارند. پس برای خدا پاسدار حقّی باش كه خداوند برای اين طبقه معيّن فرموده است: بخشی از بيت المال و بخشی از غلّههای زمينهای غنيمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پايين اختصاص ده، زيرا برای دورترين مسلمانان همانند نزديكترين آنان سهمی مساوی وجود دارد. و تو مسئول رعايت آن میباشی.
13-6- رسیدگی و اهتمام ویژه به امور نیازمندان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لاَ يَشْغَلَنَّکَ عَنْهُمْ بَطَرٌ، فَإِنَّکَ لاَ تُعْذَرُ بِتَضْيِيعِکَ التَّافِهَ لاِِحْکَامِکَ الْکَثِيرَ الْمُهِمَّ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا سر مستی حكومت، تو را از رسيدگی به آنان باز دارد! كه هرگز انجام كارهای فراوان و مهم، عذری برای ترك مسئوليّت های كوچكتر نخواهد بود.
13-7- رسیدگی به امور ایتام و سالخوردگان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ تَعَهَّدْ أَهْلَ الْيُتْمِ وَ ذَوِي الرِّقَّةِ فِي السِّنِّ مِمَّنْ لاَ حِيلَةَ لَهُ وَ لاَ يَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ، وَ ذَلِکَ عَلَی الْوُلاَةِ ثَقِيلٌ، وَ الْحَقُّ کُلُّهُ ثَقِيلٌ وَ قَدْ يُخَفِّفُهُ اللهُ عَلَی أَقْوَام طَلَبُوا الْعَاقِبَةَ فَصَبَّرُوا أَنْفُسَهُمْ، وَ وَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اللهِ لَهُمْ. (نهج البلاغه نامه 53)
از يتيمان خردسال، و پيران سالخورده كه راه چارهای ندارند و دست نياز بر نمیدارند، پيوسته دلجويی كن. كه مسئوليّتی سنگين بر دوش زمامداران است، اگر چه حق، تمامش سنگين است، امّا خدا آن را بر مردمی آسان میكند كه آخرت میطلبند، نفْس را به شكيبايی وا میدارند و به وعدههای پروردگار اطمينان دارند.
13-8- جلوگیری از زیاده خواهی خواص و نزدیکان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ إِنَّ لِلْوَالِي خَاصَّةً وَ بِطَانَةً، فِيهِمُ اسْتِئْثَارٌ وَ تَطَاوُلٌ، وَ قِلَّةُ إِنْصَاف فِي مُعَامَلَةِ فَاحْسِمْ مَادَّةَ أُولَئِکَ بِقَطْعِ أَسْبَابِ تِلْکَ الاَْحْوَالِ. (نهج البلاغه نامه 53)
همانا زمامداران را خواص و نزديكانی است كه خودخواه و چپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند. ريشه ستمكاريشان را با بريدن اسباب آن خشک کن.
13-9- پرداخت حقّ به صاحبِ حقّ
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَلْزِمِ الْحَقَّ مَنْ لَزِمَهُ مِنَ الْقَرِيبِ وَ الْبَعِيدِ، وَ کُنْ فِي ذَلِکَ صَابِراً مُحْتَسِباً، وَاقِعاً ذَلِکَ مِنْ قَرَابَتِکَ وَ خَاصَّتِکَ حَيْثُ وَقَعَ، وَ ابْتَغِ عَاقِبَتَهُ بِمَا يَثْقُلُ عَلَيْکَ مِنْهُ، فَإِنَّ مَغَبَّةَ ذَلِکَ مَحْمُودَةٌ. (نهج البلاغه نامه 53)
حقّ را به صاحب حقّ، هر كس كه باشد، نزديك يا دور، بپرداز، و در اين كار شكيبا باش. و اين شكيبايی را به حساب خدا بگذار، گر چه اجرای حقّ مشكلاتی برای نزديكانت فراهم آورد، تحمّل سنگينی آن را به ياد قيامت بر خود هموار ساز. زیرا تحمّل آن پسندیده است.
13-10- عدم شتابزدگی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِيَّاکَ وَ الْعَجَلَةَ بِالاُْمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا، أَوِ التَّسَقُّطَ فِيهَا عِنْدَ إِمْکَانِهَا، أَوِ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَکَّرَتْ، أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ، فَضَعْ کُلَّ أَمْر مَوْضِعَهُ، وَ أَوْقِعْ کُلَّ أَمْر مَوْقِعَهُ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا! هرگز در كاری كه وقت آن فرا نرسيده، شتاب كنی. يا كاری كه وقت آن رسيده است، سستی ورزی. و يا در چيزی كه (حقيقت آن) روشن نيست، ستيزه جويی کنی. و يا در كارهای واضح و آشكار، كوتاهی كنی. تلاش كن تا هر كاری را در جای خود، و در زمان مخصوص به خود، انجام دهی.
14- در دسترس بودن
14-1- پاسخگویی شخصی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ أُمُورٌ مِنْ أُمُورِکَ لاَ بُدَّ لَکَ مِنْ مُبَاشَرَتِهَا، مِنْهَا إِجَابَةُ عُمَّالِکَ بِمَا يَعْيَا عَنْهُ کُتَّابُکَ، وَ مِنْهَا إِصْدَارُ حَاجَاتِ النَّاسِ يَوْمَ وُرُودِهَا عَلَيْکَ بِمَا تَحْرَجُ بِهِ صُدُورُ أَعْوَانِکَ. وَ أَمْضِ لِکُلِّ يَوْم عَمَلَهُ، فَإِنَّ لِکُلِّ يَوْم مَا فِيهِ. (نهج البلاغه نامه 53)
بخشی از كارها به گونهای است كه خود بايد انجام دهی، مانند: پاسخ دادن به كارگزاران دولتی. در آنجا كه منشيان تو از پاسخ دادن به آنها درماندهاند. و ديگر، بر آوردن نياز مردم در همان روزی كه به تو عرضه میدارند، و يارانت در رفع نياز آنان ناتوانند. كار هر روز را در همان روز انجام ده، زيرا هر روزی، كاری مخصوص به خود دارد.
14-2- خود را زیاد از مردم پنهان مدار
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَمَّا بَعْدُ؛ فَلاَ تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَکَ عَنْ رَعِيَّتِکَ، فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلاَةِ عَنِ الرَّعِيَّةِ شُعْبَةٌ مِنَ الضِّيقِ، وَ قِلَّةُ عِلْم بِالاُْمُورِ وَ الاِحْتِجَابُ مِنْهُمْ يَقْطَعُ عَنْهُمْ عِلْمَ مَا احْتَجَبُوا دُونَهُ فَيَصْغُرُ عِنْدَهُمُ الْکَبِيرُ، وَ يَعْظُمُ الصَّغِيرُ، وَ يَقْبُحُ الْحَسَنُ، وَ يَحْسُنُ الْقَبِيحُ وَ يُشَابُ الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ. (نهج البلاغه نامه 53)
هيچ گاه خود را زیاد از مردم پنهان مدار! كه پنهان بودن رهبران، نمونهای از تنگ خويی و كم اطّلاعی در امور جامعه است. نهان شدن از رعيّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز میدارد. پس كار بزرگ، اندك، و كار اندك، بزرگ جلوه میكند. زيبا، زشت و زشت، زيبا می نمايد و باطل، به لباس حق در آيد.
15- روش برخورد با دشمن
15-1- پذیرش صلح
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَيْهِ عَدُوُّکَ وَ لِلَّهِ فِيهِ رِضًی فَإِنَّ فِي الصُّلْحِ دَعَةً لِجُنُودِکَ، وَ رَاحَةً مِنْ هُمُومِکَ، وَ أَمْناً لِبِلاَدِکَ، وَ لَکِنِ الْحَذَرَ کُلَّ الْحَذَرِ مِنْ عَدُوِّکَ بَعْدَ صُلْحِهِ، فَإِنَّ الْعَدُوَّ رُبَّمَا قَارَبَ لِيَتَغَفَّلَ فَخُذْ بِالْحَزْمِ، وَ اتَّهِمْ فِي ذَلِکَ حُسْنَ الظَّنِّ. (نهج البلاغه نامه 53)
هرگز پيشنهاد صلح از طرف دشمن را كه خشنودی خدا در آن است، رد مكن. كه آسايش رزمندگان، و آرامش فكری تو، و امنيّت كشور در صلح تأمين میگردد. اما هشدار! هشدار! از دشمنِ خود، پس از آشتی كردن. زيرا گاهی دشمن نزديك میشود، تا غافلگير كند. پس دورانديش باش، و خوشبينی خود را متّهم كن. ( به دشمن سوء ظنّ داشته باش. )
15-2- پرهیز از خون ریزی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاکَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْکَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا، فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْنَی لِنِقْمَة، وَ لاَ أَعْظَمَ لِتَبِعَة، وَ لاَ أَحْرَی بِزَوَالِ نِعْمَة، وَ انْقِطَاعِ مُدَّة، مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. وَ اللهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ، فِيمَا تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَلاَ تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَم حَرَام. (نهج البلاغه نامه 53)
از خونريزی بپرهيز! و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهی را نزديك مجازات را بزرگ نمیكند، و نابودی نعمتها را سرعت نمیبخشد و زوال حكومت را نزديك نمیگرداند، و روز قيامت خدای سبحان قبل از رسيدگی اعمال بندگان، نسبت به خونهای ناحق ريخته شده داوری خواهد كرد. پس با ريختن خونی حرام، حكومت خود را تقويت مكن.
15-3- مراقب غرور قدرت و پرداخت دیه باش
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنِ ابْتُلِيتَ بِخَطَإ وَ أَفْرَطَ عَلَيْکَ سَوْطُکَ أَوْ سَيْفُکَ أَوْ يَدُکَ بِالْعُقُوبَةِ فَإِنَّ فِي الْوَکْزَةِ فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَةً، فَلاَ تَطْمَحَنَّ بِکَ نَخْوَةُ سُلْطَانِکَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَی أَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ. (نهج البلاغه نامه 53)
اگر به خطا خون كسی را ريختی، يا تازيانه يا شمشير، يا دستت دچار تندروی شد، – كه گاه مشتی سبب كشتن كسی میگردد، چه رسد به بيش از آن – مبادا غرور قدرت، تو را از پرداخت خونبها به بازماندگان مقتول باز دارد.
16- دوری از خواست شیطان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِيَّاکَ وَ الاِْعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَ الثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَ حُبَّ الاِْطْرَاءِ، فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِي نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ مَا يَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا هرگز دچار خودپسندی گردی و به خوبیهای خود اطمينان كنی، و ستايش را دوست داشته باشی! كه اينها همه از بهترين فرصتهای شيطان برای هجوم آوردن به توست، و كردار نيك نيكوكاران را نابود سازد.
17- عمل به دستورات الهی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الْوَاجِبُ عَلَيْکَ أَنْ تَتَذَکَّرَ مَا مَضَی لِمَنْ تَقَدَّمَکَ مِنْ حُکُومَة عَادِلَة، أَوْ سُنَّة فَاضِلَة، أَوْ أَثَر عَنْ نَبِيِّنَا (صَلَّی اللهِ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَوْ فَرِيضَة فِي کِتَابِ اللهِ، فَتَقْتَدِيَ بِمَا شَاهَدْتَ مِمَّا عَمِلْنَا بِهِ فِيهَا، وَ تَجْتَهِدَ لِنَفْسِکَ فِي اتِّبَاعِ مَا عَهِدْتُ إِلَيْکَ فِي عَهْدِي هَذَا، وَ اسْتَوْثَقْتُ بِهِ مِنَ الْحُجَّةِ لِنَفْسِي عَلَيْکَ، لِکَيْلاَ تَکُونَ لَکَ عِلَّةٌ عِنْدَ تَسَرُّعِ نَفْسِکَ إِلَی هَوَاهَا. (نهج البلاغه نامه 53)
آنچه بر تو لازم است آنكه: حكومتهای دادگستر پيشين، سنّتهای با ارزش گذشتگان، روشهای پسنديده رفتگان، و آثار پيامبر که درود خداوند بر او و خاندانش باد و واجباتی كه در كتاب خداست را، همواره به ياد آوری، و به آنچه ما عمل كردهايم پيروی كنی، و برای پيروی از فرامين اين عهد نامهای كه برای تو نوشتهام، و با آن حجّت را بر تو تمام كردهام، تلاش كن، زيرا اگر نفس، سركشی كرد، و بر تو چيره شد، عذری نزد من نداشته باشی.















ثبت دیدگاه