آداب عفو و گذشت
  • 1402-01-15
  • بازدید 490
    پ
    پ

    آداب عفو و گذشت

     

    چکیده 

    انسان‌ها در زندگی اجتماعی خود دچار درگیری و ستیز می‌گردند. امّا برای حفظ حقوق یکدیگر، گاهی نیاز به گذشت دارند. اهمیت آثار این کار در آداب عفو و گذشت آمده است. بر اساس توصیه‌ی قرآن عفو، گزینه‌ی برتر پیش روی انسان است که می‌توان با انتخاب زندگی برتر تشکیل دهد.

     

    واژه های مرتبط

    گذشت، مغفرت، عذرخواهی، معذرت، بخشش، خطا، گناه، چشم‌پوشی، خویشتنداری

     

    1- معنی و مفهوم عفو

    ابن منظور در معنای عفو گوید: عفو به معنای گذشتن از گناه و ترک کیفر آن است و اصل و ریشه‌ی آن به معنی محو و نابودی است. (لسان العرب ج 15ص 72 )

    و دهخدا نیز نویسد: ساقط کردن عذاب. و مغفرت پوشاندن جرم است برای محافظت از عذاب شرمزدگی و رسوایی، و عفو را صفت کسی قرار می‌دهند که توانایی انجام دادن عمل مقابل آن را داشته باشد. (از اقرب الموارد). ترک عقوبت گناهکار. آمرزش. بخشش. گذشت (ناظم الاطباء)

     

    2- اهمیت عفو و گذشت

    اللهُ تَعالى: إِنْ تُبْدُوا خَيْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ كانَ عَفُوًّا قَدِيراً. (نساء/ ۱۴)

    اگر عمل خيرى را  آشكارا و يا پنهان انجام دهد و يا اگر از كار بد ديگران عفو و گذشت كنيد، به طور قطع خداوند هم بخشنده و توانا است.

     

    اللهُ تَعالى: فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ‏. (مائده/۱۳)

    از آنان عفو و گذشت كن كه خداوند اهل احسان را دوست می‌دارد.

     

    اللهُ تَعالى: وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ. (نور/ ۲۳)

    و اين مؤمنان عفو و گذشت كنند، آيا دوست نمی‌دارند كه خدا شما را ببخشد؟ و خداوند بخشنده و مهربان است.

     

    اللهُ تَعالى: قُلْ لِلَّذِينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذِينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ‏. (جاثیه / 14)

    بگو به مؤمنين، آن كسانى را كه اميدى به ايام اللَّه (روز ظهور قدرت الهى) ندارند مورد عفو قرار دهند، تا خدا جزاى هر گروهى را مطابق عملشان بدهد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:  أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ . (نهج البلاغه حکمت 52 )

    سزاوارترين مردم برای عفو و گذشت، تواناترين آنها است بر كيفر دادن مُجرم.

     

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: النَّدَامَةُ عَلَى الْعَفْوِ أَفْضَلُ وَ أَيْسَرُ مِنَ النَّدَامَةِ عَلَى الْعُقُوبَةِ. (بحار الأنوار  ج ‏68 ص 401)

    پشيمانى از عفو و گذشت، بهتر و آسان‏‌تر  است از پشيمانى در عقوبت و انتقام.

     

    3- زیبایی و لطافت عفو

    اللهُ تَعالى: فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ‏. (حجر/ ۸۶)

    پس گذشت كن، گذشتى زيبا.

     

    اَلرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ {فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ‏.} (الحجر: 85 ) قَالَ: الْعَفْوُ مِنْ غَيْرِ عِتَابٍ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 421 73)

    حضرت رضا (عليه السّلام) در باره فرموده‌ی خداوند عزیز و بلند مرتبه: {پس گذشت كن، گذشتى زيبا.} ‏ فرمود: عفو و گذشت، بدون توبيخ.

     

    عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ :سَمِعْتُ عَبْدَ الرَّزَّاقِ يَقُولُ:‏ جَعَلَتْ جَارِيَةٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) تَسْكُبُ الْمَاءَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ فَسَقَطَ الْإِبْرِيقُ مِنْ يَدِ الْجَارِيَةِ عَلَى وَجْهِهِ فَشَجَّهُ فَرَفَعَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) رَأْسَهُ إِلَيْهَا فَقَالَتِ الْجَارِيَةُ : إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ : { وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ. } ( آل عمران / 134) فَقَالَ لَهَا :قَدْ كَظَمْتُ غَيْظِي قَالَتْ‏: { وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ.} ‏( آل عمران / 134)  قَالَ لَهَا: قَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْكِ قَالَتْ:‏ { وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.}‏ ( آل عمران / 134) قَالَ: اذْهَبِي فَأَنْتِ حُرَّةٌ .(بحار الأنوار ج ‏68 ص 413 )

    عبدالله بن محمد یمانی: از عبدالرزاق شنیدم كه گفت :كنيز حضرت سجاد (علیه السلام) داشت به دست حضرت آب می‌ريخت كه براى نماز وضوء بگيرند، ناگهان ظرف آب از دست كنيز افتاد و صورت حضرت را مجروح كرد. حضرت سر بلند كرد و به سوى كنيز نگاهى كرد، كنيز گفت: خدای عزیز و بلند مرتبه می‌فرمايد: { و خشم خود را فرو مى ‏برند .} حضرت فرمود: خشم خود را فرو بردم. كنيز گفت: { و از مردم در مى‏‌گذرند.} حضرت فرمود: خداوند تو را عفو فرمايد. عرض كرد: { و خداوند نیكوكاران را دوست دارد.} فرمود: برو كه آزادت كردم!!

     

    بَعَثَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) غُلَاماً لَهُ فِي حَاجَةٍ فَأَبْطَأَ فَخَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَى أَثَرِهِ لَمَّا أَبْطَأَ فَوَجَدَهُ نَائِماً فَجَلَسَ عِنْدَ رَأْسِهِ يُرَوِّحُهُ حَتَّى انْتَبَهَ فَلَمَّا انْتَبَهَ قَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): يَا فُلَانُ وَ اللَّهِ مَا ذَلِكَ لَكَ تَنَامُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ لَكَ اللَّيْلُ وَ لَنَا مِنْكَ النَّهَارُ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 405)

    حضرت صادق (عليه السّلام) غلامش را دنبال كارى فرستاد. طول كشيد و غلام نيامد. حضرت براى بررسى وضع غلام از خانه بيرون آمد. برخلاف انتظار مشاهده فرمود كه غلام خوابيده است! حضرت نشست بالاى سر غلام و او را باد می‌زد تا وقتى كه غلام بيدار شد! حضرت فرمود: فلانى! اين براى تو درست نيست كه شب بخوابى و روز هم بخوابى؛ شب براى خواب، روز هم براى ما!

     

    مُعَتِّبٍ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي حَائِطٍ لَهُ يَصْرِمُ فَنَظَرْتُ إِلَى غُلَامٍ لَهُ قَدْ أَخَذَ كَارَةً مِنْ تَمْرٍ فَرَمَى بِهَا وَرَاءَ الْحَائِطِ فَأَتَيْتُهُ فَأَخَذْتُهُ وَ ذَهَبْتُ بِهِ إِلَيْهِ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي وَجَدْتُ هَذَا وَ هَذِهِ الْكَارَةَ فَقَالَ لِلْغُلَامِ: فُلَانُ قَالَ: لَبَّيْكَ، قَالَ: أَ تَجُوعُ؟ قَالَ: لَا يَا سَيِّدِي، قَالَ فَلِأَيِّ شَيْ‏ءٍ أَخَذْتَ هَذِهِ؟ قَالَ: اشْتَهَيْتُ ذَلِكَ. قَالَ: اذْهَبْ فَهِيَ لَكَ وَ قَالَ خَلُّوا عَنْهُ‏ . (بحار الأنوار ج‏68 ص402)

    معتّب: امام کاظم (عليه السّلام) در نخلستان خود مشغول چيدن خرما بود. ناگهان متوجه شدم كه غلامِ حضرت مقدارى از خرما برداشت و پشت ديوار پرتاب كرد (كه بعد برود و او را بردارد.). من رفتم خرما را برداشتم و با غلام خدمت حضرت رفتیم و قضيه را عرض كردم! حضرت فرمود: اى غلام! عرض كرد: در خدمتم! فرمود: آيا گرسنه هستى؟ عرض كرد: نه اى آقاى من! فرمود: پس چرا چنين كردى و خرما را سرقت کردی؟ عرض كرد: فقط از اين جهت بود كه دلم خواست. فرمود: برو مال خودت باشد! و فرمود: رهايش كنيد!

     

    4- عفو از ستمگر

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:  أَ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى خَيْرِ أَخْلَاقِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِي مَنْ حَرَمَكَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ‏. (بحار الأنوار ج ‏۶۸ ص 399 )

    آيا راهنمایى نكنم شما را بر بهترين اخلاق دنيا و آخرت؟ پيوند کنی با كسى كه از تو بريده، عطا كنى به كسى كه تو را محروم ساخته و عفو كنى از كسى كه به تو ظلم كرده است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ مُرُوَّتُنَا الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَنَا . (بحار الأنوار ج ‏۶۸ ص ۴۱۴ )

    روش ما اهل‌بيت عفو و گذشت است از كسى كه به ما ظلم کرده است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَمَّا الرُّخْصَةُ الَّتِي صَاحِبُهَا فِيهَا بِالْخِيَارِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَخَّصَ أَنْ يُعَاقَبَ الْعَبْدُ عَلَى ظُلْمِهِ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ { جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ‏ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ }‏ (شورى/ 40 ) وَ هَذَا هُوَ فِيهِ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ عَفَا وَ إِنْ شَاءَ عَاقَبَ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص425)

    و امّا آن رخصت و اجازه‏‌اى كه صاحبش اختيار دارد، اين است كه خداوند بزرگ و برتر اجازه و اذن داده است كه انسان در مقابل ظلم، انتقام گرفته و ظالم را كيفر كند، كه فرموده است: {كيفر بدى همانندش بدى خواهد بود. و كسى كه عفو و گذشت کرده و اصلاح كند، پاداش او بر خدا است } و اين موردى است كه انسان اختيار دارد اگر خواست عفو می‌کند و اگر هم خواست كيفر می‌دهد.

     

    5- عفو از دشمن

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ‏ .(نهج البلاغه حکمت11)

    هنگامى كه بر دشمنت مسلط گشتى، عفو و گذشت از او را شكرانه اين قدرت قرار بده.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: صَافِحْ عَدُوَّكَ وَ إِنْ كَرِهَ فَإِنَّهُ مِمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عِبَادَهُ يَقُولُ‏: { ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‏.} (فصّلت/ 34 و35). (بحار الأنوار ج ‏73 ص20)

    با دشمنت مصافحه و گذشت كن، گرچه او مايل نباشد، زیرا  اين عمل از چيزهایى است كه خدای عزیز و بلندمرتبه  (به بندگانش) دستور داده و  فرموده است: { [بدى را] با آنچه خود بهتر است دفع كن، آنگاه كسى كه ميان تو و ميان او دشمنى است گويى دوستى يكدل مى‏‌گردد. و اين [خصلت] را جز كسانى كه شكيبا بوده‏‌اند، نمى‏‌يابند و آن را جز صاحب بهره‏‌اى بزرگ نخواهد يافت.}

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا تُكَافِئُ عَدُوَّكَ بِشَيْ‏ءٍ أَشَدَّ عَلَيْهِ مِنْ أَنْ تُطِيعَ اللَّهَ فِيهِ وَ حَسْبُكَ أَنْ تَرَى عَدُوَّكَ يَعْمَلُ بِمَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ .(بحار الأنوار ج 10ص111)

    فرمود: بدترين كيفر و ناراحتى شَديد كه دشمن تو دارد، اين است كه تو راجع به او از خداوند اطاعت کنی. (در برابر مصيبت صبر كنى.) و براى تو همين بس است كه ببينى دشمنت مشغول معصيت الهى است. (چون عذابش شديدتر خواهد شد.)

     

    الصَّادِقُ و الکاظِمُ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ : اصْبِرْ عَلَى أَعْدَاءِ النِّعَمِ فَإِنَّكَ لَنْ تُكَافِيَ مَنْ عَصَى اللَّهَ فِيكَ بِأَفْضَلَ مِنْ أَنْ تُطِيعَ اللَّهَ فِيهِ‏. (بحار الأنوار ج ‏68  ص 408 و ص 416 )

    در مقابل دشمنانِ نعمت (حسودان) صبر كن، زيرا كه تو براى كسى كه در حقّ تو خدا را نافرمانى مى‌كند، نمى‌توانى بهتر از اين مقابله كنى، كه در باره‌ی او خدا را اطاعت كنى.

     

    6- عفو از مؤمن و غیر مؤمن

    اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا الْتَقَتْ فِئَتَانِ قَطُّ إِلَّا نُصِرَ أَعْظَمُهُمَا عَفْواً . (بحارالأنوار ج ‏68 ص 424 )

    دو گروه با هم كارزار نكنند، جز اينكه خداوند آن دسته را كه باگذشت‌تر است، يارى مى‌دهد.

     

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أُتِيَ بِالْيَهُودِيَّةِ الَّتِي سَمَّتِ الشَّاةَ لِلنَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ لَهَا: مَا حَمَلَكِ عَلَى مَا صَنَعْتِ فَقَالَتْ: قُلْتُ إِنْ كَانَ نَبِيّاً لَمْ يَضُرَّهُ وَ إِنْ كَانَ مَلِكاً أَرَحْتُ النَّاسَ مِنْهُ قَالَ :فَعَفَا رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) عَنْهَا. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 402)

    زن يهودی را كه گوشت گوسفند را مسموم كرده بود تا رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) را مسموم کند، خدمت حضرتش آوردند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) به او فرمود: چرا اين كار را كردى؟ آن زن گفت: چنين فكر كردم كه اگر محمد(صلى اللَّه عليه و آله) پيامبر باشد؛ اين گوشت زهرآلود به او زيان نمی‌رساند و اگر پادشاه و سلطان است و بى‌جهت مدّعى نبوّت است، من با اين كارم مردم را از او راحت كرده‌‏ام. پس از اين مذاكره حضرت او را مورد عفو قرار داد.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَةِ وَ أَحْزَمُ النَّاسِ أَكْظَمُهُمْ لِلْغَيْظِ .(بحار الأنوار ج ‏68 ص 420)

    سزاوارترين مردم به عفو و گذشت، آن كسى است كه بيش از همه قدرت بر كيفر داشته باشد. و عاقل‌‏ترين آنها كسى است كه بيش از همه خشم خود را فرو برد.

     

    7- آثار عفو

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: عَلَيْكُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَا يَزِيدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا يُعِزَّكُمُ اللَّهُ‏. (بحار الأنوار  ج ‏68 ص 401)

    بر شما باد به عفو و گذشت! كه اين صفت جز عزت و ارزش براى بنده چيز ديگرى ندارد. بنابراين نسبت به هم عفو و گذشت داشته باشيد، تا خداوند به شما عزت و عظمت عنايت كند.

     

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثَلَاثٌ لَا يَزِيدُ اللَّهُ بِهِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ إِلَّا عِزّاً الصَّفْحُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَهُ وَ الصِّلَةُ لِمَنْ قَطَعَهُ‏. (بحار الأنوار ج ‏۶۸ ص 403)

    سه چيز است كه موجب ازدياد عزّت براى مسلمان مى‏‌شود: گذشت از كسى كه به او ظلم کرده، بخشش به كسى كه او را محروم كرده و پيوند و ارتباط با كسى كه رابطه دوستى و خویشاوندی را بريده است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَادَى مُنَادٍ يُسْمِعُ آخِرَهُمْ كَمَا يُسْمِعُ أَوَّلَهُمْ فَيَقُولُ: أَيْنَ أَهْلُ الْفَضْلِ؟ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَسْتَقْبِلُهُمُ الْمَلَائِكَةُ فَيَقُولُونَ: مَا فَضْلُكُمْ هَذَا الَّذِي تَرَدَّيْتُمْ بِهِ؟ فَيَقُولُونَ كُنَّا يُجْهَلُ عَلَيْنَا فِي الدُّنْيَا فَنَتَحَمَّلُ وَ يُسَاءُ إِلَيْنَا فَنَعْفُو. قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَى: صَدَقَ عِبَادِي خَلُّوا سَبِيلَهُمْ لِيَدْخُلُوا الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 419 )

    روز قيامت منادى با صدایى رسا كه به اول و آخر مردم می‌رسد، صدا می‌زند و می‌گويد: اهل فضل و فضيلت كجا هستند؟ گروهى از مردم كه ملائكه آنها را استقبال می‌کنند، بلند می‌شوند و به آنان می‌گويند: فضل و برترى شما چه بوده است؟ می‌گويند: با ما با جهل و نادانى برخورد می‌شد و ما تحمّل می‌كرديم، به ما بدى می‌شد و ما گذشت می‌کردیم. منادى از طرف خدا می‌گويد: راست می‌گويند! راه بدهيد تا بدون حساب داخل بهشت شوند!

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَفَّ عَنْ أَعْرَاضِ النَّاسِ أَقَالَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النَّاسِ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ عَذَابَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص426)

    كسى كه از تعرض به آبروى مردم خوددارى کند، خداوند روز قيامت از لغزش او گذشت می‌کند، و كسى كه از اِعمال خشم خود در باره‌ی مردم چشم بپوشد، خداوند عذاب روز قيامت را از او برطرف می‌فرمايد.

     

    8- بخشش و پاسخ بدی با خوبی

    اللهُ تَعالى: وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ. (رعد/ 22)

    بدى را با انجام كار خوب از بين می‌برند.

     

    اللهُ تَعالى: وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً. (فرقان/ 63)

    هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گویند.)، به آنها سلام می‌گویند (و با بی‌اعتنایی و بزرگواری می‌گذرند.).

     

    اللهُ تَعالى: وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ. وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ‏.(فصلت/ 34 و 35)

    خوبى و بدى با هم برابر نيست، با اخلاق و رفتار خوب جلو بدى را بگير، كه در اين صورت‏ همان كسى كه با تو عداوت دارد، مانند يك دوست صميمى خواهد شد. ولى اين روش را جز شكيبايان و جز افرادى كه صاحب بهره بزرگ اخلاقى هستند، نمی‌توانند داشته باشند.

     

    اللهُ تَعالى: فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ. (زخرف/ 89 )

    از آنها گذشت كن و سلام بگو، به زودى می‌دانند (مطالب را مى‏‌فهمند.).

     

    عَبْد اللَّهِ بْنِ زُهَيْرٍ: وَفَدَ الْعَلَاءُ بْنُ الْحَضْرَمِيِّ عَلَى النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ لِي أَهْلَ بَيْتٍ أُحْسِنُ إِلَيْهِمْ فَيُسِيئُونَ وَ أَصِلُهُمْ فَيَقْطَعُونَ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): { ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ.}‏  (فصّلت: 34) (بحار الأنوار ج ‏68 ص 415)

    عبد اللَّه ابن زهير : علاء ابن حضرمى بر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) وارد شد و عرض كرد: يا رسول خدا، فاميل و خاندانى دارم كه من به آنها احسان می‌كنم، ولى آنها نسبت به من بدى می‌كنند. من پيوند و سركشى به آنها می‌کنم و آنها از من مى‏‌بُرند. حضرت فرمود: {با برخورد خوب جلوگيرى از بدى کن، كه در اين صورت همان كسى كه با تو دشمنى دارد، مانند دوست، گرم و صميمى خواهد شد، كه البته اين خوى و روش را فقط صابران و كسانى كه بهره‌ی بزرگى از اخلاق دارند می‌توانند داشته باشند.}

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَاتِبْ أَخَاكَ بِالْإِحْسَانِ إِلَيْهِ وَ ارْدُدْ شَرَّهُ بِالْإِنْعَامِ عَلَيْهِ‏. (نهج البلاغه حکمت 158)

    برادرت را به احسان بر او توبيخ كن. و شرّ و گزند او را از راه بخشش و انعام به او، برطرف كن.

     

    9- پذيرش عذر

    رُوِيَ أَنَّ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) أَحْضَرَ وُلْدَهُ يَوْماً فَقَالَ لَهُمْ: يَا بَنِيَّ إِنِّي مُوصِيكُمْ بِوَصِيَّةٍ فَمَنْ حَفِظَهَا لَمْ يَضَعْ مَعَهَا إِنْ أَتَاكُمْ آتٍ فَأَسْمَعَكُمْ فِي الْأُذُنِ الْيُمْنَى مَكْرُوهاً ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلَى الْأُذُنِ الْيُسْرَى فَاعْتَذَرَ وَ قَالَ: لَمْ أَقُلْ شَيْئاً فَاقْبَلُوا عُذْرَهُ‏ . (بحار الأنوار ج ‏68 ص 425)

    روايت شده كه موسى بن جعفر (عليهما السّلام) روزى فرزندان خود را احضار کردند و به آنها فرمود: اى فرزندان من! توصيه‌‏اى به شما می‌كنم كه هر كس آن را مراعات كند، چيزى از او ضايع و تباه نخواهد شد و آن، اين است كه اگر كسى آمد و در گوش راست شما حرف‌هاى بد و ناپسندى گفت، سپس رفت به طرف چپ و در گوش چپ شما عذرخواهى کرد و گفت: من چيزى نگفتم؛ شما عذر او را بپذيريد.

     

    10- چشم پوشی و صبر

    اللهُ تَعالى: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ‏.(اعراف/ ۱۹۹)

    عفو و گذشت را پيشه كن و به كار خوب امر كن و از نادانان چشم‌‏پوشى کن.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّهُ لَيَعْرِضُ لِي صَاحِبُ الْحَاجَةِ فَأُبَادِرُ إِلَى قَضَائِهَا مَخَافَةَ أَنْ يَسْتَغْنِيَ عَنْهَا صَاحِبُهَا أَلَا وَ إِنَّ مَكَارِمَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فِي ثَلَاثَةِ أَحْرُفٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ‏ {خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ‏.} (الأعراف/ 199) وَ تَفْسِيرُهُ أَنْ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تُعْطِيَ مَنْ حَرَمَكَ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 426)

    گاهى كه شخص محتاج و نيازمندى به من مراجعه می‌كند؛ من با عجله و شتاب خواسته او را انجام می‌دهم، چون می‌ترسم كه نيازش برطرف شود (و من از فيضِ برطرف کردن حاجت نيازمندان محروم باشم.). آگاه باشيد كرامت و عظمت دنيوى و اخروى در قرآن در سه جمله است: { عفو و گذشت را پيشه كن و به كار خوب امر كن و از نادانان اعراض و چشم ‏پوشى کن.}  و تفسيرش اين است كه پيوند كنى با كسى كه از تو بريده و گذشت کنی از آن كسی كه به تو ظلم کرده، و بخشش كنى به آن كه تو را محروم كرده است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَشْرَفُ خِصَالِ الْكَرَمِ غَفْلَتُكَ عَمَّا تَعْلَمُ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص427)

    بهترين صفات بزرگوارى، فراموش كردن آن ناراحتی‌ها است كه می‌دانى.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اصْبِرْ عَلَى أَعْدَاءِ النِّعَمِ فَإِنَّكَ لَنْ تُكَافِئَ مَنْ عَصَى اللَّهَ فِيكَ بِأَفْضَلَ مِنْ أَنْ تُطِيعَ اللَّهَ فِيهِ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 408 )

    در برابر دشمنان نعمت (حسودان) صبر پيشه كن. زيرا كسى را كه نسبت به تو، خدا را نافرمانى كرده است، هرگز نتوانى بهتر از فرمانبردارى خدا نسبت به او جبران كنى كه او حسد بورزد و تو صبر و عفو کنی.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.