پ
پ

آداب کار و دوری از بیکاری

 

چکیده

کار، فعالیت انسانی است که برای تامین نیازها و خواسته‌های خود و دیگران انجام می پذیرد. و باید به عنوان بخشی از زندگی انسان و آداب زندگی مورد توجه قرار گیرد.
آداب ‌کار در متون مقدس به صورت مشروح ذکر شده است و آدمی نباید بیکار باشد. خداوند آن کسی را دوست می‌دارد ‌که دارای حرفه‌ای مفید باشد. و چنانکه شاعر گوید:

برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه جاودانی است کار
(ملک الشعرای بهار)

 

1- اهمیّت کار

اَللهُ تَعَالی: … هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها …(هود/ 61 )

…او (خداوند) شما را از زمين پديدار ساخت، و خواست (و توان داد) تا آن را آباد كنيد …

 

اَللهُ تَعَالی: وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ، وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ‏…(قصص/ 73)

و از رحمت خود (به خلق)، براى شما شب و روز قرار داد تا در آن (شب) استراحت كنيد، و (در روز) به جستجوى فضل (نعمت‌هاى) او برخيزند …

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ طَلَبُ‏ الْكَسْبِ‏ فَرِيضَةٌ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ. (بحار الأنوار ج ‏100 ص 17)

پس از نماز واجب، كار كردن (و داشتن كسب و كار ) واجب است.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ …مَشْغُولٌ‏ وَقْتُهُ‏ . (نهج البلاغه حکمت 333)

مؤمن… وقت او با كار گرفته است.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا غَدْوَةُ أَحَدِكُمْ‏ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ مِنْ غَدْوَتِهِ يَطْلُبُ لِوُلْدِهِ وَ عِيَالِهِ مَا يُصْلِحُهُمْ. (دعائم الإسلام ج ‏2 ص 15)

درآمدن شما- اوّل صبح- براى جهاد در راه خدا، از درآمدن آن كس كه براى تأمين زندگى خانواده خود تلاش می‌كند، بالاتر (ارزش و اجرش بيشتر) نيست .

 

رُوِيَ‏ أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ):  فَقَالَ: مَا طَعِمْتُ‏ طَعَاماً مُنْذُ يَوْمَيْنِ‏ فَقَالَ: عَلَيْكَ بِالسُّوقِ. (بحار الأنوار  ج ‏93 ص 154)

مردى نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: دو روز است چيزى نخورده‌ام. حضرت فرمود: برو به بازار (و كار كن).

 

2- ابزار و زمینه‌های کار

اَللهُ تَعَالی: وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ، فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً، لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ‏… (اسرا/ 12)

شب و روز را (به صورت) دو نشانه (دو پديده‌ی شگرف) درآورديم؛ سپس (هماره) نشانه‌ی شب را زدوديم، و نشانه‌ی روز را داراى ديد (روشن) قرار داديم تا جوياى فضل (روزى) پروردگار خويش شويد …

 

اَللهُ تَعَالی: لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ‏ … (يس / 35)

تا از ميوه‌ی آن و از (حاصل) آنچه با دست خود انجام داده‌‏اند ( دسترنج خود را ) بخورند …

 

اَللهُ تَعَالی: هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ‏ … (ملك / 15)

او است (خداوندى) كه زمين را رام شما قرار داد، پس اطراف و اكناف آن را بپيماييد، و از روزىِ خدا (كه در اين سوى و آن سوى به دست می‌آيد) بخوريد …

 

اَللهُ تَعَالی: اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ، وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ‏ … (جاثيه / 12)

خدايى كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتى در آن به فرمان وى حركت كند، و تا فضل (و روزىِ) او را (با كوشش و سفر، حتى سفر دريايى)، بطلبيد (و به دست آوريد) …

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِعْتَبِرْ يَا مُفَضَّلُ‏ بِأَشْيَاءَ خُلِقَتْ لِمَآرِبِ الْإِنْسَانِ وَ مَا فِيهَا مِنَ التَّدْبِيرِ فَإِنَّهُ خُلِقَ لَهُ الْحَبُّ لِطَعَامِهِ وَ كُلِّفَ طَحْنَهُ وَ عَجْنَهُ وَ خَبْزَهُ وَ خُلِقَ لَهُ الْوَبَرُ لِكِسْوَتِهِ فَكُلِّفَ نَدْفَهُ وَ غَزْلَهُ وَ نَسْجَهُ وَ خُلِقَ لَهُ الشَّجَرُ فَكُلِّفَ غَرْسَهَا وَ سَقْيَهَا وَ الْقِيَامَ عَلَيْهَا وَ خُلِقَتْ لَهُ الْعَقَاقِيرُ لِأَدْوِيَتِهِ فَكُلِّفَ لَقْطَهَا وَ خَلْطَهَا وَ صُنْعَهَا وَ كَذَلِكَ تَجِدُ سَائِرَ الْأَشْيَاءِ عَلَى هَذَا الْمِثَالِ. (بحارالأنوار ج 3 ص 86)

اى مفضّل! از چيزهايى عبرت بگير كه براى رفع نيازمندی‌هاى آدمی آفريده شده، و تدبيرهايى در آنها به كار رفته است: دانه براى خوراك او آفريده شده، ليكن آرد كردن و خمير كردن و پختن آن به عهده‌ی خود انسان گذاشته شده است. كُرك و پشم براى پوشش او آفريده شده، ولى زدن و رشتن و بافتن آن تكليف خود اوست. درخت براى او آفريده شده، امّا نشاندن (غرص) و آب دادن و رسيدگى به آن كارهايى است كه خود بايد بكند. گياهان دارويى براى درمان او آفريده شده، امّا چيدن و تركيب كردن و ساختن دارو از آنها به خود او واگذار شده است. و ديگر چيزها را نيز به همين گونه خواهى يافت.

 

3- حلال بودن کار

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ طَلَبُ‏ الْحَلَالِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ . (بحار الأنوار ج ‏100 ص 9 )

طلب كردن روزىِ حلال، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ‏ لَمْ‏ يَسْتَحْيِ‏ مِنَ‏ الْحَلَالِ‏ نَفَعَ نَفْسَهُ وَ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نَفَى عَنْهُ الْكِبْرَ … (بحار الأنوار  ج ‏74 ص 163)

هر كس از طلب حلال خجالت نكشد (و كار كند)، به خود سود می‌‏رساند، و نيازهاى خود را تأمين می‌‏كند، کِبر و خودبزرگ‌بینی از او دور می‌‏گردد.

 

سُئِلَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): أَيُ‏ كَسْبِ‏ الرَّجُلِ‏ أَطْيَبُ قَالَ: عَمَلُ الرَّجُلِ بِيَدِهِ. (بحار الأنوار ج 103 ص 9)

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرسيدند: كدام كسب انسان پاكيزه‌‏تر است؟ فرمود: كار كردن مرد با دست خود.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ كُلُوا مِنْ‏ كَدِّ أَيْدِيكُمْ. (بحار الأنوار ج ‏63 ص 314)

از دسترنج خود بخوريد.

 

4- آثار و ثواب کارکردن

اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الَّذِي يَطْلُبُ مِنْ فَضْلٍ يَكُفُّ‏ بِهِ‏ عِيَالَهُ‏ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج ‏75 ص 339)

آن كس كه كار بيشترى می‌كند تا درآمدش براى خود و كسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشى بزرگ‌تر از پاداش مجاهد در راه خدا را دارد.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ‏ أَكَلَ‏ مِنْ‏ كَدِّ يَدِهِ‏ كَانَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي عِدَادِ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَأْخُذُ ثَوَابَ الْأَنْبِيَاءِ. (بحار الأنوار  ج ‏100 ص 10)

هر كس از دسترنج خود بخورد، روز قيامت در شمار انبياء خواهد بود، و پاداش انبياء بهره‌ی او خواهد شد.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ الْكَادُّ عَلَى‏ عِيَالِهِ‏ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّه‏. (بحار الأنوار ج ‏۹۳ ص ۳۲۴)

كسى كه براى تأمين زندگى عيال خود زحمت (و رنج) می‌كشد، همچون مجاهد در راه خدا است.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ‏ بَاتَ‏ كَالًّا مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ بَاتَ مَغْفُوراً لَهُ. (بحار الأنوار ج ‏100 ص 2)

کسی که بر اثر خستگی از کارِ حلال به خواب رود، آمرزیده شود.

 

5- آداب کار

5-1- آگاهی، صلاحیت، تعهد و تخصص

اَللهُ تَعَالی: قالَ اجْعَلْنِي عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ، إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ‏.  (يوسف/ 55)

(يوسف علیه السلام) گفت: مخازن خواربار اين سرزمين را به من بسپار، كه من در اين كار نگهدار و دانايم.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: النَّاسُ‏ أَبْنَاءُ مَا يُحْسِنُونَ‏. (بحار الأنوار ج ‏1 ص  183)

مردمان، فرزندان آن چيزند كه آن را نيك انجام می‌دهند.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قِيمَةُ كُلِ‏ امْرِئٍ‏ مَا يُحْسِنُه‏. (نهج البلاغه حکمت 81)

ارزش هر كس (به اندازه‌ی همان)، چيزى است كه در آن خوب وارد است (و در آن مهارت دارد و هنرمندانه انجام می‌دهد.).

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا أُبَالِي‏ إِلَى‏ مَنِ‏ ائْتَمَنْتُ‏ خَائِناً أَوْ مُضَيِّعاً.(بحار الأنوار ج ‏75 ص 250)

تفاوتى ندارد كه كار را به شخصِ «خائن» بسپارم يا به «ناشى».

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَامِلُ‏ بِالْعِلْمِ‏ كَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ. (بحار الأنوار ج ‏29 ص 601)

هر كس با علم (دانايى و بصيرت) عملى انجام دهد، همچون كسى است كه بر راه راست (روشن) به پيش رود.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:مَنْ‏ عَمِلَ‏ عَلَى‏ غَيْرِ عِلْمٍ‏ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ. (كافی ج ‏1 ص 44)

هر كس بدون «علم به كار» (مهارت، تخصّص)، كارى انجام دهد، بيش از آنكه آباد كند، خراب می‌‏كند.

 

5-2– اولویت بندی

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ‏ اشْتَغَلَ‏ بِغَيْرِ الْمُهِمِّ‏ ضَيَّعَ الْأَهَمَّ. (عيون الحكم  ص 46 )

آنكه به چيزى غير مهم خود را مشغول دارد، مهم‌تر را از دست می‌دهد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ‏ اشْتَغَلَ‏ بِالْفُضُولِ‏ فَاتَهُ مِنْ مُهِمِّهِ‏ الْمَأْمُولُ. (عيون الحكم  ص 440 )

هر كس به چيز بيهوده بپردازد، آنچه را كه مهم و مطلوب است از دست می‌دهد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُنْ‏ مَشْغُولًا بِمَا أَنْتَ‏ عَنْهُ مَسْؤُولٌ. (عيون الحكم  ص 393 )

به چيزى مشغول باش كه مسئول آنى!

 

5-3عدم دخالت در کار دیگران

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُدَاقُّوا النَّاسَ‏ وَزْناً بِوَزْنٍ‏ وَ عَظِّمُوا أَقْدَارَكُمْ بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِيِّ مِنَ الْأُمُور. (بحار الأنوار ج ‏75 ص 64)

با مردم در باره‌ی ريز امور حسابگرى نكنيد و بر ارزش خود با چشم‌پوشى از چيزهاى پست بيفزاييد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … اُقْصُرْ رَأْيَكَ‏ عَلَى مَا يَلْزَمُكَ تَسْلَمْ. (عيون الحكم  ص 76)

رأى خود را منحصر در چيزى كن كه به تو مربوط است، تا سالم بمانی.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:  طُوبَى‏ لِمَنْ‏ قَصَّرَ هِمَّتَهُ‏ عَلَى مَا يَعْنِيهِ وَ جَعَلَ كُلَّ جِدِّهِ لِمَا يُنْجِيهِ. (غرر الحكم ص 448)

خوشا به حال كسى كه همّت خود را منحصر به چیزی می‌کند که به کارش می‌آید، و همه‌ی كوشش خود را مصروف به چيزى می‌دارد كه سبب نجات او است.

 

5-4- وقت شناسی

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ وَيْلٌ‏ لِصُنَّاعِ‏ أُمَّتِي‏ مِنَ الْيَوْمَ وَ غَداً. (وسائل الشيعه ج ‏17 ص 420 )

واى بر صنعتگران امّت من از «امروز و فردا كردن» !

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ الْأُمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأَوْقَاتِهَا … (بحار الأنوار ج ‏74 ص 165)

كارها همه در گرو وقت خود است.

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ‏ ابْتَدَأَ بِعَمَلٍ‏ فِي‏ غَيْرِ وَقْتِهِ‏ كَانَ بُلُوغُهُ فِي غَيْرِ حِينِهِ‏.(بحار الأنوار ج ‏68 ص 338)

كسى كه به كارى جز در وقت آن آغاز كند، تمام شدن آن در وقت خود نخواهد بود.

 

اَلحُسَینُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَجَلَةَ سَفَهٌ‏ وَ السَّفَهَ ضَعْفٌ. (بحار الأنوار ج  ‏75 ص 122)

شتاب سفاهت است، و سفاهت ناتوانى.

 

اَلْعَسْكَرِيُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … فَلَا تَعْجَلْ‏ عَلَى‏ ثَمَرَةٍ لَمْ تُدْرِكْ وَ إِنَّمَا تَنَالُهَا فِي أَوَانِهَا …وَ لَا تَعْجَلْ بِحَوَائِجِكَ قَبْلَ وَقْتِهَا فَيَضِيقَ قَلْبُكَ وَ صَدْرُكَ وَ يَخْشَاكَ الْقُنُوطُ. (بحار الأنوار ج ‏75 ص 379)

در چيدن ميوه‌‏اى كه نرسيده شتاب مكن، كه هنگام خود به آن خواهى رسيد… و براى رفع نيازمندی‌هاى خود پيش از وقت شتاب نکن، كه مايه‌ی دلگیری و بيتابى می‏‌گردد و گرفتار و نوميديت می‌سازد.

 

5-5- راه و رسم کار

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي قَوْلِ اللَّهِ‏: { وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها… } (بقره/189)  قَالَ: يَعْنِي أَنْ يَأْتِيَ الْأَمْرَ مِنْ وَجْهِهِ أَيَّ‏ الْأُمُورِ كَانَ‏. (بحار الأنوار  ج ‏2 ص 262 )

امام باقر (علیه السلام) در باره فرمایش خداوند: { و به خانه‌ها از درِ [ورودى‌] آنها وارد شوید.} گفت: مقصود آن است كه در كارها، هر چه باشد، از راه آن وارد شويد.

 

اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ طَلَبَ‏ الْأَمْرَ مِنْ‏ وَجْهِهِ‏ لَمْ يَزِلَّ فَإِنْ زَلَّ لَمْ تَخْذُلْهُ الْحِيلَةُ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 340 )

هر كس از راه خود به جستجوى كارى برخيزد، لغزش پيدا نمی‌‏كند؛ و اگر بلغزد وسيله براى خلاصى پيدا خواهد كرد.

 

اَلجَوادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ لَمْ‏ يَعْرِفِ‏ الْمَوَارِدَ أَعْيَتْهُ الْمَصَادِرُ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 340 )

هر كس از راه‌هاى ورود بی‌خبر باشد، پيدا كردن راه‌هاى خروج او را خسته خواهد كرد.

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُلُ‏ ذِي‏ صِنَاعَةٍ مُضْطَرٌّ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَجْتَلِبُ بِهَا الْمَكْسَبَ وَ هُوَ أَنْ يَكُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤَدِّياً لِلْأَمَانَةِ فِيهِ مُسْتَمِيلًا لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ‏ . (بحار الأنوار  ج ‏75 ص 236)

هر صنعتگرى ناگزير بايد از سه خصوصيت بهره‌‏مند باشد، تا كسب و كارش رواج يابد: در كار خود ماهر باشد، امانت را در كار رعايت كند و نظر كسى را كه كارى به او سپرده است، جلب کند.

 

5-6- محکم‌کاری

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ إِذَا عَمِلَ‏ أَحَدُكُمْ‏ عَمَلًا فَلْيُتْقِنْ ‏. (بحار الأنوار ج ‏22 ص 264)

چون كسى از شما به كارى دست زند، بايد درست و محكم كار كند.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ … وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ‏ عَمَلًا أَحْكَمَه‏. (بحار الأنوار ج ‏22 ص 107)

… و امّا خداوند بنده‌‏اى را دوست می‌دارد كه چون كارى انجام دهد، محكم‌كارى كند.

 

7- 5 – تقسیم کار

مِن وَصيَّة كَتَبَها (أَمِير الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) إلى اِبنِه الحَسَن(عَلَيْهِ السَّلَامُ) : … وَ اجْعَلْ‏ لِكُلِ‏ إِنْسَانٍ‏ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَنْ لَا يَتَوَاكَلُوا فِي خِدْمَتِكَ.(نهج البلاغه نامه 31 )

از جمله توصيه‌‏هايى که امير المؤمنين (علیه السلام) براى امام مجتبى (علیه السلام) نوشته است: براى هر يك از كاركنانت كارى تعيين كن، و از او مسئوليّت بخواه؛ اين رفتار (تقسيم كار)، شايسته‌‏تر است، تا (همه‌ی وظيفه خود را انجام دهند و) كارها را به عهده يكديگر نگذارند.

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بَاشِرْ كِبَارَ أُمُورِكَ‏ بِنَفْسِكَ‏ وَ كِلْ مَا صَغُرَ مِنْهَا إِلَى غَيْرِكَ‏.(من لا يحضره الفقيه  ج ‏3  ص169)

کارهای بزرگ و مهم را خودت انجام بده و کارهای کوچک را به دیگران بسپار.

 

5-8- نظم

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ نَظْمِ‏ أَمْرِكُمْ‏ … (بحار الأنوار ج ‏72 ص 24)

(همه را سفارش می‌كنم به) نظم دادن به امور خود …

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:  الْأُمُورُ الْمُنْتَظِمَةُ يُفْسِدُهَا الْخِلَافُ .(تصنيف غرر الحكم ص 466)

كارهاى نظم يافته را اختلاف تباه می‌كند.

 

5-9- اندازه داشتن

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … فَكِّرْ يَا مُفَضَّلُ‏ فِي مَقَادِيرِ النَّهَارِ وَ اللَّيْلِ كَيْفَ وَقَعَتْ عَلَى مَا فِيهِ صَلَاحُ هَذَا الْخَلْقِ فَصَارَ مُنْتَهَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِذَا امْتَدَّ إِلَى خَمْسَ عَشْرَةَ سَاعَةً لَا يُجَاوِزُ ذَلِكَ أَ فَرَأَيْتَ لَوْ كَانَ النَّهَارُ يَكُونُ مِقْدَارُهُ مِائَةَ سَاعَةٍ أَوْ مِائَتَيْ سَاعَةٍ أَ لَمْ يَكُنْ فِي ذَلِكَ بَوَارُ كُلِّ مَا فِي الْأَرْضِ مِنْ حَيَوَانٍ وَ نَبَاتٍ أَمَّا الْحَيَوَانُ فَكَانَ لَا يَهْدَأُ وَ لَا يَقِرُّ طُولَ هَذِهِ الْمُدَّةِ وَ لَا الْبَهَائِمُ كَانَتْ تُمْسِكُ عَنِ الرَّعْيِ لَوْ دَامَ لَهَا ضَوْءُ النَّهَارِ وَ لَا الْإِنْسَانُ كَانَ يَفْتُرُ عَنِ الْعَمَلِ وَ الْحَرَكَةِ وَ كَانَ ذَلِكَ سَيُهْلِكُهَا أَجْمَعَ وَ يُؤَدِّيهَا إِلَى التَّلَف‏…(بحار الأنوار ج ‏3 ص 118)

فکر کن اى مفضّل! در اندازه‏‌هاى شب و روز بينديش، كه چگونه موافق با صلاح و مصلحت آفريدگان مقرّر شده است، و حدّ اعلاى هر يك از آنها [به تقريب‏] از پانزده ساعت تجاوز نمی‌‏كند. در آن بينديش كه اگر مقدار روز صد ساعت يا دويست ساعت می‌‏شد، حاصل آن جز هلاك همه‌ی جانداران و گياهان چيزى نمی‌‏بود؟ امّا جانور در طول اين مدّت به استراحت نمی‌‏پرداخت، و چارپايان تا هنگامی كه روشنايى روز باقى بود از چَرا خوددارى نمی‌‏كردند، و انسان از كار و جنبش دست نمی‌كشيد؛ و اين چگونگى سبب از دست رفتن همگان می‌شد …

 

5-10- عدم محدودیت زمانی در صورت نیاز

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رُبَّمَا احْتَاجَ‏ النَّاسُ‏ إِلَى الْعَمَلِ بِاللَّيْلِ لِضِيقِ الْوَقْتِ عَلَيْهِمْ فِي تَقَصِّي الْأَعْمَالِ بِالنَّهَارِ أَوْ لِشِدَّةِ الْحَرِّ وَ إِفْرَاطِهِ فَيَعْمَلُ‏ فِي ضَوْءِ الْقَمَرِ أَعْمَالًا شَتَّى كَحَرْثِ الْأَرْضِ وَ ضَرْبِ اللَّبَنِ وَ قَطْعِ الْخَشَبِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ فَجُعِلَ ضَوْءُ الْقَمَرِ مَعُونَةً لِلنَّاسِ عَلَى مَعَايِشِهِمْ إِذَا احْتَاجُوا إِلَى ذَلِك‏…(بحار الأنوار ج ‏55 ص 177)

بسا هست كه مردمان- به علّت كمی وقت در روز يا شدّت گرما- نيازمند آن می‌شوند كه در شب نيز كار كنند، و مثلا در پرتو نور ماه به كارهاى گوناگونى همچون شخم زدن زمين و زدن شير (براى گرفتن كره) و بريدن چوب و نظاير اينها بپردازند، بدينسان نور ماه كمكى است به‏ مردمان براى فراهم آوردن وسايل معيشت و زندگى، هر گاه چنين نيازى باشد …

 

5-11- جدّیت

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَقْرِءُوا مَنْ لَقِيتُمْ مِنْ أَصْحَابِكُمُ السَّلَامَ وَ قُولُوا لَهُمْ إِنََّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ يُقْرِئُكُمُ السَّلَامَ وَ قُولُوا لَهُمْ عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا يُنَالُ بِهِ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا فَعَلَيْكُمْ بِالْجِدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ إِذَا صَلَّيْتُمُ الصُّبْحَ وَ انْصَرَفْتُمْ فَبَكِّرُوا فِي طَلَبِ الرِّزْقِ وَ اطْلُبُوا الْحَلَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ سَيَرْزُقُكُمْ وَ يُعِينُكُمْ‏ عَلَيْهِ‏. (كافی ج ‏5 ص 78 )

به هر كس از دوستان خود كه رسيديد، سلام برسانيد و بگوييد كه: فلان بن فلان (جعفر بن محمّد علیهما السلام) به شما سلام می‌‏رساند، و به آنان بگوييد:

بر شما باد رعايت تقواى از خدای عزیز و بلندمرتبه! و انجام دادن هر كارى كه می‌توان با آن به پاداش‌هاى خداوند رسيد.

به خدا سوگند! شما را جز به چيزى كه به خود فرمان می‌دهيم، فرمان نمی‌دهم. پس به كوشش و تلاش بپردازيد.

و چون نماز صبح گزارديد و تمام شد، هر چه زودتر در پى طلب روزى روانه شويد و خواستار روزىِ حلال باشيد، و بدانيد كه خدای عزیز و بلندمرتبه، روزىِ شما را می‌دهد و كمكتان می‌كند.

 

5-12- فرصت شناسی

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ فُتِحَ لَهُ بَابُ خَيْرٍ فَلْيَنْتَهِزْهُ فَإِنَّهُ‏ لَا يَدْرِي‏ مَتَى‏ يُغْلَقُ‏ عَنْهُ‏.(بحار الأنوار ج ‏74 ص 165)

كسى كه درِ نيكى و خيرى بر او گشوده شود، بايد آن را غنيمت شمارد، چرا که نمی‌داند چه وقت بر روى او بسته خواهد شد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ‏ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ. (نهج البلاغه  حکمت 21)

فرصت همچون ابر می‌‏گذرد، پس فرصت‌هايى كه براى كار خير پيش می‌آيد، غنيمت شماريد.

 

اَلحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفُرْصَةُ سَرِيعَةُ الْفَوْتِ‏ بَطِيئَةُ الْعَوْدِ. (بحار الأنوار ج ‏75 ص 113)

فرصت به شتاب از دست می‌رود و به كندى باز می‌گردد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَاضِي يَوْمِكَ فَائِتٌ وَ آتِيهِ مُتَّهَمٌ وَ وَقْتُكَ‏ مُغْتَنَمٌ‏ فَبَادِرْ فِيهِ فُرْصَةَ الْإِمْكَانِ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَثِقَ بِالزَّمَانِ. (تصنيف غرر الحكم ص 473)

ديروزت از دست رفته، و فردايت مشكوك است، و امروزت مغتنم؛ پس در بهره‏‌بردارى از فرصت ممكن شتاب كن، و از اطمينان كردن به روزگار بپرهيز.

 

5-13- مدیریت در کار

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …إِنَّهُ لَا يُصْلِحُ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ إِلَّا ثَلَاثَةٌ التَّفَقُّهُ‏ فِي‏ الدِّينِ‏ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ. (كافی ج ‏5 ص 87)

مسلمان را جز سه چیز اصلاح نکند: دین شناسی، شکیبایی در گرفتاری و مدیریت نیکو در زندگی.

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِيَكُنْ طَلَبُكَ لِلْمَعِيشَةِ فَوْقَ كَسْبِ الْمُضَيِّعِ وَ دُونَ‏ طَلَبِ‏ الْحَرِيصِ‏ الرَّاضِي‏ بِدُنْيَاهُ الْمُطْمَئِنِّ إِلَيْهَا وَ لَكِنْ أَنْزِلْ نَفْسَكَ مِنْ ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْمُنْصِفِ الْمُتَعَفِّفِ تَرْفَعُ نَفْسَكَ‏ عَنْ مَنْزِلَةِ الْوَاهِنِ الضَّعِيفِ وَ تَكْتَسِبُ مَا لَا بُدَّ مِنْهُ إِنَّ الَّذِينَ أُعْطُوا الْمَالَ ثُمَّ لَمْ يَشْكُرُوا لَا مَالَ لَهُمْ‏. (كافی ج ‏5  ص 81)

باید میزان تلاش تو برای معاش بیشتر از ضایع کنندگان وقت و کمتر از تلاشِ آزمندی باشد، که به دنیایش دلخوش و مطمئن است. پس تلاش خود را در مسیر شخص با انصاف و عفیف قرار ده تا برتر از افراد سُست و ناتوان باشی و آنچه را که شایسته‌ی مومن است را به دست آوری – در عین حال به لطف خدا امیدوار باش! – زیرا کسانی که مالی به آنها داده شود، ولی سپاس نگزارند. – در حقیقت – مالی ندارند.

 

5-14- عدم تاخیر در کار

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكُمْ وَ تَسْوِيفَ الْعَمَلِ بَادِرُوا بِهِ‏ إِذَا أَمْكَنَكُم‏. (بحار الأنوار ج ‏10 ص 111)

مبادا كه براى پرداختن به عمل، امروز و فردا كنيد! هر وقت امكان برايتان پيدا شد، به كار برخيزيد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِوَلدهِ مُحمدِ بن الحَنَفيَّة: الْيَوْمُ لَكَ وَ أَنْتَ‏ مِنْ‏ بُلُوغِ‏ غَدٍ عَلَى‏ غَيْرِ يَقِين.‏ (من لا يحضره الفقيه ج ‏4 ص 386)

فقط امروز از آن تو است، زيرا كه به رسيدن فردا اطمينان ندارى.

 

5-15- توجه در استخدام کردن

اَللهُ تَعَالی: … إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ.‏ (قصص/ 26)

… چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مى‌كنى: هم نيرومند [و هم‌] در خور اعتماد است.

 

6- کار و تلاش بدون بازنشستگی

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:فَلْيَعْمَلِ‏ الْعَامِلُ‏ مِنْكُمْ‏ فِي‏ أَيَّامِ‏ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ‏  وَ فِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ وَ فِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِه‏. (نهج البلاغه خطبه 28 )

در روزهايى كه مهلت داريد و اجل فرا نرسيده، اگر اهل كاريد به كار برخيزيد. و از فراغ خود پيش از رسيدن گرفتارى بهره گيريد. و پيش از آنكه راه نفس كشيدن بسته شود، تنفس كنيد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ‏ اللَّيْلَ‏ وَ النَّهَارَ يَعْمَلَانِ‏ فِيكَ فَاعْمَلْ فِيهِمَا وَ يَأْخُذَانِ مِنْكَ فَخُذْ مِنْهُمَا. (عيون الحكم  ص 144)

شب و روز در تو كار می‌‏كنند، پس در آنها كار كن. و آنها از تو می‌گيرند، پس تو هم از آنها بگير.

 

7- فواید کار

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ إِذَا أَعْسَرَ أَحَدُكُمْ‏ فَلْيَخْرُجْ وَ لَا يَغُمَّ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ. (وسائل الشيعه ج ‏17 ص 23 )

اگر كسى از شما گرفتار تنگدستی شدید شد، بايد دنبال كار برود، و خود و خانواده‌‏اش را گرفتار غم و اندوه (فقر) نسازد.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ يَأْخُذُ حَبْلًا فَيَأْتِي‏ بِحُزْمَةِ حَطَبٍ‏ عَلَى‏ ظَهْرِهِ‏ فَيَبِيعُهَا فَيَكُفُّ بِهَا وَجْهَهُ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَسْأَلَ. (بحار الأنوار ج ‏93 ص 158)

اگر مردى ريسمانى برگيرد و پُشته‌ی هيزمی جمع كند، و آن را بر پشت خود نهاده بياورد و بفروشد، و بدينسان (با هيزم‏‌كشى) آبروى خود را نگاه دارد، بهتر از آن است كه دست سؤال پيش كسى دراز كند.

 

أَصَابَ أَنْصَارِيّاً حَاجَةٌ فَأَخْبَرَ بِهَا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: ايتِنِي‏ بِمَا فِي‏ مَنْزِلِكَ‏ وَ لَا تُحَقِّرْ شَيْئاً فَأَتَاهُ بِحِلْسٍ وَ قَدَحٍ فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَنْ يَشْتَرِيهِمَا فَقَالَ: رَجُلٌ هُمَا عَلَيَّ بِدِرْهَمٍ فَقَالَ: مَنْ يَزِيدُ فَقَالَ: رَجُلٌ هُمَا عَلَيَّ بِدِرْهَمَيْنِ فَقَالَ: هُمَا لَكَ فَقَالَ: ابْتَعْ بِأَحَدِهِمَا طَعَاماً لِأَهْلِكَ وَ ابْتَعْ بِالْآخَرِ فَأْساً فَأَتَاهُ بِفَأْسٍ فَقَالَ رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) : مَنْ عِنْدَهُ نِصَابٌ لِهَذِهِ الْفَأْسِ فَقَالَ: أَحَدُهُمَا عِنْدِي فَأَخَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَأَثْبَتَهُ بِيَدِهِ وَ قَالَ: اذْهَبْ فَاحْتَطِبْ وَ لَا تُحَقِّرَنَّ شَوْكاً وَ لَا رَطْباً وَ لَا يَابِساً فَفَعَلَ ذَلِكَ خَمْسَ عَشْرَةَ لَيْلَةً فَأَتَاهُ وَ قَدْ حَسُنَتْ حَالُهُ رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: هَذَا خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَجِي‏ءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ فِي وَجْهِكَ كُدُوحُ الصَّدَقَةِ. (بحار الأنوار ج ‏100 ص 10)

يكى از انصار را نيازى پيش آمد و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از آن آگاه ساخت. حضرت فرمود: هر چه در خانه دارى بياور و چيزى را بى‌‏ارزش مشمار!
آن انصارى به خانه‌‏اش رفت و نَمَدِ زينى و قدحى را با خود آورد. پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه کسی اينها را می‌خرد؟ مردى گفت: آنها را به يك درهم خريدارم.
فرمود: چه کسی بيشتر می‌‏خرد؟ مردى گفت: به دو درهم. پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: مال تو. آنگاه به مرد انصارى گفت: با يك درهم طعامی براى خانواده‌‏ات فراهم ساز، و با درهم ديگر تبرى بخر و چون آن مرد تبر را با خود آورد، فرمود: چه کسی دسته‌‏اى براى اين تبر دارد؟ يكى از حاضران گفت: من.
پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را گرفت و با دست خود دسته‌ی تبر را محكم كرد، و به انصارى فرمود: برو هيزم جمع كن، و هيچ خارِ تر و خشكى را اندك مشمار (و همه را بردار!). آن مرد چنين كرد و پس از پانزده روز آمد و وضع زندگيش خوب شده بود. پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اين براى تو نيكوتر از آن است كه روز قيامت در حالى وارد محشر شوى كه بر صورتت لكّه‏‌هاى صدقه‏‌هايى (كه از مردم گرفته‌‏اى)، ديده شود.

 

عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ رَجُلٌ قَالَ: لَأَقْعُدَنَّ‏ فِي‏ بَيْتِي‏ وَ لَأُصَلِّيَنَّ‏ وَ لَأَصُومَنَّ وَ لَأَعْبُدَنَّ رَبِّي فَأَمَّا رِزْقِي فَسَيَأْتِينِي فَقَالَ: هَذَا أَحَدُ الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ… (بحار الأنوار ج ‏90 ص 357)

عمر بن يزيد: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مردى گفته است كه در خانه می‌‏نشينم و نماز می‌خوانم و روزه می‌گيرم و به عبادت پروردگارم می‌پردازم، و رزقم خواهد رسيد. فرمود: اين يكى از آن سه گروهى است كه دعاى ايشان مستجاب نمی‌شود!

 

8- کار و انبیاء و امامان علیهم السلام

اَللهُ تَعَالی: وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى‏ قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى‏ غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى. (طه/ 17- 18)

اى موسى! اين چيست در دست تو؟ گفت: اين عصاى من است كه به آن تكيه می‌كنم، و براى گوسفندانم با آن از درختان برگ فرو می‌ريزم، و نيازهايى ديگر را نيز با آن برطرف می‌كنم.

 

اَللهُ تَعالی: وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ، لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ، فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ‏. (انبياء /80)

صنعت زره‌‏سازى را براى شما به او (داودِ پيامبر) آموختيم، تا در جنگ‌هایتان شما را از آسيب دشمنان حفظ كند. آيا شكرگزار خواهيد بود؟

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ مِنْ مَالِهِ وَ كَدِّ يَدِهِ. (كافی ج ‏5 ص 74 )

همانا امير المؤمنين (علیه السلام) از مال و دسترنج خود هزار برده آزاد كرد.

 

أَبِي حَمْزَةَ : رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَعْمَلُ‏ فِي‏ أَرْضٍ‏ لَهُ‏ قَدِ اسْتَنْقَعَتْ قَدَمَاهُ فِي الْعَرَقِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ‏ أَيْنَ الرِّجَالُ فَقَالَ: يَا عَلِيُّ قَدْ عَمِلَ بِالْيَدِ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي فِي أَرْضِهِ وَ مِنْ أَبِي فَقُلْتُ لَهُ: وَ مَنْ هُوَ فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ)  وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ آبَائِي (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) كُلُّهُمْ كَانُوا قَدْ عَمِلُوا بِأَيْدِيهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ وَ الصَّالِحِينَ. ( كافی ج ‏5 ص 75 )

ابوحمزه: امام موسى كاظم (علیه السلام) را ديدم كه در زمينى متعلّق به خودش كار می‌كرد، و پاهاى او غرق عرق شده بود، عرض كردم: فدايت شوم! كارگرانت كجايند؟ فرمود: اى على! كسانى با دست خود در زمين خويش كار كردند كه از من و پدرم بهتر بودند. گفتم: كدام كسان؟ فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امير المؤمنين و همه‌ی پدرانم (علیهم السلام) كه با دست خود كار می‌كردند. با دستِ خود كار كردن، كار پيامبران و رسولان و اوصياء و صالحان است.

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:  كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَحْتَطِبُ‏ وَ يَسْتَقِي‏ وَ يَكْنُسُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ. (كافی ج ‏5 ص 86 )

امير المؤمنين (علیه السلام) هيزم جمع می‌كرد، و آب از چاه بالا می‌‏كشيد، و به جارو كردن خانه می‌پرداخت، و فاطمه (سلام الله علیها)  گندم با دستاس آرد می‌‏كرد و آن را خمير می‌كرد و نان می‌پخت.

 

9- دعا در مورد کار کردن

اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَكَّبَ فِينَا آلَاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنَا أَدَوَاتِ الْقَبْضِ، وَ مَتَّعَنَا بِأَرْوَاحِ الْحَيَاةِ، وَ أَثْبَتَ فِينَا جَوَارِحَ الْأَعْمَالِ، وَ غَذَّانَا بِطَيِّبَاتِ‏ الرِّزْقِ‏، وَ أَغْنَانَا بِفَضْلِهِ، وَ أَقْنَانَا بِمَنِّهِ.(صحيفه سجاديه دعای اول)

سپاس خداى را كه؛ ابزار باز و بست به ما داد و ما را از نيروهاى فعّال حيات و زندگى بهره‌مند ساخت. و در بدن ما اندام‌هايى كه براى كار كردن لازم است، بيافريد. و براى تغذيه، خوراك‌هاى پاكيزه به ما ارزانى داشت. و به فضل و نعمت خود بى‌‏نيازمان ساخت و برخوردارمان كرد.

 

اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ (2) وَ مَيَّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ (3) وَ جَعَلَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا حَدّاً مَحْدُوداً، وَ أَمَداً مَمْدُوداً (4) يُولِجُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي صَاحِبِهِ، وَ يُولِجُ‏ صَاحِبَهُ‏ فِيهِ‏ بِتَقْدِيرٍ مِنْهُ لِلْعِبَادِ فِيمَا يَغْذُوهُمْ بِهِ، وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْه‏ (5) فَخَلَقَ لَهُمُ { اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ‏ } (النمل/86) مِنْ حَرَكَاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضَاتِ النَّصَبِ، وَ جَعَلَهُ لِبَاساً لِيَلْبَسُوا مِنْ رَاحَتِهِ وَ مَنَامِهِ، فَيَكُونَ ذَلِكَ لَهُمْ جَمَاماً وَ قُوَّةً، وَ لِيَنَالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً (6) وَ خَلَقَ لَهُمُ { النَّهارَ مُبْصِراً } (النمل/86) لِيَبْتَغُوا فِيهِ مِنْ فَضْلِهِ، وَ لِيَتَسَبَّبُوا إِلَى رِزْقِهِ، وَ يَسْرَحُوا فِي أَرْضِهِ، طَلَباً لِمَا فِيهِ نَيْلُ الْعَاجِلِ مِنْ دُنْيَاهُمْ، وَ دَرَكُ الْآجِلِ فِي أُخْرَاهُم‏. (صحيفه سجاديه دعای ششم )

سپاس خداى را كه شب و روز را با قدرت خويش بيافريد … چنان كه هر يك از آن دو به جاى يكديگر می‌‏آيند و می‌‏روند.

و اين چگونگى تقديرى است از جانب خداوند براى بندگان، كه به اینگونه به آنان خوراك می‌رساند و آنان را می‌پروراند.

{ پس براى آن آفريد { شب را  تا مردمان بياسايند} از تلاش‌هاى خسته‏‌كننده و جنب و جوش‌هاى دشوار، و آن را پوششى قرار داد تا از آسايش و خواب آن برخوردار شوند، و در آن تجديد قوا كنند، و به لذّت و خواست دل دسترس يابند.

و { روز را براى ايشان قابل ديدن (و روشن) ساخت }، تا به جستجوى نعمت او بپردازند، و راه «نان درآوردن» را پيدا كنند، و به دنبال سامان دادن به امور خود بروند، و آنچه را در اين دنيا به آن نياز دارند، و آنچه در آن دنيا به كارشان خواهد آمد، بطلبند.

 

10- دوری از بیهوده کاری

اَللهُ تَعَالی: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ‏ … وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. (مؤمنون/ 3 و1)

هر آينه مؤمنان رستگارند … و آنان كه از لغو (بيهوده‏‌گويى و بيهوده‌‏كارى) روی‌گردانند.

 

اَللهُ تَعَالی: وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ‏. (قصص/55)

چون سخن بيهوده بشنوند، از آن روى بگردانند و ناشنيده انگارند، و گويند: اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شما. به سلامت بمانید. ما نادانان را نمی‌خواهيم.

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏وَ أَعْظَمُ‏ النَّاسِ‏ قَدْراً مَنْ تَرَكَ مَا لَا يَعْنِيه‏. (معانى الاخبار  ص 188)

ارزشمندترين مردمان كسى است كه به آنچه به او مربوط نيست، نپردازد.

 

11- بیکاری (ولگردی) و مذمّت آن

اَللهُ تَعَالی:… فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ‏. (غافر/ 78)

… چون فرمان خدا در رسد (و رستاخيز برپا گردد)، به حق داورى خواهد شد، و در آنجاست كه باطل‏‌گرايان (باطل‏‌انديشان، ولگردان)، زيانكار خواهند بود.

 

ابْنُ عَبَّاسٍ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) إِذَا نَظَرَ إِلَى‏ الرَّجُلِ‏ فَأَعْجَبَهُ‏ قَالَ لَهُ حِرْفَةٌ فَإِنْ قَالُوا لَا قَالَ سَقَطَ مِنْ عَيْنِي قِيلَ وَ كَيْفَ ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ حِرْفَةٌ يَعِيشُ بِدِينِهِ. (بحار الأنوار ج ‏100 ص 9 )

ابن عباس: هر گاه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مردى را می‌دید و از او شگفت در می‌آمد، می ‌پرسيد: كارى دارد؟ اگر می‌گفتند: نه، می‌فرمود: از چشمم افتاد! پرسيدند: اى پيامبر خدا! چرا چنين است؟ فرمود: براى اينكه‏ مؤمن اگر حرفه‏‌اى نداشته باشد، با دينش زندگى می‌كند. (و به نام دين، باری بر دوش اين و آن می‌شود.)

 

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ ‏ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ‏ مَنْ‏ أَلْقَى‏ كَلَّهُ‏ عَلَى‏ النَّاسِ‏  مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ. (كافی ج ‏4 ص 12)

ملعون است! ملعون! هر كس بار زندگى خويش را بر دوش ديگران نهد. ملعون است! ملعون! هر كس به عائله خويش نرسد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنْ‏ يَكُنِ‏ الشُّغُلُ‏ مَجْهَدَةً فَاتِّصَالُ الْفَرَاغِ مَفْسَدَةٌ. (بحار الأنوار  ج ‏74 ص 419 )

اگر شغل خستگى و رنج دارد، بيكارى مدام نيز مايه‌ی فساد و تباهى است.

 

اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيُبْغِضُ‏ الْعَبْدَ النَّوَّامَ‏ إِنَّ اللَّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغَ. (وسائل الشيعه ج ‏17 ص 58)

همانا خداى بزرگ از بنده‌ی پرخواب بيزار است! خدا از بنده بيكار متنفّر است!

 

12- تنبلی در آداب کار

اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏لِلْكَسْلَانِ‏ ثَلَاثُ‏ عَلَامَاتٍ‏ يَتَوَانَى حَتَّى يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّى يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّى يَأْثَمَ.‏ (بحار الأنوار ج ‏70 ص 159)

آدم تنبل سه نشانه دارد: سستى می‌كند تا به حدّ افراط برسد، و افراط می‌‏كند تا به ضايع شدن (مال و كار) بينجامد و ضايع می‌كند، تا جايى كه گناهكار شود.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكُمْ‏ وَ الْكَسَلَ‏ فَإِنَّهُ مَنْ كَسِلَ لَمْ يُؤَدِّ حَقَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏. (خصال ج 2 ص 160)

از تنبلى بپرهيزيد، زيرا كه آدم تنبل، حقّ خدای عزیز و بلندمرتبه را ادا نمی‌‏كند.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ يُقَصِّرْ فِي‏ الْعَمَلِ‏ يَزْدَدْ فَتْرَةً. (عيون الحكم  ص 454 )

هر كس كمتر كار كُند، سُست‌تر شود.

 

اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَسْتَعِنْ‏ بِكَسْلَان‏… (كافی ج ‏5 ص 85)

از تنبل يارى مخواه …

 

اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنِّي‏ لَأُبْغِضُ‏ الرَّجُلَ‏ أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ كَسْلَاناً عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَلُ. (كافی ج ‏5 ص 85)

از مردى كه در كار دنياى خود تنبل باشد، نفرت دارم. آن كس كه در كار دنياى خويش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبل‏‌تر خواهد بود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.