فهرست مطالب
آداب کار و دوری از بیکاری
چکیده
کار، فعالیت انسانی است که برای تامین نیازها و خواستههای خود و دیگران انجام می پذیرد. و باید به عنوان بخشی از زندگی انسان و آداب زندگی مورد توجه قرار گیرد.
آداب کار در متون مقدس به صورت مشروح ذکر شده است و آدمی نباید بیکار باشد. خداوند آن کسی را دوست میدارد که دارای حرفهای مفید باشد. و چنانکه شاعر گوید:
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه جاودانی است کار
(ملک الشعرای بهار)
1- اهمیّت کار
اَللهُ تَعَالی: … هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها …(هود/ 61 )
…او (خداوند) شما را از زمين پديدار ساخت، و خواست (و توان داد) تا آن را آباد كنيد …
اَللهُ تَعَالی: وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ، وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ…(قصص/ 73)
و از رحمت خود (به خلق)، براى شما شب و روز قرار داد تا در آن (شب) استراحت كنيد، و (در روز) به جستجوى فضل (نعمتهاى) او برخيزند …
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: طَلَبُ الْكَسْبِ فَرِيضَةٌ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ. (بحار الأنوار ج 100 ص 17)
پس از نماز واجب، كار كردن (و داشتن كسب و كار ) واجب است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ …مَشْغُولٌ وَقْتُهُ . (نهج البلاغه حکمت 333)
مؤمن… وقت او با كار گرفته است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا غَدْوَةُ أَحَدِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَعْظَمَ مِنْ غَدْوَتِهِ يَطْلُبُ لِوُلْدِهِ وَ عِيَالِهِ مَا يُصْلِحُهُمْ. (دعائم الإسلام ج 2 ص 15)
درآمدن شما- اوّل صبح- براى جهاد در راه خدا، از درآمدن آن كس كه براى تأمين زندگى خانواده خود تلاش میكند، بالاتر (ارزش و اجرش بيشتر) نيست .
رُوِيَ أَنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): فَقَالَ: مَا طَعِمْتُ طَعَاماً مُنْذُ يَوْمَيْنِ فَقَالَ: عَلَيْكَ بِالسُّوقِ. (بحار الأنوار ج 93 ص 154)
مردى نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: دو روز است چيزى نخوردهام. حضرت فرمود: برو به بازار (و كار كن).
2- ابزار و زمینههای کار
اَللهُ تَعَالی: وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ، فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً، لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ… (اسرا/ 12)
شب و روز را (به صورت) دو نشانه (دو پديدهی شگرف) درآورديم؛ سپس (هماره) نشانهی شب را زدوديم، و نشانهی روز را داراى ديد (روشن) قرار داديم تا جوياى فضل (روزى) پروردگار خويش شويد …
اَللهُ تَعَالی: لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ … (يس / 35)
تا از ميوهی آن و از (حاصل) آنچه با دست خود انجام دادهاند ( دسترنج خود را ) بخورند …
اَللهُ تَعَالی: هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ … (ملك / 15)
او است (خداوندى) كه زمين را رام شما قرار داد، پس اطراف و اكناف آن را بپيماييد، و از روزىِ خدا (كه در اين سوى و آن سوى به دست میآيد) بخوريد …
اَللهُ تَعَالی: اللَّهُ الَّذِي سَخَّرَ لَكُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِيَ الْفُلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ، وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ … (جاثيه / 12)
خدايى كه دريا را مسخّر شما كرد تا كشتى در آن به فرمان وى حركت كند، و تا فضل (و روزىِ) او را (با كوشش و سفر، حتى سفر دريايى)، بطلبيد (و به دست آوريد) …
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِعْتَبِرْ يَا مُفَضَّلُ بِأَشْيَاءَ خُلِقَتْ لِمَآرِبِ الْإِنْسَانِ وَ مَا فِيهَا مِنَ التَّدْبِيرِ فَإِنَّهُ خُلِقَ لَهُ الْحَبُّ لِطَعَامِهِ وَ كُلِّفَ طَحْنَهُ وَ عَجْنَهُ وَ خَبْزَهُ وَ خُلِقَ لَهُ الْوَبَرُ لِكِسْوَتِهِ فَكُلِّفَ نَدْفَهُ وَ غَزْلَهُ وَ نَسْجَهُ وَ خُلِقَ لَهُ الشَّجَرُ فَكُلِّفَ غَرْسَهَا وَ سَقْيَهَا وَ الْقِيَامَ عَلَيْهَا وَ خُلِقَتْ لَهُ الْعَقَاقِيرُ لِأَدْوِيَتِهِ فَكُلِّفَ لَقْطَهَا وَ خَلْطَهَا وَ صُنْعَهَا وَ كَذَلِكَ تَجِدُ سَائِرَ الْأَشْيَاءِ عَلَى هَذَا الْمِثَالِ. (بحارالأنوار ج 3 ص 86)
اى مفضّل! از چيزهايى عبرت بگير كه براى رفع نيازمندیهاى آدمی آفريده شده، و تدبيرهايى در آنها به كار رفته است: دانه براى خوراك او آفريده شده، ليكن آرد كردن و خمير كردن و پختن آن به عهدهی خود انسان گذاشته شده است. كُرك و پشم براى پوشش او آفريده شده، ولى زدن و رشتن و بافتن آن تكليف خود اوست. درخت براى او آفريده شده، امّا نشاندن (غرص) و آب دادن و رسيدگى به آن كارهايى است كه خود بايد بكند. گياهان دارويى براى درمان او آفريده شده، امّا چيدن و تركيب كردن و ساختن دارو از آنها به خود او واگذار شده است. و ديگر چيزها را نيز به همين گونه خواهى يافت.
3- حلال بودن کار
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ . (بحار الأنوار ج 100 ص 9 )
طلب كردن روزىِ حلال، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ لَمْ يَسْتَحْيِ مِنَ الْحَلَالِ نَفَعَ نَفْسَهُ وَ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نَفَى عَنْهُ الْكِبْرَ … (بحار الأنوار ج 74 ص 163)
هر كس از طلب حلال خجالت نكشد (و كار كند)، به خود سود میرساند، و نيازهاى خود را تأمين میكند، کِبر و خودبزرگبینی از او دور میگردد.
سُئِلَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): أَيُ كَسْبِ الرَّجُلِ أَطْيَبُ قَالَ: عَمَلُ الرَّجُلِ بِيَدِهِ. (بحار الأنوار ج 103 ص 9)
از پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرسيدند: كدام كسب انسان پاكيزهتر است؟ فرمود: كار كردن مرد با دست خود.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: كُلُوا مِنْ كَدِّ أَيْدِيكُمْ. (بحار الأنوار ج 63 ص 314)
از دسترنج خود بخوريد.
4- آثار و ثواب کارکردن
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الَّذِي يَطْلُبُ مِنْ فَضْلٍ يَكُفُّ بِهِ عِيَالَهُ أَعْظَمُ أَجْراً مِنَ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 75 ص 339)
آن كس كه كار بيشترى میكند تا درآمدش براى خود و كسانش بسنده باشد، در نزد خدا پاداشى بزرگتر از پاداش مجاهد در راه خدا را دارد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَكَلَ مِنْ كَدِّ يَدِهِ كَانَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِي عِدَادِ الْأَنْبِيَاءِ وَ يَأْخُذُ ثَوَابَ الْأَنْبِيَاءِ. (بحار الأنوار ج 100 ص 10)
هر كس از دسترنج خود بخورد، روز قيامت در شمار انبياء خواهد بود، و پاداش انبياء بهرهی او خواهد شد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّه. (بحار الأنوار ج ۹۳ ص ۳۲۴)
كسى كه براى تأمين زندگى عيال خود زحمت (و رنج) میكشد، همچون مجاهد در راه خدا است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ بَاتَ كَالًّا مِنْ طَلَبِ الْحَلَالِ بَاتَ مَغْفُوراً لَهُ. (بحار الأنوار ج 100 ص 2)
کسی که بر اثر خستگی از کارِ حلال به خواب رود، آمرزیده شود.
5- آداب کار
5-1- آگاهی، صلاحیت، تعهد و تخصص
اَللهُ تَعَالی: قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ، إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ. (يوسف/ 55)
(يوسف علیه السلام) گفت: مخازن خواربار اين سرزمين را به من بسپار، كه من در اين كار نگهدار و دانايم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: النَّاسُ أَبْنَاءُ مَا يُحْسِنُونَ. (بحار الأنوار ج 1 ص 183)
مردمان، فرزندان آن چيزند كه آن را نيك انجام میدهند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قِيمَةُ كُلِ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُه. (نهج البلاغه حکمت 81)
ارزش هر كس (به اندازهی همان)، چيزى است كه در آن خوب وارد است (و در آن مهارت دارد و هنرمندانه انجام میدهد.).
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا أُبَالِي إِلَى مَنِ ائْتَمَنْتُ خَائِناً أَوْ مُضَيِّعاً.(بحار الأنوار ج 75 ص 250)
تفاوتى ندارد كه كار را به شخصِ «خائن» بسپارم يا به «ناشى».
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَامِلُ بِالْعِلْمِ كَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ. (بحار الأنوار ج 29 ص 601)
هر كس با علم (دانايى و بصيرت) عملى انجام دهد، همچون كسى است كه بر راه راست (روشن) به پيش رود.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ. (كافی ج 1 ص 44)
هر كس بدون «علم به كار» (مهارت، تخصّص)، كارى انجام دهد، بيش از آنكه آباد كند، خراب میكند.
5-2– اولویت بندی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اشْتَغَلَ بِغَيْرِ الْمُهِمِّ ضَيَّعَ الْأَهَمَّ. (عيون الحكم ص 46 )
آنكه به چيزى غير مهم خود را مشغول دارد، مهمتر را از دست میدهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اشْتَغَلَ بِالْفُضُولِ فَاتَهُ مِنْ مُهِمِّهِ الْمَأْمُولُ. (عيون الحكم ص 440 )
هر كس به چيز بيهوده بپردازد، آنچه را كه مهم و مطلوب است از دست میدهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُنْ مَشْغُولًا بِمَا أَنْتَ عَنْهُ مَسْؤُولٌ. (عيون الحكم ص 393 )
به چيزى مشغول باش كه مسئول آنى!
5-3– عدم دخالت در کار دیگران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُدَاقُّوا النَّاسَ وَزْناً بِوَزْنٍ وَ عَظِّمُوا أَقْدَارَكُمْ بِالتَّغَافُلِ عَنِ الدَّنِيِّ مِنَ الْأُمُور. (بحار الأنوار ج 75 ص 64)
با مردم در بارهی ريز امور حسابگرى نكنيد و بر ارزش خود با چشمپوشى از چيزهاى پست بيفزاييد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … اُقْصُرْ رَأْيَكَ عَلَى مَا يَلْزَمُكَ تَسْلَمْ. (عيون الحكم ص 76)
رأى خود را منحصر در چيزى كن كه به تو مربوط است، تا سالم بمانی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُوبَى لِمَنْ قَصَّرَ هِمَّتَهُ عَلَى مَا يَعْنِيهِ وَ جَعَلَ كُلَّ جِدِّهِ لِمَا يُنْجِيهِ. (غرر الحكم ص 448)
خوشا به حال كسى كه همّت خود را منحصر به چیزی میکند که به کارش میآید، و همهی كوشش خود را مصروف به چيزى میدارد كه سبب نجات او است.
5-4- وقت شناسی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَيْلٌ لِصُنَّاعِ أُمَّتِي مِنَ الْيَوْمَ وَ غَداً. (وسائل الشيعه ج 17 ص 420 )
واى بر صنعتگران امّت من از «امروز و فردا كردن» !
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْأُمُورُ مَرْهُونَةٌ بِأَوْقَاتِهَا … (بحار الأنوار ج 74 ص 165)
كارها همه در گرو وقت خود است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ ابْتَدَأَ بِعَمَلٍ فِي غَيْرِ وَقْتِهِ كَانَ بُلُوغُهُ فِي غَيْرِ حِينِهِ.(بحار الأنوار ج 68 ص 338)
كسى كه به كارى جز در وقت آن آغاز كند، تمام شدن آن در وقت خود نخواهد بود.
اَلحُسَینُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَجَلَةَ سَفَهٌ وَ السَّفَهَ ضَعْفٌ. (بحار الأنوار ج 75 ص 122)
شتاب سفاهت است، و سفاهت ناتوانى.
اَلْعَسْكَرِيُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … فَلَا تَعْجَلْ عَلَى ثَمَرَةٍ لَمْ تُدْرِكْ وَ إِنَّمَا تَنَالُهَا فِي أَوَانِهَا …وَ لَا تَعْجَلْ بِحَوَائِجِكَ قَبْلَ وَقْتِهَا فَيَضِيقَ قَلْبُكَ وَ صَدْرُكَ وَ يَخْشَاكَ الْقُنُوطُ. (بحار الأنوار ج 75 ص 379)
در چيدن ميوهاى كه نرسيده شتاب مكن، كه هنگام خود به آن خواهى رسيد… و براى رفع نيازمندیهاى خود پيش از وقت شتاب نکن، كه مايهی دلگیری و بيتابى میگردد و گرفتار و نوميديت میسازد.
5-5- راه و رسم کار
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي قَوْلِ اللَّهِ: { وَ أْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوابِها… } (بقره/189) قَالَ: يَعْنِي أَنْ يَأْتِيَ الْأَمْرَ مِنْ وَجْهِهِ أَيَّ الْأُمُورِ كَانَ. (بحار الأنوار ج 2 ص 262 )
امام باقر (علیه السلام) در باره فرمایش خداوند: { و به خانهها از درِ [ورودى] آنها وارد شوید.} گفت: مقصود آن است كه در كارها، هر چه باشد، از راه آن وارد شويد.
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ طَلَبَ الْأَمْرَ مِنْ وَجْهِهِ لَمْ يَزِلَّ فَإِنْ زَلَّ لَمْ تَخْذُلْهُ الْحِيلَةُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 340 )
هر كس از راه خود به جستجوى كارى برخيزد، لغزش پيدا نمیكند؛ و اگر بلغزد وسيله براى خلاصى پيدا خواهد كرد.
اَلجَوادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الْمَوَارِدَ أَعْيَتْهُ الْمَصَادِرُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 340 )
هر كس از راههاى ورود بیخبر باشد، پيدا كردن راههاى خروج او را خسته خواهد كرد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُلُ ذِي صِنَاعَةٍ مُضْطَرٌّ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ يَجْتَلِبُ بِهَا الْمَكْسَبَ وَ هُوَ أَنْ يَكُونَ حَاذِقاً بِعَمَلِهِ مُؤَدِّياً لِلْأَمَانَةِ فِيهِ مُسْتَمِيلًا لِمَنِ اسْتَعْمَلَهُ . (بحار الأنوار ج 75 ص 236)
هر صنعتگرى ناگزير بايد از سه خصوصيت بهرهمند باشد، تا كسب و كارش رواج يابد: در كار خود ماهر باشد، امانت را در كار رعايت كند و نظر كسى را كه كارى به او سپرده است، جلب کند.
5-6- محکمکاری
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا عَمِلَ أَحَدُكُمْ عَمَلًا فَلْيُتْقِنْ . (بحار الأنوار ج 22 ص 264)
چون كسى از شما به كارى دست زند، بايد درست و محكم كار كند.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: … وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ عَبْداً إِذَا عَمِلَ عَمَلًا أَحْكَمَه. (بحار الأنوار ج 22 ص 107)
… و امّا خداوند بندهاى را دوست میدارد كه چون كارى انجام دهد، محكمكارى كند.
7- 5 – تقسیم کار
مِن وَصيَّة كَتَبَها (أَمِير الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) إلى اِبنِه الحَسَن(عَلَيْهِ السَّلَامُ) : … وَ اجْعَلْ لِكُلِ إِنْسَانٍ مِنْ خَدَمِكَ عَمَلًا تَأْخُذُهُ بِهِ فَإِنَّهُ أَحْرَى أَنْ لَا يَتَوَاكَلُوا فِي خِدْمَتِكَ.(نهج البلاغه نامه 31 )
از جمله توصيههايى که امير المؤمنين (علیه السلام) براى امام مجتبى (علیه السلام) نوشته است: براى هر يك از كاركنانت كارى تعيين كن، و از او مسئوليّت بخواه؛ اين رفتار (تقسيم كار)، شايستهتر است، تا (همهی وظيفه خود را انجام دهند و) كارها را به عهده يكديگر نگذارند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بَاشِرْ كِبَارَ أُمُورِكَ بِنَفْسِكَ وَ كِلْ مَا صَغُرَ مِنْهَا إِلَى غَيْرِكَ.(من لا يحضره الفقيه ج 3 ص169)
کارهای بزرگ و مهم را خودت انجام بده و کارهای کوچک را به دیگران بسپار.
5-8- نظم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ … (بحار الأنوار ج 72 ص 24)
(همه را سفارش میكنم به) نظم دادن به امور خود …
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْأُمُورُ الْمُنْتَظِمَةُ يُفْسِدُهَا الْخِلَافُ .(تصنيف غرر الحكم ص 466)
كارهاى نظم يافته را اختلاف تباه میكند.
5-9- اندازه داشتن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … فَكِّرْ يَا مُفَضَّلُ فِي مَقَادِيرِ النَّهَارِ وَ اللَّيْلِ كَيْفَ وَقَعَتْ عَلَى مَا فِيهِ صَلَاحُ هَذَا الْخَلْقِ فَصَارَ مُنْتَهَى كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا إِذَا امْتَدَّ إِلَى خَمْسَ عَشْرَةَ سَاعَةً لَا يُجَاوِزُ ذَلِكَ أَ فَرَأَيْتَ لَوْ كَانَ النَّهَارُ يَكُونُ مِقْدَارُهُ مِائَةَ سَاعَةٍ أَوْ مِائَتَيْ سَاعَةٍ أَ لَمْ يَكُنْ فِي ذَلِكَ بَوَارُ كُلِّ مَا فِي الْأَرْضِ مِنْ حَيَوَانٍ وَ نَبَاتٍ أَمَّا الْحَيَوَانُ فَكَانَ لَا يَهْدَأُ وَ لَا يَقِرُّ طُولَ هَذِهِ الْمُدَّةِ وَ لَا الْبَهَائِمُ كَانَتْ تُمْسِكُ عَنِ الرَّعْيِ لَوْ دَامَ لَهَا ضَوْءُ النَّهَارِ وَ لَا الْإِنْسَانُ كَانَ يَفْتُرُ عَنِ الْعَمَلِ وَ الْحَرَكَةِ وَ كَانَ ذَلِكَ سَيُهْلِكُهَا أَجْمَعَ وَ يُؤَدِّيهَا إِلَى التَّلَف…(بحار الأنوار ج 3 ص 118)
فکر کن اى مفضّل! در اندازههاى شب و روز بينديش، كه چگونه موافق با صلاح و مصلحت آفريدگان مقرّر شده است، و حدّ اعلاى هر يك از آنها [به تقريب] از پانزده ساعت تجاوز نمیكند. در آن بينديش كه اگر مقدار روز صد ساعت يا دويست ساعت میشد، حاصل آن جز هلاك همهی جانداران و گياهان چيزى نمیبود؟ امّا جانور در طول اين مدّت به استراحت نمیپرداخت، و چارپايان تا هنگامی كه روشنايى روز باقى بود از چَرا خوددارى نمیكردند، و انسان از كار و جنبش دست نمیكشيد؛ و اين چگونگى سبب از دست رفتن همگان میشد …
5-10- عدم محدودیت زمانی در صورت نیاز
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رُبَّمَا احْتَاجَ النَّاسُ إِلَى الْعَمَلِ بِاللَّيْلِ لِضِيقِ الْوَقْتِ عَلَيْهِمْ فِي تَقَصِّي الْأَعْمَالِ بِالنَّهَارِ أَوْ لِشِدَّةِ الْحَرِّ وَ إِفْرَاطِهِ فَيَعْمَلُ فِي ضَوْءِ الْقَمَرِ أَعْمَالًا شَتَّى كَحَرْثِ الْأَرْضِ وَ ضَرْبِ اللَّبَنِ وَ قَطْعِ الْخَشَبِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ فَجُعِلَ ضَوْءُ الْقَمَرِ مَعُونَةً لِلنَّاسِ عَلَى مَعَايِشِهِمْ إِذَا احْتَاجُوا إِلَى ذَلِك…(بحار الأنوار ج 55 ص 177)
بسا هست كه مردمان- به علّت كمی وقت در روز يا شدّت گرما- نيازمند آن میشوند كه در شب نيز كار كنند، و مثلا در پرتو نور ماه به كارهاى گوناگونى همچون شخم زدن زمين و زدن شير (براى گرفتن كره) و بريدن چوب و نظاير اينها بپردازند، بدينسان نور ماه كمكى است به مردمان براى فراهم آوردن وسايل معيشت و زندگى، هر گاه چنين نيازى باشد …
5-11- جدّیت
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَقْرِءُوا مَنْ لَقِيتُمْ مِنْ أَصْحَابِكُمُ السَّلَامَ وَ قُولُوا لَهُمْ إِنََّ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ يُقْرِئُكُمُ السَّلَامَ وَ قُولُوا لَهُمْ عَلَيْكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا يُنَالُ بِهِ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِنِّي وَ اللَّهِ مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا فَعَلَيْكُمْ بِالْجِدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ إِذَا صَلَّيْتُمُ الصُّبْحَ وَ انْصَرَفْتُمْ فَبَكِّرُوا فِي طَلَبِ الرِّزْقِ وَ اطْلُبُوا الْحَلَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ سَيَرْزُقُكُمْ وَ يُعِينُكُمْ عَلَيْهِ. (كافی ج 5 ص 78 )
به هر كس از دوستان خود كه رسيديد، سلام برسانيد و بگوييد كه: فلان بن فلان (جعفر بن محمّد علیهما السلام) به شما سلام میرساند، و به آنان بگوييد:
بر شما باد رعايت تقواى از خدای عزیز و بلندمرتبه! و انجام دادن هر كارى كه میتوان با آن به پاداشهاى خداوند رسيد.
به خدا سوگند! شما را جز به چيزى كه به خود فرمان میدهيم، فرمان نمیدهم. پس به كوشش و تلاش بپردازيد.
و چون نماز صبح گزارديد و تمام شد، هر چه زودتر در پى طلب روزى روانه شويد و خواستار روزىِ حلال باشيد، و بدانيد كه خدای عزیز و بلندمرتبه، روزىِ شما را میدهد و كمكتان میكند.
5-12- فرصت شناسی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ فُتِحَ لَهُ بَابُ خَيْرٍ فَلْيَنْتَهِزْهُ فَإِنَّهُ لَا يَدْرِي مَتَى يُغْلَقُ عَنْهُ.(بحار الأنوار ج 74 ص 165)
كسى كه درِ نيكى و خيرى بر او گشوده شود، بايد آن را غنيمت شمارد، چرا که نمیداند چه وقت بر روى او بسته خواهد شد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ. (نهج البلاغه حکمت 21)
فرصت همچون ابر میگذرد، پس فرصتهايى كه براى كار خير پيش میآيد، غنيمت شماريد.
اَلحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفُرْصَةُ سَرِيعَةُ الْفَوْتِ بَطِيئَةُ الْعَوْدِ. (بحار الأنوار ج 75 ص 113)
فرصت به شتاب از دست میرود و به كندى باز میگردد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَاضِي يَوْمِكَ فَائِتٌ وَ آتِيهِ مُتَّهَمٌ وَ وَقْتُكَ مُغْتَنَمٌ فَبَادِرْ فِيهِ فُرْصَةَ الْإِمْكَانِ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَثِقَ بِالزَّمَانِ. (تصنيف غرر الحكم ص 473)
ديروزت از دست رفته، و فردايت مشكوك است، و امروزت مغتنم؛ پس در بهرهبردارى از فرصت ممكن شتاب كن، و از اطمينان كردن به روزگار بپرهيز.
5-13- مدیریت در کار
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …إِنَّهُ لَا يُصْلِحُ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ إِلَّا ثَلَاثَةٌ التَّفَقُّهُ فِي الدِّينِ وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ وَ حُسْنُ التَّقْدِيرِ فِي الْمَعِيشَةِ. (كافی ج 5 ص 87)
مسلمان را جز سه چیز اصلاح نکند: دین شناسی، شکیبایی در گرفتاری و مدیریت نیکو در زندگی.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِيَكُنْ طَلَبُكَ لِلْمَعِيشَةِ فَوْقَ كَسْبِ الْمُضَيِّعِ وَ دُونَ طَلَبِ الْحَرِيصِ الرَّاضِي بِدُنْيَاهُ الْمُطْمَئِنِّ إِلَيْهَا وَ لَكِنْ أَنْزِلْ نَفْسَكَ مِنْ ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ الْمُنْصِفِ الْمُتَعَفِّفِ تَرْفَعُ نَفْسَكَ عَنْ مَنْزِلَةِ الْوَاهِنِ الضَّعِيفِ وَ تَكْتَسِبُ مَا لَا بُدَّ مِنْهُ إِنَّ الَّذِينَ أُعْطُوا الْمَالَ ثُمَّ لَمْ يَشْكُرُوا لَا مَالَ لَهُمْ. (كافی ج 5 ص 81)
باید میزان تلاش تو برای معاش بیشتر از ضایع کنندگان وقت و کمتر از تلاشِ آزمندی باشد، که به دنیایش دلخوش و مطمئن است. پس تلاش خود را در مسیر شخص با انصاف و عفیف قرار ده تا برتر از افراد سُست و ناتوان باشی و آنچه را که شایستهی مومن است را به دست آوری – در عین حال به لطف خدا امیدوار باش! – زیرا کسانی که مالی به آنها داده شود، ولی سپاس نگزارند. – در حقیقت – مالی ندارند.
5-14- عدم تاخیر در کار
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكُمْ وَ تَسْوِيفَ الْعَمَلِ بَادِرُوا بِهِ إِذَا أَمْكَنَكُم. (بحار الأنوار ج 10 ص 111)
مبادا كه براى پرداختن به عمل، امروز و فردا كنيد! هر وقت امكان برايتان پيدا شد، به كار برخيزيد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِوَلدهِ مُحمدِ بن الحَنَفيَّة: الْيَوْمُ لَكَ وَ أَنْتَ مِنْ بُلُوغِ غَدٍ عَلَى غَيْرِ يَقِين. (من لا يحضره الفقيه ج 4 ص 386)
فقط امروز از آن تو است، زيرا كه به رسيدن فردا اطمينان ندارى.
5-15- توجه در استخدام کردن
اَللهُ تَعَالی: … إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ. (قصص/ 26)
… چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مىكنى: هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است.
6- کار و تلاش بدون بازنشستگی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُ مِنْكُمْ فِي أَيَّامِ مَهَلِهِ قَبْلَ إِرْهَاقِ أَجَلِهِ وَ فِي فَرَاغِهِ قَبْلَ أَوَانِ شُغُلِهِ وَ فِي مُتَنَفَّسِهِ قَبْلَ أَنْ يُؤْخَذَ بِكَظَمِه. (نهج البلاغه خطبه 28 )
در روزهايى كه مهلت داريد و اجل فرا نرسيده، اگر اهل كاريد به كار برخيزيد. و از فراغ خود پيش از رسيدن گرفتارى بهره گيريد. و پيش از آنكه راه نفس كشيدن بسته شود، تنفس كنيد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ يَعْمَلَانِ فِيكَ فَاعْمَلْ فِيهِمَا وَ يَأْخُذَانِ مِنْكَ فَخُذْ مِنْهُمَا. (عيون الحكم ص 144)
شب و روز در تو كار میكنند، پس در آنها كار كن. و آنها از تو میگيرند، پس تو هم از آنها بگير.
7- فواید کار
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا أَعْسَرَ أَحَدُكُمْ فَلْيَخْرُجْ وَ لَا يَغُمَّ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ. (وسائل الشيعه ج 17 ص 23 )
اگر كسى از شما گرفتار تنگدستی شدید شد، بايد دنبال كار برود، و خود و خانوادهاش را گرفتار غم و اندوه (فقر) نسازد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ يَأْخُذُ حَبْلًا فَيَأْتِي بِحُزْمَةِ حَطَبٍ عَلَى ظَهْرِهِ فَيَبِيعُهَا فَيَكُفُّ بِهَا وَجْهَهُ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَسْأَلَ. (بحار الأنوار ج 93 ص 158)
اگر مردى ريسمانى برگيرد و پُشتهی هيزمی جمع كند، و آن را بر پشت خود نهاده بياورد و بفروشد، و بدينسان (با هيزمكشى) آبروى خود را نگاه دارد، بهتر از آن است كه دست سؤال پيش كسى دراز كند.
أَصَابَ أَنْصَارِيّاً حَاجَةٌ فَأَخْبَرَ بِهَا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: ايتِنِي بِمَا فِي مَنْزِلِكَ وَ لَا تُحَقِّرْ شَيْئاً فَأَتَاهُ بِحِلْسٍ وَ قَدَحٍ فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَنْ يَشْتَرِيهِمَا فَقَالَ: رَجُلٌ هُمَا عَلَيَّ بِدِرْهَمٍ فَقَالَ: مَنْ يَزِيدُ فَقَالَ: رَجُلٌ هُمَا عَلَيَّ بِدِرْهَمَيْنِ فَقَالَ: هُمَا لَكَ فَقَالَ: ابْتَعْ بِأَحَدِهِمَا طَعَاماً لِأَهْلِكَ وَ ابْتَعْ بِالْآخَرِ فَأْساً فَأَتَاهُ بِفَأْسٍ فَقَالَ رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) : مَنْ عِنْدَهُ نِصَابٌ لِهَذِهِ الْفَأْسِ فَقَالَ: أَحَدُهُمَا عِنْدِي فَأَخَذَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَأَثْبَتَهُ بِيَدِهِ وَ قَالَ: اذْهَبْ فَاحْتَطِبْ وَ لَا تُحَقِّرَنَّ شَوْكاً وَ لَا رَطْباً وَ لَا يَابِساً فَفَعَلَ ذَلِكَ خَمْسَ عَشْرَةَ لَيْلَةً فَأَتَاهُ وَ قَدْ حَسُنَتْ حَالُهُ رسول الله (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: هَذَا خَيْرٌ مِنْ أَنْ تَجِيءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ فِي وَجْهِكَ كُدُوحُ الصَّدَقَةِ. (بحار الأنوار ج 100 ص 10)
يكى از انصار را نيازى پيش آمد و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از آن آگاه ساخت. حضرت فرمود: هر چه در خانه دارى بياور و چيزى را بىارزش مشمار!
آن انصارى به خانهاش رفت و نَمَدِ زينى و قدحى را با خود آورد. پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه کسی اينها را میخرد؟ مردى گفت: آنها را به يك درهم خريدارم.
فرمود: چه کسی بيشتر میخرد؟ مردى گفت: به دو درهم. پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: مال تو. آنگاه به مرد انصارى گفت: با يك درهم طعامی براى خانوادهات فراهم ساز، و با درهم ديگر تبرى بخر و چون آن مرد تبر را با خود آورد، فرمود: چه کسی دستهاى براى اين تبر دارد؟ يكى از حاضران گفت: من.
پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را گرفت و با دست خود دستهی تبر را محكم كرد، و به انصارى فرمود: برو هيزم جمع كن، و هيچ خارِ تر و خشكى را اندك مشمار (و همه را بردار!). آن مرد چنين كرد و پس از پانزده روز آمد و وضع زندگيش خوب شده بود. پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: اين براى تو نيكوتر از آن است كه روز قيامت در حالى وارد محشر شوى كه بر صورتت لكّههاى صدقههايى (كه از مردم گرفتهاى)، ديده شود.
عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ رَجُلٌ قَالَ: لَأَقْعُدَنَّ فِي بَيْتِي وَ لَأُصَلِّيَنَّ وَ لَأَصُومَنَّ وَ لَأَعْبُدَنَّ رَبِّي فَأَمَّا رِزْقِي فَسَيَأْتِينِي فَقَالَ: هَذَا أَحَدُ الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ… (بحار الأنوار ج 90 ص 357)
عمر بن يزيد: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مردى گفته است كه در خانه مینشينم و نماز میخوانم و روزه میگيرم و به عبادت پروردگارم میپردازم، و رزقم خواهد رسيد. فرمود: اين يكى از آن سه گروهى است كه دعاى ايشان مستجاب نمیشود!
8- کار و انبیاء و امامان علیهم السلام
اَللهُ تَعَالی: وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى قالَ هِيَ عَصايَ أَتَوَكَّؤُا عَلَيْها وَ أَهُشُّ بِها عَلى غَنَمِي وَ لِيَ فِيها مَآرِبُ أُخْرى. (طه/ 17- 18)
اى موسى! اين چيست در دست تو؟ گفت: اين عصاى من است كه به آن تكيه میكنم، و براى گوسفندانم با آن از درختان برگ فرو میريزم، و نيازهايى ديگر را نيز با آن برطرف میكنم.
اَللهُ تَعالی: وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ، لِتُحْصِنَكُمْ مِنْ بَأْسِكُمْ، فَهَلْ أَنْتُمْ شاكِرُونَ. (انبياء /80)
صنعت زرهسازى را براى شما به او (داودِ پيامبر) آموختيم، تا در جنگهایتان شما را از آسيب دشمنان حفظ كند. آيا شكرگزار خواهيد بود؟
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَعْتَقَ أَلْفَ مَمْلُوكٍ مِنْ مَالِهِ وَ كَدِّ يَدِهِ. (كافی ج 5 ص 74 )
همانا امير المؤمنين (علیه السلام) از مال و دسترنج خود هزار برده آزاد كرد.
أَبِي حَمْزَةَ : رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَعْمَلُ فِي أَرْضٍ لَهُ قَدِ اسْتَنْقَعَتْ قَدَمَاهُ فِي الْعَرَقِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيْنَ الرِّجَالُ فَقَالَ: يَا عَلِيُّ قَدْ عَمِلَ بِالْيَدِ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي فِي أَرْضِهِ وَ مِنْ أَبِي فَقُلْتُ لَهُ: وَ مَنْ هُوَ فَقَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ آبَائِي (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ) كُلُّهُمْ كَانُوا قَدْ عَمِلُوا بِأَيْدِيهِمْ وَ هُوَ مِنْ عَمَلِ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ الْأَوْصِيَاءِ وَ الصَّالِحِينَ. ( كافی ج 5 ص 75 )
ابوحمزه: امام موسى كاظم (علیه السلام) را ديدم كه در زمينى متعلّق به خودش كار میكرد، و پاهاى او غرق عرق شده بود، عرض كردم: فدايت شوم! كارگرانت كجايند؟ فرمود: اى على! كسانى با دست خود در زمين خويش كار كردند كه از من و پدرم بهتر بودند. گفتم: كدام كسان؟ فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امير المؤمنين و همهی پدرانم (علیهم السلام) كه با دست خود كار میكردند. با دستِ خود كار كردن، كار پيامبران و رسولان و اوصياء و صالحان است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَحْتَطِبُ وَ يَسْتَقِي وَ يَكْنُسُ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ (سَلَامُ اللَّهِ عَلَيْهَا) تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ. (كافی ج 5 ص 86 )
امير المؤمنين (علیه السلام) هيزم جمع میكرد، و آب از چاه بالا میكشيد، و به جارو كردن خانه میپرداخت، و فاطمه (سلام الله علیها) گندم با دستاس آرد میكرد و آن را خمير میكرد و نان میپخت.
9- دعا در مورد کار کردن
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَكَّبَ فِينَا آلَاتِ الْبَسْطِ، وَ جَعَلَ لَنَا أَدَوَاتِ الْقَبْضِ، وَ مَتَّعَنَا بِأَرْوَاحِ الْحَيَاةِ، وَ أَثْبَتَ فِينَا جَوَارِحَ الْأَعْمَالِ، وَ غَذَّانَا بِطَيِّبَاتِ الرِّزْقِ، وَ أَغْنَانَا بِفَضْلِهِ، وَ أَقْنَانَا بِمَنِّهِ.(صحيفه سجاديه دعای اول)
سپاس خداى را كه؛ ابزار باز و بست به ما داد و ما را از نيروهاى فعّال حيات و زندگى بهرهمند ساخت. و در بدن ما اندامهايى كه براى كار كردن لازم است، بيافريد. و براى تغذيه، خوراكهاى پاكيزه به ما ارزانى داشت. و به فضل و نعمت خود بىنيازمان ساخت و برخوردارمان كرد.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ (2) وَ مَيَّزَ بَيْنَهُمَا بِقُدْرَتِهِ (3) وَ جَعَلَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا حَدّاً مَحْدُوداً، وَ أَمَداً مَمْدُوداً (4) يُولِجُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي صَاحِبِهِ، وَ يُولِجُ صَاحِبَهُ فِيهِ بِتَقْدِيرٍ مِنْهُ لِلْعِبَادِ فِيمَا يَغْذُوهُمْ بِهِ، وَ يُنْشِئُهُمْ عَلَيْه (5) فَخَلَقَ لَهُمُ { اللَّيْلَ لِيَسْكُنُوا فِيهِ } (النمل/86) مِنْ حَرَكَاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضَاتِ النَّصَبِ، وَ جَعَلَهُ لِبَاساً لِيَلْبَسُوا مِنْ رَاحَتِهِ وَ مَنَامِهِ، فَيَكُونَ ذَلِكَ لَهُمْ جَمَاماً وَ قُوَّةً، وَ لِيَنَالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً (6) وَ خَلَقَ لَهُمُ { النَّهارَ مُبْصِراً } (النمل/86) لِيَبْتَغُوا فِيهِ مِنْ فَضْلِهِ، وَ لِيَتَسَبَّبُوا إِلَى رِزْقِهِ، وَ يَسْرَحُوا فِي أَرْضِهِ، طَلَباً لِمَا فِيهِ نَيْلُ الْعَاجِلِ مِنْ دُنْيَاهُمْ، وَ دَرَكُ الْآجِلِ فِي أُخْرَاهُم. (صحيفه سجاديه دعای ششم )
سپاس خداى را كه شب و روز را با قدرت خويش بيافريد … چنان كه هر يك از آن دو به جاى يكديگر میآيند و میروند.
و اين چگونگى تقديرى است از جانب خداوند براى بندگان، كه به اینگونه به آنان خوراك میرساند و آنان را میپروراند.
{ پس براى آن آفريد { شب را تا مردمان بياسايند} از تلاشهاى خستهكننده و جنب و جوشهاى دشوار، و آن را پوششى قرار داد تا از آسايش و خواب آن برخوردار شوند، و در آن تجديد قوا كنند، و به لذّت و خواست دل دسترس يابند.
و { روز را براى ايشان قابل ديدن (و روشن) ساخت }، تا به جستجوى نعمت او بپردازند، و راه «نان درآوردن» را پيدا كنند، و به دنبال سامان دادن به امور خود بروند، و آنچه را در اين دنيا به آن نياز دارند، و آنچه در آن دنيا به كارشان خواهد آمد، بطلبند.
10- دوری از بیهوده کاری
اَللهُ تَعَالی: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ … وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. (مؤمنون/ 3 و1)
هر آينه مؤمنان رستگارند … و آنان كه از لغو (بيهودهگويى و بيهودهكارى) رویگردانند.
اَللهُ تَعَالی: وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قالُوا لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجاهِلِينَ. (قصص/55)
چون سخن بيهوده بشنوند، از آن روى بگردانند و ناشنيده انگارند، و گويند: اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شما. به سلامت بمانید. ما نادانان را نمیخواهيم.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:وَ أَعْظَمُ النَّاسِ قَدْراً مَنْ تَرَكَ مَا لَا يَعْنِيه. (معانى الاخبار ص 188)
ارزشمندترين مردمان كسى است كه به آنچه به او مربوط نيست، نپردازد.
11- بیکاری (ولگردی) و مذمّت آن
اَللهُ تَعَالی:… فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ. (غافر/ 78)
… چون فرمان خدا در رسد (و رستاخيز برپا گردد)، به حق داورى خواهد شد، و در آنجاست كه باطلگرايان (باطلانديشان، ولگردان)، زيانكار خواهند بود.
ابْنُ عَبَّاسٍ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) إِذَا نَظَرَ إِلَى الرَّجُلِ فَأَعْجَبَهُ قَالَ لَهُ حِرْفَةٌ فَإِنْ قَالُوا لَا قَالَ سَقَطَ مِنْ عَيْنِي قِيلَ وَ كَيْفَ ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ حِرْفَةٌ يَعِيشُ بِدِينِهِ. (بحار الأنوار ج 100 ص 9 )
ابن عباس: هر گاه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) مردى را میدید و از او شگفت در میآمد، می پرسيد: كارى دارد؟ اگر میگفتند: نه، میفرمود: از چشمم افتاد! پرسيدند: اى پيامبر خدا! چرا چنين است؟ فرمود: براى اينكه مؤمن اگر حرفهاى نداشته باشد، با دينش زندگى میكند. (و به نام دين، باری بر دوش اين و آن میشود.)
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ. (كافی ج 4 ص 12)
ملعون است! ملعون! هر كس بار زندگى خويش را بر دوش ديگران نهد. ملعون است! ملعون! هر كس به عائله خويش نرسد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنْ يَكُنِ الشُّغُلُ مَجْهَدَةً فَاتِّصَالُ الْفَرَاغِ مَفْسَدَةٌ. (بحار الأنوار ج 74 ص 419 )
اگر شغل خستگى و رنج دارد، بيكارى مدام نيز مايهی فساد و تباهى است.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوَّامَ إِنَّ اللَّهَ لَيُبْغِضُ الْعَبْدَ الْفَارِغَ. (وسائل الشيعه ج 17 ص 58)
همانا خداى بزرگ از بندهی پرخواب بيزار است! خدا از بنده بيكار متنفّر است!
12- تنبلی در آداب کار
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:لِلْكَسْلَانِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَتَوَانَى حَتَّى يُفَرِّطَ وَ يُفَرِّطُ حَتَّى يُضَيِّعَ وَ يُضَيِّعُ حَتَّى يَأْثَمَ. (بحار الأنوار ج 70 ص 159)
آدم تنبل سه نشانه دارد: سستى میكند تا به حدّ افراط برسد، و افراط میكند تا به ضايع شدن (مال و كار) بينجامد و ضايع میكند، تا جايى كه گناهكار شود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكُمْ وَ الْكَسَلَ فَإِنَّهُ مَنْ كَسِلَ لَمْ يُؤَدِّ حَقَّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ. (خصال ج 2 ص 160)
از تنبلى بپرهيزيد، زيرا كه آدم تنبل، حقّ خدای عزیز و بلندمرتبه را ادا نمیكند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ يُقَصِّرْ فِي الْعَمَلِ يَزْدَدْ فَتْرَةً. (عيون الحكم ص 454 )
هر كس كمتر كار كُند، سُستتر شود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَسْتَعِنْ بِكَسْلَان… (كافی ج 5 ص 85)
از تنبل يارى مخواه …
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ أَوْ أُبْغِضُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ كَسْلَاناً عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ وَ مَنْ كَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْيَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَكْسَلُ. (كافی ج 5 ص 85)
از مردى كه در كار دنياى خود تنبل باشد، نفرت دارم. آن كس كه در كار دنياى خويش تنبل باشد، در كار آخرتش تنبلتر خواهد بود.















ثبت دیدگاه