آداب قناعت
چکیده
قناعت، صفتی است که آدمی به واسطهی آن به آنچه در اختیار دارد، خشنود میشود و چشمداشتی به دیگران ندارد و از فقدان و کمبود امور مادی اندوهگین نمیشود و رعایت آداب قناعت دارای آثار فردی و اجتماعی از قبیل رضایتمندی از خداوند، عزت و رعایت حقوق محرومان میباشد و همچنین از نشانههای متقین بشمار میآید.
1- معنی و مفهوم قناعت
قناعت به معنای اکتفا کردن به اندک از آنچه مورد نیاز انسان است. (مفردات راغب)
و نراقی آورده است: قناعت در اصطلاح، حالتی است برای نفس که باعث اکتفا کردن آدمی به قدر حاجت و ضرورت است. (معراج السعاده ص 397)
2- اهمیت قناعت
اَللهُ تَعالی: وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ. (حج/۳۶)
فقيرانِ قانع و گدايان را اطعام كنيد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لا شَرَفَ أعْلَی مِنَ الإسْلامِ وَ لا عِزَّ أعَزُّ مِنَ التَّقْویٰ وَ لا مَعْقِلَ أحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ وَ لا شَفِيعَ أنْجَحُ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لا كَنْزَ أغْنَی مِنَ الْقَناعَةِ… (نهج البلاغه حكمت ۳۷۱)
شرفی برتر از اسلام و عزّتی عزيزتر از تقوا و پناهگاهی استوارتر از پارسایی و شفيعی رهانندهتر از توبه و گنجی بینياز كنندهتر از قناعت نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلقَناعَةُ نِعمَةٌ (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۰)
قناعت، نعمت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: کَفَی بِالْقَنَاعَةِ مُلْکاً. (نهج البلاغه حکمت ۲۲۹)
با قناعت میتوان پادشاهی کرد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلقَناعَةُ سَیفٌ لا یَنبُو.(تصنیف غرر الحکم ص۳۹۱)
قناعت، شمشيری است كه كند نشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن قَنَعَ حَسُنَتْ عِبادَتُهُ. (تصنیف غرر الحکم ص۳۹۳)
هر كه قناعت كند، عبادت او نيكو باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَهْنَأُ اَلْأَقْسَامِ اَلْقَنَاعَةُ وَ صِحَّةُ اَلْأَجْسَامِ. (غرر الحکم ص ۳۳)
گواراترین بهرهها در زندگی قناعت و سلامت بدن است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْوَنُ شَیْءٍ عَلَی صَلاَحِ اَلنَّفْسِ اَلْقَنَاعَةُ. (غرر الحکم ص ۳۳)
بهترین کمک برای اصلاح نفس، قناعت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جَمَالُ اَلْعَیْشِ اَلْقَنَاعَةُ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
زیبایی زندگی قناعت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ عَقَلَ قَنِعَ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
هر كه عاقل باشد قناعت كند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا أَحْسَنَ بِالْإِنْسَانِ أَنْ یَقْنَعَ بِالْقَلِیلِ وِ یَجُودَ بِالْجَزِیل. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
چه زيباست برای انسان كه به اندك بسازد و فراوان ببخشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: غَایَةُ اَلاِقْتِصَادِ اَلْقَنَاعَةُ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
نهایت مرتبهی میانهروی در زندگی، قناعت کردن است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اَلْقَنَاعَةُ مَالٌ لاَ یَنْفَدُ. (بحار الانوار ج ۶۸ ص ۳۴۴)
قناعت مالی است که پایان نمیپذیرد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ (فِي صِفةِ الأنبياءِ) :… وَ لَكِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِي قُوَّةٍ فِي عَزَائِمِهِمْ وَ ضَعَفَةً فِيمَا تَرَی الْأَعْيُنُ مِنْ حَالاتِهِمْ مَعَ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُيُونَ غِنًی وَ خَصَاصَةٍ تَمْلَأُ الْأَبْصَارَ وَ الْأَسْمَاعَ أَذًی… (نهج البلاغه خطبه ۱۹۲)
(در وصف پيامبران): لیکن خداوند سبحان فرستادگان خود را دارای ارادههايی نيرومند قرارداد، با قناعتی كه دلها و چشمها را پُر سازد؛ هر چند فقر و نداری ظاهری آنان، چشمها و گوشها را خيره سازد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَلْهِمْ نَفْسَكَ الْقُنوعَ. (بحار الانوار ج ۷۸ ص ۹)
قناعت را به نفس خود، تلقين كن.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَنْبَغِي لِمَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ أنْ يَلْزَمَ اَلْقَنَاعَةَ وَ اَلْعِفَّةَ. (غرر الحكم ص ۷۹۵)
كسی كه خود را شناخت، شايسته است كه ملازم قناعت و پاکدامنی باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ أَكْرَمِ اَلْخُلُقِ اَلتَّحَلِّی بِالْقَنَاعَةِ. (غرر الحكم ص ۶۷۸)
از گرامیترين خصلتها، زيور يافتن به قناعت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ وُهِبَ لَهْ اَلْقَنَاعَةُ صَانَتْهُ. (غرر الحكم ص ۶۱۵)
كسی كه موهبت قناعت به او عطا شود، همان او را حفظ کند.
3- آثار قناعت
3-1- عزت و سربلندی
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِمَا سُئِلَ عَنِ اَلْقَنَاعَةِ فَقَالَ اَلْقَنَاعَةُ تَجْتَمِعُ إِلِی صِیَانَةِ اِلنَّفْسِ وَ عِزِّ اَلْقَدْرِ وَ طَرْحِ مُؤَنِ اَلاِستِکْثَارِ وَ اَلتَّعَبُّدِ لِأَهْلِ اَلْدُّنْیَا وَ لاَ یَسْلُکُ طَرِیقَ اَلْقَنَاعَةِ إِلاَّ رَجُلاَنِ إِمَّا مُتَعَلِّلٌ یُرِیدُ أَجْرَ اَلْآخِرَةِ أَوْ کَرِیمٌ مُتَنَزِّهٌ عَنْ لِئَامِ اَلنَّاسِ… (بحارالانوار ج ۷۵ ص ۳۴۹ )
در پاسخ به اين سؤال كه قناعت چيست؟ فرمود: قناعت، باعث صیانت نفس و خويشتنداری و عزت و ارجمندی و آسوده شدن از زحمت زيادهخواهی و (از زحمت) بندگی در برابر دنياپرستان است. راه قناعت را جز دو كس نپيمايد: يا عبادتپيشهای كه خواهان اجر و مزد اخروی است يا بزرگواری كه از مردمان فرومايه دوری میكند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْقَنَاعَةُ أَبْقَی عِزٍّ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۲)
قناعت، پايدارترين عزت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ عِزِّ النَّفْسِ لُزُومُ اَلْقَنَاعَةِ. (غرر الحکم ص ۶۸۲)
از عزّت نفس انسانی، ملازم بودن با قناعت است.
3-2– پاکیزگی زندگی
اَللهُ تَعالی: فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً. (نحل/۹۷)
مسلماً او را به زندگی پاك و پاكيزهای زنده میداريم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَفَی بِالْقَنَاعَةِ مُلْكاً، وَ بِحُسْنِ الْخُلُقِ نَعِيماً؛ وَ سُئِلَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی {فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً.} (نحل/۹۷) فَقَالَ: هِيَ الْقَنَاعَةُ. (نهج البلاغه حکمت ۲۲۹)
آدمی را قناعت برای دولتمندی، و خوشخلقی برای فراوانی نعمتها كافی است.از امام (علیه السلام) سؤال شد تفسير آيه { مسلماً او را به زندگی پاك و پاكيزهای زنده میداريم.} چيست؟ فرمود: آن زندگی با قناعت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَطْیَبُ اَلْعَیْشِ اَلْقَنَاعَةُ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
راحتترین و پاکیزهترین زندگی، قناعت است.
3-3- آرامش و آسایش در زندگی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أنعَمُ النّاسِ عَيشا مَن مَنَحَهُ اللّهُ سُبحانَهُ القَناعَةَ ، وأصلَحَ لَهُ زَوجَهُ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۳)
خوشترين و آسودهترین زندگی را كسی دارد كه خداوند سبحان، او را قناعت بخشيده و همسری شايسته روزیاش فرماید.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اُنْظُرْ إِلیٰ مَن هُوَ دُونَکَ فِی المِقدُرَةِ و لا تَنظُرْ إلی مَن هُوَ فَوقَکَ فِی المِقدُرَةِ ، فإنَّ ذٰلِکَ أقنَعُ لَکَ بِما قُسِمَ لَکَ. (کافی ج 8 ص ۲۴۴)
به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگرتر از خويش منگر؛ زيرا كه اين كار تو را به آنچه قسمت تو شده است، قانعتر میسازد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لاٰ مَالَ أذهَبُ بِالفَاقَةِ مِنَ الرِّضَا بِالقَنَاعَةِ وَ لاَ كَنْزَ أغْنَی مِنَ الْقُنُوعِ وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَی بُلْغَةِ اَلْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأ خَفْضَ الدَّعَةِ وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ التَّعَبِ. (کافی ج ۸ ص ۱۹)
و مالی كه بتواند فقر و بيچارگی را از بين ببرد، بهتر از تن دادن به قناعت نيست، و گنجی بینيازكنندهتر از رضايت به قسمت موجود نيست. هر كه كفايت كند به همان مقدارِ گذران (زندگی) آسايش را برای خود پابرجا كرده، و در كمال آسودگی جايگير شده است. تمايل و رغبت به دنيا كليد رنجها است.
اَلحُسَینُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْقُنُوعُ رَاحَةُ الأبدانِ. (بحار الانوار ج ۷۸ ص ۱۲۸)
قناعت، مايهی آسايش تن است.
3-4- رضایت خداوند
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْقَناعَةُ مُلْكٌ لا يَزُولُ وَهِیَ مَرْكَبُ رِضَی اللّهِ تَعالی تَحْمِلُ احِبَها إلی دارِهِ فَأحْسِنِ التَّوَكُّلَ فيما لَمْ تُعْطِ وَالرِّضا بِما اعْطيتَ { وَ اصْبِرْ عَلی ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ. } (لقمان/۱۷) (بحار ج ۶۸ ص ۳۴۹)
قناعت، سلطنتی است كه آخر ندارد و اين صفت عالی مَركب رضای حضرت اوست كه راكب خود را به بهشت میرساند. اعتماد خود را بر جناب او نيكو كن و تمام امور خود را به او واگذار و از هر چه از اموری مادی میخواستی ولی به تو نرسيد، خيرت را در همان ممنوعيّت از آن بدان كه آنچه به تو نداده يا آنچه به تو مرحمت فرموده، از حكمت و مصلحت و حتی از رحمت و مرحمت بيرون نيست. {و بر آسيبی كه بر تو وارد آمده است شكيبا باش. اين [حاكی] از عزم [و اراده تو در] امور است.}
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: القُنُوعُ عُنوانُ الرِّضا. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
قناعت، سر لوحهی رضاست.
3-5- سبک شدن حساب در روز قیامت
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن لَمْ یُقْنِعْهُ مِنَ اَلرِّزْقِ إِلاَّ اَلکَثِیرُ لَمْ یَکْفِهِ مِنَ اَلْعَمَلِ إِلاَّ اَلکَثِیرُ وَ مَنْ کَفَاهُ مِنَ اَلرِّزْقِ اَلْقَلِیلُ فَإِنَّهُ یَکْفِیهِ مِنَ اَلْعَمَلِ اَلْقَلِیلُ. (کافی ج ۲ ص ۱۳۸)
كسی كه جز به روزیِ زياد قناعت نكند، جز عمل بسيار برایش کافی نباشد و هر كه روزی اندك كفايتش كند، عمل اندك هم كافیاش باشد.
3-6- بینیازی از مردم
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِقْنَعْ بِمَا قَسَمَ اَللهُ لَکَ وَ لاَ تَنْظُرْ إِلَی مَا عِنْدَ غَیْرِکَ وَ لاَ تَتَمَنَّ مَا لَسْتَ نَائِلَهُ فَإِنَّهُ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ وَ مَنْ لَمْ یَقْنَعْ لَمْ یَشْبَعْ وَ خُذْ حَظَّکَ مِنْ آخِرَتِکَ. (کافی ج ۸ ص ۲۴۳)
به آنچه خدا روزيت كرده خشنود باش و به آنچه نزد ديگران است چشم مدوز و آرزوی آنچه را از دسترس تو بيرون است مكن! زيرا هر كه قناعت ورزيد، سير گشت و هر كه قناعت نورزيد، روی سيری نديد. پس بهرهی خويش را از آخرت طلب كن.
اَلْبَاقِرُ أو اَلصَّادِقُ(عَلَيْهِمَا السَّلَامُ): مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اَللهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَی اَلنَّاسِ. (کافی ج ۲ ص ۱۳۹)
هر كس به آنچه خدا روزيش كند قانع باشد، بینيازترين مردم است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثَمرَةُ القَناعَةِ ، الإجمالُ فی المُکتَسَبِ و العُزوفُ عنِ الطَّلَبِ. (تصنیف غررالحکم ص۳۹۳)
میوهی قناعت، میانهروی در کسب و کار است و نیز خویشتنداری از دست دراز کردن به سوی مردم است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَنَع َكُفِیَ مَذَلَّةَ اَلْطَّلَبِ. (غرر الحکم ص ۶۱۶)
كسی كه قناعت كند، از خواریِ درخواست بینیاز است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ لَزِمَ اَلْقَنَاعَةَ زَالَ فَقْرُهُ. (غرر الحکم ص ۶۱۷)
كسی كه ملازم قناعت باشد، فقر و ناداريش زایل گردد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ عَدِمَ اَلْقَنَاعَةَ، لَمْ يُغْنِهِ اَلْمَالُ. (غرر الحکم ص ۵۹۷)
كسی كه قناعت نداشته باشد، مال او را بینیاز نكند.
3-7- سلامت دین
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِقْنَعُوا بِالْقَلِیلِ مِنْ دُنْیَاکُمْ لِسَلاَمَةِ فَإِنَّ اَلْمُؤْمِنَ اَلْبُلْغَةُ اَلْیَسِیرَةُ مِنَ اَلدُّنْیَا تُقْنِعُهُ. (غرر الحکم ص ۱۵۶)
برای سالم ماندن دينتان، به اندكی از دنيای خود قانع باشيد؛ زيرا كه مؤمن را اندكی از دنيا، قانع میسازد.
3-8- قبولی اعمال
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَكْتُوبٌ فِی التَّوْراتِ: ابْنَ آدَمَ كُنْ كَيْفَ شِئْتَ كَما تَدينُ تُدانُ. مَنْ رَضِیَ مِنَ اللّهِ بِالْقَليلِ مِنَ الرِّزْقِ قَبِلَ اللّهُ الْيَسيرَ مِنَ الْعَمَلِ وَمَنْ رَضِیَ بِالْيَسيرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُنَتُهُ و َزَكّتْ مَكْسَبَتُهُ وَ خَرَجَ مِنْ حَدِّ الْفُجُورِ. (کافی ج ۲ ص ۱۳۷)
در تورات است: فرزند آدم! هر گونه میخواهی باش كه به هر چه كنی به همان جزا داده میشوی. كسی كه به روزیِ كم از خداوند راضی باشد، خداوند هم عمل كم او را قبول میكند و هر كس به حلال مختصر قناعت ورزد، زندگيش سبك و كسبش پاك و از مرزهای بدكرداری دور میماند.
3-9- جوانمردی و آزادگی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْمُرُوءَةُ اَلْقَنَاعَةُ وَ اَلتَّحَمُّلُ. ( غرر الحکم ص ۳۱)
مروّت و مردانگی، قناعت و تحمل كردن است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْعَبْدُ حُرٌّ مَا قَنِعَ اَلْحُرُّ عَبْدٌ مَا طَمِعَ. (غرر الحکم ص ۳۳)
بنده، تا قانع است آزاد است. آزاد تا با طمع است بنده است.
3-10- پرهیزکاری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْقَنَاعَةُ عَلاَمَةُ اَلأَتْقِیَاءِ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
قناعت، نشانهی پرهیزکاران است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلمُتَّقِی قَانِعٌ مُتَنَزَّهٌ مُتَعَفَّفٌ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
انسان با تقوا، قانع و پاکدامن و خویشتندار است.
3-11- رضایتمندی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَعَادَةُ اَلْمَرْءِ اَلقَنَاعَةُ وَ اَلرِّضَا. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
سعادت انسان به قناعت و خوشنودی (از خدای تعالی) است.
3-12- کفاف
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: و لا کَنزَ اغنَی مِنَ القَناعَةِ، و لا مالَ اذهَبُ لِلفَاقَةِ مِنَ الرِّضی بِالقُوتِ. وَ مَنِ اقتَصَرَ عَلی بُلغَةِ الکَفافِ فَقَدِ انتَظَمَ الرَّاحَةَ، و تَبَوَّا خفض الدَّعَةِ. و الرَّغبَةُ مِفتاحُ النَّصَبِ، و مَطِیَّةُ التَّعَبِ… (نهج البلاغه حکمت ۳۷۱)
هیچ گنجی بینیاز کنندهتر از قناعت، و هیچ مالی در فقرزدایی، از بینبرندهتر از رضایت دادن به روزی نیست. و کسی که به اندازه کفایت از دنیا بهرهمند باشد به آسایش دست یابد، و آسوده خاطر گردد؛ در حالیکه دنیاپرستی کلید دشواری، و مَرکب رنج و گرفتاری است …
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِقْنَعْ بِمَا أُوتِیتَهُ تَکُنْ مَکْفِیّاً. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
به آنچه به تو داده شده قانع باش تا کفایت شوی.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: (لَمَّا شَكَي رَجُلٌ إلَي اَبِي عَبداللهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أنَّهُ يَطْلُبُ فَيُصِيبُ وَ لاَ يَقنَعُ، وَ تُنَازِعُهُ نَفْسُهُ إلي مَا هُو أكثَرُ مِنهُ و قال: عَلِّمْنِي شَيئًا أنْتَفِعْ بِهِ) فَقَال ابو عَبدالله (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إن كانَ ما يَكفِيكَ يُغنِيكَ فَأدنی ما فيها يُغنيكَ، و إن كانَ ما يَكفيكَ لا يُغنيكَ فَكُلُّ ما فيها لا يُغنيكَ.(کافی ج ۲ ص ۱۳۹)
(مردی به امام صادق (عليه السلام) شِكوه كرد كه طلب روزی میكند و آن میرسد، اما قانع نمیشود و نفسش بيشتر از آن از او میطلبد و نيز گفت: مرا چيزی بياموزيد، كه مشكلم را حل كند.) امام (عليه السلام) فرمود: اگر آن اندازه كه كفايتت میكند تو را بینياز سازد، كمترين چيزِ دنيا، بینيازت میسازد و اگر آنچه تو را کفايت میكند بینيازت نسازد، همهی دنيا هم، تو را بی نياز نمیگرداند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُوبَي لِمَنْ ذَكَرَ اَلْمَعَادَ، وَ عَمِلَ لِلحِسابِ، وَ قَنِعَ بِالْكَفافِ، وَ رَضِيَ عَنِ اللهِ. (نهج البلاغه حكمت ۲۲۹)
خوشا به حال كسی كه به ياد قيامت باشد و برای روز حساب كار كند و به كفاف زندگی قانع و از خدا خشنود باشد.
3-13- بلندی عزم و همّت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ شَرَفِ اَلْهِمَّةِ لُزُومُ اَلْقَنَاعَةِ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
از بلندی و شرافت همّت انسان، ملازمت با قناعت است.
3-14- توانگری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْقَنَاعَةُ رَأْسُ اَلْغِنَی. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۲)
قناعت، اساس توانگری و بینیازی است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْقانِعُ غَنِیٌّ وَ إِنْ جَاعَ وَ عَرَی. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۲)
قانع، توانگر است اگرچه گرسنه و برهنه باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْقَنَاعَةُ وَ اَلطَّاعَةُ تُوجِبَانِ اَلْغِنَی وَ اَلْعِزَّةِ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۲)
قناعت و اطاعت (از خداوند) موجب توانگری و عزّت (در پیشگاه خدا و خلق او) گردند.
3-15- پاکدامنی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عِلَی قَدْرِ اَلْعِفَّةِ تَکُونُ اَلْقَنَاعَةُ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۳)
قناعت کردن شخص به اندازهی پاکدامنی او میباشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَنَعَتْ نَفْسُهُ أَعَانَتْهُ عَلَي النَّزَاهَةِ وَاَلْعِفَافِ. (غرر الحکم ص ۶۲۹)
كسی كه نفس او قانع شد، بر پاكی و پاكدامنی ياريش دهد.
4- آثار عدم قناعت
4-1- رنج و سختی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ لَمْ یَقْنَعْ بِمَا قَدِرَ لَهُ تَعَنَّی. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۳)
کسی که به آنچه برای او مقدّر شده است قناعت نکند، به رنج و سختی دچار گردد.
4-2- عدم توانگری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ کَانَ بِیَسیرِ اَلدُّنْیَا لاَیَقْنَعُ، لَمْ یُغْنِهِ مِنْ کَثِیرِهَا مَا یَجْمَعُ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۴)
كسی كه به اندك دنيا قانع نشود، مال زياد دنيا را هم كه جمع كند، او را بینياز نكند.
4-3- عدم حرص و طمع
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِنْتَقِمْ مِنْ حِرصِکَ بِالْقُنُوعِ کَمَا تَنْتَقِمُ مِنْ عَدُوِّکَ بِالْقِصَاصِ. (تصنیف غرر الحکم ص ۳۹۱)
از حرص خود به وسیلهی قناعت انتقام بگیر، همانگونه که از دشمن خود با قصاص انتقام میگیری.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِنْزِلْ سَاحَةَ اَلْقَنَاعَةِ بِاتَّقَاءِ اَلْحِرْصِ وَ اِدْفَعْ عَظِيمَ اَلْحِرْصِ بِإيثَارِ اَلْقَنَاعَةِ. (تحف العقول ص ۲۸۵)
خود را با پرهیز از حرص به میدان قناعت برسان، به وسیلهی مقدم داشتن قناعت، حرص عظیم را جلوگیری کن.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَنْ تُوجَدَ اَلْقَنَاعَةُ حَتَّي يُفْقَدَ اَلْحِرْصُ. (غرر الحکم ص ۵۵۳)
تا حرص و آزمندی گم نشود، هرگز قناعت پيدا نمیشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَنَعَ قَلَّ طَمَعُهُ. (غرر الحکم ص ۵۸۹)
كسی كه قناعت كند، طمعش كم شود.
4-4- عدم خودسازی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَيْفَ يَسْتَطِيعُ صَلاَحَ نَفْسِهِ مَنْ لاَ يَقْنَعُ بِالْقَلِيلِ. (غرر الحکم ص ۵۱۶)
كسی كه به اندك قانع نيست، چگونه قدرت و استطاعت اصلاح خویش را دارد؟
4-5- اندوهگینی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَنَعَ لَمْ يَغْتَمَّ. (غرر الحکم ص ۵۷۹)
كسی كه قناعت کند، غمگین و اندوهگين نشود.















ثبت دیدگاه