فهرست مطالب
آداب سخن گفتن
چکیده
از برتریهای انسان بر دیگر حیوانات، قدرت تکلّم است. نوع و شیوهی این کار در آداب سخن گفتن آمده است که انسان با رعایت آنها در بیان با دیگران موجب دوستی و مهربانی میشود و فواید بسیاری از قبیل تفهیم و انتقال مطالب به دیگران وجود دارد که افراد با استفاده از سخن گفتن به رشد و پیشرفت نایل میشوند.
1- اهمیت و فایده گفتار
وَ سُئِلَ (أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام) أَيُّ شَيْءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَحْسَنُ فَقَالَ (عَلَيْهِ السَّلَام) الْكَلَامُ فَقِيلَ أَيُّ شَيْءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَقْبَحُ قَالَ الْكَلَامُ ثُمَّ قَالَ بِالْكَلَامِ ابْيَضَّتِ الْوُجُوهُ وَ بِالْكَلَامِ اسْوَدَّتِ الْوُجُوهُ. (بحار الأنوار ج۷۵ ص ۵۵)
از امیر المؤمنین (علیه السلام) سؤال شد: چه چيز بهترين خلق خدا است؟ حضرت فرمود: سخن. باز پرسيدند: چه چيز بدترين خلق خدا است؟ باز فرمود: سخن. سپس فرمود: با سخن است كه سپيدرو می شوند و با سخن است كه سياه رو می شوند.
أَميرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ. (نهج البلاغه حکمت ۱۴۸)
انسان (و ارزش او) در زیر زبانش نهفته است.
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 287)
ایمان بنده استوار نخواهد شد، تا وقتی که قلبش استوار شود و قلبش استوار نخواهد شد، مگر با استواری زبان.
أَنَّهُ- الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام- قَالَ لِرَجُلٍ وَ قَدْ كَلَّمَهُ بِكَلَامٍ كَثِيرٍ فَقَالَ أَيُّهَا الرَّجُلُ تَحْتَقِرُ الْكَلَامَ وَ تَسْتَصْغِرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ رُسُلَهُ حَيْثُ بَعَثَهَا وَ مَعَهَا فِضَّةٌ وَ لَا ذَهَبٌ وَ لَكِنْ بَعَثَهَا بِالْكَلَامِ وَ إِنَّمَا عَرَّفَ اللَّهُ نَفْسَهُ إِلَى خَلْقِهِ بِالْكَلَامِ وَ الدَّلَالاتِ عَلَيْهِ وَ الْأَعْلَامِ. (وسائل الشيعه ج 12 ص 190)
همانا امام صادق (عليه السلام) پس از سخنان زيادى با مردى، به او فرمود: اى مرد! تو سخن را بیمقدار و كوچك میشمارى! بدان كه خداوند رسولان خود را در هر مورد كه فرستاده، با طلا و نقره نفرستاده است، بلكه آنها را با (سلاح) سخن (و بيان) مبعوث فرموده، و همانا خداوند نيز خود را با همان سخن و نشانهها به آنها (به بندگانش) معرفى كرده است.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام: كَانَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ يَقُولُ يَا مُبْتَغِيَ الْعِلْمِ إِنَّ هَذَا اللِّسَانَ مِفْتَاحُ خَيْرٍ وَ مِفْتَاحُ شَرٍّ فَاخْتِمْ عَلَى لِسَانِكَ كَمَا تَخْتِمُ عَلَى ذَهَبِكَ وَ وَرِقِكَ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۳۰۱)
ابوذر رحمة الله عليه میگفت: اى کسب کننده علم! همانا اين زبان، كليد خير و شر است. پس چنان كه بر طلا و نقره ات (براى محفوظ ماندن) مُهر می زنى، بر زبانت نيز مُهر بزن.
اَلسَّجّادُ عَلَيْهِ السَّلَام: إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ كُلَّ يَوْمٍ عَلَى جَوَارِحِهِ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 277)
زبان انسان هر روز با سایر اعضا و جوارح مواجه میشود و میپرسد: حالتان چطور است؟ پاسخ زبان را که میدهند، میگویند: حال ما خوب است! اگر تو بگذاری! و زبان را سوگند میدهند که تو را به خدا! که ما را مراعات کنی که ثواب ما و عقاب ما بسته به رفتار تو است.
2- الگوهای گفتار
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: أَلَا إِنَّ اللِّسَانَ بَضْعَةٌ مِنَ الْإِنْسَانِ فَلَا يُسْعِدُهُ الْقَوْلُ إِذَا امْتَنَعَ وَ لَا يُمْهِلُهُ النُّطْقُ إِذَا اتَّسَعَ وَ إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ وَ فِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ وَ اعْلَمُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ أَنَّكُمْ فِي زَمَانٍ الْقَائِلُ فِيهِ بِالْحَقِّ قَلِيلٌ وَ اللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ كَلِيلٌ وَ اللَّازِمُ لِلْحَقِّ ذَلِيلٌ أهْلُهُ مُعْتَكِفُونَ عَلَى الْعِصْيَانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَى الْإِدْهَانِ الْخَبَرَ. (نهج البلاغه خطبه 233)
آگاه باشيد، همانا زبان، پارهاى از وجود انسان است، اگر آمادگى نداشته باشد، سخن نمیگويد، و به هنگام آمادگى، گفتار او را مهلت نمیدهد. همانا ما (اهل بیت) اميران سخن هستیم، درخت سخن در ما ريشه دوانده، و شاخههاى آن بر ما سايه افكنده است. خدا شما را رحمت كند! بدانيد كه همانا شما در روزگارى هستيد كه گويندهی حق اندك، و زبان از گفتار راست و حق عاجز است، و حق طلبان خوار و بى ارزشند، مردم این زمان همدم گناهند و بر سازش و سستی همگام…
3- آداب گفتار
۳-۱- گفتار عاقلانه
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَص الْكَلَامُ. (نهج البلاغه حکمت ۷۱)
عقل چون كامل گردد، گفتار اندك شود.
اَلعَسکریُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِي فَمِهِ وَ فَمُ الْحَكِيمِ فِي قَلْبِهِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 312)
قلب احمق و نادان، در دهان او است و دهان حکیم و دانشمند، در قلب او است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ مَازَ مَوْضِعَ كَلَامِهِ مِنْ عَقْلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ فِيمَا لَا يَعْنِيهِ. (وسائل الشيعة ج 12 ص 198)
هر كه موقعيّت گفتارش را با عقلش تميز دهد، سخنش در چيزهايی كه سودى ندارد كاسته می شود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ مِنْ عَلَامَةِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ يُجِيبُ إِذَا سُئِلَ وَ يَنْطِقُ إِذَا عَجَزَ الْقَوْمُ عَنِ الْكَلَامِ وَ يُشِيرُ بِالرَّأْيِ الَّذِي فِيهِ صَلَاحُ أَهْلِهِ فَمَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ الثَّلَاثِ شَيْءٌ فَهُوَ أَحْمَقُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 298)
از علامت و نشانهی عاقل این است که در او سه خصلت باشد: هنگامی که چیزی از او سؤال شد، پاسخ بگوید. هنگامی که دیگران از سخن گفتن عاجز و ناتوان شدند، سخنرانی و نطق کند و نظری که به مصلحت باشد اظهار کند. پس کسی که این خصلتها در او نباشد احمق است .
أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِنْسَانُ لُبُّهُ لِسَانُهُ وَ عَقْلُهُ دِينُهُ … (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۵۶)
زبان آدمی (نمايانگر) مغز اوست. و عقل او (معرّف) دينش است…
۳-۲- فصاحت
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: ذَلَاقَةُ اللِّسَانِ رَأْسُ الْمَالِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
زبانِ فصیح، سرمایه است.
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ الْفَصَاحَةُ زِينَةُ الْكَلَام. (بحار الأنوار ج 74 ص 131)
و فصیح گفتن، زینت کلام است.
۳-۳- نیک گفتاری
اَلله تعالی: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً. (بقره/ 83)
و به مردمان سخن نيك گوييد.
اَللهُ تَعالی: قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً » (اسراء/53)
و به بندگانم بگو: آنچه را كه بهتر است بگويند. همانا كه شيطان ميانشان را به هم میزند. زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.
اَللهُ تَعالی: وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً. (فرقان/ 63)
و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند، به ملايمت پاسخ میدهند.
تَفسيرُ قَولِهِ عزَّ وَ جَلَّ: { وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً.} (بقره/83) قالَ الصادقُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): وَ قُولُوا لِلنَّاسِ كُلِّهِمْ حُسْناً مُؤْمِنِهِمْ وَ مُخَالِفِهِمْ أَمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَيَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ بِشْرَهُ وَ أَمَّا الْمُخَالِفُونَ فَيُكَلِّمُهُمْ بِالْمُدَارَاةِ لِاجْتِذَابِهِمْ فَإِنْ يَيْأَسْ مِنْ ذَلِكَ يَكُفَّ شُرُورَهُمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِخْوَانِهِ الْمُؤْمِنِينَ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۳۰۹)
در تفسیر آیه {با مردم نیکو سخن بگویید.} ، امام صادق (علیه السّلام) فرمود: یعنی با همهی مردم چه مؤمن و چه مخالف، گفتار نیک داشته باشید، اما با مؤمن با یک چهرهی باز و خوشحالی و محبت، و اما با مخالفین به منظور جلب آنها به طرف حق و حقیقت، با کمال مدارا و نرمش؛ و اگر از جذب آنان ناامید شُدید، لااقل این نتیجه را دارد که شر و مزاحمت آنان را از خود و برادران مؤمن بازداشتهاید.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِيحِ الْقَوْلِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
رفتار و گفتار شما باید موجب زینت ما باشد، نه اینکه باعث خِجلت و شرم ما باشد! درباره مردم سخنان نیکو بگویید و زبان خود را از سخنان بیمورد و زیادی و از حرفهای زشت باز دارید.
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 311)
سوگند به آن خدایی که جانم در دست او است! مردم نفقهای محبوبتر از سخن نیک انفاق نکردهاند!
۳-۴- اثر بخشی کلام
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ. (نهج البلاغه حکمت 140)
سخن بگویید تا شناخته شوید، همانا که ارزش انسان در زیر زبانش نهفته است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ. (نهج البلاغه حکمت 394)
چه بسا گفتاری که مؤثرتر از قدرت و سلطنت است.
اَلسَّجّادُ عَلَيْهِ السَّلَامُُ: سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَام) مَنْ أَفْصَحُ النَّاسِ قَالَ الْمُجِيبُ الْمُسْكِتُ عِنْدَ بَدِيهَةِ السُّؤَالِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 290)
از حضرت علی (علیه السّلام) سؤال شد: با فصاحتترین مردم کیست؟ فرمود: فصیحترین مردم آن کسی است که در مقابل سؤالِ ناگهانی، پاسخی دهد که سوال کننده را ساکت سازد.
۳-۵- دقت و مراقبت
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ عَلَى لِسَانِ كُلِّ قَائِلٍ رَقِيباً فَلْيَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ وَ لْيَنْظُرْ مَا يَقُولُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 277)
بر زبان هر گوينده، مَلَکِ نگهبانى مراقب است، پس بنده بايد از خدا پروا داشته باشد، و بنگرد كه چه میگويد.
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ : لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ بَلْ لَا تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ. (نهج البلاغه حکمت ۳۸۲)
امیر مؤمنان (علیه السّلام) به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود: آنچه را که نمی دانی نگو و بلکه همهی آنچه را که میدانی، نیز مگو .
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام : إِذَا أَفْلَتَتْ مِنْ أَحَدِكُمْ كَلِمَةُ جَفَاءٍ يَخَافُ مِنْهَا عَلَى نَفْسِهِ فَلْيُتْبِعْهَا بِكَلِمَةٍ تُعْجَبُ مِنْهَا تُحْفَظُ عَلَيْهِ وَ تُنْسَى تِلْكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 311)
ممکن است از دهان یکی از شما یک کلمهی زشتی بیرون آید که باعث خطر جانی برای او شود. پس لازم است به دنبال آن، سخنی بگوید که جبران کند تا آن سخن اولی فراموش شده و جانش محفوظ گردد.
إِبْرَاهِيم بْنِ الْعَبَّاسِ: مَا رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) جَفَا أَحَداً بِكَلِمَةٍ قَطُّ وَ لَا رَأَيْتُهُ قَطَعَ عَلَى أَحَدٍ كَلَامَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهُ… (عيون أخبار الرضا عليه السلام ج 2 ص 184)
ابراهيم بن عباس: من هرگز حضرت ابى الحسن الرضا (علیه السلام) را نديدم كه در تكلم كردن به كسى ستم كند و بد بگويد و نديدم سخن كسى را قطع كند؛ بلكه صبر میكرد تا او از سخن گفتن فارغ میشد، بعد از آن تكلم میفرمود …
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَنْ أَبِي ذَرٍّ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: اجْعَلِ الْكَلَامَ كَلِمَتَيْنِ كَلِمَةَ خَيْرٍ تَقُولُهَا وَ كَلِمَةَ شَرٍّ تَسْكُتُ عَنْهَا وَ الثَّالِثَةُ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ لَا تُرِدْهَا. (مشكاة الأنوار ص 176)
ابوذر میگفت: سخن را در دو كلمه قرار بده، سخن نيك را بگو و انتشار بده و سخن شرّ را بر زبان نياور و سخنى كه نه سود میدهد و نه زيان میرساند، اظهار مكن.
۳-۶- اعتدال و میانهروی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …تَحَرَّ الْقَصْدَ مِنَ الْقَوْلِ فَإِنَّهُ مَنْ تَحَرَّى الْقَصْدَ خَفَّتْ عَلَيْهِ الْمُؤَنُ. (تحف العقول ص 98)
در سخن گفتن مراعات حدّ ميانه را انجام دهید، چرا كه اين عمل هزينه را سبك كند.
۳-۷- گفتار به موقع
اَلرّضا عَلَيْهِ السَّلَامُ: … وَ لَا يَتَكَلَّمُ إِلَّا فِيمَا رَجَا ثَوَابَهُ إِذَا تَكَلَّمَ أَطْرَقَ جُلَسَاؤُهُ كَأَنَّمَا عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّيْرُ وَ إِذَا سَكَتَ تَكَلَّمُوا وَ لَا يَتَنَازَعُونَ عِنْدَهُ الْحَدِيثَ وَ إِذَا تَكَلَّمَ عِنْدَهُ أَحَدٌ أَنْصَتُوا لَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ حَدِيثِهِ . (عيون أخبار الرضا عليه السلام ج 1 ص 319)
امام رضا (عليه السلام) (در وصف حضرت رسول صلى الله عليه و آله) : … و در موردى تكلّم میفرمود كه اميد ثواب داشت، وقتى صحبت میكرد همه ساكت بودند و كسى كوچكترين حركتى نمیكرد، گویی بر روی سرهای آنان پرنده نشسته است. و هر گاه سكوت میفرمود، ديگران صحبت میكردند. در حضور ايشان، مجال سخن گفتن را از يكديگر نمیگرفتند. اگر كسى در خدمت آن حضرت صحبت میكرد، بقيه سكوت میكردند تا سخن او تمام شود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اسْتَمِعُوا مِنِّي كَلَاماً هُوَ خَيْرٌ مِنَ الدِّرْهَمِ الْمَدْقُوقَةِ لَا تَكَلَّمَنَّ بِمَا لَا يَعْنِيكَ وَ دَعْ كَثِيراً مِنَ الْكَلَامِ فِيمَا يَعْنِيكَ حَتَّى تَجِدَ لَهُ مَوْضِعاً فَرُبَّ مُتَكَلِّمٍ بِحَقٍّ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ فَعَنِتَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 288)
از من سخنی بشنوید که از دِرهَم های خوب، بهتر است! از سخنی که به حالت فایدهای ندارد، بپرهیز. و خیلی از سخنان مفید را هم رها کن، تا موقعی که مورد مناسب و بجایی به دست آوری. چه بسا گویندهی به حق که در غیر مورد سخن گفته و در نتیجه به زحمت و مشقت افتاده است.
الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَلَامٌ فِي حَقٍّ خَيْرٌ مِنْ سُكُوتٍ عَلَى بَاطِلٍ. (وسائل الشيعه ج 12 ص 184)
سخن گفتن در راه حقّ، بهتر از سكوت بر باطل است.
۳-۸- کم گویی
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِهِ فَإِنَّ مَنْ حَسَبَ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ إِلَّا فِيمَا يَعْنِيهِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 278)
بر خردمند لازم است که بینای به زمانش باشد؛ توجه به کار خود داشته باشد؛ و نگهبان زبانش باشد. چون کسی که سخن خود را جزو اعمال خود بداند، سخنان خود را کم میکند، مگر آنچه را که به حالش سودمند باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ وَ أَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ كَلَامِهِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 283)
خوشا به حال کسی که زیادی اموال خود را انفاق کند و از سخن گفتن زیاد خودداری کند!
۳-۹- حفظ زبان و سکوت
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ (صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي فَقَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي قَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي قَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ وَيْحَكَ وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِي النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ. (بحار الأنوار ج 68 ص 303)
شخصی خدمت رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! مرا موعظه فرما! حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! عرض کرد: باز هم بفرمایید! فرمود: زبانت را حفظ کن! برای بار سوم تقاضا کرد. حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! وای بر تو! مگر به جز محصولات زبان، چیز دیگری مردم را به صورت در آتش میافکند؟
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْكَلَامُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ وَثَاقَهُ فَاخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نَقِمَةً. (نهج البلاغه حکمت 381)
تا وقتی که سخن را نگفتهای، در اختیار و در بند تو است. ولی پس از اینکه آن سخن را گفتی، تو در بند او قرار گرفتهای. بنابراین همچنان که طلا و نقرهی خود را حفظ میکنی، زبانت را حفظ کن. پس چه بسا که یک کلمه، نعمتی را از تو سلب کرده و بلایی را به تو متوجه میسازد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:نَجَاةُ الْمَرْءِ فِي حِفْظِ لِسَانِهِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
نجات انسان در حفظ زبان است.
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَمْسِكْ لِسَانَكَ فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تَتَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِكَ ثُمَّ قَالَ وَ لَا يَعْرِفُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَهُ. (مشكاة الأنوار ص 175)
زبانت را نگهدار، كه آن براى تو صدقه هست و بعد فرمود: بندهاى به حقيقت ايمان نمیرسد، مگر اينكه زبانش را نگهدارد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الصَّمْتُ كَنْزٌ وَافِرٌ وَ زَيْنُ الْحَلِيمِ وَ سِتْرُ الْجَاهِلِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 288)
سکوت، گنجی است بسیار، که زینت شخص حلیم و بردبار و پوشش عیوب نادان است.
۳-۱۰- اقرار به نادانی
سُئِلَ الْبَاقِرُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): مَا حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ قَالَ أَنْ لَا يَقُولُوا مَا لَا يَعْلَمُونَ. (مشكاة الأنوار ص 173)
از امام باقر (عليه السّلام) سوال شد: حق خداوند بر بندگان چیست؟ فرمود: آنچه را نمیدانند، نگویند.
۳-۱۱- عدالت ورزی
يُونُسَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِعَبَّادِ بْنِ كَثِيرٍ الْبَصْرِيِّ الصُّوفِيِّ : وَيْحَكَ يَا عَبَّادُ غَرَّكَ أَنْ عَفَّ بَطْنُكَ وَ فَرْجُكَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ { يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً -يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ.} (احزاب/ 70 و 71) اعْلَمْ أَنَّهُ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْكَ شَيْئاً حَتَّى تَقُولَ قَوْلًا عَدْلًا. (بحار الأنوار ج۴۷ ص ۳۵۹)
يونس: امام صادق (عليه السّلام) به عَبّاد بن كثير بصرى صوفى فرمود: واى بر تو اى عَبّاد! مغرور شدهای به اينكه جلو شكم وخواهش نفس خود را گرفتهای؟ همانا خداوند عزیز و بلندمرتبه در قرآنش میفرمايد: { اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از خدا پروا کنید و سخنى استوار گوييد، تا اعمال شما را به صلاح آورد.} بدان که خداوند از تو عملی قبول نمیکند، مگر اینکه سخن از روی واقعیت و عدالت بگویی.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وُجِدَ فِي ذُؤَابَةِ سَيْفِ رَسُولِ اللَّهِ صَحِيفَةٌ فِيهَا صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ وَ قُلِ الْحَقَّ وَ لَوْ عَلَى نَفْسِكَ. (مشكاة الأنوار ص 172)
در غلاف شمشير حضرت رسول (صلى اللَّه عليه و آله) نامهاى يافتند كه در آن آمده بود: با كسى كه قطع رابطه كرده ارتباط برقرار كن. به كسى كه تو را محروم كرده است، چيزى به او بده و حق را بگو، هر چند به ضررت باشد.
4- آثار گفتار
۴-۱- در اعمال
اَلرَّسُولُ اللَّه صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ لَمْ يَحْسُبْ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ كَثُرَتْ خَطَايَاهُ وَ حَضَرَ عَذَابُهُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 304)
هرکس سخنش را از عملش به حساب نیاورد، خطاهایش زیاد شود و عذابش فرا خواهد رسید.
اَلسَّجّادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَوْلُ الْحَسَنُ يُثْرِي الْمَالَ وَ يُنْمِي الرِّزْقَ وَ يُنْسِي فِي الْأَجَلِ وَ يُحَبِّبُ إِلَى الْأَهْلِ وَ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 310)
گفتار نيك، ثروت را زياد و روزى را افزون میكند، و اجل را به تأخير میاندازد، و محبت خاندان را جلب، و انسان را داخل بهشت میكند.
4-2- در قیامت
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ. (بحار الأنوار ج 68 ص 290)
آیا مردم را جز محصولات زبان عامل دیگری در آتش می افکند؟!
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يُعَذِّبُ اللَّهُ اللِّسَانَ بِعَذَابٍ لَا يُعَذِّبُ بِهِ شَيْئاً مِنَ الْجَوَارِحِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ عَذَّبْتَنِي بِعَذَابٍ لَمْ تُعَذِّبْ بِهِ شَيْئاً فَيَقُولُ لَهُ خَرَجَتْ مِنْكَ كَلِمَةٌ فَبَلَغَتْ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا فَسُفِكَ بِهَا الدَّمُ الْحَرَامُ وَ انْتُهِبَ بِهَا الْمَالُ الْحَرَامُ وَ انْتُهِكَ بِهَا الْفَرْجُ الْحَرَامُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأُعَذِّبَنَّكَ بِعَذَابٍ لَا أُعَذِّبُ بِهِ شَيْئاً مِنْ جَوَارِحِكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص 304)
خداوند زبان را به کیفری عذاب میکند که هیچ یک از اعضا و جوارح را آن گونه کیفر نمیدهد. زبان گوید: پروردگارا! مرا به گونهای عذاب کردی که چیزی را این گونه عذاب نکردهای؟ خداوند به او میفرماید: واژهای از تو سرزد که به شرق و غرب عالم رسید و به وسیلهی آن خونی که خداوند ریختن آن را حرام کرده، ریخته شد و باز مالی را از بین برد و ناموس حرامی را پرده درید. به عزّت و جلالم سوگند! تو را با کیفری عذاب میدهم که هیچ یک از اعضا و جوارحت را آن گونه عذاب نکرده باشم.
5- حق زبان
اَلسَّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَقُّ اللِّسَانِ إِكْرَامُهُ عَنِ الْخَنَا وَ تَعْوِيدُهُ الْخَيْرَ وَ تَرْكُ الْفُضُولِ الَّتِي لَا فَائِدَةَ لَهَا وَ الْبِرُّ بِالنَّاسِ وَ حُسْنُ الْقَوْلِ فِيهِمْ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
و حقّ زبان، گرامی داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خير، و ترك سخنان بیهوده كه فایدهاى در آن نيست، و نيكى كردن در بارهی مردم، و با مردم به خوبى سخن گفتن است.
6- اقسام گفتار
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْكَلَامُ ثَلَاثَةٌ فَرَابِحٌ وَ سَالِمٌ وَ شَاحِبٌ فَأَمَّا الرَّابِحُ فَالَّذِي يَذْكُرُ اللَّهَ وَ أَمَّا السَّالِمُ فَالَّذِي يَقُولُ مَا أَحَبَّ اللَّهُ وَ أَمَّا الشَّاحِبُ فَالَّذِي يَخُوضُ فِي النَّاسِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 289)
سخن سه گونه است: سودآور، سالم و پژمرده. امّا سودآور، [سخن] كسى است كه خدا را ياد مىكند. اما سالم، [سخن] كسى است كه آن را مىگويد كه خدا دوست دارد و امّا پژمرده، [سخن ]كسى است كه به طعن و تمسخرِ مردم مىپردازد.
7- گفتارهای ناپسند
7-1- زشت و بد سخن گفتن
أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي رَجُلَيْنِ يَتَسَابَّانِ فَقَالَ الْبَادِئُ مِنْهُمَا أَظْلَمُ وَ وِزْرُهُ وَ وِزْرُ صَاحِبِهِ عَلَيْهِ مَا لَمْ يَتَعَدَّ الْمَظْلُومُ. (كافی ج ۲ ص ۳۲۲ )
از امام كاظم (عليه السّلام) دربارهی دو مردى كه به هم دشنام دهند، نقل شده است كه فرمود: آنكه آغاز به دشنام كرده، ستمكارتر است و گناه خودش و طرفش به گردن اوست؛ در صورتى كه آن كس كه ستم به او شده است از حد خود نگذرد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ عَلَامَاتِ شِرْكِ الشَّيْطَانِ الَّذِي لَا يُشَكُّ فِيهِ أَنْ يَكُونَ فَحَّاشاً لَا يُبَالِي مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيه. (وسائل الشيعه ج 16 ص 31)
از نشانههاى شركت شيطان (در کار کسی) كه در آن ترديدى نيست، اين است كه آن فرد، فحاش باشد و باكى نداشته باشد كه چه بگويد و دربارهاش چه بگويند!
سَمَاعَةَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَقَالَ لِي مُبْتَدِئاً يَا سَمَاعَةُ مَا هَذَا الَّذِي كَانَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ جَمَّالِكَ إِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ فَحَّاشاً أَوْ سَخَّاباً أَوْ لَعَّاناً فَقُلْتُ وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ ذَلِكَ أَنَّهُ ظَلَمَنِي فَقَالَ إِنْ كَانَ ظَلَمَكَ لَقَدْ أَرْبَيْتَ عَلَيْهِ إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ فِعَالِي وَ لَا آمُرُ بِهِ شِيعَتِي- اسْتَغْفِرْ رَبَّكَ وَ لَا تَعُدْ قُلْتُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ. (وسائل الشيعه ج 16 ص 33)
سماعه: خدمت امام صادق (عليه السلام) رفتم . آن حضرت بدون مقدمه به من فرمود: اى سماعه! اين چه رفتارى بود ميان تو و شتربانت؟ بپرهيز از دشنام گویى و عربده كشى و لعنت گویى! گفتم: به خدا سوگند! اگر من چيز ناروایى گفته باشم به خاطر ستمی است كه شتردار بر من روا داشته است. امام فرمود: اگر او بر تو ستم كرده است، تو هم با او (در فحش و فرياد) برابر شدی. اين كارها از روش من نيست و شيعيانم را هم به آن دستور ندادهام. استغفار كن و ديگر از اين كارها نكن! گفتم: استغفار میكنم و ديگر چنين كارى را نمیكنم.
۷-۲- زبان ترسناک
قَالَ النَّبِيُّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي الْوَصِيَّةِ لِعَلِيٍ (عَلَيْهِ السَّلَام): يَا عَلِيُ مَنْ خَافَ النَّاسُ لِسَانَهُ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
یا علی! هر کس که مردم از زبان او بترسند، از اهل دوزخ است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ضَرْبُ اللِّسَانِ أَشَدُّ مِنْ ضَرْبِ السِّنَانِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
ضربت و زخم زبان، شدیدتر از ضربت شمشیر و نیزه است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:إِنَّ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَى النَّاسُ لِسَانَهُ. (وسائل الشيعه ج 16 ص 30)
دشمنترين خلقِ خدا كسى است كه مردم از زبانش پرهيز كنند.
فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِعَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: يَا عَلِيُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ أَكْرَمَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ فُحْشِهِ وشَرّه. (وسائل الشيعه ج ۱۶ ص ۳۴)
يا على! بدترين مردم كسى است كه مردم از ترس دشنام دادنش و شرارتش احترامش كنند!
۷-۳- قطع سخن دوست
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ عَرَضَ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ الْمُتَكَلِّمِ فِي حَدِيثِهِ فَكَأَنَّمَا خَدَشَ وَجْهَهُ. (وسائل الشيعه ج 12 ص 106)
كسى كه سخن برادر مسلمانش را قطع كند، مانند آن است كه صورت او را بخراشد.
۷-۴- نجوا و در ِگوشی سخن گفتن
اَللّهُ تعالی: اَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُول. (مجادله/8)
آيا آنها را كه از نجوا منع شده بودند، نديدى كه كارى را كه از آن منع شده بودند از سر گرفتند و باز هم براى گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر با هم نجوا میكنند؟
اَللّهُ تَعالی: وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون. (مجادله/10)
هر آينه نجواكردن كار شيطان است كه مىخواهد مؤمنان را محزون كند و حال آنكه هيچ زيانى، جز به فرمان خداوند، به آنها نمىرساند. و مؤمنان بايد كه بر خدا توكّل كنند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:إِذَا كَانَ الْقَوْمُ ثَلَاثَةً فَلَا يَتَنَاجَى مِنْهُمُ اثْنَانِ دُونَ صَاحِبِهِمَا فَإِنَّ فِي ذَلِكَ مَا يَحْزُنُهُ وَ يُؤْذِيهِ. (كافی ج 2 ص 660)
هرگاه جمع سه نفرهاى بود، نبايد دو نفرشان جدا از دوستشان با هم درِگوشى صحبت كنند؛ زيرا اين كار مايهی ناراحتى و آزار او میشود.
۷-۵- بیجا سخن گفتن
جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (عَلیهِمَا السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ لِأَصْحَابِهِ اسْمَعُوا مِنِّي كَلَاماً هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ مِنَ الدُّهْمِ الْمُوقَّفَةِ لَا يَتَكَلَّمْ أَحَدُكُمْ بِمَا لَا يَعْنِيهِ وَ لْيَدَعْ كَثِيراً مِنَ الْكَلَامِ فِيمَا يَعْنِيهِ حَتَّى يَجِدَ لَهُ مَوْضِعاً فَرُبَّ مُتَكَلِّمٍ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ جَنَى عَلَى نَفْسِهِ بِكَلَامِهِ… (بحار الأنوار ج 68 ص 282)
امام صادق (علیه السلام) خطاب به یارانشان فرمود: بشنوید از من سخنی را که از اسبهای نشاندار ارزندهتر است. هیچ یک از شما سخن بیفایده را بر زبان نیاورد. در مورد سخنان مفید هم پرگویی نکند، تا وقتی که موقعیت مناسب باشد. چه بسا سخن گویی که با سخن بیجا بر خود جنایت کرده است…
۷-۶- بیهوده گویی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جُمِعَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ثَلَاثِ خِصَالٍ النَّظَرِ وَ السُّكُوتِ وَ الْكَلَامِ فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَ كُلُّ كَلَامٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَ سُكُوتُهُ فِكْراً وَ كَلَامُهُ ذِكْراً وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ آمَنَ النَّاسَ شَرَّهُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 275)
همه خوبیها در سه خصلت جمع شده است: نگاه، سکوت و سخن. هر نگاهی که پندپذیری در آن نباشد، غفلت است. و هر سکوتی که همراه با اندیشه نباشد، عدم توجه است. و هر کلامی که ذکر الهی نباشد، بیهوده گفتن است. بنابراین خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، سکوتش اندیشه و سخنش ذکر باشد و بر گناهش گریه کند و مردم از شرش در امان باشند.
۷-۷- زياده گویی
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تُكْثِرُوا الْكَلَامَ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْكَلَامِ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ تَقْسُو الْقَلْبَ إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِي. (بحار الأنوار ج 68 ص 281)
پرحرف نباشید، جز دربارهی ذکر الهی. زیرا که پرحرفی به جز در مورد ذکر خدا، موجب سختی و قساوت قلب است و دورترین مردم از خداوند، کسی است که قساوت دل داشته باشد.
أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَاؤُهُ وَ مَنْ كَثُرَ خَطَاؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّارَ. (نهج البلاغه حکمت 341)
کسی که سخنش زیاد باشد، خطا و لغزشش زیاد خواهد شد و کسی که خطای او زیاد باشد، حیا و شرمش کم میشود و کسی که کم حیا شد، پارساییِ او کم میشود و کسی که ورع او کم شد، دلش میمیرد و کسی که دل مرده شد، داخل آتش خواهد شد.
۷-۸- تند گویی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … إِيَّاكَ وَ الْمَنَّ عَلَى رَعِيَّتِكَ بِإِحْسَانٍ أَوِ التَّزَيُّدَ فِيمَا كَانَ مِنْ فِعْلِكَ أَوْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَكَ بِخُلْفِكَ أَوِ التَّسَرُّعَ إِلَى الرَّعِيَّةِ بِلِسَانِكَ فَإِنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ الْخُلْفَ يُوجِبُ الْمَقْتَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ { كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ. } (صف/ 4). ( نهج البلاغه نامه 53)
أميرمؤمنان (عليه السلام) (در فرمان به مالك اشتر) : … از منّت نهادن بر رعيّت، به هنگام احسان و نيكوكارى و نيز از بزرگ شمردن كار، بيش از آنچه انجام دادهاى بپرهيز، و همچنين از تخلّف وعدهاى كه به آنان میدهى، و از تند سخن گفتن با رعيّت. زيرا منّت گذاردن، احسان را باطل و بىاجر گرداند، و تخلّف از وعده موجب خشم خدا و مردم میشود. و به راستى خداوند فرموده است: { نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد.}
۷-۹- جدال بی مورد
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِيَّاكُمْ وَ جِدَالَ كُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنَّ كُلَّ مَفْتُونٍ مُلَقَّنٌ حُجَّتَهُ إِلَى انْقِضَاءِ مُدَّتِهِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّتُهُ أَحْرَقَتْهُ فِتْنَتُهُ بِالنَّارِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 289)
از مجادله و بحث كردن با هر فتنهگرى دورى كن! زيرا هر فتنهگرى تا انتهاى مدّت فتنهی خود، آن را القاء میكند (و به كار میبرد). پس زمانى كه مدّت فتنه به پايان رسيد،(همان) فتنه او را به وسيلهی آتش میسوزاند.
جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (عَلیهِمَا السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ لِأَصْحَابِهِ … وَ لَا يُمَارِيَنَّ أَحَدُكُمْ سَفِيهاً وَ لَا حَلِيماً فَإِنَّهُ مَنْ مَارَى حَلِيماً أَقْصَاهُ وَ مَنْ مَارَى سَفِيهاً أَرْدَاهُ وَ اذْكُرُوا أَخَاكُمْ إِذَا غَابَ عَنْكُمْ بِأَحْسَنِ مَا تُحِبُّونَ أَنْ تُذْكَرُوا بِهِ إِذَا غِبْتُمْ عَنْهُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 282)
امام صادق (علیه السلام) خطاب به یارانشان فرمود: …هیچ یک از شما مرام جدال و ستیزهگی نداشته باشد، نه با نادان و نه با شخص بردبار. زیرا که اگر با شخص حلیم و بردبار بستیزد، او را از فیوضات خود و از ارزشها دور خواهد کرد و اگر با نادان بستیزد، او را پست و بیمقدار خواهد کرد. اگر برادر دینی شما غایب باشد، او را به نحو احسن یاد کنید تا بهتر از آن صورتی که دوست دارید، شما را در حال غایب بودنتان یاد کند.
8- آفات گفتار
أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بَلَاءُ الْإِنْسَانِ مِنَ اللِّسَانِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
بلاء و گرفتارىِ انسان از زبان است.
أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِتْنَةُ اللِّسَانِ أَشَدُّ مِنْ ضَرْبِ السَّيْفِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 286)
فتنه و زیان زبان، از ضربت شمشیر شدیدتر است.
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنْ كَانَ الشَّرُّ فِي شَيْءٍ فَفِي اللِّسَانِ. (بحار الأنوار ج 68 ص 289)
اگر در چیزی شر و بدی باشد، در زبان است.












ثبت دیدگاه