فهرست مطالب
- آداب رسانه
- چکیده
- 1- معنی و مفهوم رسانه
- 2- ویژگی پیام
- 3- حقگویی و راستگویی
- 4- داشتن آگاهی
- 5- پاسخگویی صحیح
- 6- داشتن سیاست
- 7- هدایتگری
- 8- نترسیدن از سرزنش
- 9- معرفی بدکار
- 10- یاری مظلومان
- 11- ترغیب به نیکی
- 12- نکوهش نشر خبر اندوهناک
- 13- حلم
- 14- پذیرفتن کلام نیک
- 15- پاسخ دادن به پیامها
- 16- آسیبهای رسانه
- 17- آثار رسانه
آداب رسانه
چکیده
با پیشرفت دانش بشری، دو دسته رسانهیِ چاپی و الکترونیکی بوجود آمد که انسانها باید در استفاده از آنها مراقبتهای لازم را داشته باشند، مانند انتشار اکاذیب. البته فواید بسیاری هم در انتقال واقعیتها وجود دارد، مانند اطلاع رسانی. با این توصیف، توجه به آداب رسانه، امری ضروری در آداب زندگی به نظر میرسد.
1- معنی و مفهوم رسانه
رسانه، وسیلهای است که به واسطهی آن انسانها پیام خود را به دیگران منتقل میکنند، شامل: گفتهها، حرکات، تصاویر و اطلاعات.
2- ویژگی پیام
اللهُ تَعالی: قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا. (بقره/83)
و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَيْرُ الْكَلَامِ مَا لَا يُمِلُّ وَ لَا يَقِلُّ. (عيون الحكم ص 239)
بهترين سخن، آن است كه نه ملال آورد و نه کوتاه باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ الْكَلَامِ مَا زَانَهُ حُسْنُ النِّظَامِ وَ فَهِمَهُ الْخَاصُّ وَ الْعَامُّ. (عيون الحكم ص 124)
بهترين گفتار آن است كه به حُسن ترتيب و نظم آراسته باشد و عالم و عامى آن را بفهمند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ الْكَلَامِ مَا لَا تَمُجُّهُ الْآذَانُ وَ لَا يُتْعِبُ فَهْمُهُ الْأَفْهَامَ [الْأَذْهَانَ] . (تصنيف غرر الحكم ص 210)
نيكوترين گفتار آن است كه شنيدنش به گوشها ناخوش نيايد و ذهنها براى فهميدن آن به رنج نيفتند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَتَكَلَّمُوا فِي الْعِلْمِ تَبَيَّنْ أَقْدَارُكُمْ. (بحار الأنوار ج 1 ص 204)
عالمانه سخن گویید تا قدر شما روشن گردد.
3- حقگویی و راستگویی
اللهُ تَعالی: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَديداً. ( احزاب/70)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! تقواى الهى پيشه كنيد و سخنِ حق بگوييد.
الرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَتْقَى النَّاسِ مَنْ قَالَ الْحَقَ فِيمَا لَهُ وَ عَلَيْه. (بحار الأنوار ج 67 ص 288)
پرهیزکارترین مردم آن کس است که با صراحت حق را بگوید، چه به سود او یا بر زیان او باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَنْ يَصْدُقَ الْخَبَرُ حَتَّى يَتَحَقَّقَ الْعِيَانُ. (عيون الحكم ص 408)
خبر تصدیق نمىشود، تا اينكه از روى عيان (و مشاهده با چشم) ثابت و محقق شود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الصِّدْقُ لِسَانُ الْحَقِ. (عيون الحكم ص41)
راستگویی، زبان حق است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الصِّدقُ صَلاحُ كُلِّ شيءٍ، الكِذبُ فَسادُ كُلِّ شَيءٍ. (غرر الحكم ص 59)
راستگویی، مايهی درستى هر چيزى است؛ دروغ، مايهی تباهى هر چيزى است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ وَ صِدْقُهُ عَلَى قَدْرِ مُرُوَّتِه.. (بحار الأنوار ج 67 ص 4)
ارزش انسان به همت او بستگی دارد و راستگویی او، بسته به مردانگی اوست.
البَاقِر عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ مِنَ الصِّدْقِ قَائِلُهُ وَ خَيْرٌ مِنَ الْخَيْرِ فَاعِلُه. (بحار الأنوار ج 66 ص 404)
گویندهی سخن راست، از خود آن بهتر است و عامل به خیر، از عملِ خیر بهتر است.
4- داشتن آگاهی
اللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ. (حجرات/6)
ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کردهی خود پشیمان شوید.
اللهُ تَعالی : فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ. (انبیاء/7)
اگر نمیدانيد، از اهل اطلاع بپرسيد.
اللهُ تَعالی : وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا. (اسراء/36)
و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن! زيرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
اللهُ تَعالی: قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ …(انبیاء/24)
بگو دليلتان را بياوريد …
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ. (بحار الأنوار ج 75 ص 269)
کسی که به اوضاع زمانش آگاه است، دچار اشتباه نشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُخْبِرْ بِمَا لَمْ تُحِطْ بِهِ عِلْماً. (عيون الحكم ص 520)
در بارهی آنچه از آن شناختى ندارى، سخن مگوى.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَايَةٍ لَا عَقْلَ رِوَايَةٍ، فَإِنَّ رُوَاةَ الْعِلْمِ كَثِيرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِيلٌ. (بحار الأنوار ج 2 ص161)
وقتی خبری را میشنوید، برای عمل تعقل کنید، نه برای روایت. زیرا راویان دانش، بسیار هستند و امّا حفظ کنندگان و عمل کنندگان به آن اندک اند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَيْثُ قَالَ لَا يُعْرَفُ الْحَقُّ بِالرِّجَالِ اعْرِفِ الْحَقَ تَعْرِفْ أَهْلَهُ. (بحار الأنوار ج 40 ص 126)
حق با مردان شناخته نمیشود. خود حق را بشناس، صاحبان آن را هم خواهی شناخت.
5- پاسخگویی صحیح
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ بُرْهَانِ الْفَضْلِ صَائِبُ الْجَوَابِ. (عيون الحكم ص 473)
از نشانههاى فضل و دانش، دادن پاسخ درست است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْبَلَاغَةُ أَنْ تُجِيبَ فَلَا تُبْطِي وَ تُصِيبَ فَلَا تُخْطِي. (عيون الحكم ص 67)
بلاغت آن است كه بدون كُندى پاسخ بدهى، و بدون خطا درست بگويى.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا ازْدَحَمَ الْجَوَابُ، خَفِيَ الصَّوَابُ. (بحار الأنوار ج 1ص 223)
هرگاه پاسخها انبوه شوند، پاسخِ درست پوشيده ماند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَسْرَعَ فِي الْجَوَابِ لَمْ يُدْرِكِ الصَّوَاب. (تصنيف غرر الحكم ص 215)
هر كس در جواب دادن شتاب كند، پاسخ درست را نيابد.
6- داشتن سیاست
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُسْنُ السِّيَاسَةِ قِوَامُ الرَّعِيَّة. (عيون الحكم ص 227)
حُسن سياست، مايهی استوارى ملّت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ سَمَا إِلَى الرِّئَاسَةِ صَبَرَ عَلَى مَضَضِ السِّيَاسَة. (عيون الحكم ص 450)
هر كه آرزوى رياست در سر بپروراند، بايد بر رنجِ سياست صبر كند.
7- هدایتگری
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام: مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَى هُدًى فَقَدْ أَحْيَاهَا وَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ هُدًى إِلَى ضَلَالٍ فَقَدْ قَتَلَهَا. (بحار الأنوار ج 2 ص 20)
کسی که مردم را از گمراهی به هدایت رسانده است، او را زنده کرده و کسی که شخصی را از هدایت به گمراهی برده است، او را کشته است!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ كَمَالِ السَّعَادَةِ السَّعْيُ فِي صَلَاحِ الْجُمْهُورِ. (عيون الحكم ص 469)
كوشش در راه اصلاح تودهی مردم، از كمال خوشبختى است.
8- نترسیدن از سرزنش
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَا تَخَافُوا فِي اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِم. (بحار الأنوار ج 31 ص 426)
در راه خدا از سرزنش هيچ نكوهشگرى مترسيد.
9- معرفی بدکار
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَ تَرْعَوُونَ عَنْ ذِكْرِ الْفَاجِرِ حَتَّى يَعْرِفَهُ النَّاسُ اذْكُرُوهُ بِمَا فِيهِ يَحْذَرُهُ النَّاسُ. (بحار الأنوار ج 72 ص 232)
آيا از گفتن آنچه درباره فاجر و گناهكار میدانيد، خوددارى میکنيد تا مردم او را نشناسند؟ عيوب وى را براى مردم بازگو كنيد تا از او كنارهگيرى كنند و برحذر باشند.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام: إِذَا جَاهَرَ الْفَاسِقُ بِفِسْقِهِ فَلَا حُرْمَةَ لَهُ وَ لَا غِيبَةَ. (بحار الأنوار ج 72 ص161)
هنگامی که فاسق فسقش را علنی کرد، حرمت ندارد و غیبت ندارد.
10- یاری مظلومان
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ، فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ. (كافی ج 2 ص 164)
هر كس فرياد كمكخواهى ِكسى را بشنود و به كمكش نشتابد، مسلمان نيست.
أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِينُ عَلَيْهِ وَ الرَّاضِي بِهِ شُرَكَاءُ ثَلَاثَة. (بحار الأنوار ج 72 ص 312)
ظلم کننده و یاری کنندهی او(ظالم)، و راضی به آن ستم، هر سه با هم شریکند.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام : الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ، لَا يَظْلِمُهُ وَ لَا يَخْذُلُهُ وَ لَا يَخُونُه. (بحار الأنوار ج 71 ص 256)
مسلمان، برادر مسلمان است و به او ستم نمیکند، او را وانمیگذارد و به او خیانت نمیکند.
11- ترغیب به نیکی
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام: كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِالْخَيْرِ بِغَيْرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِيَرَوْا مِنْكُمُ الِاجْتِهَادَ وَ الصِّدْقَ وَ الْوَرَع. (بحار الأنوار ج 68 ص 7)
شما باید مردم را به غیر زبان به طرف خیر و خوبی دعوت کنید و مردم باید از شما شیعیان جدّیت و کوشش و صدق و پرهیزکاری ببینند.
12- نکوهش نشر خبر اندوهناک
اَللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِنْ تَسْأَلُوا عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْهَا وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ .(مائده/ 101)
ای اهل ایمان! هرگز از چیزهایی مپرسید که اگر فاش گردد شما را زشت و بد میآید و غمناک میکند، و اگر پرسش آن را به هنگام نزول آیات قرآن واگذارید، برای شما (هر چه مصلحت است) آشکار میگردد. خدا از جزای سؤالات بیجای شما درگذشت، و خدا بخشنده و بردبار است.
13- حلم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) (لِقَنْبرٍ و قد رامَ أن يَشتِمَ شاتِمَهُ ) : مَهْلًا يَا قَنْبَرُ! دَعْ شَاتِمَكَ مُهَاناً تُرْضِ الرَّحْمَنَ وَ تُسْخِطُ الشَّيْطَانَ وَ تُعَاقِبْ عَدُوَّكَ فَوَ الَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ مَا أَرْضَى الْمُؤْمِنُ رَبَّهُ بِمِثْلِ الْحِلْمِ وَ لَا أَسْخَطَ الشَّيْطَانَ بِمِثْلِ الصَّمْتِ وَ لَا عُوقِبَ الْأَحْمَقُ بِمِثْلِ السُّكُوتِ عَنْهُ. (مستدرك الوسائل ج11 ص291)
امیرمؤمنان (عليه السلام) به قنبر، كه خواست به كسى كه به او ناسزا گفته بود ناسزا گويد، فرمود: آرام باش قنبر! دشنام گوىِ خود را خوار و سرشكسته بگذار، تا خداى رحمان را خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده باشى. قسم به خدايى كه دانه را شكافت و مخلوقات را بيافريد! مؤمن، پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نكرد و شيطان را با حربهاى چون خاموشى به خشم نياورد و احمق به چيزى مانند سكوت در مقابل او مجازات نشد.
14- پذیرفتن کلام نیک
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خُذُوا الْكَلِمَةَ الطَّيِّبَةَ مِمَّنْ قَالَهَا وَ إِنْ لَمْ يَعْمَلْ بِهَا. (بحار الأنوار ج 75 ص 170)
گفتار نیک و خوب را از [دهان] هر کس که درآید، هر چند که خود او به کار نبندد، برگیرید.
15- پاسخ دادن به پیامها
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَدُّ جَوَابِ الْكِتَابِ وَاجِبٌ كَوُجُوبِ رَدِّ السَّلَامِ وَ الْبَادِي بِالسَّلَامِ أَوْلَى بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ.( كافی ج 2 ص 670)
جوابِ نامه دادن واجب است؛ مانند جوابِ سلام دادن. و آن كس كه آغاز به سلام كند به خدا و رسولش نزديكتر است.
16- آسیبهای رسانه
16-1- تحریف
اَللهُ تَعالی: فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ. (بقره /79)
پس وای بر کسانی که با دستهاشان نوشتهای را مینویسند! سپس می گویند: این [نوشته] از سوی خداست. تا با این [کار زشت و خائنانه] بهایی ناچیز به دست آورند. پس وای بر آنان از آنچه دستهاشان نوشت! و وای بر آنان از آنچه به دست میآورند!
اَللهُ تَعالی: وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ. (فصلت/26)
و كسانى كه كافر شدند، گفتند به اين قرآن گوش مدهيد و سخن لغو در آن اندازيد شايد شما پيروز شويد.
16-2- سخن بیهوده
اَللهُ تَعالی: وَالَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. (مؤمنون/3)
و آنان که از لغو و سخن باطل اعراض و احتراز میکنند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رُبَ لَغْوٍ يَجْلِبُ شَرّا.( غرر الحكم ص 380)
بسا گفتار و كردار بيهودهاى كه شرّى را در پىآورد.
16-3- غیبت
اَللهُ تَعالی: … وَلَا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتًا فَكَرِهْتُمُوهُ … (حجرات/12)
…و هيچيك از شما ديگری را غيبت نكند، آيا كسی از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به يقين) همه شما از اين امر كراهت داريد!…
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْغِيبَةُ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَمَّا الْأَمْرُ الظَّاهِرُ فِيهِ مِثْلَ الْحِدَّةِ وَ الْعَجَلَةِ فَلَا و الْبُهْتَانُ أَنْ تَقُولَ فِیهِ مَا لَیْسَ فِیهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 246)
غیبت این است که درباره برادرت آنچه را که خدا بر او پوشیده، بگویی. امّا آنچه که در او عیان است، چون تندی و شتاب، غیبت نیست. و بهتان این است که درباره او چیزی را که بگویی در او نیست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْغِيبَةُ آيَةُ الْمُنَافِقِ. (عيون الحكم ص31)
غیبت كردن، علامت آدم منافق است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَبْغَضُ الْخَلَائِقِ إِلَى اللَّهِ الْمُغْتَاب. (غرر الحكم ص201)
كسی كه غیبت میكند، منفورترین مخلوقات در نزد خدا است.
16-4- تهمت
اَللهُ تَعالی: لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَ قَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ. (نور/12)
چرا هنگامى كه آن [بهتان] را شنيديد، مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است؟
اَللهُ تَعالی: و َمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا. (نساء/112)
و هر کس خطا یا گناهی از او سر زند و تهمت به بیگناهی بندد، مرتکب بهتان و گناه بزرگ و آشکاری شده است.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ انْمَاثَ الْإِيمَانُ فِي قَلْبِهِ كَمَا يَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاء. (بحار الأنوار ج72 ص198)
چون مؤمن به برادرش تهمت بزند، ایمان در دلش آب میشود، همانگونه که نمک در آب، آب میشود.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : مَنِ اتَّهَمَ أَخَاهُ فِي دِينِهِ فَلَا حُرْمَةَ بَيْنَهُمَا . (بحار الأنوار ج 72 ص 199)
هر کس به برادرش در دینش تهمت بزند، حرمتی میانشان نمیماند.
16-5- لجاجت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اللَّجُوجُ لَا رَأْيَ لَهُ. (عيون الحكم ص41)
لجوج را رأى و انديشهای نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اللَّجَاجُ يُنْتِجُ الْحُرُوبَ وَ يُوغِرُ الْقُلُوبَ. (عيون الحكم ص 52)
لجاجت، جنگها به بار مىآورد و دلها را كينهور میسازد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: احْذَرِ اللَّجَاجَ تَنْجُ مِنْ كَبْوَتِه. (بحار الأنوار ج 75 ص 10)
از لجبازی بپرهیز که از سقوط نجات مییابی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِفْرَاطُ فِي الْمَلَامَةِ يُشِبُ نِيرَانَ اللَّجَاجَةِ. (عيون الحكم ص 22)
زياده روى در سرزنش كردن، آتش لجاجت را شعله ور مىكند.
16-6- اختلاف افکنی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الْزَمُوا السَّوَادَ الْأَعْظَمَ فَإِنَّ يَدَ اللَّهِ على [مَعَ] الْجَمَاعَةِ وَ إِيَّاكُمْ وَ الْفُرْقَةَ فَإِنَّ الشَّاذَّ مِنَ النَّاسِ لِلشَّيْطَانِ كَمَا أَنَّ الشَّاذَّةَ مِنَ الْغَنَمِ لِلذِّئْب. (بحار الأنوار ج 33 ص 373)
همواره با بزرگترین جمعیّتها باشید که دست خدا با جماعت است.از پراکندگی بپرهیزید، که انسان تنها بهرهی شیطان است، آنگونه که گوسفند تنها طعمهی گرگ خواهد بود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيْمُ اللَّهِ مَا اخْتَلَفَتْ أُمَّةٌ قَطُّ بَعْدَ نَبِيِّهَا إِلَّا ظَهَرَ أَهْلُ بَاطِلِهَا عَلَى أَهْلِ حَقِّهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّه. (بحار الأنوار ج 32 ص 464)
به خدا سوگند! هرگاه امّتی پس از پیامبر خود با هم اختلاف کردهاند، در آن میان اهل باطل بر اهل حق غالب گشتهاند؛ مگر اینکه خداوند چیز دیگری اراده کند.
16-7- توهین
اَللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ يَكُونُوا خَيْرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ يَكُنَّ خَيْرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمَانِ وَمَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ. (حجرات/11)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! نبايد قومى قوم ديگر را ريشخند كند، شايد آنها از اينها بهتر باشند. و نبايد زنانى زنان [ديگر] را [ريشخند كنند ] شايد آنها از اينها بهتر باشند. و از يكديگر عيب مگيريد و به همديگر لقبهاى زشت مدهيد چه ناپسنديده است نام زشت پس از ايمان و هر كه توبه نكرد، آنان خود ستمكارند.
اَللهُ تَعالی: وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ … (انعام /108)
و آنهايى را كه جز خدا را مىخوانند، دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى [و] به نادانى خدا را دشنام خواهند داد …
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَا تَفَاخَرُوا بِالْآبَاءِ، { وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ».} (حجرات/11) وَ لَا تَمَازَحُوا وَ لَا تَغَاضَبُوا وَ لَا تَبَاذَخُوا. (بحار الأنوار ج 74 ص 292)
به پدران مباهات مکنید و مبالید {و به همدیگر لقبهای زشت مدهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان.} با یکدیگر شوخی مکنید؛ به هم خشم مگیرید و به یکدیگر فخر مفروشید.
البَاقِر عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ اللَّهَ يُبْغِضُ الْفَاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ. (بحار الأنوار ج 75 ص 176)
خداوند از فرد ناسزاگویِ بدزبان بیزار است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَا كَانَ الْفُحْشُ فِي شَيْءٍ قَطُّ إِلَّا شَانَهُ وَ لَا كَانَ الْحَيَاءُ فِي شَيْءٍ قَطُّ إِلَّا زَانَه. (بحار الأنوار ج 68 ص 334)
در هر چیزی که فحش و بد زبانی باشد، آن را زشت و بیارزش میگرداند. و در هر موردی که شرم و حیا باشد، باعث زینت و ارزش آن میشود.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ عَلَامَاتِ شِرْكِ الشَّيْطَانِ- الَّذِي لَايُشَكُ فِيهِ- أَنْ يَكُونَ فَحَّاشاً لَايُبَالِي مَا قَالَ، وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ. (كافی ج 4 ص 7)
يكي از نشانههای شريك شيطان كه ترديدی در آن نيست، اين است كه كسى فحاش باشد و باكى نداشته باشد كه چه بگويد و دربارهاش چه بگويند.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ مِنْ شِرَارِ النَّاسِ مَنْ تَرَكَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ فُحْشِهِ. (مستدرك الوسائل ج 12 ص 78)
از بدترين مردمان كسی است كه مردم، از ترس ناسزاگويیِ او، وی را ترك كنند!
البَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سِلَاحُ اللِّئَامِ قَبِيحُ الْكَلَامِ. (بحار الأنوار ج 75 ص 185)
سلاح مردمان پست، حرف زشت است.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : لَا تَسُبُّوهُمْ فَإِنَّهُمْ يَسُبُّوا عَلَيْكُمْ، فَقَالَ: مَنْ سَبَّ وَلِيَّ اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ. (بحار الأنوار ج 71 ص 217)
دشنامشان ندهید، چون آنها هم به شما دشنام میدهند. و فرمود: هر کس به ولیِ خدا دشنام بدهد، به خدا دشنام داده است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تَسُبُّوا النَّاسَ فَتَكْتَسِبُوا الْعَدَاوَةَ بَيْنَهُمْ. (كافی ج 2 ص 360)
به مردم ناسزا مگوييد كه با اين كار در ميان آنها دشمن پيدا مىكنيد..
16-8- حزب گرایی و تعصب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَ يَسُرُّكَ أَنْ تَكُونَ مِنْ حِزْبِ اللَّهِ الْغَالِبِينَ اتَّقِ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ أَحْسِنْ فِي كُلِّ أُمُورِكَ فَ {إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُون.}(نحل/128). (تصنيف غرر الحكم ص 269)
آيا خوش دارى كه از حزب پيروز خدا باشى؟ از خداوند سبحان بترس و در همه كارهايت خوب عمل كن؛ زيرا {كه خداوند با تقوا پيشگان و نيكوكاران است.}
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نَحْنُ النُّجَبَاءُ وَ أَفْرَاطُنَا أَفْرَاطُ الْأَنْبِيَاءِ حِزْبُنَا حِزْبُ اللَّهِ وَ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ حِزْبُ الشَّيْطَانِ. (بحار الأنوار ج 23 ص 106)
ماييم آن بزرگان والا تبار، پرچمهاى ما پرچمهاى پيامبران است و حزب ما حزب خداست و آن گروه ياغىِ تجاوزگر حزب شيطاناند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكُمْ بِالتَّمَسُّكِ بِحَبْلِ اللَّهِ وَ عُرْوَتِهِ وَ كُونُوا مِنْ حِزْبِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ. (مستدرك الوسائل ج 12ص 256)
به ريسمان خدا و دستگيره او چنگ زنيد و از حزب خدا و پيامبر او باشيد.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : مَنْ تَعَصَّبَ عَصَبَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ بِعِصَابَةٍ مِنْ نَار. (بحار الأنوار ج 70 ص 291)
هر كه تعصّب بورزد، خدای عزیز و بلندمرتبه دستارى از آتش بر سر او ببندد.
16-9- شایعه پراکنی
اَللهُ تَعالی: لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا* مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَقُتِّلُوا تَقْتِيلًا. (احزاب/60 و 61)
اگر منافقين و آنها كه در دلهايشان بيماری است، و (همچنين) آنها كه اخبار دروغ و شايعات بیاساس در مدينه پخش میكنند، دست از كار خود بر ندارند، تو را بر ضد آنان میشورانيم. سپس جز مدت كوتاهی نمیتوانند در كنار تو در اين شهر بمانند. و از همه جا طرد میشوند، و هر جا يافته شوند، گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسيد.
اَللهُ تَعالی: وَ إِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا. (نساء/83)
و هنگامی كه خبری از پيروزی و شكست به آنها برسد، (بدون تحقيق) آنرا شايع میسازند، و اگر آن را به پيامبر و پيشوايان (كه قدرت تشخيص كافی دارند) ارجاع كنند، از ريشههای مسایل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا نبود همگی، جز عده كمی، از شيطان پيروی میكرديد.
تفسير القمي: {لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ}(احزاب/60) إِلَى قَوْلِهِ تَعَالَى: {إِلَّا قَلِيلًا}. فَإِنَّهَا نَزَلَتْ فِي قَوْمٍ مُنَافِقِينَ كَانُوا فِي الْمَدِينَةِ يُرْجِفُونَ بِرَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) إِذَا خَرَجَ فِي بَعْضِ غَزَوَاتِهِ يَقُولُونَ قُتِلَ وَ أُسِرَ فَيَغْتَمُّ الْمُسْلِمُونَ لِذَلِكَ وَ يَشْكُونَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه) فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِي ذَلِكَ { لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ.} أَيْ شَكٌ {ثُمَ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا.} (احزاب/60) أَيْ نَأْمُرُكَ بِإِخْرَاجِهِمْ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَّا قَلِیلًا. (بحار الأنوار ج 22 ص 70)
این آیه { اگر منافقان و كسانى كه در دلهايشان مرضى است و آنها كه در مدينه شايعه مىپراكنند از كار خود باز نايستند، تو را بر آنها مسلط مىگردانيم تا از آن پس جز اندكى با تو در شهر همسايه نباشند. } درباره گروهی از منافقان نازل شد که ساکن مدینه بودند. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای برخی از جنگها بیرون از شهر میرفتند، به ایشان نسبتهای ناروا میزدند و می گفتند: کشت و اسیر کرد. مسلمانان بدین خاطر ملول و خسته گشتند و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شکایت کردند. سپس خداوند این آیه را نازل کرد: { اگر منافقان و كسانى كه در دلهايشان مرضى است.} یعنی شک و تردید {آن گاه در این شهر جز اندکی در کنار تو نخواهند ماند.} ما به تو دستور دادیم که به جز تعداد کمی از منافقان، همهی آنها را از مدینه اخراج کنی.
16-10- خودرأیی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَرُّ الْآرَاءِ مَا خَالَفَ الشَّرِيعَةَ. (عيون الحكم ص 293)
بدترين رأىها آن است که مخالف شريعت باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا. (بحار الأنوار ج 72 ص 104)
هر کس خودرأی باشد نابود است، و هر کس با مردان مشورت کند، شریک عقل آنان میگردد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ جَهِلَ وُجُوهَ الْآرَاءِ أَعْيَتْهُ الْحِيَلُ. (عيون الحكم ص 453 )
هر كه آراى گوناگون را نداند، در چاره جويى درمانَد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا أَعْجَبَ بِرَأْيِهِ إِلَّا جَاهِلٌ. (عيون الحكم ص 476)
تنها جاهل است كه شيفته رأى خويش است.
16-11- نشر اکاذیب
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : مَنْ كَثُرَ كَذِبُهُ ذَهَبَ بَهَاؤُهُ. (بحار الأنوار ج 14 ص331)
آنکه دروغ گفتنش افزون گردد، ارزش و بهایش از بین میرود.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَكْذِبُ لِيُضْحِكَ، فَوَيْلٌ لَهُ ثُمَّ وَيْلٌ لَهُ. (بحار الأنوار ج 69 ص 235)
وای بر کسی که سخن دروغ میگوید تا مردم را بخنداند! وای بر او و باز هم وای بر او!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُخْبِرَنَ إِلَّا عَنْ ثِقَةٍ فَتَكُونَ كَذَّاباً وَ إِنْ أَخْبَرْتَ عَنْ غَيْرِهِ، فَإِنَّ الْكَذِبَ مَهَانَةٌ وَ ذُل. (غرر الحكم ص 765)
جز از روى اطمينان خبر مده و گرنه دروغگو محسوب میگردى، اگر چه آن خبر را از ديگرى نقل كنى. زيرا كه دروغ مرد را خوار و سبك و بیمقدار میسازد.
فِيمَا كَتَبَ (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِلَى الْحَارِثِ الْهَمْدَانِيِّ: وَ لَا تُحَدِّثِ النَّاسَ بِكُلِ مَا سَمِعْتَ فَكَفَى بِذَلِكَ كَذِباً وَ لَا تَرُدَّ عَلَى النَّاسِ كُلَّ مَا حَدَّثُوكَ بِهِ فَكَفَى بِذَلِكَ جَهْلًا. (بحار الأنوار ج 2 ص 160)
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نامهای به حارث همدانی نوشت: هرچه شنیدی به مردمان مرسان که آن نشانهی دروغگویی است. و هر چه مردم به تو گویند، به خطا منسوب مکن که این کار برای نادانیات کفایت میکند.
16-12- بدبینی
اَللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا …(حجرات/12)
ای كسانی كه ايمان آورده ايد! از بسياری از گمانها بپرهيزيد، چرا كه بعضی از گمانها گناه است، و هرگز (در كار ديگران) تجسس نكنيد…
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِيَّاكُمْ وَ الظَّنَ فَإِنَ الظَّنَّ أَكْذَبُ الْكَذِبِ الْخَبَر. (بحار الأنوار ج 72 ص 195)
بپرهیزید از گمان، چرا که گمان (بد)، دروغترین دروغها است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مِنْهُ مَا يَغْلِبُكَ وَ لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا. (بحار الأنوار ج 72 ص 196)
دربارهی برادر مؤمن خود بیشترین مقدار حسنظنّ را داشته باش، مگر زمانی که خلاف آن برایت ثابت شود. هرگاه توجیهی برای نیکوکار بودن برادر مؤمنت داری، هرگز به خاطر خبری که دربارهی بیتقوایی او به تو میرسد، نسبت به او بدگمان مشو.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا اسْتَوْلَى الصَّلَاحُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ ثُمَ أَسَاءَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ لَمْ تَظْهَرْ مِنْهُ خِزْيَةٌ فَقَدْ ظَلَمَ، إِذَا اسْتَوْلَى الْفَسَادُ عَلَى الزَّمَانِ وَ أَهْلِهِ فَأَحْسَنَ رَجُلٌ الظَّنَّ بِرَجُلٍ فَقَدْ غُرِر. (بحار الأنوار ج 72 ص 197)
در زمانی که خوبی بر زمانه و اهلش تسلط دارد، بدگمانی به کسی که رسوایی او پیدا نیست، ستم است؛ و اگر بدی بر زمانه و اهلش تسلط دارد، اگر کسی به دیگری خوشبین گردد، خود را فریب داده است.
16-13- ریاکاری
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكَ وَ الرِّيَاءَ فَإِنَّهُ مَنْ عَمِلَ لِغَيْرِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى مَنْ عَمِلَ لَه. (بحار الأنوار ج 69 ص 266)
برتو باد پرهیز و دوری کردن از ریاکاری! به درستی که ریا عبارت است از انجام دادن کارها برای غیر خدا، (هر کس برای غیر خدا کار کند) خداوند کارش را به آن کسی که کار را برایش انجام داده است، واگذار میکند.
16-14- آزار مؤمنین
اَللهُ تَعالی: وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا. (احزاب/58)
و آنها كه مردان و زنان با ايمان را به خاطر كاری كه انجام ندادهاند آزار میدهند، متحمل بهتان و گناه آشكاری شدهاند.
الرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِيَ الْمُؤْمِن. (بحار الأنوار ج 64 ص 71)
خداوند بزرگ و برتر فرموده است: هر کس بندهی مومنم را آزار بدهد، اعلان جنگ با من داده است، و هر کس بندهی مومنم را گرامی بدارد، باید از خشم من آسوده باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَحِلُ لِمُسْلِمٍ أَنْ يُرَوِّعَ مُسْلِماً. (بحار الأنوار ج 72 ص 147)
روا نیست برای مسلمانی، که مسلمانی را به هراس اندازد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَشَفَ حِجَابَ أَخِيهِ انْكَشَفَ عَوْرَاتُ بَنِيهِ. (غرر الحكم ص 639)
کسی که نسبت به مردم پردهدری کند، پردهی آبروی خودش دریده میگردد.
16-15- عیب جویی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تَتَبَّعُوا عَثَرَاتِ الْمُؤْمِنِين. (وسائل الشيعه ج 12 ص 276)
در لغزشهای مؤمنان، کَند و کاو نکنید.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تَكُنْ عَيَّاباً وَ لَا مَدَّاحاً وَ لَا طَعَّاناً وَ لَا مُمَارِيا. (بحار الأنوار ج 74 ص 85)
نه عيبجو باش و نه ثناگو، نه زخمزبان زن و نه مجادله گر!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ نَظَرَ فِي عُيُوبِ النَّاسِ فَأَنْكَرَهَا، ثُمَّ رَضِيَهَا لِنَفْسِهِ فَذَلِكَ الْأَحْمَقُ بِعَيْنِهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 49)
هر کس عیوب مردم را ببیند و زشت بشمارد، ولی آنها را برای خود بپسندد، خود او احمق است.
16-16- بدعت گذاری
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ. (كافی ج 1 ص 54)
هرگاه بدعتها در ميان امّتم پديدار شوند، بر عالِم است كه علم خود را آشكار سازد. پس هر كس چنين نكند، لعنت خدا بر او باد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: شَرَّ الْأُمُورِ مُحْدَثَاتُهَا، وَ كُلَّ مُحْدَثٍ بِدْعَةٌ، وَ كُلَ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ، وَ كُلَ ضَلَالَةٍ فِي النَّار. (بحار الأنوار ج31 ص187)
بدترین امور، نودرآورده های آنست و هر نودرآوردهای، بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی ره به سوی آتش دارد.
16-17- اشاعه منکرات
اَللهُ تَعالی: إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ. (نور/19)
كساني كه دوست دارند زشتیها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكی برای آنها در دنيا و آخرت است، و خداوند میداند و شما نمیدانيد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَحِلُّ لِعَيْنٍ مُؤْمِنَةٍ تَرَى اللَّهَ يَعْصِي فَتَطْرِفُ حَتَّى تُغَيِّرَه. (بحار الأنوار ج 97 ص 77)
جایز نیست چشم مؤمنی که میبیند خدا معصیت میشود، بر هم گذاشته شود، تا زمانی که آن (معصیت) را تغییر دهد.
16-18- موسیقی حرام
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَرُّ الْأَصْوَاتِ الْغِنَاءُ. (وسائل الشيعه ج 17 ص 309)
بدترین صداها، غناء (و آوازه خوانی) است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: كَانَ إِبْلِيسُ أَوَّلَ مَنْ تَغَنَّى. (وسائل الشيعه ج 17 ص 310)
ابلیس، نخستین کسی است که به غناء و آوازه خوانی پرداخت.
البَاقِر عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ النَّار. (كافی ج 6 ص 431)
آوازه خوانى، از جمله گناهانى است كه خدای عزیز و بلندمرتبه براى آن وعدهی آتش داده است.
16-19- عدم رعایت عفت و حیا و حجاب
اَللهُ تَعالی: وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ …(نور/ 31)
و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند، مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند…
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهَاتِ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ.(كافی ج 5 ص 552)
خداوند، لعنت كند زنانِ مردْنما (در لباس و پوشش) را؛ و خداوند، لعنت كند مردانِ زن نما (در پوشش و آرايش) را.
الکَاظِم عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْحَيَاءُ مِنَ الْإِيمَانِ وَ الْإِيمَانُ فِي الْجَنَّةِ وَ الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَ الْجَفَاءُ فِي النَّارِ. (بحار الأنوار ج1 ص 149)
حیا از ایمان است و ایمان در بهشت است، و بی شرمی از جفا است و جفاکاری در دوزخ است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَةِ، نِسْوَةٌ كَاشِفَاتٌ عَارِيَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّينِ، دَاخِلَاتٌ فِي الْفِتَنِ، مَائِلَاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ، مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ، مُسْتَحِلَّاتٌ لِلْمُحَرَّمَاتِ فِي جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ.(من لا يحضره الفقيه ج 3 ص 390)
در آخِرزمان و هنگام نزديكى قيامت، كه بدترينِ زمانهاست، زنهاى برهنه و لُخت، آشكار مىگردند كه از دين، فاصله گرفته و در فتنهها داخل شدهاند.آنان تمايل به شهوات دارند و به سمت خوشىها و لذّتها شتاباناند، محرّمات را حلال مىشمرند، و در دوزخْ جاودانهاند.
16-20- فریب و خیانت
اَلحُسَینُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ شِيعَتَنَا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ كُلِّ غِشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَل. (بحار الأنوار ج 65 ص 156)
بىگمان شيعيان ما، دلهايشان از هر خيانت، كينه، و فريبكارى پاك است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَرُّ النَّاسِ مَنْ يَغُشُ النَّاسَ… (عيون الحكم ص 295)
بدترين مردم، كسى است كه با مردم دغلكارى كند…
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَيْسَ مِنَّا مَنْ غَشَ مُسْلِماً أَوْ ضَرَّهُ أَوْ مَاكَرَه. (بحار الأنوار ج 10 ص 367)
از ما نیست کسی که با مسلمانی (در معامله) تقلّب کند یا به او زیان رساند یا با او به حیله رفتار کند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ أَعْظَمَ الْخِيَانَةِ خِيَانَةُ الْأُمَّةِ وَ أَفْظَعَ الْغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ. (بحار الأنوار ج 33 ص 529)
و همانا بزرگترین خیانت، خیانت به ملّت، و رسواترین دغلکاری، دغلبازی با امامان است.
17- آثار رسانه
17-1-نجات جان
اَللهُ تَعالی: وَجَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ. (قصص/20)
(در اين هنگام) مردی از نقطهی دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسی گفت: ای موسی! اين جمعيت برای كشتن تو به مشورت نشستهاند؛ فوری (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان تو هستم.
17-2- پاداش
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُوبَى لِلْمُصْلِحِينَ بَيْنَ النَّاسِ أُولَئِكَ هُمُ الْمُقَرَّبُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ طُوبَى. (بحار الأنوار ج 1 ص 147)
خوشا به اصلاح کنندگان میان مردم؛ آنانند که در قیامت مقرّبند.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ بِالْكَلِمَةِ فَيَكْتُبُ اللَّهُ بِهَا إِيمَاناً فِي قَلْبِ آخَرَ، فَيَغْفِرُ لَهُمَا جَمِيعاً. (بحار الأنوار ج 2 ص 73)
مردی در سخن خود حرفی میزند و خداوند به وسیلهی آن حرف، ایمان را در قلب شخص دیگر ثبت میکند که در نتیجه هر دو آمرزیده میشوند.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِيهِ كَانَ لَهُ حِجَاباً مِنَ النَّار. (بحار الأنوار ج 72ص 253)
هر کس از آبروی برادرش دفاع کند، حجاب (مانع) او است در برابر دوزخ.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَفَّ عَنْ أَعْرَاضِ الْمُسْلِمِينَ أَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى عَثْرَتَهُ يَوْمَ الْقِيَامَة. (بحار الأنوار ج 72 ص 256)
هر کس از آبروریزی مسلمانان خودداری کند، خدای تعالی روز قیامت از لغزشش میگذرد.
17-3- عذاب
اَللهُ تَعالی: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ. (لقمان/6)
بعضی از مردم سخنان باطل و بيهوده خريداری میكنند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند، و آيات الهی را به استهزا و سخريه گيرند. برای آنها عذاب خوار كننده است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ لَمْ يَحْسُبْ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ،كَثُرَتْ خَطَايَاهُ وَ حَضَرَ عَذَابُه. (بحار الأنوار ج 68 ص 304)
کسی که سخن خود را جزو اعمالش به حساب نیاورد [و بی پروا حرف بزند]، خطایای او بسیار و عذابش آماده میشود.















ثبت دیدگاه