فهرست مطالب
- آداب دنیا داری
- چکیده
- 1- معنی و مفهوم دنیا
- 2- سرزنش آخرتفروشی برای دنیا
- 3- ناچیزبودن دنیا
- 4- دوری از فریبندگی های دنیا
- 5- بهرهمندی از دنیا برای سرای آخرت
- 6- زیاندهی در دنیا
- 7- سرزنش محبت دنیا
- 8- آثار دنیاداری
- 9- سرزنش دنیا داری
- 10- زهد و دوری از دنیا
- 11- رنج آوری و فنا پذیری دنیا
- 12- تلاش و آمادگی در دنیا برای آخرت
- 13- گذرایی دنیا
- 14- مغرور نشدن به دنیا
آداب دنیا داری
چکیده
دنیا یکی از عوالم هستی و جهان آفرینش است که خداوند آن را برای انسان به عنوان محل زندگی او قرار داده است، اما زودگذر و مقدمهای برای سرای دیگر است. آنان که در دنیا نیکوکار باشند و آداب دنیاداری را رعایت کنند، وارد بهشت خواهند شد و البته کسانی که بدکارند، جهنم سزای عمل آنان است. وظیفهی انسان، بهرهمندی از این فرصت است، که با عمل نیک تحقق مییابد.
1- معنی و مفهوم دنیا
«دُنْيا» مؤنّث کلمهی أدنی ست. اگر آن را از دَنیء و دناءت بگيريم، به معنی پستتر و اگر از دُنُوّ به حساب آوريم، به معنی نزديکتر است.
دنیا پيوستهی وصف است و احتياج به موصوف دارد. مثل حياتِ دنيا، عذابِ دنيا، سعادتِ دنيا.
و زندگی دنيا را دنيا میگویيم يا از اين جهت كه نسبت به زندگی آخرت پستتر و ناچيزتر است و يا از اين حيث كه اين زندگی، از زندگی آخرت به ما نزديکتر است.
جوهری در کتاب صحاح آورده است: دنیا به علت نزدیک بودنش، دنیا نامیده شده است.
در کتاب قاموس و اقرب آمده است: دنیا نقیض آخرت است.
در کتاب نهایه نیز آمده است: دنیا اسم این زندگی است که آخرت از آن دور است.
2- سرزنش آخرتفروشی برای دنیا
اللهُ تَعالی: أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ. (بقره/۸۶)
آنها كسانی هستند كه زندگی دنيا را با از دست دادن آخرت خريدهاند.
3- ناچیزبودن دنیا
اللهُ تَعالی: قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقی. (نساء/۷۷)
به آنها بگو: سرمايهی زندگی دنيا، ناچيز است؛ و آخرت، برای كسی كه پرهيزگار باشد، بهتر است.
اللهُ تَعالی: وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُون. (انعام/۳۲)
و زندگی دنیا جز بازی و سرگرمی نیست و البته خانه آخرت، برای تقوا پیشگان بهتر است. آیا نمیاندیشید؟
4- دوری از فریبندگی های دنیا
اللهُ تَعالی: زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ. ( آل عمران/14)
محبت و عشق به خواستنیها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگیِ [زودگذرِ] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُونُوا عَنِ الدُّنْيَا نُزَّاهاً وَ إِلَی الْآخِرَةِ وُلَّاهاً وَ لَا تَضَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ التَّقْوَی وَ لَا تَرْفَعُوا مَنْ رَفَعَتْهُ الدُّنْيَا وَ لَا تَشِيمُوا بَارِقَهَا وَ لَا تَسْمَعُوا نَاطِقَهَا وَ لَا تُجِيبُوا نَاعِقَهَا وَ لَا تَسْتَضِيئُوا بِإِشْرَاقِهَا وَ لَا تُفْتَنُوا بِأَعْلَاقِهَا فَإِنَّ بَرْقَهَا خَالِبٌ وَ نُطْقَهَا كَاذِب. (نهج البلاغه خطبه ۱۹۱)
خود را از دنيا پاك كنيد و نسبت به آخرت شيفته باشيد. آن را كه تقوا مقامش را بلند کرده است، پست نكنيد، كسی را كه دنيا او را بالا برده، بالا نبريد و برق درخشنده دنيا شما را خيره نكند و سخن ستاينده دنيا را نشنويد، و خواننده به آن را اجابت نکنید، و به فروغ بیپايه آن روشنی مجوييد، و به اشيای نفيسش فريب مخوريد، زيرا برق دنيای حرام بی فروغ و سخنش دورغ است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَلَا يَغُرَّنَّكُمْ مَا أَصْبَحَ فِيهِ أَهْلُ الْغُرُورِ فَإِنَّمَا هُوَ ظِلٌّ مَمْدُودٌ إِلَی أَجَلٍ مَعْدُودٍ. (نهج البلاغه خطبه ۸۹)
مبادا آنچه فريفتگان را میفريبد، شما را بفريبد؛ زيرا نعمتهای فريبنده (دنيا) چون سايهای است كه تا زمان معينی پهن است.
5- بهرهمندی از دنیا برای سرای آخرت
اَللهُ تَعالی: وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِنْ كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ. (قصص/۷۷)
و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را طلب کن و بهرهات را از دنیا فراموش مکن و همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است، نیکی کن و هرگز در زمین در جستجوی فساد مباش، که خدا مفسدان را دوست ندارد!
اَللهُ تَعالی: رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً. (بقره/۲۰۱)
پروردگارا! به ما در دنيا نيكی عطا كن؛ و در آخرت نيز نيكی مرحمت فرما.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اللَّهُ جَعَلَ الدُّنْيَا دَارَ الْأَعْمَالِ وَ جَعَلَ الْآخِرَةَ دَارَ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ… (كتاب سُليم ج ۲ ص ۷۶۹)
خداوند دنيا را خانهی اعمال و آخرت را خانهی ثواب و عقاب قرار داده است…
وَ قَالَ (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) -وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلًا يَذُمُّ الدُّنْيَا- : …إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ دَارُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًی لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا وَ دَارُ مَوْعِظَةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِهَا مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ وَ مُصَلَّی مَلَائِكَةِ اللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِ اللَّهِ وَ مَتْجَرُ أَوْلِيَاءِ اللَّهِ. (نهج البلاغه حکمت ۱۳۱)
[وقتی شنيد مردی دنيا را نكوهش میكند، فرمود:] … دنيا خانهی صداقت است، برای كسی كه با دنيا صداقت داشته باشد. و خانهی عافيت است برای آنهایی كه فهم داشته باشند، خانهی توانگری است برای كسی كه از آن زاد و توشه تهيه كند، و خانه پند و اندرز است ، برای آنهایی كه موعظه پيدا كنند و پند گيرند. دنيا مسجدِ دوستانِ خدا و نمازگاه فرشتگان، و محل وحی خداوند و جای تجارت اولياء پروردگار است.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْ ثَنَائِي عَلَيْكَ، وَ مَدْحِي إِيَّاكَ، وَ حَمْدِي لَكَ فِي كُلِّ حَالاتِي حَتَّی لَا أَفْرَحَ بِمَا آتَيْتَنِي مِنَ الدُّنْيَا، وَ لَا أَحْزَنَ عَلَی مَا مَنَعْتَنِي فِيهَا … وَ اجْعَلْ تَقْوَاكَ مِنَ الدُّنْيَا زَادِي، وَ إِلَی رَحْمَتِكَ رِحْلَتِي … (صحیفه سجادیه دعای ۲۱)
بار خدايا! بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا در همه حال توفيق ده كه مدح تو گويم و به ستايش تو برخيزم و سپاست بگزارم، تا به آنچه از مال دنيا بر من ارزانی داشتهای دلخوش نباشم و به منع تو اندوه نخورم … ای خداوند! چنان كن كه در اين جهان پرهيزگاری رهتوشهی من باشد و مقصد من در اين سفر رسيدن به رحمت تو باشد…
(اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي قَوْلِهِ {وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقِينَ} (نحل/۳۰) قَالَ الدُّنْيَا. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۱۰۷)
در تفسير آيه شريفه: {و چه نيكوست سرای پرهيزگاران.} فرمود: مقصود از آن، دنيا میباشد.
ابن أبي يعفور: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِنَّا لَنُحِبُّ الدُّنْيَا فَقَالَ لِي: تَصْنَعُ بِهَا مَا ذَا، قُلْتُ أَتَزَوَّجُ مِنْهَا وَ أَحُجُّ وَ أُنْفِقُ عَلَی عِيَالِي وَ أُنِيلُ إِخْوَانِي وَ أَتَصَدَّقُ قَالَ لِي: لَيْسَ هَذَا مِنَ الدُّنْيَا هَذَا مِنَ الْآخِرَةِ.(بحار الانوار ج ۷۰ ص ۱۰۶)
ابن ابی یعفور: به امام صادق (عليه السّلام) عرض كردم: ما دنيا را دوست میداريم. به من فرمود: با محبت دنيا میخواهی چه كار بكنی؟ گفتم: میخواهم ازدواج كنم و حج به جا بياورم و به خانوادهام كمك كنم و به برادران خود بخشش كنم و صدقه بدهم. امام فرمود: این مربوط به دنيا نيست. اين گونه اعمال مربوط به آخرت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الدُّنْيَا دُوَلٌ فَاطْلُبْ حَظَّكَ مِنْهَا بِأَجْمَلِ الطَّلَبِ. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۸۱)
دنيا در حال نقل و انتقال است و برای كسی ثابت نيست. اكنون با بهترين وسيله از آن به نفع خود بهره برداری كنيد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَتَزَوَّدُوا فِي أَيَّامِ الْفَنَاءِ لِأَيَّامِ الْبَقَاءِ قَدْ دُلِلْتُمْ عَلَی الزَّاد. (نهج البلاغه خطبه ۱۵۷)
پس در این دنیای نابودشدنی، برای زندگی جاویدان آخرت، توشه برگیرید، كه بر توشه برداشتن راهنمایی شدهايد.
6- زیاندهی در دنیا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لُقْمَانُ قَالَ لِابْنِه: يَا بُنَيَّ لَا تَدْخُلْ فِي الدُّنْيَا دُخُولاً يَضُرُّ بِآخِرَتِكَ وَلَا تَتْرُكْ تَرْكَاً كَلّاً عَلَي النَّاسِ. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۱۲۴)
لقمان به فرزندش گفت: فرزندم! آنچنان به دنيا مشغول مشو كه به آخرت تو زيان رساند و همين طور آنگونه هم دنيا را رها مكن كه بار زحمت تو بر دوش دیگران باشد، كه اين هم نکوهیده است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَانْظُرْ يَا شُرَيْحُ! لَا تَكُونُ ابْتَعْتَ هَذِهِ الدَّارَ مِنْ غَيْرِ مَالِكَ، أَوْ نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِنْ غَيْرِ حَلَالِكَ! فَإِذَا أَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دَارَ الدُّنْيَا وَ دَارَ الْآخِر! (نهج البلاغه نامه ۳)
پس نگاه کن ای شريح! مبادا اين خانه را جز از مال خودت خريده باشی يا بهای آن را جز از مال حلال داده باشی! در غير اين صورت هم در دنيا و هم در سرای آخرت زيان كردهای!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ لَا تَدُومُ أَحْوَالُهَا … أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَةٌ وَ تَارَاتٌ مُتَصَرِّفَةٌ الْعَيْشُ فِيهَا مَذْمُومٌ وَ الْأَمَانُ مِنْهَا مَعْدُومٌ. (نهج البلاغه خطبه ۲۲۶)
دنيا سرايی است پيچيده در بلاها و به بی وفايی و خيانت معروف است. احوالش پايدار نمیماند،… احوالش مختلف و حالاتش گذراست. زندگی در آن مذموم و امنيت در آن وجود ندارد.
7- سرزنش محبت دنیا
اَللهُ تَعالی: كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ. (قیامة/۲۰ و ۲۱)
چنين نيست كه شما میپنداريد، بلكه شما اين جهان زودگذر را دوست میداريد، و آخرت را فرو میگذاريد.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ انْزِعْ مِنْ قَلْبِي حُبَّ دُنْيَا دَنِيَّةٍ تَنْهَی عَمَّا عِنْدَكَ، وَ تَصُدُّ عَنِ ابْتِغَاءِ الْوَسِيلَةِ إِلَيْكَ، وَ تُذْهِلُ عَنِ التَّقَرُّبِ مِنْكَ … (صحیفه سجادیه دعای ۴۷)
(خدایا!) و از دلم بکن دوستی دنیای دون را که مانع رسیدن به آن چیزی است که نزد توست، و از جستن وسیله به درگاهت بازمیدارد، و از نزدیک شدن به تو غافل میسازد.
الصادق علیه السلام: مَنْ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِالدُّنْيَا تَعَلَّقَ مِنْهَا بِثَلَاثِ خِصَالٍ هَمٍّ لَا يَفْنَی وَ أَمَلٍ لَا يُدْرَكُ وَ رَجَاءٍ لَا يُنَال. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۱۰۴)
هر كس دلش به دنيا تعلق پيدا كند، به سه خصلت گرفتار میگردد: اندوهی كه هرگز از بين نمیرود، آرزویی كه بر آورده نمیگردد و اميدی كه حاصل نمیشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا أَسْرَی الرَّغْبَةِ أَقْصِرُوا فَإِنَّ الْمُعَرِّجَ عَلَی الدُّنْيَا لَا يَرُوعُهُ مِنْهَا إِلَّا صَرِيفُ أَنْيَابِ الْحِدْثَانِ. (نهج البلاغه حکمت ۳۶۵)
ای اسيران رغبت به دنیا! آرزوها را كوتاه كنيد! زيرا مردمِ دلبسته به دنيا را جز صدای دندانهای حوادث از اين دنيا به خود نیاورد و نمیترساند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ الدَّهْرَ يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ فَإِذَا كَانَ لَكَ فَلَا تَبْطَرْ وَ إِذَا كَانَ عَلَيْكَ فَاصْبِر! ْ فَبِكِلَيْهِمَا تُمْتَحَنُ. (کافی ج ۸ ص ۲۱)
و روزگار! روزی به سود توست و روزی كه به زيان تو. پس آن روز كه به سود توست، سرمست مشو (خوشگذرانی را از حد مگذران). و زمانی كه به زيان توست (و به سختی دنیا دچار شُدید) صابر و شكيبا باش، كه به هر دوی آنها آزمايش شوی!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ذَاكَ حَيْثُ تَسْكَرُونَ مِنْ غَيْرِ شَرَابٍ بَلْ مِنَ النِّعْمَةِ وَ النَّعِيم. (نهج البلاغه خطبه ۱۸۷)
آن زمان است كه مست میشويد، اما نه از شراب! بلكه از زيادی نعمت و رفاه.
8- آثار دنیاداری
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: آخِرُ نَبِيٍّ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) وَ ذَلِكَ لِمَا أُعْطِيَ فِي الدُّنْيَا. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۱۰۷)
آخرين پيامبری كه وارد بهشت میشود سليمان بن داود (عليهما السّلام) است و اين برای مال و ثروت و سلطنتی است كه در دنيا به او داده شد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ عَبَدَ الدُّنْيَا وَ آثَرَهَا عَلَی الْآخِرَةِ اسْتَوْخَمَ الْعَاقِبَةَ. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۱۰۴)
هر كس دنيا را اختيار كرد و آن را بر آخرت برگزيد، پايان كارش وخيم خواهد شد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ مَنْ سَاعَاهَا فَاتَتْهُ وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا وَاتَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَيْهَا أَعْمَتْه. (نهج البلاغه خطبه ۸۲)
هر كه در طلب دنيا بكوشد، به آن نرسد؛ و هر كه دست بكشد، دنيا خود نزد او آيد. هر كه به ديدهی عبرت به آن نگريست، او را بينا كرد، و هر كس به چشم خريداری به آن نظر کرد او را به نابينايی دچار ساخت.
9- سرزنش دنیا داری
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ عِيسَی بْنُ مَرْيَمَ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) كَيْفَ يَكُونُ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ مَنْ هُوَ فِي مَسِيرِهِ إِلَی آخِرَتِهِ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَی دُنْيَاهُ وَ مَا يَضُرُّهُ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِمَّا يَنْفَعُه.(بحار الانوار ج ۷۰ ص ۱۶)
عيسی بن مريم (عليهما السّلام) فرمود: چگونه اهل علم در حالی كه به طرف آخرت سير میكنند، ولی باز رو به دنيا دارند؟ چيزی كه او را زيان می رساند، محبوبتر است از چيزی كه میتواند به او سود برساند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أُوصِيكُمْ بِالرَّفْضِ لِهَذِهِ الدُّنْيَا التَّارِكَةِ لَكُمْ وَ إِنْ لَمْ تُحِبُّوا تَرْكَهَا وَ الْمُبْلِيَةِ لِأَجْسَامِكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ تَجْدِيدَهَا فَإِنَّمَا مَثَلُكُمْ وَ مَثَلُهَا كَسَفْرٍ سَلَكُوا سَبِيلًا فَكَأَنَّهُمْ قَدْ قَطَعُوهُ وَ أَمُّوا عَلَماً فَكَأَنَّهُمْ قَدْ بَلَغُوهُ وَ كَمْ عَسَی الْمُجْرِي إِلَی الْغَايَةِ أَنْ يَجْرِيَ إِلَيْهَا حَتَّی يَبْلُغَهَا وَ مَا عَسَی أَنْ يَكُونَ بَقَاءُ مَنْ لَهُ يَوْمٌ لَا يَعْدُوهُ وَ طَالِبٌ حَثِيثٌ مِنَ الْمَوْتِ يَحْدُوهُ وَ مُزْعِجٌ فِي الدُّنْيَا حَتَّی يُفَارِقَهَا رَغْماً فَلَا تَنَافَسُوا فِي عِزِّ الدُّنْيَا وَ فَخْرِهَا وَ لَا تَعْجَبُوا بِزِينَتِهَا وَ نَعِيمِهَا وَ لَا تَجْزَعُوا مِنْ ضَرَّائِهَا وَ بُؤْسِهَا فَإِنَّ عِزَّهَا وَ فَخْرَهَا إِلَی انْقِطَاعٍ وَ إِنَّ زِينَتَهَا وَ نَعِيمَهَا إِلَی زَوَالٍ وَ ضَرَّاءَهَا وَ بُؤْسَهَا إِلَی نَفَاد. (نهج البلاغه خطبه ۹۹)
ای بندگان خدا! شما را سفارش میکنم به ترك دنيايی كه شما را ترك میكند، گرچه شما ترك آن را دوست نداريد. دنيايی كه بدنهايتان را كهنه میکند، گرچه شما علاقه داريد تازه بمانيد. شما نسبت به دنيا همچون مسافرانی هستيد كه راه را طی كرده و آن را به پايان بردهاند، و نشانهای را قصد كرده، گويا به آن رسيدهاند. آنكه مركب به سوی هدف میراند مگر اميدوار است در چه مدّتی براند تا به آن برسد؟ و كسی كه برايش مدّتی معين شده كه از آن تجاوز نخواهد كرد، چه مقدار اميد به درنگ دارد با آنكه برای بيرون رفتن از دنيا مرگ با شتاب او را به جلو میراند؟! پس در عزّت و فخر كردن به دنيا رقابت نكنيد، و به زيور و نعمت آن گول نخوريد، و از رنج و سختی آن بيتابی مكنيد، زيرا عزّت و فخرش از ميان میرود و زيور و نعمتش فانی میشود، و رنج و سختی آن پايان میپذيرد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْه. (نهج البلاغه حکمت ۱۰۶)
مردم چيزی از امور دينشان را برای نفع دنيايشان ترك نمیكنند، مگر آن كه خداوند زيانبارتر از آن را به رويشان خواهد گشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَبِئْسَ الْمَتْجَرُ أَنْ تَرَی الدُّنْيَا لِنَفْسِكَ ثَمَناً وَ مِمَّا لَكَ عِنْدَ اللَّهِ عِوَضاً! (نهج البلاغه خطبه ۳۲)
چه تجارت بدی است كه انسان، دنيا را بهای خويشتن ببيند و آن را عوض آنچه نزد خدا برای تو مهيّاست قرار دهی! (به جای نعمتها و رضايت پروردگار در آخرت، زندگی اين جهان را برگزيند.)
10- زهد و دوری از دنیا
اَللهُ تَعالی: زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ. (بقره/۲۱۲)
زندگی دنیا در چشم کافران جلوه یافته است و (به همین دلیل) افراد باایمان را مسخره میکنند. در حالی که مؤمنان و پرهیزکاران در قیامت از آنها برترند. و خداوند هرکس را بخواهد، روزی بیشمار مرحمت میکند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِي مُنَاجَاةِ مُوسَی (عَلَيْهِ السَّلَامُ) – يَا مُوسَی إِنَّ الدُّنْيَا دَارُ عُقُوبَةٍ عَاقَبْتُ فِيهَا آدَمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عِنْدَ خَطِيئَتِهِ وَ جَعَلْتُهَا مَلْعُونَةً، مَلْعُونٌ مَا فِيهَا إِلَّا مَا كَانَ فِيهَا لِي، يَا مُوسَی! إِنَّ عِبَادِيَ الصَّالِحِينَ زَهِدُوا فِي الدُّنْيَا بِقَدْرِ عِلْمِهِمْ وَ سَائِرَ الْخَلْقِ رَغِبُوا فِيهَا بِقَدْرِ جَهْلِهِمْ وَ مَا مِنْ أَحَدٍ عَظَّمَهَا فَقَرَّتْ عَيْنُهُ فِيهَا وَ لَا يُحَقِّرُهَا أَحَدٌ إِلَّا انْتَفَعَ بِهَا. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۲۱)
ای موسی! بندگان صالح من به اندازه شناختی که از من داشتند در دنیا زاهد شدند (و زهد پیشه کردند)، بقیهی آنان به خاطر جهلشان نسبت به من میل به دنیا پیدا کردند و کسی از بندگانم نیست که آن را بزرگ شمارد و چشمش در آن روشن گردد و هیچ کس آن را پست نشمارد، جز آنکه بدان بهرهمند شود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لِمُوسَی …يَا مُوسَی إِنَّ عِبَادِيَ الصَّالِحِينَ زَهِدُوا فِيهَا بِقَدْرِ عِلْمِهِمْ بِي وَ سَائِرُهُمْ مِنْ خَلْقِي رَغِبُوا فِيهَا بِقَدْرِ جَهْلِهِمْ بِي وَ مَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِي عَظَّمَهَا فَقَرَّتْ عَيْنُهُ فِيهَا وَ لَمْ يُحَقِّرْهَا أَحَدٌ إِلَّا انْتَفَعَ بِهَا. (مشكاة الأنوار ص 270)
خداوند به موسی بن عمران (عليه السّلام) فرمود: … ای موسی! بندگان شايسته من، در دنيا به اندازهی احتياج از آن استفاده کرده و زاهدانه زندگی کردند. صالحان در دنيا به اندازهی دانشی كه از دنيا داشتند سود بردند، ولی جاهلان از مردم به دنيا توجه كردند و آخرت خود را فراموش کردند. هر كس برای دنيا ارزش قائل شد و آن را بزرگ شمرد، به آن دلخوش خواهد شد، ولی آنهایی كه دنيا را كوچك بدانند، از آن سود میبرند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا ابْنَ آدَمَ مَا كَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِكَ فَأَنْتَ فِيهِ خَازِنٌ لِغَيْرِك. (نهج البلاغه حکمت ۱۹۲)
ای فرزند آدم! هر چه بیشتر از مقدار خوراکت به دست میآوری، خزانهدار دیگران در مورد آن خواهی بود!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أزْهَدْ فِي الدُّنْيَا يُبَصِّرْكَ اللَّهُ عَوْرَاتِهَا وَ لَا تَغْفُلْ فَلَسْتَ بِمَغْفُولٍ عَنْك. (نهج البلاغه حکمت ۳۹۷)
در دنيا زاهد باش (و خويشتن را از محدوده خواستههای دنيايی در آر) تا خداوند تو را به زشتیهای آن بينا کند، و بیخبر نباش كه از تو بیخبر نيستند!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّهَا النَّاسُ انْظُرُوا … سُرُورُهَا مَشُوبٌ بِالْحُزْنِ. (نهج البلاغه خطبه ۱۰۳)
ای مردم! نگاه کنید! … دنيا شادمانیاش آميخته با اندوه است.
11- رنج آوری و فنا پذیری دنیا
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا جَابِرُ إِنَّ الْمُؤْمِنِينَ لَمْ يَطْمَئِنُّوا إِلَی الدُّنْيَا بِبَقَائِهِمْ فِيهَا وَ لَمْ يَأْمَنُوا قُدُومَهُمُ الْآخِرَةَ يَا جَابِرُ الْآخِرَةُ دَارُ قَرَارٍ وَ الدُّنْيَا دَارُ فَنَاءٍ وَ زَوَالٍ وَ لَكِنَّ أَهْلَ الدُّنْيَا أَهْلُ غَفْلَةٍ وَ كَأَنَّ الْمُؤْمِنِينَ هُمُ الْفُقَهَاءُ أَهْلُ فِكْرَةٍ وَ عِبْرَةٍ لَمْ يُصِمَّهُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ مَا سَمِعُوا بِآذَانِهِمْ وَ لَمْ يُعْمِهِمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ مَا رَأَوْا مِنَ الزِّينَةِ فَفَازُوا بِثَوَابِ الْآخِرَةِ كَمَا فَازُوا بِذَلِكَ الْعِلْمِ… (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۳۶)
ای جابر! مؤمنان دل به دنيا نبستند، چون میدانستند آنها در دنيا باقی نخواهند ماند و سرانجام به آخرت میروند. ای جابر! آخرت قرارگاه انسان میباشد و دنيا فانی و زوالپذير است، ولی اهل دنيا در غفلت بسر میبرند.مؤمنان، اهل فهم و شعور و انديشه و عبرت هستند، آنجا هر چه در باره خداوند شنيدهاند حفظ کردهاند و به زينتهای دنيا با ديده بصيرت نگريستهاند، از اين رو به ثواب آخرت رسيدند، همان گونه كه به علم دست يافتند…
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ الدُّنْيَا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ إِلَّا عَلَی مَا جَعَلَهَا اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ النَّعْمَاءِ وَ الِابْتِلَاءِ وَ الْجَزَاءِ فِي الْمَعَادِ أَوْ مَا شَاءَ مِمَّا لَا تَعْلَمُ فَإِنْ أَشْكَلَ عَلَيْكَ شَيْءٌ مِنْ ذَلِكَ فَاحْمِلْهُ عَلَی جَهَالَتِكَ فَإِنَّكَ أَوَّلُ مَا خُلِقْتَ بِهِ جَاهِلًا ثُمَّ عُلِّمْتَ. (نهج البلاغه نامه ۳۱)
به طور قطع دنيا پايدار نباشد، جز بر پايهی نعمتهايی كه خداوند در آن مقرر داشته و يا بر بنياد گرفتاری و پاداش در آخرت، و يا آنچه او بخواهد و تو نمیدانی. بنابراين اگر چيزی بر تو مشكل آيد، آن را بر نادانی خود حمل كن؛ زيرا تو در آن آغاز آفريدنت، نادان بودی، سپس دانا شدی.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ـ في وَصفِ الدُّنيا ـ ما أصِفُ مِن دارٍ أوَّلُها عَناءٌ وآخِرُها فَناءٌ في حَلالِها حِسابٌ وَ في حَرامِها عِقابٌ مَنِ استَغنی فيها فُتِنَ وَ مَنِ افتَقَرَ فيها حَزِنَ وَ مَن ساعاها فاتَتهُ وَ مَن قَعَدَ عَنها واتَتهُ وَ مَن أبصَرَ بِها بَصَّرَتهُ وَ مَن أبصَرَ إلَيها أعمَتهُ. (نهج البلاغه خطبه ۸۲)
چه بگويم در وصف دنيايی كه ابتدای آن سختی و مشقت است و پايان آن فنا و نيستی، در حلال آن حساب است و در حرامش عقاب، ثروتمندش فريب میخورد و فقير و گدايش محزون میگردد. چه بسيار كسانی كه به دنبالش بدوند و به آن نرسند و چه بسيار كسانی كه رهايش سازند و به آنها روی آورد. هر كس با چشم بصيرت و عبرت به آن بنگرد به او بصيرت و بينایی بخشد! و آن كس كه چشمش به دنبال آن باشد و فريفته آن گردد از ديدن حقايق نابينايش كند!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ. (نهج البلاغه حکمت ۱۱۹)
مثل دنيا، مانند مار است؛ بدنش نرم، ولی در باطن سم كشنده دارد. جاهلان مغرور به طرف آن میروند و عاقلان از او دوری میكنند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمِحْنَةُ مَقْرُونَةٌ بِحُبِّ الدُّنْيَا. (تصنیف غرر الحکم ص ۱۳۹)
محنت و رنج همراه است با حبّ دنيا و دوستی آن.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اقْتَصَرَ عَلَی بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ وَ الرَّغْبَةُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ وَ مَطِيَّةُ التَّعَب … (نهج البلاغه حکمت ۳۷۷)
هر كسی كه به اندازهی معاش اكتفا كند، به آسايش و راحتی دست يافته و وسعت و آرامش را به دست آورده است. رغبت به دنيا كليد رنج و بلا و مركب سختی است.
12- تلاش و آمادگی در دنیا برای آخرت
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ ابْنَهُ يَا بُنَي… وَ اعْلَمْ أَنَّكَ سَتُسْأَلُ غَداً إِذَا وَقَفْتَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ أَرْبَعٍ شَبَابِكَ فِيمَا أَبْلَيْتَهُ وَ عُمُرِكَ فِيمَا أَفْنَيْتَهُ وَ مَالِكَ مِمَّا اكْتَسَبْتَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقْتَهُ فَتَأَهَّبْ لِذَلِكَ وَ أَعِدَّ لَهُ جَوَاباً وَ لَا تَأْسَ عَلَی مَا فَاتَكَ مِنَ الدُّنْيَا. (بحار الانوار ج ۷۰ ص ۶۹)
لقمان به پسرش گفت: …ای فرزند! بدان! فردا كه در پيشگاه خداوند حاضر شدی از چهار چيز مورد پرسش قرار میگيری. از تو سؤال میكنند كه عمرت را در چه صرف كردی؟ و جوانيت را چگونه گذرانيدی؟ و مالت را از كجا بدست آوردی؟ و در كجا خرج كردی؟ اكنون خود را مهيا كن و پاسخ اينها را آماده ساز و از آنچه در دنيا از دست دادی اندوهگين مباش!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ {وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا.}(قصص/۷۸) قَالَ: لَا تَنْسَ صِحَّتَكَ وَ قُوَّتَكَ وَ فَرَاغَكَ وَ شَبَابَكَ وَ نَشَاطَكَ أَنْ تَطْلُبَ بِهَا الْآخِرَةَ. (وسائل الشیعه ج ۱۶ ص ۸۳)
در باره اين فرمایش خدای عزیز و بلند مرتبه: {و فراموش نكن بهرهات را از دنيا} فرمود: فراموش نكن تندرستی و نيرو و فراغت و جوانی و شادابی خود را كه به واسطه آنها آخرت را بدست آوری.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَعَلَيْكُمْ بِالْجَدِّ وَ الِاجْتِهَادِ وَ التَّأَهُّبِ وَ الِاسْتِعْدَادِ وَ التَّزَوُّدِ فِي مَنْزِلِ الزَّادِ، وَ لَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا كَمَا غَرَّتْ مَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ مِنَ الْأُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَ الْقُرُونِ الْخَالِيَةِ. (نهج البلاغه خطبه ۲۳۰)
بر شما باد به تلاش و سخت كوشی و مهيا شدن و آماده گشتن و توشه برداشتن از سرای توشه (دنيا)! مبادا زندگی دنيا، شما را بفريبد، چنان كه ملت های گذشته و اقوام پيشين را فريفت!
13- گذرایی دنیا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الدُّنْيَا دَارُ مَمَرٍّ لَا دَارُ مَقَرٍّ وَ النَّاسُ فِيهَا رَجُلَانِ رَجُلٌ بَاعَ فِيهَا نَفْسَهُ فَأَوْبَقَهَا وَ رَجُلٌ ابْتَاعَ نَفْسَهُ فَأَعْتَقَهَا. (نهج البلاغه حکمت ۱۳۳)
دنيا سرای گذر است نه خانه ماندن؛ و مردم در آن دو گونهاند: کسانی که خود را به آن بفروشند و هلاك شوند؛ و کسانی ديگر که خود را به طاعت بخرند و آزاد سازند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عِبَادَ اللَّه! إِنَّكُمْ وَ مَا تَأْمُلُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا، أَثْوِيَاءُ مُؤَجَّلُونَ. (نهج البلاغه خطبه ۱۲۹)
بندگان خدا! شما و آنچه از اين دنيا آرزو داريد، ميهمانانی موقت هستيد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَنِعْمَ دَارُ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِهَا دَاراً وَ مَحَلُّ مَنْ لَمْ يُوَطِّنْهَا مَحَلًّا. (نهج البلاغه خطبه ۲۲۳)
دنيا چه سرای نيكويی است برای كسی كه آن را خانهی (هميشگی) خويش نداند، و چه جايگاه خوبی است برای كسی كه آن را وطن خود قرار ندهد.
14- مغرور نشدن به دنیا
اَللهُ تَعالی: وَ مَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ. (حدید/۲۰)
و زندگی دنیا جز کالای فریبنده نیست.
(أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ قَدْ سَمِعَ رَجُلًا يَذُمُّ الدُّنْيَا: أَيُّهَا الذَّامُّ لِلدُّنْيَا الْمُغْتَرُّ بِغُرُورِهَا الْمُنْخَدِعُ بِأَبَاطِيلِهَا أَ تَغْتَرُّ بِالدُّنْيَا ثُمَّ تَذُمُّهَا؟ (نهج البلاغه حکمت ۱۳۱)
به كسی كه از دنيا نكوهش میكرد فرمود: ای كه از دنيا مذمّت می كنی در حالی كه گرفتار غرور آن شده و فريفته باطل های آن گرديده ای! آيا تو خود مغرور دنيايی و بعد آن را نکوهش میكنی!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا الْمَغْرُورُ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الدُّنْيَا بِأَعْلَی هِمَّتِهِ كَالْآخَرِ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الْآخِرَةِ بِأَدْنَی سُهْمَتِهِ. (نهج البلاغه حکمت۳۷۶)
آن فریب خوردهای که در دنیا (با تمام تلاش خود) به بالاترین مقام رسیده است، چون کسی نیست که در آخرت به کمترین نصیبی رسیده است.















ثبت دیدگاه