آداب احترام به مؤمن
چکیده
ارزش انسان به ایمان اوست. در آداب احترام به مؤمن توصیههای پیشوایان معصوم علیهم السلام در مورد احترام به انسان ارزشمند به واسطهی ایمان آمده است که نشانگر اهمیت شخص با ایمان است.
واژه های مرتبط
حرمت، ایمان، اکرام، تکریم، تعظیم، آبرو
1- اهمیت احترام به مؤمن
اَللهُ تَعالی: وَ اخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ. (شعراء/215)
و بال و پر خود را برای مؤمنانی كه از تو پيروی میكنند بگستر.
اَللهُ تَعالی: وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ… (انعام/54)
هر گاه كسانی كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند به آنها بگو: سلام بر شما…
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:. . . إِنَّ حُرْمَةَ اَلْمُؤْمِنِ عِنْدَ اَللَّهِ أَعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ اَلْمَلاَئِكَةِ. (شرح الأخبار في فضائل الأئمة الأطهار عليهم السلام ج 3 ص 109)
… به درستی که حرمت مؤمن نزد خداوند، عظیمتر از حرمت ملائکه است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْمُؤْمِنُ حَرَامٌ كُلُّهُ عِرْضُهُ وَ مَالُهُ وَ دَمُهُ. (بحار الأنوار ج 74 ص 160)
مؤمن همه چیزش محترم است: آبرویش، مالش و خونش.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: حُرْمَةُ اَلْمُؤْمِنِ مَيِّتاً كَحُرْمَتِهِ حَيّاً. (صراط المستقيم ج ۳ ص ۱۱۵)
احترام به مؤمن فوت شده، همانند احترام به مؤمن در زنده بودنش است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَكْرَمَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِكَلِمَةٍ يُلْطِفُهُ بِهَا وَ مَجْلِسٍ يُكْرِمُهُ بِهِ لَمْ يَزَلْ فِي ظِلِّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَمْدُوداً عَلَيْهِ بِالرَّحْمَةِ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ. (بحار الأنوار ج 71 ص 316)
هر کس با سخنی مهرآمیز به برادر مسلمانش احترام بگذارد، یا در مجلسی اکرامش کند، تا در آن حال است، پیوسته در سایهی خدای عزیز و بلندمرتبه قرار دارد، که به رحمت بر سر او کشیده است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ. (بحار الأنوار ج 65 ص 16)
همانا حرمت مؤمن از كعبه بزرگتر است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ. . . مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ مِنْ خَلْقِي فِي الْأَرْضِ فِيمَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لَاسْتَغْنَيْتُ بِعِبَادَتِهِمَا عَنْ جَمِيعِ مَا خَلَقْتُ فِي أَرْضِي وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ بِهِمَا وَ لَجَعَلْتُ لَهُمَا إِيمَانَهُمَا أُنْساً لَا يَحْتَاجَانِ إِلَى أُنْسِ سِوَاهُمَا. (بحار الأنوار ج 72 ص 152)
خدای عزیز و بلندمرتبه فرماید:. . . و کسی که بندهی مؤمنم را گرامی دارد، از خشمم آسوده است. و اگر از خلقم بر روی زمین، از مشرق تا مغرب کسی نباشد جز یک مؤمن، به همراه امامی عادل، با عبادت آنها، بینیازم از همهی کسانی که بر روی زمین آفریدهام. و هفت آسمانها و زمینهایم به وجود آن دو برپایند. و ایمان آن دو را همدمشان میکنم که نیاز به همدم دیگری نداشته باشند.
2- حرمت مؤمن
2-1- مقام مؤمن نزد خداوند
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ أَخْفَى وَلِيَّهُ فِي عِبَادِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرُوا شَيْئاً مِنْ عِبَادِهِ فَرُبَّمَا كَانَ وَلِيَّهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ. (بحار الأنوار ج 72 ص 155)
خدا دوستش را میان همهی بندههایش نهان کرده است. هیچ بندهی او را کوچک مشمارید که چه بسا همان ولیِ خدا باشد و شما ندانید.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حُرُمَاتٍ حُرْمَةَ كِتَابِ اللَّهِ وَ حُرْمَةَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ حُرْمَةَ بَيْتِ الْمَقْدِسِ وَ حُرْمَةَ الْمُؤْمِنِ. (بحار الأنوار ج 71 ص 232)
همانا، برای خدای تعالی حرمتها است: حرمت قرآن، حرمت رسول الله، حرمت بیت المقدس و حرمت مؤمن.
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنَّ أَبَا جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرَ( عَلَيْهِ السَّلاَمُ) اِسْتَقْبَلَ اَلْكَعْبَةَ وَ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي كَرَّمَكِ وَ شَرَّفَكِ وَ عَظَّمَكِ وَ جَعَلَكِ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اَللَّهِ لَحُرْمَةُ اَلْمُؤْمِنِ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْكِ. (بحار الأنوار ج ۷۱ ص ۲۳۳)
و همانا که امام باقر (علیه السلام) رو به کعبه کرد و فرمود: سپاس خدا را، که تو را ارجمند و شریف و بزرگوار ساخته و پناهگاه مردم کرده، و وسیلهی امنیت قرار داده، و به خدا که حرمت مؤمن بزرگتر از حرمت تو است.
2-2- حرمت مال مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: حُرْمَةُ مَالِهِ كَحُرْمَةِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 150)
احترام مال مؤمن همچون احترام خدا است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْظَمُ الْخَطَايَا اقْتِطَاعُ مَالِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ بِغَيْرِ حَقٍّ. (وسائل الشيعه ج16 ص 50)
بردن و خوردن مالِ مرد مسلمان به ناحق از بزرگترین خطاهاست.
2-3- حرمت جان مؤمن
اَللهُ تَعالی: وَ لاٰ تَقْتُلُوا اَلنَّفْسَ اَلَّتِي حَرَّمَ اَللّٰهُ. (انعام/ ١٥١)
و كسی را كه خداوند خونش را حرام شمرده به قتل نرسانيد.
اَللهُ تَعالی: وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا. (نساء/92)
هيچ مؤمنى را نرسد كه مؤمن ديگر را جز به خطا بكشد. و هر كس كه مؤمنى را به خطا بكشد، بايد كه بندهاى مؤمن را آزاد كند و خونبهايش را به خانوادهاش تسليم كند، مگر آنكه خونبها را ببخشند.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ أَعْتَى النَّاسِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ قَتَلَ غَيْرَ قَاتِلِهِ وَ مَنْ ضَرَبَ مَنْ لَمْ يَضْرِبْهُ. (بحار الأنوار ج 72 ص 149)
سرکشترین مردم بر خدای عزیز و بلندمرتبه، آن کسی است که غیر قاتلش را بکشد، و کسی را که او را نزده، بزند.
2-4- پرهیز از خیانت به مؤمنین
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:… وَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ خَانَ مُسْلِماً فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 172)
از ما نیست کسى که به اهل و مال مسلمانى خیانت کند.
2-5- حفظ آبروی مؤمن
اَللهُ تَعالی: إِنَّ اَلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ اَلْفٰاحِشَةُ فِي اَلَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِيمٌ فِي اَلدُّنْيٰا وَ اَلْآخِرَةِ وَ اَللّٰهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ. (نور/ ١٩)
كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آوردهاند، شيوع پيدا كند، براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود، و خدا[ست كه] مىداند و شما نمىدانيد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يَخْلُصِ الْإِيمَانُ إِلَى قَلْبِهِ لَا تَذُمُّوا الْمُسْلِمِينَ وَ لَا تَتَبَّعُوا عَوْرَاتِهِمْ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَوْرَاتِهِمْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ تَعَالَى عَوْرَتَهُ يَفْضَحْهُ وَ لَوْ فِي بَيْتِهِ. (كافی ج 2 ص 354)
اى گروهى كه به زبان اسلام آورده و ايمان به دلش ننشسته! مسلمانان را نكوهش مكنيد و عيبهاى آنها را دنبال نکنید، زيرا هركس دنبال عيب آنها رود خداوند عيب او را دنبال خواهد كرد و هركس كه خداوند در تعقيب عيب او باشد، رسوايش سازد، هرچند كه در خانهاش باشد.
أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) قَالا أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى الْكُفْرِ أَنْ يُوَاخِيَ الرَّجُلَ عَلَى الدِّينِ فَيُحْصِيَ عَلَيْهِ عَثَرَاتِهِ وَ زَلَّاتِهِ لِيُعَنِّفَهُ بِهَا يَوْماً مَا. (كافی ج 2 ص 354)
امام باقر و امام صادق (عليهما السّلام) فرمودند: نزديكترين چيزى كه بنده به كفر دارد اين است كه با مردى برادر دينى باشد، لغزشها و خطاهاى او را شماره كند تا يك روزى او را به آنها سرزنش كند!
2-6- احترام به مؤمنان در مجالس
اَللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَحِ اللَّهُ لَكُمْ وَ إِذَا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ. (مجادله/11)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چون شما را گويند در مجالس جاى باز كنيد، جاى باز كنيد تا خدا در كار شما گشايش دهد. و چون گويند كه برخيزيد، برخيزيد. خدا آنهايى را كه ايمان آوردهاند و كسانى را كه دانش يافتهاند به درجاتى برافرازد، و خدا به كارهايى كه مىكنيد، آگاه است.
2-7- پرهیز از سوء ظن به مؤمن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ حَتَّى يَأْتِيَكَ مِنْهُ مَا يَغْلِبُكَ وَ لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مَحْمِلًا الْخَبَرَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 196)
کار برادر دینی خود را به بهترین وجه و محمل توجیه و حمل کن تا به قدری که ظنّ غالب از بدی او برای تو پیدا شود، و از سخنی که از دهان برادرت بیرون آید تا وقتی که میتوانی محمل خوبی برای آن بیابی، گمان بد، مبر…
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَن اَساءَ بِاَخیهِ الظَّنَّ فَقَد اَساءَ بِرَبِّهِ اِنَّ اللهَ تَعالی یَقولُ: {اِجتَنِبُوا كَثیراً مِنَ الظَّنِّ. } (حجرات/12)
هر كه به برادر خود گمان بد برد، به پروردگارش گمان بد برده است، زیرا خدای تعالی میفرماید: از بسیاری از گمانها بپرهیزید.
2-8- حرمت بُهتان و تهمت به مؤمن
اَللهُ تَعالی: وَ اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ بِغَيْرِ مَا اِكْتَسَبُوا فَقَدِ اِحْتَمَلُوا بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. (أحزاب/ ٥٨)
و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بىآنكه مرتكب [عمل زشتى] شده باشند آزار مىرسانند، به طور قطع تهمت و گناهى آشكار به گردن گرفتهاند.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ بَهَتَ مُؤْمِناً أَوْ مُؤْمِنَةً أَوْ قَالَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيهِ أَقَامَهُ اللَّهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَهُ فِيهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 194)
هر كس به مرد يا زن مؤمن بهتان زند يا دربارهی او چيزی بگويد كه از آن مبرّا هست، خداوند متعال در روز رستاخيز او را بر تلّی از آتش نگهدارد، تا از حرف خود دربارهی آن مؤمن برگردد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا اتَّهَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ انْمَاثَ الْإِيمَانُ فِي قَلْبِهِ كَمَا يَنْمَاثُ الْمِلْحُ فِي الْمَاءِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 198)
چون مؤمن به برادرش تهمت بزند، ایمان در دلش آب میشود، همانگونه که نمک در آب حل می شود.
2-9- پرهیز از غیبت مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الْغِيبَةُ أَسْرَعُ فِي دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَةِ فِي جَوْفِهِ. (كافی ج 2 ص 357)
غيبت، در تباهى دين مسلمان، شتابانتر است از خوره، در اندرون او.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَالَ فِي مُؤْمِنٍ مَا رَأَتْهُ عَيْنَاهُ وَ سَمِعَتْهُ أُذُنَاهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ {إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ.} (نور/19}.
هر كه در حقّ مؤمنى بگويد، آنچه را كه هر دو چشمش آن را ديده و هر دو گوشش آن را شنيده، چنين كسى از جملهی آنان است كه خداى عزیز و بلندمرتبه در حقّ ايشان فرموده است كه: {كسانى كه دوست دارند زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آوردهاند شایع شود؛ براى آنان در دنيا و آخرت عذابى دردناک خواهد بود.}
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْغِيبَةُ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَمَّا الْأَمْرُ الظَّاهِرُ فِيهِ مِثْلُ الْحِدَّةِ وَ الْعَجَلَةِ فَلَا وَ الْبُهْتَانُ أَنْ تَقُولَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيهِ. (كافی ج 2 ص 358)
همانا غيبت آن است كه در بارهی برادرت عيبى را بگویى كه خداوند بر او پوشيده باشد، و بهتان آن است كه به برادرت عيبى نسبت دهى كه در او نيست.
2-10- احترام به مؤمن سالمند
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يَرْحَمْ صَغِيرَنَا وَ لَمْ يُوَقِّرْ كَبِيرَنَا. (بحار الأنوار ج 72 ص 136)
از ما نیست کسی که به خردسال ما مهر نورزد و به سالمند ما احترام نکند.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: بَجِّلُوا الْمَشَايِخَ فَإِنَّ مِنْ إِجْلَالِ اللَّهِ تَبْجِيلَ الْمَشَايِخِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 136)
بزرگ شمارید پیران خود را، چون از بزرگداشت خدا، بزرگ داشتن پیران است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَا أَكْرَمَ شَابٌّ شَيْخاً إِلَّا قَضَى اللَّهُ لَهُ عِنْدَ سِنِّهِ مَنْ يُكْرِمُهُ. (بحار الأنوار ج 72 ص 136)
هیچ جوانی پیری را گرامی نمی دارد، مگر آنکه خدا مقدر میکند برایش کسی را که او را گرامی بدارد، وقتی به سن او رسید.
2-11 پذیرفتن عذر مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: اطْلُبْ لِأَخِيكَ عُذْراً فَإِنْ لَمْ تَجِدْ لَهُ عُذْراً فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْراً. (بحار الأنوار ج 72 ص 197)
برای برادرت عذری بجو، و اگر نیافتی، برایش عذری بتراش.
2-12- پرهیز از اذیت مؤمن
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. (احزاب/ ۵۸)
و آنها كه مردان و زنان با ايمان را به خاطر كارى كه انجام ندادهاند آزار مىدهند متحمّل بهتان و گناه آشكارى شدهاند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 152)
خدای عزیز و بلندمرتبه فرمود: البته با من اعلام جنگ کرده کسی که بندهی مؤمنم را بیازارد.
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَا وَرَعَ أَنْفَعُ مِنْ تَجَنُّبِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ الْكَفِ عَنْ أَذَى الْمُؤْمِن. (بحار الأنوار ج 75 ص 348)
بدان که! هیچ گونه خویشتنداری، سودمندتر از دوری از حرام و پرهیز از آزار مؤمنان نیست.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذا كانَ يومُ القيامةِ نادى منادٍ: أَينَ الصدودُ لأَولِيائِي؟ فيقومُ قومٌ ليسَ عَلى وُجوهِهِم لَحْمٌ فيُقَالُ: هؤلاءِ الّذينَ آذَوْا المُؤمنينَ و نَصبُوا لهم و عانَدوُهم و عنَّفُوهُم في دِينِهِم ثمّ يؤمرُ بِهِمْ إلى جَهَنَّمَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 149)
در روز قيامت، ندا كننده اى ندا دهد: كجايند آزار دهندگان دوستان من؟! پس گروهى برخيزند كه صورتشان گوشت ندارد و گفته مىشود: اينان كسانى هستند كه مؤمنان را آزار دادند و با آنان دشمنى و مخالفت كردند و در دينشان برايشان سخت گرفتند؛ سپس به درافكندنشان در جهنّم فرمان داده مىشود.
2-13- پرهیز از زیان زدن به مؤمن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَعَانَ عَلَى مُؤْمِنٍ بِشَطْرِ كَلِمَةٍ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَكْتُوبٌ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 148)
هر کس به زیان مؤمنی با نصف کلمه کمک کند، خدای عزیز و بلندمرتبه را ملاقات کند، در حالی که بر پیشانی او نوشته است: نا امید از رحمت خدا!
2-14- پرهیز از شماتت مؤمن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُبْدِي الشَّمَاتَةَ لِأَخِيكَ فَيَرْحَمَهُ اللَّهُ وَ يُصَيِّرَهَا بِكَ وَ قَالَ مَنْ شَمِتَ بِمُصِيبَةٍ نَزَلَتْ بِأَخِيهِ لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يُفْتَتَنَ. (كافی ج 2 ص 359)
هرگز برادرت را شماتت نكن (هرچند مخالف او باشى) چرا كه خداوند به خاطر اين كار بر او رحمت مىفرستد و نجاتش مىدهد و آن مصيبت را متوجه تو مىكند. كسى كه برادر دينىاش را بهخاطر مصيبتى شماتت كند، از دنيا نمىرود مگر اينكه خودش به آن مبتلا مىشود.
2-15- پرهیز از زشتی دشنام به مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: سِبَابُ الْمُؤْمِنِ فُسُوقٌ وَ قِتَالُهُ كُفْرٌ وَ أَكْلُ لَحْمِهِ مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 148)
دشنام بر مؤمن فسق است، و نبرد با او کفر است، و خوردن گوشت او (غیبت او) معصیت خدا است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: سِبَابُ الْمُؤْمِنِ كَالْمُشْرِفِ عَلَى الْهَلَكَةِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 160)
دشنامگویى به مؤمن مانند پرت شدن در هلاكت است.
2-16- پرهیز از تحقیر کردن مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ نَابَذَنِي مَنْ أَذَلَّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ. (بحار الأنوار ج 72 ص158)
خدای عزیز و بلندمرتبه فرمود: هر کس بندهی مؤمن مرا خوار کند، البته که مرا کنار گذاشته است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُرْمَةُ الْمُؤْمِنِ الْفَقِيرِ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِينَ وَ الْمَلَائِكَةِ وَ الْجِبَالِ وَ مَا فِيهَا. (إرشاد القلوب ج 1 ص 194)
احترام مؤمن فقير، نزد خدا بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمين و همه فرشتگان و كوهها و هر چه در آنهاست.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً مِسْكِيناً لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَاقِراً لَهُ مَاقِتاً حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ حُقْرَتِهِ إِيَّاهُ. (بحار الأنوار ج 72 ص157)
هر کس مؤمن مستمندی را حقیر شمارد، خدای عزیز و بلندمرتبه پیوسته خوار کنندهی او است، تا از حقیر شمردن مؤمن باز گردد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:مَنِ اسْتَذَلَّ مُؤْمِناً أَوِ احْتَقَرَهُ لِقِلَّةِ ذَاتِ يَدِهِ وَ لِفَقْرِهِ شَهَرَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْخَلَائِقِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 158)
هر کس خوار کند مؤمنی را، یا حقیرش شمارد، برای اینکه کم دارد و مستمند است، خدا در روز قیامت او را انگشت نمای مخلوقات میسازد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تُحَقِّرُوا مُؤْمِناً فَقِيراً فَإِنَّهُ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً فَقِيراً أَوِ اسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اللَّهُ وَ لَمْ يَزَلْ مَاقِتاً لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ حَقْرَتِهِ أَوْ يَتُوبَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 146)
مؤمن فقیر را حقیر نشمارید، همانا هر کس حقیرش شمارد یا او را سبک گیرد، خدا او را حقیر میسازد و پیوسته او را دشمن میدارد، تا زمانی که از آن برگردد و یا توبه کند.
2-17- پرهیز از ترساندن مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ نَظَرَ إِلَى مُؤْمِنٍ نَظْرَةً لِيُخِيفَهُ بِهَا أَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ. (بحار الأنوار ج72 ص 151)
هر کس به مؤمن خیره شود تا او را بترساند، خدای عزیز و بلندمرتبه او را میترساند، در روزی که جز پناه او پناهی نیست.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَ مِنْهُ مَكْرُوهاً فَلَمْ يُصِبْهُ فَهُوَ فِي النَّارِ وَ مَنْ رَوَّعَ مُؤْمِناً بِسُلْطَانٍ لِيُصِيبَ مِنْهُ مَكْرُوهاً فَأَصَابَهُ فَهُوَ مَعَ فِرْعَوْنَ وَ آلِ فِرْعَوْنَ فِي النَّارِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 148)
هر کس با تسلّط خود مؤمنی را به هراس افکند تا به او آسیبی برساند ولی به او نرسد، در دوزخ است؛ و اگر به هراسش افکند و آسیبی به او رساند، به همراه فرعون و فرعونیان در دوزخ است.
2-18- پرهیز از سرزنش كردن مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَهُ. (كافی ج 2 ص 356)
و هر كس مؤمنى را به چيزى سرزنش كند، نميرد، تا خود مرتكب آن چيز شود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَنَّبَ مُؤْمِناً أَنَّبَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. (كافی ج 2 ص 356)
هر كه مؤمنى را ملامت و سرزنش كند، خدا او را در دنيا و آخرت سرزنش كند.
2-19- پرهیز از اهانت به مؤمن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِي وَ أَنَا أَسْرَعُ شَيْءٍ إِلَى نُصْرَةِ أَوْلِيَائِي. (بحار الأنوار ج 72 ص 158)
همانا خدای بزرگ و برتر میفرماید: هر کس به دوستِ من اهانت کند، در کمین جنگ با من باشد، و من دوستانم را از هر چیز دیگر زودتر یاری میکنم.
2-20- پرهیز از ورود در بین صحبت مؤمن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ عَارَضَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ فِي حَدِيثِهِ فَكَأَنَّمَا خَدَشَ فِي وَجْهِهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص151)
هر کس میان گفتگوی برادر مؤمنش وارد شود، گویا رویش را خراشیده است.
2-21- پرهیز از لطمه زدن به مؤمن
فِي مَنَاهِي النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) : أَلَا وَ مَنْ لَطَمَ خَدَّ مُسْلِمٍ أَوْ وَجْهَهُ بَدَّدَ اللَّهُ عِظَامَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ حُشِرَ مَغْلُولًا حَتَّى يَدْخُلَ جَهَنَّمَ إِلَّا أَنْ يَتُوبَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 148)
در آنچه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نهی کرده، آمده است: آگاه باشید! هر کس به گونهی مؤمن یا روی او سیلی زند، خدا روز قیامت استخوانهایش را از هم میگسلد، و دست بسته محشور میشود تا به دوزخ درآید، مگر آنکه توبه کند.












ثبت دیدگاه