فهرست مطالب
آداب آپارتمان نشینی
چکیده
از آن جا که بیشتر مردم در روزگار حاضر ساکن آپارتمانهای چند طبقه هستند، لازم است که مقرراتی را رعایت کنند. این مقررات در آداب آپارتمان نشینی با توجه به دستورات اسلامی گردآوری شده است. بیشک زندگی همراه با آرامش در پرتو عمل به این آداب شکل میگیرد.
1- واژه های مرتبط
همسایه داری، حقوق همسایه.
2- معنی و مفهوم آپارتمان نشینی
سکونت در خانههای چند واحدی دارای طبقات متعدد، آپارتمان نشینی نام دارد
3- همسایه داری
اَللهُ تَعالی: وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبی وَ الْيَتامی وَ الْمَساكِينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبی وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً. (نساء/36)
و خدا را بپرستيد و هيچ چيز را شريك او قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكی كنيد و به بستگان و يتيمان و بينوايان و همسايهی نزديك و همسايهی دور و يار همنشين و در راه مانده و زيردستان و بردگانتان نيز نيكی كنيد. همانا خداوند، هر كه را متكبّر و فخرفروش باشد، دوست نمیدارد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: حُرْمَةُ الْجَارِ عَلَی الْإِنْسَانِ كَحُرْمَةِ أُمِّهِ. (بحار الأنوار ج 73 ص 148)
حرمت همسايه بر آدمی همچون حرمت مادر است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَلْ عَنِ الْجَارِ قَبْلَ الدَّارِ. (غرر الحكم ص401)
پيش از خريدن خانه، ببين همسايهها كيستند.
4- حقوق همسایه
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَمَّا حَقُ جَارِكَ فَحِفْظُهُ غَائِباً وَ إِكْرَامُهُ شَاهِداً وَ نُصْرَتُهُ إِذَا كَانَ مَظْلُوماً وَ لَا تَتَبَّعْ لَهُ عَوْرَةً فَإِنْ عَلِمْتَ عَلَيْهِ سُوءاً سَتَرْتَهُ عَلَيْهِ وَ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّهُ يَقْبَلُ نَصِيحَتَكَ نَصَحْتَهُ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ وَ لَا تُسْلِمْهُ عِنْدَ شَدِيدَةٍ وَ تُقِيلُ عَثْرَتَهُ وَ تَغْفِرُ ذَنْبَهُ وَ تُعَاشِرُهُ مُعَاشَرَةً كَرِيمَةً وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ. (بحار الأنوار ج 71 ص 2)
اما حق همسايهات، اين است كه در غياب او آبرويش را حفظ كنی و در حضورش او را احترام کنی. اگر به او ستمی شد، ياريش رسانی، دنبال عيبهايش نباشی، اگر بدی از او ديدی بپوشانی، در سختیها رهايش نكنی. اگر بدانی كه پند و اندرز تو را می پذيرد او را در نهان نصيحت كنی، از لغزشش درگذری، خطايش را ببخشی و با او بزرگوارانه معاشرت كنی. وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِنَ اللَّهَ يَسْأَلُ الرَّجُلَ عَنْ حَقِ جَارِهِ وَ مَنْ ضَيَّعَ حَقَّ جَارِهِ فَلَيْسَ مِنَّا. (وسائل الشيعه ج 5 ص 340)
و همانا خداوند متعال در قیامت از انسان راجع به حقّ همسایه میپرسد، و هر که حقّ همسایهاش را نادیده بگیرد، از ما نیست.
5- امنیت در آپارتمان نشینی
فَأَمَرَ اَلرَسُولُ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) عَلِيّاً (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ سَلْمَانَ وَ أَبَا ذَرٍّ وَ نَسِيتُ آخَرَ وَ أَظُنُّهُ الْمِقْدَادَ أَنْ يُنَادُوا فِي الْمَسْجِدِ بِأَعْلَی أَصْوَاتِهِمْ بِأَنَّهُ لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَمْ يَأْمَنْ جَارُهُ بَوَائِقَهُ. (كافی ج 2 ص 666)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، به علی (علیه السلام) و سلمان و ابوذر فرمان داد، به همراه شخص دیگری، _ (راوی گوید:) که نامش را فراموش کردهام و به گمانم مِقداد باشد _ با بلندترین صدا در مسجد فریاد بزنند: ایمان ندارد کسی که همسایهاش از شرش در امان نیست!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رِفاهِيَّةُ الْعَيْشِ فِی اَلاَمنِ. (غررالحکم ص 389)
آسايش زندگی در امنيت است.
6- سود رسانی
أَنَّهُ (اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) نَهَی أَنْ يَمْنَعَ أَحَدٌ الْمَاعُونَ وَ قَالَ مَنْ مَنَعَ الْمَاعُونَ جَارَهُ مَنَعَهُ اللَّهُ خَيْرَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ وَكَلَهُ إِلَی نَفْسِهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 45)
پیغمبر (صلی الله علیه و آله) دریغ کردن از ابزار زندگانی را نهی کرده و فرموده است: هر کس ابزار زندگانی را از همسایهاش دریغ دارد، خدا در روز قیامت خیرش را از او دریغ میدارد و او را به خود وامیگذارد؛ و هر کس را به خود وانهد، او چه حال بدی خواهد داشت.
7- نهی از منکر
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ لَهُ جَارٌ وَ يَعْمَلُ بِالْمَعَاصِي فَلَمْ يَنْهَهُ فَهُوَ شَرِيكُهُ. (إرشاد القلوب ج1 ص 173)
هر کس همسایهای داشته باشد که گناه میکند، ولی او را نهی نکند، شریک او (در گناهانش) است.
8- رعایت حریم خصوصی
أَنَّهُ (اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) نَهَی أَنْ يَطَّلِعَ الرَّجُلُ فِي بَيْتِ جَارِهِ. (بحار الأنوار ج 76 ص 278)
در مناهی پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمده است، که حضرت سرک کشیدن در خانه همسایه را نهی کرده است.
يَقُولُ: اطَّلَعَ رَجُلٌ مِنْ جُحْرٍ فِي حُجْرَةِ النَّبِيِّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ مَعَهُ مِدْرًی يَحُكُّ بِهَا رَأْسَهُ فَقَالَ: لَوْ أَنِّي أَعْلَمُ أَنْ تَنْتَظِرَ لَطَعَنْتُ بِهِ فِي عَيْنِكَ. (بحار الأنوار ج 76 ص 279)
گفته شده است:مردی از سوراخ اتاق پیامبر (صلی الله علیه و آله) سرک کشید و در دست پیامبر شانه ای بود و سرش را شانه میزد. فرمود: اگر میدانستم که نگاه میکند، شانه را در چشمش فرو میکردم!!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَمْحُ الْعُيُونِ مَصَائِدُ الشَّيْطَانِ. (بحار الأنوار ج 74 ص 280)
نگاه چشمها، دامهای شیطان است.
9- دوری از منکرات
9-1- افتراء و تهمت
اَللهُ تَعالی: وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. (نساء/112)
و هر كس كه خطا (لغزشی) يا گناهی مرتكب شود، سپس آن را به بیگناهی نسبت دهد، به يقين بار تهمت و گناه آشكاری را بر دوش گرفته است.
نكتهها: «خطا» به معنای لغزش است، عمدی يا غير عمدی، ولی «اِثم» گناه عمدی است. تهمت، از گناهان بسيار بزرگی است كه موجب ذوب شدن ايمان و محو عدالت و اعتماد در جامعه و سبب عذاب اخروی است. «بهتان» به دروغی گفته میشود كه انسان از شنيدن آن بهت زده میشود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ إِنَّ مِنَ الْغِيبَةِ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ إِنَ مِنَ الْبُهْتَانِ أَنْ تَقُولَ فِي أَخِيكَ مَا لَيْسَ فِيهِ. (بحار الأنوار ج 72 ص 248 )
همانا غیبت، این است که درباره برادرت آنچه را که در او است و خدا بر او پوشیده داشته، بگویی؛ و بهتان، این است که درباره او بگویی، آنچه را که در او نیست.
9-2- عیب جویی و دادن القاب زشت
اَللهُ تَعالی: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسی أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسی أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ. (حجرات/11)
ای كسانی كه ايمان آوردهايد! مبادا گروهی (از شما) گروهی ديگر را مسخره كند؛ چه بسا كه مسخرهشدگان بهتر از مسخرهكنندگان باشند. و زنان نيز، زنان ديگر را مسخره نكنند؛ شايد كه آنان بهتر از اينان باشند و در ميان خودتان عيبجويی نكنيد و يكديگر را با لقبهای بد نخوانيد. (زيرا) فسق (و بدنام بودن) پس از ايمان، بد رسمی است، (و سزاوار شما نيست.) و هركس (از اين اعمال) توبه نكند، پس آنان همان ستمگرانند.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: طُوبَي لِمَنْ مَنَعَهُ عَيْبُهُ عَنْ عُيُوبِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ إِخْوَانِه. (بحار الأنوار ج 74 ص132)
خوشا به حال کسی که عیب خودش، او را از عیبجویی برادران مؤمنش بازداشته است!
9-3- تکبّر و فخر فروشی
اَللهُ تَعالی: وَ لا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ. (لقمان/18)
و روی خود را از مردم (به تكبّر) برمگردان، و در زمين مغرورانه راه مرو! زيرا خداوند هيچ متكبّر فخر فروشی را دوست ندارد.
نكتهها: تُصَعِّير، نوعی بيماری است كه شتر به آن گرفتار میشود و گردنش كج میشود. لقمان به فرزندش میگويد: تو بر اساس تكبّر مثل شترِ بيمار، گردنت را با مردم كج نكن.
تكبُّر، هم توهين به مردم است، و هم زمينهساز رشد كدورتهای جديد و هم تحريك كنندهی كينههای درونی قديم.
أَنَّهُ (اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) نَهَي أَنْ يَخْتَالَ الرَّجُلُ فِي مِشْيَتِهِ وَ قَالَ: مَنْ لَبِسَ ثَوْباً فَاخْتَالَ فِيهِ خَسَفَ اللَّهُ بِهِ مِنْ شَفِيرِ جَهَنَّمَ وَ كَانَ قَرِينَ قَارُونَ لِأَنَّهُ أَوَّلُ مَنِ اخْتَالَ فَخُسِفَ بِهِ وَ بِدَارِهِ الْأَرْضَ وَ مَنِ اخْتَالَ فَقَدْ نَازَعَ اللَّهَ فِي جَبَرُوتِه . (بحار الأنوار ج 66 ص 361)
پیامبر (صلی الله علیه و آله) نهی کرد که انسان در هنگام راه رفتن تکبّر ورزی کند و فرمود: هر کس لباسی بپوشد و در آن تکبّر بورزد، خداوند او را در درهای از دره های جهنم جای میدهد و همنشین قارون میگردد. زیرا او اولین کسی بود که تکبر ورزید و خود و خانهاش به قعر زمین رفتند و هرکس تکبر بورزد، با خدا در جبروتش جنگیده است.
9-4- بد زبانی
اَللهُ تَعالی: لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ. (نساء/148)
خداوند، آشكار كردن گفتارِ بد را دوست نمیدارد.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ كُلَ يَوْمٍ عَلَی جَوَارِحِهِ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِكَ. (بحار الأنوار ج 68 ص278)
در آغاز هر روز زبان انسان به ساير اعضا و جوارح میگويد: در چه حالی به سر میبريد؟ آنها پاسخ میدهند: اگر تو ما را راحت بگذاری ما به سلامت هستيم و نيز میگويند خدا را! خدا را! دربارهی رعايت حق ما و سوگند میدهند او را و باز میگويند ما به سبب تو پاداش و کيفر میشويم!
9-5- آلودگی صوتی
اَللهُ تَعالی: وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنْكَرَ الْأَصْواتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ. (لقمان/19)
و در راه رفتن (رفتارت)، ميانهرو باش و از صدايت بِكاه، زيرا كه ناخوشترين صداها، آواز خران است.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَنَ اللَّهَ يُحِبُ الصَّوْتَ الْخَفِيضَ وَ يُبْغِضُ الصَّوْتَ الرَّفِيعَ. (بحار الأنوار ج 2 ص 59)
خداوند صدای (آواز) پایین را دوست دارد و صدای بلند را دشمن میدارد.
9-6- آزار رساندن
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا يُؤْمِنُ عَبْدٌ حَتَّی يَأْمَنَ جَارُهُ بَوَائِقَهُ. (بحار الأنوار ج 73 ص 148)
بندهای كه تا همسايه از گزند او آسوده نباشد، هنوز ايمان ندارد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ آذَی جَارَهُ. ( بحار الأنوار ج 71 ص 153)
ملعون است! ملعون است! کسی که همسایهاش را بیازارد.
9-7- بدگمانی و تجسس
اَللهُ تَعالی: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ. (حجرات/12)
ای كسانی كه ايمان آوردهايد! از بسياری گمانها دوری كنيد، زيرا بعضی گمانها گناه است. و (در كار ديگران) تجسّس نكنيد و بعضی از شما ديگری را غيبت نكند، آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مُرده خود را بخورد؟ (هرگز) بلكه آن را ناپسند میدانيد و از خدا پروا كنيد، همانا خداوند بسيار توبهپذير مهربان است.
اَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِيَّاكَ أَنْ تُسِيءَ الظَّنَّ فَإِنَّ سُوءَ الظَّنِ يُفْسِدُ الْعِبَادَةَ وَ يُعَظِّمُ الْوِزْرَ. (غررالحکم ص 99)
از بدگمانی بپرهيز! زيرا بدگمانی عبادت را تباه میكند.
10- خوش رفتاری
10-1- احسان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لِسَانُكَ تَرْجُمَانُ عَقْلِكَ لَيْسَ مَعَ الِاخْتِلَافِ ائْتِلَافٌ مِنْ حُسْنِ الْجِوَارِ تَفَقُّدُ الْجَارِ لَنْ يَهْلِكَ مَنِ اقْتَصَدَ وَ لَنْ يَفْتَقِرَ مَنْ زَهِدَ. (بحار الأنوار ج 75 ص 231)
زبانت بیانگر خِرد توست. با اختلاف، الفت میسر نیست. احوالپرسی از همسایه، از آداب همسایه داری است. فرد میانهرو هرگز هلاک نشود. و زاهد هرگز محتاج نگردد.
اَلحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَحْسِنْ جِوَارَ مَنْ جَاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً وَ صَاحِبِ النَّاسَ بِمِثْلِ مَا تُحِبُّ أَنْ يُصَاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلًا. (بحار الأنوار ج 75 ص 112)
با همسایه ی خود نیکو همسایه داری کن، که مسلمان خواهی بود. با مردم مصاحبت کن به نوعی که مایلی با تو مصاحبت کنند، که عادل خواهی بود.
10-2- ایثار
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَامِلْ سَائِرَ النَّاسِ بِالْإِنْصَافِ وَ عَامِلِ الْمُؤْمِنِينَ بِالْإِيثَارِ. (غررالحکم ص 467)
با ديگر مردمان به انصاف رفتار كن و با مؤمنان به ايثار.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : الإِيثارُ أشرَفُ الكَرَمِ. (غررالحکم ص51)
ايثار، شريفترين بزرگواری است.
10-3- رازداری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ : مَنْ تَطَلَّعَ عَلَی أَسْرَارِ جَارِهِ انْهَتَكَتْ أَسْتَارُه. (عیون الحکم ص 436)
هر کس به اسرار همسایهاش سَرَک بکشد، پردههایش پاره میشود. (اسرارش فاش میگردد)
10-4- برادری
اَللهُ تَعالی: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. (حجرات/10)
همانا مؤمنان با يكديگر برادرند، پس ميان برادران خود، (در صورت اختلاف و نزاع) صلح و آشتی برقرار كنيد و از خدا پروا كنيد تا مورد رحمت قرار گيريد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ الْمُؤْمِنَ لَيَسْكُنُ إِلَی الْمُؤْمِنِ كَمَا يَسْكُنُ الظَّمْآنُ إِلَی الْمَاءِ الْبَارِدِ. (بحار الأنوار ج 64 ص 165)
مؤمن، با مؤمن آرامش مییابد، همان گونه که تشنه، با آب سرد آرامش پیدا میکند.
10-5- پـوزش پذيری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اقْبَلْ عُذْرَ أَخِيكَ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ عُذْرٌ فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْراً. (بحارالانوار ج 10 ص100)
عُذر برادرت را بپذير ، و اگر عذری ندارد، برايش عذر بتراش!
11- محدوده همسایگی
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَدُّ الْجِوَارِ أَرْبَعُونَ دَاراً مِنْ كُلِ جَانِبٍ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ. (كافی ج 2 ص 669)
حدّ همسايگی تا 40 خانه است، از 4 طرف: پيشرو، پشت سر، طرف راست و طرف چپ.















ثبت دیدگاه