آداب همت و تلاش
  • 1405-03-15
  • بازدید 36
    پ
    پ

    آداب همت و تلاش

     

    چکیده

    تلاش‌های انسان اگر به صورت جدی و‌مداوم در تحقق آرزوهایش باشد بسیار ارزشمند و پر فایده خواهد بود واین نشان از همت او دارد. آداب همت و تلاش به انسان می‌آموزد که چگونه تلاش‌های خود را بهبود بخشد و از رمز و راز و آثارآن آگاه گردد.

     

    واژه های مرتبط

    انگیزه، اراده، پشتکار، تلاش، عزم

     

    1- معنی همت

    همت: انگیزه و پشتکار برای انجام دادن کاری تا رسیدن به خواسته. (لغت نامه دهخدا)

    همت به معنی: قصد، اراده، عزم قوی، بلند‌طبعی، پشتکار و تلاش آمده است.

     

    2- مفهوم همت

    همت بلند دار کز همت بلند      مردان روزگار به جایی رسیده اند

    همت، سعی و کوشش است که برای انجام کاری صورت می‌گیرد، و به آرزوها و تصمیمات اطلاق می‌شود.

    در کنار کلمه همّت، بلند همتی و علوّ همت هم بکار برده می‌شود که عبارت از آنست كه آدمی هميشه طالب ترقی به سوی كمال و رفعت و بزرگی است. انسان طوری آفريده شده كه سعادت و كمال را دوست می‌دارد، البته رسيدن به اين سعادت و كمال موانع و مشكلاتی هم دارد، بنابراين كسانی كه در طلب كمال و سعادت و پيشرفت و علو مقام كوشش و تلاش می‌كنند، كم هستند و از اين تعداد قليل هم، عده‌ی كمی به مقام ترقّی و كمال و سعادت واقعی می‌رسند.

     

    3- اهمیّت همت

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عُلُوُّ الْهِمَّةِ مِنَ الإيمَانِ‌. (میراث حدیث شیعه ج ۸ ص ۲۰۰)

    بلندی همّت، از ايمان است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ‏ الشِّيَمِ‏ شَرَفُ الْهِمَمِ. (عيون الحكم ص 118)

    بهترين اخلاق، داشتن همّت‌های بلند و شرافتمندانه است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ التَّفَاخُرُ بِعَلِيِّ الْهِمَمِ وَ الْوَفَاءِ بِالذِّمَمِ وَ الْمُبَالَغَةِ فِي الْكَرَمِ لَا بِبَوَالِي الرِّمَمِ وَ رَذَائِلِ الشِّيَمِ. (تصنيف غرر الحكم ص 448)

    سزاوار است كه فخر كردن به همت‌های والا و وفاداری به پيمان‌ها و مبالغه در بزرگواری و كرم باشد، نه به استخوان‌های پوسيده و خصلت های نكوهيده!

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اجْعَلْ‏ كُلَ‏ هَمِّكَ‏ وَ سَعْيِكَ لِلْخَلَاصِ مِنْ مَحَلِّ الشَّقَاءِ وَ الْعِقَابِ، وَ النَّجَاةِ مِنْ مَقَامِ الْبَلَاءِ وَ الْعَذَابِ. (عيون الحكم  ص 76)

    همه‌ی همت و تلاش و كوشش خود را در راه رهايی از جايگاه بدبختی و كيفر و نجات از محلّ عذاب و بلا قرار ده.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَجَاعَةُ الرَّجُلِ‏ عَلَی‏ قَدْرِ هِمَّتِهِ‏. (عيون الحكم ص 298)

    شجاعت مرد، به فراخور همّت او است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَيْرُ الْهِمَمِ‏ أَعْلَاهَا. (عيون الحكم ص 237)

    بهترين همّت‌ها بلندترين آنهاست.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُنْ‏ بَعِيدَ الْهِمَمِ‏ إِذَا طَلَبْتَ كَرِيمَ الظَّفَرِ إِذَا غَلَبْتَ. (عيون الحكم ص 391)

    هرگاه چيزی بخواهی، همّت را بلند و عالی گردان، و هرگاه غالب شدی، كريمانه پيروز شو.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَدْرُ اَلرَّجُلِ عَلَی قَدْرِ هِمَّتِهِ. (نهج البلاغه حکمت 44)

    مقام و مرتبه‌ی مرد به اندازه‌ی همّت او است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:…لِلنَّاسِ هَمٌّ قَدْ أَقْبَلُوا عَلَيْهِ وَ لَهُ هَمٌّ قَدْ شَغَلَهُ لاَ يُرَی فِي حُكْمِهِ نَقْصٌ وَ لاَ فِي رَأْيِهِ وَهْنٌ وَ لاَ فِي دِينِهِ ضَيَاعٌ يُرْشِدُ مَنِ اِسْتَشَارَهُ وَ يُسَاعِدُ مَنْ سَاعَدَهُ وَ يَكِيعُ عَنِ اَلْخَنَا وَ اَلْجَهْلِ‌. (كافی ج ‏2 ص 231)

    …مردم دنبال همت خود هستند و همت وی او را مشغول دارد. (مؤمن) در داوريش نقصی ديده نشود و در رأی او، سستی نباشد و در دينش گمشده نيست، هر كس از او مشورت خواهد، به راه راست هدايتش كند و هر كس از او كمك خواهد، به او كمك رساند و از هرزه‌گویی و نادانی می‌ترسد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ لَمْ‏ يَكُنْ‏ هَمُّهُ‏ مَا عِنْدَ اللَّهِ لَمْ يُدْرِكْ مُنَاهُ. (عيون الحكم ص 433)

    كسی كه همّت و هدفش چيزی جز از آنچه در پيشگاه خدای سبحان است باشد، به آرمان خود نرسد.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَعَلَّمُوا مَا شِئْتُمْ أَنْ تَعَلَّمُوا فَلَنْ يَنْفَعَكُمُ اللَّهُ بِالْعِلْمِ حَتَّی تَعْمَلُوا بِهِ لِأَنَّ الْعُلَمَاءَ هِمَّتُهُمُ‏ الرِّعَايَةُ وَ السُّفَهَاءُ هِمَّتُهُمُ الرِّوَايَةُ. (بحار الأنوار ج ‏2 ص 37)

    هرچه می‌توانيد بياموزيد، تا دانا شويد. پس هرگز خداوند شما را از علمتان بهره‌مند نسازد، تا اينكه عمل كنيد، زيرا كه همّت دانشمندان بر رعايت و عمل، و همت نادانان بر نقل و بازگفتن است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ أَعْظَمُ النَّاسِ هَمّاً الْمُؤْمِنُ الَّذِي يَهْتَمُّ لِدُنْيَاهُ وَ آخِرَتِه‏. (مجموعه ورام ج ‏1 ص 4)

    با همّت‌ترينِ مردم، آن مؤمنی است كه برای دنيا و آخرتش همّت می‌ورزد.

     

    اللَّهُمَّ …فَاجْعَلْ‏ قَلْبِي‏ وَ عَزْمِي‏ وَ هِمَّتِي‏ وَفْقَ مَشِيَّتِكَ وَ أَسِيرَ أَمْرِك‏. (بحار الأنوار ج ‏95 ص 346)

    خداوندا! ستايش برای تو… پس دل، عزم و همّت را مطابق مشيّت و اسيرِ فرمان خود قرار ده.

     

    4- عوامل همّت

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الِاهْتِمَامَ بِهِ فَإِنَّهُ مَنِ‏ اهْتَمَ‏ بِشَيْ‏ءٍ أَكْثَرَ ذِكْرَهُ … (دعائم الإسلام ج ‏1 ص 350)

    لباس تلاش و همّت را درباره‌ی  آن بر قلبت بپوشان؛ زيرا هر كس به چيزی همّت گمارد، زياد آن را ياد می‌كند…

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ أَسْهَرَ عَيْنَ‏ فِكْرَتِهِ‏ بَلَغَ‏ كُنْهَ‏ هِمَّتِهِ‏. (عيون الحكم ص 462)

    كسی كه ديده‌ی  فكر و انديشه‌ی خود را بيدار نگهدارد، به نهايت همّت و مقصود خود برسد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ صَحَّتْ‏ مَعْرِفَتُهُ‏ انْصَرَفَتْ عَنِ الْعَالَمِ الْفَانِي نَفْسُهُ وَ هِمَّتُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 136)

    كسی كه شناخت و معرفتش درست باشد، همّت و اندوهش را از جهان فانی بازگرداند.

     

    5- آثار همّت

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ سَمِعْتُ أَبِي يُحَدِّثُ عَنْ أَبِيهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنَّ رَجُلًا قَامَ إِلَی أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا عَرَفْتَ رَبَّكَ قَالَ بِفَسْخِ الْعَزْمِ‏ وَ نَقْضِ‏ الْهِمَمِ‏ لَمَّا أَنْ هَمَمْتُ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَ هَمِّي وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ الْقَضَاءُ عَزْمِي فَعَلِمْتُ أَنَّ الْمُدَبِّرَ غَيْرِي. (بحار الأنوار ج ‏3 ص 42)

    شنیدم که پدرم از پدرش نقل می‌کرد: مردی حضور امیر المؤمنین (علیه السلام) ایستاد و گفت: ای امیر المؤمنین! به چه چیزی خدای خود را شناختی؟ فرمود: به فسخ تصمیم­‌ها و شکستن همت‌­ها! چون که گاهی همت گماشتم بر امری، و میان من و مقصودم حایل شد و تصمیم گرفتم، و قضاء با تصمیم   مخالفت کرد، از اینجا دانستم تدبیر به دست دیگری است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ كَبُرَتْ‏ هِمَّتُهُ‏ كَثُرَ اهْتِمَامُهُ. (عيون الحكم ص 453)

    هر كس همّتش بلند باشد، پشتكارش زياد خواهد بود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ كَبُرَتْ‏ هِمَّتُهُ‏ عَزَّ مَرَامُهُ. (عيون الحكم ص 448)

    كسی كه همتش بزرگ باشد، مرام و آرمان او گران و سنگين است .

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَرْءُ بِهِمَّتِهِ‏ لَا بِقُنْيَتِهِ‏. (تصنيف غرر الحكم ص 447)

    شخصيّت آدمی به همت او است نه به مال و اندوخته‌اش.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَبْعَدُ الْهِمَمِ‏ أَقْرَبُهَا مِنَ‏ الْكَرَمِ‏. (عيون الحكم ص 118)

    دورترين و بلندترين همّت‌ها آن است كه به كرم و بزرگواری نزديك‌تر باشد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَی‏ قَدْرِ الْهِمَّةِ تَكُونُ الْحَمِيَّةُ. (عيون الحكم ص 327)

    ننگ و عار داشتن (از فرومايگى‌ها)، به اندازه‌ی همّت شخص است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ رَقَی‏ دَرَجَاتِ‏ الْهِمَمِ‏ عَظَّمَتْهُ الْأُمَمُ. (عيون الحكم ص 450)

    كسی كه درجه‌های همّت و تصميم را بپيمايد، ملّت‌ها او را بزرگ شمارند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا الْمَغْبُوطُ إِلَّا مَنْ‏ كَانَتْ‏ هِمَّتُهُ‏ نَفْسَهُ لَا يَغُبُّهَا عَنْ مُحَاسَبَتِهَا وَ مُجَاهَدَتِهَا وَ مُطَالَبَتِهَا. (عيون الحكم ص 483)

    غبطه نبايد خورد بر حال كسی، مگر بر آن كس كه همّتش اصلاح نفس او است، و هر روزه نفس خود را حسابرسی و بازخواست كرده و با آن پيكار کند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْكَفُّ‏ عَمَّا فِي‏ أَيْدِي‏ النَّاسِ‏ عِفَّةٌ وَ كِبَرُ هِمَّةٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 398)

    باز ايستادن از آنچه در دست‌های مردم است (و طمع نكردن در آنها) پرهيزكاری و بزرگی همت است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَی‏ قَدْرِ الْهِمَمِ‏ تَكُونُ‏ الْهُمُومُ‏. (عيون الحكم ص 327)

    اندوه‌ها به اندازه‌ی همّت‌ها است (به هر مقدار همّت بلندتر، اندوه انجام آن بيشتر خواهد بود.).

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَتْعَبُ النَّاسِ قَلْباً مَنْ عَلَتْ هِمَّتُهُ وَ كَثُرَتْ مُرُوءَتُهُ وَ قَلَّتْ مَقْدُرَتُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 448)

    دلريش‌ترين مردم كسی است كه همّتی بلند و مردانگی بسياری دارد، ولی توان مالی او اندك است. (كه نمی‌تواند از بينوايان دستگيری كند.)

     

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اسْتَجْلِبْ‏ عِزَّ الْيَأْسِ‏ بِبُعْدِ الْهِمَّة. (بحار الأنوار ج ‏75 ص 162)

    عزّت نوميد شدن (از مال ديگران و كمك ديگران) را، با همّت بلند بدست آور.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَهُمُّ بِالْحَسَنَةِ وَ لَا يَعْمَلُ بِهَا فَتُكْتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ فَإِنْ هُوَ عَمِلَهَا كُتِبَتْ لَهُ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَهُمُّ بِالسَّيِّئَةِ أَنْ يَعْمَلَهَا فَلَا يَعْمَلُهَا فَلَا تُكْتَبُ عَلَيْهِ. (بحار الأنوار ج ‏5 ص 325)

    مؤمن قصد انجام کاری نیک می­‌کند و هنوز آن را انجام نداده، کار نیکی برایش نوشته می­‌شود، و اگر آن را انجام دهد، برایش ده کار نیک نوشته می‌­شود. و مؤمن قصد انجام کاری بد می­‌کند، ولی آن را انجام نمی­‌دهد و چیزی بر او نوشته نمی‌شود.

     

    6- همت اخروی

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي وَ بَهَائِي‏ وَ عُلُوِّ ارْتِفَاعِي‏ لَا يُؤْثِرُ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ‏ هَوَايَ عَلَی هَوَاهُ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا إِلَّا جَعَلْتُ غِنَاهُ فِي نَفْسِهِ وَ هِمَّتَهُ فِي آخِرَتِهِ وَ ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَرَاءِ تِجَارَةِ كُلِّ تَاجِرٍ. (بحار الأنوار ج ‏67 ص 82)

    خداوند عزیز و بلندمرتبه فرموده است: سوگند به عزّت، جلال، عظمت، قدرت، بهاء و عُلوّ مقام خودم! بنده‌‏ای هوای مرا بر هوای خود مقدّم ندارد، مگر آنكه قرار می‏‌دهم بی‏‌نيازيش را در وجود خود او؛ و همّتش را در جهت آخرت او قرار می‏‌دهم؛ و تنگناهای او را كفايت و بر طرف می‌کنم؛ آسمان‌ها و زمين را برای روزی او تضمين می‌‏كنم و من خود رونق بخش درآمدهای او خواهم بود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اجْعَلْ هِمَّتَكَ لِآخِرَتِكَ. (عيون الحكم  ص 76)

    همت خود را برای آخرت خود قرار بده.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: هَمُّ السَّعِيدِ آخِرَتُهُ وَ هَمُّ الشَقِيِّ دُنْيَاهُ‌. (میراث حدیث شیعه  ج 8 ص 221)

    همت فردِ سعادتمند، آخرت او و همت بدکار، دنیای اوست.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ أَصْبَحَ‏ وَ الدُّنْيَا أَكْبَرُ هَمِّهِ شُتِّتَ عَلَيْهِ أَمْرُهُ، وَ كَانَ فَقْرُهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ، وَ لَمْ يَأْتِهِ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا مَا قُدِّرَ لَهُ، وَ مَنْ كَانَتِ الْآخِرَةُ أَكْبَرَ هَمِّهِ كَشَفَ اللَّهُ عَنْهُ ضِيقَهُ، وَ جَمَعَ لَهُ أَمْرَهُ، وَ أَتَتْهُ الدُّنْيَا وَ هِيَ رَاغِمَةٌ. (زاهد كيست؟ وظيفه اش چيست؟ ترجمه الزهد ص 118)

    كسی كه صبح برخيزد و مهم‌ترين تلاش و همّت او دنيا (و ماديّات) باشد، امور زندگيش پراكنده (و سر در گم) می‏‌گردد و هميشه احساس تنگدستی و بيچارگی می‏‌كند و از دنيا چيزی غير از مقدّرات نصيبش نمی‏‌گردد؛ ولی كسی كه مهمترين همّتش آخرت و روز واپسين باشد، خداوند تنگناهای زندگيش را بگشايد و امورش را جمع و جور کند؛ و (نيازهای) دنيايی او فراهم گردند، در حالتی كه او روی گردان و بی‌توجه باشد.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ يَا مُعَاذ … وَ لْيَكُنْ أَكْثَرُ هَمِّكَ الصَّلَاةَ فَإِنَّهَا رَأْسُ الْإِسْلَامِ بَعْدَ الْإِقْرَارِ بِالدِّينِ… (تحف العقول ص 25)

    ای معاذ!…و بيشتر همّت خود را معطوف نماز کن كه پس از اعتراف به دين، سر لوحه‌ی مسلمانی است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ‏ إِنِّي لَسْتُ كُلَّ كَلَامِ الْحَكِيمِ أَتَقَبَّلُ إِنَّمَا أَتَقَبَّلُ هَوَاهُ وَ هَمَّهُ فَإِنْ‏ كَانَ‏ هَوَاهُ‏ وَ هَمُّهُ‏ فِي رِضَايَ جَعَلْتُ هَمَّهُ تَقْدِيساً وَ تَسْبِيحاً. (كافی ج ‏8 ص 166)

    براستی خدا عزیز و بلندمرتبه می‌فرمايد: من هر سخن درست و حكيمانه را پذيرا نشوم. همانا هوای دل و همت را می‌پذيرم. اگر هوای دل و همتش در رضای من باشد همت او را در تقديس و تسبيح مقرر می‌سازم.

     

    7- شتاب در همت

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ إِذَا هَمَّ أَحَدُكُمْ بِخَيْرٍ فَلَا يُؤَخِّرْهُ فَإِنَّ الْعَبْدَ رُبَّمَا صَلَّی الصَّلَاةَ أَوْ صَامَ الْيَوْمَ فَيُقَالُ لَهُ اعْمَلْ مَا شِئْتَ بَعْدَهَا فَقَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ‏. (كافی ج ‏2 ص 142)

    هر گاه يكی از شما همت كار خيری كند، نبايد تأخيرش اندازد، زيرا بنده گاهی نماز می‌خواند يا روزه می‌گيرد و به او گفته می‏‌شود، پس از اين هر چه خواهی بكن، كه خدا تو را آمرزيد. (يعنی گناهان گذشته‌‏ات آمرزيده شد، در آينده مواظب باش و ببين چه خواهی كرد.)

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ أَبِي يَقُولُ‏ إِذَا هَمَمْتَ بِخَيْرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِي مَا يَحْدُثُ.

    پدرم می‌فرمود: چون اراده كار خيری كردی بشتاب، زيرا نمی‌دانی چه پيش می‌‏آيد.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ هَمَّ بِخَيْرٍ فَلْيُعَجِّلْهُ وَ لَا يُؤَخِّرْهُ فَإِنَّ الْعَبْدَ رُبَّمَا عَمِلَ الْعَمَلَ فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی قَدْ غَفَرْتُ لَكَ وَ لَا أَكْتُبُ عَلَيْكَ شَيْئاً أَبَداً وَ مَنْ‏ هَمَّ‏ بِسَيِّئَةٍ فَلَا يَعْمَلْهَا فَإِنَّهُ رُبَّمَا عَمِلَ الْعَبْدُ السَّيِّئَةَ فَيَرَاهُ الرَّبُّ سُبْحَانَهُ فَيَقُولُ لَا وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا أَغْفِرُ لَكَ بَعْدَهَا أَبَداً.

    هر كه آهنگ خيری كند، بايد عجله كند و به تأخير نيندازد، زيرا بنده گاهی عملی انجام می‌دهد كه خدای تبارك و تعالی می‌فرمايد: تو را آمرزيدم و ديگر چيزی عليه تو نمی‌نويسم، و هر كه آهنگ‏ گناهی كند، آن را انجام ندهد، زيرا گاهی بنده گناهی می‌كند و خدای سبحان او را می‌بيند و می‌فرمايد: نه! به عزت و جلالم سوگند! كه تو را پس از اين هرگز نيامرزم.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا هَمَّ أَحَدُكُمْ بِخَيْرٍ فَلَا يُؤَخِّرْهُ فَإِنَّ الْعَبْدَ رُبَّمَا صَلَّی الصَّلَاةَ أَوْ صَامَ الصِّيَامَ فَيُقَالُ لَهُ اعْمَلْ مَا شِئْتَ بِغَيْرِهَا فَقَدْ غُفِرَ لَكَ‏. (مجموعه ورام ج ‏2 ص 196)

    هرگاه به كار خيری همت كردی، نبايد تأخير بيندازی، زيرا بنده‌ای در روز گرمی روزه می‌گيرد، به قصد اجر و پاداش الهی. خداوند او را از آتش دوزخ آزاد می‌كند، و نبايد آنچه را كه باعث تقرّب به خدا می‌گردد، هرچند نيمه‌ی خرمايی باشد، كوچك بشماری!

     

    8- همت در اصلاح خود

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنْ‏ سَمَتْ‏ هِمَّتُكَ‏ لِإِصْلَاحِ النَّاسِ فَابْدَأْ بِنَفْسِكَ فَإِنْ تَعَاطَيْتَ إِصْلَاحَ غَيْرِكَ وَ نَفْسُكَ فَاسِدَةٌ فَهُوَ أَكْبَرُ عَيْبٍ‏. (عيون الحكم ص 164)

    اگر بلندی همّت تو را بر اصلاح عيوب مردم وادار كرد، نخست اصلاح را از خودت شروع كن، زيرا با اينكه خودت فاسد بوده و در اصلاح غير خودت بكوشی و همّت كنی اين خودش بزرگترين عيب است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَقْصِرْ هَمَّكَ‏ عَلَی‏ مَا يَلْزَمُكَ‏ وَ لَا تَشْتَغِلْ بِمَا لَا يَعْنِيكَ. (عيون الحكم ص 83)

    همّت را بدانچه به کار تو آيد منحصر بدان و دنبال آنچه كه بكارت نيايد مرو.

     

    9- اهتمام به امور مسلمین

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ. (كافی ج ‏2 ص 164)

    هركس صبح كند و توجّهی به كارهای مسلمانان نداشته باشد، مسلمان نيست و هركس فرياد كمك‌خواهی مسلمانی را بشنود و به او پاسخ نگويد و دادخواهيش نكند، مسلمان نيست.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ أَصْبَحَ مِنْ أُمَّتِي وَ هِمَّتُهُ غَيْرُ اَللَّهِ فَلَيْسَ مِنَ اَللَّهِ وَ مَنْ لَمْ يَهْتَمَّ بِأُمُورِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ أَقَرَّ بِالذُّلِّ طَائِعاً فَلَيْسَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ‌. (بحار الأنوار ج ‏74 ص 162)

    هر كه از امّتم صبح كند و همّت او جز خدا باشد، از خدا نيست، و هر كه به كارهای مؤمنين اهتمام ندارد، از مؤمنان نيست، و هر كس با رغبت تن به ذلّت دهد از ما أهل بيت نيست.

     

    10- لزوم همت در کار مفید

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: طُوبَی لِمَنْ قَصَّرَ هِمَّتَهُ عَلَی مَا يَعْنِيهِ وَ جَعَلَ كُلَّ جِدِّهِ لِمَا يُنْجِيهِ. (تصنيف غرر الحكم ص 448)

    خوشا به حال كسی كه همّت خود را كوتاه و محدود كند بر آنچه به دردش می‌خورد، و همه‌ی تلاش خود را قرار دهد برای آنچه او را نجات بخشد!

     

    11- یگانگی همت

    فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ: دَخَلْتُ عَلَی‏ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي مَرْضَةٍ مَرِضَهَا لَمْ يَبْقَ مِنْهُ إِلَّا رَأْسُهُ فَقَال‏… يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ لَوْ عَدَلَتِ الدُّنْيَا عِنْدَ اللَّهِ جَنَاحَ بَعُوضَةٍ مَا سَقَی عَدُوَّهُ مِنْهَا شَرْبَةَ مَاءٍ يَا فُضَيْلَ بْنَ يَسَارٍ إِنَّهُ‏ مَنْ‏ كَانَ‏ هَمُّهُ‏ هَمّاً وَاحِداً كَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ‏ وَ مَنْ كَانَ هَمُّهُ فِي كُلِّ وَادٍ لَمْ يُبَالِ اللَّهُ بِأَيِّ وَادٍ هَلَكَ‏. (بحار الأنوار ج ‏64  ص 150)

    فُضَيل بن يسار: خدمت امام صادق (عليه السّلام) رسيدم، در يك حال بيماری آن حضرت كه از بس او را لاغر كرده بود، جز سر او چيزی به جا نگذاشته بود، پس به من فرمود:…

    ای فضيل بن يسار! اگر دنيا نزد خدای عزیز و بلندمرتبه برابر بال مگسی ارزش داشت به دشمنِ خود از آن شربتِ آبی نمی‌داد، راستش اين است كه هر كه همّت او متوجّه يك چيز است (كه دين حق باشد) خدا كفايت كار او را می‌كند و هر كس همّت او متوجّه هر چيز است، خدا باك ندارد كه در چه درّه‌ای نابود شود.

     

    12- همت های ناپسند

    12-1- مقابله با پیامبران

    فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ‏ كُلُ‏ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقاب‏. (غافر/5)

    پيش از ايشان قوم نوح و گروه‌هايی كه بعد از ايشان بودند پيامبرشان را تكذيب كردند. و هر امّتی همّتش آن شد كه پيامبرش را دستگير كند، و به باطل به ستيزه برخاست تا حق را از ميان بردارد. امّا من آنها را به عقوبت فروگرفتم و عقوبت من چه سخت بود.

     

    12-2- پرخوری

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ إِيَّاكُمْ وَ فُضُولَ المَطْعَمِ فَإِنَّهُ يَسُمُّ الْقَلْبَ بِالْفَضْلَةِ وَ يُبْطِئُ بِالْجَوَارِحِ عَنِ الطَّاعَةِ وَ يُصِمُ‏ الْهِمَمَ‏ عَنْ سِمَاعِ الْمَوْعِظَةَ. (بحار الأنوار ج ‏69 ص 199)

    بپرهيزيد از پرخوری كه دل را مسموم به قساوت و سختی كند و اعضا را برای عبادت كُند می‌كند، همّت‌ها را از شنيدن پند و اندرز ناشنوا  کند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ كَانَتْ‏ هِمَّتُهُ‏ مَا يَدْخُلُ‏ بَطْنَهُ‏ كَانَتْ قِيمَتُهُ مَا يَخْرُجُ مِنْهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 143)
    كسی كه همّتش به خوراك ورودی شكمش باشد، ارزشش نيز همان است كه از آن خارج شود.

     

    12-3- همّت فقط برای دنیا

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ كَانَتِ‏ الدُّنْيَا هَمَّهُ‏ اشْتَدَّتْ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِرَاقِهَا. (مشكاة الأنوار ص 115)

    هر كس دنیا همّت او باشد، حسرتش بيشتر می‏‌باشد در هنگامی كه دنيا از دستش می‏‌رود.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏‏ مَنْ كَانَتِ‏ الدُّنْيَا هَمَّهُ‏ كَثُرَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ غَمُّهُ. (إرشاد القلوب ج ‏1 ص 186)

    هر كس دنيا همّت او باشد، غم او در دنیا و آخرت زیاد می‌شود.

     

    ‏ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… وَيْلٌ لِمَنْ كَانَتِ الدُّنْيَا هَمَّه‏ وَ الْخَطَايَا عَمَلَه‏. (بحار الأنوار ج ‏14 ص 324) 

    … وای بر کسی که دنیا همّت او و گناهان عملش بوده است!

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيْنَ‏ الَّذِينَ‏ بَلَغُوا مِنَ‏ الدُّنْيَا أَقَاصِيَ‏ الْهِمَمِ. (عيون الحكم  ص 130)

    كجايند آنها كه به نهايت همّت‌های خود از دنيا رسيدند؟

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَمْ‏ يُفِدْ مَنْ‏ كَانَتْ‏ هِمَّتُهُ‏ الدُّنْيَا عِوَضاً وَ لَمْ يَقْضِ مُفْتَرَضاً. (تصنيف غرر الحكم ص 141)

    كسی كه همّتش دنيا باشد، به جای آنچه از دست داده، چيزی كسب نكرده و واجبی را بجا نياورده است.

     

    12-4- حسد

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ‏ صِغَرِ الْهِمَّةِ حَسَدُ الصَّدِيقِ‏ عَلَی‏ النِّعْمَةِ. (عيون الحكم  ص 471)

    رشك بردن بر دوست، به خاطر نعمتی كه دارد، از دون همّتی است.

     

    13- آثار همّت باطل و بی همّتی

    13-1- از دست دادن دوستان

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ دَنَتْ هِمَّتُهُ فَلَا تَصْحَبْهُ. (عيون الحكم ص 465)

    كسی كه همّت او پست است، با او مصاحبت و رفاقت مكن.

     

    13-2- بی مروّتی

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ لَا مُرُوَّةَ لَهُ‏ لَا هِمَّةَ لَهُ‏. (تصنيف غرر الحكم ص 259)

    كسی كه مروّت ندارد، همّت ندارد.

     

    13-3- از دست رفتن فضیلت

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ صَغُرَتْ‏ هِمَّتُهُ‏ بَطَلَتْ‏ فَضِيلَتُهُ.‏ (تصنيف غرر الحكم ص 448)

    كسی كه عزم و همّتش كوچك باشد، فضيلت و برتری‌اش باطل و تباه گردد.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.