آداب ایمنی از خطرات
چکیده
ایمنی از خطرات مایهی آرامش انسانها است که در پرتو آن میتوانند به رشد و کمال نایل شوند. در آداب ایمنی از خطرات، عوامل امنیت و اهمیت آن و موضوعات دیگر آمده است. بیشک مهمترین عامل ایمنی در دنیا و آخرت، اهلبیت علیهم السلام هستند.
واژه های مرتبط
أَمْن، ایمن، امان، ایمنی، امنیّت، مأَمَن، ایمان
1- معنی و مفهوم امن و ایمنی
امن: ايمن شدن. بىبيم شدن. بىبيمى. ايمنى. ضد خوف. امنيت دادن. بىبيم كردن. در تداول فارسى، بىبيم و هراس. آرام. آسوده. بىهراس. امين. درستكار. (فرهنگ متوسط دهخدا ج ۱ ص ۲۳۵)
ایمنی، به معنی در امان بودن از خطر و میزان دوری از خطر است.
2- اهمیّت ایمنی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا نِعْمَةَ أَهْنَأُ مِنَ الْأَمْنِ. (عيون الحكم ص 544)
نعمتى گواراتر از امنيّت نيست.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: نِعْمَتَانِ مَجْهُولَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِيَةُ. (روضة الواعظين ج 2 ص 472)
دو نعمت مجهول هستند: امنیّت و سلامتی.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَمْسٌ مَنْ لَمْ يَكُنَّ فِيهِ لَمْ يَتَهَنَّأْ بِالْعَيْشِ الصِّحَّةُ وَ الْأَمْنُ وَ الْغِنَى وَ الْقَنَاعَةُ وَ الْأَنِيسُ الْمُوَافِقُ. (المحاسن ج1 ص 9)
كسى كه در او پنج خصلت نباشد، از زندگى گوارا بهره نمىجويد: سلامت بدن، ايمنى، بىنيازى، قناعت، رفيق و همدم موافق.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَفَاهِيَةُ الْعَيْشِ فِي الْأَمْنِ. (عيون الحكم ص 271)
خوشى و فراخى زندگى در امنيّت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَرُّ الْبِلَادِ بَلَدٌ لَا أَمْنَ فِيهِ وَ لَا خِصْبَ. (عيون الحكم ص 294)
بدترين شهرها، شهرى است كه ايمنى و ارزانى در آن نيست (انسان در آن آسايش ندارد.).
3- ایمنی در آخرت
اَللهُ تَعالی: فَأُولٰئِكَ لَهُمْ جَزٰاءُ اَلضِّعْفِ بِمٰا عَمِلُوا وَ هُمْ فِي اَلْغُرُفٰاتِ آمِنُونَ. (سبا /٣٤)
و آنان پاداشى چند برابر آنچه عمل كرده بودند، دريافت مىدارند و آنان در جايگاهشان در ايمنى به سر مىبرند.
اَللهُ تَعالی: اُدْخُلُوهٰا بِسَلاٰمٍ آمِنِينَ. (حجر/ ۴۶)
(به آنان گويند) با سلامت و ايمنى در آنجا داخل شويد.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَكُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّكُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالاسْتِغْفَارُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ مِنْ قَائِلٍ {وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ.}. (انفال/33) (بحار الأنوار ج 90 ص 284)
دو امان از عذاب خدا روى زمين وجود دارد، يكى از آنها از دست رفته است، ولى ديگرى در دسترس شماست، پس به آن چنگ بزنيد: امّا امانى كه از دست رفته، وجود پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) است، و امّا امانى كه باقى مانده، استغفار و طلب آمرزش است: خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: {خداوند مردم را تا تو در ميان آنها هستى عذاب نمىكند و تا طلب آمرزش مىكنند، آنان را به كيفر نمىرساند.}
اَلهادی عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَمَّا كَلَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ مُوسَى … إِلَهِي فَمَا جَزَاءُ مَنْ تَرَكَ الْخِيَانَةَ حَيَاءً مِنْكَ قَالَ يَا مُوسَى لَهُ الْأَمَانُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ… (بحار الأنوار ج 66 ص 383)
هنگامی که خداوند عزیز و بلندمرتبه با موسی بن عمران (علیه السلام) سخن گفت، موسی گفت: پروردگارا! پاداش کسی که از شرم تو، ترک خیانت کند، چیست؟ فرمود: ای موسی! در روز قیامت به او امان میدهم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْجَنَّةُ دَارُ الْأَمَانِ. (عيون الحكم ص 18)
بهشت، خانهی ايمنى است.
4- عوامل ایمنی
4-1- ایمان
اَللهُ تَعالی: اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إِيمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِكَ لَهُمُ اَلْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ. (انعام/ ۸)
كسانى كه ايمان آورده و ايمان خود را به شرك نيالودهاند، برای آنان ايمنى است و ايشان راهيافتگانند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنْ آمَنْتَ بِاللَّهِ أَمِنَ مُنْقَلَبُكَ. (عيون الحكم ص 161)
اگر به خدا ايمان آورى، محل بازگشت تو امن است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْإِيمَانُ أَمَانٌ. (عيون الحكم ص 37)
ايمان امان و امنيت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا آمَنْتَ بِاللَّهِ وَ اتَّقَيْتَ مَحَارِمَهُ أَحَلَّكَ دَارَ الْأَمَانِ وَ إِذَا أَرْضَيْتَهُ تَغَمَّدَكَ بِالرِّضْوَانِ. (تصنيف غرر الحكم ص 88)
هرگاه به خداوند سبحان ايمان آورى و از حرامهايش دورى گزينى، خدا تو را به خانهی ايمنى درآورد و وقتى كه او را از خود خشنود سازى، او هم تو را در خشنودى خود فرو برد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ شَيْءٍ يَحْصُلُ بِهِ اَلْأَمَانُ أَبْلَغُ مِنْ إِيمَانٍ وَ إِحْسَانٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 88)
هيچ چيزى در تحصيل امان و امنيّت (در روز جزا) مؤثّرتر از ايمان و احسان نيست.
4-2- ترس از خداوند
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثَمَرَةُ الْخَوْفِ الْأَمْنُ. (عيون الحكم ص 207)
ميوهی ترس، امنيّت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ خَافَ اللَّهَ آمَنَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 191)
هر كس از خداوندی که منّزه است او، بيم داشته باشد، خداوند او را از هر چيز ايمن مىگرداند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نِعْمَ مَطِيَّةُ الْأَمْنِ الْخَوْفُ. (تصنيف غرر الحكم ص 191)
ترس، مَركب خوبى براى امنيّت و ايمنى است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَوْفُ اللَّهِ يَجْلِبُ لِمُسْتَشْعِرِهِ الْأَمَانَ. (مستدرك الوسائل ج 11 ص 236)
ترس از خدا، براى كسى كه در دل از خدا بترسد، ايمنى و آسايش را در پى دارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَفِ اللَّهَ يُؤْمِنْكَ وَ لَا تَأْمَنْهُ فَيُعَذِّبَكَ. (مستدرك الوسائل ج 11 ص 236)
بترس از خدا! تا تو را ايمن گرداند ، و ايمن مباش از او، پس تو را عذاب كند.
4-3- درخواست توبه
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ الِاسْتِغْفَارُ لَكُمْ حِصْنَيْنِ حَصِينَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ فَمَضَى أَكْبَرُ الْحِصْنَيْنِ وَ بَقِيَ الِاسْتِغْفَارُ فَأَكْثِرُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ مَمْحَاةٌ لِلذُّنُوبِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ {وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ.}(انفال/33). (بحار الأنوار ج 90 ص 279)
وجود رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) در میان شما و درخواست توبه؛ برای شما به منزلهی دو دژ محکمی است که شما را از عذاب در امان میدارد. (سپس امام باقر علیه السّلام ادامه داد:) دژ بزرگتر از میان شما رفت (اشاره به رحلت رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله دارد) و فقط استغفار باقی مانده است. پس بسیار طلب آمرزش کنید زیرا گناهان شما را پاک میکند. خداوند عزیز و بلندمرتبه میفرماید: {تا هنگامی که تو (رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله) در میان آنان هستی، خدا آنان را عذاب نمیکند، و تا هنگامی که استغفار میکنند، خدا آنان را عذاب نخواهد کرد.}
4-4- اهل بیت علیهم السلام
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: … عَنْ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ الْإِيمَانُ حِصْنِي وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي وَ مَنْ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً دَخَلَ الْجَنَّةَ … ثُمَّ قَالَ بِشَرْطِهَا وَ شُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا. (عوالي اللئالي ج 4 ص 94)
… همانا حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) از خداوند عزیز و بلندمرتبه كه نقل فرمود: ایمان حصن و قلعه ی من است و هر کس داخل حصن من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود و کسی که خالصانه گفت: لا اله الا الله، داخل بهشت شده است… و سپس امام رضا (علیه السلام) فرمود: به شرط آن و شرایط آن! و من از آن شرایط هستم!
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي. (بحار الأنوار ج 27 ص 309)
ستارگان موجب ايمنى آسمانيان و خانوادهی من موجب ايمنى امّتم مىباشند.
4-5- تُربت امام حسین علیه السلام
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَنِّكُوا أَوْلَادَكُمْ بِتُرْبَةِ الْحُسَيْنِ فَإِنَّهُ أَمَانٌ. (بحار الأنوار ج 98 ص 124)
کام فرزندان خود را (پس از تولد) با تُربت حسین بردارید که ایمنی است.
مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُلٍ: بَعَثَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنْ خُرَاسَانَ ثِيَابَ رِزَمٍ وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ طِينٌ فَقُلْتُ لِلرَّسُولِ مَا هَذَا قَالَ هَذَا طِينُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَا كَادَ يُوَجِّهَ شَيْئاً مِنَ الثِّيَابِ وَ لَا غَيْرِهِ إِلَّا وَ يَجْعَلُ فِيهِ الطِّينَ فَكَانَ يَقُولُ هُوَ أَمَانٌ بِإِذْنِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 98 ص 124)
محمد بن عیسی از مردی روایت کند: امام رضا (علیه السلام) از خراسان برایم لباسهایی بسته بندی شده فرستاد و میان آنها تربتی بود و من به فرستاده گفتم: این چیست؟ گفت: این تربت قبر حسین (علیه السلام) است و وی تقریباً هیچ لباسی یا چیز دیگری نمیفرستد، مگر آنکه در آن از این تربت میگذارد و میفرمود که این به اذن خدا، ایمنی است.
4-6- ذکر لا اله الا الله
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَقِّنُوا مَوْتَاكُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ فَمَنْ قَالَهَا فِي صِحَّتِهِ فَمَهْ قَالَ فَذَاكَ أَهْدَمُ وَ أَهْدَمُ إِنَّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَمْنٌ لِلْمُؤْمِنِ فِي حَيَاتِهِ وَ عِنْدَ مَوْتِهِ وَ حِينَ يُبْعَثُ. (مكارم الأخلاق ص 310)
براى مردگان « لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اَللّٰهُ » تلقين بخوانيد كه گناهان او را معدوم میسازد. پرسيدند: يا رسول الله! آن كس كه در حال سلامت و با زبان خود آن را بگويد چه؟ فرمود: گناهانِ او را معدوم میسازد كه لا اله الا الله براى مؤمن در زندگى و به هنگام مرگ و در وقت زنده شدن وسيلهی ايمنى است.
4-7- سلام در آخر نماز
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَعْنَى السَّلَامِ فِي دُبُرِ كُلِ صَلَاةٍ الْأَمَانُ أَيْ مَنْ أَدَّى أَمْرَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ خَالِصاً لِلَّهِ خَاشِعاً فِيهِ فَلَهُ الْأَمَانُ مِنْ بَلَاءِ الدُّنْيَا وَ بَرَاءَةٌ مِنْ عَذَابِ الْآخِرَةِ… (بحار الأنوار ج 82 ص 307)
معنی سلام در انتهای هر نماز، در امان بودن است؛ یعنی هر کس دستور خدا و سنّت واجب پیامبرش را فقط برای خدا و با خشوع به جای آورد، از گرفتاریهای دنیا در امان و از عذاب آخرت دور خواهد بود…
4-8- کشیدن دست بر محل سجده و مسح بر بدن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) …فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنِ ارْفَعْ رَأْسَكَ وَ أَمِرَّ يَدَكَ فِي مَوْضِعِ سُجُودِكَ وَ امْسَحْ بِهَا وَجْهَكَ وَ مَا نَالَتْهُ مِنْ بَدَنِكَ فَإِنِّي أُومِنُكَ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ. (بحار الأنوار ج 59 ص 268)
خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد: … اى موسى! سرت را بلند و دستت را بر جايگاه سجدهات بكش و با آن چهره و اعضاى بدنت را مسح كن كه آن ايمنى از هر بيمارى و درد و عيب و نقص است.
4-9- تدبیر
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِالنَّظَرِ فِي الْعَوَاقِبِ تُؤْمَنُ الْمَعَاطِبُ. (عيون الحكم ص 186)
با نگرش و دقّت در سرانجامهاى كار است كه آدمى از هلاكتها ايمنى يابد.
4-10- اشخاص ایمن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُؤْمِنُونَ أَنْفُسُهُمْ عَفِيفَةٌ وَ حَاجَاتُهُمْ خَفِيفَةٌ وَ خَيْرَاتُهُمْ مَأْمُولَةٌ وَ شُرُورُهُمْ مَأْمُونَةٌ. (عيون الحكم ص 58)
پرهيزگاران، نفْسهاى ايشان عفيف است، و حاجتهاى ايشان سبك است، و خيرات ايشان اميد داشته شده است، و بدیهاى ايشان ايمنى داشته شده است.
4-11- عطسه
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَثْرَةُ الْعُطَاسِ يَأْمَنُ صَاحِبَهَا مِنْ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ أَوَّلُهَا الْجُذَامُ وَ الثَّانِي الرِّيحُ الْخَبِيثَةُ الَّتِي تَنْزِلُ فِي الرَّأْسِ وَ الْوَجْهِ وَ الثَّالِثُ يَأْمَنُ نُزُولَ الْمَاءِ فِي الْعَيْنِ وَ الرَّابِعُ يَأْمَنُ مِنْ شِدَّةِ الْخَيَاشِيمِ وَ الْخَامِسُ يَأْمَنُ مِنْ خُرُوجِ الشَّعْرِ فِي الْعَيْنِ قَالَ وَ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ يَقِلَّ عُطَاسُكَ فَاسْتَعِطْ بِدُهْنِ الْمَرْزَنْجُوشِ قُلْتُ مِقْدَارُ كَمْ قَالَ مِقْدَارُ دَانِقٍ قَالَ فَفَعَلْتُ ذَلِكَ خَمْسَةَ أَيَّامٍ فَذَهَبَ عَنِّي. (مكارم الأخلاق ص 355)
زيادى عطسه، انسان را از پنج چيز در امان دارد: اول: بيمارى جذام. دوم: بادهاى موذى در سر و صورت. سوم: ريزش آب در چشم. چهارم: ايمنى از شدّت گرفتگى رگهاى بينى. پنجم: ايمنى از مو درآمدن در چشم.
4-12- شکر نعمت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شُكْرُ النِّعْمَةِ أَمَانٌ مِنْ حُلُولِ النَّقِمَةِ. (عيون الحكم ص 291)
شكر نعمت، از فرود آمدن عقوبت و انتقام ايمنى است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شُكْرُ النِّعْمَةِ أَمَانٌ مِنْ تَحْوِيلِهَا وَ كَفِيلٌ بِتَأْيِيدِهَا. (عيون الحكم ص 291)
شكر نعمت سبب ايمنى از برگشتن و ضامن هميشگى بودن آن است.
4-13- تفکر
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ يُوجِبُ الِاعْتِبَارَ وَ يُؤْمِنُ الْعِثَارَ وَ يُثْمِرُ الِاسْتِظْهَارَ. (عيون الحكم ص 20)
انديشه كردن در كار، موجب اعتبار آن گردد، و از لغزش ايمنى دهد، و پشت گرمى به بار آورد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْفِكْرُ فِي الْأَمْرِ قَبْلَ مُلَابِسَتِهِ يُؤْمِنُ الزَّلَلَ. (عيون الحكم ص 56)
انديشيدن در كار، پيش از اقدام كردن به آن، سبب ايمنى از لغزشها است.
4-14- عاقل
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مُصَاحَبَةُ الْعَاقِلِ مَأْمُونَةٌ. (عيون الحكم ص 485)
مصاحبت و همدمى با عاقل ايمنى است.
4-15- وفاداری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَغْدِرَنَّ بِعَهْدِكَ وَ لَا تَخْفِرَنَّ ذِمَّتَكَ وَ لَا تَخْتَلْ عَدُوَّكَ فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ عَهْدَهُ وَ ذِمَّتَهُ أَمْناً لَهُ. (عيون الحكم ص 526)
به عهد خود بىوفايى مكن، و پيمان خود را مشكن، و با دشمن خود فريبكارى مكن، زيرا خداوند عهد و پيمان او را ايمنى براى او قرار داده است.
4-16- مسلمان
السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا مَعْنَى قَوْلِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ قَالَ لَوْ أَنَ جَيْشاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ حَاصَرُوا قَوْماً مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَأَشْرَفَ رَجُلٌ فَقَالَ أَعْطُونِي الْأَمَانَ حَتَّى أَلْقَى صَاحِبَكُمْ وَ أُنَاظِرَهُ فَأَعْطَاهُ أَدْنَاهُمُ الْأَمَانَ وَجَبَ عَلَى أَفْضَلِهِمُ الْوَفَاءُ بِهِ. (كافی ج 5 ص 30)
سكونى: از امام صادق (عليه السلام) پرسيدم: معنى اين سخن پيامبر (صلى الله عليه و آله) “پايينتر درجهی مسلمانان در مورد امان آنان تلاش مىكند.” چيست؟ فرمود: اگر لشگرى از مسلمانان قومى از مشركان را محاصره كنند و مردى از مشركان رو به مسلمانان كرد و گفت: به من امان دهيد تا با بزرگ شما ديدار كنم و با او گفتگو كنم و كم رتبهترين شخصى كه در لشگر مسلمانان است به او امان داد، بر بالاترين مقام لشكر واجب است كه به آن امان وفا كند.
4-17- خدمت به مسلمانان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ تَوَلَّى أَمْراً مِنْ أُمُورِ النَّاسِ فَعَدَلَ وَ فَتَحَ بَابَهُ وَ رَفَعَ سِتْرَهُ وَ نَظَرَ فِي أُمُورِ النَّاسِ كَانَ حَقّاً عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُؤْمِنَ رَوْعَتَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ. (أمالی صدوق ص 245)
هر كس كارى از كارهاى مسلمانان را به عهده گيرد، پس به عدالت رفتار كند – درهايش را بگشايد و حجابهايش را بردارد و به كارهاى مردم بپردازد بر خداوند عزیز و بلندمرتبه شايسته است كه در روز قيامت ترس او را ايمنى بخشد و وارد بهشتش کند.
4-18- دیدار دوستان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِغْبَابُ الزِّيَارَةِ أَمَانٌ مِنَ الْمَلَالَةِ. (تصنيف غرر الحكم ص 430)
ديدن دوستان ايمنى است از خسته دل شدن.
5- دعاها
5-1- دعا و درخواست برای ایمنی
اَللهُ تَعالی: وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اِجْعَلْ هٰذٰا بَلَداً آمِناً وَ اُرْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ اَلثَّمَرٰاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللّٰهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ. (بقره/ ۱۲۶)
و هنگامی که ابراهيم گفت: اى پروردگار من! اين شهر را جاى امنى گردان و از مردمش آنان را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند، از فرآوردهها روزى بخش.
مُنَاجَاةٌ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اللَّهُمَ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ {يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ.} (شعراء/88 و 89) وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ {يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا.} (فرقان/27) وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ يَوْمَ {يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ.} (الرحمن/41) وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ يَوْمَ {لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌ.}(لقمان/33). ) (بحار الأنوار ج 91 ص 109)
مناجات امیر المؤمنین (علیه السلام) : پروردگارا! از تو میخواهم به من امان دهی {در روزی که مال و فرزندان سودی نمیرساند، مگر کسی که با قلب پاک نزد پروردگار آید.} و از تو درخواست امان دارم {در روزی که ستمگر پشت دستان خود را بگزد و گوید: ای کاش راهی به سوی پیامبر داشتم!} و از تو امان می خواهم در روزی که {گنهکاران را با چهره هایشان می شناسند، پس آنها را از موی پیشانی و قدمها میگیرند.} و از تو امان میخواهم در روزی که {هیچ پدری برای فرزندش جزا (کیفر) نمیکشد و نه هیچ فرزندی برای پدرش جزا نمیدهد، به راستی وعدهی خداوند راست است.}
مُنَاجَاةٌ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ {يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ.} (غافر/52) وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ {يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ.} (انفطار/19) وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ {يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ.} (عبس/37-34) وَ أَسْأَلُكَ الْأَمَانَ الْأَمَانَ يَوْمَ {يَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ يَفْتَدِي مِنْ عَذابِ يَوْمِئِذٍ بِبَنِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ أَخِيهِ وَ فَصِيلَتِهِ الَّتِي تُؤْوِيهِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ يُنْجِيه.}. (معارج/14-11) (بحار الأنوار ج91 ص 109)
…و از تو امان میخواهم {در روزی که عذرخواهی ستم کاران برای آنها سودی ندارد و برای آنها لعنت و جایگاهی ناپسند است.} و از تو امان میخواهم {در روزی که هیچکس برای دیگری چیزی ندارد و کار در آن روز به دست خداست. و از تو امان میخواهم در روزی که انسان از برادر خود میگریزد و نیز از مادر و پدر خود و از همسر و فرزندانش، در آن روز هرکدام کاری دارد که او را از دیگری بینیاز میگرداند.} و از تو امان میخواهم در روزی که {گنهکار دوست میدارد فرزندش و همسر و برادرش را برای نجات از عذاب قربانی کند، و نیز خویشانی که او را پناه داده بودند، و همه ی ساکنان زمین را تا آن که نجات پیدا کند.}
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …وَ تُدْخِلُنَا فِي كُلِّ خَيْرٍ أَدْخَلْتَ فِيهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مَعَهُمْ فِي كُلِّ شِدَّةٍ وَ رَخَاءٍ وَ فِي كُلِّ عَافِيَةٍ وَ بَلَاءٍ وَ فِي كُلِ أَمْنٍ وَ خَوْفٍ وَ فِي كُلِّ مَثْوًى وَ مُنْقَلَب. (بحار الأنوار ج 95 ص 238)
(…خداوند! از تو مىخواهيم) كه در هر خير و خوبى كه محمّد و آل محمّد – صلّى اللّٰه عليهم اجمعين – را وارد آن کردی، ما را نيز داخل كنى. خدايا! مرا در هر حال سختى و خوشى، تندرستى و گرفتارى و ايمنى و بيم و در ايستادن و رفتن، همراه آنان قرار ده.
5-2- ایمنی برای دنیا و آخرت
أَسْأَلُكَ يا مُعْتَمَدِى عِنْدَ كُلِّ كُرْبَةٍ وَ غِياثِى عِنْدَ كُلِّ شِدَّةٍ، بِهٰذِهِ الْأَسْماءِ، أَماناً مِنْ عُقُوباتِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ.
اى تكيه گاه من! در هر ناراحتى سخت و گلوگير، و ياور و يارىگر من در هر سختى و گرفتارى، به [واسطهى] اين نامها [كمالات] از تو ايمنى از تمامى عقوبتهاى دنيا و آخرت را خواستارم.
5-3- ايمنى از وسواس
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ أَمَانٌ لَكَ مِنَ الْوَسْوَاسِ أَنْ تَقُولَ {وَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراً وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوررأ}. (اسراء/49-47) . (مكارم الأخلاق ص 369)
يا على! از وسواس، ايمنى بخش تو است، اينكه بگويى: {چون قرآن میخوانى ميان تو و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند پردهی پوشنده قرار میدهيم، و بر دلهايشان تيرگى و مانع از فهم قرآن و در گوشهايشان سنگينى قرار میدهيم، و چون خدا را در قرآن به وحدانيت ياد میكنى از نفرت و غرور تعصب به تو پشت میكنند و باز میگردند.}
5-4- ایمنی از ترس
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ أَمَانٌ لَكَ مِنْ كُلِّ سُوءٍ تَخَافُهُ أَنْ تَقُولَ مَا شَاءَ اللَّهُ كَانَ وَ مَا لَمْ يَشَأْ لَمْ يَكُنْ أَشْهَدُ {أَنَ اللَّهَ عَلى كُلِ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً.} (طلاق/12) {وَ أَحْصى كُلَّ شَيْءٍ عَدَداً.} (جن/27) وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.(مكارم الأخلاق ص 369)
يا على! اين ايمنى بخش توست از هر نوع بدى و آفتى كه از آن ترس داشته باشى، اينكه بگويى: آنچه خدا بخواهد شدنى است و آنچه نخواهد، نشود. شهادت میدهم {همانا خدا بر هر چيز توانا است و علم او بر همه چیز احاطه دارد } {و تعداد همه چیز را میداند و از همه امور مخلوقات آگاه است.} و هيچ حركت و نيرويى نيست مگر به دست خداوند.
5-5- ايمنى از سوختن
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ اَلْحَرَقِ: {إِنَّ وَلِيِّيَ اَللّٰهُ اَلَّذِي نَزَّلَ اَلْكِتٰابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى اَلصّٰالِحِينَ.} (اعراف/ ١٩٥) {وَ مٰا قَدَرُوا اَللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ.} (زمر/ ٦٧) اَلْآيَةَ . (بحار الأنوار ج 74 ص 58)
يا على! ايمنى امّت من از آتشسوزى (اين) است: {همانا سرپرست من خدایى است كه قرآن را فرستاده و او سرپرست صالحان است.} { و آنان خدا را آنگونه که سزاوار اوست، نشناختند.}
5-6- ایمنی از درندگان
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ مَنْ خَافَ السِّبَاعَ فَلْيَقْرَأْ {لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ.} (توبه/128) إِلَى آخِرِ السُّورَةِ. (بحار الأنوار ج 74 ص 58)
يا علىّ! هر كس كه از درندگان بترسد، پس بايد اين (بيان الهى) را بخواند: {هر آينه پيامبرى از خود شما بر شما مبعوث شد.} – تا آخر سوره.
5-7- ایمنی از سوار شدن کشتی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ الْغَرَقِ إِذَا هُمْ رَكِبُوا السُّفُنَ فَقَرَءُوا بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ {وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ.} (زمر/ 67) {بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ.} (هود/ ٤١) (بحار الأنوار ج 74 ص 58)
اى على! اين (آيات) موجب ايمنى امّت من از غرق شدن است. به هنگام سوار شدن كشتى بخوانيد: بسم اللّه الرّحمن الرّحيم {و خدا را آنچنان كه بايد به بزرگى نشناختهاند، و حال آنكه روز قيامت زمين يكسره در قبضهی [قدرت] اوست، و آسمانها درهم پيچيده به دست اوست؛ او منزّه است و برتر است از آنچه [با وى] شريك مىگردانند.} { به نام خداست روانشدنش و لنگر انداختنش، بىگمان پروردگار من آمرزندهی مهربان است.}
5-8- ایمنی از سرقت
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ اَلسَّرَقِ { قُلِ اُدْعُوا اَللّٰهَ أَوِ اُدْعُوا اَلرَّحْمٰنَ أَيًّا مٰا تَدْعُوا فَلَهُ اَلْأَسْمٰاءُ اَلْحُسْنىٰ.} (اسراء/ ١١٠) إِلَى آخِرِ اَلسُّورَةِ . (بحار الأنوار ج 74 ص 58)
يا علىّ! ايمنى امّت من از سرقت در اين بيان الهى است: {بگو: چه اللّه را بخوانيد چه رحمان را بخوانيد، هر كدام را كه بخوانيد، نامهاى نيكو از آن اوست.} تا آخر سوره.
5-9- ایمنی از ویرانی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ الْهَدْمِ {إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً.}( فاطر/ 39) (بحار الأنوار ج 74 ص 58)
یا علی! این (آیه) موجب امان امّت من است از ویرانی: {همانا خدا آسمانها و زمین را نگاه میدارد تا نیفتند، و اگر بیفتند، بعد از او هیچکس آنها را نگه نمیدارد؛ اوست بردبار آمرزنده.}
5-10- ایمنی از نگرانی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ الْهَمِّ: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ لَا مَلْجَأَ وَ لَا مَنْجَى مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ. (بحار الأنوار ج 74 ص 58)
يا علىّ! ايمنى امّت من از نگرانی در اين است: هيچ توانى و نيرویى جز به مدد خداوند نيست، هيچ پناهگاهى و راه نجاتى از حيطهی قدرت خدا جز به سوى او نيست.
5-11- ایمنی در سفر
كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِذَا أَرَادَ سَفَراً قَالَ اللَّهُمَّ خَلِّ سَبِيلَنَا وَ أَحْسِنْ تَسْيِيرَنَا أَوْ قَالَ مَسِيرَنَا وَ أَعْظِمْ عَافِيَتَنَا. (الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ص 112)
هر گاه امام صادق (عليه السّلام) مىخواست به سفر برود، چنين مىفرمود: پروردگارا! راه را برايمان آسان و رفتن (يا: راه رفتن) ما را نيكو گردان و تندرستى ما را بزرگ دار.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْخَاتَمُ الْعَقِيقُ أَمَانٌ فِي السَّفَرِ. (الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ص 51)
انگشترىِ عقيق مايهى ايمنى در سفر است.
5-12- ایمنی از مرکب سرکش
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ مَنِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ دَابَّتُهُ فَلْيَقْرَأْ فِي أُذُنِهِ الْيُسْرَى {وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ.} (آل عمران/ ٨٣) (بحار الأنوار ج 92 ص 124)
يا علىّ! چون مَركب كسى بر او توسنى (چموشى) كند، میبايد اين بيان الهى را در گوش چپش بخواند: {و هر آن كس كه در آسمانها و زمين است، خواه و ناخواه در برابر او سر تسليم فرود آورده است، و همگان بسوى او باز میگردند.}
5-13- ایمنی از ساحر و شیطان
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُّ مَنْ خَافَ سَاحِراً أَوْ شَيْطَاناً فَلْيَقْرَأْ {إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ} الْآيَةَ (يونس/ 3). (بحار الأنوار ج 74 ص 58)
یا علی! کسی که از جادوگری یا شیطانی بترسد، این آیه را بخواند: { پروردگار شما آن خدایی است که آسمانها و زمین را در شش هنگام آفرید.} تا آخر آیه.
5-14- ایمنی از شمشیر
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ السَّيْفِ {قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ.} (اسراء/ 110) وَ قَرَأَ آيَةَ الْكُرْسِيِ. (بحار الأنوار ج 73 ص 212)
براى امّت من، مايهی ايمنى از شمشير (كشته شدن)، آیه { بگو: چه اللّه را بخوانيد چه رحمان را بخوانيد.} است و آیة الکرسی را بخواند.
5-15- ایمنی از احتلام
أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَنَّهُ قَالَ يَقُولُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الِاحْتِلَامِ وَ مِنْ شَرِّ الْأَحْلَامِ وَ أَنْ يَلْعَبَ بِيَ الشَّيْطَانُ فِي الْيَقَظَةِ وَ الْمَنَامِ. (بحار الأنوار ج 73 ص 212)
بار خدایا! به تو پناه می برم از احتلام و شر احلام و از اینکه شیطان مرا به بازی گیرد در بیداری و خواب.
5-16- ایمنی چشم زخم
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَيْنُ حَقٌّ وَ لَيْسَ تَأْمَنُهَا مِنْكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لَا مِنْكَ عَلَى غَيْرِكَ فَإِذَا خِفْتَ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ فَقُلْ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ثَلَاثاً وَ قَالَ إِذَا تَهَيَّأَ أَحَدُكُمْ تَهْيِئَةً تُعْجِبُهُ فَلْيَقْرَأْ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ الْمُعَوِّذَتَيْنِ فَإِنَّهُ لَا يَضُرُّهُ بِإِذْنِ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 92 ص 128)
چشم زخم حق است و از آن بر خود ایمن مباش و دیگران نیز از تو در امان نیستند، پس هر گاه از آن ترسیدی سه بار بگو: هر چه خواست، هیچ قدرتی جز خدای بلندمرتبه و بزرگ نیست و فرمود: هرگاه یکی از شما به ظاهری درآمدید که بسیار کسی را خوش میآید، هنگامی که از خانه خارج میشود باید قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق را بخواند که به اذن خدا به او آسیبی نرساند.
6- عوامل ناامنی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَّهِ مَا مَنَعَ الْأَمْنَ أَهْلَهُ وَ أَزَاحَ الْحَقَّ عَنْ مُسْتَحِقِّهِ إِلَّا كُلُّ كَافِرٍ جَاحِدٍ وَ مُنَافِقٍ مُلْحِدٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 122)
به خدا سوگند! مانع نشود ايمنى و امنيت را از مردمى كه شايستهی آنند و كنار نزند حق را از مستحق آن، مگر هر كافرِ منكر و منافقِ بىدينى.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَرُّ النَّاسِ مَنْ لَا يُرْجَى خَيْرُهُ وَ لَا يُؤْمَنُ شَرُّهُ. (عيون الحكم ص 294)
بدترين مردم كسى است كه اميد خيرى در وى نرود و از بديش راه ايمنى نباشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اللَّئِيمُ لَا يُرْجَى خَيْرُهُ وَ لَا يُسْلَمُ مِنْ شَرِّهِ وَ لَا يُؤْمَنُ غَوَائِلُهُ. (عيون الحكم ص 58)
لئيم يعنى بخيل يا شخص پست مرتبه امّيد داشته نشده است نيكویى او، و سلامتى نيست از شرّ او، و ايمنى نيست از مصيبتهاى او.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ لَمْ يَكْمُلْ عَقْلُهُ لَمْ تُؤْمَنْ بَوَائِقُهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 55)
كسى كه عقلش كامل نباشد از شرّ و بدى او ايمنى نباشد.
7- مغرور نشدن به محل امن
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَغْتَرَّنَّ بِالْأَمْنِ فَإِنَّكَ مَأْخُوذٌ مِنْ مَأْمَنِكَ. (عيون الحكم ص 523)
زنهار كه فريفته نشوى به امنيّت، كه به راستى تو از همان مكان امن خود ربوده خواهى شد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ مَأْمَنِهِ يُؤْتَى الْحَذَرُ. (عيون الحكم ص 467)
شخص حذر كننده از همان مكان امن خود، به او آسيب رسد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رُبَ آمِنٍ وَجِلٌ. (عيون الحكم ص 265)
چه بسا شخصی كه در امان است، ولی ترسان و بیمناک است.
8- خیانت در امان دادن
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ رَجُلٍ آمَنَ رَجُلًا عَلَى ذِمَّةٍ ثُمَّ قَتَلَهُ إِلَّا جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَحْمِلُ لِوَاءَ الْغَدْرِ. (كافی ج 5 ص 31)
هيچ مردى نيست كه به مرد ديگر امان بدهد، سپس او را بكشد، مگر آنكه روز قيامت در حالى مىآيد كه لواى خيانت را به دوش مىكشد.
9- آفت ایمنی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْأَمْنُ اغْتِرَارٌ. (عيون الحكم ص 60)
ايمنى موجب فريب خوردن است.
10- ترس بعد از امنیت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رُبَ أَمْنٍ انْقَلَبَ خَوْفاً. (عيون الحكم ص 266)
چه بسا امنيّتى كه به ترس باز گردد.
11- امنیت بعد از ترس
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَمْ مِنْ خَائِفٍ وَفَدَ بِهِ خَوْفُهُ عَلَى قَرَارَةِ الْأَمْنِ. (عيون الحكم ص 380)
چه بسا ترسناكى كه ترسش او را به جايگاه امنى در آورد.
12- ایمنی در دوران ظهور امام زمان علیه السلام
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا لَأَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا وَ لَذَهَبَتِ الشَّحْنَاءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبَادِ وَ اصْطَلَحَتِ السِّبَاعُ وَ الْبَهَائِمُ حَتَّى تَمْشِي الْمَرْأَةُ بَيْنَ الْعِرَاقِ إِلَى الشَّامِ لَا تَضَعُ قَدَمَيْهَا إِلَّا عَلَى النَّبَاتِ وَ عَلَى رَأْسِهَا زَبِيلُهَا لَا يُهَيِّجُهَا سَبُعٌ وَ لَا تَخَافُهُ. (بحار الأنوار ج 52 ص 316)
…اگر قائم ما قیام کند، آسمان باران خود را فرو میریزد، زمین نباتات خود را بیرون میدهد، کینهها از دل بندگان خدا زایل میشود و درندگان و حیوانات با هم میسازند و از یکدیگر رم نمیکنند، تا جایی که زنی که میخواهد راه عراق تا شام را بپیماید، همه جا قدم بر روی سبزه و گیاهان میگذارد و زینتهای خود را بر سردارد – و کسی طمع به آن نمیکند – نه درنده ای به او حمله میآورد و نه او از درندگان وحشت دارد.












ثبت دیدگاه