آداب مدیریت
چکیده
انسانها برای انجام امر خود نیاز دانش اداره دارند. در آداب مدیریت بخشی از آن از بیان پیشوایان دین آمده است که مهمترین مورد آن انجام کارها بر اساس الویت است. البته بایسته است که آفات مدیریت نیز مورد توجه قرار گیرد.
واژه های مرتبط
مدیر، اداره، مسئول، مسئولیت، کارمند، کارگزار، رئیس
1- معنی و مفهوم مدیریت
مدير: گرداننده. آنكه مىگرداند. دوردهنده. در تداول، ادارهكننده. كسى كه كارى را اداره مىكند. مباشر. رئيس. سركار. كارگردان. ادارهكنندۀ كارى يا مؤسسهاى. آن كه در ادارۀ امور از خود شايستگى و توانايى نشان دهد. (فرهنگ متوسط دهخدا ج ۲ ص ۲۶۵۰)
مديريت: مدير بودن. مديرى: مديريت كل، مديريت عامل، مديريت دبستان. لياقت ادارۀ جايى را داشتن. قدرت ادارۀ جايى يا مراسمى را به خوبى داشتن. (فرهنگ متوسط دهخدا ج ۲ ص ۲۶۵۰)
2- اهمیت مدیریت
اَللهُ تَعالی: وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ. (آلعمران/ 136)
و چه نیکوست پاداش اهل عمل.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن تَوَلّی اَمراً مِن اُمُورِ النّاسِ وَ فَتَحَ بابَهُ وَ رَفعَ سِترَهُ وَ نَظَرَ فی اُمُور النّاسِ کان حَقًّا عَلَی اللهِ اَن یؤمِنَ رَوعَتَهُ یومَ القِیامَةِ وَ یدخِلَهُ الجَنّةَ. (بحار الأنوار ج 75 ص 340)
کسی که کاری از کارهای مردم به عهدهاش گذاشته شود و او در محل کار خود را روی مردم باز کند، پردهها و موانع را کنار بزند و با دقت به فکر اصلاح امور مردم باشد، بر خداوند است که روز قیامت او را در امان قرار دهد و به بهشت برد.
3- عوامل مدیریت
3-1- استمداد از کمک الهی
اَللهُ تَعالی: وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِي. (طه/29-27)
و از زبانم گره بگشاى، [تا] سخنم را بفهمند، و براى من دستيارى از كسانم قرار ده.
اَللهُ تَعالی: ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا. (اسراء/ 6)
پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مىكنيم و شما را با اموال و پسران يارى مىدهيم و [تعداد] نفرات شما را بيشتر مىگردانيم.
3-2- ایمان و عدم سستی
اَللهُ تَعالی: وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ. (آل عمران/139)
سستى مكنيد و اندوهگين مباشيد، زيرا اگر ايمان آورده باشيد، شما برترى خواهيد جست.
3-3- توکّل بر خدا
اَللهُ تَعالی: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ. (آل عمران/159)
و چون تصميم گرفتى، بر خدا توكّل كن، زيرا خداوند توكّلكنندگان را دوست مىدارد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ احَبّ ان یَکُونَ اقْوَی النّاسِ فلْيَتَوكَّلْ علَی اللّه. (مستدرک الوسائل ج۱۱ ص۲۱۷)
هر كه دوست دارد نيرومندترينِ مردم باشد، بايد به خدا توكّل كند.
3-4– دانش و عقل
اَللهُ تَعالی: فسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ. (نحل/ 34)
از دانایان بپرسید، اگر نمیدانید.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا ابْنَ مَسْعُود إِذَا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ بِعِلْمٍ وَ عَقْلٍ وَ إِیَّاک وَ أَنْ تَعْمَلَ عَمَلًا بِغَیْرِ تَدْبِیرٍ فانه جل جلاله یقول: وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّهٍ أَنکَاثًا. (بحار الانوار ج 74 ص110)
ای پسر مسعود! آن گاه که کاری انجام میدهی، با آگاهی و عقل انجام بده. مبادا کاری را بدون برنامهریزی انجام دهی. همانا خداوند میفرماید: مانند زنی نباشید که رشتههای خود را بعد از محکم تابیدن، وا تابد.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قِوامُ المَرءِ عَقلُهُ و لا دِينَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ. (بحار الانوار ج 1 ص94)
قوام مرد (و آنچه انسان را سرپا نگه میدارد) خرد اوست و كسى كه خرد ندارد، دين ندارد.
3-5- طرح و برنامه
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَعَدَ عَنْ حِيلَتِهِ أَقَامَتْهُ الشَّدَائِدُ. (عيون الحكم ص 441)
هر کس دست از برنامهریزی بردارد، گرفتار مشکلات و سختیها میشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّدْبِيرُ قَبْلَ الْعَمَلِ يُؤْمِنُكَ مِنَ النَّدَم. (بحار الانوار ج 74 ص 383)
تدبیر و اندیشه، پیش از انجام کار تو را از پشیمانی ایمن میدارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَدَلُ شَيْءٍ عَلَى غَزَارَةِ الْعَقْلِ حُسْنُ التَّدْبِيرِ. (عيون الحكم ص 117)
بهترین دلیل بر کمال عقل، برنامهریزی خوب و مناسب است.
3-6- ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﭘﺬﯾﺮی
و من كلام له (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) لما بُويِعَ في المدينة : ذِمَّتى بِما أقولُ رَهينةً و أنا بِه زعيمٌ. (نهج البلاغه خطبه 16)
خطبه اى از آن حضرت (علیه السلام) هنگامى كه در مدينه با او بيعت كردند: آنچه مىگويم در عهده خويش مىدانم، و خود به آن پايبندم.
3-7- توانایی و استقامت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَاجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْر مِنْ أُمُورِکَ رَأْساً مِنْهُمْ، لاَ يَقْهَرُهُ کَبِيرُهَا وَلاَ يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ کَثِيرُهَا… (نهج البلاغه نامه 53)
براى هر يك از كارهايت سرپرستى برگزين كه بزرگى كار بر او چيرگى نيابد، و فراوانى كار او را درمانده نسازد…
3-8- آینده نگری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ نَاظِرُ قَلْبِ اللَّبِيبِ بِهِ يُبْصِرُ أَمَدَهُ وَ يَعْرِفُ غَوْرَهُ وَ نَجْدَهُ. (نهج البلاغه خطبه 154)
بینا دل خردمند، پایان خویش میبیند و پست و بلند و نشیب و فراز خود را میشناسد.
3-9- بلندی همت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَبُرَتْ هِمَّتُهُ كَثُرَ اهْتِمَامُهُ. (عيون الحكم ص 453)
هر كس همّتش بلند باشد، پشتكارش زياد خواهد بود.
3-10- قاطعیت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا وَ يَقِينَكُمْ شَكّاً إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا وَ إِذَا تَيَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا. (نهج البلاغه حکمت 274)
علم خود را به جهل و یقین خویش را به شک تبدیل نکنید، وقتی دانستید عمل کنید و زمانی که یقین کردید، اقدام کنید.
3-11- کنترل خشم درهنگام قدرت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَفْضَلُ الْحِلْمِ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ مِلْكُ النَّفْسِ مَعَ الْقُدْرَةِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۲۸۶)
برترين بردباری، فرو خوردن خشم و خويشتنداری در هنگام توانايی [بر گرفتن انتقام] است.
3-12- پاداش مدیریت
اَللهُ تَعالی: وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظیم. (مائده/ 9)
خداوند به کسانی که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته انجام دادهاند، وعدهی آمرزش و پاداش بزرگ داده است.
3-13- استفاده بهینه ازامکانات
جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) أَنَّهُ ذَكَرَ عَنْ آبَائِهِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ): أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) كَتَبَ إِلَى عُمَّالِهِ أَدِقُّوا أَقْلَامَكُمْ وَ قَارِبُوا بَيْنَ سُطُورِكُمْ وَ احْذِفُوا عَنِّي فُضُولَكُمْ وَ اقْصِدُوا قَصْدَ الْمَعَانِي وَ إِيَّاكُمْ وَ الْإِكْثَارَ فَإِنَّ أَمْوَالَ الْمُسْلِمِينَ لَا تَحْتَمِلُ الْإِضْرَارَ. (بحار الأنوار ج41 ص 105)
امام صادق (علیه السلام) ازپدران گرامیشان نقل کردند که همانا امیر المؤمنین (علیه السلام) برای کارگزارنش نوشت: نوک قلمهای خود را تیز و سطور نوشته را به هم نزدیک کنید، زیادی کلمات را (در نوشتن گزارش) حذف کنید، به اصل سخن بپردازید و از زیاد نوشتن بپرهیزید که اموال مسلمین ضرر را برنمیتابد
3-14- تقویت نیروی جسمی
اَللهُ تَعالی: قالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفاهُ عَلَیکُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ… (بقره/ 247)
قوم بنی اسرائیل به پیامبرشان گفتند: فرمانده ای برای ما مشخص کن تا به جنگ حاکم ستمگر برویم. پیامبرشان گفت: خداوند، طالوت را به فرماندهی شما برگزید زیرا توان علمی و جسمی لازم برای این مسؤولیت را دارد.
3-15- مراقبت از یاوران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَتَحَفَّظْ مِنَ الَاْعْوَانِ. (نهج البلاغه نامه 53)
و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّهُ لَا يَسْتَغْنِي الرَّجُلُ وَ إِنْ كَانَ ذَا مَالٍ عَنْ [عَشِيرَتِهِ] عِتْرَتِهِ… (نهج البلاغه خطبه 23)
انسان هر چند صاحب ثروت باشد، از عشیرهی خود بی نیاز نیست.
3-16- قانون مداری
اَللهُ تَعالی: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَینِ وَ اْلاَقْرَبینَ… (نساء/ 135)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! همواره عدالت را بر پا دارید و برای خدا گواهی دهید، اگر چه به زیان خود یا والدین و بستگانتان باشد.
4- محیط کار
4-1- آزمون همکاران
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً. (نهج البلاغه نامه 53)
و پس از آزمايش به كارشان بگمار.
4-2- انتخاب صحیح
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ انْظُرْ فِي أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً. (نهج البلاغه نامه 53)
سپس در امور كارمندانت بينديش و پس از آزمايش به كارشان بگمار.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِیَکُن أحَبُّ النَّاسِ إِلَیکَ وَ أحظَاهُمْ لَدَیکَ أکثَرَهُم سَعیاً فِی مَنَافِعِ النَّاسِ. (نهج البلاغه نامه 53)
باید که محبوبترین مردم و بهرهمندترین آنها نزد تو، آن کس باشد که بیش از دیگران برای سودرسانی به مردم تلاش میکند.
4-3- لزوم مشورت و شرایط آن
اَللهُ تَعالی: وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ. (آل عمران/159)
و در كارها با ايشان مشورت كن.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لاَ تَسْتَعِنْ بِكَسْلاَنَ وَ لاَ تَسْتَشِيرَنَّ عَاجِزاً. (کافی ج 5 ص 85)
از فرد تنبل و کسل یاری مخواه و از فرد عاجز و ناتوان مشورت نخواه.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَلاَ تُدْخِلَنَّ فِي مَشُورَتِکَ بَخِيلاً يَعْدِلُ بِکَ عَنِ الْفَضْلِ، وَيَعِدُکَ الْفَقْرَ، وَلاَ جَبَاناً يُضْعِفُکَ عَنِ الاُْمُورِ، وَلاَ حَرِيصاً يُزَيِّنُ لَکَ الشَّرَهَ بِالْجَوْرِ. (نهج البلاغه نامه 53)
را در مشورت خود دخالت مده، زیرا که تو را از احسان منصرف میکند و از نیازمندی میترساند و نیز با اشخاص ترسو مشورت مکن زیرا در کارها روحیهات را تضعیف میکنند. همچنین حریص را به مشاورت نگیر که با ستمگری، حرص را در نظرت زینت میدهد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَلاَ تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَأَثَرَةً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَالْخِيَانَةِ. (نهج البلاغه نامه 53)
و با ميل شخصى، و بدون مشورت با ديگران آنان را به كارهاى مختلف وادار نكن، زيرا نوعى ستمگرى و خيانت است.
5- نظارت و بازرسی
5-1- نظارت بر همکاران
اَللهُ تَعالی: وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النّاسِ… (بقره/ 143)
(خداوند، خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:) و بدین سان شما را امّتی میانهرو قرار دادیم تا ناظر بر اعمال مردم باشید.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَتَحَفَّظْ مِنَ الَاْعْوَانِ (نهج البلاغه نامه 53)
و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ تَفَقَّدْ أَعْمَالَهُمْ، وَابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَالْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ، فَإِنَّ تَعَاهُدَکَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ، وَالرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ. (نهج البلاغه نامه 53)
سپس رفتار كارگزاران را بررسى كن، و گزارشگرانی راستگو، و وفا پيشه بر آنان بگمار، كه مراقبت و بازرسى پنهانى تو از كار آنان، سبب امانت دارى، و مهربانى با مردم خواهد بود.
5-2- ضابطه مداری
اَللهُ تَعالی: یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّامینَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلّهِ وَ لَوْ عَلی أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوالِدَینِ وَ اْلاَقْرَبینَ… (نساء، 135)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! همواره عدالت را بر پا دارید و برای خدا گواهی دهید، اگر چه به زیان خود یا والدین و بستگانتان باشد.
5-3- آزمایش مجریان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً. (نهج البلاغه نامه 53)
و پس از آزمايش به كارشان بگمار.
5-4- ارتباط با مراجعان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن تَوَلّی اَمراً مِن اُمُورِ النّاسِ وَ فَتَحَ بابَهُ وَ رَفعَ سِترَهُ وَ نَظَرَ فی اُمُور النّاسِ کان حَقًّا عَلَی اللهِ اَن یؤمِنَ رَوعَتَهُ یومَ القِیامَةِ وَ یدخِلَهُ الجَنّةَ. (بحار الأنوار ج 75 ص 340)
کسی که کاری از کارهای مردم به عهده اش گذاشته شود و او درِ محل کار خود را روی مردم باز کند، پرده ها و موانع را کنار بزند و با دقت به فکر اصلاح امور مردم باشد، بر خداوند است که روز قیامت او را در امان قرار دهد و به بهشت برد.
5-5- تکریم همکاران
اَللهُ تَعالی: وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیکُمْ… (انعام/ 54)
(خداوند به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:) هر گاه مؤمنان نزد تو آمدند به ایشان سلام کن.
5-6- اعتدال گرایی
اَللهُ تَعالی: وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا. (بقره/143)
و اینگونه شما را امّتى ميانه قرار داديم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: نَحْنُ النُّمْرُقَةُ الْوُسْطى. (نهج البلاغه حکمت 109)
ما تکيهگاه ميانه هستيم.
5-7- پراخت مزد فراوان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَيْهِمُ الاَرْزَاقَ، فَإِنَّ ذَلِکَ قُوَّةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِصْلاَحِ أَنْفُسِهِمْ، وَغِنًى لَهُمْ عَنْ تَنَاوُلِ مَا تَحْتَ أَيْدِيهِمْ، وَحُجَّةٌ عَلَيْهِمْ إِنْ خَالَفُوا أَمْرَکَ أَوْ ثَلَمُوا أَمَانَتَکَ. (نهج البلاغه نامه 53)
سپس روزى فراوان بر آنان ارزانى دار، كه با گرفتن حقوق كافى در اصلاح خود بيشتر مىكوشند، و با بىنيازى، دست به اموال بيت المال نمىزنند، و اتمام حجّتى است بر آنان اگر فرمانت را نپذيرند يا در امانت تو خيانت كنند.
5-8- انتقاد پذیری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَن حذَرَکَ کَمَن بشَرک. (نهج البلاغه حکمت 59)
کسی که ترا هشدار دهد، مانند این میماند که ترا بشارت دهد و خبر خوشی را به تو اعلان کند.
5-9- نظم و انضباط
وَ مِن وَصّيةٍ لَهُ (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِلحسنِ وَ الحُسينِ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ): أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ، وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ. (نهج البلاغه نامه 47)
وصيتى از آن حضرت (علیه السلام) به حسن و حسين (عليهما السلام): شما دو تن و همه فرزندان و خاندانم را و هر كس را كه اين نوشته به او مى رسد، به تقوی و نظم در کارها وصیّت می کنم.
5-10- وقت شناسی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَأَمْضِ لِکُلِّ يَوْم عَمَلَهُ، فَإِنَّ لِکُلِّ يَوْم مَا فِيهِ. (نهج البلاغه نامه 53)
کار هر روز را همان روز انجام بده، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد.
5-11- پشتکاری و دوری از تنبلی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَطَاعَ اَلتَّوَانِيَ أَحَاطَتْ بِهِ اَلنَّدَامَةُ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۴۶۵)
هر كه از سستی پيروی كند، پشيمانی او را فرا گيرد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَدُوُّ الْعَمَلِ الْكَسَلُ. (كافی ج 5 ص 85)
دشمنِ كار، تنبلى و كسالت است.
5-12- عدالت ورزی
اَللهُ تَعالی: وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُم. (شوری/15)
من رسول اکرم (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مأمور شدهام که عدالت را میان شما برقرار سازم.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لا يَکُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِيءُ عِنْدَکَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ، فَإِنَّ فِي ذَلِکَ تَزْهِيداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِي الْإِحْسَانِ، وَ تَدْرِيباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ کُلّاً مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ. (نهج البلاغه نامه 53)
هرگز نيكوكار و بدكار در نظرت يكسان نباشند، زيرا نيكوكاران در نيكوكارى بىرغبت، و بدكاران در بدكارى تشويق مىگردند، پس هر كدام از آنان را بر اساس كردارشان پاداش ده.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لْيَکُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْکَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ. (نهج البلاغه نامه 53)
دوست داشتنیترین چیزها در نزد تو، در حق، میانهترین و در عدل، فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم گسترده ترین باشد.
5-13- رعایت امانت
اَللهُ تَعالی: إِنَّ اللّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اْلاَماناتِ إِلی أَهْلِها… (نساء/ 58)
خداوند فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانشان بدهید.
و من كتاب له (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) إلى أشعث بن قيس عامل أذربيجان:
وَ إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَةٌ وَ أَنْتَ مُسْتَرْعًى لِمَنْ فَوْقَكَ؛ لَيْسَ لَكَ أَنْ تَفْتَاتَ فِي رَعِيَّةٍ وَ لَا تُخَاطِرَ إِلَّا بِوَثِيقَةٍ وَ فِي يَدَيْكَ مَالٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتَ مِنْ خُزَّانِهِ حَتَّى تُسَلِّمَهُ إِلَيَّ وَ لَعَلِّي أَلَّا أَكُونَ شَرَّ وُلَاتِكَ لَكَ وَ السَّلَام.
نامه اى از آن حضرت (امیرالمؤمنین علیه السلام) به اشعث بن قيس، عامل خود در آذربايجان نوشته است:
همانا کارتو (حکمرانی) برای تو طعمه نیست، بلکه امانتی بر گردن تو است و کسی که از تو بالاتر است از تو خواسته تا نگهبان آن باشی. وظیفه نداری که در کار مردم به میل و خواسته شخصی خود عمل کنی، یا بدون ملاک معتبر و فرمان قانونی، به کار بزرگی دست بزنی. اموالی که در دست توست از آن خداوند عزیز و بلندمرتبه است و تو خزانه دار هستی تا آن را به من بسپاری. امیدوارم که برای تو بدترین فرمانرواها نباشم، و السلام.
امام صادق (علیه السلام): مَن تَوَلّی اَمراً مِن اُمُورِ النّاسِ وَ فَتَحَ بابَهُ وَ رَفعَ سِترَهُ وَ نَظَرَ فی اُمُور النّاسِ کان حَقًّا عَلَی اللهِ اَن یؤمِنَ رَوعَتَهُ یومَ القِیامَةِ وَ یدخِلَهُ الجَنّةَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 340)
کسی که کاری از کارهای مردم به عهده اش گذاشته شود و او درِ محل کار خود را روی مردم باز کند، پرده ها و موانع را کنار بزند و با دقت به فکر اصلاح امور مردم باشد، بر خداوند است که روز قیامت او را در امان قرار دهد و به بهشت برد.
5-14- لزوم محبت و حسن خلق
اَللهُ تَعالی: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ. (آل عمران/159)
به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اينچنين خوشخوى و مهربان هستى. اگر تندخو و سختدل مىبودى از گرد تو پراكنده مىشدند. پس بر ببخشاى و برايشان آمرزش بخواه.
اَللهُ تَعالی: وَإِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغَاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّكَ تَرْجُوهَا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلًا مَيْسُورًا. (اسراء/28)
و اگر به اميد رحمتى كه از پروردگارت جوياى آنى، از ايشان روى مىگردانى، پس با آنان سخنى نرم بگوى.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ ارْفُقْ مَا كَانَ الرِّفْقُ أَرْفَقَ وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّةِ حِينَ لَا تُغْنِي عَنْكَ إِلَّا الشِّدَّةُ، وَ اخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ، وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ التَّحِيَّةِ، حَتَّى لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ. (نهج البلاغه نامه46)
در آنجا كه مدارا كردن بهتر است مدارا كن، و در جايى كه جز با درشتى كار انجام نگيرد، درشتى كن، پر و بالت را برابر رعيّت بگستران، با مردم گشاده روى و فروتن باش، و در نگاه و اشاره چشم، در سلام كردن و اشاره كردن با همگان يكسان باش، تا زورمندان در ستم تو طمع نكنند، و نا توانان از عدالت تو مأيوس نگردند.
5-15- سعه صدر
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: آلَةُ الرِّيَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْر. (نهج البلاغه حکمت 176)
ابزار ریاست سعهی صدر است.
5-16- رفق و مدارا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ ارْفُقْ مَا كَانَ الرِّفْقُ أَرْفَقَ وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّةِ حِينَ لَا تُغْنِي عَنْكَ إِلَّا الشِّدَّةُ، وَ اخْفِضْ لِلرَّعِيَّةِ جَنَاحَكَ وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ، وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ التَّحِيَّةِ، حَتَّى لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ. (نهج البلاغه نامه 46)
در آنجا كه مدارا كردن بهتر است، مدارا كن، و در جايى كه جز با درشتى كار انجام نگيرد، درشتى كن. پر و بالت را برابر رعيّت بگستران. با مردم گشاده روى و فروتن باش و در نگاه و اشارهی چشم، در سلام كردن و اشاره كردن با همگان يكسان باش، تا زورمندان در ستم تو طمع نكنند، و نا توانان از عدالت تو مأيوس نگردند.
5-17- شجاعت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُمَ الْصَقْ بِذَوِي… وَ الشَّجَاعَةِ وَ… (نهج البلاغه نامه 53)
سپس، … و شجاعان و … را به خود نزديك گردان.
5-18- سخاوت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثُم الصِق بِذَوی… السَّخا. (نهج البلاغه نامه 53)
سپس، … و اهل سخاوت و … را به خود نزديك گردان.
5-19- ارتباط با مردم
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَاجْعَلْ لِذَوِي الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَکَ، وَتَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَکَ. (نهج البلاغه نامه 53)
پس بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نياز دارند، تا به طور شخصی به امور آنان رسيدگى كنى، و در مجلس عمومى با آنان بنشين و در برابر خدايى كه تو را آفريده فروتن باش.
6- آسیب های مدیریت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: یَستَدلُّ عَلی ادبار الدُّول بِأربع: تَضییع الأُصول وَ التَمسُّک بِالفُروع وَ تَقدیم الأراذِل وَ تأخیر الاَفاضِل. (میزان الحکمه ج3 ص359)
چهار چیزنشانه سقوط دولتها شمرده شده است: ضایع کردن کارهای اصلی، مشغول شدن به کارهای جزئی، برتری دادن افراد پست و کنارگذاشتن افراد با فضیلت.
6-1- سخن چینینان
الْحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ نَمَّ إِلَيْكَ نَمَّ عَلَيْكَ. (بحار الأنوار ج 72 ص 270)
هر کس سخن دیگران را نزد تو بیاورد، سخن تو را نیز نزد دیگران میبرد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: النَّمِيمَةُ شَرُّ رِوَايَةٍ. (عيون الحكم ص ۵۱)
سخنچینی، بدترین نقل قول است.
6-2- پرداختن به امور کم اهمیت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِعلَم اِنَّ الشّاغلَ بِالصَّغیر یخِلُّ بِالمُهِمِّ وَ اِفرادُ المُهِمُّ بِالشُّغلِ یاتی عَلی الصَّغیر و یلحِقُهُ بِالکبیرِ فابدا بِالمُهمِّ وَ لا تَنس النَّظَرَ فِی الصَّغیرِ و اجعلِ الاموُرِ الصِّغار مَن یجمَعُها وَ یعرَّ مِنها عَلَیک. (بحار الأنوار ج 17 ص 424)
بدان که اگر فقط به کارهای کوچک وکم اهمیت بپردازی از کارهای مهم و حیاتی بازخواهی ماند؛ چنان که پرداختن به کارهای مهم، امور کوچک را از یاد می برد و آنها نیز به مشکل و کار مهم تبدیل می شوند. پس ضمن اولویت دادن و پرداختن به امور مهم، از مسائل جزئی نیز به کلی غافل مشو و کارهای کوچک را واگذار به کسی که تو را کفایت کند.
6-3- بی دقتی در قراردادها
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَلاَ تَعْقِدْ عَقْداً تُجَوِّزُ فِيهِ الْعِلَلَ، وَلاَ تُعَوِّلَنَّ عَلَى لَحْنِ قَوْل بَعْدَ التَّأْکِيدِ وَالتَّوْثِقَةِ وَلاَ يَدْعُوَنَّکَ ضِيقُ أَمْر، لَزِمَکَ فِيهِ عَهْدُ اللهِ، إِلَى طَلَبِ انْفِسَاخِهِ بِغَيْرِ الْحَقِّ، فَإِنَّ صَبْرَکَ عَلَى ضِيقِ أَمْر تَرْجُو انْفِرَاجَهُ وَفَضْلَ عَاقِبَتِهِ، خَيْرٌ مِنْ غَدْر تَخَافُ تَبِعَتَهُ، وَأَنْ تُحِيطَ بِکَ مِنَ اللهِ فِيهِ طِلْبَةٌ، لاَ تَسْتَقْبِلُ فِيهَا دُنْيَاکَ وَلاَ آخِرَتَکَ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا قراردادى را امضاء كنى كه در آن براى دغلكارى و فريب راه هايى وجود دارد، و پس از محكم كارى و دقّت در قرار داد نامه، دست از بهانه جويى بردار، مبادا مشكلات پيمانى كه بر عهده ات قرار گرفته، و خدا آن را بر گردنت نهاده، تو را به پيمان شكنى وا دارد، زيرا شكيبايى تو در مشكلات پيمان ها كه اميد پيروزى در آينده را به همراه دارد، بهتر از پيمان شكنى است كه از كيفر آن مى ترسى، و در دنيا و آخرت نمى توانى پاسخ گوى پيمان شكنى باشى.
6-4- بذل و بخشش نابجا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جُودُ الوُلاةِ بِقیء المُسلِمینَ جَورٌ وَ خَتر. (غرر الحکم ص 343)
کارگزاران از بیت المال، ظلم و خیانت است.
6-5- کوتاهی در کار
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْقُصُورُ فِي اَلْعَمَلِ لِمَنْ وَثِقَ بِالثَّوَابِ عَلَيْهِ غَبْنٌ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۵۹)
كوتاهى در عمل براى كسى كه اعتماد بر پاداش آن دارد، زيان بزرگى است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّفْرِيطُ مُصِيبَةُ الْقَادِرِ. (عيون الحكم ص 43)
كوتاهى كردن، مصيبت شخص توانا [بر انجام كار] است.
6-6- تأخیر در انجام کار
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا هَمَمْتَ بِخَيْرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّكَ لَا تَدْرِي مَا يَحْدُثُ. (بحار الأنوار ج 68 ص 222)
هنگامی که به انجام عمل خیری تصمیم گرفتی، فورا بجا آور که تو نمی دانی چه حادثه ای رخ می دهد.
6-7- خودپسندی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَإِيَّاکَ وَالِاْعْجَابَ بِنَفْسِکَ، وَالثِّقَةَ بِمَا يُعْجِبُکَ مِنْهَا، وَ حُبَّ الِاِطْرَاءِ، فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّيْطَانِ فِي نَفْسِهِ لِيَمْحَقَ مَا يَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِينَ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا هرگز دچار خود پسندى گردى و به خوبى هاى خود اطمينان كنى، و ستايش را دوست داشته باشى، كه اينها همه از بهترين فرصت هاى شيطان براى هجوم آوردن به توست، و كردار نيك، نيكوكاران را نابود سازد.
6-8- منت گذاری
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَإِيَّاکَ وَالْمَنَّ عَلَى رَعِيَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ، أَوِ التَّزَيُّدَ فِيمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ، أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ، فَإِنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الاِْحْسَانَ، وَالتَّزَيُّدَ يَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ، وَالْخُلْفَ يُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللهِ وَالنَّاسِ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا هرگز با خدمت هايى كه انجام دادى بر مردم منّت گذارى، يا آنچه را انجام داده اى بزرگ بشمارى، يا مردم را وعده اى داده، سپس خلف وعده نمايى. منّت نهادن، پاداش نيكوكارى را از بين مى برد، و كارى را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل كردن، خشم خدا و مردم را بر مى انگيزاند.
6-9- شتابزدگی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَإِيَّاکَ وَالْعَجَلَةَ بِالاُْمُورِ قَبْلَ أَوَانِهَا، أَوِ التَّسَقُّطَ فِيهَا عِنْدَ إِمْکَانِهَا، أَوِ اللَّجَاجَةَ فِيهَا إِذَا تَنَکَّرَتْ، أَوِ الْوَهْنَ عَنْهَا إِذَا اسْتَوْضَحَتْ، فَضَعْ کُلَّ أَمْر مَوْضِعَهُ، وَأَوْقِعْ کُلَّ أَمْر مَوْقِعَهُ. (نهج البلاغه نامه 53)
مبادا هرگز در كارى كه وقت آن فرا نرسيده شتاب كنى، يا كارى كه وقت آن رسيده سستى ورزى، و يا در چيزى كه (حقيقت آن) روشن نيست ستيزه جويى کنی و يا در كارهاى واضح و آشكار كوتاهى كنى! تلاش كن تا هر كارى را در جاى خود، و در زمان مخصوص به خود، انجام دهى.
6-10- عدم وفا به وعده
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إيّاكَ… اَن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَكَ بِخُلفِكَ… الخُلفَ يوجبُ المَقتَ عِندَ اللّه وَ النّاسِ… (نهج البلاغه نامه 53)
بپرهيز از انجام ندادن وعده! كه آن موجب نفرت خدا و مردم از تو مىشود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:لا تَعِدَنَّ عِدَةً لاتَثِقُ مِن نَفسِكَ بِانجازِها. (تصنیف غررالحکم ص 253)
وعدهاى نده كه از وفاى به آن اطمينان ندارى.
6-11- محبت مقام و مال
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: حُبُّ الجاهِ وَ المالِ یُنبِتُ النِّفاقَ فِی القَلبِ، کَما یُنبِتُ الماءُ البَقلَ. (تنبیه الخواطر ص 264)
حب مقام و مال، نفاق را در قلب میرویاند همانگونه که آب، باعث روییدن گیاه میشود.
6-12- امتیاز خواهی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَإِيَّاکَ وَالاِسْتِئْثَارَ بِمَا النَّاسُ فِيهِ أُسْوَةٌ، وَالتَّغَابِيَ عَمَّا تُعْنَى بِهِ مِمَّا قَدْ وَضَحَ لِلْعُيُونِ، فَإِنَّهُ مَأْخُوذٌ مِنْکَ لِغَيْرِکَ وَعَمَّا قَلِيل تَنْکَشِفُ عَنْکَ أَغْطِيَةُ الاُمُورِ، وَيُنْتَصَفُ مِنْکَ لِلْمَظْلُومِ. (نهج البلاغه نامه 53)
و بپرهيز از افزونطلبى در آنچه مردم در آن برابرند و اظهار بىخبرى از آنچه تو مسئول آن هستى و براى ديگران آشكار است؛ كه تو به كار ديگران مؤاخذه مىشوى و به زودى پردهی امور بالا خواهد رفت و حق مظلوم از تو بازستانده خواهد شد.
6-13- همراهی با دروغ گویان و و فرومایگان و…
اَللهُ تَعالی: فَلا تُطِعِ الْمُکَذِّبینَ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ وَ لاتُطِعْ کُلَّ حَلاّفٍ مَهینٍ هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمیمٍ مَنّاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثیمٍ. (قلم/12-8)
پس، از تكذيب كنندگان اطاعت مكن. دوست دارند نرمی کنی تا نرمی کنند، و از هر قسم خورندهی فرو مايهاى فرمان مبر: عيبجويى كه براى سخنچينى اينجا و آنجا مىرود، به شدّت بازدارندهی[مردم] از کار خیر و متجاوز و گنهکار است.
6-14- همکاری با نادانان
اَللهُ تَعالی: وَ لاَ تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللّه لَکمْ قِیَاماً. (نساء/ 5)
اموالی که خدا قوام زندگی شما را به آن مقرّر داشته است به سفیهان ندهید.
6-15- انتقام شخصی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَمّا لا یکُن حَظُّکَ فی وِلایتِکَ ما لا تَستَفیدُهُ وَ لا غَیضاً تَشتَفیهِ وَ لکِن اَمانَةُ باطِلٍ وَ اِحیاءُ حَقٍّ. (مناقب ج 2 ص 101)
مبادا هدف تو از فرمانروایی، سودجویی و جمع مال، یا خنک کردن خشمی باشد. بلکه باید هدف تو از بین بردن باطل واحیای حق باشد.
7- الگوی مدیریت
اَللهُ تَعالی: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکونَ بِی شَیْئًا وَمَنْ کفَرَ بَعْدَ ذَلِک فَأُولَئِک هُمُ الْفَاسِقُونَ. (نور/ 55)
خدا به کسانی از شما بندگان که (به خدا و حجّت عصر علیه السّلام) ایمان آرند و نیکوکار گردند وعده فرمود که (در ظهور امام زمان علیه السّلام) در زمین خلافتشان دهد چنانکه امم صالح پیمبران سلف را جانشین پیشینیان آنها کرد، و دينشان را -كه خود برايشان پسنديده است- استوار سازد. و وحشتشان را به ايمنى بدل كند. مرا مىپرستند و هيچ چيزى را با من شريك نمىكنند. و آنها كه از اين پس ناسپاسى كنند، نافرمانند.
اَلْمَهَديُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَإِنَّا يُحِيطُ عِلْمُنَا بِأَنْبَائِكُمْ وَ لَا يَعْزُبُ عَنَّا شَيْءٌ مِنْ أَخْبَارِكُم… إِنَّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُمْ وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأْوَاءُ وَ اصْطَلَمَكُمُ الْأَعْدَاء… (بحار الأنوار ج53 ص 174)
ولی در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملا آگاهیم و چیزی از آن بر ما پوشیده نمیماند…آنها نمیدانند که ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نبردهایم، و اگر جز این بود، از هر سو گرفتاری به شما رو میآورد و دشمنان شما، شما را از میان میبردند.












ثبت دیدگاه