آداب مناظره و جدل
چکیده
انسانها در بیان مطالب خود برای اقناع مخاطب با یکدیگر به گفتگو میپردازند. در آداب مناظره و جدال، شیوهی صحیح انتقال افکار و گفتگو توسط پیشوایان بیان شده است. از پیامدهای مناظره، به هدایت و آشکار شدن حق و حقیقت میتوان اشاره کرد.
واژه های مرتبط
جدال، جدل، مجادله، جدال، بحث کردن، نزاع، جنگ کردن، مناظره، نظر
1- معنی و مفهوم مناظره و جدال
بحث و جدل: گفتگو و مناظره در امرى.
جدل كردن: مباحثه نمودن. بحث كردن. جنگ كردن. خصومت و دشمنى كردن. (فرهنگ متوسط دهخدا ج 1 ص 861)
مناظره: با هم نظر کردن، یعنی فکر کردن در حقیقت و ماهیت چیزی. با هم بحث کردن. (غیاث) مجادله و نزاع با همدیگر و بحث با یکدیگر در حقیقت و ماهیت چیزی. (ناظم الاطباء) (لغت نامه دهخدا).
مفهوم جدال: انسان از مسلمات طرف علیه او بهره برداری کند؛ یعنی در مقام استدلال از مقدماتی که طرف قبول دارد استفاده کند که این روش برای اقناع یا اسکات طرف مقابل بسیار موثر است، و چنانچه کیفیت برخورد در اینگونه استدلال، متین و خوب باشد همان جدال احسن است که قرآن آن را تحسین کرده است. (راغب اصفهانی)
2- اهداف و فواید مناظره
2-1- رسیدن به حق
اَللهُ تَعالی: إِنَّ اَلَّذِينَ يُجٰادِلُونَ فِي آيٰاتِ اَللّٰهِ بِغَيْرِ سُلْطٰانٍ أَتٰاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلاّٰ كِبْرٌ مٰا هُمْ بِبٰالِغِيهِ. (غافر/ 56)
بیتردید آنان که در آیات خدا بی آنکه دلیلی برای آنان آمده باشد، مجادله و ستیزه میکنند و در سینههایشان جز کبر و بزرگ نمایی نیست به آن [بزرگی و عزت و سلطنتی که در آرزویش هستند] نمیرسند؛ پس به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و بیناست.
2-2- نحوه مناظره
اَللهُ تَعالی: وَ لاٰ تُجٰادِلُوا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ إِلاّٰ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ. (عنكبوت /29)
و با اهل كتاب، جز به [شيوهاى] كه بهتر است، مجادله مكنيد.
2-3- ارایه برهان
اَللهُ تَعالی: وَ قٰالُوا لَنْ يَدْخُلَ اَلْجَنَّةَ إِلاّٰ مَنْ كٰانَ هُوداً أَوْ نَصٰارىٰ تِلْكَ أَمٰانِيُّهُمْ قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صٰادِقِينَ. (بقره/ ١١١)
و گفتند: هرگز كسى به بهشت درنيايد، مگر آنكه يهودى يا ترسا باشد. اين آرزوهاى [واهىِ] ايشان است. بگو: اگر راست مىگوييد، دليل خود را بياوريد.
2-4- موضوع مناظره
اَللهُ تَعالی: وَ يُجٰادِلُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبٰاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ اَلْحَقَّ. (كهف/ ٥٦)
جز كافران در آيات خدا جدال نمىكنند. پس جولانشان در شهرها تو را نفريبد.
2-5- مناظره با افراد عاقل
اَللهُ تَعالی: وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ. (نحل/ ١٢)
و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد، و ستارگان به فرمان او مسخر شدهاند. همانا در اين [امور] براى مردمى كه تعقّل مىكنند نشانههاست.
2-6- حقیقت یابی
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ادْفَعْ عنْ نفْسِک حَاضِرَ الشَّرِّ بِحَاضِرِ الْعِلْمِ وَ استَعْمِلْ حاضِرَ الْعلْمِ بِخَالِصِ الْعَمَل. (بحار الأنوار ج 75 ص 162)
شر موجود را از خود به وسیلهی دانش حاضر دفع کن، و علم حاضر خود را با عمل خالص بکار بند.
2-7- بهره مندی از دانش
اَللهُ تَعالی: ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ حاجَجْتُمْ فیما لَکمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فیما لَیسَ لَکمْ بِهِ عِلْمٌ وَ اللَّهُ یعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ. (آل عمران/ 66)
هان، شما همانهایی هستید که درباره آنچه به آن علمی داشتید محاجّه کردید، پس چرا دربارهی آنچه به آن علمی ندارید، محاجّه میکنید؟ و خدا میداند و شما نمیدانید.
اَللهُ تَعالی: وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا. (اسراء/36)
و چيزى را كه بدان علم ندارى دنبال مكن، زيرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.
اَللهُ تَعالی: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یجادِلُ فِی اللَّهِ بغَیرِ علْم وَ یتَّبِعُ کلَّ شَیطانٍ مَرِید. (حج/ 3)
و بعضی از مردم کسانیاند که بدون هیچ دانشی، درباره خدا مجادله میکنند و از هر شیطان سرکشی پیروی میکنند.
اَللهُ تَعالی: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یجادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیرِ عِلْمٍ وَ لا هُدی وَ لا کتابٍ مُنِیر. (حج/ 8)
و بعضی از مردم کسانیاند که بدون هیچ دانش و بیهیچ هدایت و کتاب روشنگری، درباره خدا مجادله میکنند.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ جَادَلَ فِي خُصُومَةٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ لَمْ يَزَلْ فِي سَخَطِ اللَّهِ حَتَّى يَنْزِعَ. (مجموعه ورّام ج1 ص 109)
هر کس بدون اطلاع و علم کافی در مسئلهای با دیگری مجادله و بحث کند، تا زمانی که از جدال دست نکشیده است، مورد خشم و غضب الهی است.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ ادْفَعْ عَنْ نَفْسِكَ حَاضِرَ الشَّرِّ بِحَاضِرِ الْعِلْمِ وَ اسْتَعْمِلْ حَاضِرَ الْعِلْمِ بِخَالِصِ الْعَمَل. (بحار الأنوار ج 75 ص 162)
و شرّ موجود را از خود به وسیلهی دانش حاضر دفع کن، و علم حاضر خود را با عمل خالص بکار بند.
2-8- صداقت و راستی
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَا عَبْدَ الْعَظِيمِ أَبْلِغْ عَنِّي أَوْلِيَائِيَ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ أَنْ لَا تَجْعَلُوا لِلشَّيْطَانِ عَلَى أَنْفُسِهِمْ سَبِيلًا وَ مُرْهُمْ بِالصِّدْقِ فِي الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ مُرْهُمْ بِالسُّكُوتِ وَ تَرْكِ الْجِدَالِ فِيمَا لَا يَعْنِيهِمْ… (بحار الأنوار ج 71 ص 230)
ای عبدالعظیم! به دوستان ما از جانب ما سلام برسان و به آنان بگو که راهی برای نفوذ شیطان در خودشان قرار ندهند و آنان را به راست گویی در سخن و ادای امانت امر کن. همچنین به آنان امر کن که سکوت کنند و در آنچه برای آنها فایدهای ندارد، جدال و گفتگو را ترک کنند…
2-9- عدالت و انصاف
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: …سَلْ يَا عِمْرَانُ وَ عَلَيْكَ بِالنَّصَفَةِ وَ إِيَّاكَ وَ الْخَطَلَ وَ الْجَوْر… (بحار الأنوار ج 10 ص 299)
…ای عمران (صابی) بپرس! ولی انصاف را از دست مده و از سخن باطل و فاسد و منحرف از حقّ بپرهیز…
2-10- فروتنی
اَللهُ تَعالی: وَ عِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَ إِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا. (فرقان/63)
و بندگان خداى رحمان كسانىاند كه روى زمين به نرمى گام برمىدارند؛ و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مىدهند.
الْمَسِيحُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِالتَّوَاضُعِ تَعْمَرُ الْحِكْمَةُ لَا بِالتَّكَبُّرِ كَذَلِكَ فِي السَّهْلِ يَنْبُتُ الزَّرْعُ لَا فِي الْجَبَلِ. (بحار الأنوار ج 2 ص 62)
به وسیلهی تواضع، مزرعهی علم و دانش آباد میشود نه با تکبّر، همانگونه که زراعت در زمین نرم و هموار میروید نه بر روی کوه!
2-11- بردباری و سعه صدر
أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: إِذَا حَلُمْتَ عَنِ الْجَاهِلِ فَقَدْ أَوْسَعْتَهُ جَوَاباً. (تصنیف غرر الحکم ص ۲۸۵)
آنگاه که در مقابل نادان بردباری کنی، او را به گستردگی پاسخ گفتهای.
2-12- احترام و تکریم
اَللهُ تَعالی: اُدْعُ إِلىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ. (نحل/ ١٢٥)
مردم را با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين شيوه با آنان مجادله كن.
2-13- عدم پاسخ به توهینها
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. (مؤمنون/ 3)
و آنان كه از بيهوده رویگردانند.
اَللهُ تَعالی: وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً. (فرقان/72)
و كسانىاند كه گواهى دروغ نمىدهند؛ و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مىگذرند.
اَللهُ تَعالی: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ. (لقمان/6)
و برخى از مردم كسانىاند كه سخن بيهوده را خريدارند تا [مردم را] بى[هيچ] دانشى از راه خدا گمراه كنند، و [راه خدا] را به ريشخند گيرند؛ براى آنان عذابى خواركننده خواهد بود.
2-14- صحبت نیکو
اَللهُ تَعالی: وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا. (بقره/83)
و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد.
اَللهُ تَعالی: وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيم وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ. (فصلت/35 و34)
خوبى و بدى برابر نيستند. همواره به نيكوترين وجهى پاسخ ده، تا كسى كه ميان تو و او دشمنى است چون دوست مهربان تو گردد. برخوردار نشوند از اين مگر كسانى كه شكيبا باشند و كسانى كه از ايمان بهرهاى بزرگ داشته باشند.
2-15- آرامش
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالسَّكِينَةِ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ زِينَةٍ. (تصنيف غرر الحكم ص 250)
بر تو باد به آرامش و وقار! كه آن برترين زيورهاست.
2-16- تأکید بر نکات مشترک
اَللهُ تَعالی: قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَىٰ كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ.
بگو: ای اهل کتاب، بیایید بر سر سخنی که میان ما و شما یکسان است بایستیم که: جز خدا را نپرستیم و چیزی را شریک او نگردانیم، و بعضی دیگر را به جای خدا به خدایی نگیرید.
3- بهره مندی از دانش
3-1- بیان با دانش و خوب شنیدن
اَللهُ تَعالی: هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ حَاجَجْتُمْ فِيمَا لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِيمَا لَيْسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ. (آل عمران/66)
هان، شما [اهل كتاب] همانان هستيد كه در باره آنچه نسبت به آن دانشى داشتيد محاجه كرديد؛ پس چرا در مورد چيزى كه بدان دانشى نداريد محاجه مىكنيد؟ با آنكه خدا مىداند و شما نمىدانيد.
اَللهُ تَعالی: بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ. (یونس/39)
بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأويل آن برايشان نيامده است. كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند، همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند. پس بنگر كه فرجام ستمگران چگونه بوده است.
3-2- سخن گفتن به اندازه فهم مخاطب
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ يُكَلِّمِ النَّاسَ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ يَكُفَّ عَمَّا يُنْكِرُون. (بحار الأنوار ج2 ص 69)
و با مردم به آنچه میشناسند سخن گوید و از آنچه انکار میکنند و نمیدانند باز ایستد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا كَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) الْعِبَادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) إِنَّا مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ أُمِرْنَا أَنْ نُكَلِّمَ النَّاسَ عَلَى قَدْرِ عُقُولِهِمْ. (بحار الأنوار ج 1 ص 85)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هرگز با کُنه عقلش با خلایق سخن نگفت. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: همانا ما گروه پیامبران مأمور هستیم که با مردمان سخن نگوییم، مگر به اندازه عقل ایشان.
3-3- توجه به سخن و نه به گوینده
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لاَ تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ اُنْظُرْ إِلَى مَا قَالَ. (تصنيف غرر الحكم ص 437)
نگاه نكن به كسى كه مىگويد و نگاه كن به آنچه مىگويد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ضَالَّةُ اَلْعَاقِلِ اَلْحِكْمَةُ فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا حَيْثُ كَانَت. (غرر الحکم ج 1 ص 75)
حکمت گمشدۀ حکیم است،پس او به حکمت،هر کجا باشد،سزاوارتر است.
الْمَسِيحُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَأْخُذُوا الْبَاطِلَ مِنْ أَهْلِ الْحَقِ كُونُوا نُقَّادَ الْكَلَام.
حق را از اهل باطل بگیرید؛ اما باطل را از اهل حق نگیرید؛ “ناقدان سخن باشید.”
3-4- بیان برهان
اَللهُ تَعالی: وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ. (بقره/111)
و گفتند: هرگز كسى به بهشت درنيايد، مگر آنكه يهودى يا ترسا باشد. اين آرزوهاى [واهىِ] ايشان است. بگو: اگر راست مىگوييد، دليل خود را بياوريد.
اَللهُ تَعالی: الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ. (آیه 35)
كسانى كه در باره آيات خدا -بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد- مجادله مىكنند، [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند [مايهی] عداوت بزرگى است. اين گونه، خدا بر دل هر متكبر و زورگويى مُهر مىنهد.
4- اولویت مناظره
(أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ) في صِفةِ النبيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) طَبيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قد أحكَمَ مَراهِمَهُ، و أحمى (أمضى) مَواسِمَهُ، يَضَعُ ذلكَ حيثُ الحاجَةُ إلَيهِ، مِن قُلوبٍ عُمْيٍ، و آذانٍ صُمٍّ، و ألسِنَةٍ بُكْمٍ، مُتَتَبِّعٌ بدَوائهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ، و مَواطِنَ الحَيرَةِ .
امام على عليه السلام ـ در توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله ـ فرمود : پزشكى است كه با دانش خود ، همواره ميان مردم مى گردد ، مرهمهايش را به خوبى درست كرده و ابزار داغ كردنش را گداخته و آماده است و آنها را هر جا كه لازم باشد مىگذارد، از دلهاى كور گرفته تا گوشهاى كر و زبانهاى گنگ. جاهاى غفلت و مواضع حيرت را جستجو و آنها را با داروى خود درمان مى كند. (نهجالبلاغه خطبه ۱۰۸)
5- آفات مناظره و مراء
5-1- از بین رفتن دوستیها
اَلهادی عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمِرَاءُ يُفْسِدُ الصَّدَاقَةَ الْقَدِيمَةَ وَ يُحَلِّلُ الْعُقْدَةَ الْوَثِيقَةَ وَ أَقَلُّ مَا فِيهِ أَنْ تَكُونَ فِيهِ الْمُغَالَبَةُ وَ الْمُغَالَبَةُ أُسُّ أَسْبَابِ الْقَطِيعَةِ. (أعلام الدين ص 311)
مجادله كردن، دوستى ديرين را از بين مىبرد و پيوند استوار را از هم مىگسلد و كمترين چيزى كه در مجادله هست، چيره جويى است و چيره جويى، خود عامل اصلى قطع رابطه مىباشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا مَحَبَّةَ مَعَ كَثْرَةِ مِرَاءٍ. (عيون الحكم ص 531)
با وجود مجادله زياد، دوستى و محبّت جايى ندارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: یا کمَیْل إیّاک وَ الْمِراءَ فَاِنَّک تُعْزیِ بِنَفْسِک السُّفَهاءَ إذا فَعَلْتَ وَ تُفْسِدُ الْاِخاءَ. بحار الأنوار، ج2، ص 139»
ای کمیل! بپرهیز از جدل، زیرا با دست خود سفیهان را بر آن داشتی تا آزارت کنند و نیز (جدل) اخوت و دوستی را از میان میبرد.
5-2- غضب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَيِّرُ الْمَنْطِقَ وَ تَقْطَعُ مَادَّةَ الْحُجَّةِ وَ تُفَرِّقُ الْفَهْمَ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۴۲۸)
غضب و خشم شدید، منطق و سخن انسان را تغییر میدهد و ریشه و ارزش استدلال را از بین میبرد و فهم و درک را پراکنده و مختل میسازد.
وَ ذُكِرَ اَلْغَضَبُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) فَقَالَ: إِنَّ اَلرَّجُلَ لَيَغْضَبُ فَمَا يَرْضَى أَبَداً حَتَّى يَدْخُلَ اَلنَّارَ . (كافی ج2 ص ٣٠٢)
روزی در حضور امام باقر (علیه السّلام) موضوع غضب بمیان آمد فرمود: مردی که خشم میورزد و غضبناک میشود هیچگاه روی نیکبختی نبیند تا وارد دوزخ شود.
5-3- بدبینی و خصومت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إيّاكُم و المِراءَ و الخُصومَةَ؛ فإنّهُما يُمرِضانِ القُلوبَ علَى الإخوانِ، و يَنبُتُ علَيهما النِّفاقُ. (کافی ج 2 ص 300)
از مجادله (و نزاع) و ستيزهگرى (جرّ و بحث) دورى گزينيد، كه اين دو، بيگمان دلها را نسبت به برادران بيمارگونه (و بىمحبّت) مىسازد، و – در ميانه – تخم نفاق مىروياند.
5-4- کینه توزی و دشمنی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثَمَرَةُ الْمِرَاءِ الشَّحْنَاءُ. (عيون الحكم ص 208)
نتيجهی مجادله، دشمنى و كينه توزى است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمِرَاءُ بَذْرُ الشَّرِّ. (عيون الحكم ص 33)
ستیزه جویی، تخم بدی است.
5-5- سماجت و پافشاری بی مورد
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْخُصُومَاتِ فَإِنَّهَا تُبْعِدُكَ مِنَ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج 75 ص 279)
و زياد ستيزه مكن؛ زيرا كه تو را از خدا دور مىكند.
5-6- گفتار حرام و غیر حلال
اَللهُ تَعالی: وَ لاٰ يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ. (حجرات/ ١٢)
و بعضى از شما غيبت بعضى نكند؛ آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ از آن كراهت داريد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ رَوَى عَنْ مُؤْمِنٍ رِوَايَةً يُرِيدُ بِهَا شَيْنَهُ وَ هَدْمَ مُرُوءَتِهِ لِيَسْقُطَ مِنْ أَعْيُنِ اَلنَّاسِ أَخْرَجَهُ اَللَّهُ مِنْ وَلاَيَتِهِ إِلَى وَلاَيَةِ اَلشَّيْطَانِ فَلاَ يَقْبَلُهُ اَلشَّيْطَانُ. (كافی ج 2 ص ٣٥٨)
هرکس سخنی که علیه برادر مؤمنش تمام شود، بگوید و اراده کند که وی را خوار سازد و خانهی جوانمردی او را بدین وسیله ویران کند تا در نتیجه از چشم مردمان بیفتد و کسی به خوبی با وی دوستی نکند، خدا او را از ولایت خویش براند و در ردیف پیروان شیطان قرار دهد، با آنکه شیطان اینگونه مریدان را دوست میدارد وی را نپذیرد و از جرگهی خود دورکند.
5-7- قطع کردن سخن طرف مقابل
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ عَرَضَ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ الْمُتَكَلِّمِ فِي حَدِيثِهِ فَكَأَنَّمَا خَدَشَ وَجْهَهُ. (وسائل الشيعه ج ۱۲ ص ۱۰۶)
كسى كه سخن برادر مسلمانش را قطع كند، مانند آن است كه صورت او را بخراشد.
5-8- نجوا کردن
اَللّهُ تَعالی: وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون. (مجادله/۱۰)
هر آينه نجواكردن كار شيطان است كه مىخواهد مؤمنان را محزون كند و حال آنكه هيچ زيانى، جز به فرمان خداوند، به آنها نمىرساند. و مؤمنان بايد كه بر خدا توكّل كنند.
5-9- بیجا سخن گفتن
جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (عَلیهِمَا السَّلَامُ) أَنَّهُ قَالَ لِأَصْحَابِهِ: اسْمَعُوا مِنِّي كَلَاماً هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ مِنَ الدُّهْمِ الْمُوقَّفَةِ لَا يَتَكَلَّمْ أَحَدُكُمْ بِمَا لَا يَعْنِيهِ وَ لْيَدَعْ كَثِيراً مِنَ الْكَلَامِ فِيمَا يَعْنِيهِ حَتَّى يَجِدَ لَهُ مَوْضِعاً فَرُبَّ مُتَكَلِّمٍ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ جَنَى عَلَى نَفْسِهِ بِكَلَامِهِ… (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۲۸۲)
امام صادق (علیه السلام) خطاب به یارانشان فرمود: بشنوید از من سخنی را که از اسبهای نشاندار ارزندهتر است. هیچ یک از شما سخن بیفایده را بر زبان نیاورد. در مورد سخنان مفید هم پرگویی نکند، تا وقتی که موقعیت مناسب باشد. چه بسا سخن گویی که با سخن بیجا بر خود جنایت کرده است…
5-10- بیهوده گویی
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جُمِعَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ثَلَاثِ خِصَالٍ النَّظَرِ وَ السُّكُوتِ وَ الْكَلَامِ فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَ كُلُّ كَلَامٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَ سُكُوتُهُ فِكْراً وَ كَلَامُهُ ذِكْراً وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ آمَنَ النَّاسَ شَرَّهُ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۲۷۵)
همه خوبیها در سه خصلت جمع شده است: نگاه، سکوت و سخن. هر نگاهی که پندپذیری در آن نباشد، غفلت است. و هر سکوتی که همراه با اندیشه نباشد، عدم توجه است. و هر کلامی که ذکر الهی نباشد، بیهوده گفتن است. بنابراین خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، سکوتش اندیشه و سخنش ذکر باشد و بر گناهش گریه کند و مردم از شرش در امان باشند.
5-11- زياده گویی
أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَاؤُهُ وَ مَنْ كَثُرَ خَطَاؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّارَ. (نهج البلاغه حکمت ۳۴۱)
کسی که سخنش زیاد باشد، خطا و لغزشش زیاد خواهد شد و کسی که خطای او زیاد باشد، حیا و شرمش کم میشود و کسی که کم حیا شد، پارساییِ او کم میشود و کسی که ورع او کم شد، دلش میمیرد و کسی که دل مرده شد، داخل آتش خواهد شد.
5-12- جدال بی مورد
اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِيَّاكُمْ وَ جِدَالَ كُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنَّ كُلَّ مَفْتُونٍ مُلَقَّنٌ حُجَّتَهُ إِلَى انْقِضَاءِ مُدَّتِهِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّتُهُ أَحْرَقَتْهُ فِتْنَتُهُ بِالنَّارِ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۲۸۹)
از مجادله و بحث كردن با هر فتنهگرى دورى كن! زيرا هر فتنهگرى تا انتهاى مدّت فتنهی خود، آن را القاء میكند (و به كار میبرد. (پس زمانى كه مدّت فتنه به پايان رسيد،(همان) فتنه او را به وسيلهی آتش میسوزاند.
5-13- بد سخن گفتن
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَى النَّاسُ لِسَانَهُ. (وسائل الشيعه ج ۱۶ ص ۳۰)
دشمنترين خلقِ خدا كسى است كه مردم از زبانش پرهيز كنند.
فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِعَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: يَا عَلِيُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ أَكْرَمَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ فُحْشِهِ وشَرّه. (وسائل الشيعه ج ۱۶ ص ۳۴)
يا على! بدترين مردم كسى است كه مردم از ترس دشنام دادنش و شرارتش احترامش كنند!
5-14- جستجوی خفایا
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ لَقِيَ أَخَاهُ بِمَا يُؤَنِّبُهُ أَنَّبَهُ اَللَّهُ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ. (كافی ج 2 ص ٣٥٦)
کسی که برادر مؤمن خود را با امری که همراه با سرزنش است ملاقات کند خدا او را در دنیا و آخرت توبیخ فرماید.
5-15- خودستایی
اَللهُ تَعالی: فَلاٰ تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ. (نجم/ 33)
پس خودستایی نکنید.
5-16- دوئیت و نفاق
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ثَلاَثُ عَلاَمَاتٍ لِلْمُرَائِي يَنْشَطُ إِذَا رَأَى اَلنَّاسَ وَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ. (كافی ج 2 ص ٢٩٥)
مجادله کاران سه نشانه دارند:هرگاه مردم را ببینند شادمان و خرم شوند. هرگاه تنها باشند و کسی نباشد که خود را پسندیده قلمداد کنند،کسل میشوند. و دوست دارند در همه کارهایشان مردم ایشان را سپاسگزاری کرده و پسندیده دانند.
الإمامُ الصّادقُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) ـ لَمّا سَألَهُ الطَّيّارُ عَن كَراهَةِ مُناظَرَةِ النّاسِ: – أمّا كَلامُ مِثلِكَ فلا يُكرَهُ ، مَن إذا طارَ يُحسِنُ أن يَقَعَ و إن وَقَعَ يُحسِنُ أن يَطيرَ ، فمَن كانَ هكذا لا نَكرَهُهُ. (بحار الانوار ج2 ص 136)
امام صادق (عليه السلام) ـ در پاسخ به طيّار كه پرسيد آيا مناظره كردن با مردم ناخوشايند است؟ ـ فرمود : صحبتهاى امثال تو ناخوشايند نيست. كسى كه هرگاه به پرواز درآيد به خوبى فرود آيد و هرگاه بنشيند به خوبى به پرواز درآيد. كسى كه چنين قدرتى داشته باشد، ما مناظره كردنهاى او را ناخوش نداريم.
5-17- گُم کردن حقیقت
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إیّاکمْ وَ الْجِدالَ فَاِنَّهُ یُورِثُ الشَّک فِی دِینِ الله. (بحار الأنوار ج 2 ص 139)
بپرهیز از جدل، زیرا جدل موجب شک و تردید در دین خدا می شود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَ مِرَاؤُهُ بِالْبَاطِلِ دَامَ عَمَاهُ عَنْ الْحَقِّ. (عيون الحكم ص 457)
كسى كه به ناحق مجادله بسيار كند، كورى او از [درك] حق دوام يابد.












ثبت دیدگاه