آداب بیماری
چکیده
بیماری آسیبی است که گریبانگیر انسان است و او باید به کمک سفارشهای پیشوایان دین در موضوع آداب بیماری آن را تحمّل کند و از آثار آن برخوردار شود. از جمله آثار بیماری، پی بردن به اهمیّت سلامت است.
واژه های مرتبط
بیمار، مریض ، مرض و ناخوشی، رنجوری ،ناتندرستی، درد
1- اهمیّت بيمارى
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَرَضُ حَبْسُ الْبَدَنِ. (تصنيف غرر الحكم ص 484)
بيمارى، زندان تن است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤْمِنُ حَالَهُ فِي السُّقْمِ مَا أَحَبَّ أَنْ يُفَارِقَ السُّقْمَ أَبَداً. (إرشاد القلوب ج 1 ص 42)
اگر مؤمن میدانست در بلا و گرفتارى و مرض چه فايدهاى براى اوست، دوست نداشت كه آنى از مرض جدا شود.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَيْسَ لِلْأَجْسَامِ نَجَاةٌ مِنَ الْأَسْقَامِ. (عيون الحكم ص 409)
بدنها را نجاتى از بيمارى نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا رَزِيَّةَ أَعْظَمُ مِنْ دَوَامِ سُقْمِ الْجَسَدِ. (تصنيف غرر الحكم ص 484)
مصيبتى بزرگتر از دائمى شدن بيمارى بدن نيست.
2- صبوری در بیماری
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا اِبْتَلَيْتُ عَبْدِي فَصَبَرَ وَ لَمْ يَشْتَكِ عَلَى عُوَّادِهِ ثَلاَثاً أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ وَ جِلْداً خَيْراً مِنْ جِلْدِهِ وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ وَ إِنْ تَوَفَّيْتُهُ تَوَفَّيْتُهُ إِلَى رَحْمَتِي وَ إِنْ عَافَيْتُهُ عَافَيْتُهُ وَ لاَ ذَنْبَ عَلَيْهِ. (مكارم الأخلاق ص 359)
رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود: خداوند عزیز و بلندمرتبه مىفرمايد: هرگاه بندهام را به بيمارى مبتلا كردم و او صبر كرد و تا سه روز به عيادتكنندگان خود شكايت نكرد، گوشتى بهتر از گوشت خودش و پوستى بهتر از پوست خودش و خونى بهتر از خون خودش به او مىدهم و اگر جان او را بگيرم، او را، به سوى رحمت خود مىبرم و اگر او را سلامتى بدهم، در حالى سلامتى مىدهم كه هيچ گناهى ندارد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنِ اشْتَكَى لَيْلَةً فَقَبِلَهَا بِقَبُولِهَا وَ أَدَّى إِلَى اللَّهِ شُكْرَهَا كَانَتْ لَهُ كَفَّارَةُ سِتِّينَ سَنَةً قَالَ قُلْتُ وَ مَا مَعْنَى قَبِلَهَا بِقَبُولِهَا قَالَ صَبَرَ عَلَى مَا كَانَ فِيهَا. (ثواب الأعمال ص 193)
هركس يك شب مريض باشد و آن را بپذيرد و شكر آن را بجا بياورد، كفّارهی گناهان شصت سال او خواهد بود. راوى مىگويد: گفتم: معناى پذيرفتن بيمارى چيست؟ فرمود: بر ناملايمات آن صبر كند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: امْشِ بِدَائِكَ مَا مَشَى بِكَ. (نهج البلاغه حکمت 26)
با درد خود بساز، چندان که با تو سازگار است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا تَضْطَجِعْ مَا اسْتَطَعْتَ الْقِيَامَ مَعَ الْعِلَّةِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 204)
تا زمانی که هنگام بیماری توانایی به پا ایستادن داری، به پهلو دراز نکش.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّمَا رَجُلٍ اشْتَكَى فَصَبَرَ وَ احْتَسَبَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ أَجْرَ أَلْفِ شَهِيد. (بحار الأنوار ج 78 ص 206)
هر انسانی بیمار شود و صبر پیشه سازد و قصد کسب رضایت خداوند را داشته باشد، خداوند اجر و پاداش هزار شهید را برای او در نظر میگیرد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يُكْتَبُ أَنِينُ الْمَرِيضِ حَسَنَاتٍ مَا صَبَرَ فَإِنْ جَزِعَ كُتِبَ هَلُوعاً لَا أَجْرَ لَهُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 211)
آه و ناله بیمار تا زمانی که صبر پیشه سازد به عنوان حسنات برای او ثبت میگردد، پس اگر بیتابی کند به عنوان بیتاب و کمحوصله ثبت میگردد و هیچ پاداشی برای او در نظر گرفته نمیشود.
3- عوامل بیماری
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عِرْقٍ يَضْرِبُ وَ لَا نَكْبَةٍ وَ لَا صُدَاعٍ وَ لَا مَرَضٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ {وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ.} (شورى/ 30) ثُمَّ قَالَ وَ مَا يَعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ مِمَّا يُؤَاخِذُ بِهِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 200)
هان! که هیچ رگی نمیزند و هیچ گرفتاری و مصیبتی و سردرد و مرضی روی نمیدهد، مگر به سبب ارتکاب گناه، و این مصداق فرموده خداوند متعال است: {اگر شما را مصيبتى رسد، به خاطر كارهايى است كه كردهايد. و خدا بسيارى از گناهان را عفو مىكند.}
سپس امام فرمود: بخشش و عفو خداوند بیشتر از مؤاخذه و بازخواست اوست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا زَالَتْ نِعْمَةٌ وَ لَا نَضَارَةُ عَيْشٍ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوا… (بحار الأنوار ج 78 ص 203)
هیچ نعمت و آسایشی در زندگی از بین نمیرو، مگر به واسطهی گناهانی که مردم مرتکب میشوند…
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَوْ لَا ثَلَاثٌ فِي ابْنِ آدَمَ مَا طَأْطَأَ رَأْسَهُ شَيْءٌ الْمَرَضُ وَ الْفَقْرُ وَ الْمَوْتُ وَ كُلُّهُمْ فِيهِ وَ إِنَّهُ مَعَهُمْ لَوَثَّابٌ. (بحار الأنوار ج 5 ص 316)
اگر سه چيز در آدميزاد نبود، هيچ چيزاش سرافكنده نميساخت: بيمارى و نيازمندى و مرگ، و او با داشتن اين سه چيز باز اين همه گستاخ است.
اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ الْجَسَدَ إِذَا لَمْ يَمْرَضْ يَأْشَرُ وَ لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ يَأْشَرُ. (بحار الأنوار ج75 ص 158)
جسم اگر بیمار نشود، سرمست مىشود و در بدنى كه (به بیمارى دچار نشود) و سرمست شود، خیرى نیست.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَادَ رَسُولُ اللَّهِ ص سَلْمَانَ الْفَارِسِيَّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ فِي عِلَّتِهِ فَقَالَ يَا سَلْمَانُ إِنَ لَكَ فِي عِلَّتِكَ إِذَا اعْتَلَلْتَ ثَلَاثَ خِصَالٍ أَنْتَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِذِكْرٍ وَ دُعَاؤُكَ فِيهَا مُسْتَجَابٌ وَ لَا تَدَعُ الْعِلَّةُ عَلَيْكَ ذَنْباً إِلَّا حَطَّتْهُ مَتَّعَكَ اللَّهُ بِالْعَافِيَةِ إِلَى انْقِضَاءِ أَجَلِكَ. (بحار الأنوار ج78 ص 185)
پیغمبر صلی الله علیه و آله به سلمان فرمود: یا سلمان در موقع بیماری، سه چیز خواهی داشت: مورد توجه حقّ خواهی بود، دعایت مستجاب خواهد شد، هیچ گناهی بر تو باقی نخواهد ماند و تا وقت مرگ خداوند تو را (در دین) سلامت بدارد.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَثَلُ الْمُؤْمِنِ كَمَثَلِ خَامَةِ الزَّرْعِ تُكْفِئُهَا الرِّيَاحُ كَذَا وَ كَذَا وَ كَذَلِكَ الْمُؤْمِنُ تُكْفِئُهُ الْأَوْجَاعُ وَ الْأَمْرَاضُ وَ مَثَلُ الْمُنَافِقِ كَمَثَلِ الْإِرْزَبَّةِ الْمُسْتَقِيمَةِ الَّتِي لَا يُصِيبُهَا شَيْءٌ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْمَوْتُ فَيَقْصِفَهُ قَصْفاً. (بحار الأنوارج64 ص 217)
حكايت مؤمن حكايت ساقه گياهى است كه باد او را به اين سو و آن سو كج ميكند یعنی دردها و بيماريها مومن را كج ميكند ولی نمیشکند. اما حكايت منافق، حكايت عصاى آهنين راستى است كه آسيبى به آن نمیرسد تا مرگش فرا رسد و یک باره آن را بشكند.
4- آثار بیماری
4-1- افزایش ایمان
فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) قَالَ: لاَ يَبْلُغُ أَحَدُكُمْ حَقِيقَةَ اَلْإِيمَانِ حَتَّى يَكُونَ فِيهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ حَتَّى يَكُونَ اَلْمَوْتُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْحَيَاةِ وَ اَلْفَقْرُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ اَلْغِنَى وَ اَلْمَرَضُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ اَلصِّحَّةِ قُلْنَا وَ مَنْ يَكُونُ كَذَلِكَ قَالَ كُلُّكُمْ ثُمَّ قَالَ أَيُّمَا أَحَبُّ إِلَى أَحَدِكُمْ يَمُوتُ فِي حُبِّنَا أَوْ يَعِيشُ فِي بُغْضِنَا فَقُلْتُ نَمُوتُ وَ اَللَّهِ فِي حُبِّكُمْ أَحَبُّ إِلَيْنَا قَالَ وَ كَذَلِكَ اَلْفَقْرُ وَ اَلْغِنَى وَ اَلْمَرَضُ وَ اَلصِّحَّةُ قُلْتُ إِي وَ اَللَّهِ . (معانی الأخبار ج 1 ص 416)
فضيل بن يسار گويد: امام باقر(عليه السّلام) فرمود: هيچ يك از شما به حقيقت ايمان واصل نگردد، تا آنكه سه خصلت در وى باشد؛ مرگ را از زندگى بيشتر دوست بدارد، و فقر نزد او بهتر از ثروت، و بيمارى در نظرش محبوبتر از تندرستى باشد. عرض کردم: چه كسى مىتواند چنان باشد؟ فرمود: همهی شما! سپس فرمود: آيا شما كداميك از اين دو را بيشتر دوست داريد؟ اينكه در دوستى ما بميريد، يا در بغض ما زنده بمانيد؟! عرض كردم: به خدا سوگند! مرگ ما، در دوستى شما، نزدمان محبوبتر است. فرمود: آيا نزد شما فقر و ثروت يا بيمارى و صحّت نيز همانگونه است يا نه؟ گفتم: به خدا قسم! بلى.
4-2- بخشش گناهان
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: يَا عَلِيُ أَنِينُ الْمَرِيضِ تَسْبِيحٌ وَ صِيَاحُهُ تَهْلِيلٌ وَ نَوْمُهُ عَلَى الْفِرَاشِ عِبَادَةٌ وَ تَقَلُّبُهُ جَنْباً إِلَى جَنْبٍ فَكَأَنَّمَا يُجَاهِدُ عَدُوَّ اللَّهِ وَ يَمْشِي فِي النَّاسِ وَ مَا عَلَيْهِ ذَنْبٌ. (بحار الأنوار ج 78 ص 189)
ای علی! نالهی مریض مانند تسبیح گفتن است و آه و فریادش مانند تهلیل (لا اله الا الله) گفتن؛ خوابیدن مریض بر روی بسترش عبادت است و غلتیدنش از یک پهلو به پهلوی دیگر مانند جهاد با دشمنان خدا است. او پس از بیماری در میان مردم راه میرود، درحالی که هیچ گناهی به دوش ندارد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَرَضُ لَا أَجْرَ فِيهِ وَ لَكِنْ لَا يَدَعُ ذَنْباً إِلَّا حَطَّهُ وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ بِالْقَوْلِ وَ اللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْيَدِ وَ الرِّجْلِ وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَيُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّيَّةِ وَ السَّرِيرَةِ الْخَالِصَةِ جَمّاً مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ. (مكارم الأخلاق ص 359)
بيمارى پاداش ندارد، ولى همهی گناهان بنده را مىريزد. پاداش فقط در برابر گفتار زبانى و كردار اعضا است. به راستى خداى سبحان از كرم و فضلش گروه بسيارى از بندگانش را به واسطهی نيّت راست و باطن خالص وارد بهشت مىكند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: صُدَاعُ لَيْلَةٍ تَحُطُّ كُلَّ خَطِيئَةٍ إِلَّا الْكَبَائِرَ. (ثواب الأعمال ص 193)
سردرد يك شب، همهی گناهان را مىريزد، مگر گناهان كبيره.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لِلْمَرِيضِ أَرْبَعُ خِصَالٍ يُرْفَعُ عَنْهُ الْقَلَمُ وَ يَأْمُرُ اللَّهُ الْمَلَكَ يَكْتُبُ لَهُ كُلَّ فَضْلٍ كَانَ يَعْمَلُهُ فِي صِحَّتِهِ وَ يَتَّبَّعُ مَرَضُهُ كُلَّ عُضْوٍ فِي جَسَدِهِ فَيَسْتَخْرِجُ ذُنُوبَهُ مِنْهُ فَإِنْ مَاتَ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ مَغْفُوراً لَهُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 184)
بيمار چهار ويژگى دارد: قلم از او برداشته مىشود (از او چيزى فوق توانش نمىخواهند) و خداوند به فرشته دستور مىدهد كه هرعمل خوبى را كه در زمان سلامتى انجام مىداد براى او بنويسد و مرضش به سراغ تكتك اعضاى بدن او مىرود و گناهان آن عضو را از آن خارج مىكند. پس اگر بميرد، آمرزيده مىميرد و اگر زنده بماند، آمرزيده مىشود.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَ الْمُؤْمِنَ إِذَا حُمَ حُمَّاةً وَاحِدَةً تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ مِنْهُ كَوَرَقِ الشَّجَرِ فَإِنْ صَارَ عَلَى فِرَاشِهِ فَأَنِينُهُ تَسْبِيحٌ وَ صِيَاحُهُ تَهْلِيلٌ وَ تَقَلُّبُهُ عَلَى فِرَاشِهِ كَمَنْ يَضْرِبُ بِسَيْفِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنْ أَقْبَلَ يَعْبُدُ اللَّهَ بَيْنَ إِخْوَانِهِ وَ أَصْحَابِهِ كَانَ مَغْفُوراً لَهُ فَطُوبَى لَهُ إِنْ تَابَ وَ وَيْلٌ لَهُ إِنْ عَادَ وَ الْعَافِيَةُ أَحَبُّ إِلَيْنَا. (وسائل الشيعه ج2 ص 400)
هنگامى كه مؤمن يك تب مىكند، گناهانش همانند برگ درختان مىريزد، آنگاه اگر در رختخواب ناله كند، نالهاش تسبيح و فريادش لا اله الا اللّٰه و غلت خوردنش در رختخوابش، همانند كسى است كه در راه خدا شمشير مىزند. آنگاه اگر در ميان برادران و دوستانش به عبادت خدا روى آورد آمرزيده است. پس خوشا به حال او اگر توبه كند و واى بر او اگر باز گردد. پس سلامتى نزد ما محبوبتر است.
4-3- شکرگزاری
حُسَيْنِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ دَخَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِنَا وَ كَانَ مَرِيضاً فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ أَنْسَاكَ اللَّهُ الْعَافِيَةَ وَ لَا أَنْسَاكَ الشُّكْرَ عَلَيْهَا فَلَمَّا خَرَجْنَا مِنْ عِنْدِ الرَّجُلِ قُلْتُ لَهُ يَا سَيِّدِي مَا هَذَا الدُّعَاءُ الَّذِي دَعَوْتَ بِهِ لِلرَّجُلِ فَقَالَ يَا حُسَيْنُ الْعَافِيَةُ مُلْكٌ خَفِيٌ يَا حُسَيْنُ إِنَّ الْعَافِيَةَ نِعْمَةٌ إِذَا فُقِدَتْ ذُكِرَتْ وَ إِذَا وُجِدَتْ نُسِيَتْ فَقُلْتُ لَهُ أَنْسَاكَ اللَّهُ الْعَافِيَةَ بِحُصُولِهَا وَ لَا أَنْسَاكَ الشُّكْرَ عَلَيْهَا لِتَنْدَمَ لَهُ… (بحارالأنوار ج 78 ص220)
حسین بن زید بن علی: با امام جعفرصادق (علیه السلام) نزد مردی از خاندان ما که بیمار بود رفتیم، امام به او فرمود: خداوند عافیت و سلامتی را از یاد تو ببرد، و شکرگزاری عافیت را هم از یاد تو نبرد. هنگامی که از نزد آن مرد خارج شدیم به امام گفتم: سرورم! این چه دعایی بود که در حقّ این مرد به درگاه خدا مطرح کردی؟ امام فرمود: ای حسین! عافیت، مُلکی پنهان است. ای حسین! عافیت، نعمتی است که هرگاه از دست رود به یاد آورده میشود و هرگاه موجود باشد فراموش میگردد! پس به آن مرد گفتم: خداوند عافیت را با فراهم شدن آن از یاد تو پاک گرداند و شکرگزاری وجود آن را از یاد تو پاک نگرداند که به خاطرش پشیمان شوی…
وَ قَالَ مُوسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَا رَبِ لَا مَرَضٌ يُضْنِينِي وَ لَا صِحَّةٌ تُنْسِينِي وَ لَكِنْ بَيْنَ ذَلِكَ أَمْرَضُ تَارَةً فَأَشْكُرُكَ وَ أَصِحُّ تَارَةً. فَأَشْكُرُكَ. (إرشاد القلوب ج1 ص 42)
موسى عرض كرد: خدايا! نه مرضى كه مرا از پاى در آورد و نه صحّتى كه موجب فراموشى نعمتهاى تو شود ، و امّا بين اين دو را (می خواهم) كه گاهى مريض شوم و به ياد تو افتم و گاهى صحّت بدن داشته باشم و شكر تو را به جا آورم.
4-4- کفّاره گناهان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا ابْتَلَى اللَّهُ عَبْداً أَسْقَطَ عَنْهُ مِنَ الذُّنُوبِ بِقَدْرِ عِلَّتِهِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 176)
هنگامی که خداوند بنده خویش را گرفتار بلا و مصیبت میسازد، به اندازه آن بلا و بیماری گناهان او را از بین میبرد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُمَّى لَيْلَةٍ كَفَّارَةُ سَنَةٍ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَلَمَهَا يَبْقَى فِي الْجَسَدِ سَنَةً. (بحار الأنوار ج 78 ص 182)
تبِ يك شب، كفّارهی گناهان يك سال است، و علّتش اين است كه دردش تا يك سال در بدن مىماند.
عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي الْمَرَضِ يُصِيبُ الصَّبِيَ قَالَ كَفَّارَةٌ لِوَالِدَيْهِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 186)
از امیر مؤمنان (علیه السلام) روایت شده درباره مرضی که کودکی به آن دچار شده بود، فرمود: باعث کفّاره گناهان والدین این کودک میشود.
4-5- پاک شدن مؤمن
اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَرَضُ لِلْمُؤْمِنِ تَطْهِيرٌ وَ رَحْمَةٌ وَ لِلْكَافِرِ تَعْذِيبٌ وَ لَعْنَةٌ وَ إِنَّ الْمَرَضَ لَا يَزَالُ بِالْمُؤْمِنِ حَتَّى لَا يَكُونَ عَلَيْهِ ذَنْبٌ. (بحار الأنوار ج 78 ص 183)
بيمارى براى مؤمن، موجب پاك شدن و رحمت و براى كافر باعث عذاب و لعنت است و همانا بيمارى مؤمن چندان ادامه مىيابد تا گناهى برايش باقى نماند.
4-6- پاداش
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَا مِنْ مُسْلِمٍ يُبْتَلَى فِي جَسَدِهِ إِلَّا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمَلَائِكَتِهِ اكْتُبُوا لِعَبْدِي أَفْضَلَ مَا كَانَ يَعْمَلُ فِي صِحَّتِهِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 183)
هيچ مسلمانى در بدنش ابتلا نمىيابد، مگر آنكه خداوند عزیز و بلندمرتبه به فرشتگانش مىفرمايد: براى بندهی من برتر از اعمالى را بنويسيد كه در حال سلامتىاش انجام مىداد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا مَرِضَ الْمُسْلِمُ كُتِبَ لَهُ كَأَحْسَنِ مَا كَانَ يَعْمَلُهُ فِي صِحَّتِهِ وَ تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُ كَمَا يَتَسَاقَطُ وَرَقُ الشَّجَرِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 184)
هرگاه مسلمانی بيمار شود، خداوند همانند بهترين اعمالى را كه در زمان سلامتى انجام مىداد، برايش مىنويسد و گناهانش مانند برگ درخت مىريزد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا كَانَ الْعَبْدُ عَلَى طَرِيقَةٍ مِنَ الْخَيْرِ فَمَرِضَ أَوْ سَافَرَ أَوْ عَجَزَ عَنِ الْعَمَلِ بِكِبَرٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِثْلَ مَا كَانَ يَعْمَلُ ثُمَّ قَرَأَ }فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ.}. (تین/6) (بحار الأنوار ج 78 ص 192)
هنگامى كه بندهاى در مسير خيرى گام بردارد، آنگاه بيمار شود يا مسافرت كند، يا بر اثر پيرى از انجام آن ناتوان شود، خداوند مثل اعمال گذشتهاش را براى وى مىنويسد. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: {پس برایشان پاداش هميشگى است.}
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَادَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) سَلْمَانَ الْفَارِسِيَّ رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ فِي عِلَّتِهِ فَقَالَ يَا سَلْمَانُ إِنَّ لَكَ فِي عِلَّتِكَ إِذَا اعْتَلَلْتَ ثَلَاثَ خِصَالٍ أَنْتَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِذِكْرٍ وَ دُعَاؤُكَ فِيهَا مُسْتَجَابٌ وَ لَا تَدَعُ الْعِلَّةُ عَلَيْكَ ذَنْباً إِلَّا حَطَّتْهُ مَتَّعَكَ اللَّهُ بِالْعَافِيَةِ إِلَى انْقِضَاءِ أَجَلِكَ. (بحار الأنوار ج 78 ص 185)
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) به عیادت سلمان فارسی رحمه الله علیه که مریض بود رفت و فرمود: ای سلمان! همانا برای تو به هنگام مریضی سه خصوصیت است: خداوند عزیز و بلندمرتبه به یاد توست، در زمان مریضی دعایت مستجاب است، و مریضی تمام گناهان تو را از بین میبرد. خداوند تا زمان فرا رسیدن اجلت، تو را از عافیت و سلامتی بهرهمند گرداند.
وَ دَخَلَ بَعْضُ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ إِلَيْهِ وَ قَدْ ذَبَلَ فَلَمْ يَبْقَ إِلَّا رَأْسُهُ فَبَكَى فَقَالَ لِأَيِ شَيْءٍ تَبْكِي فَقَالَ لَا أَبْكِي وَ أَنَا أَرَاكَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ قَالَ لَا تَفْعَلْ فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ تَعَرَّضَ كُلَّ خَيْرٍ إِنْ قُطِعَ أَعْضَاؤُهُ كَانَ خَيْراً لَهُ وَ إِنْ مَلَكَ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ كَانَ خَيْراً لَه. (بحار الأنوار ج 68 ص 159)
يكى از اصحاب هنگامى كه ايشان بيمار بودند- همان بيمارى كه بر اثر آن امام از دنيا رفت- نزد امام صادق (عليه السّلام) رفت. امام را در حالى ديد كه به قدرى ضعيف شده بود که گويا فقط سر مبارك آن حضرت باقى مانده است. آنگاه گريه كرد. امام (عليه السّلام) فرمود: چرا گريه مىكنى؟ گفت: آیا گريه نكنم در حالى كه شما را به اين حال مىبينم؟ فرمود: اينكار را مكن. مؤمن در معرض خير است، اگر اعضايش قطع شود، براى او خير است. و اگر هم مالك بين شرق و غرب شود، باز هم براى او خير است.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا مَرِضَ اَلْمُؤْمِنُ أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى صَاحِبِ اَلشِّمَالِ لاَ تَكْتُبْ عَلَى عَبْدِي مَا دَامَ فِي حَبْسِي وَ وَثَاقِي ذَنْباً وَ يُوحِي إِلَى صَاحِبِ اَلْيَمِينِ أَنِ اُكْتُبْ لِعَبْدِي مَا كُنْتَ تَكْتُبُ لَهُ فِي صِحَّتِهِ مِنَ اَلْحَسَنَاتِ. (بحار الأنوار ج 56 ص 187)
هرگاه مؤمن مريض مىشود، خداوند به فرشتههاى سمت چپ او وحى مىكند: تا زمانى كه بندهام در بند من است، براى او چيزى ننويسيد و به فرشتههاى سمت راست وحى مىكند: هر عمل نيكى را كه در زمان سلامتى او برايش مىنوشتيد، اكنون نيز بنويسيد.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْجَسَدُ إِذَا لَمْ يَمْرَضْ أَشِرَ وَ لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ لَا يَمْرَضُ بِأَشَرٍ. (كافی ج3 ص 114)
بدن وقتى بيمار نشود، مغرور و خودخواه است و در بدنى كه به بدى بيمار نشود، خيرى نيست.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَهَرُ لَيْلَةٍ فِي الْعِلَّةِ الَّتِي تُصِيبُ الْمُؤْمِنَ عِبَادَةُ سَنَةٍ. (بحار الأنوار ج78 ص 186)
بیدار ماندن مؤمن در طول یک شب به خاطر بیماری ،به منزلهی عبادت یک سال است.
اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حُمَّى لَيْلَةٍ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَنَةٍ وَ حُمَّى لَيْلَتَيْنِ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَنَتَيْنِ وَ حُمَّى ثَلَاثٍ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَبْعِينَ سَنَةً قَالَ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَبْلُغْ سَبْعِينَ سَنَةً قَالَ فَلِأُمِّهِ وَ أَبِيهِ قَالَ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَبْلُغَا قَالَ فَلِقَرَابَتِهِ قَالَ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَبْلُغْ قَرَابَتُهُ قَالَ فَلِجِيرَانِهِ. (كافی ج3 ص 114)
تب يك شب، با عبادت يك سال برابر است و تب دو شب، با عبادت دو سال برابر است و تب سه شب، با عبادت هفتاد سال برابر است. ابو حمزه مىگويد: اگر عمر او به هفتاد سال نرسيد چه؟ فرمود: (ثواب آن) براى پدر و مادرش مىباشد. گفتم: اگر آنها نيز نرسيدند چه؟ فرمود: براى نزديكانش. گفتم: اگر آنها نيز به هفتاد نرسيدند چه؟ براى همسايگانش.
5- صدقه دادن توسط بیمار
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يُسْتَحَبُّ لِلْمَرِيضِ أَنْ يُعْطِيَ السَّائِلَ بِيَدِهِ وَ يَأْمُرَ السَّائِلَ أَنْ يَدْعُوَ لَهُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 209)
مستحب است که مریض با دست خود به سائل چیزی ببخشد و به او امر کند که برایش دعا کند.
6- رسیدگی به بیمار
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ سَعَى لِمَرِيضٍ فِي حَاجَةٍ قَضَاهَا أَوْ لَمْ يَقْضِهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ فَإِنْ كَانَ الْمَرِيضُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ أَ وَ لَيْسَ ذَاكَ أَعْظَمَ أَجْراً إِذَا سَعَى فِي حَاجَةِ أَهْلِ بَيْتِهِ قَالَ نَعَمْ. (بحار الأنوار ج78 ص 217)
هر کسی سعی در برآورده ساختن حاجتی از حاجتهای شخصی بیمار داشته باشد،اگر آن حاجت را برآورده سازد یا نسازد، مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورده است از وجود گناهان پاک شود. پس مردی از انصارعرض کرد: ای رسول خدا! پدرم و مادرم فدای شما! اگر آن بیمار از خانواده خود انسان باشد، آیا تلاش کردن در رفع حاجت او دارای اجر بزرگتری نیست؟ پیامبر فرمود: آری.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَطْعَمَ مَرِيضاً شَهْوَتَهُ أَطْعَمَهُ اللَّهُ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ.(بحار الأنوار ج78 ص 224)
هر كس به بيمارى، غذاى مورد علاقهاش را بخوراند، خداوند ميوههاى بهشتى را به او مىخوراند.
7- شکرانه بهبودی
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا اشْتَكَى الْعَبْدُ ثُمَّ عُوفِيَ فَلَمْ يُحْدِثْ خَيْراً وَ لَمْ يَكُفَّ عَنْ سُوءٍ لَقِيَتِ الْمَلَائِكَةُ بَعْضُهَا بَعْضاً يَعْنِي حَفَظَتَهُ فَقَالَتْ إِنَّ فُلَاناً دَاوَيْنَاهُ فَلَمْ يَنْفَعْهُ الدَّوَاءُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 205)
اگر بندهی خداوند مریض شود، سپس بهبود یابد، ولی پس از بهبودی هیچ کار خیری انجام ندهد و از انجام کار زشت دست بر ندارد، فرشتگان خشمگین شده و میگویند: فلانی را مداوا کردیم، ولی مداوا کردن سودی برای او در بر نداشت!
8- راه های درمان
8-1- دعا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَصَابَهُ أَلَمٌ فِي جَسَدِهِ فَلْيُعَوِّذْ نَفْسَهُ وَلْيَقُلْ: أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللّٰهِ وَقُدْرَتِهِ عَلَى الْأَشْيَاءِ، أُعِيذُ نَفْسِي بِجَبَّارِ السَّمَاءِ، أُعِيذُ نَفْسِي بِمَنْ لَايَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ سَمٌّ وَلَا دَاءٌ، أُعِيذُ نَفْسِي بِالَّذِي اسْمُهُ بَرَكَةٌ وَشِفَاءٌ. فَإِنَّهُ إِذَا قَالَ ذَلِكَ لَمْ يَضُرَّهُ أَلَمٌ وَلَا دَاءٌ .
اگر به بدن كسى، دردى عارض شد پس خودش را تعويذ كند [يعنى با خواندن اين دعا خود را در پناه خدا قرار دهد] و بگويد: “به عزّت خدا و قدرتى كه بر همه چيز دارد پناه مىبرم. خودم را در پناه خداوند تواناى آسمان قرار مىدهم. خودم را در پناه كسى قرار مىدهم كه با نام او هيچ سَم و دردى نتواند زيان رساند. خودم را پناهنده مىكنم به كسى كه نامش بركت و شفا است.” پس اگر كسى اين تعويذ را بخواند، بىگمان هيچ دردى و مرضى به او زيان نرساند.
8-2- یاد اهل بیت علیهم السلام
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ذِكْرُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ شِفَاءٌ مِنَ الْوَعْكِ وَ الْأَسْقَامِ وَ وَسْوَاسِ الرَّيْب. (بحار الأنوار ج 78 ص 203)
ذکر و یاد ما اهل بیت (علیهم السلام) باعث شفای درد و بیماری ها و وسوسه و شک و تردید است.
8-3- صدقه
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ الْمُبْرَمَ فَدَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ. (بحار الأنوار ج 59 ص 264)
صدقه، بلاء مبرم را دفع کند. پس با صدقه بیمارانتان را درمان کنید.
8-4- بیان درد به طبیب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَتَمَ الْأَطِبَّاءَ مَرَضَهُ خَانَ بَدَنَهُ. (تصنيف غرر الحكم ص 484)
كسى كه بيمارى خود را از طبيبان كتمان كند، به بدن خود خيانت كرده است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَتَمَ مَكْنُونَ دَائِهِ عَجَزَ طَبِيبُهُ عَنْ شِفَائِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص 484)
هر كه درد درونى خود را پنهان دارد، طبيب را از شفا دادنش درمانده سازد.
9- ناپسندی تمارض (خود را بی دلیل مریض نشان دادن)
قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(عَلَيْهِ السَّلَامُ)… إِلَى قَوْلِهِ وَ الْمُتَمَرِّضَ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ وَ الْمُتَشَعِّثَ مِنْ غَيْرِ مُصِيبَةٍ إِلَى أَنْ قَالَ وَ هُوَ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ}إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا {.. (فرقان/44) (بحار الأنوار ج 78 ص 204)
از امام صادق (علیه السلام) پرسیده شد: آیا این آفریدگان را از جمله مردم میپنداری؟ امام فرمود: ترک کننده سواک (نوعی مسواک چوبی) را از جمله آنان مپندار، و حدیث را پی گرفته تا جایی که میفرماید: همچنین کسی که بدون علّت خود را به مریضی میزند و کسی که بدون دچار شدن به مصیبت، آشفته است را نیز از جمله آنان مپندار. و این مصداق فرموده خداوند عزیز و بلندمرتبه است: {آنان جز مانند چهارپایان نیستند، بلکه گمراه ترند!}
10- عدم شکایت از بیماری نزد دیگران
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّمَا مُؤْمِنٍ شَكَا حَاجَتَهُ وَ ضُرَّهُ إِلَى كَافِرٍ أَوْ مَنْ يُخَالِفُهُ عَلَى دِينِهِ فَإِنَّمَا شَكَا اللَّهَ إِلَى عَدُوٍّ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ أَيُّمَا مُؤْمِنٍ شَكَا حَاجَتَهُ وَ ضُرَّهُ وَ حَالَهُ إِلَى مُؤْمِنٍ مِثْلِهِ كَانَتْ شَكْوَاهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ. (بحار الأنوار ج 69 ص 327)
هر مؤمنی که نیاز و ناراحتی خود را نزد کافر و یا مخالفان دین خود ببرد، مانند آن است که شکایت خداوند را پیش یکی از دشمنان خدا برده است. و هر مؤمنی که از اوضاع زندگی خود پیش مؤمنی شکایت کند، مانند این است که نزد خدا شکایت کرده باشد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ مَرِضَ يَوْماً وَ لَيْلَةً فَلَمْ يَشْكُ إِلَى عُوَّادِهِ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمَنِ حَتَّى يَجُوزَ الصِّرَاطَ كَالْبَرْقِ اللَّامِعِ . (بحار الأنوار ج 78 ص 177)
هر کسی یک شبانه روز مریض باشد و نزد عیادت کنندگانش لب به شکایت نگشاید، خداوند در روز قیامت او را با حضرت ابراهیم خلیل الرحمن زنده میگرداند تا اینکه از روی پل صراط با سرعت برقی درخشنده عبور کند.
11- آگاه کردن دوستان از بیماری خود
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَنْبَغِي لِلْمَرِيضِ مِنْكُمْ أَنْ يُؤْذِنَ إِخْوَانَهُ بِمَرَضِهِ فَيَعُودُونَهُ فَيُؤْجَرُ فِيهِمْ وَ يُؤْجَرُونَ فِيهِ قَالَ فَقِيلَ لَهُ نَعَمْ هُمْ يُؤْجَرُونَ بِمَمْشَاهُمْ إِلَيْهِ فَكَيْفَ يُؤْجَرُ هُوَ فِيهِمْ قَالَ فَقَالَ بِاكْتِسَابِهِ لَهُمُ الْحَسَنَاتِ فَيُؤْجَرُ فِيهِمْ فَيُكْتَبُ لَهُ بِذَلِكَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ يُرْفَعُ لَهُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ وَ يُمْحَى بِهَا عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ. (كافی ج 3 ص 117)
شايسته است كه شخص بيمار، برادرانش را از بيمارى خود آگاه سازد تا به عيادت او بيايند تا او و آنها از پاداش بهرهمند شوند. پرسيدند: كسانى كه به عيادت مىآيند، به خاطر عيادتِ خود اجر و پاداش دارند، ولى او(بیمار) چگونه به خاطر آنها پاداش مىگيرد؟ فرمود: چون باعث شده است که آنها كار نيك انجام دهند، پس او نيز اجر و پاداش دارد و براى او ده حسنه نوشته مىشود و ده درجه بالا مىرود و ده عمل زشت از نامهی او پاك مىشود.
12- عیادت بیمار
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: تَمَامُ عِيَادَةِ الْمَرِيضِ أَنْ يَضَعَ أَحَدُكُمْ يَدَهُ عَلَيْهِ وَ يَسْأَلَهُ كَيْفَ هُوَ كَيْفَ أَصْبَحْتَ وَ كَيْفَ أَمْسَيْتَ وَ تَمَامُ تَحِيَّتِكُمُ الْمُصَافَحَةُ. (بحار الأنوار ج 78 ص 226)
از جمله اسباب کامل شدن عیادت آن است که یکی از شما دستش را بر روی بدن بیمار بگذارد و از او بپرسد که حالت چطور است و صبح و شب را چگونه گذرانده ای. و سلام و احوالپرسی شما با مصافحه کامل میگردد.
وَ عَادَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) جَاراً لَهُ يَهُودِيّاً. (مكارم الأخلاق ص 359)
پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله) همسايهای يهودى داشت، به هنگام بيمارى از او عيادت كرد.
13- درخواست دعا از بیمار
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عُودُوا مَرْضَاكُمْ وَ سَلُوهُمُ الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ يَعْدِلُ دُعَاءَ الْمَلَائِكَةِ. (بحار الأنوار ج 78 ص 219)
از بيماران خود عيادت كنيد و از آنها درخواست دعا كنيد؛ چرا كه دعاى بيمار، برابر با دعاى فرشتگان است.
14- وضعیت مؤمن پس از بهبودی
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَثَلُ الْمُؤْمِنِ إِذَا عُوفِيَ مِنْ مَرَضِهِ مَثَلُ الْبُرْدَةِ الْبَيْضَاءِ تُنْزَلُ مِنَ السَّمَاءِ فِي حُسْنِهَا وَ صِفَاتِهَا. (بحار الأنوار ج 78 ص 187)
حكايت مؤمن وقتى كه از بيمارىاش بهبود مىيابد، همچون حكايت بُرد (پارچهای گرانبها) سپيد و زيبا و روشن است كه از آسمان فرو مىآيد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَثَلُ اَلْمُؤْمِنِ إِذَا عُوفِيَ مِنْ مَرَضِهِ مَثَلُ اَلْبَرَدَةِ اَلْبَيْضَاءِ تُنْزَلُ مِنَ اَلسَّمَاءِ فِي حُسْنِهَا وَ صَفَائِهَا. (أمالی (طوسی) ص 630)
مَثَل مؤمن هنگام بهبودى از بيمارى در زيبايى و شفافيت مثل تگرگى است كه از آسمان مىبارد.
15- نوشتن وصیت نامه در هنگام مریضی
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَرِضَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) ثَلَاثَ مَرَضَاتٍ فِي كُلِ مَرَضٍ يُوصِي بِوَصِيَّةٍ فَإِذَا أَفَاقَ أَمْضَى وَصِيَّتَهُ. (وسائل الشيعه ج19 ص 419)
على بن الحسين (عليه السلام) سه نوبت بيمار شد و در هر نوبت وصيّت كرد و چون سلامت خود را بازيافت، وصيّت را خود به مرحلهی اجرا گذاشت.












ثبت دیدگاه