فهرست مطالب
آداب پیادهروی
چکیده
از آنجا که انسان، موجودی دارای حرکت است و پیادهروی، بخشی از حرکات او بشمار میآید. در قرآن و سنت، شیوههایی برای پیادهروی ذکر شده است. آداب پیادهروی، بخشی از آداب زندگی انسان است و رعایت آن، سلامت و سعادت مادی و معنوی به دنبال دارد و از جمله رفتارهای پسندیده در زیارات است.
واژه های مرتبط
قدم، راه رفتن، راه، راکب، طریق، مَشْی، مَشّایه، نحوه پیادهروی، زمان پیادهروی
۱- تواضع و فروتنی
اَللهُ تَعالی: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً. (فرقان/۶۳)
و بندگان خداى رحمان، كسانى هستند كه روى زمين به نرمى راه میروند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَالْمُتَّقُونَ فِيهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ التَّوَاضُع. (نهج البلاغه خطبه ۱۹۳)
پرهيزگاران، گفتارشان راست، در پوشاك خود ميانهرو و راه رفتنشان با فروتنى است.
۲- بدون شتاب
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَشْيُ الْمُسْتَعْجِلُ يَذْهَبُ بِبَهَاءِ الْمُؤْمِنِ وَ يُطْفِئُ نُورَهُ. (تحف العقول ص ۳۷۱)
راه رفتن شتاب زده، هيبت مؤمن را از بين مىبرد و نورش را خاموش مىكند.
۳- بدون آسیبزایی
اَللهُ تَعالی: وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ. (نور/۳۱)
و زنان نباید پاهایشان را [هنگام راه رفتن آنگونه] به زمین بزنند تا آنچه از زینتهایشان پنهان میدارند [توسط نامحرمان] شناخته شود.
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَاصِمٍ: لَمَّا رَجَعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنْ صِفِّينَ وَ مَرَّ بِالشِّبَامِيِّينَ خَرَجَ إِلَيْهِ حَرْبُ بْنُ شُرَحْبِيلَ الشِّبَامِيُّ وَ أَقْبَلَ يَمْشِي مَعَهُ وَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) رَاكِبٌ فَقَالَ لَهُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) ارْجِعْ فَإِنَّ مَشْيَ مِثْلِكَ مَعَ مِثْلِي فِتْنَةٌ لِلْوَالِي وَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِين. (بحار الانوار ج ۷۲ ص۳۵۷)
عبد الله ابن عاصم: امیر المؤمنین (علیه السلام) زمانى كه از صفّين سواره به كوفه وارد شد… و [فردى به نام] حرب، در كنار حضرت پياده به راه افتاد. حضرت به او فرمود: برگرد! زيرا پياده آمدن چون تويى در ركاب چون من، باعث غرور و فريفتهگى زمامدار و باعث خوارى مؤمن است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَيْسَ لِلنِّسَاءِ مِنْ سَرَوَاتِ الطَّرِيقِ شَيْءٌ وَ لَكِنَّهَا تَمْشِي فِي جَانِبِ الْحَائِطِ وَ الطَّرِيقِ. (کافی ج ۵ ص ۵۱۸)
زنان نباید در پيادهروى از ميانههاى راه عبور کنند، بلکه در کنار دیوار و راه حرکت کنند.
۴- بدون تکبّر و خودپسندی
اَللهُ تَعالی: وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُور وَ اقْصِدْ فِي مَشْيِك. (لقمان/۱۸ و ۱۹)
و در زمین با ناز و غرور راه مرو، همانا خدا هیچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد. و در راه رفتن میانهرو باش.
اَللهُ تَعالی: وَ لا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولًا كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً (أسرى/۳۷و۳۸)
و در زمین، با تکبّر و سرمستی راه مرو که تو هرگز نمیتوانی [با قدم هایت] زمین را بشکافی، و به بلندى كوهها نخواهى رسيد! همهی اين كارها ناپسند است و نزد پروردگار تو ناپسند است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كُنْ مُتَفَكِّراً فِي مَشْيِكَ وَ مُعْتَبِراً لِعَجَائِبِ صُنْعِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْنَمَا بَلَغْتَ وَ لَا تَكُنْ مُسْتَهْتَراً وَ لَا مُتَبَخْتِراً فِي مِشْيَتِكَ … مَجِيئَكَ فِي طَاعَةِ اللَّهِ وَ الْمَشْيِ فِي رِضَاه. (بحار الانوار ج ۷۳ ص ۳۰۱)
در راه رفتن با انديشه باش، و از عجایب صُنع خدای عزیز و بلندمرتبه، در هر جا عبرت گير، در راه رفتن بازيگر و فخر فروش مباش… آمدنت به طاعت خدا و راه رفتنت در رضای او باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ نَهَى (رَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَنْ يَخْتَالَ الرَّجُلُ فِي مَشْيِهِ. (من لا يحضره الفقيه ج ۴ ص۱۳)
پیامبر (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) از راه رفتن مغرورانه و متکبّرانه، نهى کرد.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ الْمَجْنُونَ الْمُتَبَخْتِرُ فِي مِشْيَتِهِ النَّاظِرُ فِي عِطْفَيْهِ الْمُحَرِّكُ جَنْبَيْهِ بِمَنْكِبَيْهِ فَذَاكَ الْمَجْنُونُ وَ هَذَا الْمُبْتَلَى. (بحار الأنوار ج ۷۳ ص۳۰۳)
دیوانه واقعى کسى است که: متکبرانه گام بر مىدارد، به طور دایم به پهلوهاى خود نگاه مىکند، پهلوهاى خود را به همراه شانهها تکان مىدهد (و کبر و غرور از تمام وجود او مىبارد.) پس او ديوانه و بيمار است.
اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ مَشَى عَلَى الْأَرْضِ اخْتِيَالًا لَعَنَتْهُ الْأَرْضُ وَ مَنْ تَحْتَهَا وَ مَنْ فَوْقَهَا. (بحار الانوار ج۷۳ ص ۳۰۳)
كسى كه روى زمين با تکبّر راه رود، زمين و هر موجودى كه زير و روى آن است او را لعنت مىكند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَمْشِي مَشْيَ الْمَرِحِ الْمُخْتَالِ وَ يَتَصَفَّحُ ذَنَبَهُ وَ جَنَاحَيْهِ فَيُقَهْقِهُ ضَاحِكاً لِجَمَالِ سِرْبَالِه. (نهج البلاغه خطبه ۱۶۵)
متكبّر، پُر اِفاده راه مىرود (مانند طاووس) و به دُم و بالهاى خويش با دقّت مىنگرد و از زيبايى پر و بال خود، قهقهه سر مىدهد!
۵- نمونههای پیادهروی
ابْنِ عَبَّاسٍ:كَانَ رَسُولُ اللَّه (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) إِذَا مَشَى مَشَى مَشْياً يُعْرَفُ أَنَّهُ لَيْسَ بِمَشْيِ عَاجِزٍ وَ لَا بِكَسْلَانَ. (مکارم الاخلاق ص۲۲)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در موقع راه رفتن، چنان راه مىرفت كه معلوم بود راه رفتن شخص ناتوان يا تنبل نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) إِذَا مَشَى تَكَفَّأَ تَكَفُّؤاً كَأَنَّمَا يَتَقَلَّعُ مِنْ صَبَبٍ لَمْ أَرَ قَبْلَهُ وَ لَا بَعْدَهُ مِثْلَهُ صلی الله علیه وآله. (مکارم الاخلاق ص۲۲)
رسول خدا (صلى الله عليه و آله) هر گاه راه مىرفتند، چنان مىخراميد كه گويى سرازيرى را مىپيمايد. پيش از آن حضرت و پس از ایشان، كسى را مانند ايشان نديدم.
جَابِرٍ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) إِذَا خَرَجَ مَشَى أَصْحَابُهُ أَمَامَهُ وَ تَرَكُوا ظَهْرَهُ لِلْمَلَائِكَةِ. (مکارم الاخلاق ص ۲۲)
جابر: پيغمبر (صلی الله علیه وآله) چون بيرون میآمد اصحابش جلوى او راه میرفتند و پشت سرش را براى فرشتگان خالى میگذاردند.
رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لَا يَدَعُ أَحَداً يَمْشِي مَعَهُ إِذَا كَانَ رَاكِباً حَتَّى يَحْمِلَهُ مَعَهُ فَإِنْ أَبَى قَالَ تَقَدَّمْ أَمَامِي وَ أَدْرِكْنِي فِي الْمَكَانِ الَّذِي تُرِيدُ. (مکارم الاخلاق ص ۲۲)
روايت است كه پيغمبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سواره، اجازه نمیداد كسى پياده در ركابش برود يا آنكه او را با خود سوار میكرد، و اگر از سوار شدن امتناع میکرد، میفرمود تو جلو برو و بعد در جايى كه میخواهى نزد من بيا.
الصادق عليه السلام :كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ(عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) لَا يَسْبِقُ يَمِينُهُ شِمَالَه.(بحارالانوار ج ۷۳ ص ۳۰۲)
امام سجاد (عليه السلام) چنان آرام راه میرفتند كه دست راستشان از چپشان پيش نبود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ رَكِبَ (امیرالمؤمنین عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَرَّةً أُخْرَى فَمَشَوْا خَلْفَهُ فَقَالَ انْصَرِفُوا فَإِنَّ خَفْقَ النِّعَالِ خَلْفَ أَعْقَابِ الرِّجَالِ مَفْسَدَةٌ لِقُلُوبِ النَّوْكَى. (بحارالانوار ج ۷۳ ص ۳۰۰)
يك بار امير مؤمنان (عليه السلام) بر مركب سوار بود و اصحاب دنبال ايشان به راه افتادند. حضرت فرمود: برگرديد؛ زيرا صداى كفشها در پشت سر مردان، مايهی تباهى دلهاى احمقان است.
۶- زمان پیادهروی
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْأَرْضُ تُطْوَى فِي آخِرِ اللَّيْلِ. (كافى ج ۸ ص ۳۱۴)
زمين در آخر شب درنورديده شود.
۷- راه رفتن با بزرگترها
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: سَأَلَ رَجُلٌ رَسُولَ اللَّه (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) مَا حَقُّ الْوَالِدِ عَلَى وَلَدِهِ؟ قَالَ: لَا يُسَمِّيهِ بِاسْمِهِ وَ لَا يَمْشِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَا يَجْلِسُ قَبْلَهُ وَ لَا يَسْتَسِبُّ لَهُ. (كافى ج ۲ ص ۱۵۸)
مردى از رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) پرسيد: حق پدر بر فرزندش چيست؟ فرمود: او را به نامش نخواند و جلوی او راه نرود و پيش از او ننشيند و باعث دشنام او نشود (كارى نكند كه مردم پدرش را دشنام دهند.).
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مَشَى الْحُسَيْنُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) بَيْنَ يَدَيِ الْحَسَنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَطُّ وَ لَا بَدَرَهُ بِمَنْطِقٍ إِذَا اجْتَمَعَا تَعْظِيماً لَهُ. (مستدرک الوسائل ج ۸ ص ۳۹۳)
امام حسین (علیه السلام) برای بزرگداشت امام حسن (علیهالسّلام)، هیچگاه جلوتر از وی راه نمیرفت و در جایی که هر دو حضور داشتند، در سخن گفتن، بر او پیشی نمیگرفت و اظهار نظر نمیکرد.
۸- پیادهروی برای حجّ
هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ: دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَنَا وَ عَنْبَسَةُ بْنُ مُصْعَبٍ وَ بِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلًا مِنْ أَصْحَابِنَا فَقُلْنَا جَعَلَنَا اللَّهُ فِدَاك،َ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ الْمَشْيُ أَوِ الرُّكُوبُ؟ فَقَالَ: مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْمَشْيِ الْحَدِيثَ. (وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۷۹)
هشام بن سالم میگوید: من و عنبسه و چندین نفر به محضر امام صادق (علیه السلام) وارد شدیم و پرسیدیم : فضیلت حج به پیاده رفتن است یا سواره؟ حضرت فرمود: خداوند به چیزی بالاتر از پیاده حجّ کردن به خانهاش عبادت نشده است.
الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ (عَلَيْهِمُ السَّلَامُ): أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ فِي زَمَانِهِ وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً وَ رَمَى مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً. (وسائل الشيعه ج ۱۱ ص۸۱)
همانا حسن ابن علی (علیه السلام) عابدترین و زاهدترین و بهترین مردم زمان خود بود. وقتی حج را به جا میآورد، با پای پیاده انجام میداد، سنگها را (در رمی جمرات) پیاده میانداخت و گاهی با پای برهنه راه میرفت.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا تَقَرَّبَ عَبْدٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَيْءٍ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنَ الْمَشْيِ إِلَى بَيْتِهِ الْحَرَامِ عَلَى الْقَدَمَيْنِ وَ إِنَّ الْحَجَّةَ الْوَاحِدَةَ تَعْدِلُ سَبْعِينَ حَجَّةً وَ مَنْ مَشَى عَنْ جَمَلِهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَوَابَ مَا بَيْنَ مَشْيِهِ وَ رُكُوبِهِ وَ الْحَاجُّ إِذَا انْقَطَعَ شِسْعُ نَعْلِهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ ثَوَابَ مَا بَيْنَ مَشْيِهِ حَافِياً إِلَى مُتَنَعِّلٍ. (من لا یحضره الفقیه ج ۲ ص ۲۱۸)
هيچ بنده به هيچ وسيلهاى محبوبتر نزد خدای عزیز و بلندمرتبه از راه پيمودن با پاى پياده به خانه محترمش، بر او تقرّب نجسته است، و يك حج با پاى پياده با هفتاد حج برابر است، و كسى كه از شتر خود به زير آيد، و قدرى پياده راه بپيمايد، خداوند ثواب همان مقدار که بین فاصله راهپیمایی و سوار شدن را برایش مینویسد، هر گاه بند کفش حاجی پاره شود، خداوند ثواب آن فاصله را که پا برهنه همراه با کفش پیموده است را برایش ثبت میکند.
الْحَلَبِيِّ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ فَضْلِ الْمَشْيِ فَقَالَ إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) قَاسَمَ رَبَّهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّى نَعْلًا وَ نَعْلًا وَ ثَوْباً وَ ثَوْباً وَ دِينَاراً وَ دِينَاراً وَ حَجَ عِشْرِينَ حَجَّةً مَاشِياً عَلَى قَدَمَيْهِ. (وسائل الشیعه ج ۱۱ ص ۷۸)
حلبی: از امام صادق (علیه السلام) از ثواب پیادهروی پرسیدم: حضرت فرمود: امام حسن (علیه السلام) سه مرتبه اموالش را اعم از کفش و پیراهن و پولش را برای خدا تقسیم کرد و بیست مرتبه حجّ با پای پیاده رفت.
عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُبَيْدٍ: لَقَدْ حَجَّ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) خَمْساً وَ عِشْرِينَ حَجَّةً مَاشِياً وَ إِنَّ النَّجَائِبَ لَتُقَادُ مَعَه. (بحار الأنوار ج ۴۴ ص ۱۹۳)
عبد اللَّه ابن عبيد: امام حسين (عليه السّلام) با پاى پياده بيست و پنج حجّ بجاى آورد، در صورتى كه اسبهاى نيكویى در كاروان آن بزرگوار بود.
إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَلِيٍّ: حَجَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَاشِياً فَسَارَ عِشْرِينَ يَوْماً مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ. (ارشاد ج 2 ص ۱۴۴)
ابراهیم ابن علی: امام زین العابدین (علیه السلام) با پای پیاده حجّ رفت که از مدينه تا مكه بيست روز طول کشید.
۹- پیادهروی برای زیارت امام حسین علیه السلام
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِنْ كَانَ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَةً حَتَّى إِذَا صَارَ فِي الْحَائِرِ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِينَ الْمُنْتَجَبِينَ [الْمُفْلِحينَ الْمُنْجِحِينَ] حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ كَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِينَ حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) يُقْرِؤُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَكَ مَا مَضَى. (كامل الزيارات ص۱۳۲)
کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت حسین ابن على (علیه السّلام) باشد، اگر پیاده برود، خداوند به هر قدمى که برمیدارد، یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو میفرماید؛ تا زمانى که به حائر برسد و پس از رسیدن به آن مکان شریف، خداوند او را از صالحین و برگزیدگان [ رستگاران و پیروزمندان] قرار میدهد، تا وقتى که مراسم و اعمال زیارت را به پایان رساند. در این هنگام او را از سعادتمندان محسوب میفرماید تا زمانى که اراده مراجعت کند. در این وقت فرشتهاى نزد او آمده و میگوید: رسول خدا (صلّى اللَّه علیه و آله) سلام رسانده و به تو میفرماید: از ابتداء عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشتهات آمرزیده شد!
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا أَتَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَاغْتَسِلْ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِيَابَكَ الطَّاهِرَةَ ثُمَّ امْشِ حَافِياً فَإِنَّكَ فِي حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَ حَرَمِ رَسُولِهِ وَ عَلَيْكَ بِالتَّكْبِيرِ وَ التَّهْلِيلِ وَ التَّمْجِيدِ وَ التَّعْظِيمِ لِلَّهِ كَثِيراً وَ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ حَتَّى تَصِيرَ إِلَى بَابِ الْحَائِرِ [الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ].(کافی ج 4 ص ۵۷۶)
وقتى به زيارت ابا عبد اللَّه الحسين (عليه السّلام) رفتى، اوّل كنار فرات غسل كن، سپس لباسهاى پاك خود را بپوش بعد پاى برهنه به طرف قبر مطهّرش حركت كن؛ زيرا در آن مسافت، داخلِ در حرمى از حرمهاى خدا و حرم رسولش قرار داری. و بر تو است كه تكبير (اللَّه اكبر) و تهليل (لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ) و تمجيد و تعظيم خدا را زياد کنی و نيز صلوات بر محمّد و اهل بيتش بفرستى تا به درب حائر برسى.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ زَارَ الْحُسَيْنَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) احْتِسَاباً لَا أَشَراً وَ لَا بَطَراً وَ لَا رِيَاءً وَ لَا سُمْعَةً مُحِّصَتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ كَمَا يُمَحَّصُ الثَّوْبُ فِي الْمَاءِ فَلَا يَبْقَى عَلَيْهِ دَنَسٌ وَ يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِ خُطْوَةٍ حَجَّةٌ وَ كُلَّمَا رَفَعَ قَدَماً عُمْرَةٌ. (بحار الانوار ج ۹۸ ص ۱۹)
کسی که حسین (علیه السلام) را برای رضای خدا زیارت کند، نه برای خوش گذرانی و تفریح و نه به جهت کسب شهرت (و فخر فروشی) گناهانش فرو میریزد؛ همانطور که لباس در آب شسته شده (و پاک میشود) و در نتیجه، هیچ آلودگی بر او باقی نمیماند و با هر گامی که بر زمین میگذارد، حجّی برایش نوشته میشود و با هر قدمی که برمیدارد، عُمرهای برایش ثبت میگردد.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَتَی قَبْرَ الْحُسَیْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ وَ بِکُلِّ قَدَمٍ یَرْفَعُهَا وَ یَضَعُهَا عِتْقَ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ وَ مَنْ أَتَاهُ بِسَفِینَةٍ فَکَفَتْ بِهِمْ سَفِینَتُهُمْ نَادَی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ طِبْتُمْ وَ طَابَتْ لَکُمُ الْجَنَّةُ. (کامل الزیارات ص ۱۳۴)
کسی که پیاده به زیارت قبر حضرت امام حسین (علیه السّلام) برود خداوند به هر گامی که برداشته و به هر قدمی که از زمین بلند کرده و بر آن نهاده، ثواب آزاد کردن بندهای از اولاد حضرت اسماعیل را میدهد، و کسی که با کشتی به زیارت آن حضرت رود و در آن حال، کشتی چپ شده و سرنشینانش را در آب بریزد، منادی از آسمان نداء میکند: خوشا به حال شما و گوارا باد بر شما بهشت!
۱۰- پیادهروی برای زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ زَارَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً وَ عُمْرَةً فَإِنْ رَجَعَ مَاشِياً كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّتَيْنِ وَ عُمْرَتَيْنِ. (وسائل الشیعه ج ۱۴ ص ۳۸۰)
هر کسی پیاده به زیارت أمیرمؤمنان (علیه السلام) برود، با هر قدمی، خداوند یک حج و یک عمره مینویسد و اگر پیاده بازگردد، خداوند با هر قدمی دو حج و دو عمره برایش مینویسد.
كُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) – وَ قَدْ ذُكِرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)- فَقَالَ ابْنُ مَارِدٍ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)- مَا لِمَنْ زَارَ جَدَّكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَقَالَ يَا ابْنَ مَارِدٍ- مَنْ زَارَ جَدِّي عَارِفاً بِحَقِّهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ حَجَّةً مَقْبُولَةً وَ عُمْرَةً مَبْرُورَةً وَ اللَّهِ يَا ابْنَ مَارِدٍ مَا تَطْعَمُ النَّارُ قَدَماً تَغَبَّرَتْ فِي زِيَارَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَاشِياً كَانَ أَوْ رَاكِباً يَا ابْنَ مَارِدٍ اكْتُبْ هَذَا الْحَدِيثَ بِمَاءِ الذَّهَبِ. (وسائل الشیعه ج ۱۴ص ۳۷۷)
راوی گوید: در محضر مبارک امام صادق (علیه السلام) بودم و نام أمیرمؤمنان علی بن ابی طالب (علیه السلام) بُرده شد. شخصی به نام ابن مارد از حضرت پرسید: یا أباعبدالله! کسی که جدّتان أمیرمؤمنان (علیه السلام) را زیارت کند، چه ثوابی خواهد گرفت؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای پسر مارد! کسی که جدم را در حالی که حق ایشان را میشناسد زیارت کند، خداوند به ازای هر قدمی که برمیدارد، یک حج و عمره مقبول برایش مینویسد. ای پسر مارد! به خدا سوگند! آتش را خداوند بر قدمهایی که در راه زیارت أمیرمؤمنان (علیه السلام) غبارآلود شده باشد، مسلط نمیگرداند؛ چه پیاده آمده باشد، چه سواره. ای پسر مارد! این حدیث را با آب طلا بنویس!
صَفْوَانَ الْجَمَّالِ: لَمَّا وَافَيْتُ مَعَ جَعْفَرٍ الصَّادِقِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) الْكُوفَةَ يُرِيدُ أَبَا جَعْفَرٍ الْمَنْصُورَ قَالَ لِي يَا صَفْوَانُ أَنِخِ الرَّاحِلَةَ فَهَذَا قَبْرُ جَدِّي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَأَنَخْتُهَا ثُمَّ نَزَلَ فَاغْتَسَلَ وَ غَيَّرَ ثَوْبَهُ وَ تَحَفَّى وَ قَالَ لِيَ افْعَلْ مِثْلَ مَا أَفْعَلُهُ ثُمَّ أَخَذَ نَحْوَ الذُّكْوَةِ وَ قَالَ لِي قَصِّرْ خُطَاكَ وَ أَلْقِ ذَقَنَكَ الْأَرْضَ فَإِنَّهُ يُكْتَبُ لَكَ بِكُلِّ خُطْوَةٍ مِائَةُ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ يُمْحَى عَنْكَ مِائَةُ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ تُرْفَعُ لَكَ مِائَةُ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ تُقْضَى لَكَ مِائَةُ أَلْفِ حَاجَةٍ وَ يُكْتَبُ لَكَ ثَوَابُ كُلِّ صِدِّيقٍ وَ شَهِيدٍ مَاتَ أَوْ قُتِلَ ثُمَّ مَشَى وَ مَشَيْتُ مَعَهُ وَ عَلَيْنَا السَّكِينَةُ وَ الْوَقَارُ… (بحار الأنوار ج 97 ص 279)
صفوان جمّال: هنگامی که همراه امام جعفر صادق (علیه السلام) که در طلب أبو جعفر منصور بود به کوفه رسیدیم، به من فرمود: ای صفوان! شتر را بخوابان که این قبر جدّم امیرالمؤمنین است. من شتر را آرام کردم و آهسته راه رفتیم، سپس ایشان پیاده شد، غسل کرد، لباسش را عوض کرد. پس کفشهای خود را قبل از حرکت از پای درآورد و به من فرمود: آنچه که من انجام دادم تو نیز انجام بده. سپس به طرف تپههای سفیدرنگی حرکت کرد و فرمود: قدمهایت را کوتاه بردار و سرت را پایین بیانداز. به درستی که با هر قدمی، صدهزار حسنه برایت نوشته میشود و صدهزار گناه پاک میگردد و رتبهات صدهزار درجه بالا میرود و ثواب هر صدیق و شهیدی که کشته شده یا از دنیا رفته، برایت نوشته میشود. سپس حضرت پیاده حرکت کرد و من نیز پیاده حرکت کردم و آرامش سنگینی بر ما حاکم بود. …












ثبت دیدگاه