آداب پرهیز از وسواس
چکیده
ناگزیر اندیشههای شرّ آمیز یا وسوسه، در دل انسانها نفوذ میکند و پیامدهایی نامطلوب برای او دارد. در آداب پرهیز از وسواس، راههای رهایی از آن آمده است که از جملهی آنها ذکر و قرائت قرآن و استعاذه میباشد.
واژه های مرتبط
وسوسه، شک، تردید، دودلی، فکرِ بد، القاء شیطان
۱-معنی و مفهوم
اندیشه بد، القاء شیطانی . فکر یا عمل تردیدآمیز. (فرهنگ انتشارات معین)
دقّت بسیار در جزئیات دودلی، تردید.
(روانشناسی) تردیدی آزاردهنده در مورد بعضی امور، به ویژه پاکیزگی.. اندیشۀ بد. (فرهنگ فارسی عمید)
وسواس، یک اختلال فکری و رفتاری است که با افکار آزار دهنده، تکراری و غیر منطقی آغاز شده و فرد را برای انجام اعمال تکراری تحت فشار قرار میدهد، این حالت از نظر لغوی به معنای شک، تردید و دودلی است.
۲- اهمّیت پرهیز از وسواس
اَللهُ تَعالی: وَ مَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَ رَبُّكَ عَلَیٰ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ. (سبأ/۲۱)
و ابلیس را بر آنان [در اینکه فرمان بردارشان کند] هیچ تسلّطی نبود [جز وسوسه کردن و باز بودن راه وسوسه بر او، هیچ سببی نداشت] مگر اینکه میخواستیم کسانی را که به آخرت ایمان دارند از آنان که دربارهی آن در تردیدند مشخص کنیم؛ و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ لِقَلْبِهِ أُذُنَانِ فِي جَوْفِهِ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ أُذُنٌ يَنْفُثُ فِيهَا الْمَلَكُ فَيُؤَيِّدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْمَلَكِ فَذَلِكَ قَوْلُهُ {وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ.}. (مجادله/۲۲) (کافی ج ۲ ص ۲۶۷)
مؤمنی نيست، جز آنكه قلبش از درون، دو گوش دارد: گوشی كه وسواس خناس در آن میدمد (خناس یعنی پنهانشونده. منظور شيطان است كه عادتش پنهان شدن است.) و گوشی كه فرشته در آن میدمد، و خداوند، مؤمن را به سبب فرشته تقويت كند، و همين است گفتار خدای تعالی: {مؤمن را به وسيلهی روحی از جانب خود تقويت میکند.}
۳- عوامل وسوسه
3-1- شیطان
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … فَقَدْ مَاتَ وَ اللَّهِ جَدِّي رَسُولُ اللَّهِ وَ أَبِي (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) وَ صَاحَ الْوَسْوَاسُ الْخَنَّاسُ وَ دَخَلَ الشَّكُّ فِي قُلُوبِ النَّاس … (الهداية الكبری ص ۴۱۵)
به خدا سوگند! جدم رسول خدا و پدرم (درود خدا بر آنها باد) از دنیا رفتهاند، و شیطانِ نجواکننده فریاد زده است، و شک و تردید در دلهای مردم راه یافته است.
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: …وَ مَنْ يُحَرِّضُ أَعْدَاءَكَ عَلَيْكَ- وَ هُوَ إِبْلِيسُ الْمُوَكَّلُ بِوَسْوَاسٍ مِنَ الْقُلُوبِ فَلَهُ فَلْتَشْتَدَّ عَدَاوَتُك … (تحف العقول ص ۴۰۰)
و کسی که دشمنان شما را علیه شما تحریک کند – و او ابلیس است که مأمور القای وسوسه در دلها شده است – پس باید دشمنی با او در شما، شدت یابد…
3-2- نفس
اَللهُ تَعالی: وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَ نَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ. (ق/۱۶)
همانا انسان را آفریدیم و همواره آنچه را که باطنش [نسبت به معاد و دیگر حقایق] به او وسوسه میکند، میدانیم، و ما به او، از رگ گردن نزدیکتریم.
۳-۳- مردم
اَللهُ تَعالی: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ … مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ. (ناس/1و 6-4)
بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم، … از شرّ وسوسهگر، کمین گرفته و پنهان، آنکه همواره در سینههای مردم وسوسه میکند، از جنّیان و آدمیان.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَرَجَتْ هَذِهِ الرِّسَالَةُ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إِلَی أَصْحَابِه … وَ عَلَيْكُمْ بِمُجَامَلَةِ أَهْلِ الْبَاطِلِ … وَ حِيَلُهُمْ وَسْوَاسُ بَعْضِهِمْ إِلَی بَعْضٍ … (کافی ج ۸ ص ۳)
اين نامه از طرف حضرت صادق (عليه السلام) به اصحاب ابلاغ گرديد: … و با اهل باطل مدارا كنيد … حيله و نيرنگشان، وسوسههایی است كه برخی از آنها در دل برخی ديگر اندازند.
3-4- گِل خواری و …
اَلْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَرْبَعَةٌ مِنَ الْوَسْوَاسِ أَكْلُ الطِّينِ وَ فَتُّ الطِّينِ وَ تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ بِالْأَسْنَانِ وَ أَكْلُ اللِّحْيَةِ. (تحف العقول ص ۴۰۹)
چهار چيز از وسواس است: گِل خوردن، خرد كردن گِل، گرفتن ناخن با دندان و ريش در دهان نهادن.
۴-درمان وسواس
4-1- پناه به خداوند
اَللهُ تَعالی: قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ. (ناس/۱)
بگو: پناه میبرم به پروردگار مردم.
اَللهُ تَعالی: وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ. (مؤمنون/۹۷)
و بگو: پروردگارا! از وسوسههای شيطانها به تو پناه میبرم.
اَللهُ تَعالی: وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. (اعراف/۲۰۰)
و اگر از جانب شيطان در تو وسوسهای پديد آمد به خدا پناه ببر، زيرا او شنوا و داناست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ أَتَی رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَشْكُو إِلَيْكَ مَا أَلْقَی مِنَ الْوَسْوَسَةِ فِي صَلَاتِي حَتَّی إِنِّي مَا أَعْقَلُ مَا صَلَّيْتُ مِنْ زِيَادَةٍ وَ لَا نُقْصَانٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ): إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلَاةِ فَاطْعُنْ فِي فَخِذِكَ الْيُسْرَی بِإِصْبَعِكَ الْيُمْنَی الْمُسَبِّحَةِ ثُمَّ قُلْ: « بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَی اللَّهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» فَإِنَّ ذَلِكَ يَزْجُرُهُ وَ يَطْرُدُهُ. (بحار الانوار ج ۸۵ ص ۲۳۸)
مردی نزد حضرت رسول الله (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: از القائات وسواسگونه در نمازهایم شکایت دارم، طوری که نمیدانم نمازی که خواندم بیش از اندازه رکعاتش را انجام دادم یا کمتر از اندازه؛ حضرت فرمود: وقتی ایستادی برای نماز، با انگشت سبابهی دست راستت روی ران چپت بزن و بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَی اللَّهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ». (به نام خدا و از خداوند و از نام او ياری میجويم، و به خداوند توكّل میكنم و به خدايی كه شنوا و دانا است از شرّ شيطان رانده شده پناه میبرم.) اگر این کار را انجام دهی، شیطان را زجر دادی و دور کردی.
وَ كَانَ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) إِذَا أَتَی مَرِيضاً قَالَ أَذْهِبِ الْوَسْوَاسَ وَ الْبَأْسَ رَبَّ النَّاسِ اشْفِ وَ أَنْتَ الشَّافِي لَا شِفَاءَ إِلَّا شِفَاؤُكَ. (بحار الانوار ج ۵۹ ص ۳۰۱)
وقتی پيامبر (صلّی اللَّه عليه و آله) نزد مريضی میآمد، میفرمود: ای پروردگار مردم! وسواس و رنج را بردار، شفا بده، كه تو شفا دهندهای و شفايی جز شفای تو نيست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَیهِ السَّلامُ: يَا كُمَيْلُ إِذَا وَسْوَسَ الشَّيْطَانُ فِي صَدْرِكَ فَقُلْ: ” أَعُوذُ بِاللَّهِ الْقَوِيِّ مِنَ الشَّيْطَانِ الْغَوِيِّ وَ أَعُوذُ بِمُحَمَّدٍ الرَّضِيِّ مِنْ شَرِّ مَا قُدِّرَ وَ قُضِيَ وَ أَعُوذُ بِإِلَهِ النَّاسِ (وَ أَعُوذُ بِإِلَهِ الطَّيِّبِينَ ) مِنْ شَرِّ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ سَلِّمْ” تُكْفَ مَئُونَةَ إِبْلِيسَ وَ الشَّيَاطِينَ مَعَهُ وَ لَوْ أَنَّهُمْ كُلَّهُمْ أَبَالِسَةٌ مِثْلَهُ. (مستدرک الوسائل ج ۶ ص ۴۲۵)
ای کمیل! اگر شیطان در دلت وسوسه کرد، بگو: پناه میبرم به خداوند بسیار قوی، از شیطان بسیار گمراه کننده، و پناه میبرم به محمد (صلی الله علیه و آله) که مورد رضایت اوست، از شرّ آنچه مقدر و قضا شده است. و پناه میبرم به خداوندِ مردم (و پناه میبرم به خاندان طیّبین علیهم السلام) از شرّ همهی اجنّه و انس. و تسلیم شو، تا از شر ابلیس و شیاطین همراه او در امان باشی، اگر چه همهی آنها شیاطینی مانند او باشند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَیهِ السَّلامُ: إِذَا وَسْوَسَ الشَّيْطَانُ إِلَی أَحَدِكُمْ فَلْيَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ وَ لْيَقُلْ بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ «آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ ». (مکارم الاخلاق ص۳۷۷)
چون شيطان در دل يكی از شما وسوسه كرد، به خدا پناه ببرد و بگويد به زبان و قلبش: ” آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ.” (به خدا و رسول او ایمان آوردم و دین خود را برای او خالص گردانیدم.)
4-2- قرآن
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أَنَّهُ شَكَا إِلَيْهِ بَعْضُهُمُ الْوَسْوَسَةَ فَقَالَ: إِذَا وَجَدْتَ فِي قَلْبِكَ شَيْئاً فَقُلْ:{ هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِ شَيْءٍ عَلِيمٌ.} (حدید/۳) (مستدرک الوسائل ج ۶ ص ۴۲۵)
شخصی محضر رسول الله (صلی الله علیه و آله) از وسوسه شکایت کرد. حضرت فرمود: اگر در قلب خودت کمی از وسوسه را یافتی، بگو: {هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ.}( اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزی داناست.)
۴-3– ذکر
اَللهُ تَعالی: إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ. (اعراف/۲۰۱)
كسانی كه پرهيزگاری میكنند چون از شيطان وسوسهای به آنها برسد، خدا را ياد میكنند، و در آن هنگام بصيرت يابند.
مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیهِ السَّلامُ) عَنِ الْوَسْوَسَةِ وَ إِنْ كَثُرَتْ فَقَالَ لَا شَيْءَ فِيهَا تَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ. (کافی ج ۲ ص ۴۲۴)
محمد بن حمران: از امام صادق (عليه السّلام) از وسوسهگر که چه بسيار باشد، پرسيدم. در پاسخ فرمود: چيزی در آن نيست، میگویی« لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ».
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ آدَمَ شَكَا إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا يَلْقَی مِنْ حَدِيثِ النَّفْسِ وَ الْحُزْنِ فَنَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ لَهُ يَا آدَمُ قُلْ «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» فَقَالَهَا فَذَهَبَ عَنْهُ الْوَسْوَسَةُ وَ الْحَزَنُ. (بحار الانوار ج ۹۰ ص ۱۸۶)
همانا آدم از حديث نفس و اندوه به خدای عزیز و بلندمرتبه شكايت كرد. جبرئيل بر او نازل شد و گفت ای آدم بگو: « لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ » پس آن را گفت، سپس وسوسه و اندوه او رفت.
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ: شَكَا رَجُلٌ إِلَی أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَیهِ السَّلامُ) كَثْرَةَ التَّمَنِّي وَ الْوَسْوَسَةِ فَقَالَ: أَمْرِرْ يَدَكَ إِلَی صَدْرِكَ ثُمَّ قُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ امْسَحْ عَنِّي مَا أَحْذَر»ُ ثُمَّ امْرُرْ يَدَكَ عَلَی بَطْنِكَ وَ قُلْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی يَمْسَحُ عَنْكَ وَ يَصْرِفُ قَالَ الرَّجُلُ فَكُنْتُ كَثِيراً مَا أَقْطَعُ صَلَاتِي مِمَّا يُفْسِدُ عَلَيَّ التَّمَنِّي وَ الْوَسْوَسَةِ فَفَعَلْتُ مَا أَمَرَنِي بِهِ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَصَرَفَ اللَّهُ عَنِّي وَ عُوفِيتُ مِنْهُ فَلَمْ أُحِسَّ بِهِ بَعْدَ ذَلِكَ. (طب الأئمه عليهم السلام ص۱۱۷)
عبدالله سنان: مردی محضر امام صادق (علیه السلام) از زیادی آرزوهای باطل و وسوسه و وسواس شکایت کرد. حضرت فرمود: دستت را روی سینهات مرور بده (حرکت بده) سپس بگو: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ اللَّهُمَّ امْسَحْ عَنِّي مَا أَحْذَر» (به نام خدا و یاری می جویم از نام خدا. محمد رسول خداست و هیچ حول و قوهای از طرف خدا نیست. خدایا! دور کن آنچه را که من از آن حذر میکنم.) سپس دستت را بر شکمت مرور بده و سه مرتبه همان ذکر را بگو؛ چرا که خداوند شیطان را از تو دور میدارد و منصرف میکند. مرد گفت: من خیلی نمازم را قطع میکردم به خاطر آرزوهای باطل و وسوسههایی که نمازم را فاسد میکرد؛ پس آنچه آقایم و مولایم به من امر کرده بود، سه بار انجام دادم و خداوند این مشکل را از من رفع کرد و بعد از آن دیگر آن را احساس نکردم.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَتَی النَّبِي (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) رَجُلٌ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقِيتُ مِنْ وَسْوَسَةِ صَدْرِي شِدَّةً وَ أَنَا رَجُلٌ مُعِيلٌ مَدِينٌ مُحْوِجٌ فَقَالَ لَهُ كَرِّرْ هَذِهِ الْكَلِمَاتِ: « تَوَكَّلْتُ عَلَی الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيراً » قَالَ فَلَمْ يَلْبَثِ الرَّجُلُ أَنْ عَادَ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي وَسْوَسَةَ صَدْرِي وَ قَضَی دَيْنِي وَ وَسَّعَ رِزْقِي. (من لا يحضره الفقيه ج ۱ ص ۳۳۹)
مردی نزد پيغمبر (صلّی اللَّه عليه و آله) آمد و عرض كرد: يا رسول اللَّه! از وسواسی كه مرا در دل (سینه) افتاده سخت در رنجم و من مردی عيالمند و بدهكار و نيازمندم. برای رهایيم دستوری بفرمایيد. رسول خدا (صلّی اللَّه عليه و آله) فرمود: اين كلمات را كه میگويم مكرّر بخوان: «توكل كردهام بر آن زندهای كه هرگز نميرد، و سپاس مخصوص آن خدایی است كه زن و فرزند نگيرد و در پادشاهی خود شريك ندارد، و برای او يار و ياوری نبوده و نيست تا از خواريش نگاه دارد، و خداوند خويش را تكبير گوی و او را به بزرگی ياد كن.» حضرت فرمود: مدّتی نگذشت كه مرد نزد رسول خدا (صلّی اللَّه عليه و آله) بازگشت و گفت: يا رسول اللَّه! خداوند نگرانیِ دل مرا زايل ساخت (وسواس سینهام را برد.) و بدهی و قرضم را ادا فرمود و روزيم را فراخ گردانيد.
اَلصَّادِقُ عَلَیهِ السَّلامُ: لَا يَتَمَكَّنُ الشَّيْطَانُ بِالْوَسْوَسَةِ مِنَ الْعَبْدِ إِلَّا وَ قَدْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ اسْتَهَانَ بِأَمْرِهِ وَ سَكَنَ إِلَی نَهْيِهِ وَ نَسِيَ اطِّلَاعَهُ عَلَی سِرِّهِ فَالْوَسْوَسَةُ مَا يَكُونُ مِنْ خَارِجِ الْبَدَنِ بِإِشَارَةِ مَعْرِفَةِ الْعَقْلِ وَ مُجَاوَرَةِ الطَّبْع وَ أَمَّا إِذَا تَمَكَّنَ فِي الْقَلْبِ فَذَلِكَ غَيٌّ وَ ضَلَالَةٌ وَ كُفْرٌ وَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دَعَا عِبَادَهُ بِاللُّطْفِ دَعْوَةً وَ عَرَّفَهُمْ عَدَاوَتَهُ فَقَالَ عَزَّ مِنْ قَائِلٍ {إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ.} (یس/60) وَ قَالَ {إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا… الْآيَةَ… } (فاطر/6) لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ {إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ.} (نحل/99) وَ لَنْ تَقْدِرَ عَلَی هَذَا وَ مَعْرِفَةِ إِتْيَانِهِ وَ مَذْهَبِ وَسْوَسَتِهِ إِلَّا بِدَوَامِ الْمُرَاقَبَةِ وَ الِاسْتِقَامَةِ عَلَی بِسَاطِ الْخِدْمَةِ وَ هَيْبَةِ الْمُطَّلِعِ وَ كَثْرَةِ الذِّكْرِ وَ أَمَّا الْمُهْمِلُ لِأَوْقَاتِهِ فَهُوَ صَيْدُ الشَّيْطَانِ لَا مَحَالَةَ … (بحار الانوار ج ۶۹ ص ۱۲۵)
شيطان با وسوسه نمیتواند كسی را فريب دهد، مگر اينكه آن شخص از خداوند روی برگردانيده باشد و اوامر او را كوچك بشمارد و منهيات او را فراموش كند و نداند كه خداوند از اسرار او اطلاع دارد. وسوسه از خارج بدن نمیآيد و عقل و طبع در آن دخالتی ندارد. امّا وسوسه هر گاه در قلب جای گرفت، در اينجا گمراهی و كفر و طغيان میآيد. خداوند متعال بندگان خود را از روی لطف دعوت كرده و عداوت شيطان را به آنها گوشزد كرده است و در قرآن مجيد فرموده است: { شيطان را نپرستيد! زيرا دشمن آشكار شماست.} و در جای ديگر فرمود: { در حقيقت، شيطان دشمن شماست، شما [نيز] او را دشمن گيريد.} خداوند در اين دو آيه به انسان میفرمايد شيطان دشمن شما میباشد. شما هم او را دشمن خود بدانيد … و در قرآن فرموده است: (شيطان تسلّط پيدا نمیكند بر كسانی كه ايمان بياورند و به خداوند توكل كنند.) شما نمیتوانيد شيطان را از خود دور كنيد، مگر اينكه بدانيد شيطان از كدام راه میآيد و چگونه وسوسه میكند و مردم را فريب میدهد. در اينجا مراقبت لازم است و همواره بايد خداوند را در نظر داشته باشد و متوجه باشد كه شيطان خود را ظاهر نكند تا او را فريب دهد. از اين رو بايد پيوسته در ياد خدا باشد و اگر غفلت كرد، ناگزير در دام شيطان گرفتار میشود.
وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (عَلَیهِمُاالسَّلامُ) يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي شَهْرِ رَمَضَان: … اللَّهُمَّ أَعِذْنِي فِيهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ هَمْزِهِ وَ لَمْزِهِ وَ نَفْثِهِ وَ نَفْخِهِ وَ وَسْوَاسِهِ وَ كَيْدِهِ وَ مَكْرِهِ وَ خَتْلِهِ وَ أَمَانِيِّهِ وَ خَدْعِهِ وَ غُرُورِهِ وَ فِتْنَتِهِ وَ خَيْلِهِ وَ رَجْلِهِ وَ شُرَكَائِهِ وَ أَحْزَابِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ أَخْدَانِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ جَمِيعِ كَيْدِهِمْ … (من لا یحضره الفقیه ج ۲ ص ۱۰۴)
امام سجاد (علیه السلام) در هر روز ماه رمضان این دعا را میخواند: … خدايا! در اين ماه مرا از شيطان رجيم، و تلقينهايش، و عيبجوییاش، و القائاتش، و دميدنش، و وسواسش و نيرنگش، و مكرش، و حيلههايش، و انگيختن آرزوهايش، و فريبش، و فتنهاش، و نيروی سواره و پيادهاش، و شركايش، و [و احزابش]، و يارانش، و پيروانش، و مصاحبانش، ويارانش، و دوستانش، و همگی خدعههایشان پناه ده.
قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لِعَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ): أَ لاَ أُعَلِّمُكَ دُعَاءَ يَوْمِ عَرَفَةَ وَ هُوَ دُعَاءُ مَنْ كَانَ قَبْلِي مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ قَالَ تَقُولُ … اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ اَلْفَقْرِ وَ مِنْ وَسْوَاسِ اَلصَّدْرِ وَ مِنْ شَتَاتِ اَلْأَمْرِ… (بحار الأنوار ج ۹۵ ص ۲۱۵)
پیامبر (صلّی اللَّه عليه و آله) به علیّ (عليه السّلام) فرمود: آيا دعای روز عرفه را كه دعای پيمبران قبل از من است، به تو نياموزم؟ علیّ (عليه السّلام) گفت: بلی يا رسول اللَّه! حضرت فرمود: … خدايا! من به تو پناه میبرم از فقر، و از وسوسهی دل، و از پريشانی كار …
4-4- تقویت ایمان و توکل
اَللهُ تَعالی: إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَلَیٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ. (نحل/۹۹)
همانا شیطان، بر کسانی که ایمان دارند و به خدایشان توکل میکنند، تسلّطی ندارد.
۴-5 – حرز
اللَّهُمَّ يَا رَبِّ الْأَسْوَاءَ كُلَّهَا … فَاقَةٍ أَوْ سَغَبٍ أَوْ عَطَشٍ أَوْ وَسْوَسَةٍ أَوْ نَقْصٍ فِي دِينٍ أَوْ مَعِيشَةٍ فَاكْفِهِ بِمَا شِئْتَ وَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّی شِئْتَ إِنَّكَ عَلی كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ … (حرز امام جواد علیه السلام) (بحار الانوار ج ۹۱ ص۳۶۰)
ای پروردگار! او را از همهی بدیها باز دار … فقر يا گرسنگی يا تشنگی يا وسوسه يا نقصان در دين يا در زندگانی. پس كفايت نمای آن بنده را به چيزی كه تو میخواهی و به نحوی كه تو میخواهی و به آنچه تو میخواهی، به درستی كه تو بر هر چيز قادری …
4-6- خوردن انار
اَلصَّادِقُ عَلَیهِ السَّلامُ: مَنْ أَكَلَ رُمَّانَةً نَوَّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ وَ طَرَدَ عَنْهُ شَيْطَانَ الْوَسْوَسَةِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً. (بحار الانوار ج ۶۳ ص ۱۶۱)
هر کس انار بخورد، خداوند قلبش را نورانی میکند و شیطان وسوسهگر را تا چهل صبح از او دور میکند.
اَلصَّادِقُ عَلَیهِ السَّلامُ: مَنْ أَكَلَ حَبَّةً مِنْ رُمَّانٍ أَمْرَضَتْ شَيْطَانَ الْوَسْوَسَةِ أَرْبَعِينَ يَوْماً. (کافی ج ۶ ص ۳۵۳)
هر کس یک دانه انار بخورد، شیطان وسوسهگر را تا چهل روز بیمار میکند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَیهِ السَّلامُ: …كُلُوا الرُّمَّانَ بِشَحْمِهِ فَإِنَّهُ دِبَاغٌ لِلْمَعِدَةِ وَ حَيَاةٌ لِلْقَلْبِ وَ يَذْهَبُ بِوَسْوَاسِ الشَّيْطَانِ … (تحف العقول ص۱۲۴)
انار را با پیهاش بخوريد كه آن شستشوی معده و زنده سازی دل است و وسواس ابليس را نيز ببرد…
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَیهِ السَّلامُ: مَا أَدْخَلَ أَحَدٌ الرُّمَّانَةَ جَوْفَهُ إِلَّا طَرَدَ مِنْهُ وَسْوَاسَ الشَّيْطَانِ. (دعائم الإسلام ج۲ ص۱۱۳)
هیچ کس اناری را در شکم خود قرار نداده است، مگر اینکه وسوسههای شیطان را از او دور کرده است.
4-7- بیاعتنایی
اَلباقِرُ عَلَیهِ السَّلامُ: إِذَا كَثُرَ عَلَيْكَ السَّهْوُ فَدَعْهُ فَإِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَدَعَكَ إِنَّمَا هُوَ مِنَ الشَّيْطَان. (من لایحضره الفقیه ج ۱ ص ۳۳۹)
اگر سهو و شک و وسوسه، زیاد سراغت آمد، رهایش کن و به آن اعتنا نکن؛ چرا که نزدیک است که تو را رها کند، همانا آن از ناحیه شیطان است.
اَلباقِرُ عَلَیهِ السَّلامُ: …لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِيثَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتُطْمِعُوهُ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ خَبِيثٌ يَعْتَادُ لِمَا عُوِّدَ فَلْيَمْضِ أَحَدُكُمْ فِي الْوَهْمِ وَ لَا يُكْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلَاةِ فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ مَرَّاتٍ لَمْ يَعُدْ إِلَيْهِ الشَّكُّ قَالَ زُرَارَةُ ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا يُرِيدُ الْخَبِيثُ أَنْ يُطَاعَ فَإِذَا عُصِيَ لَمْ يَعُدْ إِلَی أَحَدِكُمْ. (كافی ج 3 ص 358)
با شكستن نماز، شيطان خبيث را عادت مدهيد كه هر ساعت و هر لحظه شما را وسوسه كند، پس بيشتر طمع خواهد كرد. شيطان خبيث خيلی خوش عادت است. هر كس كه شكاك شد، با تقويت يكی از احتمالات، نمازش را تمام كند. پس با هر شكّی نمازش را نشكند. اگر چند نوبت به شك خود بیاعتنا شود، ديگر شك نخواهد كرد. زراره گفت: سپس امام (علیه السلام) فرمود: شیطان خبیث میخواهد مورد اطاعت قرار گیرد. اگر مورد اطاعت قرار نگیرد، دیگر به سراغ کسی از شما نمیآید.
4-8- یاد مرگ و قیامت
أَبِي بَصِيرٍ: شَكَوْتُ إِلی أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) الْوَسْوَاسَ فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ، اذْكُرْ تَقَطُّعَ أَوْصَالِكَ فِي قَبْرِكَ، وَ رُجُوعَ أَحْبَابِكَ عَنْكَ إِذَا دَفَنُوكَ فِي حُفْرَتِكَ، وَ خُرُوجَ بَنَاتِ الْمَاءِ مِنْ مَنْخِرَيْكَ، وَ أَكْلَ الدُّودِ لَحْمَكَ؛ فَإِنَّ ذلِكَ يُسَلِّي عَنْكَ مَا أَنْتَ فِيهِ. قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: فَوَ اللَّهِ، مَا ذَكَرْتُهُ إِلَّا سَلّی عَنِّي مَا أَنَا فِيهِ مِنْ هَمِّ الدُّنْيَا.(کافی ج ۵ ص ۶۲۹)
ابو بصیر: محضر امام صادق (علیه السلام) از وسواس فکری شکایت کردم. حضرت فرمود: ای ابا محمد! به یاد بیاور زمانی را که انگشتانت قطع میشود و بازگشت عزیزانت را از نزد خود، هنگامی که تو را در قبرت دفن میکنند، و بیرون آمدن آب از بینیات و خوردن گوشتت توسط کرمها را به یاد آور. (و در واقع تو میمانی و خسران و خسارت قیامت و این همه اسرافی که کردی و آب زیادی که ریختی) زیرا این کار تو را از آنچه بر تو میگذرد، رهایی میبخشد. ابوبصیر گفت: به خدا سوگند! هرگز آن را ذکر و یادآوری نکردم، مگر اینکه تسلّی یافتم و غم و نگرانیهای دنیا را از من دور کرده است.
4-9- روزه
حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) : قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) عَلَی صَوْمِ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ فِي اَلشَّهْرِ وَ قَالَ يَعْدِلْنَ اَلدَّهْرَ وَ يَذْهَبْنَ بِوَحَرِ اَلصَّدْرِ قُلْتُ كَيْفَ صَارَتْ هَذِهِ اَلْأَيَّامُ هِيَ اَلَّتِي تُصَامُ فَقَالَ إِنَّ مَنْ قَبْلَنَا مِنَ اَلْأُمَمِ إِذَا نَزَلَ عَلَيْهِمُ اَلْعَذَابُ نَزَلَ فِي هَذِهِ اَلْأَيَّامِ فَصَامَ رَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) اَلْأَيَّامَ اَلْمَخُوفَةَ. (بحار الأنوار ج ۹۴ ص ۱۰۳)
حماد ابن عثمان: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تا لحظه وفات روزهی سه روز در ماه را میگرفت و فرمود: این روزهها برابر با روزهی تمام عمر است و وسوسه دل را از بین میبرد. عرض کردم: چرا این سه روز برای روزه تعیین شده است؟ فرمود: بر امّتهای پیش از ما در این روزها عذاب فرود آمده است. از این رو رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این روزهای هراسناک را روزه میگرفتند.
4-10- مواظبت بر مسواک زدن
اَلصَّادِقُ عَلَیهِ السَّلامُ: عَلَيْكُمْ بِالسِّوَاكِ فَإِنَّهُ يُذْهِبُ وَسْوَسَةَ الصَّدْرِ. (بحار الانوار ج ۷۳ ص ۱۳۹)
بر شما باد به مسواک زدن! چرا که وسوسهی سینه یا دل را از بین میبرد.












ثبت دیدگاه