فهرست مطالب
- چکیده
- ۱- معنی و مفهوم
- ۲- اهمیّت قلب
- ۳- انواع قلب
- 4- نورانیّت و شرح صدر
- 5- صفای قلب
- 6- برتری قلب
- ۷- مسئولیت قلب
- 8- تربیت قلب
- 9- مراقبت از قلب
- 10- آبادی قلب
- 11- اندوه قلب
- 12- عوامل آرامش قلب
- 13- عوامل ایمان و هدایت قلب
- 14- عوامل حیات قلب
- 15- عوامل تقویت قلب
- 16- عوامل نرمی قلب
- 17- عوامل سلامت قلب
- 18- قلب سلیم
- 19- آثار قلب سلیم
- 20- خستگی قلب
- 21- عوامل بیماری قلب
- 22- نشانه های بیماری قلب
- 23- بیماری قلب
- 24- آثار بیماری قلب
- 25- عوامل مرگ قلب
- 26- قلب و زبان
- 27- قلب و گناه
آداب قلب
چکیده
قلب یا روح به عنوان فرمانده در وجود آدمی کار میکند و ابعاد گوناگونی دارد و در قرآن و روایات برای سلامت و نشاط آن توصیههایی کردهاند که در آداب قلب گردآوری شده است. در یک کلمه، سلامت انسان در گرو سلامت قلب خواهد بود.
واژگان مرتبط
قلب، صدر، فؤاد، نفس.
۱- معنی و مفهوم
قلب از نظر لغوی به معنای گرداندن و گردیدن آن از حالتی به حالت دیگر است. مانند گرداندن لباس یا گرداندن انسان از طریقهاش. و در زبان فارسی به معنای «دل» و «عواطف» است و به عنوان یک اسم به کار میرود. از نظر اصطلاحی به بُعد خالص و شریف هر چیزی، قلب آن چیز گفته میشود. پس به نفس و روح انسان هم که بُعد خالص، شریف و حقیقت انسان است، میتوان «قلب» گفت. همچنین نام عضوی از بدن است، که به معنای عقل نیز به کار می رود. ( بنگرید به مقایس اللغه، مفردات راغب، لغتنامه دهخدا، لسان العرب).
۲- اهمیّت قلب
اَللهُ تَعالی: أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها… (حج/۴۶)
آيا در زمين گردش نكردهاند، تا دلهايی داشته باشند كه با آن بينديشند…
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْفِكْرِ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۴۴)
قلب و دل، محل نگارش اندیشهی انسان است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَلْبُ يَنْبُوعُ الْحِكْمَةِ. (عیون الحکم ج۱ص۶۲)
قلب، سرچشمهی حکمت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَلْبُ مُصْحَفُ الْبَصَرِ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۳۲۸)
قلب انسان، کتابِ دیده است.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِيمَانُ فِي الْقَلْبِ . (بحار الأنوار ج ۷۵ ص۲۴۰)
جایگاه ایمان در دل است.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۲۵)
قلب حرم خداست. پس در حرم خدا جز خدا را جا نده.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَلْبِ وَ هُوَ أَمِيرُ الْجَوَارِحِ الَّذِي بِهِ يُعْقَلُ وَ يُفْهَمُ وَ يُصْدَرُ عَنْ أَمْرِهِ وَ رَأْيِهِ. (وسائل الشیعه ج ۱۵ ص ۱۶۸)
قلب، فرمانروای اعضاست كه بدان میسنجند و میفهمند و با رأی و دستور قلب به حركت درمیآيند.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ مَنْزِلَهَ الْقَلْبِ مِنَ الْجَسَدِ بِمَنْزِلَهِ الْإِمَامِ مِنَ النَّاسِ الْوَاجِبِ الطَّاعَهُ عَلَیْهِمْ. (بحار الأنوار ج 67 ص53)
بدان که قلب در کشور تن آدمی، نظیر رهبر مقتدری است در میان مردم که فرمانش لازم الاجرا باشد.
الْبَاقِرُ علیهِ السَّلامُ: إِنَّ الْقُلُوبَ بَیْنَ إِصْبَعَیْنِ مِنْ أَصَابِعِ اللَّهِ یَقْلِبُهَا کَیْفَ یَشَاءُ سَاعَةَ کَذَا وَ سَاعَةَ کَذَا. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۳)
دلها میان دو انگشت از انگشتان خدا است. دلها را هر طوری که بخواهد تغییر میدهد، گاهی چنین، گاهی چنان.
اَلمَهْدیُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا. (بحار الأنوار ج ۵۲ ص ۵۰)
دلهای ما ظرفهایی برای تعلّق مشیّت خداوند است. پس هر وقت خدا چیزی را بخواهد، ما نیز میخواهیم.
۳- انواع قلب
البَاقرُ عَلَيْهِ السَّلَام: الْقُلُوبُ أَرْبَعَهٌ قَلْبٌ فِیهِ نِفَاقٌ وَ إِیمَانٌ وَ قَلْبٌ مَنْکُوسٌ وَ قَلْبٌ مَطْبُوعٌ وَ قَلْبٌ أَزْهَرُ أَنْوَرُ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۴۴)
دلها چهار دستهاند: دلی که در او هم نفاق هست هم ایمان؛ قلبی که وارونه است؛ قلبی که مُهر بر او زده شده و قلبی که درخشان و نورانی است.
3-1- نفس آرامش يافته
اَللهُ تَعالی: يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَی رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي. (فجر/30 -27)
ای نفْس آرامش يافته! خشنود و خداپسند به سوی پروردگارت بازگرد، و در ميان بندگان من درآی، و در بهشت من داخل شو.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا) فَهُوَ ذُو النَّفْسِ الْمُطْمَئِنَّةِ الرَّاضِیَةِ الْمَرْضِیَّةِ. (بحار الأنوار ج ۲۴ ص ۹۳)
نفس مطمئنّه حسین (علیه السّلام) است، چون او دارای نفس مطمئن و راضی و مرضی بود.
3-2- نفس سرزنشگر
اَللهُ تَعالی: وَ لَا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ. (قیامت/۲)
و به نفس سرزنشگر قسم می خورم!
3-3- نفس طغیانگر
اَللهُ تَعالی: وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي… (یوسف/۵۳)
من خود را از گناه تبرئه نمی کنم؛ زیرا نفس طغیانگر، بسیار به بدی فرمان میدهد، مگر زمانی که پروردگارم رحم کند؛ زیرا پروردگارم بسیار آمرزنده و مهربان است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْجِهَادِ لِلْأَنْفُسِ فَهِيَ أَعْدَی الْعَدُوِّ لَكُمْ. (مستدرك الوسائل ج ۱۱ ص ۱۳۸)
خدا را! خدا را! در مبارزه با نفس در نظر داشته باشید! چرا که نفس، دشمنترین دشمنان برای شماست.
4- نورانیّت و شرح صدر
اَللهُ تَعالی: أَ فَمَنْ شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ. (زمر/۲۲)
آيا كسی كه خدا دلش را بر روی اسلام گشود و او در پرتو نور پروردگارش جای دارد، [همانند كسی است كه ايمان ندارد؟!]
اَللهُ تَعالی:…وَ يَشْفِ صُدُورَ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ. (توبه/۱۴)
…سینهی گروهی از مؤمنان را شفا میبخشد؛ (و بر قلب آنها مرهم مینهد.)
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَوِ اسْتُخْرِجَ قَلْبُ الْمُؤْمِنِ فَشُقَّ لَوُجِدَ فِيهِ نُورَانِ نُورٌ لِلْخَوْفِ وَ نُورٌ لِلرَّجَاءِ. (بحار الأنوار ج ۱۳ ص ۴۰۹)
اگر قلب انسان مؤمن را دربیاوری و آن را بشکافی دو نور در آن وجود دارد، نوری برای ترس از خدا و نوری برای امید به بخشش او.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: قَلْبُ الْمُؤْمِنِ بَيْنَ إِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِ الرَّحْمَنِ. (عوالی اللئالی ج ۱ ص ۴۸)
قلب مؤمن، تحت اراده و فرمان خداوند رحمان است.
عیسَی عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَسْتَقِيمُ حُبُّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ فِي قَلْبِ مُؤْمِنٍ كَمَا لَا يَسْتَقِيمُ الْمَاءُ وَ النَّارُ فِي إِنَاءٍ وَاحِدٍ. (بحار الأنوار ج ۱۴ ص ۳۲۷)
حبّ دنیا و آخرت به صورت همزمان در قلب مؤمن استوار نمیگردند، آنگونه که آب و آتش در یک ظرف پایدار نمیمانند.
5- صفای قلب
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْقَلْبَ إِذَا صَفَا ضَاقَتْ بِهِ الْأَرْضُ حَتَّی يَسْمُوَ. (بحار الأنوار ج ۷۰ ص ۵۶)
دل هرگاه با صفا شود، زمین برایش تنگ شده تا بالا رود.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا رَقَّ أَحَدُكُمْ فَلْيَدْعُ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَا يَرِقُّ حَتَّی يَخْلُصَ. (بحار الأنوار ج ۹۰ ص ۳۴۵)
چون قلب شما رقّت پیدا کرد، دعا کنید که قلب هر گاه رقّت آرد، خلاصی پیدا میکند.
6- برتری قلب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَفْضَلُ الْقُلُوبِ قَلْبٌ حُشِيَ بِالْفَهْمِ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۱۲۰)
برترین دلها، دلی است که درون آن پر از آگاهی و اندیشه باشد.
اَلرِّضا عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ لِلَّهِ فِی عِبَادِهِ آنِیَهً وَ هُوَ الْقَلْبُ فَأَحَبُّهَا إِلَیْهِ أَصْفَاهَا وَ أَصْلَبُهَا وَ أَرَقُّهَا أَصْلَبُهَا فِی دِینِ اللَّهِ وَ أَصْفَاهَا مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَرَقُّهَا عَلَی الْإِخْوَانِ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۶)
در وجود بندگان خدا، ظرفهایی هست که آن دل است. بهترین دلها، پاکترین، روشنترین و محکمترین آنها و پذیراتر و مهربانترین آنهاست. محکمتر در امور دینی، پاکیزهتر از گناهان و مهربانتر نسبت به برادران.
۷- مسئولیت قلب
اَللهُ تَعالی: وَ لَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا. (اسراء/۳۶)
از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن! چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤلند.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: یُسْأَلُ السَّمْعُ عَمَّا سَمِعَ وَ الْبَصَرُ عَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ وَ الْفُؤَادُ عَمَّا عَقَدَ عَلَیْهِ. (بحار الأنوار ج ۷۶ ص ۲۴۶)
از گوش دربارهی آنچه که شنیده و از چشم دربارهی آنچه که بدان نگاه کرده و از قلب دربارهی آنچه که بر آن مصمّم گشته، پرسش میشود.
8- تربیت قلب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) کَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَهِ إِلَی الْحَسَنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ کَالْأَرْضِ الْخَالِیَهِ مَا أُلْقِیَ فِیهَا مِنْ شَیْءٍ إِلَّا قَبِلَتْهُ فَبَادِرْ بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُکَ وَ یَشْتَغِلَ لُبُّکَ. (بحار الأنوار ج ۷۴ ص ۲۰۰)
همانا دل نوجوان چون زمين آباده بىكشت است و هر آنچه در آن افكنده شود آن را بپذيرد و من به پرورش تو شتافتم، و پيش از آنكه دلت سخت شود، به تأدیب تو برخاستم.
9- مراقبت از قلب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ. (بحار الأنوار ج ۷۴ ص۲۱۷)
دلت را بـا اندرز زنده گردان.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اجْعَلْ قَلْبَكَ قَرِيباً تُشَارِكُهُ. (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۲۷۹)
دل خود را همچون نزدیکان دان، که گویی با آن شریکی.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَثَلُ الْقَلْبِ مَثَلُ رِيشَةٍ بِأَرْضٍ تُقَلِّبُهَا الرِّيَاحُ. (بحار الأنوار ج ۵۸ ص ۱۵۰)
مَثَل قلب مثل پری است که در بیابان افتاده و بادها آن را هر طور که بخواهند جابجا میکند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَأَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَهِ وَ أَمِتْهُ بِالزُّهْدِ وَ قَوِّهِ بِالْیَقِینِ وَ نَوِّرْهُ بِالْحِکْمَهِ وَ ذَلِّلْهُ بِذِکْرِ الْمَوْتِ وَ قَرِّرْهُ بِالْفَنَاءِ وَ أَسْکِنْهُ بِالْخَشْیَهِ وَ أَشْعِرْهُ بِالصَّبْرِ وَ بَصِّرْهُ فَجَائِعَ الدُّنْیَا. (بحار الأنوار ج ۷۴ ص ۱۹۹)
دل را به پند زنده دار! آن را با دل نبستن به دنیا بمیران، به باور نیرومند ساز، به چراغ خرد بیافروز، به یاد مرگ رام کن، به پذیرفتنِ فنا وادار و به رنجهای دنیا بینا ساز.
10- آبادی قلب
البَاقرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : تَعَلَّمِ الْعِلْمَ فَإِنَّ قَلْباً لَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ مِنَ الْعِلْمِ كَالْبَيْتِ الْخَرَابِ الَّذِي لَا عَامِرَ لَهُ. (بحار الأنوار ج ۱ ص ۱۸۲)
علم بیاموز، زیرا دلی که در آن علم نباشد، مانند خانهای خراب است که آبادگر ندارد.
اَلسَّجّادَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ اعْمُرْ قَلْبِی بِطَاعَتِک وَ لاَ تُخْزِنِی بِمَعْصِیتِک. (صلوات شعبانیه)
(خداوندا!) قلب مرا به طاعتت پر نور و آباد ساز و مرا به عصیان خود رسوا و خوار مگردان.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِقَاءُ أَهْلِ الْخَيْرِ عِمَارَةُ الْقُلُوبِ. (بحار الأنوار ج ۷۴ ص ۲۱۷)
ملاقات با نیکوکاران سبب آبادی قلب است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عِمَارَةُ الْقُلُوبِ فِي مُعَاشَرَةِ ذَوِي الْعُقُولِ. (غرر الحکم ج ۲ ص ۵۰۰)
آبادی دلها در اين است كه با خردمندان نشست و برخاست كند.
11- اندوه قلب
السَجّادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزِينٍ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۳۸)
همانا خداوند قلب اندوهگین (از گناهان و در عشق آخرت) را دوست دارد.
12- عوامل آرامش قلب
اَللهُ تَعالی: اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ… (آل عمران/۱۰۳)
و نعمتِ [بزرگِ] خدا را بر خود، به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد، و او ميان دلهای شما، الفت برقرار ساخت…
اَللهُ تَعالی:…تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللهِ أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ. (رعد/۲۸)
..و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشيد! دلها تنها با ياد خدا آرامش میيابد.
اَللهُ تَعالی: هُوَ الَّذي أَنْزَلَ السَّكينَةَ في قُلُوبِ الْمُؤْمِنينَ… (فتح/۴)
او كسی است كه آرامش را در دلهای مؤمنان نازل كرد…
13- عوامل ایمان و هدایت قلب
اَللهُ تَعالی:… أُولئِكَ كَتَبَ في قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ… (مجادله/۲۲)
… آنان كسانی هستند كه خدا ايمان را بر صفحهی دلهايشان نوشته است…
اَللهُ تَعالی: فَمَنْ يُرِدِ اللّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ… ( انعام/۱۲۵)
آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينهاش را برای [پذيرش] اسلام، گشاده میسازد..
14- عوامل حیات قلب
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام: وَ إِذَا شِيبَ الْقَلْبُ الصَّافِي بِتَغْذِيَتِهِ بِالْغَفْلَةِ وَ الْكَدَرِ صُقِلَ بِمِصْقَلَةِ التَّوْبَةِ وَ نُظِّفَ بِمَاءِ الْإِنَابَةِ لِيَعُودَ إِلَی حَالَتِهِ الْأَوَّلَةِ وَ جَوْهَرَتِهِ الْأَصْلِيَّةِ الصَّافِيَةِ. (بحار الأنوار ج ۷۳ ص ۱۳۴)
چون دل پاک به غفلت و کدورت آلوده شود، با توبه درخشان شود و با آب انابه (بازگشت به خدا) پاک گردد تا به حال نخست و گوهر اصلی زلال خود برگردد.
اَلحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامَ: عَلَيكُم بِالفِكْرِ فَإِنَّهُ حَياةُ قَلبِ البَصيرِ و مَفاتيحُ أبوابِ الحِكمَةِ. (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۱۱۵)
بر شما باد انديشه كردن! زيرا انديشه حيات قلب بينا و كليد درهای حكمت است.
15- عوامل تقویت قلب
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَصْلُ قُوَّةَ الْقَلْبِ التَّوَكُّلُ عَلَی اللَّهِ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۱۲۰)
ریشه و سرچشمهی نیرومندی (قوت) قلب، توکّل (اعتماد) بر خداست.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَكْلُ السَّفَرْجَلِ قُوَّةٌ لِلْقَلْبِ الضَّعِيفِ وَ يُطَيِّبُ الْمَعِدَةَ وَ يُذَكِّي الْفُؤَادَ وَ يُشَجِّعُ الْجَبَانَ. (کافی ج ۶ ص ۳۵۷)
خوردن بِه، قوّتی برای قلب ضعیف، معده را پاك و ترسو را شجاع میكند.
16- عوامل نرمی قلب
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَكَا رَجُلٌ إِلَی النَّبِيِّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) قَسَاوَةَ الْقَلْبِ فَقَالَ لَهُ : عَلَيْكَ بِالْعَدَسِ فَإِنَّهُ يُرِقُّ الْقَلْبَ وَ يُسْرِعُ الدَّمْعَةَ وَ قَدْ بَارَكَ عَلَيْهِ سَبْعُونَ نَبِيّاً. (بحار الأنوار ج ۶۳ ص ۲۵۸)
مردی از قساوت قلب به پیامبر (صلی اللَّه علیه و آله) شکایت کرد. فرمود: بر تو باد خوردن عدس! که دل را نرم و اشک را بزودی روان میسازد و هفتاد پیامبر به آن برکت بخشیدهاند.
17- عوامل سلامت قلب
اَللهُ تَعالی: مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَانَ بِالْغَيْبِ وَ جَاءَ بِقَلْبٍ مُّنِيبٍ. (ق/۳۳)
همان کسی که در نهان از [خدای] رحمان می ترسید و دلی رجوع کننده [به سوی خدا] آورده است.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَلَقَ اللَّهُ الْقَلْبَ طَاهِراً صَافِياً وَ جَعَلَ غِذَاءَهُ الذِّكْرَ وَ الْفِكْرَ وَ الْهَيْبَةَ وَ التَّعْظِيمَ. (بحار الأنوار ج ۷۳ ص ۱۳۴)
خدا دل را پاک و زلال آفریده و خوراکش را ذکر و اندیشه و هیبت و تعظیم ساخته است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً رَزَقَهُ قَلْباً سَلِيماً وَ خُلْقاً قَوِيماً. (غرر الحکم ج ۱ ص ۲۸۹)
هنگامی كه خداوند بندهای را دوست بدارد، دلی سالم و خلقی درست روزی او كند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمَوَاعِظُ صِقَالُ النُّفُوسِ وَ جِلَاءُ الْقُلُوبِ. (غرر الحکم ج ۱ ص ۷۲)
اندرزها صيقل بخش جانها، و جلا دهندهی دلهاست.
18- قلب سلیم
اَللهُ تَعالی: يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلّا مَنْ أَتَی اللّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ. (شعراء/۸۸ و ۸۹)
در آن روز كه مال و فرزندان سودی نمیبخشد، مگر كسی كه دلی پاك به سوی خدا بياورد.
اَلحَسنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَسْلَمُ الْقُلُوبِ مَا طَهُرَ مِنَ الشُّبُهَاتِ. (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۱۰۹)
سالمترین دلها آن است که از شُبهات (مادی و معنوی) پاک باشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا يَصْدُرُ عَنِ الْقَلْبِ السَّلِيمِ إِلَّا مَعْنًی مُسْتَقِيمٌ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۵۳۵)
از دل سالم، جز معنی و مقصود حق و استوار تراوش نکند.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقَی اللَّهَ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۴)
قلب سالم، قلبی است که خدا را ملاقات کند، در حالی که در آن جز خدا نباشد.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَطُوبَی لِذِي قَلْبٍ سَلِيمٍ أَطَاعَ مَنْ يَهْدِيهِ وَ تَجَنَّبَ مَا يُرْدِيهِ. (بحار الأنوار ج ۵۳ ص ۸۰)
پس خوشا به حال کسی که دلی سالم دارد و از کسی که او را هدایت کرده، اطاعت و از آنچه او را پَست میکند، اجتناب میکند!
19- آثار قلب سلیم
19-1- یاری فرشتگان
اُلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهً بَیْضَاءَ وَ فَتَحَ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَکاً یُسَدِّدُهُ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۷)
وقتی که خدا خیر و سعادت بنده را بخواهد، نقطه روشنی در دلش قرار میدهد و تمام روزنههای دل را باز میکند و فرشتهای که او را یاری کند، بر او میگمارد.
19-2- خلوص نیّت
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : سَلَامَةَ الْقَلْبِ مِنْ هَوَاجِسِ الْمَحْذُورَاتِ بِتَخْلِيصِ النِّيَّةِ لِلَّهِ فِي الْأُمُورِ كُلِّهَا. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۲۱۰)
پاك و سالم بودن دل از خطورات نفسانی، نيّت را در همهی كارها برای خدا خالص میگرداند.
19-3- پاکی اعضای بدن
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِذَا طَابَ قَلْبُ الْمَرْءِ طَابَ جَسَدُهُ… (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۰)
اگر دل انسان پاک شد، تمام بدن پاک خواهد بود.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: فِي الْإِنْسَانِ مُضْغَةٌ إِذَا هِيَ سَلِمَتْ وَ صَحَّتْ سَلِمَ بِهَا سَائِرُ الْجَسَدِ وَ هِيَ الْقَلْبُ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۰)
در انسان پاره گوشتی است كه اگر آن سالم و درست باشد، ديگر اعضای بدنش هم با آن سالم میشوند. آن پاره گوشت، قلب است.
19-4- بی اعتنایی به دنیا
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: آهِ آهِ عَلَی قُلُوبٍ حُشِیَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا کَانَتِ الدُّنْیَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَهِ الشُّجَاعِ الْأَرْقَمِ وَ الْعَدُوِّ الْأَعْجَمِ. (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۲۷۹)
آه! آه! بر دلهای آکنده از نور، که دنیا در نظرشان تنها به مانند اژدهایی خوش خط و خال و زهر آلود و دشمنی زبان نافهم است.
19-5- کنترل زبان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لِسَانُ الْعَاقِلِ وَرَاءَ قَلْبِهِ وَ قَلْبُ الْأَحْمَقِ وَرَاءَ لِسَانِهِ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۴)
زبان (و گفتار) انسان خردمند، در ورای فرمان دل و روح اوست و دل کم خرد، پس از زبان او قرار دارد.
20- خستگی قلب
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ تَمَلُّ كَمَا تَمَلُّ الْأَبْدَانُ فَاهْدُوا إِلَيْهَا طَرَائِفَ الْحِكَمِ. (بحار الأنوار ج ۷۴ ص ۱۶۶)
همانا این دلها کسل میشوند، همان طور که بدنها کسل میشوند. پس به دلها طُرفه هایی از حکمت هدیه کنید.
اَلْعَسْکَرِیُّ عَلَيْهِ السَّلَامُ : إِذَا نَشِطَتِ الْقُلُوبُ فَأَوْدِعُوهَا وَ إِذَا نَفَرَتْ فَوَدِّعُوهَا. (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۳۷۷)
هر گاه دلها در نشاط باشند، آنها را به عبادت عادت دهید و اگر فرار (اکراه) داشته باشند آنها را رها کنید.
21- عوامل بیماری قلب
اَللهُ تَعالی:…كَذلِكَ يَطْبَعُ اللهُ عَلی كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ. (غافر/۳۵)
…اينگونه خداوند بر دل هر متكبّر گردنكشی مُهر مینهد.
اَللهُ تَعالی: أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللهُ عَلی عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلی سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلی بَصَرِهِ غِشاوَةً… (جاثیه /۲۳)
آيا ديدی كسی را كه معبود خود را هوای نفس خويش قرار داده و خداوند او را با آگاهی [بر اينكه شايستهی هدايت نيست] گمراه ساخته و بر گوش و قلبش مهر زده و بر چشمش پردهای قرار داده است؟!…
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ كَثُرَ طَعْمُهُ سَقِمَ بَدَنُهُ وَ قَسَا قَلْبُهُ. (بحار الأنوار ج ۶۳ ص ۳۳۸)
کسی که پرخور باشد، تنش بیمار و دلش به قساوت گرفتار است.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِلْقَلْبِ أُذُنَيْنِ فَإِذَا هَمَّ الْعَبْدُ بِذَنْبٍ قَالَ لَهُ رُوحُ الْإِيمَانِ لَا تَفْعَلْ وَ قَالَ لَهُ الشَّيْطَانُ افْعَلْ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۴۴)
قلب انسان، دو گوش دارد كه وقتی او تصمیم به انجام گناهی میگیرد، روح ایمان به او میگوید: نكن! و شیطان میگوید: بكن!
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا جَفَّتِ الدُّمُوعُ إِلَّا لِقَسْوَهِ الْقُلُوبِ وَ مَا قَسَتِ الْقُلُوبُ إِلَّا لِکَثْرَةِ الذُّنُوبِ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۵)
چشمها خشک نمیشوند، مگر در اثر قساوت و سختدلی و دلها هم سخت نمیشود، مگر در اثر گناهان زیاد.
البَاقرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْقَلْبَ لَیُوَاقِعُ الْخَطِیئَةِ فَمَا تَزَالُ بِهِ حَتَّی تَغْلِبَ عَلَیْهِ فَیَصِیرَ أَسْفَلُهُ أَعْلَاهُ وَ أَعْلَاهُ أَسْفَلَهُ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۵)
قلب آدمی که مشغول انجام گناه شد، پیگیری میکند تا به جایی میرسد که دل واژگون میشود و بالای آن پایین میآید و پایین آن بالا میشود.
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِزَالَةُ الْجِبَالِ أَهْوَنُ مِنْ إِزَالَةِ قَلْبٍ عَنْ مَوْضِعِهِ. (بحار الأنوار ج ۷۵ ص ۲۴۰)
کندن کوهها آسانتر از کندن (و رها ساختن) قلب از جایگاه (و دلبستگیهای) آن است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْجَبُ مَا فِی الْإِنْسَانِ قَلْبُهُ وَ لَهُ مَوَادُّ مِنَ الْحِکْمَهِ وَ أَضْدَادٌ مِنْ خِلَافِهَا… فَکُلُّ تَقْصِیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ کُلُّ إِفْرَاطٍ بِهِ مُفْسِدٌ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص۵۲)
شگفت انگیزترین اعضای انسان، قلب اوست که سرمایهها و منابع دانش و حکمت در آن است و حالات ضد آن را نیز دارد… بنابراین هر گونه کوتاهی و کُندروی زیانبار و هر گونه افراط و تندروی، موجب فساد و تباهی است.
22- نشانه های بیماری قلب
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مِنْ عَلَامَاتِ الشَّقَاءِ جُمُودُ الْعَیْنِ وَ قَسْوَهُ الْقَلْبِ وَ شِدَّهُ الْحِرْصِ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ الْإِصْرَارُ عَلَی الذَّنْبِ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص۵۲)
از نشانههای شقاوت و تیرهروزی، خشکی چشم، سختی دل، حرص زیاد برای زندگی و اصرار بر گناه کردن است.
23- بیماری قلب
اَللهُ تَعالی: في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللهُ مَرَضاً… (بقره/۱۰)
در دلهای آنان يك نوع بيماری است، خداوند بر بيماری آنان افزوده…
اَلکَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً بِحَیْثُ تَاهَتْ لَهُ قُلُوبُهُمْ جَزَاءً بِمَا أَرَیْتَهُمْ مِنْ هَذِهِ الْآیَاتِ وَ الْمُعْجِزَاتِ. (بحار الأنوار ج ۳۷ ص ۱۴۶)
وقتی خداوند نشانهها و معجزاتی برای هدایتشان به آنها ارائه کرد، ولی آنها روی گردانیدند، قلبهایشان سرگردان شده و گمراهتر گشتند و به این معنا مریضی قلبشان افزون شد.
23-1- عدم درک حقیقت
اَللهُ تَعالی: وَ لَقَد ذَرَأَنا لِجَهَنَّمَ كَثيرًا مِنَ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها… (اعراف/۱۷۹)
و در حقيقت، بسياری از جنّيان و آدميان را برای دوزخ آفريدهايم. [چرا كه] دلهايی دارند كه با آن [حقايق را] دريافت نمیكنند…
23-2- تشویش و اضطراب
اَلکَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِلْقَلْبِ تَلَجْلُجاً فِي الْخَوْفِ يَطْلُبُ الْحَقَّ فَإِذَا أَصَابَهُ اطْمَأَنَّ بِهِ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۷)
قلب آدمی تا حقیقت را نیافته است، تشویش و اضطراب دارد، ولی چون به حق دست یافت، آرامش مییابد.
23-3- قساوت قلب
اَللهُ تَعالی: فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللهِ أُولئِكَ في ضَلالٍ مُبينٍ. (زمر/۲۲)
وای بر آنان كه قلبهايی سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهی آشكاری هستند.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَسْوَةُ وَ الرِّقَّةُ مِنَ الْقَلْبِ. (بحار الأنوار ج ۱۴ ص ۱۴۱)
قساوت و رقّت از قلب ناشی میشود.
اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَلْبُ الْکَافِرِ أَقْسَی مِنَ الْحَجَرِ. (بحارالأنوار ج ۶۷ ص ۵۳)
دل کافر از سنگ سختتر است.
اَلبَاقرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ : أَوْحَی اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی إِلَی مُوسَی لَا تَفْرَحْ بِكَثْرَةِ الْمَالِ وَ لَا تَدَعْ ذِكْرِي عَلَی كُلِّ حَالٍ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْمَالِ تُنْسِي الذُّنُوبَ وَ تَرْكُ ذِكْرِي يُقْسِي الْقُلُوبَ. (بحار الأنوار ج ۱۳ ص ۳۴۲)
خداوند به موسی وحی کرد: به زیاد بودن مال و ثروت خوشحال نباش و در هر حال از ذکر کردن من غافل نشو. چون زیاد بودن مال تو را از گناهت غافل و ترک ذکر من، قلبها را بیرحم میکند.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: لَا تُكْثِرُوا الْكَلَامَ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْكَلَامِ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ تَقْسُو الْقَلْبَ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۲۸۱)
پرحرف نباشید، جز دربارهی ذکر الهی که پرحرفی به جز در مورد ذکر خدا، موجب سختی و قساوت قلب است.
23-4- ترس قلب
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: بِئْسَ الْعَوْنُ عَلَی الدِّينِ قَلْبٌ نَخِيبٌ وَ بَطْنٌ رَغِيبٌ وَ نَعْظٌ شَدِيدٌ. (بحار الأنوار ج ۶۳ ص ۳۳۵)
دل ترسو و شكم فراخ و شهوت شَديد، بد ياورانی برای دين هستند.
23-5- خیانت و فتنه
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شَرُّ مَا أُلْقِيَ فِي الْقُلُوبِ الْغُلُولُ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۲۹۵)
بدترین چیزی که در دلها جای میگیرد، تصمیم به خیانت است.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خُلُوُّ الْقَلْبِ مِنَ التَّقْوَی يَمْلَأُهُ مِنْ فِتَنِ الدُّنْيَا. (غرر الحكم ج ۲ ص ۵۶۵)
دلی كه از تقوای الهی خالی باشد، فتنههای دنيا آن را پر كند.
23-6- قلب واژگون
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا لَمْ يَغَرِ الرَّجُلُ فَهُوَ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ. (کافی ج ۵ ص ۵۳۶)
وقتی مرد در مواقع لازم غیرت نورزد، پس قلبش واژگون است.
23-7- قلب قفل زده
اَللهُ تَعالی: أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها. (محمد/۲۴)
آيا آنها در قرآن تدبّر نمیكنند، يا بر دلهايشان قفلهايی نهاده شده است؟!
23-8- تنگی قلب
اَللهُ تَعالی: وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ… (انعام/۱۲۵)
و آن كس را كه [به خاطر اعمال خلافش] بخواهد گمراه سازد، سينهاش را آنچنان تنگ میكند كه گويا میخواهد به آسمان بالا برود.
23-9- تردید قلب
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: کُلُّ قَلْبٍ فِیهِ شِرْکٌ أَوْ شَکٌّ فَهُوَ سَاقِطٌ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۲۳۹)
هر دلی که در آن شرک یا شائبه شک و تردیدی باشد، ارزش ندارد و از اعتبار ساقط است.
23-10- کوری قلب
اَللهُ تَعالی:… وَ لكِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتي فِي الصُّدُورِ. (حج/۴۶)
بلكه دلهايی كه در سينههاست، كور میشود.
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: شَرُّ الْعَمَی عَمَی الْقَلْبِ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۱)
بدترین نابیناییها، کوردلی است.
24- آثار بیماری قلب
24-1- دوری از قُرب الهی
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِي. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۲۸۱)
دورترین مردم از درگاه الهی، کسی است که قساوت دل داشته باشد.
24-2- عدم اجابت دعا
الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ : إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَا يَسْتَجِيبُ دُعَاءً بِظَهْرِ قَلْبٍ قَاسٍ. (بحار الأنوار ج ۹۲ ص ۱۶۴)
خداوند دعايی را كه از پشت قلب با قساوت برخيزد، مستجاب نمیكند.
24-3- ناپاکی اعضای بدن
اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: وَ إِذَا خَبُثَ الْقَلْبُ خَبُثَ الْجَسَدُ. (بحار الأنوار ج ۶۷ ص ۵۰)
اگر دل ناپاک و پلید باشد، بدن و اعضا هم ناپاک خواهد بود.
25- عوامل مرگ قلب
الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَثْرَةُ الضَّحِكِ تُمِيتُ الْقَلْبَ. (وسائل الشیعه ج ۱۲ ص ۱۱۶)
خندهی زیاد (افراط در شادمانی) دل را میمیراند.
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّارَ. (بحار الأنوار ج ۶۸ ص ۲۸۶)
کسی که ورع و تقوایش کم باشد، دلش میمیرد و کسی که دلش مرده باشد، داخل آتش میشود.
26- قلب و زبان
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْقَلْبُ خَازِنُ اللِّسَانِ. (عیون الحکم ج ۱ ص ۶۱)
قلب انسان، نگهدارنده (کنترل کننده) گفتههای زبان است.
27- قلب و گناه
أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَا وَجَعَ أَوْجَعُ لِلْقُلُوبِ مِنَ الذُّنُوبِ. (بحار الأنوار ج ۷۰ ص ۳۴۲)
برای قلب و دل انسانها دردی آزار دهندهتر از گناهان نیست.












ثبت دیدگاه