آداب شکرگزاری
  • 1402-07-20
  • بازدید 509
    پ
    پ

    آداب شکرگزاری

    چکیده

    اصل اصیل در تکالیف ما سپاسگزاری از خداوند است و احکام و آثاری دارد که در آداب شکرگزاری آمده است. عبادات نسبت به پروردگار بر پایه‌ی شکرگزاری مفهوم پیدا می‌کند و بهشت متعلّق به کسانی است که از این خصلت مهم برخودار باشند.

    1- معنی و مصداق شکرگزاری

    علامه طباطبایی گوید: حقیقت آداب شکرگزاری، اظهار نعمت است، همچنان که کفر، مقابل آن است یعنى پنهان کردن نعمت و سرپوش روى آن نهادن است، و اظهار نعمت، به این معنی است که آن را در جاى خود استعمال کنى. آن جایى که دهنده‌ی نعمت در نظر داشته و نیز اظهار نعمت به این است که آن را به زبان بیاورى، و منعم را در برابر دادن این نعمت، ثنا بگویى. و مرحله دیگر اظهار نعمت این است که در قلب هم به یاد آن و به یاد منعمش باشى، و از یادش نبرى. (المیزان ذیل تفسیر آیه 144 سوره آل عمران)

     

    عَلَاءِ بْنِ الْكَامِلِ قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) آتَانِيَ اللَّهُ بِأُمُورٍ لَا أَحْتَسِبُهَا لَا أَدْرِي كَيْفَ وُجُوهُهَا قَالَ أَ وَ لَا تَعْلَمُ أَنَّ هَذَا مِنَ الشُّكْرِ. (مشكاة الأنوار ص 27)

    علاء بن کامل: به حضرت كاظم (عليه السّلام) عرض كردم: خداوند چيزهایى به من عطا فرموده و نمی‌دانم اين‏ها از كجا و چگونه برايم رسيده است! فرمود: آیا نمی‌دانی اين خودِ شكر است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الشُّكْرُ تَرْجُمَانُ النِّيَّةِ وَ لِسَانُ الطَّوِيَّةِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 277)

    سپاسگزارى، بازگو كننده‌ی نيّت و زبانِ درون است .

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ السُّمْعَةِ شُكْرٌ يُنْشَرُ. (تصنيف غرر الحكم  ص 277)

    بهترين آوازه، تشكّرى است كه منتشر شود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين عَلَيْهِ السَّلَامُ: الشُّكْرُ زِينَةُ الرَّخَاءِ وَ حِصْنُ النَّعْمَاءِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 278)

    شُکر، زیور دوران توسعه زندگانى و قلعه‌ی محکم حفظ نعمت‌ها است.

     

    2- اهمیت شُکرگزاری

    اَللهُ تَعَالی: أَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ‏. (انعام/53)

    آيا خداوند به حال شاكران داناتر نيست؟

     

    اَللهُ تَعَالی: كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ. (اعراف/58)

    ‏براى مردمى كه سپاس مى‌گويند، آيات خدا را اين چنين گونه‌گون بيان مى‌كنيم.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الشُّكْرُ زِينَةٌ لِلنَّعْمَاءِ [زَيْنُ النَّعْمَاءِ]. (تصنيف غرر الحكم  ص 277)

    شُکر، آرایش نعمت‌هاست. [آراستن نعمت‌هاست.]

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّكْرِ. (نهج البلاغه حکمت 13)

    هنگامى كه قسمتى از نعمت به شما رسيد، با كم شُكرى باقيمانده‌ی آن را فَرارى ندهيد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا قَصُرَتْ يَدُكَ عَنِ الْمُكَافَاةِ فَأَطِلْ لِسَانَكَ بِالشُّكْرِ. (تصنيف غرر الحكم ص 279)

    هر گاه دستت از پاداش دادن به نعمت كوتاه است، (و توانايى مكافات و پاداش نعمت كسى را ندارى) زبانت را به سپاس او باز كن.

     

    عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) قِيلَ لَهُ‏ مَنْ‏ أَكْرَمُ‏ الْخَلْقِ‏ عَلَى‏ اللَّهِ‏ قَالَ مَنْ إِذَا أُعْطِيَ شَكَرَ وَ إِذَا ابْتُلِيَ صَبَرَ. (بحار الأنوار ج‏ 67 ص 184)

    به امام صادق (علیه السلام) عرض شد: چه كسی ارجمندترين مردم نزد خداست؟ امام صادق (عليه السلام) فرمود: آن كس كه چون بخششی به او رسد، سپاس گزارد؛ و چون به بلايی دچار شود، شكيبايی ورزد.

     

    الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: يَا مُوسَى أَحِبَّنِي وَ أَحْبِبْنِي إِلَى خَلْقِي قَالَ: يَا رَبِّ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْ‏ءٌ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْكَ- فَكَيْفَ لِي بِقُلُوبِ الْعِبَادِ قَالَ: ذَكِّرْهُمْ نعماي [نَعْمَائِي‏] وَ آلَائِي فَإِنَّهُمْ لَا يَذْكُرُونَ مِنِّي إِلَّا حَسَناً. (مشكاة الأنوار  ص 332)

    خداوند عزیز و بلندمرتبه مى‌‏فرمايد: اى موسى! مرا دوست‏ بدار، و دوستی مرا در دل مردم ایجاد کن. موسى عرض كرد: بار خدايا! خود مى‌‏دانى كه كسى محبوب‏‌تر از تو نزد من نيست. ولى دل مردم را چگونه به طرف شما بكشانم؟ فرمود: نعمت‌‏هاى مرا به آنها یاد آور باش، آنها جز نيكى از من چيزى به خاطر ندارند.

     

    3- وجوب شکرگزاری

    ‏اَللهُ تَعَالی:  وَ اشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ‏. (نحل/114)

    و اگر تنها او را مى‏‌پرستيد، نعمت خدا را شكرگزاريد.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ إِذَا أَحْسَنْتُمْ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ إِذَا أَسَأْتُمْ فَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ. (مشكاة الأنوار  ص 27)

    هر گاه نيكى كرديد، خدا را سپاس گویيد، و هر گاه كار ناشايستى انجام داديد، پس از خدا طلب آمرزش و بخشش كنيد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ‏احْذَرُوا نِفَارَ النِّعَمِ فَمَا كُلُّ شَارِدٍ بِمَرْدُودٍ. (نهج البلاغه حکمت 246 )

    از رميدن نعمت بترسيد، بسا كه رميده باز نگردد!

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الشُّكْرُ مَفْرُوضٌ. (تصنيف غرر الحكم  ص 277)

    شُکرگزاری واجب است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالشُّكْرِ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 277)

    در گشايش و سختى شكرگزار باش.

     

    دَاوُدُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ يَا رَبِّ كَيْفَ أَشْكُرُكَ وَ أَنَا لَا أَسْتَطِيعُ أَنْ أَشْكُرَكَ إِلَّا بِنِعْمَةٍ ثَانِيَةٍ مِنْ نِعَمِكَ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ: إِذَا عَرَفْتَ هَذَا فَقَدْ شَكَرْتَنِي. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 36)

    پروردگارا! چگونه می‌توانم سپاسگزاری تو را انجام دهم؟ با اینکه قدرت و توانایی من بر سپاسگزاری ممکن نیست، مگر به وسیله‌ی نعمت دیگری که به من عنایت فرمایی. خداوند متعال وحی فرمود: اکنون که چنین معرفتی یافتی و اعتراف داری که موفقیت به شکر و سپاس به وسیله‌ی نعمت تازه دیگری باید باشد، شکر و سپاس مرا ادا کردی.

     

    4- سپاسگزاریِ واقعی

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ شُكْرُ النِّعْمَةِ اجْتِنَابُ الْمَحَارِمِ وَ تَمَامُ الشُّكْرِ قَوْلُ الرَّجُلِ‏: { الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏.} (فاتحه/2) (بحار الأنوار ج ‏68 ص 40)

    شکر و سپاسِ نعمت به این است که از گناهان دوری شود و جمله‌ی کامل شکر این جمله است: {ستایش خدا را که پروردگارِ جهانیان است.}

     

    5- راه‌هایِ شکرگزاری

    اَللهُ تَعَالی:  وَ اذْكُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِيلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِي الْأَرْضِ‏ … ‏ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ‏. (انفال/26)

    و یاد کنید هنگامی را که شما در زمین گروهی اندک بودید، و ناتوان و زبون شمرده می‌شدید، … باشد كه شما شكرگزارى كنيد.

     

    اَللهُ تَعَالی: وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ. (إبراهيم/6)

    و (به يادآور) هنگامى كه موسى به قوم خود گفت: نعمت خداوند بر خودتان را ياد كنيد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَكْثِرِ النَّظَرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَيْهِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْرِ. (تصنيف غرر الحكم ص 279)

    به آنكه از تو كم نصيب‌تر است، بسيار بنگر، كه اين از جمله راه‌هاى شكرگزارى است .

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ مَنْ لَمْ تُغْضِبْهُ الْجَفْوَةُ لَمْ يَشْكُرِ النِّعْمَةَ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 42)

    هر كس كه در برابر ستمى كه به او مى‌شود خشمگين نشود، شكر نعمت نكرده است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ الْوَرَعُ عَمَّا حَرَّمَ اللَّهُ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 42 )

    شکر و سپاس هر نعمتی این است که انسان از آنچه که خداوند حرام کرده، دوری کند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِظْهَارُ الْغِنَى مِنَ الشُّكْرِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 279)

    اظهار توانگرى، گونه‌اى شُكر است.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ صَغُرَتْ أَوْ كَبُرَتْ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَّا أَدَّى شُكْرَهَا. (كافی ج ‏2 ص 96)

    هر کس در برابر نعمت بزرگ یا کوچکی بگوید: الحمد للَّه، حق شُکرش را ادا کرده است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:شُكْرُ إِلَهِكَ بِطُولِ الثَّنَاءِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 279)

    شكر از پروردگارت به نیایشِ (ثناى) بسيار است.

     

    الْمَسِيحُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: النَّاسُ رَجُلَانِ مُعَافًى وَ مُبْتَلًى فَاحْمَدُوا اللَّهَ عَلَى الْعَافِيَةِ وَ ارْحَمُوا أَهْلَ الْبَلَاءِ. (مشكاة الأنوار  ص 28)

    مردم دو دسته هستند: تندرست و بيمار. آن‏ها كه تندرست هستند، بايد سپاسگزار باشند و نسبت به بيماران و دردمندان مهربانى كنند.

     

    6- آثار شکرگزاری

    6-1- تاثیر بر شکرکننده

    اَللهُ تَعَالی: وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ. (لقمان/12)

    و ما به لقمان حكمت داديم، كه شكر خدا را به جاى آور و هر كس شكر كند، همانا براى خويش شكر كرده؛ و هر كس كفران كند (بداند به خدا زيان نمى‏‌رساند، زيرا) بى‏‌ترديد خداوند بى‏‌نياز و ستوده است.

     

    6-2- هدایت

    اَللهُ تَعَالی: شاكِراً لِأَنْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ‏. (نحل/121)

    او نسبت به نعمت‌‏هاى خداوند شكرگزار بود، (خدا) او را برگزيد و به راهى مستقيم هدايتش كرد.

     

    6-3- افزایش نعمت

    اَللّهُ تَعَالی:  و إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ. (إبراهيم/7)

    و (نيز به يادآور) هنگامى كه پروردگارتان اعلام فرمود: همانا اگر شكر كنيد، به طور قطع (نعمت‏‌هاى) شما را مى‌‏افزايم، و اگر ناسپاسی كنيد، البتّه عذاب من سخت است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏‏ ‏ مَنْ يَشْكُرِ اللَّهَ يَزِدْهُ اللَّهُ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 41)

    کسی که شکر و سپاس الهی را بجا آورد، خداوند نعمتش را بر او می‌افزاید.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَى عَبْدٍ بَابَ شُكْرٍ فَخَزَنَ عَنْهُ‏ بَابَ الزِّيَادَةِ. (كافی ج ‏2 ص 94)

    خداوند چنین نیست که درِ شکر و سپاس را به بنده‌ای باز کند و توفیق شکر به او بدهد، ولی درِ زیاد شدن نعمت را بر او ببندد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شُكْرُ نِعْمَةٍ سَالِفَةٍ يَقْضِي [يفضي‏] بِتَجَدُّدِ نِعَمٍ مُسْتَأْنِفَةٍ. (تصنيف غرر الحكم  ص 278)

    شکر نعمتى که گذشته، باعث نعمتى تازه شود.

     

    6-4- عبرت

    اَللّهُ تَعَالی: إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ . (لقمان/31)

    همانا در اين نشانه‌ها، براى هر شكيبا و شكرگزار، عبرت‌هايى است.

     

    6-5- بی نیازی از دیگران

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: مَنْ حَمِدَ اللَّهَ أَغْنَاهُ. (تصنيف غرر الحكم  ص 280)

    كسى كه خداى را حمد و ستايش كند، خداوند بى‌نيازش كُند.

     

    6-6- ایمنی

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: شُكْرُ النِّعْمَةِ أَمَانٌ مِنْ حُلُولِ النِّقْمَةِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 280)

    شُکر نعمت، مانع رسیدن مجازات است، يعنى سببِ ايمنى از آن -نعمت- مى‏‌شود.

     

    7- تشکر از مردم

    اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزِينٍ وَ يُحِبُّ كُلَّ عَبْدٍ شَكُورٍ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: لِعَبْدٍ مِنْ عَبِيدِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَ شَكَرْتَ فُلَاناً فَيَقُولُ: بَلْ شَكَرْتُكَ يَا رَبِّ فَيَقُولُ لَمْ تَشْكُرْنِي إِذْ لَمْ تَشْكُرْهُ ثُمَّ قَالَ: أَشْكَرُكُمْ لِلَّهِ أَشْكَرُكُمْ لِلنَّاسِ. (كافی ج ‏2 ص 99)

    خداوند دل اندوهناک و بنده شکرگزار را دوست دارد. (و در مورد تشکّر از افرادی که به انسان احسان کرده، فرموده است:) روز قیامت خداوند متعال از بنده‌اش سؤال می‌کند که آیا شکر فلانی را بجا آوردی و از او تشکّر کردی؟ عرض می‌کند: نه، بلکه من شکر تو را کردم.  خداوند می‌فرماید: تو که شکر فلانی را نکردی، شکر مرا هم نکردی. سپس حضرت فرمود: سپاسگزارترین شما آن کس است که از مردم بیشتر تشکر کند.

     

    8- حدود شکر

    أَبِو بَصِيرٍ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): هَلْ لِلشُّكْرِ حَدٌّ إِذَا فَعَلَهُ الْعَبْدُ كَانَ شَاكِراً؟ قَالَ: نَعَمْ قُلْتُ: مَا هُوَ؟ قَالَ: يَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى كُلِّ نِعْمَةٍ عَلَيْهِ فِي أَهْلٍ وَ مَالٍ وَ إِنْ كَانَ فِيمَا أَنْعَمَ عَلَيْهِ فِي مَالِهِ حَقٌّ أَدَّاهُ وَ مِنْهُ قَوْلُهُ جَلَّ وَ عَزَّ: { سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ.}‏ (زخرف/13) وَ مِنْهُ قَوْلُهُ تَعَالَى: { رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْمُنْزِلِينَ‏.} (مؤمنون/29) وَ قَوْلُهُ: { رَبِّ أَدْخِلْنِي‏ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ‏ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً.} ( إسراء/80) (كافی ج ‏2 ص 95)

    ابو بصیر: به حضرت صادق (علیه السّلام) عرض کردم: آیا شُکر حد و میزانی دارد که وقتی انسان چنان کند، بنده شاکری می‌شود؟ فرمود: آری. عرض کردم: آن میزان کدام است؟ فرمود: در برابر هر نعمتی که خداوند به او عنایت فرموده، مثلا مالی به او داده یا همسر و فرزند خوبی داده است، حمد و سپاس الهی را بجا آورد و اگر حقی به مالش تعلق گرفت، بپردازد. نظیر این آیه: { پاک است کسی که این را برای ما رام کرد و[گرنه] ما را یارای [رام ساختن] آنها نبود.} یا این آیه : { پروردگارا! مرا در جایی پربرکت فرود آور [که] تو نیک‌ترین مهمان نوازانی. } یا آیه : { پروردگارا! مرا [در هر کاری] به طرز درست داخل کن و به طرز درست خارج ساز، و از جانب خود برای من تسلّطی یاری بخش قرار ده.}

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:الْكَرِيمُ يَشْكُرُ الْقَلِيلَ وَ اللَّئِيمُ يُكَفِّرُ الْجَزِيلَ. (تصنيف غرر الحكم  ص 277)

    شخص بزرگوار از  – احسانِ – اندك، سپاسگزارى مى‌كند و فرومايه، از بسيار – هم – ناسپاسى مى‌كند.

     

    9- شکرگزاری حقیقی

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ فِيمَا أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ) : يَا مُوسَى اشْكُرْنِي حَقَّ شُكْرِي. فَقَالَ: يَا رَبِّ وَ كَيْفَ أَشْكُرُكَ حَقَّ شُكْرِكَ وَ لَيْسَ مِنْ شُكْرٍ أَشْكُرُكَ بِهِ إِلَّا وَ أَنْتَ أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ. قَالَ: يَا مُوسَى الْآنَ شَكَرْتَنِي حِينَ عَلِمْتَ، أَنَّ ذَلِكَ مِنِّي. (كافی ج ‏2 ص 98)

    خداوند عزیز و بلندمرتبه به موسی (علیه السلام) وحی فرمود: ای موسی! حق شکر و سپاس مرا آنچنان که باید و شاید انجام ده! موسی (علیه السّلام) عرض کرد: پروردگارا؛ من چگونه می‌توانم حق شکر تو را ادا کنم، با اینکه هر شکر و سپاسی، خود نعمتی است که تو توفیقش را عنایت فرموده‌ای؟ خداوند فرمود: اکنون که اعتراف داری توفیق شکر و سپاسگزاری از طرف من و نعمتی است از ناحیه‌ی من، شکر و سپاس مرا به جای آورده‌ای.

     

    حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ: خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مِنَ الْمَسْجِدِ وَ قَدْ ضَاعَتْ دَابَّتُهُ فَقَالَ: لَئِنْ رَدَّهَا اللَّهُ عَلَيَّ لَأَشْكُرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُكْرِهِ قَالَ: فَمَا لَبِثَ أَنْ أُتِيَ بِهَا فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ. فَقَالَ لَهُ: قَائِلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ لَيْسَ. قُلْتَ: لَأَشْكُرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُكْرِهِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): أَ لَمْ تَسْمَعْنِي؟! قُلْتُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ. (كافی ج ‏2ص 97)

    حماد بن عثمان: حضرت صادق (علیه السّلام) از مسجد بیرون رفت، در حالی که مَرکبش گم شده بود. حضرت گفت: اگر خداوند مرکب سواری مرا به من برگرداند و مرکبم پیدا شود، حقّ شکر الهی را بجا می‌آورم. طولی نکشید که مرکب پیدا شد و حضرت فرمود: الحمد للَّه!  شخصی به حضرت عرض کرد: فدایت شوم! شما گفتید شکری که حق شکر و کمال سپاس باشد بجا می‌آورم. حضرت فرمود: مگر نشنیدی؟! که گفتم: الحمد للَّه!

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِنِعْمَةٍ ثُمَّ عَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّى شُكْرَهَا. (مشكاة الأنوار  ص 32)

    هر كسى كه خداوند نعمتى به وى ارزانى داشت و او در دل آن را [به عنوان نعمت خدادادى ]بشناسد، شكر آن نعمت را بجای آورده است.

     

    10- ناسپاسی و آثار آن

    اَللهُ تَعَالی: إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَلَا يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ. (زمر/7 )

    اگر ناسپاسى كنيد، پس (بدانید) خدا از شما بى‌نياز است. و ناسپاسى را براى بندگانش نمى‌پسندد. و اگر سپاس داريد، آن را براى شما مى‌پسندد.

     

    اَللهُ تَعَالی: وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ. (بقره/152)

    مرا سپاس گوييد و ناسپاسىِ من مكنيد.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى قَوْمٍ بِالْمَوَاهِبِ فَلَمْ يَشْكُرُوا فَصَارَتْ عَلَيْهِمْ وَبَالًا وَ ابْتَلَى قَوْماً بِالْمَصَائِبِ فَصَبَرُوا فَصَارَتْ عَلَيْهِمْ نِعْمَةً. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 41)

    خداوند عزیز و بلند مرتبه با  عطایای خود قومی را مشمول نعمت خود قرار داد، ولی آنان شکر آن نعمت‌ها را بجای نیاوردند، در نتیجه همان نعمت‌ها موجب وِزر و وَبال آنان شد. و گروه دیگر را به  گرفتاری‌ها دچار کرد؛ ولی چون آن گروه در برابر مشکلات صبر و تحمل کردند، همان مشکلات برای آنان نعمتی شد.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ شَرّاً فَأَذْنَبَ ذَنْباً أَتْبَعَهُ بِنِعْمَةٍ لِيُنْسِيَهُ الِاسْتِغْفَارَ وَ يَتَمَادَى بِهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: { سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ.} (اعراف/182‏) بِالنِّعَمِ عِنْدَ الْمَعَاصِي. (مشكاة الأنوار  ص 333)

    همانا خداوند بزرگ و متعال هر گاه به بنده‌‏اى بخواهد غضب كند، ابتداء به او نعمتى می‌دهد و بعد آن مرد مرتكب گناه مى‏‌شود و بعد خداوند استغفار را از ياد او مى‌‏برد و او، همچنان آلوده به گناه مى‌‏ماند و به همين جهت در قرآن فرموده است: { از راهى كه خود نمى‌دانند به تدريج خوارشان مى‌سازيم.}

     

    الْجَوَادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 53 )

    نعمتی که شکر و سپاس آن نعمت نشود، مانند گناهی است که بخشوده نشود.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ رَدَّ عَنْ عِرْضِ أَخِيهِ الْمُسْلِمِ كُتِبَ لَهُ الْجَنَّةُ الْبَتَّةَ وَ مَنْ أُتِيَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ فَلْيُكَافِئْ فَإِنْ عَجَزَ فَلْيُثْنِ بِهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَقَدْ كَفَرَ النِّعْمَةَ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 47)

    کسی که از آبرو و حیثیت برادر اسلامی خود دفاع کند، بهشت برای او مقرر خواهد شد. و هر کس نیکی و احسانی در حقش شد، باید جبران کند و اگر از جبرانش ناتوان بود، تشکر کند و اگر این را انجام ندهد، کفران نعمت کرده است.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ لِلَّهِ عَلَيْهِ حُجَّةٌ إِمَّا فِي ذَنْبٍ اقْتَرَفَهُ وَ إِمَّا فِي نِعْمَةٍ قَصَّرَ عَنْ شُكْرِهَا. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 46)

    هیچ بنده‌ای نیست، مگر اینکه خداوند بر او حجتی دارد و این حجت و سند یا مربوط به گناهی است که مرتکب شده و یا مربوط به نعمتی است که از شکر آن کوتاهی کرده است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ لَمْ يَعْلَمْ فَضْلَ نِعَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ إِلَّا فِي مَطْعَمِهِ وَ مَشْرَبِهِ فَقَدْ قَصُرَ عِلْمُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 49)

    کسی که ارزش نعمت‌های خدا را فقط در خوردنی و آشامیدنی منحصر بداند، بسیار کوتاه بین و رنج و عذابش نزدیک است.

     

    11- دعایی در شکرگزاری

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَيْتَ فَقُلْ عَشْرَ مَرَّاتٍ- اللَّهُمَّ مَا أَصْبَحَتْ بِي مِنْ نِعْمَةٍ أَوْ عَافِيَةٍ مِنْ دِينٍ أَوْ دُنْيَا فَمِنْكَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ، لَكَ الْحَمْدُ، وَ لَكَ الشُّكْرُ، بِهَا عَلَيَّ يَا رَبِّ حَتَّى تَرْضَى وَ بَعْدَ الرِّضَا فَإِنَّكَ إِذَا قُلْتَ: ذَلِكَ كُنْتَ قَدْ أَدَّيْتَ شُكْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ. (كافی ج ‏2 ص 99)

    در صبحگاه و شامگاه خود، ده مرتبه چنین بگو: خدایا! من وارد روز نمی‌شوم در حالی که از نعمت و یا عافیتی دینی یا دنیوی برخوردارم، این از جانب توست که یکتایی و شریکی برایت نیست. پروردگارم! بر من واجب است که سپاس و شکر تو را بابت این نعمت و عافیت به جا آورم، تا آن که خشنود شوی و حتی بعد از خشنودی نیز سزاوار حمد و شکری.

    پس هر گاه این ذکر را بگویی؛ شکر نعمت خداوند را در آن شبانه روز به جای آورده‌ای.

    12- سجده شکر

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ {صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ}  كَانَ فِي سَفَرٍ يَسِيرُ عَلَى نَاقَةٍ لَهُ إِذَا نَزَلَ فَسَجَدَ خَمْسَ سَجَدَاتٍ فَلَمَّا أَنْ رَكِبَ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّا رَأَيْنَاكَ صَنَعْتَ شَيْئاً لَمْ تَصْنَعْهُ فَقَالَ نَعَمْ اسْتَقْبَلَنِي- جَبْرَئِيلُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)  فَبَشَّرَنِي بِبِشَارَاتٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسَجَدْتُ لِلَّهِ شُكْراً لِكُلِّ بُشْرَى سَجْدَةً. (كافی ج ‏2 ص 98)

    رسول خدا (صلی اللَّه علیه و آله) در سفر خود بر شترش سوار بود و راه را می‌پیمود که ناگهان پیاده شد و پنج بار سجده کرد. چون سوار بر مرکب شد، اصحاب گفتند: یا رسول اللَّه! ما از تو عملی را مشاهده کردیم که تاکنون ندیده بودیم. حضرت فرمود: آری، جبرئیل (علیه السلام) مقابل من آمد و بشارات و مژده هایی از جانب خدا به من بشارت داد. من هم برای هر بشارت و مژده‌ای سجده‌ی شُکری بجا آوردم.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ إِذَا ذَكَرَ أَحَدُكُمْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ شُكْراً لِلَّهِ فَإِنْ كَانَ رَاكِباً فَلْيَنْزِلْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ يَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ لِلشُّهْرَةِ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى قَرَبُوسِهِ وَ إِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى كَفِّهِ‏ ثُمَّ لْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى مَا أَنْعَمَ عَلَيْهِ. (كافی  ج ‏2 ص 98)

    هر گاه فردى از شما به ياد نعمت خداوندعزیز و بلندمرتبه افتاد، براى سپاسگزارى از خدا، گونه‌اش را بر خاك گذارد. اگر سواره بود، پياده شود و گونه‌اش را بر خاك نهد، و اگر به خاطر [ترس از] انگشت‌نما شدن نتوانست پياده شود، صورتش را بر كوهه‌ی زين بگذارد، و اگر باز هم نتوانست اين كار را بكند، گونه‌اش را بر كف دست خود بگذارد و آنگاه خدا را براى نعمتى كه به او داده است، حمد و سپاس گويد.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ مَنْ سَجَدَ سَجْدَةً لِيَشْكُرَ نِعْمَةً وَ هُوَ مُتَوَضِّئٌ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ خَطِيئَاتٍ عِظَامٍ. (مشكاة الأنوار  ص 29)

    هر كس با وضو سجده‌ی شُكر بجاى آورد، خداوند ده پاداش در نامه عمل او مى‏‌نويسد و ده گناه بزرگ را از او محو می‌كند.

    13- شکرِ واسطه‌های نعمت‌ها

    اَللهُ تَعَالی: أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ. (لقمان/14)

    مرا و پدر و مادرت را شكرگوى، كه سرانجام تو نزد من است.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ أَحْسِنُوا جِوَارَ النِّعَمِ- [قِيلَ وَ مَا جِوَارُ النِّعَمِ‏] قَالَ الشُّكْرُ لِمَنْ أَنْعَمَ بِهَا وَ أَدَاءُ حُقُوقِهَا. (مشكاة الأنوار ص 30)

    همسایه‌ی خوبی برای نعمت‌ها باشید. سؤال شد: همسایه‌ی خوبی برای نعمت‌ها بودن به چیست؟ فرمود: سپاسگزاری از کسی که نعمت داده و پرداختن حقوقی که به آن نعمت تعلّق می‌گیرد.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ اشْكُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَيْكَ وَ أَنْعِمْ عَلَى مَنْ شَكَرَكَ فَإِنَّهُ لَا زَوَالَ لِلنَّعْمَاءِ إِذَا شَكَرْتَ وَ لَا بَقَاءَ لَهَا إِذَا كَفَرْتَ وَ الشُّكْرُ زِيَادَةٌ فِي النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْغِيَرِ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 55)

    در تورات نوشته شده که شکر و سپاس نعمت دهنده را بجای آور و به کسی که از تو سپاسگزاری می‌کند احسان کن، که نعمت هنگامی که شکرش بجا آورده شود، زوال ندارد. و اگر کفران و ناسپاسی شود، بقا و دوام ندارد. و شکر و سپاس موجب ازدیاد نعمت و مانع تغییر و دگرگونی است.

     

    الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 44)

    کسی که از احسان مردم تشکر نکند، شکر خدای عزیز و بلندمرتبه را بجا نیاورده است.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: حَقٌّ عَلَى مَنْ أُنْعِمَ عَلَيْهِ أَنْ يُحْسِنَ مُكَافَاةَ الْمُنْعِمِ فَإِنْ قَصُرَ عَنْ ذَلِكَ وُسْعُهُ فَعَلَيْهِ أَنْ يُحْسِنَ الثَّنَاءَ فَإِنْ كَلَّ عَنْ ذَلِكَ لِسَانُهُ فَعَلَيْهِ مَعْرِفَةُ النِّعْمَةِ وَ مَحَبَّةُ الْمُنْعِمِ بِهَا فَإِنْ قَصُرَ عَنْ ذَلِكَ فَلَيْسَ لِلنِّعْمَةِ بِأَهْلٍ‏. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 50)

    كسى كه به او نيكى شده، وظيفه دارد نيكى كننده را به خوبى پاداش دهد. اگر توان اين كار را نداشت، بايد به خوبى تشكّر كند و اگر زبانش از اين كار هم قاصر بود، وظيفه دارد كه ارزش آن نيكى را بشناسد و خوبى كننده را دوست داشته باشد و چنانچه از اين كار هم كوتاهى كرد، چنین شخصی لیاقت نعمت و احسان را ندارد.

     

    14- پاداش شکرگزاری

    ‏اَللهُ تَعَالی: وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ‏. (آل عمران/144)

    و خداوند به زودی پاداش شاکران را خواهد داد.

     

    اَللهُ تَعَالی: ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ كانَ اللَّهُ شاكِراً عَلِيماً. (نساء/ 147)

    چرا خدا شما را عذاب كند اگر سپاسگزار باشيد و ايمان آوريد؟ و در حالى كه شكرپذير و داناست!

     

    اَللهُ تَعَالی: كَذلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ. (قمر/ 35 )

    آنان را كه سپاس گويند چنين پاداش دهيم.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ الطَّاعِمُ الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الصَّائِمِ الْمُحْتَسِبِ وَ الْمُعَافَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمُبْتَلَى الصَّابِرِ وَ الْمُعْطَى الشَّاكِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَأَجْرِ الْمَحْرُومِ الْقَانِعِ. (كافی ج ‏2 ص 94)

    کسی که با حالت سپاسگزاری غذا می‌خورد، همانند روزه‌دارِ با اخلاص پاداش دارد و شخص سالمِ سپاسگزار، همانند مریض شکیبا اجر دارد و شخص ثروتمندِ سپاسگزار، مانند تهیدستِ قناعت‌گر پاداش دارد.

     

    الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:‏ إِذَا رَأَيْتَ الرَّجُلَ وَ قَدِ ابْتُلِيَ وَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ فَقُلِ- اللَّهُمَّ إِنِّي لَا أَسْخَرُ وَ لَا أَفْخَرُ وَ لَكِنْ أَحْمَدُكَ عَلَى عَظِيمِ نَعْمَائِكَ عَلَيَّ. (كافی ج ‏2 ص 98)

    هنگامی که شخص گرفتاری را دیدی و در مقابل آن، نعمت خدا را در خود مشاهده کردی، پس بگو: خدایا! من مسخره و استهزاء نمی‌کنم و فخر و غروری ندارم، ولی حمد و سپاس می‌کنم تو را بر نعمت‌های بزرگی که به من عنایت فرموده‌ای.

     

    قَدْ نُقِلَ‏ أَنَّ عِيسَى (عَلَيْهِ السَّلَامُ) مَرَّ عَلَى رَجُلٍ أَعْمَى مَجْذُومٍ مَبْرُوصٍ مَفْلُوجٍ فَسَمِعَ مِنْهُ يَشْكُرُ و يَقُولُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِنْ بَلَاءٍ ابْتُلِيَ بِهِ أَكْثَرُ الْخَلْقِ‏ فَقَالَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): مَا بَقِيَ مِنْ بَلَاءٍ لَمْ يُصِبْكَ؟ قَالَ: عَافَانِي مِنْ بَلَاءٍ هُوَ أَعْظَمُ الْبَلَايَا وَ هُوَ الْكُفْرُ. فَمَسَّهُ عیسی (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فَشَفَاهُ اللَّهُ مِنْ تِلْكَ الْأَمْرَاضِ وَ حَسُنَ وَجْهُهُ فَصَاحَبَهُ وَ هُوَ يَعْبُدُ مَعَهُ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 33)

    نقل شده که عیسی (علیه السلام)  به کسی که نابینا و جذامی و فلج و دارای مرض برص بود عبور کرد. حضرت متوجه شد که این شخص دارد شکر خدا را می‌کند و می‌گوید: حمد و سپاس خداوند را که مرا از بلیه و امراضی که بیشتر مردم به آن مبتلا هستند عافیت داده است. عیسی بن مریم (علیهما السّلام) فرمود: چه بلیه‌ای مانده که تو به آن مبتلا نشده‌ای؟ عرض کرد: خداوند مرا از بزرگ‌ترین بلاها نجات داده و آن کفر و انکار خدا است. عیسی (علیه السلام) دستی به بدن او کشید و در نتیجه خداوند او را از این امراض گوناگون شفا داده و خوش صورت شد و او از یاران عیسی (علیه السلام) شد.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.