آداب جوانی
  • 1403-06-18
  • بازدید 548
    پ
    پ

    آداب جوانی

    چکیده

    انسان دوره‌های مختلف در زندگی دارد که مهم‌ترین آن دوره‌ی جوانی است. آداب جوانی فرصت‌های این دوره را گوشزد می‌کند. دوره‌ی جوانی به انسان فرصت پیشرفت و آینده‌ی خوب به انسان می‌دهد. استفاده‌ی خوب از این فرصت‌ها زندگی خوبی را رقم می‌زند و در دوره‌های پس از آن می‌تواند از برکات آن برخوردار شود.

     

    1- اهمیت دوره جوانی

    اللهُ تَعالی:‏ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفًا وَ شَيْبَةً يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْقَدِيرُ. (روم/54)

    خداست آن كس كه شما را ابتدا ناتوان آفريد، آنگاه پس از ناتوانی قوّت بخشيد، سپس بعد از قوّت، ناتوانی و پيری داد. هر چه بخواهد می‌آفريند و هموست دانای توانا.

     

    اللهُ تَعالی:‏ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخا. (غافر/67)
    سپس شما را به صورت نوزادی [از شكم مادر] بيرون می‌فرستد، تا به كمال نيرومندی خود برسيد، سپس تا پير شويد.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذا زادَ الرَّجُلُ عَلَی الثَّلاثينَ فَهُوَ كَهلٌ و إذا زادَ عَلَی الأَربَعينَ فَهُوَ شَيخٌ. (بحار الأنوار ج ‏75 ص 253)
    آنگاه كه مرد از سی سالگی گذشت، ميانسال باشد و آنگاه كه از چهل سالگی گذشت، پير باشد.

    (مفهوم اين سخن، آن است كه دوران جوانی یا بلوغ، از پانزده سالگی آغاز می‌شود و تا سی سالگی ادامه دارد. پس دوران جوانی را به دوران رشد، شكوفايی، شادابی و گرمی زندگی می‌توان تعريف كرد. البته تعريف دوران جوانی ممكن است در اعصار مختلف تاريخ، متفاوت باشد.)

     

    قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِأَبِي بَصِيرٍ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی يُكْرِمُ الشَّبَابَ‏ مِنْكُمْ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْكُهُولِ أَنْ يُحَاسِبَهُمْ قَالَ قُلْتُ هَذَا لَنَا خَاصٌّ أَمْ لِأَهْلِ التَّوْحِيدِ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا لَكُمْ خَاصَّةً… (بحار الأنوار ج ‏7 ص 179)

    ای ابا محمّد، خداوند بزرگ و برتر، جوانان «شما» (شیعیان) را گرامی داشته از اینکه کیفرشان کند، و از پیران «شما» شرم می‌کند که از آنها حساب بکشد. ابو بصیر عرض کرد: آیا این مقام، ویژه‌ی ما (شیعیان) است یا برای عموم اهل توحید و یکتاپرستان است؟ حضرت (علیه السّلام) فرمود: به خدا سوگند! فقط مخصوص شما [شیعیان] است و سایر مردم را شامل نمی‌شود…

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:…مِنْهَا أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَكْتُبُ لِلْمَرِيضِ الْكَبِيرَ مِنَ الْحَسَنَاتِ عَلَی حَسَبِ مَا كَانَ يَعْمَلُ فِي شَبَابِهِ‏ وَ صِحَّتِهِ مِنْ أَعْمَالِ الْخَيْرِ يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِلْمَلَائِكَةِ اسْتَكْتِبُوا لِعَبْدِي مِثْلَ حَسَنَاتِهِ قَبْلَ ذَلِكَ مَا دَامَ فِي وَثَاقِي. ‏(بحار الأنوار ج ‏16 ص 351)

    …دیگر این ­که خداوند عزیز و بلند مرتبه، برای کارهای نیکِ بیمارِ کهنسال، بر اساس کردار آنان در روزگارِ تندرستی و جوانی­شان پاداش می‌نویسد؛ در این هنگام خداوند سبحان به فرشتگان می­فرماید: تا زمانی ­که بنده‌­ام در بند من است، برایش همچون پیش از این پاداش بنویسید.

     

    1-1- نشاط  در دوره جوانی

    عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا (قصص / 77)  قَالَ لَا تَنْسَ صِحَّتَكَ وَ قُوَّتَكَ وَ فَرَاغَكَ وَ شَبَابَكَ‏ وَ نَشَاطَكَ أَنْ تَطْلُبَ بِهَا الْآخِرَةَ. (بحار الأنوار ج ‏68 ص 177)

    امیر مؤمنان (علیه السّلام) درباره سخن خدای عزیز و بلندمرتبه: {بهره و نصیب خود را از دنیا فراموش نکن.} فرمود: یعنی صحت و سلامتی، قوت و قدرت، آسایش و فراغت، جوانی و خوشحالی خود را (که اینها بهره و نعمت‌های دنیوی است) فراموش نکن که به وسیله‌ی اینها آخرت خود را تامین کرده و به نفع خود بهره برداری کنی.

     

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَنَّهُ أَتَی الْبَزَّازِينَ فَقَالَ لِرَجُلٍ بِعْنِي ثَوْبَيْنِ فَقَالَ الرَّجُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عِنْدِي حَاجَتُكَ فَلَمَّا عَرَفَهُ مَضَی عَنْهُ فَوَقَفَ عَلَی غُلَامٍ فَأَخَذَ ثَوْبَيْنِ أَحَدُهُمَا بِثَلَاثَةِ دَرَاهِمَ وَ الْآخَرُ بِدِرْهَمَيْنِ فَقَالَ يَا قَنْبَرُ خُذِ الَّذِي بِثَلَاثَةٍ فَقَالَ أَنْتَ أَوْلَی بِهِ تَصْعَدُ الْمِنْبَرَ وَ تَخْطُبُ النَّاسَ فَقَالَ وَ أَنْتَ شَابٌّ وَ لَكَ شِرَّةُ الشَّبَابِ‏ وَ أَنَا أَسْتَحْيِي مِنْ رَبِّي أَنْ أَتَفَضَّلَ عَلَيْكَ… (بحار الأنوار ج ‏40 ص 324)

    حضرت علی (علیه السلام) به بازار بزازها رفت و به یکی از آنها گفت: دو پیراهن به من بده. مرد گفت: ای امیرمؤمنان! آنچه را که می‌خواهی دارم. حضرت وقتی فهمید که فروشنده او را شناخت از او چیزی نخرید. آنگاه نزد جوانی رفت و دو پیراهن را یکی با سه درهم و دیگری را با دو درهم خرید و به قنبر غلامش فرمود: ای قنبر! تو پیراهن این سه درهمی را بپوش. قنبر گفت: ای امیرمؤمنان! شما شایسته‌تر به آن هستی؛ چرا که بر منبر می‌­روی و برای مردم خطبه می­‌خوانی. حضرت فرمود: تو هم جوان هستی و غرور جوانی داری! وانگهی از پروردگارم شرم می­‌کنم که خود را بر تو برتر دارم.

    1-2- فرصت دوره جوانی  

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ لِيَتَزَوَّدِ العَبدُ مِن دُنياهُ لآخِرَتِهِ، ومِن حَياتِهِ لِمَوتِهِ، ومِن شَبابِهِ لِهَرَمِهِ؛ فَإِنَّ الدُّنيا خُلِقَت لَكُم، وأنتُم خُلِقتُم لِلآخِرَةِ. (تنبيه الخواطر  ج ۱ ص ۱۳۱)

    بنده بايد برای سرای آخرتش از دنيا، و برای مرگش از زندگی، و برای پيری‌اش از جوانی، توشه برگيرد؛ زيرا كه دنيا برای شما آفريده شده است و شما برای آخرت آفريده شده‌ايد.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا أَقْرَبَ الدُّنْيَا مِنَ الذَّهَابِ وَ الشَّيْبَ‏ مِنَ‏ الشَّبَابِ‏. (تصنيف غرر الحكم  ص 133)

    چه نزديك است دنيا به نابودی، و جوانی به پيری!

     

    عِيسَی (عَلَيْهِ السَّلَامُ) كَانَ إِذَا مَرَّ عَلَی‏ الشَّبَابِ‏ قَالَ لَهُمْ كَمْ مِنْ زَرْعٍ لَمْ يُدْرِكِ الْحَصَادَ وَ إِذَا مَرَّ عَلَی الشُّيُوخِ قَالَ مَا يُنْتَظَرُ بِالزَّرْعِ إِذَا أَدْرَكَ إِلَّا أَنْ يُحْصَد.(مجموعه ورام ج‏1 ص 37)

    عيسی (عليه السلام) هرگاه بر جوانان می‌گذشت، به آنان می‌فرمود: چه بسيار زراعت‌ها كه به برداشت نرسيدند. و هر گاه بر پيران عبور می‌كرد، می‌فرمود: زراعتی كه وقت برداشتش می‌رسد، تنها درو شدن در انتظار آن است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ لَا تَزُولُ قَدَمَا عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّی يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ شَبَابِهِ‏ فِيمَا أَبْلَاه وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ كَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ. (بحار الأنوار ج ‏7 ص 258)

    روز قیامت بنده دو قدمش از جا برداشته نمی‌شود، مگر آنکه از چهار چیز مورد سؤال قرار می‌گیرد: از عمرش، که در چه راهی آن را نابود کرد و از جوانی‌اش،  كه در چه راهى به سر آورده است و از مالش، که از کجا کسب کرد و در چه راهی خرج کرد و از محبت ما اهل بیت.

     

    2- توجه به خودسازی جوان

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ اُوصيكُم بِالشُّبّانِ خَيرا فَإِنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً إنَّ اللّه َ بَعَثَنی بَشيرا و نَذيرا فَحالَفَنِی الشُّبّانُ وَ خالَفَنِی الشُّيوخُ. (سفینة البحار ج 2 ص 176 )
    شما را نسبت به جوانان به نيكی سفارش می‌كنم؛ چرا كه آنان، دل‌های رقيق‌تری دارند. به راستی كه خداوند، مرا نويدبخش و بيم‌دهنده برانگيخت. آن هنگام که جوانان با من هم‌پيمان شدند، در حالی كه پيران به مخالفت با من برخاستند.

     

    إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِلْأَحْوَلِ أَتَيْتَ الْبَصْرَةَ قَالَ نَعَمْ قَالَ كَيْفَ رَأَيْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ فِي هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِيهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِيلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا ذَلِكَ وَ إِنَّ ذَلِكَ لَقَلِيلٌ فَقَالَ عَلَيْكَ‏ بِالْأَحْدَاثِ‏ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَی كُلِّ خَيْر. (بحار الأنوار ج‏23 ص 236)

    اسماعیل بن عبدالخالق: حضرت صادق (علیه السلام) به احول فرمود: آیا به بصره آمده ای؟ جواب داد: آری. فرمود: سرعت گرفتن مردم درباره امامت و داخل شدنشان در آن را چگونه یافتی ؟ گفت: به خدا قسم! ایشان گروهی اندکند که این کار را کرده اند، اما آن اندک است. فرمود: توجه به جوانان داشته باش که ایشان در کارهای نیک شتاب بیشتری دارند.

     

    3- عوامل رشد جوانان

    3-1- عبادت و ارتباط با خداوند و معصومین

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَا مِنْ شَابٍّ يَنْشَأُ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ حَتَّی يَمُوتَ عَلَی ذَلِكَ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ تِسْعَةٍ وَ تِسْعِينَ صِدِّيقاً. (مشكاة الأنوار ص 171)

    هر جوانی كه مشغول عبادت خدا شود و از دنيا برود، خداوند ثواب نود و نه صدّيق را به او عطا كند.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَ‏ أَحَبََّ الْخَلَائِقِ‏ إِلَی‏ اللَّهِ‏ تَعَالَی‏ شَابُّ‏ حَدَثُ السِّنِّ فِي صُورَةٍ حَسَنَةٍ جَعَلَ شَبَابَهُ وَ جَمَالَهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ تَعَالَی ذَاكَ الَّذِي يُبَاهِي اللَّهُ تَعَالَی بِهِ مَلَائِكَتَهُ فَيَقُولُ هَذَا عَبْدِي حَقّاً. (أعلام الدين  ص 120)

    به راستی كه دوست داشتنی‌ترينِ آفريدگان نزد خداوند، جوانِ كم‌سال و خوش‌سيمايی است كه جوانی و زيبايی‌اش را در راه فرمانبری از خداوند بزرگ، قرار داده است؛ آنكه خداوند بزرگ به وی نزد فرشتگان افتخار می‌كند و می‌فرمايد: اين، بنده‌ی حقيقی من است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ أَحْسَنَ عِبَادَةَ اللَّهِ فِي شَيْبَتِهِ لَقَّاهُ‏ اللَّهُ‏ الْحِكْمَةَ عِنْدَ شَيْبَتِهِ‏ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی‏{وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوی‏ آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً .} ثُمَّ قَالَ تَعَالَی‏ {وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ‏.}(یوسف/22)  (أعلام الدين  ص 296)

    آن كه در جوانی نيكْ بندگی خدا كند، خداوند، در پيری به وی حكمت آموزد. خدای متعال می‌فرمايد: {و چون به رشد و كمال خويش رسيد، به او حكمت و دانش عطا كرديم} و در ادامه آيه می‌فرمايد: {و نيكوكاران را چنين پاداش می‌دهيم.}

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏‏ سَبْعَةٌ فِي ظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ شَابُّ نَشَأَ فِي‏ عِبَادَةِ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ وَ… (خصال ج ‏2 ص 343)

    خداوند عزیز و بلندمرتبه، هفت گروه را در سايه‌ی خويش بدارد، آن روزی كه جز سايه‌اش، سايه‌ای نيست: پيشوای عدالت پيشه ؛ و جوانی كه در بندگی خدای عزیز و بلندمرتبه رشد كرده است و…

     

    3-2- آموزش در دوران جوانی

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ تَعَلَّمَ فِي شَبَابِهِ‏ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الرَّسْمِ فِي الْحَجَرِ وَ مَنْ تَعَلَّمَ وَ هُوَ كَبِيرٌ كَانَ بِمَنْزِلَةِ الْكِتَابِ عَلَی وَجْهِ الْمَاءِ. (بحار الأنوار ج ‏1 ص 222)

    کسی که در جوانی علم آموزد، به منزله‌ی نقاشی در سنگ است و کسی که در پیری بیاموزد، به منزله نوشتن روی آب است.

     

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كانَ أبي زَينُ العابِدينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) إذا نَظَرَ إلَی الشَّبابِ الَّذينَ يَطلُبونَ العِلمَ أدناهُم إلَيهِ و قالَ: مَرحَبا بِكُم أنتُم وَدائِعُ العِلمِ و يوشِكُ إذ أنتُم صِغارُ قَومٍ أن تَكونوا كِبارَ آخَرينَ. (الدر النظيم في مناقب الأئمة اللهاميم ص 587)

    پدرم زين العابدين (عليه السلام) هر گاه به جوانانی كه دانش می‌اندوختند، می نگريست، آنان را به خود نزديك می كرد و می‌فرمود: آفرين بر شما كه امانت های [مردم برای آموختن] دانشيد! و به زودی شما كم‌سالان جامعه، بزرگان جامعه‌ای ديگر می‌شويد.

     

    أَنَّهُ [اَلحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ ] دَعَا بَنِيهِ وَ بَنِي أَخِيهِ فَقَالَ إِنَّكُمْ صِغَارُ قَوْمٍ وَ يُوشِكُ أَنْ تَكُونُوا كِبَارَ قَوْمٍ آخَرِينَ فَتَعَلَّمُوا اَلْعِلْمَ فَمَنْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ أَنْ يَحْفَظَهُ فَلْيَكْتُبْهُ وَ لْيَضَعْهُ فِي بَيْتِهِ. (بحار الأنوار ج ۲ ص۱۵۲)

    امام حسن (عليه السلام) ـ آن گاه كه فرزندان و برادر زادگان خود را احضار كرد ـ فرمود: شما خردسالانِ قومی (نسلی) هستيد كه به زودی بزرگان قومِ (نسلی) ديگر می شويد. پس دانش بياموزيد و هر يك از شما كه نمی تواند علم را در حافظه اش نگهدارد، آن را بنويسد و در خانه‌اش نگهداری كند.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: لَستُ اُحِبُّ أن أری الشّابَّ مِنكُم إلّا غاديا في حالَينِ: إمّا عالِما أو مُتَعَلِّما، فإن لَم يَفعَلْ فَرَّطَ، فإن فَرَّطَ ضَيَّعَ، وَ إنْ ضَيَّعَ أثِمَ، وَ إن أثِمَ سَكَنَ النارَ وَ الذي بَعَثَ مُحمّدا بِالحَقِّ. (امالی طوسی ص 303)

    دوست ندارم جوان شما را جز در دو حال ببينم: دانشمند يا دانش آموز؛ زيرا اگر چنين نباشد كوتاهی كرده و چون كوتاهی كند، ضايع گشته و چون ضايع گردد، گنهكار باشد و چون گنهكار باشد، سوگند به آن كه محمّد را بحقّ برانگيخت، در آتش جای گيرد.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ عَلِّمُوا أَوْلَادَكُمُ السِّبَاحَةَ وَ الرِّمَايَةَ. (كافی ج ‏6 ص 47)

    به فرزندان خود، شنا و تيراندازی بياموزيد.

     

    3-3- شناخت و حفظ دین در جوانی  

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: و أنْ‏ أِبْتَدِئِكَ‏ بتَعْلِيم‏ كتاب‏ اللَّه‏ وَ تأويلِه، وَ شَرائِعِ الإسْلامِ وَ أحكامِهِ، وَ حَلالِه وَ حرامِهِ لَا أُجَاوِزُ ذَلِكَ بِكَ إِلَی غَيْرِهِ. (نهج البلاغه نامه 31)

    – در نامه ای به فرزندش حسن (عليه السلام) – : پس در آغاز تربيت، تصميم گرفتم تا كتاب خدای توانا و بزرگ را همراه با تفسير آيات، به تو بياموزم، و شريعت اسلام و احكام آن از حلال و حرام، به تو تعليم دهم و به چيز ديگری نپردازم.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: احْذَرُوا عَلَی‏ شَبَابِكُمُ‏ الْغُلَاةَ لَا يُفْسِدُوهُمْ فَإِنَّ الْغُلَاةَ شَرُّ خَلْقِ اللَّهِ يُصَغِّرُونَ عَظَمَةَ اللَّهِ وَ يَدَّعُونَ الرُّبُوبِيَّةَ لِعِبَادِ اللَّهِ‏  وَ اللَّهِ إِنَّ الْغُلَاةَ أَشَرُّ مِنَ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الْمَجُوسِ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا – الْخَبَرَ. (بحار الأنوار ج ‏76 ص 225)

    مراقب جوانانتان باشید که غالیان، فاسد و خرابشان نکنند. غالیان بدترین خلق خدا هستند؛ بزرگی خدا را کوچک و ربوبیّت او را برای بندگان ادعا می‌کنند. سوگند به خدا! غالیان بدتر از یهود و مسیحی و مجوس و مشرکان هستند…

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ‏ قَرَأَ الْقُرْآنَ‏ وَ هُوَ شَابُّ‏ مُؤْمِنٌ اخْتَلَطَ الْقُرْآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ جَعَلَهُ اللَّهُ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ كَانَ الْقُرْآنُ حَجِيجاً عَنْهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ. (بحار الأنوار ج ‏89 ص 187)

    هر جوان مؤمنی که قرآن تلاوت کند، قرآن با گوشت و خونش آمیحته شود و خداوند او را با فرشتگان که سفیر خدایند و بزرگمندانی نیک هستند همراه گرداند و در روز رستاخیز، قرآن بازدارنده او از دوزخ است.

     

    قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ‏: لَوْ أُتِيتُ‏ بِشَابٍّ‏ مِنْ‏ شَبَابِّ‏ الشِّيعَةِ لَا يَتَفَقَّهُ لَأَدَّبْتُهُ. (بحار الأنوار ج ‏1 ص 214)

    اگر جوانی از جوانان شيعه را نزد من آورند كه در دين تفقّه و تحقیق نكرده باشد، او را ادب خواهم كرد!

    3-4- نقش دوست در دوران جوانی

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ الْمَرْءُ عَلَی‏ دِينِ‏ خَلِيلِهِ‏ فَلْيَنْظُرْ أَحَدُكُمْ مَنْ يُخَالِلُ‏. (بحار الأنوار ج ‏71 ص 192)

    آدمی بر دين (روش) دوست خود است. پس هر يك از شما بايد بنگرد كه چه كسی را به دوستی می‌گزيند.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْحَازِمُ‏ مَنْ‏ تَخَيَّرَ لِخُلَّتِهِ‏ فَإِنَّ الْمَرْءَ يُوزَنُ بِخَلِيلِهِ. (تصنيف غرر الحكم  ص 475)

    دورانديش، كسی است كه برای دوستی‌اش گزينش كند؛ چرا كه آدمی با دوستش سنجيده می‌شود.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: خَيْرُ إِخْوَانِكَ‏ مَنْ‏ دَعَاكَ‏ إِلَی‏ صِدْقِ‏ الْمَقَالِ بِصِدْقِ مَقَالِهِ وَ نَدَبَكَ إِلَی أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ بِحُسْنِ أَعْمَالِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص 417)

    بهترين برادرانت (دوستانت)، كسی است كه با راستگويی‌اش تو را به راستگويی دعوت كند و با اعمال نيك خود، تو را به بهترين اعمال برانگيزد.

     

    3-5- لذت‌های حلال در جوانی

    اللهُ تَعالی:‏ وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا  قَالُوا أَنَّیٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَ زَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ. (بقره/247)

    و پيامبرشان به آنان گفت: در حقيقت، خداوند، طالوت را بر شما به پادشاهی گماشته است. گفتند: چگونه او را بر ما پادشاهی باشد، با آنكه ما به پادشاهی از وی سزاوارتريم و به او از حيث مال، گشايشی داده نشده است؟ پيامبرشان گفت: در حقيقت، خدا، او را بر شما برتری داده و او را در دانش و [نيروی] بدن بر شما برتری بخشيده است. و خداوند، پادشاهی خود را به هر كس كه بخواهد، می‌دهد، و خدا گشايش‌گر داناست.

     

    إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ‏ { خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ. } (بقره/63) أَ قُوَّةٌ فِي‏ الْأَبْدَانِ‏ أَمْ قُوَّةٌ فِي الْقُلُوبِ قَالَ فِيهِمَا جَمِيعاً. (بحار الأنوار ج ‏13 ص 226)

    اسحاق بن عمّار: از امام صادق (عليه السلام) درباره اين سخن خداوند پرسيدم: { آنچه را به شما داده ايم، با نيرو و توان بگيريد.} كه آيا مراد، نيرو و توان جسمی است يا نيرو و توانِ قلب؟

    فرمود: هر دو.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ يَنْبَغِي لِلْعَاقِلِ إِذَا كَانَ عَاقِلًا أَنْ يَكُونَ لَهُ أَرْبَعُ‏ سَاعَاتٍ‏ مِنَ‏ النَّهَارِ سَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ وَ سَاعَةٌ يُحَاسِبُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ سَاعَةٌ يَأْتِي أَهْلَ الْعِلْمِ الَّذِينَ يَنْصُرُونَهُ فِي أَمْرِ دِينِهِ وَ يَنْصَحُونَهُ وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ لَذَّتِهَا مِنْ أَمْرِ الدُّنْيَا فِيمَا يَحِلُّ وَ يُحْمَدُ. (بحار الأنوار ج ‏1 ص 131)

    بر خردمند است تا هنگامی كه عقلش پايدار است، برنامه روزانه‌اش چهار بخش باشد: زمانی را به راز و نياز با پروردگار بپردازد؛ و زمانی را به حسابرسی از خود، اختصاص دهد؛ و زمانی نزد دانشمندان برود تا او را در كار دين، بينا كنند و وی را اندرز دهند؛ و زمانی را به خوشی‌های حلال و زيبای دنيا اختصاص دهد.

     

    جَابِرٌ الْجُعْفِيُّ: وَ كَانَ أَبُو طَالِبٍ يَجْمَعُ وُلْدَهُ وَ وُلْدَ إِخْوَتِهِ ثُمَ‏ يَأْمُرُهُمْ‏ بِالصِّرَاعِ‏ وَ ذَلِكَ خُلُقٌ فِي الْعَرَبِ فَكَانَ عَلِيٌّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَحْسِرُ عَنْ ذِرَاعَيْهِ وَ هُوَ طِفْلٌ وَ يُصَارِعُ كِبَارَ إِخْوَتِهِ وَ صِغَارَهُمْ وَ كِبَارَ بَنِي عَمِّهِ وَ صِغَارَهُمْ فَيَصْرَعُهُمْ فَيَقُولُ أَبُوهُ ظَهَرَ عَلِيٌّ فَسَمَّاهُ ظَهِيراً. ‏ (بحار الأنوار ج‏41 ص 275)

    جابر جعفی: ابوطالب فرزندان خود و فرزندان برادرانش را جمع می­‌کرد و از آنها می­‌خواست با هم زورآزمایی کنند. – و این در میان عرب‌ها یک عادت بود. – علی (علیه السلام) با این که طفل بود، آستینش را بالا می­‌زد و با برادران بزرگ و کوچک و همچنین عموزادگان بزرگ و کوچک خود زورآزمایی می­‌کرد و آنها را بر زمین می‌­زد. پدرش می‌­گفت: علی پیروز شد! پس او را ظهیر – پیروز – نامید.

     

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَنَّهُ رَخَّصَ‏ فِي‏ السَّبْقِ‏ بَيْنَ‏ الْخَيْلِ‏ وَ سَابَقَ بَيْنَهَا وَ جَعَلَ فِي ذَلِكَ أَوَاقِيَ‏ مِنْ فِضَّةٍ.(دعائم الإسلام  ج ‏1 ص 345)

    پيامبر خدا (صلی الله عليه و آله) اجازه برگزاری مسابقه‌ی اسب سواری را داد و خود، آن را اجرا كرد و هفت مثقال نقره، [جايزه] مقرّر كرد.

     

    3-6- توجه به پدر و مادر در جوانی 

    اللهُ تَعالی:‏ وَقَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلَیٰ وَالِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَأَدْخِلْنِي بِرَحْمَتِكَ فِي عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ. (نمل/19)

    و گفت [سليمان‌]: پروردگارا! در دلم افكن تا نعمتی را كه به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای سپاس بگزارم، و به كار شايسته‌ای كه آن را می‌پسندی بپردازم، و مرا به رحمت خويش در ميان بندگان شايسته‌ات داخل كن.

     

    اللهُ تَعالی:‏ وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْرًا حَتَّیٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلَیٰ وَالِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صَالِحًا تَرْضَاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ. (احقاف/15)

    و انسان را [نسبت‌] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم. مادرش با تحمّلِ رنج به او باردار شد و با تحمّلِ رنج او را به دنيا آورد. و بار برداشتن و از شيرگرفتن او سی ماه است، تا آنگاه كه به رشد كامل خود برسد و به چهل سال برسد، می‌گويد: پروردگارا! بر دلم بيافكن تا نعمتی را كه به من و به پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای سپاس گويم و كار شايسته‌ای انجام دهم كه آن را خوش داری، و فرزندانم را برايم شايسته گردان. در حقيقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمانپذيرانم.

     

    3-7- آداب معاشرت با مردم

    _في كِتابِهِ لاِبنِهِ الحَسَنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) _ :  يا بُنَيَّ اجعَل نفَسَكَ ميزاناً فيما بَينَكَ و بَينَ غَيرِكَ، فَأَحبِب لِغَيرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفسِكَ وَ اكرَه لَهُ ما تَكرَهُ لَها.( نهج البلاغه نامه 31)

    امیر المؤمنین (عليه السلام) در نامه به فرزندش حسن (عليه السلام): فرزندم! خودت را ترازو ميان خود و ديگران قرار ده. پس آنچه برای خود دوست می‌داری، برای ديگران [نيز] دوست بدار، و آنچه برای خود نمی‌پسندی، برای ديگران [نيز] نپسند.

     

    3-8- نظم در کار

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أُوصِيكُمَا …بِتَقْوَی اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ.(نهج البلاغه نامه 47)

    (در وصیت به امام حسن و امام حسین علیهما السلام ): من  به شما  تقوای الهی و نظم در كارها را سفارش می‌كنم.

     

    3-9- شغل مناسب

    كانَ رَسولُ اللّه ِ (صلي الله عليه و آله) جالِساً مَعَ اَصْحابِهِ ذاتَ يَوْمٍ فَنَظَر اِلی شابٍّ ذی جَلَدٍ وَ قُوَّةٍ قَدْ بَكَّرَ يَسْعی فَقالوا: وَيْحَ هذا لَوْ كانَ شَبابُهُ وَ جَلَدُهُ في سَبيلِ اللّه ِ تَعالی فَقالَ (صلي الله عليه و آله) لا تَقولوا هذا، فَاِنَّهُ اِنْ كانَ يَسْعی عَلی نَفْسِهِ لِيَكُفَّها عَنِ الْمَسْاَلَة وَ يُغْنيَها عَنِ النّاسِ فَهُوَ سَبيلِ اللّه ِ، وَ اِنْ كانَ يَسْعی عَلی اَبَوَيْنِ ضَعيفَيْنِ اَوْ ذُرّيَّةٍ ضِعافٍ لِيُغْنيَهُمْ وَ يَـكْفيَهُمْ فَهُوَ فی سَبيلِ اللّه ِ و اِنْ كانَ يَسْعی تَفاخُرا وَ تَـكاثُرا فَهُوَ فی سَبيلِ الشَّيطانِ. (محجّة البيضاء ج 3 ص 140)

    روزی پيامبر (صلی الله عليه و آله) در ميان ياران خود نشسته بودند. چشمشان به جوانی چالاك و نيرومند افتاد كه از صبحگاهان، تلاش می‌كرد. ياران گفتند: وای بر او! چه می شد اگر جوانی و چالاكی‌اش در راه خدا بود؟ پيامبر (صلی الله عليه و آله) فرمودند: چنين نگوييد. اگر او برای خود تلاش می‌كند تا از مردم بی نياز شود و نزد آنان دست دراز نكند، در راه خدا كار می‌كند. اگر برای پدر و مادر ناتوان و يا فرزندان ناتوان خويش تلاش می‌كند، تا آنان را بی نياز و زندگی شان را اداره كند، كار او در راه خداست، ولی اگر برای ثروت اندوزی و فخر فروشی تلاش می‌‌كند، كار او در راه شيطان است.

     

    3-10- ازدواج    

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِي النِّصْفِ الْبَاقِي. (مكارم الأخلاق ص 196)

    هر كه ازدواج كند، نصف دين خود را حفظ كرده است، پس باید در باره نصف ديگر تقوی پيشه كند.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَنْ أَحَبَّ فِطْرَتِي فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتِي وَ مِنْ سُنَّتِيَ النِّكَاحُ. (مكارم الأخلاق ص 196)

    هر كه (دين و) فطرت مرا دوست دارد، بايد به سنّت من عمل كند، و يكی از سنّت‌های من ازدواج است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ يَا شَابُّ‏ تَزَوَّجْ‏ وَ إِيَّاكَ وَ الزِّنَاءَ فَإِنَّهُ يَنْزِعُ الْإِيمَانَ مِنْ قَلْبِكَ. (مكارم الأخلاق ص 196)

    ای جوان! ازدواج كن و از زنا بپرهيز؛ چرا كه زنا، ايمان را از دل بر‌می‌كَنَد.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ الظَّنَّ بِرَبِّهِ لِقَوْلِهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی ‏{ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ.} (نور/32). (مكارم الأخلاق ص 196)

    هر كه از ترس خرج و نفقه ازدواج نكند، به خدا بدگمان گشته كه خداوند فرمايد: {اگر فقير باشند، خداوند از عنايتِ خود بی‌‏نيازشان گرداند.}

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: رَكْعَتَانِ يُصَلِّيهِمَا مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً يُصَلِّيهِمَا عَزَبٌ. (مكارم الأخلاق ص197)

    دو ركعت نماز شخص همسردار، بهتر از هفتاد ركعت نماز شخص ازدواج نکرده است.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ‏ مَنِ‏ اسْتَطَاعَ‏ مِنْكُمُ‏ اَلْبَاهَ‏ فَلْيَتَزَوَّجْ‏ وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْهَا فَلْيُدْمِنِ الصَّوْمَ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاء.(بحار الأنوار ج ‏100 ص 220 )

    ای جماعت جوان! بر شما باد ازدواج. اگر نمی‌توانيد، بر شما باد روزه گرفتن كه روزه، مهارِ شهوت است.

     

    جَاءَ رَجُلٌ إِلَی الْحَسَنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَسْتَشِيرُهُ‏ فِي‏ تَزْوِيجِ‏ ابْنَتِهِ‏ فَقَالَ زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا. (مكارم الأخلاق ص 204)

    مردی نزد امام حسن (عليه السلام) آمد و درباره ازدواج دخترش از ايشان مشورت خواست. امام (عليه السلام) فرمود: او را به ازدواج مردی پارسا درآور؛ زيرا اگر چنين مردی زنش را دوست داشته باشد، او را گرامی می‌دارد و اگر از او بدش بيايد، به وی ستم نمی‌كند.

     

    3-11- توبه در آداب جوانی

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَابٍّ تَائِبٍ. (مشكاة الأنوار  ص 170)

    هيچ چيز نزد خداوند عزیز و بلند مرتبه محبوب‌تر از جوان توبه‏‌كننده نيست.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ شَابٌّ تَائِبٌ‏ أَجْرُهُ كَأَجْرِ يَحْيَی بْنِ زَكَرِيَّا (عَلَيْهِ السَّلَامُ).  ‏ (مجموعه ورام ج ‏2 ص 118)

    پاداش جوان توبه کننده، مانند پاداش یحیی پسر زکریا (علیه السلام) است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: تَقُولُ عِنْدَ حُضُورِ شَهْرِ رَمَضَانَ…يَا مَنْ عَصَيْتُهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ قَدْ وَكَّلَ بِالاسْتِغْفَارِ لِي مَلَائِكَتَهُ يَا مَنْ عَصَيْتُهُ فِي الشَّبَابِّ وَ الْمَشِيبِ وَ هُوَ يَتَأَنَّی بِي وَ يَفْتَحُ لِي بَابَ رَحْمَتِه … (بحار الأنوار ج ‏94 ص 326)

    چون ماه رمضان وارد شد، می‌گویی: ای کسی که شب و روز نافرمانی‌­اش را کردم و حال آن که او فرشتگان خویش را مأمور طلب آمرزش برای من کرده بود. ای کسی که در جوانی و پیری نافرمانی‌­اش کردم و او نسبت به من تأمل و درنگ می‌کرد و در رحمتش را بر من می‌گشود…

     

    3-12- مدارا با جوان

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جَهْلُ اَلشَّابِّ مَعْذُورٌ وَ عِلْمُهُ مَحْقُور. (غرر الحكم  ص 339)

    ناآگاهیِ جوان، قابل گذشت و دانش او ‌اندک است.

     

    4- آسیب‌های دوران جوانی

    4-1- مستی جوانی

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: يَنْبَغِي لِلْعَاقِلِ أَنْ يَحْتَرِسَ مِنْ سُكْرِ الْمَالِ وَ سُكْرِ الْقُدْرَةِ وَ سُكْرِ الْعِلْمِ وَ سُكْرِ الْمَدْحِ وَ سُكْرِ الشَّبَابِ‏ فَإِنَّ لِكُلِّ ذَلِكَ رِيحاً خَبِيثَةً تَسْلُبُ الْعَقْلَ وَ تَسْتَخِفُّ الْوَقَارَ. (عيون الحكم  ص 552)

    سزاوارست از برای عاقل  كه نگهداری كند خود را از مستی مال، مستی توانایی، مستی علم، مستی مدح و مستی جوانی. به درستی كه برای همه اينها رایحه‌های پليدی باشد كه عقل را زايل كنند، و وقار را سبك گردانند.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْظَمُ النَّاسِ حَسْرَةً رَجُلٌ جَمَعَ مَالًا عَظِيماً بِكَدٍّ شَدِيدٍ وَ مُبَاشَرَةِ الْأَهْوَالِ وَ تَعَرُّضِ الْأَخْطَارِ ثُمَّ أَفْنَی مَالَهُ صَدَقَاتٍ‏ وَ مَبَرَّاتٍ وَ أَفْنَی شَبَابَهُ‏ وَ قُوَّتَهُ فِي عِبَادَاتٍ وَ صَلَوَاتٍ وَ هُوَ مَعَ ذَلِكَ لَا يَرَی لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) حَقَّهُ وَ لَا يَعْرِفُ لَهُ مِنَ الْإِسْلَامِ‏ مَحَلَّهُ وَ يَرَی أَنَّ مَنْ لَا يُعَشِّرُهُ وَ لَا يُعَشِّرُ عُشَيْرَ مِعْشَارِهِ أَفْضَلُ مِنْهُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يُوَاقِفُ عَلَی الْحُجَجِ‏ فَلَا يَتَأَمَّلُهَا وَ يَحْتَجُّ عَلَيْهَا بِالْآيَاتِ وَ الْأَخْبَار… (بحار الأنوار ج ‏27 ص 186)

    اندوهگین­‌ترین مردم کسی است که ثروت زیادی را با رنج فراوان و برخورد با هول و هراس‌های زیاد و خطرهای عظیم جمع کرده باشد.  سپس این ثروت را در راه صدقه و انفاق در کارهای نیک صرف کند و جوانی و نیروی خود را در عبادت و نماز به پایان رساند، امّا با تمام این کارها، حقی برای علی بن ابی طالب (علیه السّلام) قائل نباشد و موقعیت او را در اسلام نشناسد و چنین پندارد کسی که یک دهم و یک دهم از یک دهم‌های او ارزش و مقام ندارد، از علی (علیه السّلام) بهتر است؛ با براهین مواجه می­‌شود، ولی دقت نمی‌­کند؛ با آیات و اخبار بر او استدلال می‌شود، ولی بیشتر در گمراهی خود فرو می­‌رود…

     

    4-2- مشکلات اخلاقی ویژه جوانی

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا فَسَدَتْ نِسَاؤُكُمْ وَ فَسَقَ شَبَابُكُمْ‏ وَ لَمْ تَأْمُرُوا بِمَعْرُوفٍ وَ لَمْ تَنْهَوْا عَنْ مُنْكَرٍ قِيلَ وَ يَكُونُ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ فَكَيْفَ بِكُمْ إِذَا أَتَيْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَ نَهَيْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ فَقِيلَ لَهُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ يَكُونُ ذَلِكَ قَالَ نَعَمْ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ كَيْفَ بِكُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَ الْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً. (بحار الأنوار ج ‏97 ص 91)

    شما چه خواهید کرد هنگامی که زنان شما فاسد گردند و جوانان شما بد عمل شوند، و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند؟! گفته شد: ای رسول خدا! آیا این امور پیش خواهد آمد؟ فرمود: آری بدتر از اینها خواهد شد! شما چه خواهید کرد هنگامی که امر به منکر کنید و نهی از معروف کنید؟ گفته شد: ای رسول خدا! آیا این چنین خواهد شد؟ فرمود: بدتر از این می‌شود! هنگامی که معروف، منکر و منکر، معروف شود.

     

    4-3- سرپیچی از دستورات پدر و مادر توسط جوان

    اللهُ تَعالی:‏ وَ قَضَیٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ وَ لَا تَنْهَرْهُمَا وَ قُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا.(اسراء/23)

    و پروردگار تو مقرّر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود]، احسان كنيد. اگر يكی از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگی رسيدند، به آنها [حتّی] «اُف» مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها به شايسته سخن بگو.

     

    اللهُ تَعالی:‏ وَ الَّذِي قَالَ لِوَالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُمَا أَتَعِدَانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَ هُمَا يَسْتَغِيثَانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ مَا هَٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ. (احقاف/17)

    و كسی كه به پدر و مادر خود بگويد: «اُف بر شما!» آيا به من وعده می دهيد كه [از گور، زنده ]بيرون خواهم شد، حال آنكه پيش از من، نسل‌ها سپری [و نابود] شدند [و زنده نشدند]؟ و آن دو به [درگاه ] خدا زاری می‌كنند [و می گفتند]: وای بر تو، ايمان بياور! وعده‌ی خدا، حق است. ولی [پسر] پاسخ می‌دهد: اينها جز افسانه‌های گذشتگان نيست.

     

    4-4- بيكاری

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:  إِنْ‏ يَكُنِ‏ الشُّغُلُ‏ مَجْهَدَةً فَاتِّصَالُ الْفَرَاغِ مَفْسَدَةٌ. (بحار الأنوار ج ‏74 ص 419)

    اگر كار، مشقّت بار است، بيكاری، پيوسته مايه‌ی تباهی است.

     

    4-5- اعتياد

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ أَيُّهَا النَّاسُ أَلَا إِنَ‏ كُلَ‏ مُسْكِرٍ حَرَامٌ‏ أَلَا وَ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.  (كافی ج ‏6 ص 408)

    ای مردم! بدانيد هر مست كننده ای حرام است. هر ماده تخديرگری حرام است. و آنچه بسيارش مست كند، اندك آن نيز حرام است.

     

    4-6- همنشين بد

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: صُحْبَةُ الْأَشْرَارِ تَكْسِبُ‏ الشَّرَّ كَالرِّيحِ إِذَا مَرَّتْ بِالنَّتْنِ حَمَلَتْ نَتْناً. (تصنيف غرر الحكم  ص 431)

    همنشينی با بَدان، بدی به دنبال می‌آورد، همانگونه كه باد اگر بر چيز گَنديده بوَزَد، با خود، بوی گند می‌بَرَد.

     

    قَالَ لُقْمَانُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِابْنِهِ‏: يَا بُنَيَّ …مَنْ‏ يُقَارِنْ‏ قَرِينَ‏ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ. (بحار الأنوار ج ‏13 ص 426)

    لقمان (عليه السلام) به فرزندش گفت:  آن كه با همنشينِ بد، نشست و برخاست كند، در امان نباشد.

     

    5- الگوهایی برای جوان

    5-1- اهل بيت علیهم السلام

    أَنَّ النَّبِيَّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) لَمَّا أَذِنَ لِعَلِيٍّ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي لِقَاءِ عَمْرِو بْنِ عَبْدِ وُدٍّ وَ خَرَجَ إِلَيْهِ قَالَ النَّبِيُّ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) بَرَزَ الْإِيمَانُ‏ كُلُّهُ‏ إِلَی الْكُفْرِ كُلِّهِ‏. (بحار الأنوار ج ‏39 ص 1)

    چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) اجازه فرمود که علی (علیه السّلام) به رویارویی با عَمرو بن عبدوُد برود و علی (علیه السّلام) نیز به مصاف وی رفت؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: تمام ايمان در برابر تمام کفر، ظاهر گشت!

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) أَفْضَلُ خَلْقِ اللَّهِ غَيْرِي وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ سَيِّدَا شَبَابِ‏ أَهْلِ‏ الْجَنَّةِ وَ أَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا وَ إِنَّ ‏ فَاطِمَةَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَ إِنَّ عَلِيّاً خَتَنِي‏ وَ لَوْ وَجَدْتُ لِفَاطِمَةَ خَيْراً مِنْ عَلِيٍّ لَمْ أُزَوِّجْهَا مِنْهُ‏. (بحار الأنوار ج ‏25 ص 360)

    بهترین خلق خدا غیر از من، علی ابن ابی­طالب (علیه السّلام) است و حسن و حسین دو سرور جوانان اهل بهشتند و پدرشان بهتر از آنها است و فاطمه بهترین زنان جهان است، و علی داماد من است و اگر بهتر از علی برای فاطمه می‌یافتم، فاطمه را به ازدواج او در نمی آوردم.

     

    ‏الرُّويَانِي‏:أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ مَرَّا عَلَی‏ شَيْخٍ‏ يَتَوَضَّأُ وَ لَا يُحْسِنُ فَأَخَذَا فِي التَّنَازُعِ يَقُولُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا أَنْتَ لَا تُحْسِنُ الْوُضُوءَ فَقَالا أَيُّهَا الشَّيْخُ كُنْ حَكَماً بَيْنَنَا يَتَوَضَّأُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا فَتَوَضَّئَا ثُمَّ قَالا أَيُّنَا يُحْسِنُ قَالَ كِلَاكُمَا تُحْسِنَانِ الْوُضُوءَ وَ لَكِنَّ هَذَا الشَّيْخَ الْجَاهِلَ هُوَ الَّذِي لَمْ يَكُنْ يُحْسِنُ وَ قَدْ تَعَلَّمَ الْآنَ مِنْكُمَا وَ تَابَ عَلَی يَدَيْكُمَا بِبَرَكَتِكُمَا وَ شَفَقَتِكُمَا عَلَی أُمَّةِ جَدِّكُمَا. (بحار الأنوار ج ‏43 ص 319)

    رویانی: یک روز امام حسن و امام حسین که هنوز کودک بودند، به پیرمردی برخوردند که مشغول وضو گرفتن بود، ولی خوب وضو نمی گرفت. ایشان شروع کردند به وضو گرفتن و در همان حال هر کدام به دیگری می گفت: وضوی من صحیح‌تر است. آنگاه به آن پیرمرد گفتند: ما دو نفر وضو می‌گیریم، تو قضاوت کن که وضوی کدامیک از ما بهتر است. وقتی وضو گرفتند و از او پرسیدند: کدامیک از ما بهتر وضو گرفتیم؟ گفت:شما هر دو خوب وضو گرفتید، ولی این پیرمرد نادان خوب وضو نگرفت. اکنون وضو گرفتن را از شما آموختم و به دست و برکت و مهربانی که شما نسبت به امّت جدّ خود دارید، توبه کردم.

     

    اَلحَسَنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِ أَخِي الْحُسَيْنِ ابْنِ سَيِّدَةِ الْإِمَاءِ يُطِيلُ اللَّهُ عُمُرَهُ فِي غَيْبَتِهِ ثُمَّ يُظْهِرُهُ بِقُدْرَتِهِ فِي‏ صُورَةِ شَابٍّ دُونَ أَرْبَعِينَ سَنَةً ذَلِكَ لِيُعْلَمَ‏ أَنَّ اللَّهَ عَلی‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ. (كمال الدين  ج ‏1 ص 316)

    خداوند، عمر نهمين فرزند برادرم حسين، فرزند بانوی كنيزان و زنان، را در غيبتش طولانی می گردانَد. آنگاه، وی را با قدرت خويش، به صورت جوانی كه كمتر از چهل سال دارد، ظاهر می‌گردانَد تا دانسته شود كه خداوند، بر هر كاری تواناست.

     

    5-2- اشخاص قرآنی

    اللهُ تَعالی:‏ نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنَاهُمْ هُدًی. (کهف/13)

    ما خبر آنان (اصحاب كهف) را بر تو درست حكايت می‌كنيم. آنان جوانانی بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و ما بر هدايتشان افزوديم.

     

    اللهُ تَعالی:‏ وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَ عِلْمًا وَ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ. (یوسف/22)

    چون به حد رشد رسيد (یوسف)، او را حكمت و دانش عطا كرديم، و نيكوكاران را چنين پاداش می‌دهيم.

     

    اللهُ تَعالی:‏ وَ رَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَ قَالَتْ هَيْتَ لَكَ  قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ. (یوسف/23)

    و آن [بانو] كه وی در خانه‌اش بود، خواست از او كام گيرد، و درها را [پياپی‌] چفت كرد و گفت: «بيا كه از آنِ توام!» [يوسف‌] گفت: «پناه بر خدا، او آقای من است. به من جای نيكو داده است. قطعاً ستمكاران رستگار نمی‌شوند.

     

    تفسير القمي:‏ { أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً. } (کهف/9) يَقُولُ قَدْ آتَيْنَاكَ‏ مِنَ‏ الْآيَاتِ‏ مَا هُوَ أَعْجَبُ‏ مِنْهُ‏ وَ هُمْ فِتْيَةٌ كَانُوا فِي الْفَتْرَةِ بَيْنَ عِيسَی ابْنِ مَرْيَمَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ مُحَمَّدٍ (صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ أَمَّا الرَّقِيمُ فَهُمَا لَوْحَانِ مِنْ نُحَاسٍ مَرْقُومٌ أَيْ مَكْتُوبٌ فِيهِمَا أَمْرُ الْفِتْيَةِ وَ أَمْرُ إِسْلَامِهِمْ وَ مَا أَرَادَ مِنْهُمْ دَقْيَانُوسُ الْمَلِكُ وَ كَيْفَ كَانَ أَمْرُهُمْ وَ حَالُهُمْ. (بحار الأنوار ج ‏14 ص 422)

    {آیا پنداشته ای اصحاب كهف و رقيم از آيات شگفت انگيز ما بوده اند}: يعنی ما به تو نشانه‌هايی شگفت‌تر از آن، نشان داديم. آنان، جوانمردانی بودند كه در فاصله‌ی ميان دوران عيسی پسر مريم (عليه السلام) و محمّد (صلی الله عليه و آله) زندگی می‌كردند. و امّا رقيم، دو لوح مسی بود كه بر آنها شرح حال آنان و اسلام آوردنشان و خواسته دقيانوسِ پادشاه و فرجام كار و حالشان، نوشته شده بود.

     

    سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْهُذَلِيِ‏: قَالَ لِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِما السَّلَامُ) يَا سُلَيْمَانُ مَنِ‏ الْفَتَی‏ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ الْفَتَی عِنْدَنَا الشَّابُّ قَالَ لِي أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ كَانُوا كُلُّهُمْ كُهُولًا فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ فِتْيَةً بِإِيمَانِهِمْ يَا سُلَيْمَانُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ اتَّقَی فَهُوَ الْفَتَی‏. (بحار الأنوار ج ‏14 ص 428)

    سليمان بن جعفرهذلی: امام صادق (عليه السلام) به من فرمود: ای سليمان! جوانمرد كيست؟
    گفتم جانم فدايت! جوانمرد نزد ما همان جوان است.
    به من فرمود: آيا نمی‌دانستی كه اصحاب كهف، همه ميانسال بودند و خداوند به خاطر ايمانشان، آنان را جوانمرد ناميد؟ ای سليمان! آن كه به خدا ايمان آورَد و تقوا پيشه كند، جوانمرد است.

     

    5-3- ياران حضرت مهدی علیه السلام

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَصْحَابُ‏ الْمَهْدِيِّ شَبَابٌ‏ لَا كُهُولَ فِيهِمْ إِلَّا مِثْلَ كُحْلِ الْعَيْنِ وَ الْمِلْحِ فِي الزَّادِ وَ أَقَلُّ الزَّادِ الْمِلْحُ. (بحار الأنوار ج ‏52 ص 333)

    اصحاب مهدی جوانند و پیر در آنان نیست مگر اندکی، مثل کمیِ سُرمه در چشم و نمک در زاد و توشه، و کمترین میزان زاد و توشه، نمک است.

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بَيْنَا شَبَابُ‏ الشِّيعَةِ عَلَی‏ ظُهُورِ سُطُوحِهِمْ‏ نِيَامٌ إِذَا تَوَافَوْا إِلَی صَاحِبِهِمْ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ عَلَی غَيْرِ مِيعَادٍ فَيُصْبِحُونَ بِمَكَّةَ. (بحار الأنوار ج ‏52 ص 370)

    در حالی که جوانان شیعه بر پشت بام منازل خود خوابند، در یک شب، در غیر موسم حج، به سمت صاحب خود می‌روند و در مکه صبح می‌کنند.

     

    6- حقوق جوان

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ يَلْزَمُ‏ الْوَالِدَيْنِ‏ مِنَ‏ الْعُقُوقِ‏ لِوَلَدِهِمَا إِذَا كَانَ الْوَلَدُ صَالِحاً مَا يَلْزَمُ الْوَلَدَ لَهُمَا. (بحار الأنوار ج ‏71 ص 70)

    پدر و مادر، از جانب فرزندشان _ اگر فرزند صالحی باشد _ عاق می‌شوند، مانند عاق شدن فرزند از جانب پدر و مادر.

     

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏  الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِين. ‏(مكارم الأخلاق ص 222)

    فرزند، هفت سال رئيس (فرمانده) است، و هفت سال بنده (فرمانبردار) است، و هفت سال وزير (كمك كار).

     

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبْ سَبْعَ سِنِينَ وَ يُؤَدَّبُ سَبْعاً وَ الْزِمْهُ‏ نَفْسَكَ‏ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏. (مكارم الأخلاق ص222)

    بگذار فرزندت هفت سال بازی كند، هفت سال تربيت شود و هفت سال، او را با خود، همراه بدار.

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.