آداب عدالت و انصاف
  • 1404-08-04
  • بازدید 251
    پ
    پ

    آداب عدالت و انصاف

    چکیده

    عدالت از صفات پسندیده‌ای است که خداوند به آن موصوف است و بر انسان‌ها نیز تکلیف است که آن را رعایت کنند. در آداب عدالت و انصاف، اهمیت و آثار آن آمده است که مبتنی بر توصیه‌های قرآن و عترت است.

     

    واژه های مرتبط

    عدالت، عدل، انصاف، قسط، احسان، تساوی، عفو، عدالت در عصر ظهور،  بی انصافی، ظلم

     

    1- معنی و مفهوم عدل و انصاف

    عدالت و معادله لفظی است که معنای مساوات را شامل می‌شود. پس عدل یعنی تقسیم یکسان. (مفردات)

    انصاف، اعطاء حق است. انصاف داشته باش، هنگامی که حق گرفته شد و حق را نیز اعطاء کن. (لسان العرب ج ۹ ص ۳۳۳)

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی:‏ {إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ‏.} (نحل/۹۰) الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ‏. (بحار الأنوار ج ‏۷۲ ص ۲۹)

    امیر المؤمنین (علیه السلام) در باره‌ی سخن خداوند متعال {در حقيقت، خدا به دادگری و نيكوكاری به خويشاوندان فرمان می‌دهد.} فرمود: عدل، انصاف است و احسان، بخشش.

     

    ۲- اهمیّت عدالت و انصاف

    اَللهُ تَعالی: … وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ… (شوری/۱۵)

    … و به من فرمان داده‌اند كه در ميان شما به عدالت رفتار كنم…

    اَللهُ تَعالی:… وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. (ممتحنه/۸)

    و با ايشان عدالت ورزيد، زيرا خدا دادگران را دوست می‌دارد.

    اَللهُ تَعالی: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ. (حدید/۲۵)

    همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو نازل کردیم تا مردم به عدالت برخیزند.

    اَللهُ تَعالی: إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَیٰ أَهْلِهَا وَ إِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا. (نساء/۵۸)

    خدا قاطعانه به شما فرمان می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانش بازگردانید و هنگامی که میان مردم داوری می‌کنید، به عدالت داوری کنید. یقیناً نیکو چیزی است که خدا شما را به آن موعظه می‌کند؛ بی‌تردید خدا همواره شنوا و بیناست.

    اَللهُ تَعالی: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَیٰ وَ اتَّقُوا اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ. (مائده/۸)

    ای اهل ایمان! همواره [در همه‌ی امور] قیام کننده برای خدا و گواهان به عدل و داد باشید. و نباید دشمنی با گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نورزید؛ عدالت کنید که آن به پرهیزکاری نزدیک‌تر است. و از خدا پروا کنید؛ زیرا خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

    اَللهُ تَعالی: وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ‏. (أعراف/ ۱۸۱)

    و از ميان كسانی كه آفريده‌ايم، گروهی هستند كه به حق هدايت می‌كنند و به حق داوری می‌کنند.

    اَللهُ تَعالی: وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذَا جَاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ. (یونس/۴۷)

    و برای هر امّتی پیامبری است؛ پس هنگامی که پیامبرشان به سویشان آید، در میانشان به عدالت و انصاف داوری شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.

    اَللهُ تَعالی: قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ. (اعراف/۲۹)

    بگو: پروردگارم به قسط فرمان داده است.

    اَللهُ تَعالی: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ … (حدید/۲۵)

    همانا ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنان کتاب و ترازو [ی تشخیص حق از باطل] نازل کردیم تا مردم به عدالت برخیزند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْإِنْصَافُ شِيمَةُ الْأَشْرَاف‏. (غررالحکم ص ۳۸)

    عدل و انصاف، خصلت اشراف و بزرگان‏ است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الدِّينُ وَ الْأَدَبُ وَ الْعَدْلُ نَتِيجَةُ الْعَقْلِ. (عيون الحكم ص ۲۶)

    دین، ادب و عدالت، نتیجه‌ی عقل است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: كَفَی بِالْعَدْلِ سَائِساً. (عيون الحكم ص ۳۸۶)

    برای سیاست و تدبیر در کارها ، همان عدالت کافی است.

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَدْلُ أَحْلَی مِنَ الْمَاءِ يُصِيبُهُ الظَّمْآنُ مَا أَوْسَعَ الْعَدْلَ إِذَا عُدِلَ فِيهِ وَ إِنْ قَلَّ ‏. (بحار الأنوار ج ۷۲ ص ۳۵)

    عدل، شیرین‌تر است از آبی که به تشنه‌کام می‌رسد؛ و چقدر عدل گسترده است، اگر عدل در آن باشد، گرچه کم باشد.

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ اِنَّ الْعَدْلَ میزانُ اللّهِ تَعالی فِی الاَرْضِ فَمَنْ اَخَذَهُ قادَهُ اِلَی الْجَنَّهِ وَ مَنْتَرَکَهُ ساقَهُ اِلَی النّارِ. (مستدرک الوسائل ج۱۱ ص۳۱۷)

    عدالت، ترازوی خدای متعال در زمین است. هر کس آن را به کار گیرد، به خاطر آن، به بهشت می‏رود و هر کس آن را رها کند، به جهنّم رانده می‏شود.

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَدْلُ أَحْلَی مِنَ الشَّهْدِ وَ أَلْيَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَ أَطْيَبُ رِيحاً مِنَ الْمِسْك‏. (کافی ج۲ص۱۴۷)

    عدالت شیرین‏تر از عسل، لطیف‏تر از کره، و خشبوتر از مِشک است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَدْلُ حَيَاةٌ. (غرر الحکم ص۲۶)

    عدل، مایه‌ی حیات و زندگی است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَدْلُ رَأْسُ الْإِيمَانِ وَ جِمَاعُ الْإِحْسَانِ وَ أَعْلَی مَرَاتِبِ الْإِيمَان‏. (غرر الحکم ص۲۶)

    عدالت به منزله‌ی سر برای پیکرِ ایمان است، تمام نیکی‌ها در آن جمع است و برترین مراتب، ایمان محسوب می‌شود.

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ عَدْلُ‏ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ‏ عِبَادَةِ سَبْعِينَ‏ سَنَةً، قِيَامٍ لَيْلُهَا وَ صِيَامٍ نَهَارُهَا، وَ جَوْرُ سَاعَةٍ فِي حُكْمٍ، أَشَدُّ وَ أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ مَعَاصِي سِتِّينَ سَنَةً. (بحار الانوار ج۷۲ص۳۵۲)

    یک ساعت عدالت بهتر از هفتاد سال عبادت است با شب‏ زنده ‏داری تا صبح عبادت کند و همه روز با روزه بگذرد و یک ساعت ستم در حکم و داوری نزد خدا، سخت ‌تر و بزرگ ‌تر است از معصیت‏‌های شصت سال.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْعَدْلُ قِوَامُ الرَّعِيَّةِ. (عيون الحكم ص ۳۰)

    عدالت، برپادارنده مردم است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْمُؤْمِنُ‏ يُنْصِفُ‏ مَنْ‏ لَا يُنْصِفُهُ‏. (عيون الحكم ص ۲۸)

    مؤمن، با كسی كه با وی بی‌انصافی كند، به انصاف رفتار کند.

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … إِنَّ النَّاسَ يَسْتَغْنُونَ إِذَا عُدِلَ بَيْنَهُمْ. (کافی ج۳ ص ۵۶۸)

    …اگر عدالت اجرا گردد همه‌ی مردم بی ‏نياز می‏شوند.

     

    ۳- آثار عدالت و انصاف

    اَللهُ تَعالی: فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ. (حجرات/۹)

    پس اگر بازگشت، میانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتی برقرار کنید؛ و همواره دادگری را پیشه سازید که خدا دادگران را دوست دارد.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… فَإنَّ فِي الْعَدْلِ سَعَةً وَ مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْعَدْلُ فَالْجَوْرُ عَلَيْهِ أَضْيَق.(نهج البلاغه خطبه۱۵)‏

    … بدرستی که گشايش امور با عدالت است، كسی كه عدالت او را در مضيقه اندازد، ظلم و ستم، مضيقه بيشتری برای او ايجاد می‏كند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِالْعَدْلِ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ. (عيون الحكم ص ۱۸۵)

    با عدالت امور مردم اصلاح می‌‌شود.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: بِالْعَدْلِ تَتَضَاعَفُ الْبَرَكَاتُ. (عيون الحكم ص ۱۸۸)

    با عدالت، برکت‌ها بیشتر می‌شود.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَنْصَفَ أُنْصِفَ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    هر كه (بامردم) انصاف كند، (با او) انصاف كرده شود.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ كَثُرَ إِنْصَافُهُ تَشَاهَدَتِ النُّفُوسُ بِتَعْدِيلِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    هر كه انصاف او بسيار باشد، همگان به عدالت او گواهی می‏‌دهند.

    سُئِلَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَيُّهُمَا أَفْضَلُ، الْعَدْلُ أَوِ الْجُودُ؟ فَقَالَ (أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَليهِ السَّلامُ): الْعَدْلُ يَضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا، وَ الْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا؛ وَ الْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ، وَ الْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ؛ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا. (نهج البلاغه حکمت ۴۳۷)

    (از حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام) سؤال شد: كدام يك از اين دو برترند: عدالت يا بخشندگی؟  حضرت فرمود: عدالت، هر چيز را به جای خود می‌نهد و بخشندگی، آن را از جای خود بيرون می‌نهد. عدل، نگهدارنده‌ی همگان است و بخشندگی، تنها كسی را در بر می‌گيرد كه بخشش نصيب او شده است. پس، عدالت از بخشندگی شريف‌تر و برتر است.

    اَلرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَامُ: اسْتِعْمَالُ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ مُؤْذِنٌ بِدَوَامِ النِّعْمَةِ. (بحار الأنوار ج ‏۷۲ ص ۲۶)

    به کار بردن عدل و احسان، اعلام به دوام نعمت است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْعَدْلُ قِوَامُ الرَّعِيَّةِ. (عيون الحكم ص ۳۰)

    عدالت، برپادارنده مردم است.

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلنّاسُ یَسْتَغْنونَ اِذا عُدِلَ بَیْنَهُمْ وَ تُنْزِلُ السَّماءُ رِزْقَها وَ تُخْرِجُ الاَرْضُ بَرَکَـتَها بِاِذْنِ اللّهِ تَعالی. (کافی ج ۳ ص ۵۶۸)

    اگر در میان مردم عدالت اجرا شود، بی‏نیاز می‏شوند و به اذن خداوند متعال، آسمان روزیِ خود را فرو می‏فرستد و زمین برکاتش را بیرون می‏ریزد.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ عَلَامَاتِ النَّبْلِ الْعَمَلُ بِسُنَّةِ الْعَدْلِ. (عيون الحكم ص ۲۶۹)

    از علامت‌های نجابت، عمل كردن به روش عدالت است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْمُرُوَّةُ الْعَدْلُ فِي الْإِمْرَةِ وَ الْعَفْوُ فِي الْقُدْرَةِ وَ الْمُوَاسَاةُ فِي الْعِشْرَةِ. (عيون الحكم ص ۶۵)

    مردانگی: عدالت در فرمانروایی و گذشت با قدرت و یاری کردن در تنگدستی است.

     

    ۴- آثار بی عدالتی

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَظْلَمُ النَّاسِ مَنْ سَنَّ سُنَنَ الْجَوْرِ وَ مَحَا سُنَنَ الْعَدْلِ. (عيون الحكم ص ۱۲۶)

    ستمكارترين مردم كسی است كه به راه جور و ستم برود و راه عدل را محو كند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ الْقُبْحَ فِي الظُّلْمِ بِقَدْرِ الْحُسْنِ فِي الْعَدْلِ. (عيون الحكم ص ۱۵۰)

    همانا قبیح بودن در ظلم، به اندازه‌ی نیکو بودن در عدالت است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: دَاوُوا الْجَوْرَ بِالْعَدْلِ. (عيون الحكم ص ۲۵۰)

    ستم را با عدالت درمان کنید.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ عَدِمَ إِنْصَافَهُ لَمْ يُصْحَبْ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    هر آنکه انصاف نداشته باشد، کسی با او همراه نمی‌شود.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ مَنَعَ الْإِنْصَافَ‏ سُلِبَ الْإِمْكَانَ. (عيون الحكم  ص ۵۱)

    كسی كه انصاف (عدالت) به خرج ندهد، خداوند قدرت را از او بگيرد.

     

    ۵- ظلم و بی عدالتی

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْجَوْرُ مُضَادُّ الْعَدْلِ. (عيون الحكم ص ۶۱)

    ستمرانی برخلاف عدالت است.

     

    ۶- شرایط عدالت

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اِسْتَعِنْ عَلَی الْعَدْلِ بِحُسْنِ النِّيَّةِ فِي الرَّعِيَّةِ وَ قِلَّةِ الطَّمَعِ وَ كَثْرَةِ الْوَرَعِ. (عيون الحكم ص۷۷)

    از حسن نیّت به مردم و کاهشِ طمع ورزی و فزونی پارسایی، برای عدالت کمک بگیرد.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ لَوَازِمِ الْعَدْلِ التَّنَاهِي عَنْ الظُّلْمِ. (عيون الحكم ص ۴۶۸)

    از شرایط عدل، باز ايستادن از ظلم است.

     

    ۷- انواع عدالت و انصاف

    7-1- عدالت و انصاف در حکم و قضاوت

    اَللهُ تَعالی: وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ‏. (شوری/ ۱۵)

    و مأمور شدم كه ميان شما عدالت ورزم.

    أَبِي مَالِكٍ: قُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (عَلَيْهِما السَّلَامُ): أَخْبِرْنِي بِجَمِيعِ شَرَائِعِ الدِّينِ قَالَ قَوْلُ‏ الْحَقِّ وَ الْحُكْمُ بِالْعَدْلِ وَ الْوَفَاءُ بِالْعَهْدِ. (بحار الأنوار ج ‏۷۲ ص ۲۶)

    ابی مالک: به امام سجاد (علیه السلام) عرض کردم: کلّیات مقررات دین را به من خبر بدهید، فرمود: گفتار حقّ، حکم به عدالت، و وفای به عهد.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ مِنَ الْعَدْلِ أَنْ تَنْتَصِفَ‏ فِي الْحُكْمِ وَ تَتَجَنَّبَ الظُّلْمَ. (عيون الحكم ص ۱۵۰)

    همانا از عدالت این است که در حکم دادن انصاف داشته باشی و از ظلم دوری کنی.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مِنْ أَفْضَلِ الِاخْتِيَارِ وَ أَحْسَنِ الِاسْتِظْهَارِ أَنْ تَعْدِلَ فِي الْقَضَاءِ وَ تُجْرِيَهُ فِي الْخَاصَّةِ وَ الْعَامَّةِ عَلَی السَّوَاءِ. (عيون الحكم ص۴۷۱)

    برترین انتخاب و پشتگرمی آن است که به عدالت حکم کنی و حکم خدا را بر آشنا و غریبه به طور یکسان جاری کنی.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أِعْدِلْ تَحْكُمْ. (عيون الحكم ص ۷)

    دادگری كن تا حکمرانی کنی.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: اَلْإِنْصَافُ‏ زَيْنُ الْإِمْرَةِ. (عيون الحكم  ص ۵۱)

    عدالت، زینت حکمرانی است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: زَكَاةُ الْقُدْرَةِ الْإِنْصَافُ‏. (عيون الحكم  ص ۵۱)

    زكاتِ قدرت، انصاف است.

     

    7-2- عدالت و انصاف با خود

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: غَايَةُ الْعَدْلِ أَنْ يَعْدِلَ الْمَرْءُ فِي نَفْسِهِ. (عيون الحكم ص ۳۴۹)

    نهایت عدالت آن است که مرد در باره‌ی خود عدالت ورزد.

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِنَّ لِلَّهِ جَنَّةً لَا يَدْخُلُهَا إِلَّا ثَلَاثَةٌ أَحَدُهُمْ مَنْ حَكَمَ فِي نَفْسِهِ بِالْحَقِ‏. (بحار الأنوار ج ‏۷۲ ص ۴۱)

    خدا را بهشتی است که در آن درنمی‌آید مگر سه کس؛ که یکی از آنان، کسی است که درباره خود حکم به­ حق می‌کند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ تَحَلَّی بِالْإِنْصَافِ بَلَغَ مَرَاتِبَ الْأَشْرَافِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    هر كه خود را به عدل و انصاف بيارايد، رتبه‌های بزرگان را دريابد.

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَنْ أَرَادَ أَنْ يُسْكِنَهُ اللَّهُ جَنَّتَهُ فَلْيُحْسِنْ خُلُقَهُ وَ لْيُعْطِ النَّصَفَةَ مِنْ نَفْسِه… (وسائل الشيعه ج ‏۱۵ ص ۲۸۵)

    كسی كه می‏‌خواهد كه خداوند او را در بهشتش جای دهد، پس بايد اخلاقش را نيكو سازد و در باره‌ی خود منصفانه رفتار كند.

     

    7-3- عدالت و انصاف با دوست و دشمن

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالْعَدْلِ فِي الْعَدُوِّ وَ الصَّدِيقِ … (عيون الحكم ص ۳۳۴)

    بر تو باد عدالت برای دشمن و دوست!

    اَلسّجادُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ أَمَّا حَقُّ الصَّاحِبِ فَأَنْ تَصْحَبَهُ بِالْفَضْلِ مَا وَجَدْتَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَ إِلَّا فَلَا أَقَلَّ مِنَ الْإِنْصَافِ‏ وَ أَنْ تُكْرِمَهُ كَمَا يُكْرِمُكَ وَ تَحْفَظَهُ كَمَا يَحْفَظُكَ. (بحار الأنوار ج ‏۷۱ ص ۱۷)

    حق دوست این است که تا آنجا که می‌توانی با بزرگواری با او برخورد کنی، و چون نتوانستی، حداقل به انصاف با او رفتار کن و او را ارجمند بدار، آنگونه که او تو را ارج می‌نهد. و او را نگهدار و پشتیبانی کن، آنگونه که او تو را نگهداری و پشتیبانی می‌کند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ابْذُلْ لِأَخِيكَ دَمَكَ وَ مَالَكَ وَ لِعَدُوِّكَ عَدْلَكَ وَ إِنْصَافَكَ‏ وَ لِلْعَامَّةِ بِشْرَكَ وَ إِحْسَانَكَ سَلِّمْ‏ عَلَی النَّاسِ يُسَلِّمُوا عَلَيْكَ. (بحار الأنوار ج ‏۷۵ ص۵۰)

    جان و مال خود را فدای برادرت کن، و دادگری و انصاف خود را بر دشمنت معمول دار، و خوشرویی و احسانت را برای باقی مردم بگذار. بر مردم سلام کن تا بر تو سلام کنند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَلَيْكَ بِالْعَدْلِ فِي الْعَدُوِّ وَ الصَّدِيقِ وَ الْقَصْدِ فِي الْفَقْرِ وَ الْغِنَی. (عيون الحكم ص ۳۳۴)

    بر تو باد عدالت برای دشمن و دوست و نیز میانه‌روی در فقر و ثروت!

     

    ۸- حکمت عدالت و انصاف

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: جَعَلَ‏ اللَّهُ‏ الْعَدْلَ‏ قِوَاماً لِلْأَنَامِ‏ وَ تَنْزِيهاً عَنِ الْمَظَالِمِ وَ الْآثَامِ وَ تَسْنِيَةَ الْإِسْلَامِ. (عیون الحکم ص۲۲۳)

    خداوند عدل را قوام مردم و سبب پاکسازی جامعه از ظلم و گناه، و موجب شکوه و سربلندی اسلام قرار داده است.

     

    ۹- مصادیق عدالت و انصاف

    اَللهُ تَعالی: وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبی‏. (أنعام/ ۱۵۲)

    و هنگامی که سخن گویید، عدالت ورزید، هر چند درباره‌ی خویشان باشد.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: عَامِلْ سَائِرَ النَّاسِ بِالْإِنْصَافِ وَ عَامِلِ الْمُؤْمِنِينَ بِالْإِيثَارِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    با ديگر مردمان به انصاف رفتار كن و با مؤمنان به ايثار.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْكَرِيمُ يَعْفُو مَعَ الْقُدْرَةِ وَ يَعْدِلُ مَعَ الْإِمْرَةِ وَ يَكُفُّ إِسَاءَتَهُ وَ يَبْذُلُ إِحْسَانَهُ. (عيون الحكم ص ۶۳)

    کریم و بزرگوار با توانایی، گذشت می‌کند و در فرمانروایی به عدالت رفتار می‌کند و زشتی خود را از مردم پنهان می‌کند و نکویی خود را اعطاء می‌کند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی‏: {إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ‏.} (نحل/۹۰) الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ‏. (بحار الأنوار ج ‏۷۲ ص ۲۹)

    امیر المؤمنین (علیه السلام) در باره سخن خداوند متعال: {در حقيقت، خدا به دادگری و نيكوكاری به خويشاوندان فرمان می‌دهد.} فرمود: عدل، انصاف است و احسان، بخشش است.

    اَلرَسُولُ صَلَّی اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ:‏‏ أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ رَضِيَ لِلنَّاسِ مَا يَرْضَی لِنَفْسِهِ وَ كَرِهَ لَهُمْ مَا يَكْرَهُ لِنَفْسِهِ‏. (بحار الأنوار ج ‏۷۲ ص ۲۵)

    عادل‌ترین مردم، آن کسی است که بپسندد برای مردم، آنچه را که برای خود می‌پسندد؛ و بد بدارد برای ایشان، آنچه را که برای خود بد می‌دارد.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْدَلُ السِّيرَةِ أَنْ تُعَامِلَ النَّاسَ بِمَا تُحِبُّ أَنْ يُعَامِلُوكَ بِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    عادلانه‌ترین روش آن است که با مردم به گونه‌ای رفتار کنی که دوست داری با تو آن گونه رفتار کنند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: الْعَدْلُ أَنَّكَ إِذَا ظُلِمْتَ أَنْصَفْتَ وَ الْفَضْلُ أَنَّكَ إِذَا قَدَرْتَ عَفَوْتَ. (عيون الحكم ص ۶۵)

    عدل و داد به این است که، هرگاه تو مورد ظلم و ستم واقع شدی، انصاف به خرج دهی و فضیلت و برتری هنگامی است که چون قدرت یافتی، عفو کنی.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ أَنْصَفَ مِنْ ظُلْمِهِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    عادل‌ترين مردم، كسی است كه با شخصی كه بر او ستم روا داشته است به انصاف رفتار كند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ‏ الْعَدْلِ‏ نُصْرَةُ الْمَظْلُومِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۴۴۶)

    بهترین عدالت، یاری مظلوم است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… ثُمَّ اعْمَلْ فِيهِمْ بِالاْعْذَارِ إِلَی اللهِ يَوْمَ تَلْقَاهُ، فَإِنَّ هَؤُلاَءِ مِنْ بَيْنِ الرَّعِيَّةِ أَحْوَجُ إِلَی الاْنْصَافِ مِنْ غَيْرِهِمْ وَ  کُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَی اللهِ فِي تَأْدِيَةِ حَقِّهِ إِلَيْهِ. (نهج البلاغه نامه ۵۳)

    با مردم چنان باش، كه در روز حساب كه خدا را ديدار می‌كنی، عذرت پذيرفته آيد كه گروه ناتوانان و بينوايان به عدالت تو نيازمندتر از ديگران‌اند و چنان باش كه برای يك يك آنان در پيشگاه خداوندی، در ادای حق ايشان، عذری داشته باشی.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْدَلُ النَّاسِ مَنْ أَنْصَفَ عَنْ قُوَّةٍ وَ أَعْظَمُهُمْ حِلْماً مَنْ حَلُمَ عَنْ قُدْرَةٍ. (تصنيف غرر الحكم ص ۳۹۴)

    عادل‌ترین افراد کسی است که در عین توانایی، به انصاف عمل کند و بردبارترینِ آنها کسی است که، در عین قدرت، بردبار باشد.

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ لَا عَدْلَ كَالْإِنْصَافِ‏ … (بحار الأنوار ج ‏۷۵ ص ۱۶۵)

    و هیچ عدالتی همچون انصاف و دادگری نیست…

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَعْدَلُ‏ الْخَلْقِ‏ أَقْضَاهُمْ‏ بِالْحَقِّ. (تصنيف غرر الحكم ص ۶۹)

    عادل‌ترین مردم، کسانی هستند که بیش از همه به حق داوری کنند.

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: ما نَهاهُ اللّهُ عَنْ شَی‏ءٍ اِلاّ وَ قَدْ عَلِمَ اَ نَّهُ یُطیقُ تَرَکَهُ ، وَ لا اَمْرَهُ بِشَی‏ءٍ اِلاّ وَ قَدْ عَلِمَ اَ نَّهُ یَسْتَطیعُ فِعْلَهُ لِاَنَّهُ لَیْسَ مِنْ صِفَتِهِ الْجَورُ وَ العَبَثُ وَ الظُّلْمُ وَ تَکلیفُ الْعِبادِ ما لا یُطیقونَ. (بحار الانوار ج۵ ص۱۹)‏

    خداوند او را تنها از چیزهایی نهی کرده است که می­دانسته توان ترک آنها را دارد، و تنها به چیزهایی امر کرده که می­دانسته قدرت انجامشان را دارد؛ زیرا خداوند این­گونه نیست که ستم و کار لغو و ظلم کند و بندگان را به چیزهایی که توان آن را ندارند مکلّف کند.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: وَ قَدَّرَ الاَرزاقَ فَکَثَّرَها وَ قَـلَّـلَها، وَ قَسَّمَها عَلَی الضّیقِ وَ السَّعَهِ، فَعَدَلَ فیها لِیَبْتَلیَ مَنْ اَرادَ بِمَیْسورِها وَ مَعسورِها، وَ لِیَخْتَبِرَ بِذلِکَ الشُّکْرَ وَ الصَّبْرَ مِنْ غَنیِّها وَ فَقیرِها. (نهج البلاغه خطبه ۹۱۸)

    خداوند روزی همگان را تعیین کرد و آن را زیاد و کم کرد و در آن تنگی و گشایش قرار داد و عدالت ورزید تا با آسانی و سختی آن، هرکس را بخواهد، بیازماید و سپاسگزاری و صبرِ ثروتمند و فقیر را امتحان کند.

    أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: أَحْسَنُ‏ الْعَدْلِ‏ نُصْرَةُ الْمَظْلُومِ. (تصنيف غرر الحكم ص ۴۴۶)

    بهترین عدالت، یاری مظلوم است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السلَامُ: أَنْصِفِ اللهَ وَ أَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِکَ، وَ مِنْ خَاصَّةِ أَهْلِکَ، وَ مَنْ لَکَ فِيهِ هَوًی مِنْ رَعِيَّتِکَ، فَإِنَّکَ إِلاَّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ؛ وَ مَنْ ظَلَمَ عِبَادَ اللهِ کَانَ اللهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ، وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ، وَ کَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّی يَنْزِعَ أَوْ يَتُوبَ. وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْعَی إِلَی تَغْيِيرِ نِعْمَةِ اللهِ وَ تَعْجِيلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَة عَلَی ظُلْم، فَإِنَّ اللهَ سَمِيعٌ دَعْوَةَ الْمُضْطَهَدِينَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِينَ بِالْمِرْصَادِ. (نهج البلاغه نامه ۵۳)

    با خدا و با مردم، و با خويشاوندان نزديك، و با افرادی از رعيّت خود كه آنان را دوست داری، انصاف را رعايت كن، كه اگر چنين نكنی ستم روا داشتی، و كسی كه به بندگان خدا ستم روا دارد، خدا به جای بندگانش، دشمن او خواهد بود، و آن را كه خدا دشمن شود، دليل او را نپذيرد، كه با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه كه باز گردد، يا توبه كند، و چيزی چون ستمكاری، نعمت خدا را دگرگون نمی‌‏كند، و كيفر او را نزديك نمی‏‌سازد، كه خدا دعای ستمديدگان را می‏‌شنود و در كمين ستمكاران است.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا عُمِّرَتِ‏ الْبُلْدَانُ‏ بِمِثْلِ‏ الْعَدْلِ‏. (غرر الحکم ص۶۸۸)

    شهرها با هيچ چيز همچون عدالت، آباد نمی‏شود.

    أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ: … فَلَا تَكُفُّوا عَنْ‏ مَقَالَةٍ بِحَقٍ‏ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ‏ … (نهج البلاغه خطبه ۲۱۶)

    از گفتار حق و مشورت با عدالت خودداری نکنید.

     

    ۱۰- عدالت مهدوی

    اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَامُ:… يَا عَمَّار (عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ)…سُبْحَانَ اللَّهِ أَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ يُظْهِرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْحَقَّ وَ الْعَدْلَ فِي الْبِلَادِ وَ يُحْسِنَ حَالَ عَامَّةِ النَّاسِ وَ يَجْمَعَ اللَّهُ الْكَلِمَةَ وَ يُؤَلِّفَ بَيْنَ الْقُلُوبِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ لَا يُعْصَی اللَّهُ فِي أَرْضِهِ وَ يُقَامَ‏ حُدُودُ اللَّهِ‏ فِي‏ خَلْقِهِ‏ وَ يُرَدَّ الْحَقُّ إِلَی أَهْلِهِ فَيُظْهِرُوهُ حَتَّی لَا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ أَمَا وَ اللَّهِ يَا عَمَّارُ لَا يَمُوتُ مِنْكُمْ مَيِّتٌ عَلَی الْحَالِ الَّتِي أَنْتُمْ عَلَيْهَا إِلَّا كَانَ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ كَثِيرٍ مِمَّنْ شَهِدَ بَدْراً وَ أُحُداً فَأَبْشِرُوا. (بحار الأنوار ج ‏۵۲ ص ۱۲۷)

    ای عمار!… منزه است خداوند، آیا دوست نمی‌دارید حق آشکار شود؛ عدالت در دنیا گسترش یابد؛ حالِ عموم مردم نیکو گردد؛ خداوند عزیز و بلندمرتبه هدف‌ها را یکی کند و دل‌های پراکنده را با هم پیوند دهد؛ کسی در زمین خدا، معصیت نکند؛ حدود الهی در میان مردم جاری گردد؛ حق به اهلش منتقل شود و صاحب حق آن را آشکار سازد تا آنکه از ترس کسی، چیزی پوشیده نماند؟

    ای عمار! به خدا قسم! هر کس از شما با این عقیده که شما دارید بمیرد، از بسیاری از آنها که در جنگ بدر و احد حاضر بودند، برتر و بهتر است، پس مژده باد برشما!

    اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَامُ: إِذَا قَامَ‏ قَائِمُ‏ أَهْلِ‏ الْبَيْتِ‏ قَسَّمَ‏ بِالسَّوِيَّةِ وَ عَدَلَ‏ فِي‏ الرَّعِيَّةِ فَمَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ الْمَهْدِيَّ لِأَنَّهُ يُهْدَی إِلَی أَمْرٍ خَفِيٍّ… (بحار الأنوار ج ‏۵۲ ص۳۵۰)

    وقتی قائم اهل بیت (علیهم السلام) خروج کند، اموال را مساوی، تقسیم می‌کند و در مورد مردم به عدالت رفتار می‌کند؛ هر کس مطیع او باشد، مطیع خدا و هر کس او را نافرمانی کند، نافرمانی از خدا کرده است و حضرت را، «مهدی» نامیده‌اند، چون به امری پنهان هدایت می‌کند…

    ثبت دیدگاه

    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

    برای ارسال دیدگاه شما باید وارد سایت شوید.